مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
۷۱.
۷۲.
۷۳.
۷۴.
۷۵.
۷۶.
۷۷.
۷۸.
۷۹.
هنجارگریزی
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ششم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
149 - 190
شاعران با خروج از هنجارهای متعارف، شگردهای شگفتانه در زبان و مضمون جهت رستاخیر سخن خویش از رهگذر آشنایی زدایی ابداع می کنند تا در طیفی تازه و وسیع با مخاطب خود ارتباط برقرار سازند و دریافت های عادی او را تغییر دهند که به این هنر رستاخیز سخن، تکنیک ادبی می گویند، هنجارگریزی از راهکارهای مهم تبدیل زبان به عنوان ماده ادبیات به شعر است که البته در گرو ذهن خلاق است تا آن جا که اصل رسانی آسیب نبیند «لیچ» زبان شناس انگلیسی هنجارگریزی را ابزار شعر آفرینی می داند مقاله حاضر با هدف بررسی و تحلیل انواع هنجارگریزی در شعر یدالله رؤیایی سعی دارد تا بر اساس الگوی هشت گانه ی لیچ (هنجارگریزی نحوی، زمانی، معنایی، واژگانی، سبکی، نوشتاری، گویشی، آوایی) و به روش تحلیلی توصیفی مؤلفه های هنجارگریزی اشعار یدالله رؤیایی ازشاعران حجم گرا، بپردازد. نتایج یافته ها نشان می دهد یدالله رؤیایی، شاعر و منتقد معاصر از روش ها و ترفندهایی در این راه سود جسته که عبارتند از: توازن (موسیقی شعر): انواع فرا هنجاری ها: فرا هنجاری معنایی و آشنایی زدایی. وجه غالب در هر مجموعه از اشعار رؤیایی نسبت به مجموعه دیگر متفاوت است و رؤیایی در هر مجموعه شعری خود به فراخور زمان سرایش آن و تکامل تجربه های زبانی اش از بخشی از این ترفندها بیشتر سود جسته است.
بررسی هنجار گریزی در شعر عصر مشروطه با تکیه بر اشعار ایرج میرزا و میرزاده عشقی بر اساس نظریه جفری لیچ
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
99 - 132
غایت شعر و هنر، کوششی در جهت نفوذ در فی الضمیر مخاطب و انتقال عاطفه است. عصر مشروطه، با عواملی چون ارتباط با دنیای غرب، سفرنامه ها، تأسیس مدارس جدید، ترجمه آثار غربی و مطبوعات و ایجاد تغییرات اساسی در تمامی ساختار جامعه، ادبیات دوره قاجار را متحوّل ساخت. از این رو شاعران این دوره به اقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه با زبان شعر که سراسر شگردهای هنری است با مردم طبقات جامعه سخن می گفتند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه ای بیان نموده است که قاعده کاهی و قاعده افزایی دو رکن اساسی هنجارگریزی و شگردهای هنری می باشد. این شگردهای هنری در شعر شاعران مشروطه (ایرج میرزا و میرزاده عشقی) مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان داد اگرچه شاعران داعیه تجدد و نوگرایی را در ادبیات به ویژه شعر دارند؛ اما هنوز کهنه گرایی در آثارشان دیده می شود. هنجارگریزی نحوی در حوزه دستور که کاربرد واژگان کهنِ مغایر با زبان معیار دوره مشروطه و ساخت مصدرها و ترکیب های خلاف قواعد دستور زبان فارسی نیز در شعر این دوره دیده می شود که نمود بیشتری در اشعار میرزاده عشقی دارد. هنجارگریزی سبکی که کاربرد فراوان لغات عامیانه و روزمره و واژگان غیرفارسی و فرنگی می باشد به دلیل تغییر و تحولات اساسی جامعه در دوره مشروطه و عمومیت یافتن شعر سهم بسیار بالایی در تفاوت سبکی شعر این دوره با دوره های ماقبل خود دارد و بسامد بسیار بالایی در شعر ایرج میرزا و سپس میرزاده عشقی دارد و دیگر انواع هنجارگریزی مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی شگردهای برجسته سازی زبان در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سبک سازه های گروه اسمی و سیر تحوّل آنها در اشعار نصر الله مردانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهمی که در بررسی تحول زبان، ارزیابی می شود، شناخت «گروه اسمی» است. برای شناخت سبک شخصی شاعران باید در کنار عوامل دیگر، ساختار و سبک گروه های اسمی به کار رفته در شعر آنان، به خوبی ارزیابی شود. از آنجا که نصرالله مردانی در بین شعرای انقلاب به ترکیب آفرینی های تصویری مشهور است، اهمّیّت پژوهش در این زمینه آشکار می شود. این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی تدوین شده است. برای بررسی ساختار گروه های اسمی اشعار مردانی، کلیه گروه های اسمی در سه بخش 5 جزئی، 4 جزئی و 3 جزئی به صورت کامل احصا و بررسی گردیده و تعداد و تنوع آنها در جدول های مربوط نشان داده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مردانی برای ساخت گروه های اسمی، از ظرفیت های بالفعل و بالقوه زبان فارسی استفاده کرده است. دیدگاه وی به مرور زمان نسبت به ساخت گروه اسمی (ترکیب سازی) تغییر یافته و به همین دلیل از شمار گروه های اسمی، در اشعار دوره های بعدی او کاسته شده است. آوردن صفت بیانی در ابتدای گروه اسمی با کسره اضافه، ساخت گروه اسمی بدون حضور اسم، به کار بردن مُمَیّزهای خلاف قاعده و ایجاد تناسب های آوایی از مهم ترین فراهنجاری های مردانی در زمینه ساخت گروه اسمی است.
بررسی تطبیقی اشکال هنجارگریزی در شعر حسین پناهی و منوچهر آتشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۱
83 - 97
حوزههای تخصصی:
هنجارگریزی یکی از مؤثرترین روش های برجسته سازی زبان و آشنایی زدایی در شعر است که بسیاری از شاعران از آن بهره برده اند. در شعر معاصر، نیما نقش زیادی در پایه ریزی این هنجارگریزی ها داشته است و پیروان وی نیز از این روش بسیار استفاده کرده اند. این پژوهش سروده های دو شاعر معاصر حسین پناهی و منوچهر آتشی را از نظرگاه آشنایی زدایی و هنجارگریزی مورد بررسی قرار می دهد. از آن روی که شاخصه اصلی شعر هر دو شاعر کاربست شگرد یادشده است، و نیز هر دو شاعر جنوبی بوده و از فرهنگ و ادب و گویش فولکلور خطه جنوب ایران در شعر خود استفاده کرده اند و اینکه هر دو از شاعران موج نو به شمار می آیند، سروده های آن ها برای تطبیق و بررسی انتخاب شدند.
بررسی و تحلیل ساختار شعر ابن حسام بر اساس نظریه جفری لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
371 - 401
حوزههای تخصصی:
پژوهش های سنتی در عین آنکه نارسا، پراکنده و فاقد مبانی نظری می باشند، در واقع جایی هستند که ادبیات به طور انتزاعی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در این شکل از مطالعه دیدگاهی تجویزی و گونه ای از باید و نبایدها درباره ادبیات مطرح می شود. پژوهش گران ادبی با ورود نظریه پژوهش های ادبی جنبه های گوناگون ادبیات را مورد بررسی قرار داده و با بکارگیری آن، آن ها را از مقام نظر به عمل آورده اند. فایده این نوع مطالعات عملی، به کار بستن و انطباق نظریه ها با متون ویژه است تا این نظریه ها ملموس و عینی شوند. در این پژوهش بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ (1969) که با دیدگاهی ساختارگرایانه طرح شده با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی هشت نوع هنجار گریزی(واژگانی، نحوی، آوایی، نوشتاری، معنایی، گویشی، سبکی، زمانی) در اشعار ابن حسام پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بسامد وقوع هنجارگریزی معنایی در سخن وی بیش از سایر هنجارگریزی هاست و هنجارگریزی نحوی، زمانی و واژگانی و آوایی و سبکی و گویشی ترتیب در جایگاه های بعدی قرار گرفته اند و هنجارگریزی نوشتاری که بیش تر مربوط به شعر نو است، بسامد صفر داشته است.
شگرد هایی از هنجارگریزی در غزلیات سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۹
393 - 411
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های برجسته سازی زبان، هنجار گریزی است؛ چنین شگرد و ترفندی همچو جاروبی غبار عادت و تکرار و دلزدگی را از ادبیات می زداید و همواره جامه ای نو و دلکش بر آن می پوشاند. در زیر لوای چنین شگردی چه بسیار هنرنمایی ها و تازگی ها نمودار می شود که ذهن خموده و ایستای هر خواننده ای را بر سر ذوق می آورد و پویا و آگاه می کند. شاعران بسیاری با بکارگیری چنین شگردی، بر غنای شعر خود افزوده اند. سنایی نیز یکی از شاعرانی است که از این شگرد بسیار سود برده است و اشعارش را مزیّن نموده است. مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است با تکیه بر قاعده «هنجارگریزی» که به منظور یافتن سه نوع هنجارگریزی واژگانی، نحوی و معنایی در غزلیات سنایی انجام شده است. بدین منظور، پس از بیان مقدمه ای درباره برجسته سازی و انواع آن، به اصل مطلب پرداخته شده است. سنایی با عدول از زبان معیار و آشنازدایی، سبب ایجاد تازگی شکل بیان و بیداری خواننده شده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که سنایی برای برجسته سازی اشعارش از هنجارگریزی واژگانی، نحوی، معنایی بسیار استفاده کرده است.
برجسته سازی در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
89 - 113
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با رویکردی از تحلیل ساختاری به نام برجسته سازی فرم و محتوای غزلی از مولانا را مورد بررسی قرار می دهد. برجسته سازی به معنای ظرفیت شاعر در بکارگیری بازی های زبانی و موسیقایی و امکانات هنری خود است. به گونه ای که طرز بیان خود آشنازدا و برجسته ساز باشد. مولانا با بهره گیری از سازه های برجستگی متن از قبیل بازی های آوایی، واژگانی، نحوی و موسیقایی، هماهنگی جالب میان ساختار و محتوا را نوآوری کرد. هدف این مقاله در این است که تصویری را از درجه هنری و برجستگی مولانا به دست دهیم. در این تحقیق از روش تحلیلی- توصیفی بر طبق رویکرد ساختاری بهره برده شد تا غزل را از لحاظ برجسته سازی آوایی، واژگانی، نحوی، و معنایی بررسی کند. یافته تحقیق حاضر این است که مولوی با یاری جستن از نوآوری های ساختاری و معنایی، زبان شعری خود را از هنجار معمول در اشعار دیگران جدا و متمایز کرده است. زیباشناختی غزل مولانا در هنر بهره گیری مناسب و متَقَدِّم از همین مؤلفه ساختاری و معناشناختی تحقق یافته است.
بررسی هنجارگریزی در شعر "دماوندیه" اثر ملک الشعرای بهار بر اساس الگوی زبان شناختی لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۴
231 - 255
حوزههای تخصصی:
هنجارافزایی و هنجارگریزی دو بخش عمده از برجسته سازی ادبی به شمار می آیند که بهره گیری از آن ها می تواند نقطه عطفی در زبان شعر یک شاعر محسوب گردد. در این راستا، بر آن ایم تا در پژوهشی توصیفی- تحلیلی به بررسی ابزارهای شعرآفرینی، بالأخص از نوع هنجارگریزی آن در یکی از اشعار شاعر برجسته ایرانی، ملک الشعرای بهار ، بپردازیم. برای این منظور، پس از گریزی کوتاه به الگوی هنجارگریزی زبانی که از سوی زبان شناسان صورت گرا، به ویژه جفری لیچ مطرح شد، شعر «دماوندیه» از نقطه نظر این الگو تحلیل گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بهار در سروده خود از تمامی گونه های هنجارگریزی، کم و بیش بهره برده است که در این میان، به ترتیب بسامد وقوع هنجارگریزی معنایی و زمانی از سایر انواع آن بیش تر می باشد و این امر می تواند از یک سو، ناشی از جو سیاسی حاکم در دوره حیات این شاعر و خاموشی و بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت خویش و از سوی دیگر، مطالعه عمیق و توجه این شاعر به آثار شعرای پیشین و پای بندی به سنت های گذشه باشد.
شگردهای برجسته سازی در سور «مؤمنون» براساس نظری هنجارگریزی و هنجارافزایی فرمالیست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم مکتب فرمالیسم، برجسته سازی است که دارای دو نمود هنجارگریزی و هنجارافزایی است. هنجارگریزی انحراف از زبان معیار و هنجارافزایی اعمال قواعد اضافی بر زبان معیار است. در سوره های مکی قرآن، به دلیل کوتاه بودن آیات، فرم آنها برجستگی های خاصی دارد که درنگ خواننده را در این زیبایی ها برمی انگیزاند. سوره «مؤمنون» یکی از سوره هایی است که موضوع برجسته سازی به صورت وافر در آن نمایان است. مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به کشف ابعاد برجسته سازی در این سوره، در دو حوزه هنجارگریزی و هنجار افزایی پرداخته است. نتایج نشان دادند در این سوره هر معنا در قالب لفظ خود چنان جای گزیده است که جز آن قالبی ندارد و این هماهنگی لفظ و معنا تأثیر بسزایی در درک پیام موجود در آیات دارد. برجستگی در این سوره باعث عدول حروف و کلمات از اصل خود شده و این خارج شدن نه تنها به معنای آیات لطمه نزده، باعث زیبایی بیشتر آنها شده است.
ملامتیه در غزلیات حزین لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان اهل عرفان و تصوف گروهی سر برآوردند که هدف اصلی آنها مبارزه با ریا و تظاهر بود آن هم در جامعه ای که رسیدن به مناصب بالا بسیاری را در تکاپو انداخته بود، این گروه با وجود آن که در ملا عام اعمالی انجام می دادند که سرزنش و ملامت عوام را برمی انگیخت در خفا با اخلاص کامل به عبادت پروردگان بی چون می پرداختند و لحظه ای از یاد وی غافل نبودند. این گروه از صوفیه در شعر و ادب فارسی نمود فراوان یافته اند و شعرای بنام در مورد این طریقه داد سخن داده اند و مشرب و ذهنیّات آنها را به تدقیق بیان کرده اند و برخی از این شعرا خود این طریقه پیش گرفته اند و در گسترش چنین تفکّری کوشیده اند و آثار نظم و نثر خود را به این شیوه زینت داده اند از بین آنها می توانیم به شیخ محمدعلی حزین لاهیجی اشاره کنیم. نکته مهم آن که حزین در بین غزلیات خود معارفی ناب نسبت به این گروه آشکار کرده و پرده از اصل و درون مایه تفکرات آنها برداشته است که بسیار قابل توجه است و می تواند در بسیاری از تحقیقات تاریخی موثر واقع گردد.
برجسته سازی زبانی در سوره قمر بر اساس نظریه ی «جفری لیچ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار زبان قرآن کریم از وجوه مختلفی با زبان دیگر متون تفاوت دارد و به عنوان عیار زبان عربی محسوب می شود. عوامل مختلفی سبب شده که زبان قرآن، تأثیرگذار، پرمعنی و هدفمند باشد. از زوایای مختلفی می توان به این خصیصه زبانی به نظاره نشست و آن را اثبات کرد. یکی از این ویژگی های منحصر به فرد، خاصیت برجستگی و برجسته سازی های هدفمند است که هم در قالب ساختار و هم در قالب محتواست. دراین پژوهش نظریه جفری لیچ به عنوان یکی از نظریه های شاخص در حوزه برجسته سازی متنی در سوره قمر که به دلیل محتوا و پیام خاصش، سرشار از هنجارگریزی ها و قاعده افزایی هاست مورد تطابق قرار گرفت. رهآورد این تحقیق که به شیوه توصیفی_تحلیلی صورت گرفته، این است که برجسته سازی به دو شیوه هنجارگریزی و قاعده-افزایی های متعدد با هدف ابلاغ پیام به مخاطبان به طور گسترده در سوره قمر کاربرد داشته است. در این میان هنجارگریزی های نحوی، معنایی و واژگانی بیش از دیگر اقسام هنجارگریزی در آن رخ داده است. انواع توازن های آوایی، نحوی و واژگانی هم از مصادیق قاعده افزایی با هدف آهنگین ساختن زبان سوره و قراردادن آن در خدمت اهداف و پیام سوره صورت گرفته است.
تحلیل فرمالیستی اشعار دهخدا با تاکید بر مولفه ی وجه غالب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
180 - 207
حوزههای تخصصی:
تحلیل آثار ادبی بر اساس چارچوب های زبان شناختی یکی از راه های مطالعه نظام مند این آثار است. در این پژوهش، سعی بر آن است که اشعار دهخدا را بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ که شامل هشت نوع هنجارگریزی (آوایی، زمانی، سبکی، گویشی، معنایی، نحوی، نوشتاری و واژگانی) می باشد، مورد بررسی قرار دهیم. شیوه های مختلف هنجارگریزی و ساختارشکنی شعر ابتهاج برای خلق تصاویر شاعرانه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که دهخدا از انواع هشت گانه هنجارگریزی لیچ استفاده کرده است و از این طریق توانسته زبان خود را برجسته سازد. در این میان، وی از هنجارگریزی زمانی بیش از سایر انواع هنجارگریزی بهره گرفته است. میزان کاربرد سایر انواع هنجارگریزی و پیامد آن ها نیز در مقاله بررسی شده است. به واسطه این هنجارگریزی ها ، دهخدا با واژه های معمولی، منظور خود را به گونه ای نوآورانه و متفاوت و به زیباترین شیوه بیان می کند. همچنین تقدّم فعل بر سایر ارکان جمله از پربسامدترین نمونه های هنجارگریزی نحوی در شعر دهخدا است. با بکارگیری این شیوه، وی نوعی فعل گرایی و تأکید بر عمل به جای عامل را تداعی کرده است.
بررسی وجوه مختلف عنصر عاطفه در غزلیات امیر خسرو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۷
166 - 183
حوزههای تخصصی:
عاطفه واکنشی است که انسان در برابر تجربیات درونی و محیطی از خود نشان می دهد و شعر با غلبه احساس و عاطفه بر روح شاعر آغاز می شود. عاطفه، به اعتبار کیفیت برخورد شاعر با جهان خارج و حوادث پیرامونش، احساس و زمینه درونی و معنوی شعر است. با آنکه محرک عاطفی هنرمند، به عوامل محیطی و بیرونی بستگی دارد، اما ارتباطی مستقیم با درون او دارد. هنر عرصه انتقال عاطفه است که به دلیل گستردگی و اهمیت وجوه عاطفی شعر، می توان از ابعاد مختلفی به آن نگریست. عاطفه مهم ترین عنصر شعر است که عناصر دیگر را به خدمت می گیرد. تناسب عاطفه با تصویر، زبان، موسیقی و فضاسازی شعر همه از مواردی حائز اهمیت است. این مقاله به بررسی عنصر عاطفه درشصت غزل از امیرخسرو پرداخته و امتیازات و برجستگی عنصر عاطفه از ابعاد مختلف در غزلیات وی را می نمایاند. نتایج این تحقیق بر پایه مطالعات کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی به دست آمده است.
عوامل مؤثر بر هنجارگریزی در اشعار طنز ناصر فیض و اسماعیل امینی در تطبیق با تغییر سوژه در هنر معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
776 - 790
حوزههای تخصصی:
یکی از انحرافات مؤلفه های زبان هنجار، انحراف از قواعد حاکم بر آن است که «فراهنجاری» یا «هنجارگریزی» نام گرفته است. هنجارگریزی که از موثرترین روش های برجستگی زبان و آشنازدایی در شعر و نثر است، از موضوعات مهم نقد ادبی نوین به حساب می آید و بسیاری از شاعران از آن بهره برده اند. هنجارگریزی یکی از مهم ترین عوامل پیدایش سبک ادبیست که میزان آن را باتوجه به بسامد وقوع آن در هر اثر می توان مشخص کرد. از طریق هنجارگریزی درمی یابیم، شاعر با استفاده از شگردها و فنون، چه اندازه در ایجاد حس و حال تازه، انسجام بیش تر بخشیدن به شعر، نظام مندسازی بهتر آن، تقویت بعد موسیقایی و تأثیرگذاری عمیق تر آن موفق بوده است. برجسته سازی به کارگیری عناصر زبان است؛ به گونه ای که شیوه بیان جلب نظر کند، غیرمتعارف باشد و در مقابل خودکاری زبان، غیرخودکاری باشد. برخی از این نکته های غیرمتعارف و برجسته چنان مؤثر واقع می شود که در خواننده انفعال عاطفی ایجاد می کند و موجب برانگیختن احساس و اندیشه او می شود و هیجان حاصل از آن احساس است که خواننده را به اوج لذت می رساند. پژوهش حاضر با تعریف این اصطلاحات و ارائه نمونه ها و مصداق های عینی از اشعار این شاعران صاحب سبک ایران، کارکردهای این پدیده را به شیوه توصیفی- تحلیلی نشان دهد و میزان خلاقیت شاعر را در آفرینش های زبانی بررسی نماید. تطبیق این موضوع با مسئله تغییر سوژه در هنر معاصر از دیگر اهداف این پژوهش است.اهداف پژوهش:شناسایی عوامل مؤثر بر هنجارگریزی در اشعار طنز ناصر فیض و اسماعیل امینی.تغییر سوژه چه جایگاهی در هنر معاصر.سؤالات پژوهش:عوامل مؤثر بر هنجارگریزی در اشعار طنز ناصر فیض و اسماعیل امینی چیست؟تغییر سوژه چه جایگاهی در هنر معاصر دارد؟
برجسته سازی های زبانی در اشعار آیینی سید حمیدرضا برقعی برمبنای الگوی زبان شناختی لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
47 - 72
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر برجسته سازی های زبانی در اشعار آیینی سید حمیدرضا برقعی (۱۳۶۲) را برمبنای الگوی زبان شناختی جفری لیچ (۱۹۳۶- ۲۰۱۴) بررسی می کند. اشعار آیینی برقعی به سبب برخورداری از عوامل برجسته سازی های زبانی - شامل هنجارگریزی و توازن- در بین آیینی سرایان معاصر امتیازات خاصی دارد؛ ازاین رو نگارندگان به شیوه تحلیلی توصیفی مبتنی بر متن اشعار برقعی با پاسخ به این پرسش ها که کدام مؤلفه های برجسته سازی در شعر برقعی دیده می شود، وی در به کارگیری کدام عناصر مهارت بیشتری از خود نشان داده و برجستگی های زبانی او در راه انتقال عاطفه و اندیشه های شاعر چقدر مؤثرند؟ کوشیده اند برجسته سازی های زبانی شاعر را طبق الگوی زبان شناختی «جفری لیچ» تبیین کنند. بررسی های انجام شده نشان می دهد برقعی از مؤلفه های هنجارگریزی و قاعده افزایی (توازن) در شعر خود استفاده کرده است و هنجارگریزی ها و توازن های معنایی در شعر وی بر دیگر مقوله های هنجارگریزی و قاعده افزایی افزونی دارند. برقعی از بین هنجارگریزی های معنایی به ترتیب انسان پنداری و جسم پنداری ازطریق شگردهای استعاره، کنایه و تشبیه را بیش از دیگر عناصر به کار برده است و از بین شگردهای قاعده افزایی، عناصر حاصل از مشابهت نسبت به عناصر حاصل از تضاد بسامد بیشتری دارند؛ پس می توان گفت عوامل برجسته سازی های زبانی در کنار زبان فصیح و روان شاعر، نشان دهنده برخورداری شاعر از توانایی به کارگیری قابلیت های متنوع زبانی و اعتلای جایگاه شعر اوست.
هنجارگریزی و برجسته سازی در آیات دعا، بر اساسِ نظریه جفری لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برجسته سازی یکی از اصطلاحات بنیادین در دیدگاه صورتگرایان به شمار می آید. این رویکرد به دو گونه هنجارگریزی و قاعده افزایی در متون تجلّی می یابد. هنجارگریزی به معنای خروج از زبان معیار با هدف آفرینش زبان ادبی است. این روش مخاطب را به تفکر واداشته و بر لذّت ادبی او از متن می افزاید. لیچ زبان شناس انگلیسی هنجارگریزی را به 8 نوع آوایی، نحوی، واژگانی، معنایی، گویشی، سبکی نوشتاری و زمانی تقسیم می کند. قاعده-افزایی بیانگر آن است که قواعدی به زبان معیار افزوده می شود که منجر به برجستگی در ساختار ادبی و زبانی می-شود.آیات دعا از آیاتی به شمار می آیند که برجسته سازی به شکل فراوانی در آن ها نمود یافته است. این پژوهش بر آن است تا به روش توصیفی - تحلیلی برجسته سازی را در آیات دعا واکاوی نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آیات هنجارگریزی آوایی، نحوی و معنایی به کار رفته است. مؤلفه های هنجارگریزی آوایی شامل ادغام و حذف در آیات دعا است. هنجارگریزی آوایی سبب آشنایی زدایی و توازن آوایی کلام الهی شده است. هنجارگریزی نحوی در قالب تقدیم و تأخیر به کار رفته است. هنجارگریزی معنایی با کاربست استعاره نمود پیدا کرده است. در این گونه از آیات قاعده-افزایی به شکل تکرار تجلّی یافته است. در آیات دعا میان معنا و لفظ هماهنگی و انسجام کاملی وجود دارد و این هماهنگی نقش بسزایی در دریافت مضامین و پیام های موجود در آیات دارد. برجسته سازی در این آیات سبب انحراف از اصل شده و این خروج نه تنها در معنای آیات خللی وارد نکرده؛ بلکه سبب زیبایی بیشتر آن ها شده است.
بررسی تطبیقی هنجارگریزی در دو جریان شعری حجم گرا و رمانتیک معاصر فارسی و تبیین هنری آن (بیژن الهی و حمید مصدق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
137 - 158
حوزههای تخصصی:
شاعران برای برجسته کردن اثر خود با خروج از هنجارهای معیار، دست به هنجارگریزی ادبی می زنند. این پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه ای و اسنادی، سروده های دو شاعر، براساس مؤلفه های هنجارگریزی از نظر (لیچ)، معرفی و بررسی گردید. بر این مبنا، بعد از معرفی شش عنصر برجسته سازی و هنجارگریزی (نحوی، زمانی، معنایی، واژگانی، سبکی، نوشتاری، گویشی، آوایی) به تحلیل مؤلفه های هنجارگریزی در اشعار شاعران مذکور پرداخته شد که ملاک این انتخاب، میزان برخورداری از این مؤلفه ها، تکرار و بسامد پرکاربرد و برجسته آن ها بود. شاعرانی که این مؤلفه های هنجارگریزی در سروده های آن ها مورد تحلیل و پژوهش قرارگرفته اند، عبارت اند از: بیژن الهی و حمید مصدق. این شاعران در بهره گیری از یک یا چند مؤلفه از عناصر هشت گانه ازنظر (لیچ)، تعمد و یا تبحر داشته اند که در سروده هایشان نمود و جلوه یافته است. بر این اساس، هنجارگریزی های معنایی، نحوی و زمانی بیش از هنجارگریزی های دیگر در سروده های این شاعران کاربرد داشته است که این مؤلفه ها به تفکیک در اشعار شاعران مذکور بررسی گردید. کاربرد این هنجارگریزی با تکیه بر زیبایی بخشی در ماهیت بر جنبه هنری این اشعار افزوده است.اهداف پژوهش:بررسی مؤلفه های هنجارگریزی در سروده های بیژن الهی و حمید مصدق و تبیین هنری آن.معرفی شش عنصر برجسته سازی و هنجارگریزی به تحلیل مؤلفه های هنجارگریزی در اشعار شاعران مذکور.سؤالات پژوهش:شاعران به چه دلیل، دست به هنجارگریزی ادبی می زنند؟مؤلفه های هنجارگریزی در سروده های بیژن الهی و حمید مصدق و تبیین هنری آن چگونه بوده است؟
نقد فرمالیستی مراثی فیضی دکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
131 - 148
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی به عنوان ابزاری برای سنجش جایگاه و ارزش آثار ادبی، در نوع فرمالیستی خویش حاصل تغییرات عمده قرن بیستم در رویکرد به این آثار است. این نوع نقد، متأثر از دیدگاه های مبتنی بر زبان شناسی، متون ادبی را بدون توجه به عوامل بیرونی ازلحاظ فرم و با تأکید بر گفتمان، حالت و گونه بررسی می کند. درواقع نقد فرمالیستی به دنبال تثبیت پژوهش علمی در ادبیات و تبدیل آن به دانشی مستقل با تکیه بر مؤلفه هایی چون قاعده افزایی و قاعده کاهی شکل می گیرد. در جستار حاضر، به روش تحلیل کیفی، ضمن خوانش مرثیه های فیضی دکنی برپایه مؤلفه های اصلی این نوع نقد، به این نکته عمده می رسیم که چگونه برونه زبان با تأثیرپذیری عناصر سازنده کلام از روش های قاعده افزایی، آشنایی زدایی شده و واژه ها و صامت ها و مصوت ها در نهایتِ انسجام و توازن هماهنگ با فضای عاطفی شعر پیش می روند و انحراف از قواعد حاکم بر زبان هنجار، تحت عنوان قاعده کاهی با به کارگیری صناعاتی چون تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه و... در ژرف ساختی برپایه عواطف و احساسات، کارکردی ادبی به زبان می بخشد و در نهایتِ سازگاری فرم شعر، با عواطفِ مطرح شده باعث توفیق شاعر در القای عواطف و احساسات و خَلق مراثی عاطفی و احساسی دلنشین می شود.