محمدحسین حیدری

محمدحسین حیدری

سمت: کارشناسی ارشد
مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۱ مورد.
۱.

عاشورا تبلور دیدگاه های نوین تربیتی: سیره تربیتی امام حسین (ع) بسترساز خودگردانی متعالی

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد تربیتی واقعه عاشورا، به دنبال واکاوی این حادثه عظیم از منظر خودگردانی است. در راستای تحقق این هدف نویسندگان مقاله به شیوه توصیفی−تحلیلی به دنبال تحلیل رفتاری نقش آفرینان واقعه عاشورا بر مبنای خودگردانی هستند. یافته های پژوهش به دو بخش قابل تفکیک است. بخش اول به مفهوم شناسی خودگردانی و ملاک های سه گانه خودگردانی اختصاص دارد. یافته های بخش دوم مربوط به تحلیل سیره امام حسین (ع) و یارانش بر مبنای ملاک های سه گانه خودگردانی (اصالت، عقلانیت و اراده) شکل گرفته است. یافته های مرتبط با بخش دوم پژوهش مبین آن است که عملکرد امام حسین (ع) و یارانش مصداق بارز تحقق خودگردانی منبعث از تعالیم قرآنی است. رویکرد امام در اعطای آزادی و پرورش عقلانیت نیز از مصادیق بسترسازی در جهت تحقق خودگردانی محسوب می شود. یافته های مرتبط با تحلیل رفتاری دشمنان نیز مبین آن است که فقدان ملاک های سه گانه خودگردانی در عملکرد عوام و خواص به خوبی مشهود است. بر این اساس دشمنان امام مصداق بارز انسان دگرگردان هستند. جبن و فقدان بصیرت و آگاهی در مردم و ارعاب، تبلیغات مسموم و هواپرستی حاکمان در این گروه نیز از زمینه های بسترساز دگرگردانی محسوب می شود.
۲.

بازشناسی الگوی «معلم الهام بخش» مبتنی بر احوالات سه معلم برجسته ایران معاصر محمدحسین نایینی، محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۴۹
در پژوهش حاضر، برای دستیابی به الگوی شخصیتی و رفتاری «معلمان الهام بخش» در حوزه تربیت اسلامی، براساس چهار مؤلفه اولیه یعنی «وجهه علمی، شخصیت اخلاقی، نفوذ کلام و شاگردپروری»، جستجویی در احوالات شماری از مربیان حوزوی ایران در عصر معاصر صورت پذیرفت که درنهایت محمدحسین نایینی، محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری، به جهت شواهدی که حکایت از وجود مؤلفه های فوق در ایشان داشت، مورد گزینش نهایی قرار گرفتند. در ادامه، منابع مکتوب درباره شخصیت این معلمان مطالعه شد و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، 68 خرده مضمون بازیابی شد. در گام بعدی، خرده مضمون ها در قالب دوازده مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر «سلوک فردی، سلوک اجتماعی و سلوک تعلیمی» دسته بندی شد. یافته های این پژوهش شامل خصوصیات و ویژگی های ارائه شده در قالب شبکه مضامین، الگویی از سلوک و منش «معلم الهام بخش» ارائه کرده است.
۳.

واکاوی تطبیقی جایگاه قناعت در مثنوی معنوی مولوی و بوستان سعدی با تأملی در دیدگاه مکتب معنادرمانی و ارائه الگویی از آن

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۵
پرسش از معنای زندگی، از مهم ترین سؤالات انسان است. ویکتور فرانکل در مکتب خویش که «معنادرمانی» نامیده می شود، کوشیده است به این پرسش اساسی پاسخ دهد. وی بر آن است به فرد بیاموزد که معنای زندگی خویش را دریابد و از رخوت و خلأ وجودی بیرون آمده و سرچشمه های زلال زندگی را ادراک کند. فضایل اخلاقی یکی از سرچشمه های زلال زندگی و از ارکان اساسی سعادت بشر و مایه تعالی و تکامل مادی و معنوی است. بزرگان ادب فارسی، غالب شاهکارهای خود را با بهره گیری از فرهنگ اسلامی و آموزه های قرآنی خلق کرده و کوشیده اند تا مخاطب را به سمت فضایل اخلاقی در پرتو معنابخشی به زندگی رهنمون سازند. قناعت از جمله فضایل اخلاقی مهمی است که شاعران هرکدام به شیوه ای بدان اشاره کرده اند. مولوی و سعدی از جمله شاعرانی هستند که به گواهی آثارشان، نظرگاهی دینی و تربیتی دارند و از همین روی است که آشنایی با آیات و روایات و تسلط بر آموزه های دینی را در آثارشان قابل ستایش می بینم. سعدی در بوستان، فقط به توصیف افراد قناعت پیشه اکتفا نکرده است، بلکه ضمن ارائه بابی با عنوان قناعت، نمونه ای از حکایات و تمثیل را برای روشنگری خوانندگان و تأثیر کلام و بیان نصایح ذکر می کند. مولوی نیز در مثنوی معنوی، ضمن ستودن قناعت به مذمت حرص و طمع می پردازد و می کوشد تا با از بین بردن رذایل، زمینه کسب فضایل را برای مخاطب فراهم سازد. در این راستا، مکتب معنادرمانی به مؤلفه هایی چون رنج، جزء جدایی ناپذیر زندگی، محور کوشش و پاداش، وسعت نظر برای معنایابی، انسان ساز بودن و پاسخی به معنای زندگی و شناخت خداوند اشاره دارد. تطبیق مؤلفه های حاکم بر جایگاه قناعت در متون یادشده و مؤلفه های مستخرج از مکتب معنادرمانی، منتج به شکل گیری الگویی تربیتی گردید.
۴.

الگوی تربیت اخلاقی هگل بر مبنای دیالکتیک آگاهی

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۹۵
هدف اصلی این مقاله، بررسی ارتباط بین مراحل سه گانه تکامل اخلاق هگلی یعنی حق انتزاعی، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی با سه گانه خانواده، جامعه و دولت در فرایند دیالکتیک آگاهی هگل می باشد. در این نوشتار نقش دیالکتیک آگاهی در زمینه های رشد و نمو اخلاقی فرد (خانواده، جامعه مدنی و دولت) در فرایندی منظم از تربیت اخلاقی و در ارتباط با یکدیگر موردبررسی قرار گرفت. برای دستیابی به این هدف از شیوه توصیفی – تحلیلی بهره گرفته شد. لذا با بررسی متون هگلی، به ارتباط بین نظام اخلاقی او با دیالکتیک آگاهی پرداخته شد و سرانجام استنباطی از آرا تربیت اخلاقی هگل ارائه شد. یافته ها حاکی از آن است که نظام تربیت اخلاقی هگل مبتنی بر زمینه های سه گانه خانواده، جامعه و دولت می باشد که هر یک از آن ها ارتباط تنگاتنگی با مراحل سه گانه دیالکتیک آگاهی او دارند. بر این اساس یک الگوی پیش فرض از تربیت اخلاقی هگل ترسیم شد که می کوشد ارتباط بین سه گانه هایی که در تکامل حیات اخلاقی فرد دخیل هستند را مشخص کند. بیلدونگ نخستین گام این الگو، زیربنایی به نام خانواده دارد که در آن تربیت فردی بر مبنای اخلاق انتزاعی شکل می گیرد. مرحله دوم، جامعه مدنی نام دارد که در آن بر تربیت اجتماعی فرد تاکید می شود. سرانجام، از ترکیب این دو گام، مرحله نهایی الگوی تربیت اخلاقی هگل یعنی «رفع و ارتقا» شکل می گیرد. این گام در زیر مجموعه ای به نام «دولت» حاصل می شود که در حقیقت مظهر اصلی حیات اخلاقی هگل را نشان می دهد.
۵.

واکاوی دلالت های تربیتی «قناعت» در مثنوی معنوی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۸
هدف این پژوهش، واکاوی مفهوم و کارکردهای «قناعت» در مثنوی معنوی و استنتاج دلالتهای آن برای تربیت اخلاقی بوده است. این تحقیق با رویکرد کیفی و با بهره گیری از الگوی بازسازی شده ی استنتاجی فرانکنا، انجام شده است. در بخش نخست تحقیق، پس از مروری اجمالی بر جایگاه و اهمیت کتاب مثنوی معنوی، مفاهیم اخلاق و قناعت، برخی از ویژگیهای مبنایی قناعت در قالب گزاره های واقع نگر و اصول تربیتی بازشناسی شده و در ذیل هر اصل، ابتدا سند قرآنی یا روایی هر مبنا بیان شده و پس از آن، نکته اصلی ناظر به هر مبنا، از مثنوی معنوی، تبیین شده است. گزاره های بازشناسی شده در این پژوهش عبارتند از: قناعت به مثابه ی راهی برای نیل به حیات طیبه، عاملی بر حفظ اقتدار و عزت نفس، گنج استغنابخش و بی نیازی، عامل ممیزه با بخل، عامل آرامش روح در تقابل با حرص، زمینه ساز شادی و محور همبستگی مفاهیم توکل، رزق و رضایت درونی. در دنیای امروز که مصرف گرایی و دلبستگی به تعلقات دنیوی از جانب نظام سرمایه داری به صورتی هدفمند به جوامع مختلف القاء می گردد، لازم است تا نظام تعلیم و تربیت کشور ما با اتکا به آموزه های دینی و اندیشه های اثرگذار افرادی مانند مولانا، «قناعت» را به مثابه هدفی تربیتی در دستور کار قرار داده و نسلی «قانع و خودبسنده» تربیت نماید.
۶.

بازخوانی داستان های مثنوی بر مبنای مؤلفه های تفکر فلسفی و تدوین راهنمای داستان ها برای استفاده در اجتماع پژوهشی

تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل محتوای داستان های مثنوی بر مبنای نظریه لیپمن درباره تفکر فلسفی انجام شد. در این راستا، با کاربرد روش تحلیل محتوای استقرایی، مؤلفه های تفکر فلسفی از آثار لیپمن استخراج و سازماندهی شد. پس از مطالعه آثار لیپمن ابعاد تفکر فلسفی به سه بعد تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم گردید و به هریک از این ابعاد مؤلفه هایی اختصاص داده شد. در بخش دوم، به کمک روش تحلیل محتوای قیاسی و با توجه به چارچوب نظری فراهم شده در بخش نخست، مؤلفه های تفکر فلسفی در دو داستان منتخب از مثنوی شناسایی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد هر دو داستان به دلیل آنکه دارای مؤلفه هایی در زمینه ابعاد گوناگون تفکر فلسفی هستند، توانایی مناسبی در پرورش این نوع تفکر دارند. سرانجام برای کاربردی کردن داستان ها در اجتماع پژوهشی، برای هر داستان راهنمایی آموزشی در دو بخشِ طرح بحث و تمرین تدوین و در این بخش ها پرسش ها و فعالیت های عملی مرتبط با محتوای داستان ها و مؤلفه های آن پیشنهاد شد.
۷.

واکاوی جایگاه قناعت و کارکردهای آن در مثنوی معنوی با تکیه بر تعالیم اسلامی

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف اصلی از این پژوهش، واکاوی جایگاه قناعت و کارکردهای آن در مثنوی معنوی با تکیه بر تعالیم اسلامی است. بدینوسیله از روش تحقیق بنیادی، استنادی بهره گرفته شد. در این راستا و با توجه به رابطه عمیق میان رشته ای که در حوزه های علوم انسانی و به طور اخص علوم دینی و ادبیات فارسی احساس می شد و خلأ مطالعاتی در باب نگارش حاضر، ضمن مطالعه عمیق مثنوی مولوی به عنوان یکی از متون ادبی فاخر و شاخص عرفانی و اخلاقی و تطبیق آن با تعالیم اسلامی با بهره گیری از روش تحقیق بنیادی، استنادی کارکردهای مشترک درباب جایگاه قناعت استخراج گردید. عامل حیات طیبه، عزت آفرینی، گنج حقیقی در مقابل فقر، تقابل با خساست و حرص، عامل شادی و آرامش واقعی و محور ترکیبی توکل، رزق و رضایت، از مهمترین مؤلفه های کارکردی مشترک است.
۸.

شناسایی مؤلفه های فلسفه برای کودکان در آموزه های امام علی علیه السلام

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
یکی از پیش زمینه های لازم برای کاربردی کردن فلسفه برای کودکان (فبک) در ایران، جستجوی مبانی نظری متناسب با فرهنگ اسلامی است؛ ازاین رو در این مقاله، با مبنا قرار دادن آموزه های امام علی علیه السلام، مؤلفه های فبک شناسایی شدند. بدین منظور از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد و در تحلیل داده ها الگوی هفت مرحله ای کلایزی به کار رفت. یافته ها نشان داد براساس آموزه های امام علی علیه السلام مؤلفه های فبک در سه محور مهارتی، نگرشی و شناختی قرار می گیرند. هر محور شامل چند مؤلفه بود و برخی از مؤلفه ها زیرمؤلفه هایی داشتند. مؤلفه های محور مهارتی عبارت بودند از: گفتگو، قضاوت، پرسش، گوش دادن و تحقیق. در محور نگرشی مؤلفه های گشودگی ذهنی، پرهیز از شتاب زدگی، همه جانبه نگری، فهم گرایی و حیرت بررسی شد و محور شناختی، مؤلفه های شناخت امور غیرمادی، حقیقت یابی، تفکر، عقلانیت، ردّ شک گرایی و عینی سازی را دربرگرفت. این نتایج نشان از امکان ابتنای برنامه فبک بر فرهنگ اسلامی بود.
۹.

تحلیل جایگاه خودگردانی در سند بنیادین تحول آموزش و پرورش

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
خودگردانی، هدفی تربیتی با محوریت توانایی انتخاب و قضاوت مستقل است. این هدف در دهه های اخیر بیش از پیش مورد توجه صاحب نظران تعلیم وتربیت قرار گرفته است. ازآنجاکه تحقق این هدف در متربیان،  مواجهه هوشمندانه و مؤثر آنها با سلطه گری های پنهان و آشکار را به دنبال خواهد داشت، توجه به این هدف در نظام تعلیم وتربیت، امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. برهمین اساس و باتوجه به محوریت سند بنیادین تحول در تعلیم وتربیت کشور، پژوهش حاضر به شیوه  تحلیل کیفی محتوا و درراستای تبیین جایگاه خودگردانی فردی در این سند راهبردی شکل گرفت. بررسی ها نشان داد با وجود آنکه اشاره  مستقیمی به  خودگردانی  به عنوان هدفی تربیتی در سند بنیادین مشاهده نشده است. بااین وجود، گزاره های مرتبط با خودگردانی شامل  انتخاب گری، آزاداندیشی، اختیار، اراده، شهامت، آگاهی تعقل، بصیرت و... به وفور در سند یافت می شود. بااین وجود، تفکر انتقادی و تحلیل به عنوان اصلی ترین بستر تحقق استقلال اندیشه و خودگردانی، کم تر مورد توجه قرار گرفته است.
۱۰.

بررسی رابطه گفتگو محوری در خانواده با خودگردانی فرزندان و تبیین تربیتی آن

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۵۰
هدف مقاله، نخست، بررسی رابطه الگوی ارتباطی گفتگو محور در خانواده با خودگردانی فرزندان و سپس تبیین تربیتی آن بود. جامعه آماری این پژوهش، تمام دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان (162937 نفر) در سال تحصیلی94 95 درنظر گرفته، و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. ابزارهای اندازه گیری شامل دو پرسشنامه ارتباط مبتنی بر گفتگوی والدین و خودگردانی فردی بود که روایی آنها به صورت محتوایی و سازه تأیید، و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (پرسشنامه اول 91/0 و پرسشنامه دوم 75/0) محاسبه، و سپس داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 تحلیل شد. یافته های بخش اول این پژوهش نشان داد که بین الگوی ارتباط گفتگو محور والدین با خودگردانی فرزندان رابطه معناداری هست. هم چنین بین سه بعد اول الگوی ارتباطی گفتگو محور در خانواده (میزان برقراری ارتباط با فرزندان، درک حضور فرزندان، مدیریت گفتگوی خانوادگی) با خودگردانی فرزندان رابطه معناداری وجود دارد. در بخش تبیین تربیتی و با بهره گیری از روش تحلیلی استنتاجی، پس از مروری اجمالی بر نظریه یادگیری شناختی، چنین نتیجه گیری شد که گفتگو در خانواده به عنوان نوعی محرک شناختی قوی و اثرگذار، فرزندان را دائماً به تفکر و اعلام موضع مجبور، و توانایی استدلال را در آنها تقویت خواهد کرد. از سوی دیگر، پذیرش فرزندان از سوی والدین و شرکت دادن آنها در مباحث خانوادگی، باعث ایجاد اعتماد فرزندان به توان فکری و استدلالی خود می شود و نهایتاً خودگردانی فردی را در آنها تقویت می کند.
۱۱.

ارائه مدل مفهومی ارتباط فلسفه برای کودکان (با تأکید بر بُعد تفکر مراقبتی) و هوش هیجانی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۲
با آنکه برخی از محققان، ارتباط میان فلسفه برای کودکان و هوش هیجانی را نشان داده اند، کیفیت این ارتباط در هیچ تحقیقی مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف نویسندگان در این پژوهش، ارائه یک مدل مفهومی به منظور نشان دادن ارتباط فبک (با تأکید بر بعد تفکر مراقبتی) و هوش هیجانی است. روش مورد استفاده جهت تحقق این هدف، روش تحلیل محتوای کیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفکر مراقبتی، به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فبک، واجد ابعاد شناختی (شامل تفکر عاطفی و تفکر هنجاری)، عاطفی (شامل تفکر همدلانه، تفکر مبتنی بر قدرشناسی و تفکر عاطفی) و عملی (شامل تفکر فعال) است و فعالیت هایی چون تعریف و تمییز واژه ها و مفاهیم هیجانی، تجربه هیجانات مختلف، کاوش در مورد هیجانات، بررسی ارتباط هیجانات با قضاوت ها، رویکردها و موقعیت ها، بذل توجه و ارزش گذاری، همدلی، تجارب اخلاقی و اجتماعی، حمایت عاطفی و تسهیلگری را شامل می شود که با توانایی های مربوط به قلمروهای چهارگانه هوش هیجانی (یعنی درک و بیان هیجانات، تسهیل تفکر از طریق هیجانات، فهم عواطف و تنظیم مؤثر عواطف) هم سو هستند؛ به طوری که به موازات پرورش تفکر مراقبتی، توانایی های مربوط به قلمروهای هوش هیجانی پرورش نیز می یابند. لذا پیشنهاد می شود در بهره گیری از برنامه فبک، از اکتفای صرف به هدف پرورش تفکر پرهیز شود و در موقعیت هایی که پرورش ابعاد هوش هیجانی مد نظر است این برنامه نیز مورد عنایت قرار گیرد.
۱۲.

بررسی ظرفیت سه داستان از رساله ی دلگشای عبید زاکانی بر اساس مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۷۸
هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل محتوای داستان های رساله ی دلگشا اثر عبید زاکانی بر پایه ی نظریه ی لیپمن درباره ی تفکر فلسفی است. برای دست یابی به این هدف، کوشش بر آن بوده است تا با مرور مختصری بر آراء لیپمن، مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه وی شناسایی و استنتاج گردند. پس از مطالعه و بررسی، مؤلفه ها به سه گروه مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم شدند. در بخش دوم، به کمک روش تحلیل محتوای قیاسی و با توجه به چهارچوب نظری فراهم شده در بخش نخست، مؤلفه های تفکر فلسفی در سه داستان منتخب از رساله ی دلگشا شناسایی و تحلیل گردیدند. یافته های پژوهش نشان داد که هر سه داستان به دلیل آن که حاوی مؤلفه هایی در زمینه ی ابعاد گوناگون تفکر فلسفی هستند، توانایی لازم را در پرورش این نوع تفکر داشته و با افزودن برخی تمرین ها و پرسش ها می توان ظرفیت آن ها را جهت استفاده در برنامه ی فلسفه برای کودکان به میزان قابل توجهی افزایش داد. پیشنهاد می گردد که مؤلفان ادبیات کودک و نوجوان داستان های این پژوهش را برای دو گروه سنی کودک و نوجوان بازنویسی کنند. این بازنویسی بهتر است به گونه ای صورت بگیرد که هیچ مؤلفه ای را در متن فرو نگذارد.
۱۳.

اخلاق حرفه ای معلمی در مکتب خانه؛ پژوهشی پدیدارشناسانه براساس تجربه زیسته شاگردان مکتب خانه

تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۸
«مکتب خانه» به دلیل قدمت طولانی و پوشش حداکثری، یکی از مهم ترین نهادهای آموزشی−تربیتی، پس از ورود اسلام به ایران به شمار می رود که تأثیرات پایداری در فرهنگ تربیتی ایران، از جمله «اخلاق حرفه ای معلمی»، داشته است. در این مقاله، با هدف تبیین نقش مکتب خانه ها در شکل گیری اخلاق حرفه ای معلمی و با بهره گیری از روش پدیدارشناسی تفسیری، نگارندگان تلاش کرده اند تا تجارب زیسته افرادی که مکتب خانه را درک کرده ند، فهم و روایت کنند. بدین منظور، با کاربرد روش نمونه گیری هدفمند، سیزده نفر از سالخوردگانی انتخاب شدند که فضای مکتب خانه را درک کرده بودند و برای گرد آور اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها نیز از روش اسمیت استفاده شد. پس از تحلیل مصاحبه ها، مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمانِ مکتب خانه در پنج مقوله عمده و هجده خرده مقوله تقسیم بندی شد که مقوله های اصلی عبارت اند از: شور و شوق معلمی، تعهد حرفه ای، ایجاد میل به یادگیری در فراگیران، توجه ویژه به تربیت اخلاقی و دانش تدریس. نتایج نشان می دهد که شماری از شاخص های مثبت و منفی اخلاق حرفه ای معلمی امروز جامعه ایران، ریشه در نگرش و رفتار معلمان مکتب خانه دارد و انجام پژوهش های مشابه می تواند در تبیین وضعیت موجود و مطلوب اخلاق حرفه ای معلمی ایران راهگشا باشد.
۱۴.

معلمِ الهام بخش جستجویی در سلوک و منش چهار معلم برجسته ایران در دوره معاصر

تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۸۶
هدف این پژوهش بازشناسی و صورتبندی سلوک و منش معلمانی است که آرمانهایی فراتر از دستیابی به اهداف علمی و درسی داشته ، و با برخورداری از شور و شوقی اصیل و درونی، نقشهای ماندگار و ارزشمندی را بر روح و جان شاگردان خویش حک کرده اند. برای رسیدن به این منظور و بر اساس چهار مؤلفه اولیه یعنی «وجهه علمی، شخصیت اخلاقی، نفوذ کلام و شاگردپروری»، جستجویی در احوالات شماری از مربیان برجسته ایران در عصر معاصر صورت پذیرفت که از میان 26 معلم گزینش شده در نهایت، جلال الدین همایی، محمد قریب، غلام حسین شکوهی و رضا روزبه انتخاب شدند. در ادامه، آثار و مکتوباتی که حول شخصیت این چهار معلم وجود داشت، توسط محققان بازخوانی و شناسه گذاری شد و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، شصت و هفت خرده مضمون، بازشناسی گردید. در گام بعدی، خرده مضمونها در قالب سیزده مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر دسته بندی شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان خرده مضمون های استنتاج شده، 15 مضمونِ «شوق فراگیری، احاطه علمی، گشاده دستی علمی، تقید دینی، زهد، ثبات قدم، نظم و برنامه ریزی، شوخ طبعی، تکریم و اعزاز استادان، رفاقت با شاگردان، عطوفت با پرسش گران، شیوایی بیان، رفتار مهرآمیز، شغل ندیدن معلمی و دلدادگی به آموزگاری» از بیشترین فراوانی برخوردار بود و برای هر چهار معلم مصداق داشت. سرانجام، ویژگیها در قالب شبکه مضمونها، الگویی از سلوک و منش «معلم الهام بخش» را معرفی می کند.
۱۵.

رها سازی تخیل و تجربه معنادار، رویکرد نوین ماکسین گرین به تربیت زیبایی شناختی

کلید واژه ها: تربیت زیبایی شناختی تجربه زیبایی شناختی ماکسین گرین رهاسازی تخیل سواد زیبایی شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۰ تعداد دانلود : ۳۱۶
هدف این پژوهش بیان وتحلیل دیدگاههای دیدگاه"" ماکسین گرین (1981-1917)"" در سه زمینه تجربه معنادار، تخیل و تربیت زیبایی شناختی است. این پژوهش با رویکردکیفی و روش توصیفی- اسنادی انجام و پس از مطالعه منابع در دسترس ، دیدگاههای تاثیرگذار او، درزمینه تحول در برنامه درسی و تربیت زیبایی شناختی، جمع آوری وتحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهدگرین با ایده رهاسازی تخیل رویکرد جدیدی را در تربیت زیبایی شناختی مطرح می-نماید،او تاکید دارد، تخیّل که اغلب درنظام تعلیم وتربیت مورد غفلت قرار می گیرد، به عنوان ابزار انتقال ادراک، تجربه زیسته و بستر خلاقیت ،عاملی قابل تامل در فرایند یادگیری است. ایده اومبتنی برآزادگذاشتن فراگیردر تخیل فرصتهای ممکن، معنی دارکردن برنامه درسی براساس تجربیات فردی ودستیابی به فضاهای جدید است، این تجربیات در قالب، تجربه زیبایى شناختى، به آگاهى دقیق فراگیر براى دیدن پدیده ها به گونه اى متفاوت از شکل مرسوم و عادى آن ها منجر می شود.گرین از رویکرد پدیدار شناسانه تجربه زیبایى شناختى طرفداری می کند، از آن جهت که براساس آن قلمرو یا حیطه مشخصى از جهان تفسیر مى شود. لذا تربیت زیبایی شناختی عملکردخاص تربیتی است که به توانایی فراگیر برای درک، تفسیر و داوری این حیطه منجر می شود ،که آن را سواد زیبایی شناختی می نامد.
۱۷.

مقایسه ی شگردهای اعمال اقتدار و آزادی در کتاب های داستانی تصویری ایرانی و انگلیسی

کلید واژه ها: پارادوکس اقتدار و آزادی مرتضی خسرونژاد کتاب های داستانی تصویری بیتریکس پاتر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۱ تعداد دانلود : ۵۰۳
به نظرمی رسد که بحث در روشن سازی و کوشش در حل پارادوکس اقتدار و آزادی یکی از مهمترین مسأله های فلسفه ی ادبیات کودک هست. هدف این مقاله آن است که نوع نگاه نویسندگان به مقوله های اقتدار و آزادی را در ادبیات کودکان بر اساس شگردهایی که در کتاب های داستانی تصویری اعمال می گردد، کشف و بررسی کند. این پژوهش با روش تحلیل تأملی به بررسی تطبیقی دو کتاب داستانی تصویری ""داستان خرگوش کوچولو"" نوشته ی بیتریکس پاتر و ""منم موش گرسنه، می خورمت درسته"" نوشته ی مرتضی خسرونژاد خواهد پرداخت. پرسش های پژوهش ناظر به نوع نگاه این نویسندگان به مقوله های اقتدار و آزادی در ادبیات کودکان و مقایسه ی آنهاست از جمله: شگردهای کتاب داستانی تصویری فارسی و انگلیسی در تحقق بخشیدن به مقوله های ""اقتدار و آزادی"" کدامند؟ آیا نوع شگردهای یادشده و شیوه ی استفاده از آنها در دو اثر فارسی و انگلیسی متفاوت است؟ همچنین نوع نگاه نویسندگان فارسی و انگلیسی به مقوله های اقتدار و آزادی چگونه است؟ نوع عیان کردن شگردهایی که نویسندگان در آثار خود به کار گرفته اند، از سویی می تواند برای نویسندگان اهمیت داشته باشد از این لحاظ که به نظر می رسد نویسندگان گاه ناخودآگاه از این شگردها استفاده می کنند، و از سوی دیگر این عیان سازی شگردها می تواند مورد توجه منتقدان، مادران و پدران و حتی کودکان و نوجوانان قرار گیرد. نتایج نشان می دهد که دیدگاه نویسندگان نسبت به کودک، بر نحوه ی نگارش کتاب ها و چگونگی استفاده از شگردها مؤثر است.
۱۸.

نقش خودکارآمدی، خود تنظیمی(راهبردهای شناختی و فرا شناختی) و عزت نفس در عملکرد تحصیلی دانش آموزان سال سوم رشته علوم تجربی در دبیرستان های شهرکرد

کلید واژه ها: عزت نفس عملکرد تحصیلی خودکارآمدی خودتنظیمی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۱۰۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۲
هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش خودکارآمدی، خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فراشناختی) و عزت نفس در عملکرد تحصیلی دانش آموزان سال سوم دبیرستان بود. در این پژوهش خودکارآمدی، خودتنظیمی(راهبردهای شناختی و فراشناختی)و عزت نفس به عنوان متغیرهای پیش بین و عملکرد تحصیلی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده اند. نمونه پژوهش، شامل 500 نفر دانش آموز دختر و پسر سال سوم علوم تجربی شاغل به تحصیل در سال 89-1388در دبیرستان های شهرکرد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان داد که در کل نمونه، نقش متغیرهای خودکارآمدی، خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فرا شناختی) و عزت نفس با عملکرد تحصیلی به ترتیب23/0، 34/0، 25/0، 22/0 و 23/0 بود. خودکارآمدی نیز بر خودتنظیمی و عزت نفس مؤثر بود(p<0.01). همچنین، برای تعیین سهم هر یک از متغیرهای پیش بین در تعیین متغیر ملاک از رگرسیون استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که خودتنظیمی و خودکارآمدی در تبیین واریانس عملکرد تحصیلی سهم داشته اند. عزت نفس سهمی در تبیین واریانس عملکرد تحصیلی نداشته است.
۱۹.

موانع تربیت عقلانی از دیدگاه شهید مطهّری

کلید واژه ها: شهید مطهری تربیت اسلامی تربیت عقلانی موانع تربیت عقلانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۱۸۸۱ تعداد دانلود : ۷۴۳
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در تعلیم و تربیت، پرورش و تقویت نیروی عقل است؛ به سبب آنکه عقل در تعدیل و کنترل تمایلات نفسانی و دعوت به اعمال نیک و تقید به مکارم اخلاقی نقش مهمی ایفا می کند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، در پی بررسی عوامل و موانع تربیت عقلانی بر مبنای دیدگاه های شهید مطهّری و تبیین تربیت عقلانی در عرصه تربیت اسلامی است. نتایج مقاله حاضر مبیّن آن است که از منظر شهید مطهّری، موانع تربیت عقل را می توان وابسته به علل اخلاقی و عاطفی (پیروی از نفس اماره، مرعوبیت و....)، علل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی (فرهنگ و جبر حاکم بر جامعه، پیروی از عادات اجتماعی و...) و علل جسمانی (عدم استفاده صحیح حواس، آثار ناشی از اعتیاد) دانست.
۲۰.

بررسی شگردهای جلوه گری مقوله های «اقتدار و آزادی» در داستان های فارسی کودک

کلید واژه ها: کودک تفکر عناصر داستانی شگرد پارادوکس اقتدار و آزادی کتاب های داستانی تصویری فارسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۰ تعداد دانلود : ۶۵۷
به نظر می رسد که بحث دربارة روشن سازی و کوشش در حل پارادوکس اقتدار و آزادی یکی از مهمترین مسئله های فلسفة ادبیات کودک است. هدف این مقاله آن است که شگردهای جلوه گری مقوله های «اقتدار و آزادی» در داستان های فارسی کودک کشف و بررسی شود. این پژوهش با روش تحلیل تأملی به بررسی شش کتاب داستانی تصویری منتخب فارسی «حقیقت و مرد دانا»، «ماهی سیاه کوچولو»، «توکایی در قفس»، «خاله سوسکه با کی ازدواج کرد؟»، «افسانة سیمرغ» و «کفش های هیپا و شیپا» از مجموعه ده داستان برگزیدة فارسی خواهد پرداخت. پرسش های پژوهش عبارت اند از، شگردهای کتاب داستانی تصویری فارسی در تحقق بخشیدن به مقوله های «اقتدار و آزادی» کدام اند؟ آیا نوع شگردهای یادشده و شیوة استفاده از آنها در شش اثر فارسی متفاوت است؟ همچنین کدام شگردها تقویت کنندة قدرت تفکر و خلاقیت کودک است؟ نتایج نشان می دهد که شگردها و عناصر داستانی چون درونمایة پنهان، پیام با ماهیت آزادی بخشی، پی رنگ باز، زاویة دید عینی یا نمایشی، چندصدایی در متن و تصویر، شخصیت پردازی پیچیده و پویا و غیرمستقیم، غلبة تصویر بر متن و استفادة هرچه بیشتر از شگردهای تمرکززدا در جهت تقویت قدرت تفکر، تصمیم گیری، خلاقیت و انتخاب کودک است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان