مطالب مرتبط با کلید واژه " گروتسک "


۱.

کمدی- تراژدی در نمایشنامهء فیزیکدان ها: راهکاری برای نیل به اهداف انسانی در جامعهء مدرن امروزی

نویسنده:

کلید واژه ها: تصادفکمدىترا ژدىگروتسکتنا قضتعهد انسانى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۷ تعداد دانلود : ۴۰۷
"فریدریش دورنمات براى نشان دادن وضعیت دردناک انسان در جهان مدرن و پرهرج ومرج امروزى، کمدى را توصیه مى کند، البته از نوعى کمدى که تلخ و گزنده باشد. دورنمات براى نیل به چنین هدفى کمدى- تراژدى را به عنوان مناسب ترین راهکار ارایه مى دهد. مظور وى از کمدى- تراژدى این است، که موضوع نمایشنامه کمیک باشد، در حالى که شخصیت هاى آن سرنوشتى غم بار و تراژیک یابند. دورنمات با کمک گروتسک، تماشاگر را به تعقل عمیق در باب سرنوشت خویش وا مى دارد. گروتسک ارایه شده در نمایشنامه فیزیکدان ها موقعیت شخصیت اصلى نمایشنامه، موبیوس است، که براى رسیدن به اهداف خود براى خدمت به جامعه بشرى و ایفاى تعهد انسانى خود، شیوه اى متناقض در پیش گرفته و از راهکارهایى که برخلاف عرف انسانى و اخلاقى در جوامع بشرى است، ابایى ندارد و در عین حال با اقدامى فردى، سرنوشت تراژیک خود را رقم مى زند. آنچه از دیدگاه دورنمات بر سرنوشت انسان امروزى در نظام هاى صنعتى سایه افکنده است، و نباید آن را نادیده گرفت، عنصر تصمادف است، که غیر قابل پیش بینى و اجتناب ناپذیر بوده و گریزى از آن متصور نیست و همین تصادف محض است، که در وضعیت شخصیت اصلى نمایشنامه بدترین حالت ممکن را ایجاد کرده است. "
۲.

تلفیق احساسات ناهمگون و متضاد (گروتسک) در طنز و مطایبه

کلید واژه ها: طنز و مطایبهکاریکلماتورگروتسکپرویز شاپور

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز طنز و مطایبه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز کاریکلماتور
تعداد بازدید : ۲۷۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۰۰
گروتسک (Grotesque)مفهوم، فن یا سبکی در هنر و ادبیات است که در آن ادیب یا هنرمند تلاش می کند دو حس ناسازگار ترس (دلهره یا انزجار) و خنده (طنز و مطایبه) را هم زمان به مخاطب خویش القا کند. این مفهوم امروزه توصیف کننده دنیای پریشان و از خود بیگانه است؛ یعنی دیدن دنیای آشنا از چشم اندازی بس عجیب که آن را ترسناک و مضحک جلوه می دهد. بارزترین ویژگی هایی که یک اثر را گروتسک می سازد، عبارت است از: ناهماهنگی، افراط و اغراق، نابهنجاری و خنده آوری و ترسناکی. گروتسک از این نظر که نوعی تمسخر فیلسوفانه ناهنجاری هاست کارکردی شبیه به طنز دارد؛ امّا یکی از مهمترین شاخه های هنر و ادبیات که گروتسک به آن راه یافته است، طنز و مطایبه است که یکی ازگونه های آن را «کاریکلماتور» تشکیل می دهد. کاریکلماتور گونه ای نثر کوتاه، موجز، ساده و طنزآمیز است که با نگرشی متفاوت به دنیا و پدیده های پیرامون به قصد برجسته سازی توجه می کند. گروتسک در کاریکلماتورها؛ بخصوص کاریکلماتورهای پیشرو این سبک، یعنی پرویز شاپور، نمود ویژه ای دارد. گروتسک در کاریکلماتورها بیشتر زاده دو عنصر تناقض (ناهماهنگی) و اغراق و افراط است و کیفیت تصویری عجیب، ترسناک و مضحکی به آن می بخشد. از مهم ترین شگردهای گروتسک در کاریکلماتورها می توان به در هم ریختگی، ادغام سطوح، اغراق، دگردیسی و بهره گیری از همزاد و متضاد اشاره کرد. این پژوهش با روشی توصیفی- تحلیلی به شناخت و بررسی مفاهیم گروتسک، چگونگی بروز و مضامین آن در کاریکلماتورها با ارائه شواهدی، پرداخته است.
۳.

گروتسک و ادبیات داستانی بررسی مفهوم گروتسک و کاوش مصداق های آن در داستان های کوتاه شهریار مندنی پور

تعداد بازدید : ۲۱۴۲ تعداد دانلود : ۸۱۷
در این مقاله، یکی از مقولات نظری هنر و ادبیات با نامِ «گروتسک» (grotesque) از جهاتی بررسی می شود. گروتسک به مثابة نوعی نگاه به دنیا، انسان، و رفتارهای آدمیان از دیرباز در میان آثار ادبی ـ هنری دنیا نمونه هایی دارد. در قرن های پیشین توجه بسیار اندکی به این مقوله شده است، اما در قرن اخیر نظریه پردازان نام داری چون میخائیل باختین (M. Bakhtin) به طور گسترده ای به آن پرداخته اند. در این مقاله علاوه بر بررسی نگاه منتقدان به مقولة گروتسک، تعاریف و توضیحات نظری پیرامونِ گروتسک کاویده شده و نیز به دو رویکرد اصلی، که در مورد این مقولة ادبی ـ هنری مطرح است، نگاهی شده است. این دو رویکرد عبارت اند از: 1. رویکردی که بر جنبة طنز و کارناوالی تأکید دارد؛ 2. رویکردی که جنبه های هراس آمیز آن را می بیند. سپس عناصر، اهداف، و کارکردهای گروتسک، به ویژه بر اساس نگاه فیلیپ تامسون (Ph. Thomson)، بررسی شده است. بخش پایانی مقاله بررسی تعدادی از داستان های کوتاه شهریار مندنی پور، نویسندة معاصر، است که خصلت ها یا عناصر گروتسک موجود در داستان های او از چند جنبه بررسی شده است.
۴.

بررسی تطبیقی گرگویل ها و سرستون های تخت جمشید

کلید واژه ها: هخامنشیگروتسکگرگویلگوتیکسرستونحیوانات ترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹۳ تعداد دانلود : ۱۷۲۸
گرگویل ها، مجسمه های قرار گرفته در بخش بیرونی کلیساهای قرون وسطی بوده که دارای اهداف تزئینی و کاربردی هستند، موجودات افسانه ای که بر اساس کاربردشان در معماری، به عنوان آبراه استفاده شده و نیز به لحاظ ظاهر هراس آورشان، دارای مفاهیم شر و اهریمنی بوده و به همین د لیل در بیرون از کلیساها قرار گرفته اند. این هیولاها در اعتقادات مسیحی قرون یازدهم و دوازدهم میلادی تاثیر بسزایی گذاشته اند. گرگویل ها به لحاظ ترکیب ساختار بدنشان دارای انواع گوناگونی می باشند. این شیوه و اسلوب کاربرد عناصر معماری با هیبت و شمایل موجودات افسانه ای و واقعی نیز قرن ها پیش از خلق گرگویل های قرون وسطائی، در هنر معماری هخامنشی در کاخ شوش و به ویژه تخت جمشید به کار گرفته شده بود. در تخت جمشید، سرستون های به شکل حیوانی و موجودات افسانه ای به صورت پشت به پشت قرار گرفته اند. این شیوه مرسوم ستون سازی هخامنشی بود که به معماران اجازه می داد که از فضای پشت (کمر) حیوانات برای قرارگیری تیر های حامل سقف استفاده کنند. همین امر باعث می شد که سرستون های تخت جمشید نیز همانند گرگویل های کلیساهای گوتیک، علاوه بر حالت تزئینی و نمادین، به عنوان یکی از عناصر مهم معماری کاربرد داشته باشند. بنابر این، سرستون های تخت جمشید و گرگویل های کلیساهای گوتیک از برخی جهات، به لحاظ عملکرد ومفاهیم نمادین، دارای اشتراکات و افتراقاتی می باشند. در این مقاله با استفاده از کتب، تجزیه و تحلیل داده ها، تصاویر و اطلاعات جانبی و سایت های اینترنتی، سعی خواهد شد که علاوه بر آشنائی با گرگویل ها، ساختار و مفاهیم اسرارآمیز آنها، به علل و آثار استفاده از آنها در زمینه های گوناگون پرداخته و مقایسه ای هم با سرستون های تخت جمشید( به شکل حیوانات تخیلی و واقعی) و کاربرد این دو شیوه در معماری به عمل آید. گرگویل ها از لحاظ ترکیب ساختار بدنشان شامل سه گونه انسانی، حیوانی و ترکیبی هستند. گرگویل های ترکیبی را نیز می توان به چهار گروه تقسیم بندی نمود: 1- ""انسان- گیاه"" 2- ""انسان- گیاه- حیوان"" 3- ""انسان- حیوان"" 4- ""حیوان-حیوان"" موجودات ترکیبی سرستون های تخت جمشید را نیز می توان با دو گروه مشخص نمود: 1-ترکیبات ""حیوان-حیوان""، مانند گریفین 2-ترکیبات ""انسان-حیوان""، مانند لاماسو
۵.

چیدمان چاپ دستی: مفهوم اسنوبیسم در آثار چاپ های دستی فرانسیسکو گویا از مجموعه کاپریس

نویسنده:

کلید واژه ها: کارناوالگروتسکهنر اعتراضیاسنوبیسمدارالمجانین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی تصویر سازی گرافیک و چاپ جهان
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی جهان سبک ها
  3. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی جهان نقاشان
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۶۱۰
بی گمان یکی از رسالت های راستین هنر، بیان مصایب اجتماعی و رنج آدمی است که در جامعه مدرن از دیرباز تاکنون بسیار مهجور مانده است. تحلیل هنر اعتراضی یا اعتراض در هنر از بعد اجتماعی و روان شناختی در فرهنگ غرب درون مایه اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد. این نوشتار به بررسی و کنکاش روحیات هنرمند، ویژگی های اثر هنری و موضوعات اعتراضی در هنرهای تجسمی(نقاشی) و ادبیات می پردازد. از این گروتسک و اسنوبیسم به دلیل سرشت انتقادی شان از مباحث اصلی مطرح شده می باشند. از این میان آراء و اندیشه های فلاسفه ای نظیر ولفگانگ کایزر و میخائیل باختین در باب گروتسک محور اصیل این مقاله را تشکیل می دهند. متفکر آلمانی نگرش خود را محدود به یک دارالمجانین می کند و ادیب روسی تفکرات خود را در ابعاد هیولاهای کارناوال بیان می کند.
۶.

بررسی و تحلیل عناصر ساختاری گروتسک در برخی داستان های فارسی و خارجی

کلید واژه ها: گروتسکنابه هنجاریناهماهنگیگروتسک ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
سابقه گروتسک در غرب، به عنوان سبکی هنری، دست کم به ابتدای دوره مسیحیت در فرهنگ رومی برمی گردد؛ آن هنگام که در یک نقاشی واحد، انسان، حیوان و گیاه را با هم می آمیختند. درواقع گروتسک تجلّی این دنیای پریشان و ازخودبیگانه است، یعنی دیدن صحنه های آشنای جهان با دیدی که آن را عجیب جلوه دهد، به طوری که مضحک و ترسناک نیز باشد یا اینکه هر دو کیفیت را هم زمان در نظر مخاطب پدید آورد. این کلمه در زبان فارسی به معانی مختلفی چون، مضحکه، مسخره، خنده آور، نابه هنجار، عجیب و غریب، نامعقول و ناساز است. یکی از قالب هایی که گروتسک در آن به کار رفته، داستان است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای به بررسی و تحلیل عناصر ساختاری گروتسک در برخی داستان های ایرانی و خارجی می پردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد داستان های گروتسک به دو دسته: الف) داستان های گروتسک با محتوای خنده و ترس؛ ب) داستان های گروتسک با محتوای وحشت و تنفّر تقسیم می شود. داستان های گروتسک در ادبیات داستانی فارسی با ادبیات غرب به لحاظ ساختار متفاوت است. در داستان های فارسی فضاسازی و اتفاقات کلی است که درقالب داستان تشکیل فضای گروتسکی می دهد، درحالی که در ادبیات غرب یک صحنه آنی و گذرا باعث ایجاد فضای گروتسک می شود.
۷.

عناصر گروتسک در داستان های محمد شیرزاد در اسکندرنامه

کلید واژه ها: اسکندرنامهگروتسکعناصر زبانیداستان محمد شیرزاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
اصطلاح گروتسک از نیمه قرن شانزدهم در ادبیات اروپا مطرح شد. اگرچه زمینه های تعریف این اصطلاح پیش تر از این قرن به وجود آمده بود؛ اما ورود این اصطلاح در قرن هجدهم در ادبیات اروپا به عنوان مقوله ای زیبایی شناسی، هم زمان با ورود آن به مباحث فلسفی هنر بود. کایزر در قرن نوزدهم آن را برای نخستین بار به رسمیت شناخت و ماهیتش را تجلی این دنیای پریشان و از خود بیگانه دانست. در تعریف گروتسک موارد زیادی گفته شده است، ازجمله هر چیز که عجیب و غریب باشد. این چیز می تواند انسان یا حیوان، فضا و یا موقعیتی حیرت انگیز، عجیب و نفرت انگیز باشد. به طور کلی هر چیز که حاوی سه خصلت عجیب، نفرت انگیز و در عین حال خنده آور باشد، مشمول گروتسک است. نگارندگان در این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای - اسنادی، ضمن آوردن تعاریفی از این اصطلاح، این عناصر را در داستان های «محمد شیرزاد»، یکی از سرداران اسکندر مقدونی، در بخش پایانی کتاب اسکندرنامه بررسی کرده اند. این داستان-ها همانند دیگر داستان های این کتاب سرشار از این گونه عناصرند که به چهار دسته انسانی، حیوانی، فضای گروتسک و عناصر زبانی تقسیم شده اند. این موضوع نشان می دهد داستان های عامه نیز، مانند دیگر داستان ها می توانند بستر مناسبی برای مطرح کردن این نظریه باشند.
۸.

تأمّلی بر نمودهای گروتسک در جامع التّواریخ

کلید واژه ها: گروتسکمغول و ایلخاناننثر تاریخی - ادبیجامع التواریخخواجه رشیدالدین فضل الله همدانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸
گروتسک، مفهوم و نگرشی در هنر و ادبیات است که ویژگی هایی چون تناقض، وحشت انگیزی، شگفت آوری، نابهنجاری، مسخرگی و گرایش به بی مزگی، اکراه، اشمئزاز و... را برای آن برشمرده اند؛ موضوع یا مطلبی که به خاطر نامأنوسی، غریبی یا از فرط اغراق گویی و فراشگفتی، حسی مبهم و سردرگم کننده به مخاطب القاء کند و یا مفاهیم و احساسات متناقضی به او منتقل سازد. حمله چنگیز، استیلای مغولان و پی آمدهای آن، زمینه سازِ پیداییِ مفاهیم و تصاویر گروتسکی این عصر است. پژوهش حاضر، ضمن معرفی گروتسک، برخی مصادیق و شواهد آن را در یکی از مهم ترین آثار تاریخی - ادبی عهد مغول جستجو کرده و دریافته است که بخشِ مربوط به تاریخِ مغول و ایلخانان در جامع التّواریخ، گاه به گونه ای با روایات غیرمعقول، ناموزون و امور خرافیِ مغولان آمیخته که پذیرش آن را به عنوان تاریخ مشکل می سازد؛ گویا نویسنده ناگزیر از مداهنه، تملّق و ثبتِ برخی مسائلِ افراطی و ناپذیرا - که می توان آنها را گروتسک نامید - بوده است.
۹.

تحلیل وجوه فرهنگ عامه در نقاشی های حسینعلی ذابحی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۲۵
در این مقاله به مطالعه وجوه فرهنگ عامه در آثار ذابحی با تمرکز بر چند مضمون مرتبط مانند کارناوال، آرمانشهر و گروتسک می پردازیم. مسئله اصلی چگونگی نشان دادنِ رهایی فرهنگ عامه از زیر فشار و بار فرهنگ مسلط در آثار هنرمند مذکور با تکیه به سبک او، با روش توصیفی-تحلیلی است. هدف پژوهش برجسته کردن ویژگی های فرمی آثار و در نهایت رسیدن به دو سطح دلالت آشکار و ضمنی است تا با شرح آنها، انواع وجوه فرهنگ عامه در آثار این هنرمند در دو سطح فرهنگ متعلق به عامه و فرهنگ تولید شده توسط عامه برجسته شود. در بخش اول مقاله در سطح دلالت آشکار با تکیه به ویژگی های کلی نقاشی های هنرمند چون حذف خط مرزنما، از ریخت افتادگیِ اشیا در طبیعت بی جان ها و استفاده از رنگ های بیانگر به تمایز فیگورها، اشخاص ادا و اطوار و البسه و آرایش خاص منطبق بر شخصیت های اجتماعی شان پرداخته و ارتباط آنها با عناوین زبانیِ هنجارشکنِ آثار تبیین می شود. در سطح دلالت ضمنی با توجه به ویژگی های کلی آثار و پیوند دادنِ موضوع نقاشی های این هنرمند به یکدیگر، به مضامین عمیق تری خواهیم رسید. با بررسی شخصیت و لباس فیگورها در آثار می توانیم جشنی آیینی چون کارناوال را متصور می شویم که افراد به فرصت های برابر یعنی به نوعی آرمانشهر بی طبقه رسیده اند. در این بخش از قطع و اندازه و نحوه اجرای آثار به منزله محل فروشکستن تقابل دوگانه فرهنگ مسلط و عامه بحث می شود. به حال خود واگذاردن طبیعت بیجان ها حسی از هراس را همراه دارند. این وجه همراستای فیگورهایی که به نحو اغراق آمیز بر وجوه شخصی شان تأکید شده است، فضایی گروتسک را القا می کند. نحوه قلم گذاری سریع، کوبه ای و رنگ گذاری خشک و جسمانی، رنگ های تیره با اتکا به نیروی هیولایی و احساس برخاسته از رنگ ، وجوهی را به نمایش می گذارد که در برابر نیروی قواعد آثار بازنمایانه (عینی گرا) مقاومت می کند. این مقاومت نقاشی را دارای انرژی ذخیره ای می کند که بعد ایستا و نامتحرک شخصیت ها و فرم های طبیعت بی جان را متحرک، معوج، مواج و دفرمه می کند و از ریخت می اندازد. تمام ویژگی های گفته شده، با پیچ و تاب دادن زبان مسلط بصری با تکیه به سبک اکسپرسیونیسم، نقاشی ها را از سلطه بازنمایانه بازداشته اند و بدون تأکید مستقیم بر سیاهی های طبقه عامه وجود فرصت های تحقق بخش انرژی های نادیده گرفته فرهنگ عامه را معرفی می کنند. این آثار از پس توصیف فرمی و تحلیل تفسیری در دو سطح دلالت در نتیجه دو وجه از فرهنگ عامه را، یکی فرهنگ تولید شده توسط عامه و دیگری فرهنگ متعلق به عامه را معرفی می کند و در نتیجه در تقابل با هنر تقلیدی/ بازنمایانه، هنر زیباشناختی به شمار می آیند زیرا به شکل معکوس ناهمگونی خود را نسبت به فرم های تجربه سلطه اعلام می کند.
۱۰.

نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی: تجسدگرایی، نمای نزدیک و تحریف بدن

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
ناتورالیسم و گروتسک دو شکل از ادراک و بازنمایی است که اولی در مقام یکی از مکتب های ادبی و دیگری در قالب شگردی هنری- ادبی جایگیر شده است. برغم سابقه پیدایش و پشتوانه معرفتی آنها، مواجهه آن دو با سوژه-ابژه ها نیز پیامد مواجهه های مذکور مشابه است؛ البته با وجود نوشتارهای تحقیقی متعدّد در باب هریک از بازنمایی های مذکور، توجّه چندانی به نسبت آن دو نشده است. در این مقاله وجوه نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی نیز دلایل آن با استناد به برخی از داستان های معاصر فارسی طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که تلقی ناتورالیستی بنا به نگاه نزدیک بینانه و منقطع یا زمینه زدایانه برآمده از پوزیتیویسم علمی و عینیت گرایی متّصل به آن و گروتسک با قصد دنیاگرایی یا دنیوی کردن، بر بدن سوژه-ابژه های خود متمرکز شده، آنها را تحریف می کنند. انگاره یا تصویر تحریف مذکور در بازنمایی های ناتورالیستی را می توان در دو سطح شبیه نمایی و استحاله ظاهر فیزیکی و کنش های انسان به غیر انسان مشاهده نمود. بدن های تحریف شده گل ببوی هدایت، شخصیت داستان قفس چوبک، موسرخه و مشد حسن ساعدی و دکتر حاتم بهرام صادقی پیامد عینی مواجهه ناتورالیستی-گروتسکی با آن سوژه-ابژه ها است.