آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۹

چکیده

مقاله حاضر سعی در تبیین این مسئله دارد که چگونه بنیادگرایان اسلامی در آسیای مرکزی می توانند امنیت ملی افغانستان را در پی خروج نیروهای بین المللی به چالش بکشند. نگارندگان ضمن تمرکز بر دو گروه اسلام گرایان جهادی آسیای مرکزی به نام های جنبش اسلامی ازبکستان و اتحادیه جهادی اسلامی، اعتقاد دارند انطباق پذیری زیادی که این گروه ها در پی کوچ اجباری به وزیرستان پاکستان پس از سال 2001 از خود نشان دادند و تغییرات ساختاری و ماهوی که طی این سال ها در این گروه ها به وجود آمده و ارتباط گسترده با دیگر گروه های جهادی مستقر در وزیرستان پاکستان، موجب قدرت گیری و نفوذ روزافزون این گروه ها شده است؛ به طوری که ایجاد نشدن نهادهای سیاسی – امنیتی پایدار توسط نیروهای بین المللی و به تبع آن ضعف این ساختار ها در افغانستان و نبود راهبرد روشن و مشخص از سوی آمریکا در پی خروج از افغانستان و دودستگی و شکاف بین گروه های قومی شمال افغانستان و نبود رهبر کاریزماتیک بین آنها و در طرف مقابل انسجام و اتحاد گروه های جهادی آسیای مرکزی با دیگر گروه های جهادی فعال در حوزه افغانستان، از آنان گروه های بالقوه خطرناکی ساخته است که ضمن اینکه ممکن است زنگ خطری برای کشورهای منطقه باشند، نشانه هایی از قصد آنان برایناامن کردن افغانستان و بازگشت به منطقه آسیای مرکزی در فرصت مناسب دیده می شود که خروج نیروهای بین المللی از افغانستان، می تواند این فرصتطلایی را در اختیار این گروه ها قرار دهد. فرضیه ما در این مقاله این است که دو گروه بنیاد گرای اسلامی آسیای مرکزی به نام «جنبش اسلامی» و «اتحادیه جهادی اسلامی»، گروه هایی بالقوه خطرناک و تهدیدی جدی برای ثبات و امنیت افغانستان و کشورهای منطقه در پی خروج نیروهای بین المللی از افغانستان هستند. در این مقاله ابعاد و احتمالات مختلف این فرضیه یعنی تهدیدآمیز بودن یا نبودن این گروه ها بررسی می شود.