مونا جامی پور

مونا جامی پور

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۶ مورد از کل ۱۶ مورد.
۱.

طراحی چارچوب پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بین المللی (مورد مطالعه: صنعت فرش)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۱۷
درک عوامل مؤثر بر به کارگیری موفق بازاریابی دیجیتال بین المللی میتواند به ارتقای سودآوری شرکتهای صادرکننده فرش در سطح بین-الملل یاری رساند که علیرغم اهمیت آن تاکنون در مطالعات پیشین مورد توجه قرار نگرفته است. لذا، هدف اصلی پژوهش، طراحی چارچوبی برای پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش می باشد. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، در ابتدا با رویکردی کیفی به مرور مطالعات و نیز مصاحبه با خبرگان جهت شناسایی ابعاد موفقیت بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش پرداخته شده است؛ سپس میزان اهمیت و اولویت هریک از ابعاد و زیرشاخص های شناسایی شده با استفاده از روش کمی تجزیه وتحلیل آنتروپی شانون تعیین شده است. روش نمونه گیری پژوهش، هدفمند (قضاوتی) می باشد. یافته های پژوهش نشان دهنده سه مقوله اصلی فرآیند بازاریابی دیجیتال بین المللی، محتوای بازاریابی دیجیتال بین المللی و زمینه بازاریابی دیجیتال بین المللی به ترتیب با اوزان 0.4078، 0.3672 و 0.2253 و نیز 11 مفهوم مهم برای هریک از مقولات بوده است که مقوله "فرایند بازاریابی دیجیتال بین المللی" حاوی مفاهیمی چون تجزیه وتحلیل موقعیت، شناسایی اهداف/ استراتژی، تاکتیک ها و اقدامات بعد ارزیابی و کنترل، مقوله "زمینه بازاریابی دیجیتال بین المللی" حاوی مفاهیم فناوری، افراد، استراتژی و در نهایت مقوله "محتوا بازاریابی دیجیتال بین المللی" شامل مفاهم توزیع، قیمت، محصول و ترفیع می باشد. در بین مفاهیم بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش، بیشترین اولویت به ترتیب بر مفاهیم تجزیه وتحلیل موقعیت (وزن: 0.1498)، ترفیع (وزن:0.1368 ) و فرموله سازی اهداف/ استراتژی (وزن: 0.1016) در بین یازده مفهوم بوده است.
۲.

واکاوی عوامل ایجاد کننده نارضایتی مشتریان از برنامه های کاربردی سفارش غذا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
هدف: امروزه برنامه های کاربردی (اپلیکیشن های) تلفن همراه به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. با توجه به بازار رو به رشد برنامه های کاربردی تلفن همراه برای سفارش غذا و گرایش کسب و کارها به بهره مندی از این فناوری ها شناسایی عوامل مؤثر بر نارضایتی مشتریان از این برنامه ها اهمیت بسزایی دارد. با توجه به خلأ تحقیقاتی موجود هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد. روش: این پژوهش به لحاظ روش و ماهیت، از نوع آمیخته و اکتشافی می باشد. در بخش کیفی پژوهش به روش تحلیل مضمون، عوامل نارضایتی مشتریان از متن 20 مصاحبه (پس از اشباع داده ها) استخراج شد. در بخش کمی برای رتبه بندی عوامل نارضایتی، پرسشنامه محقق ساخته توزیع و به روش میانگین وزنی، مضامین رتبه بندی گردید. یافته ها: در این پژوهش با بکارگیری روش شبکه مضامین، 15 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شناسایی و نقشه ی شبکه تارنما آن ترسیم گردید. نتیجه گیری: تأخیر در تحویل سفارش، مهم ترین عامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد و در رتبه های بعدی عدم تضمین کیفیت و سلامت غذا، عدم جبران مابه التفاوت موارد فاکتور شده با موارد ارسالی، قرار دارد.
۳.

مرور نظام مند روند جهانی پژوهش در حوزه هم آفرینی در گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۶
طی دهه اخیر مطالعات مربوط به هم آفرینی روند صعودی داشته است. این مفهوم در گردشگری توجه ویژه ای را به خود جذب کرده است. در این حوزه، مطالعات محدودی، وضعیت مطالعات هم آفرینی در گردشگری را که دربرگیرنده منابع جدید باشند، خلاصه کرده است. هدف این مقاله سازماندهی و تحلیل ادبیات موجود هم آفرینی در حوزه گردشگری برای شناسایی وضعیت تحقیقات صورت گرفته در این عرصه است. از آنجا که سؤال های این مطالعه در پی ارائه یک تصویر کلی از کارهای انجام شده در مقالات منتشر شده حوزه مورد مطالعه است، مطالعه نگاشت نظام مند به عنوان روش این مطالعه انتخاب شده است. نتایح بررسی و تحلیل 137 مقاله انتخاب شده از پایگاه داده علمی Science Direct, Emerald, Scopus, Wiley, ProQuest, Sage, Web of Science, and Taylor & Francis نشان دهنده روند صعودی مقالات منشتر شده در حوزه مورد مطالعه است. بیشترین مقاله در سال 2019 و کمترین مقاله در سال 2006 بوده است. بر اساس تحلیل مقالات ورودی مشخص شد که بخش هتل داری در مطالعات هم آفرینی بیشتر مورد توجه محققین بوده است. نوع متون منتشر شده بیشتر به صورت تجربی بوده است و از همچنین بیشتر مطالعات انجام شده کمی و با روش پیمایشی بوده اند. از دیگر یافته های قابل توجه، غالب بودن دیدگاه علم خدمات در مطالعات هم آفرینی در گردشگری، همچنین دیدگاه تجربی یا منطق چیرگی تجربه به عنوان خلأ علمی شناسایی شد.
۴.

شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
هم راستایی استراتژیک بازاریابی و فناوری اطلاعات از اولویت های سال های اخیر مدیران است که باید جهت دستیابی به عملکرد بهینه در حوزه بازاریابی دیجیتال موردتوجه واقع شود. به کارگیری فناوری اطلاعات به شیوه ای شایسته و در توازن با استراتژی های بازاریابی به منظور مرتفع سازی نیازهای بازاریابی تأکید اصلی هم راستایی استراتژیک بازاریابی و فناوری اطلاعات است. علیرغم رشد سرمایه گذاری ها در حوزه فناوری های بازاریابی و ضرورت هم راستایی استراتژیک در این حوزه، تاکنون در ادبیات هم راستایی به شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات پرداخته نشده است و مورد غفلت واقع شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر هم راستایی استراتژیک بازاریابی با فناوری اطلاعات در سازمان ها جهت بهبود بازدهی سرمایه گذاری های فناوری اطلاعات در حوزه بازاریابی بوده است. پژوهش در دو مرحله با رویکرد آمیخته صورت پذیرفته است. در مرحله اول به منظور شناسایی و استخراج عوامل از دیدگاه صاحب نظران و خبرگان از رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره گرفته شده است. در مرحله دوم به منظور وزن دهی و اولویت بندی عوامل از رویکرد کمی و تکنیک BWM بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه خبرگان دانشگاهی در حوزه مرتبط با تحقیق و مدیران ارشد باتجربه در حوزه بازاریابی و فناوری اطلاعات در سازمان های دارای واحد بازاریابی دیجیتال می باشند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. یافته های پژوهش دربرگیرنده 7 عاملِ حمایت و پشتیبانی مدیر ارشد بازاریابی، قابلیت های فناوری اطلاعات، مشارکت/ ارتباطات، حکمرانی، شایستگی های بازاریابی، مهارت ها/نیروی انسانی و عوامل رقابتی است که از میان آن ها، مشارکت/ ارتباطات بیشترین وزن و اهمیت را به خود اختصاص داده است و عوامل رقابتی/ محیطی با کمترین وزن، کم اهمیت ترین عامل بوده اند.
۵.

شناسایی و رتبه بندی فرصت ها و چالش های بازاریابی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۸۴
  باوجود رشد روزافزون سرمایه گذاری در حوزه بازاریابی رسانه های اجتماعی، شناسایی چالش ها و فرصت های این رویکرد نو در ادبیات حوزه بازاریابی از نظرها دور مانده است. به همین منظور، هدف از پژوهش حاضر شناسایی و  رتبه بندی فرصت ها و چالش های بازاریابی رسانه های اجتماعی است. پژوهش در دو مرحله با رویکرد آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست پژوهش با رویکرد کیفی به شناسایی فرصت و چالش ها از خبرگان و صاحب نظران حوزه بازاریابی رسانه های اجتماعی پرداخته شده و در مرحله دوم به منظور نظرسنجی درباره یافته های بخش کیفی و نیز رتبه بندی فرصت ها و چالش ها از دیدگاه صاحب نظران، رویکرد کمّی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. در بخش کیفی، از روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمّی، از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شد. در مرحله کیفی، داده های حاصل از 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با روش تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شد. در مرحله کمّی، داده های حاصل از 47 پرسشنامه گردآوری شده، با آزمون های علامت و میانگین موزون تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد مهم ترین فرصت بازاریابی رسانه اجتماعی، شناخت دقیق نیازهای مشتریان از طریق رسانه های اجتماعی و مهم ترین چالش، بی اعتمادی مخاطب به رسانه های اجتماعی است.
۶.

طراحی چارچوب کسب هوشمندی رقابتی 0/2 با بهره گیری از روش بهترین بدترین (BWM)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۸
هدف : ظهور تجارت اجتماعی و فناوری های وب 0/2 به خصوص رسانه های اجتماعی، شکل جمع آوری اطلاعات و نحوه کسب هوشمندی رقابتی را تغییر داده است. هوشمندی کسب شده از این محیط باعث شد مفهوم جدیدی به نام هوشمندی رقابتی 0/2 پدیدار شود که نحوه کسب آن از جهات بسیاری با نوع قبلی آن تفاوت دارد. هدف این پژوهش طراحی چارچوبی برای کسب این نوع هوشمندی، بر مبنای استفاده از ابزارهای فناوری وب 0/2 و به طور خاص رسانه های اجتماعی است. روش : بدین منظور، نخست با بررسی گسترده پیشینه تحقیق و با تشکیل گروه کانونی متشکل از خبرگان بازاریابی و سپس با نظرسنجی از متخصصان بیشتر، چارچوب نهایی شامل سه مؤلفه اصلی «فرایند کسب هوشمندی رقابتی 0/2 »، «زمینه کسب هوشمندی رقابتی 0/2 » و «محتوای کسب هوشمندی رقابتی 0/2 » تدوین شد. سپس با استفاده از روش بهترین بدترین (BWM) ابعاد و زیرشاخص های شناسایی شده، توسط مدیران بازاریابی و افرادی که تجربه عملی داشتند، وزن دهی و رتبه بندی شده اند. یافته ها : بر اساس یافته ها، 10 بعد مهم این سه مقوله که به تأیید گروه کانونی نیز رسیده اند، به ترتیب رتبه عبارت اند از: بعد هوشمندی رقبا 0/2 ؛ استخراج مفاهیم و الگوها؛ هوشمندی بازار 0/2 ؛ ارائه و ارزیابی هوشمندی رقابتی 0/2 ؛ برنامه ریزی برای کسب هوشمندی رقابتی 0.2؛ فرایندهای کسب وکار؛ افراد؛ فناوری؛ نظارت و جمع آوری اطلاعات از رسانه های اجتماعی؛ هوشمندی اجتماعی/ راهبردی 0/2  و هوشمندی فناوری 0/2. نتیجه گیری : مجموع ه ای از ابعاد و مؤلفه های بسیار مهم مدل هوشمندی رقابتی 0/2 شناسایی و از نظر اهمیت رتبه بندی شدند. شرکت ها برای ارزیابی برنامه های هوشمندی رقابتی در عصر شبکه های اجتماعی، می توانند از یافته های این پژوهش استفاده کنند و به عنوان اصول راهنمای کسب هوشمندی رقابتی از آن بهره ببرند.
۷.

Identifying the Determinant Factors of E-Service Innovations: A Qualitative Meta-Synthesis(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۳
Recently, significant technological changes, greater customer demand and the rise of new business models have triggered a rapid increase in electronic service (e-service) innovations. Now, innovation in the provision of e-services has become one of the priorities of managers in order to gain a competitive advantage. However, few studies so far have explored the determinant factors needed in the organization in order to innovate and implement e-services. The purpose of this study is to provide a comprehensive framework that integrates the multiple factors of e-service innovation. Using the qualitative meta-synthesis research method and after a systematic review of the literature and examination of 61 articles, all factors needed for innovation in e-services have been identified and classified in 4 capabilities, 9 concepts, and 30 codes. The results show that e-service innovation depends on networking, informational, operational and supporting, and strategic capabilities. These capabilities create the required platform for innovation in e-services in the organization. This study contributes to current e-service researches by offering theoretical advances related to innovation in e-services. Furthermore, the capabilities, concepts, and codes identified in this study would be useful as a comprehensive conceptual framework for developers of e-service innovation to plan and evaluate their related initiatives.
۸.

بررسی تأثیر گرایش استراتژیک کسب وکار بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: هدف این مقاله بررسی نقش میانجی مدیریت دانش در رابطه استراتژی کسب وکار و عملکرد سازمانی در شرکت های حوزه فناوری اطلاعات است. برای رسیدن به این هدف، محدودیت هایی وجود دارد که به منظور فائق آمدن بر آنها، در این مقاله از رویکرد مقایسه ای برای سنجش استراتژی، رویکرد کارت امتیازی متوازن برای سنجش عملکرد سازمانی و در نهایت از طبقه بندی سازوکارهای فنی و غیرفنی برای سنجش سازوکارهای مدیریت دانش که تا کنون در ادبیات موضوع از آن استفاده نشده، بهره برده شده است. روش: روش پژوهش از نظر هدف در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد و از نظر گردآوری داده ها توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را شرکت های فعال در حوزه فناوری اطلاعات تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 250 پرسش نامه توزیع و در نهایت 181 پرسشنامه بازگشت داده شد. برای ارزیابی مدل مفهومی پژوهش، از رویکرد تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها: گرایش استراتژیک سازمان هم به طور مستقیم بر عملکرد سازمانی تأثیر دارد و هم به طور غیر مستقیم و از طریق متغیر میانجی سازوکار های مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی تأثیر می گذارد. نتیجه گیری: گرایش استراتژیک یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی است که نقش میانجی مدیریت دانش در این رابطه نیز تأیید شد. نتایج پژوهش در حوزه مباحث استراتژیک و مدیریت دانش، نوآوری های تئوریکی به همراه دارد و به مدیران در درک چگونگی تأثیرگذاری هر یک از ابعاد گرایش استراتژیک بر ابعاد عملکرد در عصر دانش کمک می کند.  
۹.

طراحی چارچوبی برای پیاده سازی تجارت اجتماعی: با تأکید بر ظرفیت تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
رشد روزافزون تجارت اجتماعی، سبب گسترش استفاده شرکت های موفق از این تکنولوژی جدید برای کسب موفقیت بیشتر شده است. با وجود این اهمیت، برای پیاده سازی آن مدیریت تغییر درستی صورت نگرفته است. به همین منظور، هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی چارچوبی برای پیاده سازی تجارت اجتماعی با تأکید بر ظرفیت تغییر سازمانی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران حیطه تجارت اجتماعی، رسانه های اجتماعی و مدیریت تغییر تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی (هدفمند) 34 نفر برای نمونه انتخاب شدند. پس از شناسایی و تأیید ابعاد و شاخص ها توسط آزمون دوجمله ای، به منظور اولویت بندی آنها از روش تحلیل شبکه ای (ANP) استفاده شده است. چارچوب پیشنهادشده پژوهش در قالب پنج بعد و بیست وچهار شاخص ارائه شده که به ترتیب اولویت شرایط تکنولوژیکی، عوامل رقابتی، شرایط منابع (مالی/ زمانی)، حمایت محیطی و شرایط سازمانی تغییر هستند. شاخص های متناظر هر یک از ابعاد نیز به ترتیب اهمیت اولویت بندی شدند. نوآوری این پژوهش از لحاظ موضوعی و استخراج فهرست جامعی از عوامل و اولویت بندی آنهاست.
۱۰.

تأثیر قابلیت های تجارت اجتماعی بر نگرش مشتریان به خرید به واسطه اعتماد (مطالعه موردی: کاربران اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۴
به دلیل پیشرفت فناوری و نیاز به سرعت عمل در ارتباطات و انجام معاملات، موضوع تجارت اجتماعی در کانون توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت های تجارت اجتماعی بر نگرش مشتریان به خرید به واسطه اعتماد است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، آن دسته از کاربران اینستاگرام که حداقل یک بار از طریق این شبکه اجتماعی خرید انجام داده باشند، در نظر گرفته شده است. با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی (در دسترس) 165 نفر برای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار های SPSS و AMOS تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد بین قابلیت های تجارت اجتماعی و نگرش مشتریان به خرید به طور مستقیم و به واسطه اعتماد به طور غیرمستقیم رابطه معناداری وجود دارد. همچنین هر یک از ابعاد قابلیت های تجارت اجتماعی به جز حمایت اطلاعاتی، بر نگرش مشتریان به خرید تأثیر مثبت و معناداری می گذارد. بنابراین قابلیت های تجارت اجتماعی عامل برجسته و تأثیرگذارنده ای بر نگرش مشتریان نسبت به خرید محسوب می شود.
۱۱.

ارائه مدل مدیریت تغییر در برون سپاری خدمات فناوری اطلاعات: رویکرد ساختاری- تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۰
تصمیم درباره برون سپاری یکی از کلیدی ترین تصمیم ها در حوزه فناوری اطلاعات است که می تواند به موفقیت مدیریت سرمایه گذاری های این حوزه بینجامد. علی رغم این اقبال عمومی، آمارها مؤید افزایش میزان شکست پروژه های برون سپاری فناوری اطلاعات در سازمان هاست که ریشه بسیاری از این ناکامی ها را می توان در تغییرات به وجود آمده به واسطه اتخاذ این راهبرد و مدیریت نادرست آنها دانست که نه تنها به شکست فرایند برون سپاری منجر می شوند، بلکه هزینه ها و مخاطرات جدی دیگری را نیز با خود به همراه می آورند. هدف از این مقاله، شناسایی و اولویت بندی الزامات مدیریت تغییر در فرایند منبع یابی مبتنی بر رویکرد برون سپاری خدمات فناوری اطلاعات است. بدین منظور، ضمن مطالعات کتابخانه ای غنی، با خبرگان نیز مصاحبه ای به عمل آمد و بر اساس رویکرد مدل سازی تفسیری ساختاری به اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر موفقیت مدیریت تغییر در برون سپاری خدمات فناوری اطلاعات اقدام شد. پژوهش هم از نظر مدل توسعه یافته و هم به لحاظ روش شناسی، دارای نوآوری در حوزه برون سپاری است.
۱۲.

ارائه نقشه راه همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران (مطالعه موردی: شرکت برق منطقه ای تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۱
شناسایی و مرتفع سازی نیازهای دانشی و از همه مهم تر همراستاسازی مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار، از جمله دغدغه های اصلی پیش روی مدیران است که نیاز به نقشه راه همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش را ضروری می کند. به منظور رفع چالش همراستاسازی مدیریت دانش با نیاز های کسب وکار، در این مقاله به ارائه نقشه راه جامع همراستاسازی پرداخته می شود که دربرگیرنده بهترین اقدامات و عوامل حیاتی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش است. این پژوهش با بهره مندی از رویکرد پیمایشی، به نظرسنجی خبرگان در خصوص معماری نقشه راه همراستاسازی مدیریت دانش می پردازد و به کمک رویکرد ارزشیابی، کاربرد نقشه راه را در شرکت برق منطقه ای تهران نشان می دهد. نمونه گیری پژوهش به روش قضاوتی است. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش های آمار استنباطی و توصیفی استفاده شده است. نقشه راه همراستاسازی از پنج سطح تشکیل شده است که هریک از سطوح دربرگیرنده مؤلفه های خاصی هستند. در ارزیابی صورت گرفته، شرکت برق منطقه ای در سطح دوم بلوغ همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش قرار دارد. با استفاده از نتایج ارزیابی، استراتژی های آتی، اولویت های تمرکز و سرمایه گذاری حوزه مدیریت دانش سازمان برای بهبود مشخص شد.
۱۳.

چالش پیاده سازی موفق سیستم های مدیریت دانش: بررسی عوامل موثر بر پذیرش مدیریت دانش در سازمان های ایرانی با رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۵
با توجه به اهمیت استراتژیک مدیریت، شواهد روزافزونی دال بر رشد گرایش شرکت ها به ایجاد سیستم های مدیریت دانش برای اکتساب و استخراج بهتر دانش سازمانی وجود دارد. علی رغم جذابیت این مفهوم، در عمل دستیابی به اهداف مدیریت دانش آسان نیست و چالش هایی را به همراه دارد که یکی از آنها بی رغبتی کاربران در پذیرش و استفاده از سیستم های مدیریت دانش است. در این مقاله به منظور تبیین مدلی جامع، با بهره مندی از روش آمیخته عوامل مؤثر بر پذیرش ابتکارهای دانشی استخراج شد و به منظور غنابخشی به عوامل استخراج شده، پس از مرور نظام مند ادبیات و شناسایی عوامل بومی، از فرایند کدگذاری باز نظریه داده بنیاد بر اساس وضعیت سازمان های داخلی، استفاده شد. به منظور ارزیابی مدل توسعه یافته در مرحله قبل، از خبرگان حوزه مدیریت دانش نظرسنجی به عمل آمد و با استفاده از مدل معادلات ساختاری به تحلیل داده های گردآوری شده اقدام شد. در نهایت، عوامل فردی، سازمانی، رقابتی و فناوری/ اطلاعاتی، به مثابه متغیرهای برون زای مدل پذیرش فناوری به تأیید رسیدند.
۱۴.

ارائه چارچوب ارزیابی آمادگی سازمان ها در پیاده سازی دورکاری: رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
به کارگیری و پیاده سازی ابتکارات دورکاری یک چالش فنی- اجتماعی است که بر سطوح استراتژیک و عملیاتی سازمان ها تاثیرگذار است. درحالی که، در بسیاری از این ابتکارات به دلیل فقدان نگرش همه جانبه به عوامل موثر بر پیاده سازی، چنین مجموعه های مجازی با شکست مواجه می شوند و کارمندان چنین ابتکارات شکست خورده ای، به محیط های اداری سنتی باز می گردند. بدین منظور، قبل از پیاده-سازی ابتکارات دورکاری، باید میزان آمادگی سازمان ها، ارزیابی شود و سازمان، قبل از به کارگیری دورکاری، وضعیت کنونی خود را برای پیاده سازی موفق مشخص نماید. بر این اساس، هدف این تحقیق بررسی آمادگی سازمانی در پیاده سازی محیط کاری مجازی و عوامل مرتبط با بکارگیری موفق ابتکارات دورکاری می باشد. شناسایی چنین عواملی کمک می کند تا مدیران قادر به شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان خود در رابطه با پیاده سازی ابتکارات دورکاری می باشند. رویکردمقالهحاضرآمیختهاست.برایاستخراج عواملاز15مصاحبهانجامگرفتهبا مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و کارشناسان حوزه دورکاری، ازروشتحلیلتِماستفادهشد. نتایج روش کیفی بیانگر آن است که عوامل ویژگی های کارکنان، ویژگی های سرپرستان و مدیران، عوامل فن آورانه، ویژگی های شغلی، عوامل محیطی، همراستایی استراتژیک برنامه های دورکاری با ماموریت اساسی سازمان و فرهنگ سازمانی بر میزان آمادگی سازمان ها در پیاده-سازی ابتکارات دورکاری تاثیر گذار است. سپس با نظر سنجی از خبرگان حوزه دورکاری، وزن مربوطه به ابعاد چارچوب ارزیابی توسعه مورد محاسبه قرار گرفته است. در نهایت به با استفاده مطالعه موردی کمی، چارچوب توسعه یافته به اندازه گیری آمادگی دانشگاه علوم پزشکی قم پرداخته است.
۱۵.

ارائه یک روش محاسباتی به منظور کمی سازی میزان آسیب پذیری شبکه های رایانه ای بر اساس سیستم امتیاز دهی آسیب پذیری متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آسیب پذیری آسیب پذیری شبکه های رایانه ای معماری امنیت 805 ITU-TX- کمی سازی آسیب پذیری ها سیستم امتیاز دهی آسیب پذیری متعارف

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم کتابداری حفاظت و نگهداری از منابع
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی شبکه های اطلاعاتی و کامپیوتری
  3. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات
  4. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری علوم اطلاع رسانی خدمات اطلاع رسانی مدیریت اطلاعات انتقال و تبادل اطلاعات
تعداد بازدید : ۷۴۷ تعداد دانلود : ۵۸۵
افزایش تعداد آسیب پذیری ها و پیچیدگی آنها در حوزه تبادل داده و اطلاعات، اهمیت مسئله کمی سازی آسیب پذیری ها را هم به جهت تعیین میزان آن و هم از نظر اولویت دهی و مدیریت منابع، بیش از پیش حائز اهمیت ساخته است. شبکه های رایانه ای به دلیل داشتن جایگاه پر اهمیت در زیر ساخت ارتباطی و تبادل داده ها و اطلاعات همواره در معرض آسیب پذیری های متعددی قرار داشته اند و این مسئله لزوم محاسبه کمی میزان آسیب پذیری ها را به منظور امکان دستیابی به شبکه هایی امن، بیش از پیش معطوف نظر محققان ساخته است. در این مقاله تلاش شده به منظور محاسبه کمی آسیب پذیری های شبکه، یک روش توسعه یافته بر پایه معماری امنیت 805 ITU-TX-و بر پایه ویرایش دوم سیستم امتیاز دهی آسیب پذیری متعارف (CVSS) پیشنهاد گردد. هدف روش پیشنهادی در این تحقیق، فراهم آوردن یک ساختار کمی سازی به منظور امکان شناسایی میزان آسیب پذیری ها و مدیریت مؤثر آنها می باشد.
۱۶.

طراحی مدل بلوغ مدیریت دانش همراستا با استراتژی های کسب وکار با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۵
عدم وجود مکانیزم های صحیح ارزیابی ابتکارات دانشی، سرمایه گذاری ها در حوزه مدیریت دانش را در ذهن مدیران به مد زود گذر و هزینه اضافی تبدیل نموده است. مدل های بلوغ مدیریت دانش به سازمان ها در ارزیابی پروژه های مدیریت دانش و اتخاذ استراتژی مناسب برای پیشرفت کمک می کند. علی رغم مدل ها و چارچوب های مختلفی که درباره بلوغ مدیریت دانش وجود دارد، لیکن مدل جامعی که ابعاد چندگانه مدیریت دانش را به صورت یکپارچه برای دستیابی به همراستایی استراتژیک مدیریت دانش و کسب و کار در نظر بگیرد، تا کنون ارائه نشده است. در این مقاله به منظور تبیین یک مدل جامع، کلیه ابعاد بلوغ از طریق مرور سیستماتیک ادبیات به کمک روش تحقیق کیفی فراترکیب(متا سنتز) شناسایی گردیده است. سپس میزان اهمیت و اولویت هر یک از عوامل پیشنهادی به کمک روش کمی انتروپی شانون براساس رویکرد تحلیل محتوا تعیین گردیده است بطوریکه هم از لحاظ روش شناسی و هم نتایج این پژوهش دارای نوآوری می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان