مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷۱٬۷۸۱ تا ۱۷۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
54 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش طرحواره درمانی بر نگرش ناکارآمد و نشخوار فکری دانشجویان دختر مضطرب روان شناسی بالینی دانشگاه تهران غرب در سال تحصیلی 98-1397 بوده است.طرح پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است.جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دختر رشته روان شناسی بالینی دانشگاه تهران غرب که 30 نفر از میان آن ها انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش طرحواره درمانی را به مدت چهار ماه و نیم هفته ای یک بار در 18 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند و هر دو گروه به پرسشنامه نگرش کارآمد (1978)، مقیاس نشخوار فکری (نالن هوکسما و مارو، 1993) و پرسشنامه اضطراب بک (1988) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. داده ها به وسیله آزمون کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد در مرحله پس آزمون بین اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد تفاوت معناداری وجود دارد. سطح معناداری همه آزمون ها P
تحلیل اقتصادی حریم خصوصی در سیستم حقوقی ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فنّاوری، تأثیرات اخلاقی و اجتماعی دارد که موجب بحث ها و نگرانی های زیادی شده است. یکی از مسائل خاص فنّاوری، حریم خصوصی است. باوجود تعاریف متفاوت از حریم خصوصی، تمامی آن ها، به مرزهای بین خود و دیگران یا درواقع مرزهای بین خصوصی و عمومی مربوط هستند. در این مقاله، به منظور تعیین حدود بهینه مداخله دولت و ارزیابی اقتصادی قطعی از اینکه آیا حمایت قانونی کمتر یا بیشتری از حریم خصوصی موردنیاز است، به مقایسه ارزش کلی حفاظت از حریم خصوصی و افشای داده شخصی(عدم حفاظت از حریم خصوصی) و پیامدهای اقتصادی آن ها از طریق تجزیه وتحلیل جریان های متنوع نظری در مورد اقتصاد حریم خصوصی و همچنین بده بستان های حریم خصوصی برای دارندگان داده، موضوعات داده و اشخاص ثالث، پرداخته ایم. با توجه به تجزیه وتحلیل هایی که ارائه گردید، این نتیجه حاصل شد که معنا و گستره حریم خصوصی، بده بستان های مربوط به آن و ارزش گذاری های مصرف کنندگان از داده شخصی، بسیار متنوع است. بعلاوه، منافع و هزینه های حفاظت از حریم خصوصی و به اشتراک گذاری داده شخصی نیز در موقعیت ها، شرایط و فروض مختلف متفاوت می شود. درنهایت تئوری اقتصاد نیز نشان می دهد که در اوضاع واحوال مختلف، به همان اندازه که توقف جریانات داده می تواند رفاه کل را کاهش دهد، حفاظت از حریم خصوصی می تواند آن را افزایش دهد؛ لذا مقایسه ارزش کلی حفاظت از حریم خصوصی و داده شخصی و برآورد اقتصادی نهایی و قطعی در مورد اینکه نیاز به حفاظت بیشتر یا کمتری از حریم خصوصی است، دشوار است. بنابراین به نظر می رسد حل مسئله حریم خصوصی، به معنای یافتن تعادلی میان حریم خصوصی و به اشتراک گذاری اطلاعات در جهت منافع موضوعات داده و جامعه خواهد بود. ارزیابی حریم خصوصی از دیدگاه اقتصادی می تواند در یافتن این تعادل به ما کمک کند. روش ایجاد چنین تعادلی به تحقیق دیگری در این زمینه نیاز دارد.
بررسی رابطه جامعه پذیری سازمانی با عملکرد شغلی کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جامعه پذیری سازمانی به عنوان پذیرش ارزش ها و هنجارهای سازمان و انطباق کارکنان با آن ها نقش مهمی در پیشبرد اهداف سازمانی دارد. پژوهش حاضر، با هدف تعیین رابطه جامعه پذیری سازمانی با عملکرد شغلی کتابداران دانشگاهی شهر اصفهان انجام شد. روش شناسی : این پژوهش،کاربردی و روش آن توصیفی و از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کتابداران دانشگاه های اصفهان، صنعتی اصفهان، علوم پزشکی اصفهان و هنر اصفهان (139 نفر) در سال 1397 است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 100 نفر تعیین شد و از سه پرسش نامه جمعیت شناختی محقق ساخته، جامعه پذیری سازمانی تائورمینا (2007) و پرسش نامه عملکرد شغلی پاترسون (1989) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. از روایی محتوایی برای سنجش روایی و برای پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که در پرسش نامه جامعه پذیری سازمانی 89/0 و در پرسش نامه عملکرد شغلی پاترسون 92/0 حاصل و تأیید شد. یافته ها: مطابق با یافته های آزمون ناپارامتریک اسپیرمن، بین همه ابعاد جامعه پذیری سازمانی شامل آموزش، تفاهم، حمایت همکاران و چشم انداز آینده با ابعاد عملکرد شغلی کتابداران دانشگاهی شهر اصفهان، رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. بیشترین ارتباط ابعاد جامعه پذیری سازمانی با «رعایت نظم و انضباط در کار» و کمترین ارتباط نیز با «احساس مسئولیت در کار» به دست آمد. یافته های حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه نیز حاکی از آن است که 32درصد از تغییرات در عملکرد شغلی کتابداران دانشگاهی شهر اصفهان به دلیل تأثیر مؤلفه های جامعه پذیری سازمانی و سایر تغییرات مربوط به عوامل دیگر است. نتیجه گیری: با توجه به تأیید رابطه جامعه پذیری سازمانی با عملکرد شغلی، مدیران و مسئولان کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان باید نگرش و دیدگاه خود درباره جامعه پذیری سازمانی را ارتقا دهند و به طور جدی در زمینه ایجاد فرصت های انتقال و الگوهای رفتاری در کتابخانه برنامه ریزی و فرهنگ سازی کنند.
ارائه مدلی جهت بهبود کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای: با توجه به الزامات اقتصاد مبتنی بر دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل ارتقاء کیفیت آموزش های فنی و حرفه ای بود. در این تحقیق از روش ﭘﮋوﻫﺶکیﻔی مبتنی بر رویکرد ﻧﻈﺮیه داده ﺑﻨیﺎد استفاده شد. در ایﻦ پژوهش ﺟﺎﻣﻌه آماری صاحب نظران حوزه فنی و حرفه ای ﺷﺎﻣﻞ اعضای هیئت علمی، مدیران و صاحبان صنایع در استان کردستان و در سال 1397 بود. از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 18 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده ها از طریق دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده این الگو دارای شرایط علّی از جمله (شایستگی های حرفه ای مربیان، عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی)، زمینه ای (بسترسازی فرهنگی و بسترسازی اقتصادی)، مداخله گر (عوامل بین المللی و عوامل تکنولوژیکی)، راهبردها (برون سپاری، توانمندسازی، توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی) و پیامدها (رشد اقتصادی، بهبود عوامل آموزشی و توسعه اجتماعی) می باشد.
شناسایی هیجان در متن فارسی با استفاده از مدل یادگیری ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارائه ی یک مدل محاسباتی برای بازشناسی هیجان در متن فارسی صورت گرفته است. در مدل پیشنهادی تحقیق، گروه بندی هشت گانه ی پلاچیک در هیجان ها به عنوان مبنای یادگیری نظارت شده، ویژگی های بافتی متن فارسی و لیست واژگان هیجانی برچسب دار به عنوان عناصر و اجزای مدل تعیین شده اند. برای آزمون مدل (شرایط واقعی) از صد متن منتخب شامل سرمقاله ی روزنامه های سیاسی- اجتماعی استفاده شده است. همچنین در این تحقیق از الگوریتم «ماشین بردار پشتیبان» به عنوان طبقه بند یادگیرنده استفاده گردیده و چهار شاخص دقت، درستی، ضریب f و بازخوانی برای ارزیابی مدل بکار گرفته شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهند که کارایی مدل (دقت) در شناسایی هیجان های مختلف از 79 درصد تا 98 درصد متغیر بوده و در ارزیابی کلی مدل، میانگین دقت مدل معادل 84 درصد است. بر اساس سایر شاخص ها، می توان گفت که بیشترین نرخ درستی مربوط به هیجان خوشی و کمترین آن مربوط به هیجان خشم است. همچنین تطبیق قابل توجهی میان شاخص f با شاخص «بازخوانی» وجود دارد و بیشترین مقدار آن در گروه هیجان شادی دیده می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد استفاده از رهیافت مبتنی بر گروه بندی هیجان ها، یادگیری نظارت شده و نیز ویژگی های بافتی حداقلی در متن می تواند کارایی مناسبی در شناسایی خودکار هیجان ها داشته و می توان تلفیقی از گروه های اصلی هیجان را به منظور افزایش کارایی مدل یادگیری بکار گرفت.
تحلیل متغیرهای منتخب کینتیکی- زمانی اندام تحتانی والیبالیست های نخبه جوان حین اجرای دفاع روی تور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات طب ورزشی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۶
81 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل متغیرهای منتخب کینتیکی-زمانی اندام تحتانی والیبالیست های نخبه جوان در حین اجرای دفاع روی تور انجام شد. 30 والیبالیست جوان نخبه مرد تیم ملی به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت داشتند. با قرارگرفتن روی صفحه نیروی انجام تکنیک دفاع روی تور، متغیرهای نیروهای عمودی و زمان های این نیروها، زمان بین دو نیروی اوج، کل زمان فرود، نسبت بین نیروهای اوج و زمان های بین دو نیروی اوج محاسبه شدند. از آمار توصیفی، آزمون کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون همبستگی پیرسون برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. ارتباط معنادار مثبتی بین زمان های اوج، زمان بین نیروهای اوج و نیروهای اوج مشاهده شد، اما ارتباط معنادار منفی بین سایر متغیرها وجود داشت؛ بنابراین، والیبالیست ها باید در هنگام فرود تأکید بیشتری بر اندام تحتانی در لحظه فرود داشته باشند؛ زیرا، افزایش زمان اوج ثانویه نیروی تماسی را کاهش خواهد داد.
ناترازی نرخ ارز حقیقی وتنوع صادرات غیر نفتی در اقتصاد ایران
حوزههای تخصصی:
گسترش پایه صادرات از طریق یک سبد صادرات متنوع، می تواند در ثبات دریافتی های صادراتی و رشد بلند مدت مؤثر باشد. در این مطالعه، به بررسی عوامل مؤثر بر تنوع صادرات غیر نفتی در ایران با تأکید بر ناترازی نرخ ارز حقیقی در دوره 1396-1360 پرداخته شده است. ابتدا ناترازی نرخ ارز حقیقی با استفاده از الگوی رهیافت خود رگرسیون برداری (VAR) اندازه گیری شده است، که نتایج حاکی از، دو ناترازی چشمگیر در اقتصاد ایران می باشد. سپس اثر ناترازی نرخ ارز حقیقی بر تنوع صادرات غیرنفتی در اقتصاد ایران با به کار گیری الگوی (VAR) برآورد شده، و نتایج مؤید این است که در اقتصاد ایران در دوره 1360 تا 1396، یک رابطه بلند مدت بین تولید ناخالص داخلی سرانه، ناترازی نرخ ارز حقیقی، بی ثباتی سیاسی، اندازه دولت و تنوع صادرات غیر نفتی وجود دارد. همچنین نتایج توابع واکنش آنی، که اثر یک شوک مثبت متغیرهای مدل بر پویایی های تنوع صادرات غیر نفتی را نشان می دهد، حاکی از آن است که بی ثباتی سیاسی، اندازه دولت، تولید ناخالص داخلی، تنوع صادرات غیر نفتی را تا چند دوره کاهش می دهد. به علاوه، با ایجاد تکانه ای به اندازه یک انحراف معیار بر نا ترازی نرخ ارز حقیقی، تنوع صادرات غیرنفتی، ابتدا افزایش می یابد و سپس به طور ملایم به سمت مقدار بلند مدت خود همگرا می شود. از این رو، اعمال سیاست های ارزی مناسب، می تواند در بلند مدت با حذف ناترازی نرخ ارز، تنوع صادراتی را افزایش دهد.
بررسی پیامدهای رفتاری/ نگرشی مدیریت برند داخلی میان کارکنان فروش شرکت فرمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
505 - 524
حوزههای تخصصی:
هدف: در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﯿﺮ به روﯾﮑﺮدی ﻧﻮﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﮐﺎرﮐﻨﺎن در ﺑﺮﻧﺪﺳﺎزی ﺗﻮﺟﻪ شده اﺳﺖ. اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﺮﻧﺪ داﺧﻠﯽ، ﺗﻌﻬﺪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺪ، رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺮﻧﺪ و رضایت شغلی ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نظر به اهمیت برندسازی داخلی و تحقیق و پژوهش در رابطه با رفتار کارکنان، پژوهش حاضر درصدد بررسی پیامدهای رفتاری/ نگرشی مدیریت برند داخلی از جمله رفتار شهروندی برند، تمایل به ماندن، تعهد به برند و رضایت شغلی در میان کارکنان فروش شرکت فرمند است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش از روش تمام شماری استفاده شده و داده ها از کلیه کارمندان فروش شرکت فرمند گردآوری شده اند. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز، از پرسش نامه استاندارد بهره گرفته شد و تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار PLS انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، حاکی از تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رضایت شغلی و تعهد به برند است و تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند با نقش میانجی تعهد به برند نیز تأیید شد. تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند و تمایل به ماندن تأیید نشد، همچنین رضایت شغلی بر تعهد به برند تأثیر مثبت نداشت. مدیریت برند داخلی بر تمایل به ماندن با نقش میانجی رضایت شغلی و تعهد به برند تأثیر مثبت نداشت و تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند با نقش میانجی رضایت شغلی پذیرفته نشد. نتیجه گیری: نظر به اینکه کارکنان مشتریان داخلی شرکت به شمار می روند، مدیریت منابع انسانی برندمحور (استخدام، اجتماعی سازی و آموزش) یکی از روش هایی است که می تواند کلید موفقیت برنامه مدیریت برند داخلی باشد.
سبک های تصویری غالب در نگاره های مرقع گلشن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
170 - 197
حوزههای تخصصی:
مرقع گلشن موجود در کتابخانه ی کاخ گلستان مجموعه ارزشمندی است که توسط هنرمندان ایرانی و هندی به وجود آمده است. اهمیت پژوهش این است که به شناسایی و معرفی سبک های مختلف طبیعت پردازی در نگاره های مرقع گلشن به عنوان نفیس ترین آثار دوران جهانگیری، سیر تحول هنر گورکانیان هند از دوره ی همایون تا جهانگیر می پردازد. هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های طبیعت پردازی در نگاره های مرقع گلشن بوده است. زیرا طبیعت در مرقع گلشن جایگاه ممتاز و قابل تأمل دارد. می توان مسأله حاضر را به بررسی این سوال ها دانست، آیا منظره پردازی دارای خصوصیات متمایزی بر اساس سبک های موجود در نگاره های مرقع گلشن بوده و طبیعت پردازی در هرسبک چه ویژگی هایی داشته است؟ روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از 300 صفحه ی مرقع گلشن 144 قطعه نگاره ی هندی و ایرانی با موضوعات مختلف را در بر دارد بنابراین تعدادی از نگاره هایی که دارای ویژگی های غالب از منظره پردازی، در سبک های موجود می باشد، مورد مطالعه قرارگرفته است. در این پژوهش پنج سبک در منظره سازی های مرقع گلشن یافت شد که هرکدام دارای ویژگی های خاصی بوده و در نهایت شاهد اختلاط سبک ها و کشمکش بین این گرایش ها هستیم اما هیچ کدام به طور مطلق جایگزین یکدیگر نشدند.
شروط الاستثناء کمخصّص فی علمی النحو والأصول دراسه مقارنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
37 - 50
حوزههای تخصصی:
یعدّ الاستثناء من الأسالیب الشائعه فی اللغه العربیه، حیث قد حظی باهتمام وافر لدى الألسنیین وخاصه علماء النحو والأصول لتبیین دلالاته فی صمیم اللغه. ومما یدل علیه هذا الأسلوب هو تخصیص المستثنى بالحکم، ولا یفید الاستثناء هذا المعنى حتى تتوفر له شروط. ترمی هذه الدارسه إلى تبیین هذه الشروط وتقییمها معتمدا على المنهج الوصفی والتحلیلی، کما یوظف المنهج المقارن لدراسه آراء النحویین والأصولیین فیما یتعلق بهذه الشروط. تدل نتائج البحث على أنّ القدامى من النحاه لم یتعرضوا إلى دراسه الاستثناء کمخصص، بینما عالجه المتأخرون متفقین على إفاده الاستثناء معنى التخصیص متأثرین بالأصولیین فی هذا الموضوع. فوجهات نظر النحویین والأصولیین تکون متشابهه فی بعض شروط الاستثناء، لکنها تختلف فی بعض آخر منها. وقد کان لعلماء الأصول دور فی عدد من هذه الشروط کقصد المتکلم والانفصال الزمنی بین المستثنى والمستثنى منه، وهناک شروط أخرى کمقدار المستثنى وجنسه، وهذه الشروط وإن استمدت حجتها من کتب النحو، إلا أنّها اکتست بطابع فقهی میزها عمّا وجد فی کتب النحو. فمثل هذه الشروط تکون محل النزاع بین الفریقین.
مشکل شناسی دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان با رویکرد پاسخگویی به محیط (مطالعه موردی: پردیسهای استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۳۷
31-50
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ترکیبی، مشکل شناسی دانش آموختگان پردیسهای دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری با رویکرد پاسخگویی به محیط بوده است. این مطالعه در مرحله اول(بخش کیفی) به کشف چالشها و در مرحله دوم (بخش کمّی) به اولویت بندی آنها پرداخته است. مشارکت کنندگان در بخش نخست پژوهش شامل 135نفر در شش گروه و در بخش دوم (مرحله کمی) شامل 125 نفر از دانش آموختگان دانشگاه بودند. ابزار گردآوری اطلاعات بر اساس فرم مقایسات زوجی چالشها تدوین شد. تحلیل انجام گرفته در مرحله نخست پژوهش به این سؤال که «مشکلات دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان کدام اند؟» پاسخ داد. در این مرحله تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته های بخش کمی به این سؤال که «اولویت هر کدام از شاخصها به چه میزان است؟» پاسخ داده اند. تجزیه و تحلیل داده ها در این مرحله با روش تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت. براساس نتایج حاصل از این مطالعه، مهم ترین چالشهای دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان با رویکرد پاسخگویی به محیط به ترتیب عبارت اند از: حوزه نیروی انسانی، حوزه برنامه/ساختار و حوزه آموزشی/پژوهشی/فرهنگی. برای هر کدام از این سه حوزه، شاخصهایی معین شده که اولویت آنها در مجموعه چالشهای دانش آموختگان به ترتیب، اساتید، راهبران آموزشی، فرهنگ بومی، نیازسنجی، آموزشهای عملیاتی، محتوا، اجرا و مدیران تشخیص داده شده است. نتایج حاصل لزوم تدوین دستورالعمل و نظام نامه هایی را در بخشهایی که دارای بیشترین اولویت در میان مشکلات دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان است نشان می دهد که در صورت انجام این مهم پاسخگویی به محیط می تواند تحقق پذیرد.
همراهی برهان و عرفان و قرآن در حکمت متعالیه
حوزههای تخصصی:
ویژگی برجسته حکمت متعالیه آن است که صدرالمتألهین از روش ها و منابع گوناگون معرفتی در بنای نظام حکمی خود بهره می برد. فلسفه مشائی، اشراقی، کلام و عرفان و در رأس همه متون دینی قرآن و سنت، منابع حکمت متعالیه را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، در این حکمت از عقل، شهود و نقل دینی برای کشف واقع استفاده می شود. البته صدرالمتألهین ملتزم و متعهد است که یافته های عرفانی و قرآنی را استدلالی و برهانی کند و بدون برهان عقلی سخنی را در نظام فلسفی خود طرح نکند. براین اساس صدرالمتألهین بر وحدت شخصی وجود که نظریه ای عرفانی است برهان عقلی اقامه می کند و از توحید قرآنی با تحلیل عقلی و استدلال نظری دفاع می کند. بنابراین کسانی که می پندارند بهره مندی صدرالمتألهین از قرآن و عرفان با پایبندی او به استدلال فلسفی ناسازگار است بر خطا هستند. او هیچ گاه به جای برهان به قرآن و عرفان پناه نمی برد و خلأ برهانی را با نقل قرآنی و کشف عرفانی پر نمی کند؛ بلکه ازآنجاکه به هماهنگی این معارف اعتقاد دارد می کوشد منظره واحدی را از پنجره های گوناگون تماشا کند. باید افزود که وحی حجیت و اعتبار معرفتی دارد و دلیل نقلی معتبر اگر دلالتش صریح باشد حجیت دارد و مدلولش را برای مؤمن اثبات می کند. شهود عرفانی نیز درصورتی که واجد شرایط شهود معتبر باشد برای صاحب کشف معتبر است و حجیت دارد. اما صدرالمتألهین به عنوان فیلسوف افزون بر این، می کوشد این معارف را برهانی کند تا مقبولیت عام پیدا کنند و قابل عرضه در نظام فلسفی باشند. این روش و مشرب مبتنی بر اصلی است که صدرالمتألهین و پیروانش بر آن تأکید دارند. آن اصل این است که «برهان و عرفان و قرآن از هم جدا نیستند». صدرالمتألهین بر اساس این روش می کوشد هم به نزاع های فلاسفه و عرفا و متکلمان در مسائل بنیادین نظری و اعتقادی پایان دهد و بین مشرب های گوناگون معرفتی آشتی و هماهنگی برقرار کند و هم با تلفیق و ترکیب این روش ها به حل معضلات مهم الهیاتی توفیق یابد و به دستاوردهای جدیدی در ابواب گوناگون فلسفی به ویژه در هستی شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی نایل گردد. پرسشی که در اینجا به اختصار باید بررسی کنیم این است که اینکه براساس حکمت متعالیه بین برهان و عرفان و قرآن جدایی نیست، یا حکمت متعالیه از برهان و عرفان و قرآن در کشف و اثبات دعاوی خود بهره می برد، به چه معناست و تا چه حد می تواند درست باشد؟ آیا این اصل به این معناست که همه حقایق قرآنی از راه عقل و کشف هم به دست می آیند؟ آیا بین هیچ یافت عقلی و شهودی با آموزه های دینی تعارضی نیست؟ آیا همه مباحث حکمت متعالیه با هر سه روش به دست می آیند و اثبات می شوند؟ قطعاً توافق و هماهنگی بالفعل و حداکثری این مشرب ها نمی تواند منظور باشد، به این معنا که همه یافته های عقلی و کشفی و نقلی یکسان باشند و هیچ اختلاف و ناسازگاری بین آنها نباشد و هرچه قرآن می گوید عقل و کشف نیز همان را بگویند و بالعکس. اولاً می دانیم که وحی مصون از خطاست؛ در قرآن کریم و سخنان معصومان خطا راه ندارد. اگر ادعای فوق حداکثری باشد به این معنا خواهد بود که حکیم متأله به همه حقایق دینی از راه عقل و کشف دست می یابد و در یافته های عقلی و کشفی و فهم دینی او هیچ خطایی رخ نمی دهد. روشن است که این ادعایی است گزاف که هیچ غیرمعصومی نمی تواند آن را طرح کند. ثانیاً بر خلاف کتاب و سنت، یافته های عقلی و کشفی محدودند و به تدریج برای انسان ها حاصل می شوند و همه آنچه قابل یافت عقلی و کشفی است هنوز تحقق نیافته است. «الیَوم َ اَکمَلت ُ لَکُم دینَکُم» (مائده: 3) داریم، اما «الیوم اکملت لکم فلسفتکم یا عرفانکم» نداریم. البته صدرالمتألهین در جایی از اکمال فلسفه سخن می گوید اما این ادعا را باید به معنای محدود و نسبی در نظر گرفت. پس از نظر کمیت و قلمرو گزاره ها، بین عقل و کشف و کتاب و سنت برابری نیست. به نظر نمی رسد هرگز بتوانیم به چنین برابری برسیم، چون لازمه اش بی نیازی از دین خواهد بود. درحالی که از کتاب و سنت برمی آید که همه آنچه که انبیا به ما می آموزند قابل دریافت از راه های دیگر نیست؛ «وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» (بقره: 151). آری، اگر عقل کامل باشد و کشف هم تام باشد و خطا در آنها راه نداشته باشد، در آن صورت بین برهان و عرفان و قرآن هماهنگی تام خواهد بود. اما این فقط یک قضیه شرطیه است. شاید تنها مصادیق آن انسان های کامل به معنای معصومان باشند. همچنین می توان گفت هماهنگی و تلازم یادشده درباره ذات برهان و کشف یا برهان و کشف نفس الامری صادق است، اگر چنین چیزی داشته باشیم؛ نه لزوماً مصادیقی از آنها که بالفعل برای ما حاصل می شود. این سخن در باب هماهنگی دیگر راه های معتبر معرفت و معارف دینی نیز صادق است. ثالثاً در حکمت متعالیه موضوعاتی طرح و بحث می شود که در کتاب و سنت مطرح نیستند تا هماهنگی و توافق همه جانبه آنها مطرح شود، مانند مباحث انتزاعی منطقی مثل معقولات ثانیه، اعتبارات ماهیت، و وجود ذهنی؛ ازاین رو نمی توان قلمرو دین و فلسفه را مساوی و یکسان دانست، گرچه مشترکات بسیاری دارند. می توان گفت بین موضوعات و مسائلشان نسبت عموم و خصوص من وجه است. برخی از تعالیم دینی همچون بسیاری از مسائل فقهی دین در فلسفه و از طریق برهان قابل کشف و اثبات نیست. اینجاست که این پرسش به طور جدی طرح می شود که پس به چه معنا می توان هماهنگی برهان و عرفان و قرآن را ادعا و اثبات نمود؟ اولاً چنان که گفتیم این ادعا ناظر به وضعیت بالفعل عقل و کشف نمی تواند باشد. همه معارف دینی، بالفعل از راه عقل و کشف به نحو خطاناپذیری اثبات نشده اند و شاید بسیاری از آنها جز از راه وحی قابل دستیابی نباشند. ثانیاً می توان ادعایی حداقلی را به این صورت مطرح کرد که چون عقل و کشف و شرع هر سه ناظر به واقع هستند، نباید بین دعاوی آنها تعارض و ناسازگاری باشد. از حکیم متأله انتظار می رود بین یافته های عقلی و کشفی و قرآنی او ناسازگاری نباشد، نه اینکه بین آنها یگانگی و هماهنگی تام برقرار باشد و مدعای هر سه از نظر کمیت یا قلمرو مساوی باشند و از نظر صحت و اعتبار یکسان باشند. این تنها یک آرمان است و نمی توان گفت بالفعل محقق است. ثالثاً چیزی را که می توان توصیه کرد و توقع داشت این است که از حکیم متأله انتظار می رود در حکمتش از هر سه منبع عقل و کشف و نقل استفاده کند و برای رسیدن به هماهنگی بین این سه راه بکوشد. این استفاده هم البته نسبی و دارای درجات است. درباره حکمت متعالیه صدرالمتألهین می توان گفت. اولاً صدرالمتألهین فی الجمله در مواردی به طور نسبی از هر سه منبع استفاده می کند، اما هرگز نمی توان گفت او به همه حقایق قرآنی و روایی رسیده است و در هر مسئله ای به هماهنگی راه های سه گانه دست یافته است. ثانیاً صدرالمتألهین می کوشد در امهات اصول اعتقادی دینی مثل مسئله توحید و نبوت و معاد به هماهنگی نسبی بین سه راه معرفت دست یابد. اما البته منتقدان صدرالمتألهین ممکن است در این مدعا مناقشه کنند و مثلاً بگویند معاد صدرالمتألهین با معاد قرآنی فاصله دارد، کما اینکه چنین گفته اند. بنابراین، آنچه می توان از گزاره «برهان و عرفان و قرآن از هم جدا نیستند» استفاده کرد این است که حکیم باید این گزاره را نصب العین خود سازد و آن را به عنوان دورنمای سیر و سلوک معرفتی خود در نظر گیرد و ناسازگاری داده های این سه راه را برنتابد و به سوی هماهنگی آنها حرکت و کوشش کند. این اصل به عنوان یک اصل هدایتگر و جهت دهنده و راهنما بسیار مهم و مفید خواهد بود. قاعده محل بحث را می توان به موارد دیگر هم توسعه داد و این هماهنگی باید بین همه معرفت ها باشد. از جمله بین حس و تجربه معتبر ازیک سو و عقل استدلالی و کشف عرفانی و وحی دینی باید هماهنگی باشد که نزاع معروف علم و دین ناظر به این مسئله است. البته آنچه می توان توقع داشت هماهنگی حداقلی به معنای عدم تعارض علم و دین است. چون قلمروهای مشترک آنها محدود است. همچنین بین یافت تاریخی به روش تاریخی معتبر و متون تاریخی دینی نباید ناسازگاری باشد. البته سخن از یافت و موارد یقینی است، نه لزوم هماهنگی بین ظنون تاریخی و قطعیات دینی. مصداق دیگر برای قاعده فوق، لزوم هماهنگی بین یافته های عقل عملی و وجدان اخلاقی با تعالیم دینی مرتبط با آن است. تعارض بین یافت عقل عملی و شهود اخلاقی با آموزه های دینی نیز پذیرفته نیست و انتظار می رود که چنین هماهنگی برقرار باشد. البته موارد خاصی مثل مأمور شدن حضرت ابراهیم (ع) به ذبح اسماعیل (ع) مواردی استثنایی هستند که توضیح و تبیین خاص خود را می طلبد. در اینجا لازم است به قاعده معروف «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس» اشاره کنیم. این قاعده می گوید هرجا عقل حکمی قطعی داشته باشد شرع هم موافق با آن است. البته از این قاعده استفاده نمی شود که در همه مواردی که شرع حکم دارد عقل نیز حکم قطعی دارد. همچنین معنای قاعده آن نیست که هر حکم شرعی لزوماً دلیل عقلی دارد و برای عقل قابل کشف است. بلکه مراد این است که اولاً حکم قطعی عقل با شرع یکی است و ثانیاً چون عقل به طورکلی حقانیت شرع را پذیرفته است، همه احکام آن را نیز می پذیرد بدون اینکه لزوماً خود به طور مستقل راهی برای کشف تفصیلی آنها داشته باشد.
جایگاه دیپلماسی فرهنگی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد دولت های جدید التاسیس در آسیای مرکزی و قفقاز، فصل جدیدی از مناسبات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز آغاز شد. از این رو، تبیین استراتژی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در این کشورها و نیز بررسی نقش عوامل تاثیرگذار حاکم بر مناسبات میان کشورها از ضروریات موجود در این پژوهش است. زیرا فرهنگ از لحاظ تاثیر وثیق آن بر حیات سیاسی- اجتماعی ملت ها از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. در این پژوهش تلاش شده تا پس از بررسی شرایط فرهنگی حاکم بر این کشورها، به شناخت و بررسی اولویت ها، جهت گیری ها و نیز رویکردهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باتوجه به سوابق فرهنگی و تاریخی آن با واحدهای نوپدید در این منطقه و همچنین تبیین آسیب هایی که در این زمینه متوجه کشور ایران هست پرداخته شود. یافته های پژوهش در این نکته خلاصه می گردد که عملکرد دیپلماسی فرهنگی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل نحوه تعامل متفاوت دو کشور با نظام بین الملل، شیوه و کاربست راهبردهای فرهنگی و نیز میزان کارآمدی نهادهای مسئول امر دیپلماسی فرهنگی از نتایج متفاوتی بهره مند شده است.
جلوه تربیتی تعلیمی ادبیات انقلاب و جنگ در آثار منتخب کودک دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از گونه های مهم ادبیات، ادبیات کودکان است. در ایران، به رغم عظمت و قدرت و سابقه ادبی، ادبیات کودکان به معنای امروزی سابقه چندانی ندارد؛ اما در دوره معاصر به ادبیات کودکان توجه گسترده ای شده است به طوری که می توان گفت: یکی از گسترده ترین و زیباترین انواع ادبی کودک در ایران بویژه در دوره معاصر جلوه ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ در آثارکودک است. این نمود در ادبیات کودک دهه شصت به دلیل این که از وقوع انقلاب اسلامی زمان زیادی نمی گذشت هم چنین در فاصله کوتاهی از انقلاب اسلامی جنگ تحمیلی رخ داد به اوج خود رسید به گونه ای که بسیاری از شاعران و نویسندگان ایران بویژه شاعران کودک و نوجوان از میان انواع ادبی به این نوع ادبی توجه شایانی کردند. این مقاله با هدف نمایان ساختن و تحلیل و بررسی جلوه ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ در آثارکودک دهه شصت نگارش یافته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا به طور اجمالی به بیان معنای دقیق ادبیات کودک و ویژگی های آن و ادوار سنی کودکان پرداخته شده است. سپس ادبیات تعلیمی، ادبیات انقلاب و جنگ و جلوه های آن در شعر و داستان کودک دهه شصت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتیجة این بررسی نشان می دهد که پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش ها و مضامین تعلیمی ای هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان های کودک دهه شصت را تشکیل می دهند
اثربخشی دارو درمانگری، پسخوراند عصبی و درمان ترکیبی بر فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه و فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی دارو درمانگری در مقایسه با پسخوراند عصبی و درمان ترکیبی بر فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه و فزون کنشی بود. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری سه ماهه و جامعه آماری 118 نفر از کودکان 6 تا 11 ساله دارای اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود که در زمستان سال 1396 به مرکز مشاوره شاهد و ایثارگر جنوب شرق تهران مراجعه کرده بودند. از این جامعه 80 کودک که در آزمون فراخنای حافظه هوش نسخه چهار وکسلر کودکان 2003، یک نمره انحراف معیار پایین تر از میانگین برابر با 30/7 را کسب کرده بودند و ملاک های ورود به پژوهش را داشتند؛ به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی، در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه کاربندی شدند. گروه های آزمایشی در 25 جلسه 40 دقیقه ای هر هفته دو جلسه تحت مداخله های دارو درمانگری با قرص ریتالین، برنامه پسخوراند عصبی لوبار (2013) و درمان ترکیبی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله های دارو درمانگری (50/23 =F ، 001/0 =P ) ، پسخوراند عصبی (20/30 =F ، 001/0 =P ) و درمان ترکیبی (42 =F ، 001/0 =P ) فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه/فزون کنشی را افزایش داده اند و مقایسه درمان ها نشان داد که درمان ترکیبی تأثیر بیشتری نسبت به دو درمان دیگر دارد و این تأثیر در هر سه روش درمانی در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجه گیری : از آنجا که درمان ترکیبی منجر به افزایش فراخنای حافظه کودکان می شود و از سوی دیگر هم شامل دارو درمانگری و هم پسخوراند عصبی است؛ از این رو، می توان آن را روش مؤثرتری نسبت به دو درمان دیگر در افزایش فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه/فزون کنشی به شمار آورد.
On the Relationship between Teacher Resilience and Self- efficacy: The Case of Iranian EFL Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teacher resilience, as a recent issue of concern, enables teachers to bounce back and thrive rather than just survived in the face of challenging circumstances. Although self-efficacy has been prompted to enhance resilience, there is little empirical research to investigate the relationship. To address this gap, the present study is an attempt to examine the connection between EFL teachers’ resilience and self-efficacy. In doing so, ninety-two EFL teachers completed Teacher Self-Efficacy Scale (TSES) and resilience scale (RISC). The findings showed the positive impact of different dimensions of self-efficacy on resilience. The results of the correlational analysis indicated that all three self-efficacy subscales had a significant positive relationship with teachers’ resilience. The results of multiple regression also suggested that, save for classroom management, two other subscales of efficacy as efficacy for student engagement and efficacy for instructional strategies were the good predictors of teacher resilience. In line with these findings, some suggestions for further research are provided and pedagogical implications are proposed.
نقش و جایگاه خدمات غیرحسابرسی بر کیفیت حسابرسی
حوزههای تخصصی:
رتبه بندی روستاها براساس شاخص های زیست پذیری (مطالعه موردی: دهستان نظام آباد شهرستان آزادشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
زیست پذیری مفهومی است که بر قابلیت سکونت پذیری مکان تمرکز دارد. سکونتگاه های روستایی از جمله مکان هایی هستند که توجه به زیست پذیربودن آن ها ضروری است؛ زیرا سبب جلوگیری از مهاجرت های روستایی، خالی شدن روستاها، حفظ روستاها به عنوان لکه های حیات و نبض اقتصاد ملی و... می شوند؛ بنابراین آگاهی از شاخص های زیست پذیری و درک سطح زیست پذیری مکان های روستایی می تواند برنامه ریزان را در دستیابی به اهداف توسعه پایدار سوق دهد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی-تحلیلی است که اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و برای این منظور از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری آن نیز 94 خانوار روستایی دهستان نظام آباد است. سطح تحلیل این پژوهش «روستا» است. اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه به کمک روش های تجزیه و تحلیل آماری در دو نرم افزار SPSS و GIS و مدل ویکور بررسی شد. نتایج نشان می دهد از میان 16 شاخص مورد نظر براساس سطح معناداری آزمون T، تعداد 8 شاخص زیست پذیری از نظر نمونه های مورد مطالعه معنادار هستند و تفاوت معناداری میان زیست پذیری در بین نمونه های فوق را بیان می کنند. همچنین رتبه بندی روستاها براساس مدل ویکور نشان می دهد روستاهای قوری چای و حاجی نبی با توجه به شاخص های زیست پذیری در منطقه مورد مطالعه در پایین ترین رتبه و روستاهای اقچلی علیا و بهرام صوفی در بالاترین رتبه قرار دارند؛ بنابراین در شرایط کنونی، سطح زیست پذیری روستاهای بزرگ تر که جمعیت بیشتری دارند و به شهر و راه ارتباطی اصلی نزدیک هستند، بالاتر است. براین اساس می توان گفت دسترسی به خدمات بیشتر که عمدتاً در روستاهای نزدیک به شهرها و روستاها بزرگ تر فراهم می شود، زیست پذیری بالاتری دارد.
مبانی و موقعیت وکالت از متهم در اسناد بین المللی و نظام عدالت کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین دادرسی کیفری نظام تضمین حقوق دفاعی متهم در برابر خودسری نهادهای اجرای عدالت کیفری است. یکی از هنجارهای این نظام، حق دسترسی متهم به وکیل مدافع است. اهمیت این هنجار به اندازه ای است که اسناد بین المللی و قوانین داخلی ضمن شناسایی چنین حقی، در مواردی دخالت وکیل به نفع متهم را الزامی اعلام کرده اند. این مقاله در مقام پاسخ به دو سؤال است: مبانی توجیهی وکالت از متهم چیست؟ اسناد بین المللی و نظام عدالت کیفری ایران چه اندازه به این مبانی توجه داشته و به آنها وفادار مانده اند؟ یافته ها نشان می دهد که بنیادهای حقوق بشر، راهبردهای سیاست جنایی و آموزه های جرم شناسی حق دسترسی متهم به وکیل مدافع را توجیه می کنند. در سال های اخیر تحول مثبتی در رویکرد نظام عدالت کیفری ایراننسبت به حق برخورداری متهم از وکیل رخ داده است. با این همه، مقررات محدود کننده ای مثل تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری، عدم پیش بینی ضمانت اجرای نقض حق موضوع ماده مورد اشاره و اعتباربخشی به تحقیقاتی که با سلب حق مورد بحث صورت گرفته است از جمله موارد قابل نقد محسوب می شوند.
بررسی تطبیقی موضوع و ماهیت اجازه و حکم قانون در پرتو سرزنش پذیری اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق کیفری سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۶
109 - 134
حوزههای تخصصی:
یکی از تعبیرات جدید قانون مجازات اسلامی 1392 درباره علل موجهه جرم «حکم یا اجازه قانون» است. در نوشتار حاضر ضمن توضیح موضوع این موارد، ماهیت علل مزبور را با روشی توصیفی تحلیلی و تطبیقی با نگاهی به حقوق کیفری برخی از کشورهایِ دارای حقوق نوشته (فرانسه، سوریه، لبنان، اردن) ارزیابی نموده و به همین روش دکترینِ یکی دیگر از عوامل اباحه یعنی امر آمر قانونی را در سه تئوری مشهور (اطاعت محض، مسئولیت محض مأمور، رعایت ظواهر قانونی) مورد بازخوانی انتقادی قرار داده ایم. گذشته از این به تحلیل یک نارسایی قانونی در رابطه با ماهیت عوامل نام برده پرداخته ایم ، بدین بیان که در ماده 158 قانون مجازات اسلامی 1392 برای اولین بار بر خلافِ قوانین کیفری پیشین (1304، 1352، 1361 و 1370) از عبارتِ مبهمِ «ارتکاب رفتاری که طبق قانون جرم محسوب می شود، در موارد زیر قابل مجازات نیست...» استفاده شده است ضمن آنکه همین ابهام در قوانین کیفری سوریه، فرانسه









