حسین شیخ رضایی

حسین شیخ رضایی

مدرک تحصیلی: استادیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، گروه ترویج علم، ایران تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۶ مورد.
۱.

معرفت و علایق انسانی؛ جُستاری درباره نسبت دو مقوله

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
این مقاله می کوشد به یکی از مباحثِ چالش برانگیز در معرفت شناسی یا علم شناسی، یعنی رابطه «علایق انسانی» با «معرفت» به ویژه «معرفت علمی» بپردازد و الگویی قابل دفاع از نسبتِ میان این دو مقوله ارائه دهد. در این راستا، نخست سه سنخ الگوی پیشنهادی درباره این رابطه طرح و نقد می شوند: «رابطه استعلاییِ» علایق با معرفت (هابرماس)، «رابطه برسازنده» یک سویه علایق با معرفت علمی (برنامه قوی) و «رابطه برساخته دوسویه» علایق معرفت (نظریه شبکه عامل). سپس در ادامه تلاش می شود الگوی جدیدی از پیوند علایق انسانی و معرفتِ علمی در یک چارچوب «تصمیم گرایانه» ارائه گردد که معتقدیم هم در برابرِ نقدهای پیش گفته مصون است و هم به شکلِ واقع گرایانه تری موقعیت های بالفعلِ تصمیم گیریِ علمی و نقشِ علایق در آن را توضیح می دهد. در این نظریه، به اختصار علایق و منافعِ انسانی همواره نقشی برسازنده در معرفت دارند (در برابر اسطوره «دانشمند بی علاقه»)، ولی برخلافِ هر سه الگوی مورد نقد، آنها را به عنوان «بُردارهای تصمیمِ» امکانی که عضوِ خانواده ای بزرگ تر از ارزش ها هستند تصویر می کند که در برهم کنشِ با یکدیگر به انتخاب های علمی شکل می دهند.
۲.

بررسی امکان برون رفت از مغالطه ی طبیعت گرایانه در اخلاق از دیدگاه مایکل روس

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق درصدد هستند تا از یافته های علوم تجربی در مباحث فلسفه ی اخلاق بهره گیرند. از معروفترین رویکردهای طبیعت گرایانه به اخلاق رویکرد تکاملی است. اخلاق تکاملی همواره به ارتکاب مغالطه های طبیعت گرایانه متهم بوده است. مغالطه ی طبیعت گرایانه دو قرائت هیومی و موری دارد. قرائت هیومی که به قرائت استنتاجی مغالطه ی طبیعت گرایانه نیز موسوم است استنتاج «بایدها» از «است ها» را ارتکاب به نوعی مغالطه می داند. قرائت موری که به قرائت تعریفیِ مغالطه ی طبیعت گرایانه موسوم است تعریف ویژگی های اخلاقی به ویژگی های نااخلاقی، و به ویژه ویژگی های طبیعی، را مغالطه درنظر می گیرد. در این مقاله پس از معرفی اخلاق تکاملی روس دلایل وی برای آنکه دچار مغالطه های طبیعت گرایانه نشده است آورده می شوند. سپس به این پرسش پاسخ می دهیم که آیا روس واقعا از مغالطات اجتناب کرده است یا خیر. پاسخ ما به این پرسش مثبت است. اما همگام با منتقدانی مانند روتشیفر و مارتینسن نشان خواهیم داد که هزینه ی اجتناب از این مغالطه ها از عینیت انداختن اخلاق بوده است. سپس به این پرسش می پردازیم که آیا روس می توانست بدون آنکه اخلاق را از عینیت بیاندازد و آنرا موهومی بپندارد دچار مغالطه ها نشود؟ و نشان خواهیم داد که با دادن نقش بیشتری به فرهنگ می توانست چنین قرائتی ارائه دهد. بنابراین هدف مقاله مخالفت با قرائت ذهنی روس از اخلاق و دفاع از قرائتی است که عینی گرایانه باشد. به نظر ما عناصری از این قرائت را در آراء خود روس نیز می توان یافت که در انتهای مقاله آورده شده اند.
۳.

نقد و بررسی مؤلفه های ماهیت علم در آموزش علم

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
سال هاست که ماهیت علم به عنوان یکی از اهداف آموزش علم مورد توجه قرار گرفته و درک ماهیت علم به عنوان یکی از اجزای سواد علمی مطرح شده است. در این مقاله که پژوهشی توصیفی-تحلیلی است پس از طرح رویکرد زمینه گرا در آموزش علم و انتظاراتی که از یک کلاس روزآمد علوم می رود، به چیستی ماهیت علم و مؤلفه های آن پرداخته می شود و سپس دیدگاه استاندارد درباره ماهیت علم که در استانداردهای بین المللی آموزش علم مؤلفه های آن را شاهد هستیم معرفی شده و نقدهای وارد برآن، از جمله ارائه تصویری ثابت و غیر پویا از علم مطرح می شود. از طرفی دیگر نشان داده می شود که این دیدگاه به گونه ای با فلسفه علم هنجاری مرتبط است. در ادامه دیدگاه های رقیبی چون وجوه علم و شباهت خانوادگی درباره ماهیت علم معرفی و نشان داده می شود که رویکرد شباهت خانوادگی افزون بر اینکه مؤلفه های دو رویکرد دیگر را شامل می شود، جامع تر، نظام مندتر، متنوع تر و در کل از مفهوم سطح بالاتری برخوردار است؛ همچنین این رویکرد سازگار با فلسفه علم توصیفی است. در انتهای مقاله پیشنهادهایی برای ورود ماهیت علم به برنامه ریزی های درسی و آموزشی آموزش و پرورش و تربیت معلم کشور ایران ارائه شده است.
۴.

واقع گرایی، انواع و ماهیت متافیزیکی

کلید واژه ها: واقع گراییانواعخصوصیت های طبیعیمحمول های نوعینلسن گودمن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۵۱۰
واقع گرایی و قراردادگرایی درجات و مراتب متفاوتی دارند. می توان از فلاسفه ای نام برد که رویکرد آنها به علم و انواع به عنوان «واقع گرایی» قلمداد شده است، اما آنها باور دارند که قراردادهای دانشمندان در عضویت نمونه ها و در یک نوع خاص (یعنی طبقه بندی نمونه ها)، نقش مهمی ایفا می کنند. از این رو، اهمیت دادن به نقش طبقه بندی در علم، پذیرش این حکم را که انواعی طبیعی و مستقل از دخالت بشر در جهان وجود دارند، نامحتمل می کند. با وجود این، در این مقاله استدلال می شود که حتی اگر مفاهیم علمی از طریق طبقه بندی ایجاد شوند و در این طبقه بندی ها ملاحظات عملگرایانه نقش ایفا کنند، باز هم مفاهیمِ حاصل قادر به بازنمایی تقسیمات طبیعی جهان خواهند بود. برای این منظور، ابتدا رویکردهای متفاوت به واقع گرایی در مورد انواع را شرح داده و سپس به این سؤال پاسخ داده می شود که با فرض مفید بودن محمول های نوعی در دستگاه های علمی، آیا ممکن است که انواع از پیش معینی وجود نداشته باشند. در بخش پایانی نیز استدلال می شود که انواع علمی هویت هایی برساخته هستند، اما غالباً می توانند بازنمایی کننده تقسیمات طبیعی جهان باشند.
۵.

واژه های علمی، تغییر مفهومی و بیرونیگرایی سمانتیکی

کلید واژه ها: محمولاسم عاممرجع سمانتیکیبیرونی گرایی سمانتیکیماهیت متافیزیکی یک نوعماهیت سمانتیکی یک نوع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۸ تعداد دانلود : ۴۳۳
در دیدگاه غالب در مورد دلالت واژه ها فرض بر این است که اگر مرجع سمانتیکی یک واژه نوع طبیعی، در مراسم نامگذاری خاصی تثبیت شده باشد، این واژه (تا زمانی که به انگیزه واحدی به کار گرفته شود) همیشه و در هر شرایطی به همان مرجع ارجاع خواهد داد. با این حال در سالهای اخیر شواهدی ارائه شده است، مبنی بر این که واژه های دقیقی که امروز به کار می بریم، در آینده کاربردی قابل پیش بینی نخواهند داشت و کاربرد آنها تا حد زیادی وابسته به اتفاقات و شرایط آینده خواهند بود. اگر این طور باشد مرجع سمانتیکی آنها نیز تحت تاثیر این گونه اتفاقات تصادفی ممکن است به اشکال متفاوتی ظاهر شوند. گری ابز، جوزف لاپورت و هنری جکمن، هر کدام به طور جداگانه (و با رویکرد مجزایی) تلاش کرده اند این پدیده را بررسی و در قالب فرض های ابتدایی در مورد دلالت واژه ها بگنجانند. در این مقاله راه حل مجزایی ارائه می شود و نشان داده می شود که دیدگاه های مطرح شده هر کدام می تواند تعبیر جداگانه ای از این رویکرد جایگزین باشند. برای این منظور پس از شرح مساله، دیدگاه های افراد نامبرده بررسی شده و در انتها از دیدگاه جایگزین دفاع خواهد شد.
۶.

بازنمایی علمی

تعداد بازدید : ۹۹۳ تعداد دانلود : ۴۶۱
«بازنمایی علمی» بخش زیادی از ادبیات فلسفة علم را در دهة اخیر به خود اختصاص داده است. در این مقاله، دو رهیافت اصلی به بازنمایی علمی، رهیافت های غیر شناختی و شناختی، بررسی خواهند شد. در بخش اول، بازنمایی علمی و عناصر دخیل در آن، بدون توجه به دو رهیافت مذکور، معرفی می شوند. بخش دوم به نظریه های غیر شناختی بازنمایی می پردازد؛ نظریه هایی که «شباهت» را مبنای تعریف بازنمایی قرار می دهند. در ادامة این بخش به سه صورت بندی از مفهوم شباهت (این همانی جزئی، یک ریختی، و یک ریختی جزئی)، که بازنمایی بر اساس آن ها قابل تعریف است، می پردازیم. بخش سوم به انتقادهای وارد بر رویکرد غیر شناختی اختصاص دارد. بر اساس این انتقادها، شباهت نه شرط لازم بازنمایی است و نه شرط کافی آن. در پایان این بخش تعریفی شناختی از رابطة بازنمایی ارائه می شود. سرانجام در بخش چهارم به نظریة ترکیبی گی یری می پردازیم که سعی دارد هم شباهت و هم جنبه های شناختی را در خود جای دهد. استدلال خواهیم کرد که تعریف وی از بازنمایی دوری است.
۷.

نظریه دو بعدی بازنمایی علمی: تثبیت و انطباق ساختاری

کلید واژه ها: انطباقحیث التفاتیتثبیتبازنمایی علمیبازنمایی ساختاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۲ تعداد دانلود : ۴۷۰
هدف این مقاله فراهم آوردن نظریه ای ترکیبی از بازنمایی علمی است که نقاط ضعف نظریه های شناختی و غیرشناختی را نداشته باشد. برای این منظور، استدلال خواهد شد که اگرچه فرآیند بازنمایی نیازمند به کارگیری حیث التفاتی است، اما این حیث التفاتی برخلاف نظر مدافعان دیدگاه شناختی، صرفاً در لباسی ساختاری بروز می دهد. بنابراین، نظریه پیشنهادی با وجود محترم شمردن حیث التفاتی، بازنمایی ساختاری را کافی می داند و حضور خصلت های زبانی مثل تعبیر یا دلالت را لازم نمی داند. بخش دوم مقاله، نظریه های بازنمایی را به صورت اجمالی معرفی می کند. بخش سوم به نقد نظریه ساختاری بازنمایی می پردازد. در بخش چهارم نشان داده می شود که فرآیند بازنمایی، متشکل از دو بخش یا دو بعد است: تثبیت و انطباق ساختاری. سرانجام در بخش آخر نشان داده می شود که علی رغم آنکه تثبیت، معطوف به ملاحظات التفاتی است، انطباق ساختاری رابطه ای عینی و غیرالتفاتی است.
۸.

بررسی و تحلیل برنامة فلسفه برای کودکان و نوجوانان با نظر به میزان ابتنای آن بر پراگماتیسم دیویی

کلید واژه ها: معرفت شناسینسبی گراییپراگماتیسمبرنامه فلسفه برای کودکان و نوجوانان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۵۷
در این مقاله میزان و نحوه تأثیرگذاری فلسفه پراگماتیسم در برنامه آموزش فلسفه به کودکان (فبک) ارزیابی می شود. این مطالعه با شیوه تحلیلی ـ استنتاجی و عمدتاً در چهارچوب بررسی آرای کلینتون گلدینگ صورت می گیرد، که از اصلی ترین طرف داران وجود رابطه تنگاتنگ میان فبک و پراگماتیسم است. این رابطه در نظر گلدینگ به گونه ای است که پراگماتیسم را بهترین حامی نظری، معرفت شناختی، و فلسفی برنامه فبک می کند؛ بر این اساس فبک ماهیت پراگماتیستی پیدا می کند. این مقاله درصدد بررسی این ادعاست. پرسش های اصلی از این قرارند: آیا واقعاً تأثیرپذیری برنامه فبک از پراگماتیسم به گونه ای است که می توان گفت این برنامه ماهیت پراگماتیستی دارد؟ آیا پراگماتیسم در قیاس با دیگر فلسفه ها بیش ترین تأثیر را در برنامه فبک داشته است؟ آیا می توان پراگماتیسم را بهترین حامی نظری فبک دانست؟ آیا به رغم تأثیر پذیری احتمالی، می توان نشان داد که در پاره ای موارد مهم هم سویی چندانی میان فلسفه پراگماتیسم و فبک وجود ندارد؟ پاسخ گویی به این پرسش ها و برخی سؤالات دیگر درک دقیق تری از برنامه فبک را در اختیار می نهد و راه را برای اجرای درست تر آن آماده تر می کند. در این پژوهش نشان داده شده است که در بسیاری موارد پراگماتیسم می تواند حامی نظری و معرفت شناختی خوبی برای فبک باشد، ولی نمی توان مطمئن بود که بهترین حامی است، یا در همه موارد می توان آموزه های فبک را هم سو با آموزه های پراگماتیسم دیویی دانست.
۱۱.

هویت شخصی؛ نگاهی به چند رویکرد رایج

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۰۰
سئوال از هویت شخصی، چیستی آن و شرایط تداوم و استمرار چنین هویتی از جمله پرسش های قدیمی در متافیزیک، فلسفه نفس و فلسفه ذهن اند. مسئله آن است که اولاً، چه چیز هویت شخصی مرا می سازد و مرا از دیگران متمایز می کند و ثانیاً تداوم و استمرار «من» در طول زمان وابسته به چیست. هرگونه پاسخی به چنین پرسش هایی، نتایج و اثراتی در دیگر حوزه های فلسفه، مانند فلسفه حقوق و فلسفه دین خواهد داشت؛ چرا که مسائلی همچون: مجازات (در فلسفه حقوق) و رستاخیز (در فلسفه دین) به مفروض گرفتن گزارشی از تداوم هویت شخصی وابسته اند. در این نوشته، ابتدا ربط هویت شخصی و بدن را بررسی خواهیم کرد و در ادامه به ربط و ارتباط استمرار مغز یا هر بخش فیزیکی دیگری از بدن با تداوم هویت شخصی خواهیم پرداخت و پس از آن به استمرار حافظه و سایر ویژگی های روانی در مقام تعریف کننده هویت شخصی پرداخته و نشان خواهیم داد که چگونه مبتنی کردن هویت شخصی بر امور روان شناختی می تواند به بروز برخی مشکلات بیانجامد.
۱۲.

اخلاق، استعاره و بازی

نویسنده:

کلید واژه ها: بازیاستعاره مفهومیروان شناسی اخلاقرویکرد شناختی به رشد اخلاقیرویکرد روایت محور به رشد اخلاقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش و پرورش فعالیتهای هنری و بازی ها
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش و پرورش فعالیتهای هنری و بازی ها پیش دبستانی
تعداد بازدید : ۱۱۰۳ تعداد دانلود : ۵۳۰
هدف این نوشته آن است که با بررسی نظریه ها و مدل های روان شناسان اخلاق و پیوند زدن این مباحث با مفهوم «استعاره»، پیشنهادی کاربردی برای تقویت تفکر اخلاقی کودکان، از طریق بازی و ادبیات ارائه کند. ابتدا به بررسی الگوی پیاژه برای رشد اخلاقی کودک میپردازیم و سپس بحث را با بررسی آراء کولبرگ، از دیگر روان شناسانی که در قالب رویکرد شناختی، به این موضوع نگاه کرده است، دنبال میکنیم. در ادامه، با بیان برخی انتقادهای وارد بر این رویکرد، به بررسی آراء گیلیگن، از نظریه پردازان فمینیست، در باب نسبت رشد اخلاق و «روایت» میپردازیم. سپس با طرح نکاتی دربارة تعریف مفهوم استعاره، به استعاره های مفهومی و غیر زبانی خواهیم پرداخت. هدف از این نکات آن است که بتوانیم «بازی»، به ویژه «بازی وانمودی» را به عنوان نوعی استعارة مفهومی تعمیمیافته تعریف کنیم. چنین تعریفی به ما اجازه میدهد که در چارچوب رویکرد روایت محور به اخلاق، به امکانات بالقوة ادبیات و بازی به عنوان یکی از مهم ترین سرچشمه های تقویت قوة اخلاقی کودکان بیشتر واقف شویم.
۱۳.

علوم شناختی و دشوار آگاهی ( دربارة ترجمة کتاب «فلسفة ذهن، یک راهنمای مقدماتی» نوشتة ایان ریونزکرافت )

۱۵.

معرفت به مثابهٴ وجود: نظریهٴ معرفت ملاصدرا Knowledge as a Mode of Being: Mulla Sadra’s Theory of Knowledge

کلید واژه ها: معرفت شناسیملاصدراهستی شناسیهستینظریه مطابقت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۳۷۳ تعداد دانلود : ۷۶۲
ملاصدرا (2-1571ق، 1640 م.) صاحب نظریهٴ معرفت منحصر به فردی است، چرا که برخلاف معرفت شناسی مدرن که از هستیشناسی جدا شده، نظریهٴ ملاصدرا بخشی از نظام هستیشناسی او است و نمیتوان آن را به تنهایی مورد بحث قرار داد. به جای معرفت شناسی یا هستیشناسی محض، صدرا به نظریه ای در باب «هستی- معرفت شناسی» پرداخته است که در آن «حقیقت، صدق» و «وجود» دو روی یک سکه اند. به همین دلیل، این مقاله با توضیح دو آموزهٴ هستیشناختی وی آغاز میشود: «اصالت وجود» و «تشکیک وجود»، دو آموزه ای که هر دو به «وجود»، که سنگ بنای نظام فکری صدرا است، میپردازند. پس از آن، تعریف هستیشناسانه صدرا از معرفت مورد بررسی قرار میگیرد. بنا بر این تعریف ، دانش حالتی از وجود (غیر مادی) است و با «حضور» دارای این همانی است. سپس گزارش صدرا از متعلَّق واقعی معرفت توضیح داده خواهد شد. به گفته وی «وجود ذهنی»، که توسط نفس در مواجهه با اشیاء خارجی ایجاد میشود، متعلَّق حقیقی معرفت است. در گام بعد، رابطهٴ میان متعلَّق شناخت و فاعل شناسنده مورد بحث قرار میگیرد، رابطه ای که از نظر صدرا «این همانی» است. نقش معرفت به عنوان عامل تغییر و تکامل جوهر نفس، نکته ای است که در ادامه به آن میپردازیم. این نقش با استفاده از «حرکت جوهری»، از دیگر آموزه های هستیشناختی در نظام صدرا، توضیح داده خواهد شد. در نهایت دو نکتهٴ انتقادی در باب معرفت شناسی صدرا مورد بررسی قرار خواهند گرفت: مسألهٴ تناظر و نظریهٴ صدق. استدلال خواهد شد که نظر صدرا دربارهٴ مسألهٴ تناظر خالی از ابهام نیست و در نتیجه، نظریهٴ معرفت او نمیتواند معرفت تجربی را به عنوان نمونه ای از معرفت واقعی به حساب آورد.
۱۸.

قوانین طبیعت، علیت و استقراء در تراکتاتوس

کلید واژه ها: علیتقوانین طبیعتاستقراءقراردادگرویتئوری تصویری معنا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۴۰۵ تعداد دانلود : ۷۱۹
بحث درباره قوانین طبیعت و وضعیت دو اصل استقراء و علیت، از مباحث طرح شده در رساله منطقى- فلسفى ویتگنشتاین (تراکتاتوس) است. در این نوشته، سعى بر آن است تا ابتدا با ارائه گزارشى عمومى از آرای ویتگنشتاین در رساله، تلقى او از قوانین اصیل طبیعت و رابطه آنها با منطق مورد بررسى قرار گیرد. در اینجا مى توان میان قوانین «عمومى» و قوانین «محدود» تفاوت قائل شد و رابطه هر کدام را مستقلاً با منطق بررسى کرد. پس از این، به بررسى وضعیت دو اصل استقراء و علیت، از منظر رساله، پرداخته و نشان داده می شود که چرا هیچ کدام از این دو اصل، از نظر نویسنده رساله، در میان قوانین اصیل طبیعت جای ندارند. در گام بعد، مقایسه اى میان آرای ویتگنشتاین و پوانکاره، به عنوان یک قراردادگرا، در باب قوانین طبیعت صورت گرفته؛ و چند تفاوت مهم میان رویکرد این دو بررسی شده است. در این بخش، اشاره شده که چرا گزارش ویتگنشتاین از قوانین طبیعت، نمی تواند از سوی دانشمند یا فیلسوف علمی که برای تجربه، شانی خاص در فرآیند کار علمی قائل است، جدی تلقی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان