حسین شیخ رضایی

حسین شیخ رضایی

مدرک تحصیلی: استادیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، گروه ترویج علم، ایران تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۶ مورد.
۱.

چارچوب مفهومی برای شناسایی و ارزیابی مؤلفه های اصلی مسئولیت اجتماعی دانشگاه با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۳۷
در سال های اخیر، به دلیل مسائل متعدد اجتماعی، محیط زیستی و اقتصادی، پرسش از چیستی مسئولیت اجتماعی دانشگاه موردتوجه قرارگرفته است. در این مقاله با هدف تعریف مسئولیت اجتماعی دانشگاه و شناسایی مؤلفه های آن به بررسی انتقادی نظریات گوناگون در زمینه دانشگاهِ مطلوب در دنیای پیچیده امروز، پرداخته شد؛ و سپس با استفاده از روش فراترکیب دسته بندی جامع و منسجمی از ابعاد و مؤلفه های مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ارائه گردید. در حوزه مطالعات دانشگاه پژوهی از طریق جستجو در پایگاه مقالات داخلی و با توجه به واژگان مرتبط، 870 منبع اولیه در بازه زمانی ده سال اخیر استخراج گردید، سپس با بررسی ارتباط عنوان، چکیده، روش و یافته های مقالات؛ با اهداف این پژوهش، 23 مقاله برای کدگذاری انتخاب گردید. در ادامه با کدگذاری باز و محوری، شاخص های مسئولیت اجتماعی دانشگاه در 5 بعد و 26 مقوله اصلی دسته بندی گردید که عبارت اند از: ابعاد حکمرانی با مؤلفه های (چشم انداز و راهبرد روشن، رهبر حامی، ائتلاف و تعامل گسترده با ذی نفعان بیرونی، تأمین مالی پایدار، اداره مشورتی و آزادی دانشگاهی؛ و ارزیابی، مستندسازی و گزارش دهی مستمر)، آموزش با مؤلفه های (آموزش اصول شهروندی، توسعه توانمندی دانشجو، آموزش فراگیر، محتوای درسی مسئله محور، یادگیری مشارکتی؛ و اخلاق در آموزش)، پژوهش (پژوهش مشارکتی، پژوهش مسئله محور، اخلاق در پژوهش؛ حمایت از نوآوری و ترویج علم در صنعت و جامعه)، خدمات (حمایت از شرکت های نوپا، مشارکت در اقتصاد منطقه، تقویت سرمایه فرهنگی و اجتماعی؛ و فعالیت های خیرخواهانه) و مدیریت داخلی (رویه های کاری منصفانه، کیفیت زندگی کاری دانشگاهیان، توجه به محیط زیست؛ ساختار و فرهنگ پویا و زیرساخت نوین). این مقاله نشان می دهد که یک دانشگاه مسئولیت پذیر در قبال جامعه، در تمامی کارکردهای خود به صورت متناسب به مسائل اجتماعی توجه دارد و این دغدغه را تنها به رسالت سوم دانشگاه و فعالیت های خیرخواهانه تقلیل نمی دهد. در انتهای مقاله پیشنهادهایی نیز برای تقویت مؤلفه های مسئولیت اجتماعی در دانشگاه ایرانی ارائه گردید.
۲.

داستان پردازی و مدل سازی: هستی شناسی داستان انگارانه و مسأله بازنمایی در مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: داستان انگاری مدل های علمی مدل های نظری باورآوری بازنمایی مستقیم بازنمایی غیرمستقیم ارجاع گرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
دانشمندان جهان را به کمک ابزارهایی گوناگون بازنمایی می کنند و یکی از مهم ترین ابزارهای آنان مدل های علمی است. در بسیاری مواقع، پدیده های پیچیده در جهان واقعی با ساخت مدل هایی ساده و ایدئال شده بازنمایی می شوند. مدل ها سؤالات مهمی در فلسفه علم مطرح می کنند، اما از میان آنها دو سؤال اساسی تر از بقیه است. نخست اینکه مدل ها اصولاً چیستند، و دوم اینکه مدل ها چگونه جهان را بازنمایی می کنند. ما در این نوشته عمدتاً به پرسش نخست، هستی شناسی و چیستی مدل ها، در چهارچوب داستان انگاری مدل های علمی می پردازیم، اما نشان می دهیم این دو پرسش درهم تنیده اند و پاسخی که به پرسش هستی شناختی می دهیم، پاسخ های ما به پرسش بازنمایی را محدود و مقید می کند. در مدل سازی نظری، دانشمندان معمولاً فرض هایی مطرح می کنند که در جهان فیزیکی برقرار نیست. از سوی دیگر، دانشمندان چنین «وانمود» می کنند که «گویی» چیزهایی در جهان وجود دارند که آنچه مدل توصیف می کند درباره آنها صادق است. یکی از راه حل های جذابی که در سال های اخیر در خصوص هستی شناسی مدل های نظری مطرح شده رویکردی موسوم به «داستان انگاری» است که در آن برای پاسخ به سؤال هستی شناختی به مفهوم «بازی وانمودی» و «باورآوری» توسل می شود. ادعا شده است مدل های علمی از سنخ داستان هایی هستند که از آنها در بازی های تخیلی استفاده می شود.
۳.

ارزیابی انسجام درونی نظریه یگانه انگاری راسلی در باب رابطه ذهن و بدن(مقاله پژوهشی حوزه)

کلید واژه ها: یگانه انگاری راسلی همه روان دارانگاری فیزیکی انگاری ویژگی های فیزیکی ویژگی های پدیداری ویژگی های مقوم پدیداری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
یگانه انگاری راسلی، عنوان یکی از جدیدترین نظریه های فلسفه ذهن است. این نظریه مدعی غلبه بر مشکلات نظریه های فیزیکی انگار و دوگانه انگار است. به طور خاص مشکل عمده فیزیکی انگاری، در تبیین آگاهی پدیداری است. یگانه انگاری راسلی بر اساس یک فهم هستی شناختی متفاوت از جهان، مدعی است ویژگی های درونی (ذاتی) اشیای فیزیکی که تا کنون مورد غفلت نظریه های فیزیکی واقع شده اند، منشأ ظهور آگاهی پدیداری هستند. بر این اساس، یگانه انگاری راسلی مدعی ارائه تبیینی مناسب از آگاهی پدیداری است که با جهان فیزیکی، یکپارچه است. در این مقاله به صورت بندی دو نسخه اصلی این نظریه یعنی یگانه انگاری راسلی پدیداری و یگانه انگاری راسلی مقوم پدیداری و نقد و بررسی آنها می پردازم. بررسی ها نشان می دهد این نظریه علی رغم مزیت های جدی مثل کنارگذاشتن شکاف معرفتی بین حقایق پدیداری و حقایق فیزیکی دچار مشکلات جدی ای مثل مسئله ترکیب است.
۴.

نگاهی به متافیزیک رابطه «برساختن اجتماعی» و نسبت آن با طبیعی گرایی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۸۴
برساخت گرایی اجتماعی نظریه ای است که طبق آن بسیاری از وجوه واقعیت و معرفت ما به آن برساخته تعامل های بینافردی و اجتماعی است. اگرچه در سال های اخیر انواع و اقسام هویت ها و بازنمایی ها برساخته اجتماع دانسته شده اند، اما در باره اینکه رابطه «برساختن اجتماعی» به لحاظ فلسفی و متافیزیکی چگونه رابطه ای است تحقیقات نسبتاً اندکی انجام شده و توافق نظری ای بر سر آن وجود ندارد. نخستین هدف این نوشته ایضاح مفهومیِ رابطه برساختن اجتماعی و مرور چهار گزارش مختلف در باره متافیزیک این رابطه است. هر یک از این گزارش ها به لحاظ کفایت متافیزیکی ارزیابی شده اند تا روشن شود آیا با آنچه کاربران مفهوم برساختن اجتماعی در ذهن دارند انطباق دارد یا خیر. در بخش پایانی مقاله، پس از به دست دادن تعریفی از طبیعی گرایی فلسفی، به بررسی این نکته پرداخته شده است که آیا می توان گزارشی طبیعی شده از برساختن اجتماعی به دست داد یا نه. استدلال شده است که چنانچه موضوع و متعلَق برساختن اجتماعی را بازنمایی ها در نظر بگیریم، تعارضی با طبیعی گرایی نخواهد داشت. اما اگر موضوع و متعلَق آن را هویات خود جهان لحاظ کنیم، تنها یکی از صورت بندی های برساخت گرایی هستی شناختی با طبیعی گرایی فلسفی سازگار نیست، اما درخصوص سایر صورت بندی ها، باید منتظر تعیین تکلیف مفاهیمی مانند نوپدیدی و اصل بستار علّی در علوم تجربی بود. در حال حاضر، دلیلی پیشینی/فلسفی دال بر تعارض میان این نسخه های برساخت گرایی هستی شناختی و طبیعی گرایی فلسفی در دست نیست.
۵.

بررسی نظریۀ تغییر مفهومی پل تاگارد و نتایج آن بر مسئله ی پیشرفت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: انقلاب علمی تغییر مفهومی ناهمسنجگی پیشرفت علمی پُل تاگارد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۴۰۲
 تغییر مفهومی و بررسی نتایج آن بر تاریخ علم همواه یکی از مسائل چالش برانگیز در مباحث تاریخ و فلسفه ی علم بوده است. در این مقاله ابتدا به معرفی آرای پُل تاگارد یکی از فیلسوفان طرفدار فلسفه ی علم محاسباتی در مورد چیستی و چگونگی تغییر مفاهیم می پردازیم و بر این اساس، به رویکرد او به تاریخ علم از جهت انباشتی بودن یا انقلابی بودن اشاره خواهیم کرد. از نظر تاگارد، شواهد و روش ها دست کم چیزهایی هستند که در اکثر انقلاب های علمی بین نظریه ی موجود و نظریه ی جایگزین مشترک هستند. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که این ادعا با رویکرد کل گرایی معناشناختی تاگارد سازگار به نظر نمی رسد. همچنین با موردکاوی تاریخی در خصوص انقلاب علمی مکانیک کوانتومی در تاریخ علم فیزیک، نشان خواهیم داد که - برخلاف نظریه ی پل تاگارد - تدریجی بودن و همپوشانی نظریه ی موجود و جایگزین دلیلی بر پیوستگی آن دو نیست ؛ زیرا اگر چه مرز دقیقی نمی توان میان آن دو یافت ، اما این به معنای عدم وجود هیچ مرزی نیست و علی الاصول جایی نظریه ی موجود کنار رفته و نظریه ی جایگزین مستقر شده است.
۶.

مدل های داستانی و مدل های استعاری: نگاهی انتقادی به داستان انگاری مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۴۳۳
داستان انگاری مدل های علمی رویکردی فلسفی است که طبق آن دسته مهمی از پرسش های فلسفی ناظر به مدل ها (مانند چیستی ماهیت مدل، چرایی وجود احکام صادق و کاذب در مدل های علمی و چگونگی دسترسی معرفتی به حقایقی تازه در باره جهان از راه به کارگیری مدل های علمی) از طریق «داستان» انگاشتن مدل ها پاسخ می یابد، بدون اینکه تعهدی هستی شناختی به وجود مدل ها وجود داشته باشد. در این رویکرد فلسفی، «داستان» در معنایی خاص به کار می رود و مشتمل بر نوع خاصی از تخیل است که در آن مشارکت کننده به دلیل حضور چیزی که «اسباب صحنه» نامیده می شود در کنش «وانمود» کردن وارد می شود: او برخی احکام کاذب را صادق می انگارد و در جهان داستانی ساخته شده مشارکت می کند. در این نوشته، پس از تشریح نگاه کندل والتون به مقوله داستان و بازی های وانمودی و تلاش او برای تبیین «استعاره» در همین چهارچوب، با بررسی نقدهای الیزابت کمپ به این نتیجه خواهیم رسید که چهارچوب پیشنهادی والتون برای تشریح و تبیین دسته خاصی از داستان ها و بازی ها، یعنی داستان ها و بازی های استعاری، کفایت لازم را ندارد. آنگاه استفاده کسانی مانند رومن فریگ از چهارچوب نظری والتون برای تحلیل مدل های علمی را بررسی می کنیم و خواهیم دید که ضعف چهارچوب مفهومی والتون در تشریح استعاره عیناً خود را در نظام مفهومی فریگ نیز نشان می دهد و این الگو از عهده تبیین مدل های استعاری برنمی آید.
۷.

فمینیسم و جایگاه ارزش ها در علم: بررسی دیدگاه هِلِن لانجینو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: علمِ رها از ارزش علم فمینیستی ارزش های سازنده ارزش های زمینه ای تعین ناقص علم بد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۳۹۹
بررسی جایگاه و نقش ارزش ها در علم و فعالیت علمی موضوعی است که در چند سال اخیر بحث های زیادی را برانگیخته است و پژوهشگران مطالعات علم از زوایای مختلفی به آن نگریسته اند. طرفداران فمینیسم در علم و معرفت شناسی نیز از کسانی بوده اند که در این موضوع بسیار بحث کرده اند. برخی از آن ها بر این باورند که ارزش ها در محصول کار علمی مدخلیت تام دارند، و در علم کنونی، نقش برجسته ی ارزش های مردانه مشهود است. برخی از فمینیست ها تلاش می کنند نشان دهند که در علم، ارزش های زنانه بر ارزش های مردانه برتری دارند و باید به تدریج جایگزین ارزش های مردانه شوند. اما برخی دیگر از فمینیست ها این تلقی را رد می کنند. هِلِن لانجینو یکی از این فمینیست ها است. او در عین تأیید نفوذ ارزش های مردانه در علم کنونی، تلاش می کند دیدگاه خاصی را در مورد نقش ارزش ها در علم و تبعات آن مطرح کند. دراین مقاله، به بررسی و ارزیابی دیدگاه لانجینو پرداخته ایم، و تلاش کرده ایم تا نشان دهیم دیدگاه لانجینو به طور کلی قابل دفاع است، هرچند در دو مورد نیز دیدگاه او را نقد کرده ایم.
۸.

بررسی امکان برون رفت از مغالطه ی طبیعت گرایانه در اخلاق از دیدگاه مایکل روس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: طبیعت گرایی اخلاقی مغالطه ی طبیعت گرایانه داروینیسم اجتماعی اخلاق تکاملی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق درصدد هستند تا از یافته های علوم تجربی در مباحث فلسفه ی اخلاق بهره گیرند. از معروفترین رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق رویکرد تکاملی است. اخلاق تکاملی همواره به ارتکاب مغالطه های طبیعت گرایانه متهم بوده است. مغالطه ی طبیعت گرایانه دو قرائت هیومی و موری دارد. قرائت هیومی که به قرائت استنتاجی مغالطه ی طبیعت گرایانه نیز موسوم است استنتاج «بایدها» از «است ها» را ارتکاب به نوعی مغالطه می داند. قرائت موری که به قرائت تعریفیِ مغالطه ی طبیعت گرایانه موسوم است تعریف ویژگی های اخلاقی به ویژگی های نااخلاقی، و به ویژه ویژگی های طبیعی، را مغالطه درنظر می گیرد. در این مقاله پس از معرفی اخلاق تکاملی روس دلایل وی برای آنکه دچار مغالطه های طبیعت گرایانه نشده است آورده می شوند. سپس به این پرسش پاسخ می دهیم که آیا روس واقعا از مغالطات اجتناب کرده است یا خیر. پاسخ ما به این پرسش مثبت است. اما همگام با منتقدانی مانند روتشیفر و مارتینسن نشان خواهیم داد که هزینه ی اجتناب از این مغالطه ها از عینیت انداختن اخلاق بوده است. سپس به این پرسش می پردازیم که آیا روس می توانست بدون آنکه اخلاق را از عینیت بیاندازد و آنرا موهومی بپندارد دچار مغالطه ها نشود؟ و نشان خواهیم داد که با دادن نقش بیشتری به فرهنگ می توانست چنین قرائتی ارائه دهد. بنابراین هدف مقاله مخالفت با قرائت ذهنی روس از اخلاق و دفاع از قرائتی است که عینی گرایانه باشد. به نظر ما عناصری از این قرائت را در آراء خود روس نیز می توان یافت که در انتهای مقاله آورده شده اند.
۹.

معرفت و علایق انسانی؛ جُستاری درباره نسبت دو مقوله(مقاله پژوهشی حوزه)

کلید واژه ها: علایق انسانی معرفت (علمی) رابطه استعلایی رابطه برسازنده رابطه برساخته بُردارهای تصمیم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۵ تعداد دانلود : ۳۵۹
این مقاله می کوشد به یکی از مباحثِ چالش برانگیز در معرفت شناسی یا علم شناسی، یعنی رابطه «علایق انسانی» با «معرفت» به ویژه «معرفت علمی» بپردازد و الگویی قابل دفاع از نسبتِ میان این دو مقوله ارائه دهد. در این راستا، نخست سه سنخ الگوی پیشنهادی درباره این رابطه طرح و نقد می شوند: «رابطه استعلاییِ» علایق با معرفت (هابرماس)، «رابطه برسازنده» یک سویه علایق با معرفت علمی (برنامه قوی) و «رابطه برساخته دوسویه» علایق معرفت (نظریه شبکه عامل). سپس در ادامه تلاش می شود الگوی جدیدی از پیوند علایق انسانی و معرفتِ علمی در یک چارچوب «تصمیم گرایانه» ارائه گردد که معتقدیم هم در برابرِ نقدهای پیش گفته مصون است و هم به شکلِ واقع گرایانه تری موقعیت های بالفعلِ تصمیم گیریِ علمی و نقشِ علایق در آن را توضیح می دهد. در این نظریه، به اختصار علایق و منافعِ انسانی همواره نقشی برسازنده در معرفت دارند (در برابر اسطوره «دانشمند بی علاقه»)، ولی برخلافِ هر سه الگوی مورد نقد، آنها را به عنوان «بُردارهای تصمیمِ» امکانی که عضوِ خانواده ای بزرگ تر از ارزش ها هستند تصویر می کند که در برهم کنشِ با یکدیگر به انتخاب های علمی شکل می دهند.
۱۰.

هستی شناسی، روش شناسی، و رابطه ی آن ها در طبیعت گرایی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: طبیعت گرایی فلسفی طبیعت گرایی هستی شناختی طبیعت گرایی روش شناختی تقدم معرفتی سنت پژوهشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۰ تعداد دانلود : ۵۸۸
طبق تلقی غالب، طبیعت گرایی دیدگاهی است که با دو آموزه ی فلسفی، یعنی طبیعت گرایی هستی شناختی و طبیعت گرایی روش شناختی، مشخص می شود. با چنین توصیفی از طبیعت گرایی، این پرسش پیش می آید که این دو آموزه چه ارتباطی با هم دارند که هر دو، «طبیعت گرایی» خوانده می شوند؟ در این مورد چهار دیدگاه وجود دارد: عدم ارتباط این دو آموزه با هم، تقدم معرفتی طبیعت گرایی هستی شناختی بر طبیعت گرایی روش شناختی، تقدم معرفتی طبیعت گرایی روش شناختی بر طبیعت گرایی هستی شناختی، و ارتباط داشتن این دو آموزه بدون تقدم یکی بر دیگری. در این مقاله، این دیدگاه ها یک به یک به اجمال معرفی و ارزیابی می شوند، و تلاش می شود تا نشان داده شود که هیچ یک از آن ها دیدگاهی قابل قبول و باکفایت نیست. سپس پیشنهادی جایگزین برای توصیف طبیعت گرایی مطرح می شود که طبق آن، مسأله ی ارتباط آموزه های طبیعت گرایی منحل می گردد. به طور خلاصه، برای توصیف طبیعت گرایی از مدل سنت های پژوهشی لاودن، که در اصل برای تبیین تطور علم در تاریخ و مسایل مربوط به آن پیشنهاد شده است، استفاده می کنیم.
۱۱.

معمای جدید استقرا و انواع طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معمای جدید استقرا گودمن واقع گرایی انواع طبیعی روش آماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۳۹۶
گودمن نخستین کسی بود که به معمایش درباره استقرا پاسخ داد، هرچند پاسخی نسبی گرایانه که زمینه ای شد برای پروژه برساخت گرایی وجودشناختی اش. واقع گرایانی که دغدغه حفظ معرفت استقرایی را داشتند اما کوشیدند با نقد راه حل او و ارائه راه حلهای بدیل اعتبار قاعده استقرا و نتیجتا معرفت استقرایی را بازیابی کنند. در اینجا من سه واکنش جکسون، الدر و گادفری اسمیت را به معما و راه حل گودمن بررسی می کنم. این ارزیابی با محوریت ایده انواع طبیعی انجام می شود، ذیل این پرسش که آیا این ایده (با فهمی واقع گرایانه) می تواند راهی برای حل معمای گودمن به روی ما باز کند یا خیر؟ واکنش جکسون را به پشتوانه نقدهای الدر و گادفری اسمیت به نقد می کشم. پس از آن به سراغ راه حل الدر می روم و نشان خواهم داد پیشنهاد او حاوی نوعی مصادره به مطلوب است. سپس راه حل گادفری اسمیت را بررسی خواهم کرد، که در واقع نوعی بازسازی از راه حل جکسون است، با این تفاوت که به جای مفهوم پردازی فلسفی، به قواعد روش شناسی آماری توسل جسته است. به عقیده من این پیشنهاد از یک سو پیشنهاد خوبی برای حل معمای گودمن است، و از سوی دیگر قویا نیز بر فرض انواع طبیعی تکیه دارد. اما در عین حال نمی تواند راه حل خود گودمن را از حیّز انتافع ساقط کند؛ راه حلی که از قضا به لحاظ متافیزیکی نیز سبکتر است.
۱۲.

نقد و بررسی مؤلفه های ماهیت علم در آموزش علم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۸۷ تعداد دانلود : ۸۰۷
سال هاست که ماهیت علم به عنوان یکی از اهداف آموزش علم مورد توجه قرار گرفته و درک ماهیت علم به عنوان یکی از اجزای سواد علمی مطرح شده است. در این مقاله که پژوهشی توصیفی-تحلیلی است پس از طرح رویکرد زمینه گرا در آموزش علم و انتظاراتی که از یک کلاس روزآمد علوم می رود، به چیستی ماهیت علم و مؤلفه های آن پرداخته می شود و سپس دیدگاه استاندارد درباره ماهیت علم که در استانداردهای بین المللی آموزش علم مؤلفه های آن را شاهد هستیم معرفی شده و نقدهای وارد برآن، از جمله ارائه تصویری ثابت و غیر پویا از علم مطرح می شود. از طرفی دیگر نشان داده می شود که این دیدگاه به گونه ای با فلسفه علم هنجاری مرتبط است. در ادامه دیدگاه های رقیبی چون وجوه علم و شباهت خانوادگی درباره ماهیت علم معرفی و نشان داده می شود که رویکرد شباهت خانوادگی افزون بر اینکه مؤلفه های دو رویکرد دیگر را شامل می شود، جامع تر، نظام مندتر، متنوع تر و در کل از مفهوم سطح بالاتری برخوردار است؛ همچنین این رویکرد سازگار با فلسفه علم توصیفی است. در انتهای مقاله پیشنهادهایی برای ورود ماهیت علم به برنامه ریزی های درسی و آموزشی آموزش و پرورش و تربیت معلم کشور ایران ارائه شده است.
۱۳.

رویکردهای «عقلانی» و «اجتماعی» به تاریخ نگاری علم و معضل «غیرتاریخی» بودن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
در این نوشته ابتدا پیشنهادهای توماس کوهن در خصوص نقش عوامل بیرونی و اجتماعی را در تاریخ علم مرور خواهیم کرد. سپس به دو رویکرد عقلانی و اجتماعی در تاریخ نگاری علم که هر دو واکنشی به سخن کوهن بوده اند اشاره می کنیم. نشان خواهیم داد که تاریخ نگاری عقلانی به مشکل غیرتاریخی بودن مبتلا است و دلایل معرفتی کنشگران تاریخی را در تبیین های خود دخالت نمی دهد. علاوه بر این، چنین رویکردی با خلط تبیین و توجیه اصولاً فاقد توان تبیینی است. در ادامه، بررسی خواهیم کرد که رویکرد اجتماعی تا چه حد در معرض خطر غیرتاریخی بودن است. با دفع شبهه غیرتاریخی بودن نشان خواهیم داد که خطر توسل به آگاهی کاذب در کمین رویکرد اجتماعی است. دفع این خطر نیازمند به دست دادن الگویی مناسب برای رابطه میان امر عقلانی و امر اجتماعی است. یک گزینه پیشنهادی تبعیت از یگانه انگاری بی قاعده است که تبعات مهمی برای تاریخ نگاری علم خواهد داشت.
۱۴.

واقع گرایی، انواع و ماهیت متافیزیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: واقع گرایی انواع خصوصیت های طبیعی محمول های نوعی نلسن گودمن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۵۵
واقع گرایی و قراردادگرایی درجات و مراتب متفاوتی دارند. می توان از فلاسفه ای نام برد که رویکرد آنها به علم و انواع به عنوان «واقع گرایی» قلمداد شده است، اما آنها باور دارند که قراردادهای دانشمندان در عضویت نمونه ها و در یک نوع خاص (یعنی طبقه بندی نمونه ها)، نقش مهمی ایفا می کنند. از این رو، اهمیت دادن به نقش طبقه بندی در علم، پذیرش این حکم را که انواعی طبیعی و مستقل از دخالت بشر در جهان وجود دارند، نامحتمل می کند. با وجود این، در این مقاله استدلال می شود که حتی اگر مفاهیم علمی از طریق طبقه بندی ایجاد شوند و در این طبقه بندی ها ملاحظات عملگرایانه نقش ایفا کنند، باز هم مفاهیمِ حاصل قادر به بازنمایی تقسیمات طبیعی جهان خواهند بود. برای این منظور، ابتدا رویکردهای متفاوت به واقع گرایی در مورد انواع را شرح داده و سپس به این سؤال پاسخ داده می شود که با فرض مفید بودن محمول های نوعی در دستگاه های علمی، آیا ممکن است که انواع از پیش معینی وجود نداشته باشند. در بخش پایانی نیز استدلال می شود که انواع علمی هویت هایی برساخته هستند، اما غالباً می توانند بازنمایی کننده تقسیمات طبیعی جهان باشند.
۱۵.

واژه های علمی، تغییر مفهومی و بیرونیگرایی سمانتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: محمول اسم عام مرجع سمانتیکی بیرونی گرایی سمانتیکی ماهیت متافیزیکی یک نوع ماهیت سمانتیکی یک نوع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۷ تعداد دانلود : ۸۶۶
در دیدگاه غالب در مورد دلالت واژه ها فرض بر این است که اگر مرجع سمانتیکی یک واژه نوع طبیعی، در مراسم نامگذاری خاصی تثبیت شده باشد، این واژه (تا زمانی که به انگیزه واحدی به کار گرفته شود) همیشه و در هر شرایطی به همان مرجع ارجاع خواهد داد. با این حال در سالهای اخیر شواهدی ارائه شده است، مبنی بر این که واژه های دقیقی که امروز به کار می بریم، در آینده کاربردی قابل پیش بینی نخواهند داشت و کاربرد آنها تا حد زیادی وابسته به اتفاقات و شرایط آینده خواهند بود. اگر این طور باشد مرجع سمانتیکی آنها نیز تحت تاثیر این گونه اتفاقات تصادفی ممکن است به اشکال متفاوتی ظاهر شوند. گری ابز، جوزف لاپورت و هنری جکمن، هر کدام به طور جداگانه (و با رویکرد مجزایی) تلاش کرده اند این پدیده را بررسی و در قالب فرض های ابتدایی در مورد دلالت واژه ها بگنجانند. در این مقاله راه حل مجزایی ارائه می شود و نشان داده می شود که دیدگاه های مطرح شده هر کدام می تواند تعبیر جداگانه ای از این رویکرد جایگزین باشند. برای این منظور پس از شرح مساله، دیدگاه های افراد نامبرده بررسی شده و در انتها از دیدگاه جایگزین دفاع خواهد شد.
۱۶.

بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازنمایی علمی نظریه های شناختی بازنمایی نظریه های غیرشناختی بازنمایی نظریه ترکیبی بازنمایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۲ تعداد دانلود : ۸۴۲
«بازنمایی علمی» بخش زیادی از ادبیات فلسفة علم را در دهة اخیر به خود اختصاص داده است. در این مقاله، دو رهیافت اصلی به بازنمایی علمی، رهیافت های غیر شناختی و شناختی، بررسی خواهند شد. در بخش اول، بازنمایی علمی و عناصر دخیل در آن، بدون توجه به دو رهیافت مذکور، معرفی می شوند. بخش دوم به نظریه های غیر شناختی بازنمایی می پردازد؛ نظریه هایی که «شباهت» را مبنای تعریف بازنمایی قرار می دهند. در ادامة این بخش به سه صورت بندی از مفهوم شباهت (این همانی جزئی، یک ریختی، و یک ریختی جزئی)، که بازنمایی بر اساس آن ها قابل تعریف است، می پردازیم. بخش سوم به انتقادهای وارد بر رویکرد غیر شناختی اختصاص دارد. بر اساس این انتقادها، شباهت نه شرط لازم بازنمایی است و نه شرط کافی آن. در پایان این بخش تعریفی شناختی از رابطة بازنمایی ارائه می شود. سرانجام در بخش چهارم به نظریة ترکیبی گی یری می پردازیم که سعی دارد هم شباهت و هم جنبه های شناختی را در خود جای دهد. استدلال خواهیم کرد که تعریف وی از بازنمایی دوری است.
۱۷.

نظریه دو بعدی بازنمایی علمی: تثبیت و انطباق ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: انطباق حیث التفاتی تثبیت بازنمایی علمی بازنمایی ساختاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۲ تعداد دانلود : ۹۲۵
هدف این مقاله فراهم آوردن نظریه ای ترکیبی از بازنمایی علمی است که نقاط ضعف نظریه های شناختی و غیرشناختی را نداشته باشد. برای این منظور، استدلال خواهد شد که اگرچه فرآیند بازنمایی نیازمند به کارگیری حیث التفاتی است، اما این حیث التفاتی برخلاف نظر مدافعان دیدگاه شناختی، صرفاً در لباسی ساختاری بروز می دهد. بنابراین، نظریه پیشنهادی با وجود محترم شمردن حیث التفاتی، بازنمایی ساختاری را کافی می داند و حضور خصلت های زبانی مثل تعبیر یا دلالت را لازم نمی داند. بخش دوم مقاله، نظریه های بازنمایی را به صورت اجمالی معرفی می کند. بخش سوم به نقد نظریه ساختاری بازنمایی می پردازد. در بخش چهارم نشان داده می شود که فرآیند بازنمایی، متشکل از دو بخش یا دو بعد است: تثبیت و انطباق ساختاری. سرانجام در بخش آخر نشان داده می شود که علی رغم آنکه تثبیت، معطوف به ملاحظات التفاتی است، انطباق ساختاری رابطه ای عینی و غیرالتفاتی است.
۱۸.

بررسی و تحلیل برنامة فلسفه برای کودکان و نوجوانان با نظر به میزان ابتنای آن بر پراگماتیسم دیویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معرفت شناسی نسبی گرایی پراگماتیسم برنامه فلسفه برای کودکان و نوجوانان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۷۲۹
در این مقاله میزان و نحوه تأثیرگذاری فلسفه پراگماتیسم در برنامه آموزش فلسفه به کودکان (فبک) ارزیابی می شود. این مطالعه با شیوه تحلیلی ـ استنتاجی و عمدتاً در چهارچوب بررسی آرای کلینتون گلدینگ صورت می گیرد، که از اصلی ترین طرف داران وجود رابطه تنگاتنگ میان فبک و پراگماتیسم است. این رابطه در نظر گلدینگ به گونه ای است که پراگماتیسم را بهترین حامی نظری، معرفت شناختی، و فلسفی برنامه فبک می کند؛ بر این اساس فبک ماهیت پراگماتیستی پیدا می کند. این مقاله درصدد بررسی این ادعاست. پرسش های اصلی از این قرارند: آیا واقعاً تأثیرپذیری برنامه فبک از پراگماتیسم به گونه ای است که می توان گفت این برنامه ماهیت پراگماتیستی دارد؟ آیا پراگماتیسم در قیاس با دیگر فلسفه ها بیش ترین تأثیر را در برنامه فبک داشته است؟ آیا می توان پراگماتیسم را بهترین حامی نظری فبک دانست؟ آیا به رغم تأثیر پذیری احتمالی، می توان نشان داد که در پاره ای موارد مهم هم سویی چندانی میان فلسفه پراگماتیسم و فبک وجود ندارد؟ پاسخ گویی به این پرسش ها و برخی سؤالات دیگر درک دقیق تری از برنامه فبک را در اختیار می نهد و راه را برای اجرای درست تر آن آماده تر می کند. در این پژوهش نشان داده شده است که در بسیاری موارد پراگماتیسم می تواند حامی نظری و معرفت شناختی خوبی برای فبک باشد، ولی نمی توان مطمئن بود که بهترین حامی است، یا در همه موارد می توان آموزه های فبک را هم سو با آموزه های پراگماتیسم دیویی دانست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان