گستره جرم انگاری از چشم انداز نظریه عدالت و فضیلت؛ گسست و پیوست خطا های اخلاقی و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق کیفری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
197 - 227
حوزههای تخصصی:
مشهور است که اخلاق فضیلت را رویکردی «فاعل محور» می خوانند. در حقیقت، تحققِ تمام عیارِ فضیلت، مستلزم تلفیق «انگیزه نیک» و «عمل خوب» است، با این قید که داوری اخلاقی، معیار نهایی خود را در انگیزه فاعل جست وجو می کند و نه صرفِ صورتِ بیرونیِ فعل. در این جستار، با روشی تحلیلی-انتقادی، به واکاوی دیدگاه ارسطو درباره عدالت به مثابه گونه ای از فضیلت خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه مفاهیم «فضیلت فردی» و «عدالت اجتماعی» در دستگاه اخلاقی-سیاسی او درهم تنیده اند و این پیوند، چه تأثیراتی بر مبانی جرم انگاری برجای می نهد. به زعم ما، تفسیر نظریه ارسطو درباره عدالت، بسی ژرف تر و پیچیده تر از قرائت های تقلیل گرایانه ای است که تاکنون عرضه شده اند. برخلاف پندار برخی، ارسطو را نمی توان نظریه پردازی دانست که عرصه «حقوق» و قلمرو «فضیلت های اخلاقی» را درهم آمیخته است. از منظر او، نسبتِ میان خطاهای اخلاقی و حقوقی، نسبتِ «این همانی» نیست. درواقع، این فیلسوف ژرف نگر، حدودِ مشروعیت قانونگذاری را در گروِ رابطه «دیگری» می داند و از همین رو، «ضرر رسانی به دیگری» را به عنوان رکنی بنیادین در ساختارِ فضیلتِ عدالت برمی شمارد. مدعای محوری این پژوهش آن است که از دیدگاه ارسطو، جرائم، نه اموری اعتباری، بلکه «خطاهایی پیشاقانونی» محسوب می شوند که ریشه در سرشتِ روابط انسانی و نسبتِ فاعل با «دیگری» دارند.