ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۰۱ تا ۱۵٬۱۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
۱۵۱۰۱.

اثربخشی مدل های مدیریت مدارس موفق: یک مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۳۴
پیشینه و اهداف : اهمیت مدیران و نقش خطیری که برای ارتقای کیفیت و اثربخشی مدارس ایفا میکنند، برکسی پوشیده نیست. اگر مدیران و رهبران آموزشی دارای دانش و مهارتهای کافی در بهسازی و توسعه جامعه باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از کارایی و اعتبار بالایی برخوردار خواهد بود، لذا این پژوهش در صدد است تا ﺑ ﺎ مطالعه ﻣﻘﺎﻻت و ادﺑﯿﺎت ﻣﺮﺗﺒﻂ و استفاده از داده های موجود، در پروژه بین المللی مدیریت موفق مدارس (PPSSI)، ویژگی ها، فرآیندها و مدل های موفقیت مدیران را مورد بررسی قرار دهد. روش ها : روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تطبیقی )الگوی جورج بردی( است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات منتشر شده در پایگاه رسمی پروژه PPSSI در دانشگاه ناتینگهام انگلستان بود که در این پژوهش، 24 مقاله مرتبط با ویژگی های مدیران مدارس موفق که در سه کشور انگلستان، استرالیا و ایالات متحده انجام شده بود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که کشورهای مورد مطالعه تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق دارند از جمله: استفاده از الگوی رهبری توزیعی، مشارکتی و الگوی مبتنی بر آموزش، برنامه ریزی در جهت ارتقای کیفیت تدریس معلمان، غنی سازی برنامه درسی، مهارت ایجاد روابط قوی، شجاعت و آمادگی برای روبه رو شدن با چالش، صداقت، احترام به کارکنان، خوشبینی، تعهد و مهربانی. تفاوت های قابل مشاهده تأثیر گذار بر موفقیت مدیران مدارس موفق در کشورهای منتخب نیز شامل اهداف ملی و سیاست های خاص کشورها در آموزش و پرورش، ساختار و سیستم های بودجه، تفاوت های سیاسی و فرهنگی، میزان تمرکز زدایی آموزشی، فشارهای نظارتی خارج از مدرسه و رویکردهای آماده سازی مدیران بود. بحث و نتیجه گیری :  نتایج بررسی مقالات داد که هیچ یک از الگوهای رهبری در مطالعات PPSSI به تنهایی غالب نیست ولی در بین الگوهای استخراج شده، تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق که موجب اثربخشی و کارایی مدارس تحت مدیریت آن ها می باشد، وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که موفقیت مدارس تا حد زیادی به رهبری مؤثر، مهارت های ارتباطی و رویکرد مشارکتی مدیران وابسته است. توجه به این ویژگی ها در انتخاب و آموزش مدیران می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و بهبود عملکرد مدارس کشور کمک کند.
۱۵۱۰۲.

تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۱
بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه‌­شناسی ادبیات جایگاه ویژه‌­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می‌­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل‌­دهنده آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه‌شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت‌ نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به‌مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­‌شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­‌های مهم تاریخی دوره­‌هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش‌­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از‌این‌رو، نویسندگان واقع‌­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری‌­ها، بی‌عدالتی‌­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی‌­پرده بیان کند. لوکاچ تأکید می­‌کند که نویسنده واقع‌­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی‌بودن است. این اصل حکم می‌­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز‌گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­‌ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع‌­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می‌­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر‌اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته‌ساختن نقش حیاتی و اثر‌گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­‌ها و نابسامانی­‌های جامعه است. روش­‌شناسی: جامعه­‌شناسی ادبیات، به‌مثابه رویکردی میان‌­رشته­‌ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می‌­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­‌های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه‌­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می‌­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ‌گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­‌های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی‌­های روایی، در تار‌و‌پود رمان باز‌تولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به‌عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­‌پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­‌پرده از واقعیت­‌های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­‌گذارد. از برجسته‌­ترین مؤلفه‌­های سبک­‌شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­‌یابد. این نقد طیف گسترده‌­ای از مسائل و معضلات، از‌جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده‌­هایی چون کودک‌همسری، کودکان کار، ازدواج‌­های اجباری و... را در‌بر‌می­‌گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­‌های فرهنگی را بی­‌پرده بیان می­‌کند؛ از‌جمله آنها می­‌توان به بی‌سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­‌های دیگر است. برکات، علاوه‌بر معضل بی‌­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر باز‌می‌­دارد، به پدیده‌­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­‌فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­‌ترین چالش‌­های زنان در عصر معاصر مبادرت می‌­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به‌شمار می­‌آید، ابراز می­‌دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از‌جمله دست‌گیری­‌های بی‌­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­‌ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه‌­ای دردناک به روایت آنها می‌پردازد. بر‌اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در‌بردارنده اساسی­‌ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می‌کند و مشکلات آنها را به‌تصویر می­‌کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی‌بودن، که به‌عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­‌شود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می‌­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه‌­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به‌تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­‌های اجتماعی در بافت روایی آن به‌وضوح احساس می­‌شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از‌جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ‌­های ویران­گر و شیوع بی­‌سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به‌سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده‌­هایی چون کودکان کار و کودک‌آزاری، ازدواج‌های اجباری و کودک‌همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.
۱۵۱۰۳.

تحلیل گفتمان ادبی آیات معاد سوره دخان با تأکید بر بافت متن و بافت موقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
بیان مسئله و هدف: تحلیل گفتمان یکی از رویکردهای نوین در حوزه زبان‌شناسی و نقد ادبی معاصر به‌شمار می‌آید که در زبان فارسی تحت‌عناوینی چون سخن‌کاوی یا تحلیل کلام شناخته می‌شود. این رویکرد به عناصر لغوی جمله به‌عنوان اساسی‌ترین ابزار تشریح مضامین متن اکتفا نمی‌کند، بلکه عوامل فرامتنی از‌جمله بافت موقعیت را مدنظر قرار می‌دهد. در تحلیل گفتمان ادبی، ساختارهای متن در پیوند با بافت موقعیت‌ آن تحلیل می‌شود و تحلیل و بررسی آنها خارج از این بافت امکان‌پذیر نیست. تحلیل گفتمان ادبی در آیات قرآن با کشف ارتباط بین ابزارهای ادبی و بافت موقعیت به تجزیه و تحلیل سوره‌ها می‌پردازد و هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت را در انتقال پیام به مخاطب تبیین می­کند. این رویکرد به درک بهتر لایه‌های پنهان معنایی و نیل به فهمی عمیق‌تر از مراد گوینده کمک شایانی می‌کند. از‌جمله مفاهیم نزدیک به مفهوم بافت موقعیت نزد دانشمندان اسلامی مفاهیم سیاق، قرینه و مقتضای حال است؛ در علوم قرآنی و تفسیری، این بافت با عنوان سیاق مقامی یا بیرونی و قرائن متصل غیر‌لفظی شناخته می‌شود که شامل فضای نزول آیات، ویژگی‌های متکلم و مخاطب است. اوج فصاحت قرآن کریم، که به‌دلیل جنبه‌های اعجاز متعددش همواره موردتوجه اندیشمندان و مفسران بوده، تناسب سخن با موقعیت کلام و به‌کار‌گیری هماهنگ همه ابزارهای زبانی در جهت انتقال دقیق مقاصد الهی است، اما بسیاری از اندیشمندان فقط به برخی جنبه‌های ساختارهای متنی قرآن مانند بلاغت سنتی پرداخته‌‌اند و ارتباط نظام‌مند میان ساختارهای زبانی و بافت موقعیت آیات را به‌طور جامع و روشمند بررسی نکرده‌اند. میان سوره‌های قرآن، سوره دخان از ویژگی‌های سوره‌های مکی برخوردار است و در بستر اوضاع خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سال‌های نهم و دهم بعثت نازل شده است؛ به‌دلیل این موقعیت خاص، از بافت متنی ویژه‌ای در آیات معاد بهره می‌برد. این ویژگی در جهت تقویت تأثیر پیام و انتقال آن به مخاطب به‌کار رفته است. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر گردآوری داده‌ها به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای به واکاوی آیات معاد سوره دخان از منظر نظریه تحلیل گفتمان ادبی پرداخته است. این تحقیق با بهره‌گیری از رویکرد اندیشمندان اسلامی در حوزه مؤلفه‌های بافت موقعیت در قرآن در‌صدد تجزیه و تحلیل بافت موقعیت و بافت متن آیات معاد سوره دخان و کشف ارتباط بین آن دو بوده تا هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت در انتقال پیام به مخاطب را تبیین کند. بحث و تحلیل: سوره دخان در دوره دعوت آشکار پیامبر و در فضایی نازل گردید که مشرکان مکه با اعراض از معارف وحیانی اسلام رویکردی معاندانه پیش گرفته بودند. آنان نه‌تنها خود از پذیرش قرآن سرباز می‌زدند، بلکه، با بهره‌مندی از شیوه‌های مختلف، مانع رسیدن پیام الهی به توده‌های مردم می‌شدند. گزاره‌های تاریخی از سال‌های پایانی بعثت پیامبر حاکی از اوج گستاخی، استهزاء و بی‌احترامی مشرکان به ساحت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است. ویژگی بارز این دوره مخالفت با آموزه‌های وحیانی، تردید در منشأ وحیانی قرآن و انکار صریح معاد است. در چنین بافت موقعیتی، محتوای آیات معاد با صراحت به زندگی پس از مرگ، اصالت حیات اخروی و جاودانگی انسان می‌پردازد و صحنه‌های قیامت را ترسیم می‌کند. در تحلیل بافت ساختاری متن، مطابق الگوی سه سطحی آوایی، نحوی و دلالی هماهنگی و انسجام بین بافت متن و بافت موقعیت مشاهده می‌گردد. در سطح آوایی، موسیقی ناشی از فواصل آیات، صفات حروف، تکرار حروف و کلمات در آیات، در جهت جلب توجه مخاطب و تحریک عاطفی او به‌کار گرفته می‌شود. در سطح نحوی، کاربرد گسترده اسلوب تأکید و جملات خبری و انشایی متناسب با بافت موقعیت در خدمت تثبیت مفاهیم مدنظر گوینده چون اثبات بعث و قیامت، توبیخ مخالفان و رد ادعاها و تردید و انکارشان است. این ویژگی‌های نحوی بازتاب مستقیمی از موقعیت مخاطبانی است که باورمند به معاد نبوده و در مقام انکار آن برمی‌آمدند. قرآن در سطح دلالی با بهره‌گیری از تصویرپردازی از طریق تشبیه، مجاز و تضاد، عذاب‌ها و نعمات اخروی را به‌گونه‌ای عینی و تأثیرگذار مجسم می‌سازد که مخاطب را کاملاً در آن فضا قرار داده و، با کمترین الفاظ، حداکثر معنا را انتقال می‌دهد. دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که انکار معاد و مخالفت مشرکان مکه با پیامبر به‌عنوان بافت موقعیت نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری گفتمان الهی این سوره داشته است. خداوند متعال در سوره دخان با ظرفیت‌های زبانی و بلاغی به اثبات بنیادهای معرفتی معاد پرداخته و نسبت به پیامدهای دنیوی و اخروی لجاجت، عناد و انکار مستمر مخالفان به عذاب‌های دنیوی و اخروی انذار داده و جایگاه منکران و متقیان را در عالم آخرت به تصویر می‌کشاند. تحلیل ارتباط نظام‌مند بافت متن و بافت موقعیت در سوره دخان هدف غایی گفتمان سوره را به‌روشنی آشکار می‌سازد که همان تغییر و اصلاح اندیشه‌ها و باورها در حوزه معاد و هشدار به مشرکان معاند نسبت به عواقب تردید و انکار معاد است.
۱۵۱۰۴.

بررسی توازن آوایی غزلیات ابن یمین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
موسیقی یکی از تاثیر گذارترین عوامل زیبایی و جذابیت شعر است. این عامل از راه توازن آوایی به صورت کمی(وزن) و کیفی( توازن واجی) خود را نشان می دهد. ابن یمین در 324 غزل که در دیوان اشعار خود سروده ، به خوبی از عهده آن برآمده است. در این غزل ها بیشتر از اوزانی استفاده کرده که حالت خیزابی دارند، اوزان «فاعلاتن، فعلاتن، فعلاتن ، فعلن» با 81 غزل « فاعلاتن، فاعلاتن ، فاعلاتن، فاعلات » با 47 غزل؛«مفعول، فاعلات، مفاعیل، فاعلن» با 41 غزل و« مفعول، مفاعیل، مفاعیل، فعولن» با 33 غزل؛ در میان غزلیات ابن یمین بسامد بیشتری در میان غزلیات دارند. غیر از جامعه آماری این پژوهش در بقیه غزلیات دیوان نیز همین ویژگی موسیقایی وجود دارد. در بخش توازن آوایی کیفی نیز انواع تکرار را در غزلیات او می بینیم، در این پژوهش انواع واکه های کوتاه و بلند، همخوان های آغازین، میانی و پایانی، تکرار کلمه را بررسی کرده ایم و مشخص گردیده که شاعر به خوبی و آگاهانه از این امکانات زبانی برای به اوج رساندن موسیقی شعر خود بهره برده است. در بخش واکه ها(مصوّت ها) «ا و -ِ» بیشترین بسامد را دارند و کمترین بسامد مربوط به واکه های«-ُ، -َ، او» می شود. در بخش همخوان ها (صامت ها) همخوان های«س، خ، ش» بسامد بیشتری دارند و همخوان های«پ،ع، غ، ن» کمتر تکرار شده اند. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی انجام گرفته است؛ جامعه آماری 50 غزل از دیوان اشعار ابن یمین می باشد. در آغاز، مباحث توازن آوایی را در غزلیات شناسایی کرده و بعد از آن با رسم نمودار و جدول به تحلیل و بررسی هر کدام پرداخته ایم.
۱۵۱۰۵.

ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۶
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
۱۵۱۰۶.

آسیب شناسی کارکرد و طرح داده های قرآنی در آثار رضا امیرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
رضا امیرخانی در زمره نویسندگان معاصری قرار می گیرد که در آثار خود توجه ویژه ای به آیات، اشارات، معانی و مفاهیم قرآنی دارد. استفاده فراوان امیرخانی از آیات قرآن کریم در بستر دلالت های بیانی و چیدمان های واژگانی ارائه شده در آثارش، به خلق استراتژی زبانی ویژه ای می انجامد. البته امیرخانی در زایش معنایی مورد نظر خود همیشه موفق نیست، بلکه گاهی همزمان که آیات قرآن در بستر بازی های زبانی خاص او مجال بروز و ظهور می یابند، خواننده سردرگم شده، احساس و ادراک او به چالش کشیده می شود. نوشتار پیش رو با کاربست روش تحلیلی توصیفی، به آسیب شناسی طرح مفاهیم و اشارات قرآنی در آثار امیرخانی پرداخته است. بر این اساس، مقاله حاضر ضمن کاوش دلالت های واژگانی موجود در نوشته های امیرخانی، نحوه ترکیب معنایی- مفهومی آیات قرآن کریم در آثار وی را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. ارائه برداشت ها و خوانش های نادر از عبارات و مفاهیم قرآنی در کنار بازی های زبانی پیچیده و مُخِلِ در فهم معنایی که با برخی عبارات قرآنی شده است، از جمله اشکالات محتوایی آثار امیرخانی در حوزه طرح مفاهیم و معانی قرآنی است.
۱۵۱۰۷.

مسائل اجتماعی زنان، زمینه ها و استراتژی های مواجه با آن: تحلیل روایت زنان شهر سنندج

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی و با اتخاذ نگاه امیک، در پی فهم زیست جهان زنان و واکاوی چگونگی برساخته شدن مسائل آنان به مثابه مسئله اجتماعی از منظر خود زنان است. اگرچه شاخص های عینی نابرابری جنسیتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، وضعیت زنان را در جامعه ایران و به ویژه در بستر مورد مطالعه، آسیب زا نشان می دهد، اما از منظر برساخت گرایانه، صرف وجود شرایط عینی برای تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی کفایت نمی کند. آنچه وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می سازد، درک، تفسیر و معنابخشی کنشگران اجتماعی به آن شرایط و احساس ضرورت برای تغییر آن است. بر این اساس، مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که زنان شهر سنندج وضعیت های زیست شده خود را چگونه تعبیر می کنند، چه زمینه ها و منابعی را در پیدایش زیست جهان آمیخته با درد و رنج دخیل می دانند و برای مواجهه با این وضعیت ها چه راهبردهایی را اتخاذ می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که آیا تجربه های رنج آور زنان از سطح مسائل شخصی فراتر رفته و به آگاهی و کنش جمعی برای طرح آن ها به عنوان مسئله اجتماعی منجر شده است یا خیر. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است و در چارچوب روش تحلیل روایت انجام شده است. تحلیل روایت این امکان را فراهم می آورد تا تجربه های زیسته و معانی برساخته شده توسط زنان، در متن اجتماعی و فرهنگی خاص خود بازخوانی و تفسیر شود. میدان پژوهش، شهر سنندج و مشارکت کنندگان شامل ۳۰ زن در بازه سنی ۲۳ تا ۵۷ سال با وضعیت های متنوع اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و تأهلی بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد تا سبک های مختلف زندگی و موقعیت های متفاوت زنان در داده ها بازتاب یابد. معیار تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ به گونه ای که پس از انجام ۳۰ مصاحبه، داده جدیدی به مفاهیم و مقوله ها افزوده نشد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و مدت هر مصاحبه بین ۶۰ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک استفاده شد. طی فرایند تحلیل، مفاهیم اولیه استخراج و در قالب تم های فرعی و اصلی سامان دهی شدند. اعتبار داده ها از طریق بازخوانی مکرر مصاحبه ها، مقایسه مستمر مفاهیم و توجه به تنوع روایت ها تضمین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که زیست جهان زنان مشارکت کننده عمیقاً با تجربه های درد، رنج، محدودیت و احساس نادیده گرفته شدن آمیخته است. در سطح نخست، زنان مجموعه ای از وضعیت ها را به عنوان مسائل زیست شده خود روایت کردند که در قالب هفت تم اصلی قابل دسته بندی است: کلیشه های جنسیتی، کدگذاری جنسیتی فضا، ابژه سازی و کالایی شدن بدن زنانه، تحقیر، خشونت نمادین، انکار هویت فردی و عدم تصدیق نهادی. از منظر مشارکت کنندگان، کلیشه های جنسیتی با برچسب هایی چون «جنس ضعیف»، «ناقص العقل» و «نیازمند مراقبت»، زنان را در موقعیت فرودست تثبیت می کند و زمینه ساز محدودیت های گسترده در زندگی روزمره آنان می شود. کدگذاری جنسیتی فضا، به ویژه در عرصه های عمومی و کاری، احساس ناامنی، محدودیت مکانی و زمانی و کنترل مداوم بدن و رفتار زنان را به همراه داشته است. یافته ها همچنین نشان می دهد که بدن زنانه در ادراک بسیاری از زنان، به ابژه ای جنسی و کالایی تقلیل یافته و ارزش گذاری اجتماعی زنان بیش از هر چیز بر مبنای جذابیت جسمانی تعریف می شود. تجربه های مکرر تحقیر، جدی گرفته نشدن و نادیده انگاشتن نقش زنان در تصمیم گیری های خانوادگی و اجتماعی، احساس فرودستی و بی قدرتی را در آنان تقویت کرده است. خشونت نمادین، از طریق عرف های فرهنگی، باورهای زن ستیز و قوانین نابرابر، به گونه ای عمل می کند که نابرابری ها طبیعی، مشروع و بدیهی جلوه داده می شوند. انکار هویت فردی زنان نیز از طریق گره خوردن هویت آنان با نقش های همسری و مادری و تعلیق علایق و خواست های شخصی بروز می یابد. در نهایت، عدم تصدیق نهادی در قالب تبعیض ساختاری، ناامنی شغلی، بیکاری و فقدان حمایت های قانونی، زنان را با احساس طرد و بی آیندگی مواجه ساخته است. در سطح دوم، زنان منابع و زمینه های شکل گیری این زیست جهان دردآور را در چهار مقوله اصلی شناسایی کردند: جامعه پذیری جنسیتی، متشکل نبودن زنان و باقی ماندن آنان در سطح یک رده اجتماعی، طرد نهادی و فرهنگ مردسالارانه. جامعه پذیری جنسیتی از طریق نهادینه سازی ترس، درماندگی آموخته شده و خودپنداره منفی، کنشگری زنان را تضعیف کرده است. نبود تشکل یافتگی و فقدان هویت جمعی، مانع تبدیل تجربه های فردی رنج به مطالبه اجتماعی شده است. در سطح سوم، راهبردهای مواجهه زنان با وضعیت های دردآور ناهمگون و متأثر از سن، جایگاه اجتماعی و سرمایه های فرهنگی آنان بود. زنان جوان تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر بیشتر بر عاملیت
۱۵۱۰۸.

مدل سازی معادلات ساختاری رضایت از محیط زندگی در شهر تهران و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: رضایت از محیط زندگی به عنوان یکی از شاخص های اساسی کیفیت زندگی شهری، بیانگر نحوه ارزیابی ذهنی و تجربی شهروندان از شرایط زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی محل سکونت آنان است. این مفهوم، علاوه بر تأثیرگذاری بر سلامت روانی و رفاه ذهنی، نقش مهمی در پایداری اجتماعی، انسجام محله ای و موفقیت سیاست های برنامه ریزی شهری ایفا می کند. در کلان شهرهایی همچون تهران، که با چالش هایی نظیر رشد شتابان جمعیت، نابرابری فضایی، آلودگی محیطی، تراکم بالا و تنوع اجتماعی-فرهنگی مواجه اند، بررسی میزان رضایت از محیط زندگی و عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. با وجود گسترش مطالعات جهانی در این حوزه، در ایران و به ویژه در شهر تهران، بخش قابل توجهی از پژوهش ها عمدتاً بر ابعاد کالبدی و جغرافیایی تمرکز داشته و کمتر به تحلیل جامعه شناختی این مفهوم پرداخته اند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان رضایت شهروندان تهرانی از محیط زندگی و تحلیل تأثیر عوامل اجتماعی شامل ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله، مشارکت عینی، اعتماد نهادی و احساس تعلق مکانی بر آن انجام شده است تا بتواند درک جامع تری از این پدیده ارائه دهد. روش: این پژوهش از نوع کمی و با رویکرد توصیفی-همبستگی است که به روش پیمایش اجرا شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که روایی آن با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (82/0) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق 22گانه شهر تهران در زمستان سال 1400 بوده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 660 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 600 مورد برای تحلیل نهایی استفاده گردید. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی از نمونه گیری طبقه بندی شده و خوشه ای چندمرحله ای انجام شد تا نمایندگی مناسبی از پهنه های مختلف جغرافیایی شهر فراهم شود. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد کوواریانس محور و با بهره گیری از نرم افزار AMOS استفاده شد. در این فرآیند، ابتدا مدل نظری پژوهش بر اساس مبانی نظری و پیشینه مطالعاتی تدوین شد. سپس، تحلیل عاملی مرتبه اول برای ارزیابی روایی سازه ها و تحلیل عاملی مرتبه دوم برای بررسی ساختار سلسله مراتبی متغیر وابسته (رضایت از محیط زندگی) انجام گرفت. در نهایت، مدل ساختاری برای آزمون فرضیه ها و بررسی روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: یافته های توصیفی نشان می دهد که سطح رضایت از محیط زندگی در میان شهروندان تهرانی در حد متوسط رو به بالا قرار دارد. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی و اعتماد نهادی نیز در سطح متوسط با گرایش مثبت ارزیابی شده اند، در حالی که میزان مشارکت عینی شهروندان در فعالیت های اجتماعی پایین گزارش شده است. این وضعیت بیانگر آن است که اگرچه شهروندان از نظر ذهنی و نگرشی تا حدی آمادگی مشارکت دارند، اما این آمادگی کمتر به رفتار عملی تبدیل می شود. ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله نیز در سطح متوسط قرار دارد که نشان دهنده آگاهی نسبی شهروندان از مسائل اجتماعی محیط زندگی شان است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه اول نشان داد که تمامی گویه های مربوط به سازه های پژوهش دارای بار عاملی معنادار و قابل قبول هستند و ساختار اندازه گیری متغیرها از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین، تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که رضایت از محیط زندگی به عنوان یک سازه چندبعدی، از سه بُعد اصلی شامل «سلامت»، «امور اقتصادی و اداری» و «نظافت» تشکیل شده است که هر سه بُعد سهم معناداری در تبیین این مفهوم دارند. در این میان، بُعد امور اقتصادی و اداری بیشترین نقش را در شکل گیری رضایت از محیط زندگی ایفا می کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که تمامی متغیرهای مستقل پژوهش، به جز رابطه بین ادراک از وجود آسیب های اجتماعی و مشارکت عینی، تأثیر معناداری بر رضایت از محیط زندگی دارند. در این میان، متغیر ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله قوی ترین اثر مستقیم و کل را بر رضایت از محیط زندگی داشته و این اثر به صورت منفی است؛ به این معنا که افزایش ادراک از آسیب های اجتماعی، موجب کاهش رضایت از محیط زندگی می شود. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی، اعتماد نهادی و مشارکت عینی دارای اثرات مثبت و معنادار بر رضایت از محیط زندگی هستند. از دیگر یافته های مهم، وجود اثر غیرمستقیم متغیر ادراک از آسیب های اجتماعی بر رضایت از محیط زندگی از طریق متغیرهای میانجی مانند احساس تعلق مکانی است که نشان دهنده پیچیدگی روابط اجتماعی و نقش واسطه ای برخی سازه ها در تبیین رضایت محیطی است. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که عوامل اجتماعی نقش تعیین کنن
۱۵۱۰۹.

تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (مطالعه ای با رویکرد فراتحلیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
سوال اصلی تحقیق حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی و برآورد اندازه اثر کلی عوامل مؤثر بر مشارکت دانشجویان در امور سیاسی در جمهوری اسلامی ایران است؟. روش تحقیق از نوع فراتحلیل کمی؛ ابزار آن پرسشنامه معکوس؛ جامعه آماری پژوهش؛ 63 تحقیق پیمایشی (علمی –پژوهشی) که 48 مورد پژوهش با رعایت روایی، اعتبار و کیفیت پژوهش؛ وجود ضریب همبستگی، حجم نمونه و سطح معنی داری هر پژوهش انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع غیراحتمالی-هدفمند؛ واحد تحلیل مقالات پژوهشی بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد بین عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، روانی، و جمعیتی و میزان مشارکت دانشجویان در امور سیاسی رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد مشارکت سیاسی دانشجویان با تقویت اعتماد، انسجام، و عزت اجتماعی، مسئولیت پذیری، تعهد سیاسی-اجتماعی، جامعه پذیری سیاسی، آگاهی سیاسی، اثربخشی سیاسی، فرهنگ سیاسی، جمع گرایی سیاسی، نقش الگوهای مرجع، سرمایه فرهنگی، تعهد ملی، افزایش می یابد؛ و به عوامل متعددی مانند سبک زندگی دینی، وسایل ارتباط جمعی، سبک زندگی سنتی، احساس هویت، احساس بیگانگی اجتماعی، شخصیت برون گرایی، احساس امینت سیاسی، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، انومی روانی، سن، میزان درآمد، طبقه اجتماعی، محل زندگی، و وضع بستگی دارد.
۱۵۱۱۰.

نقش نهادهای سیاسی در توسعه اقتصادی ایران از انقلاب مشروطه تا 1320 ش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر به بررسی نقش نهادهای سیاسی بعد از انقلاب مشروطه در توسعه اقتصادی ایران از سال 1285 تا 1320.ش می پردازد. فرایند توسعه در ایران از فراز و فرودهای زیادی برخوردار بوده است. وقوع انقلاب مشروطه نیز یکی از نقاط عطف مهم تاریخی ایران در این زمینه است. حال این سوال مطرح می شود که نهادهای سیاسی بعد از انقلاب مشروطه چه نقشی در فرایند توسعه ایران داشته اند. برای پاسخ گویی به این سوال ابتدا با بررسی سیرتاریخی نظریات موجود یک چارچوب مفهومی ساخته شده است. سپس پژوهش حاضر با استفاده از روش تاریخی و با کمک تحلیل مقایسه ای کیفی مجموعه های فازی تلاش می کند تا به این سوال پاسخ دهد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از سطح سازگاری و پوشش استفاده شده است. نتایج پژوهش با استفاده از نرم افزار FCQCA بیانگر حضور هم زمان پنج شرط: ناسازگاری ژانری فرادستان، ضعف در تبعیت فرادستان از قوانین، ضعف در تفکیک قوا، ضعف در موازنه قدرت بین دولت و جامعه و رابطه گرایی در مقابل ضابطه گرایی به عنوان عوامل وقوع توسعه نیافتگی اقتصادی ایران در دوره تاریخی موردنظر است. سطح سازگاری در این تحلیل عدد یک را نشان می دهد که نشان دهنده سازگاری کامل است. همچنین، میزان پوشش خام ۰.75 نشان می دهد که این مسیر، قادر به تبیین 75 درصد از موارد وقوع توسعه نیافتگی اقتصادی در نمونه پژوهش بوده است.
۱۵۱۱۱.

تحول نثر روایی در عصر قاجار: از خوابنامه تا رمان مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه: در عصر قاجار، با ورود مفاهیم جدید به عرصه اجتماع و ادب، نویسندگان روشنفکر در جستجوی قالب های روایی نوینی برای بیان اندیشه های خود بودند. در این میان، خوابنامه نویسی به عنوان گونه ای ادبی-سیاسی با استقبال گسترده ای روبه رو شد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی ساختار روایی این آثار و تبیین جایگاه آن ها در تاریخ تحول ادبیات داستانی فارسی است. روش: روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، به بررسی ساختاری و مقایسه ای نه خوابنامه شاخص از دوره قاجار می پردازد. چارچوب نظری پژوهش، واکاوی هشت عنصر داستانی شامل پیرنگ، شخصیت پردازی، حقیقت مانندی، درونمایه، زاویه دید، صحنه پردازی، گفت وگو و لحن است. یافته ها: آن چه در این پژوهش به وضوح می توان نشان داد نقش خوابنامه ها در شکل گیری رمان های مدرن فارسی است به گونه ای که در بررسی های سرچشمه های این رمان ها نمی توان از نقش این خوابنامه ها چشم پوشی کرد بلکه این آثار را می توان پلی بین قصه نویسی کهن و رمان نویسی مدرن دانست. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان از یک ساختار منسجم و مشابه در عناصرداستانی دارد؛ به گونه ای که پیرنگ آن ها از یک ساختار شش بخشی مشترک تبعیت می کند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که خوابنامه های قاجاری با کیفیت ماهرانه ای که در به کارگیری عناصر داستان از خود نشان داده اند، نه تنها قالبی متمایز و دارای تشخص هستند، بلکه به عنوان پلی میان داستان نویسی کلاسیک و رمان مدرن فارسی عمل کرده و سهمی تعیین کننده در تکوین ادبیات داستانی معاصر ایران داشته اند.
۱۵۱۱۲.

De l’utopie dans Utopia de Thomas More à l’anti-utopie absurde dans L’Automne à Pékin de Boris Vian(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۴
Dans cette recherche, nous avons entrepris d’analyser le concept d’utopie dans deux œuvres littéraires particulièrement significatives et représentatives de leurs époques. La première est Utopia, le roman philosophique de Thomas More, éminent penseur humaniste et philosophe anglais du XVIᵉ siècle, la seconde œuvre que nous avons choisi d’étudier est L’Automne à Pékin de Boris Vian, écrivain français du XXᵉ siècle, figure inclassable de la scène artistique et intellectuelle de l’après-guerre. Notre démarche vise ainsi à mettre en lumière les convergences et les divergences entre ces deux textes qui, bien qu’éloignés dans le temps et issus de contextes culturels radicalement différents, partagent le souci d’inventer des mondes autres. Comparer deux œuvres de deux auteurs appartenant à des époques différentes nous aide à mieux comprendre la différence de traitement d’une même problématique dans leurs écrits : l’utopie. L’objectif de cette recherche est de vérifier Utopia de Thomas More et Exopotamie de Boris Vian qui illustrent deux usages opposés du monde imaginaire, l’une comme modèle critique et rationnel de la société, l’autre comme anti-utopie absurde révélant la vacuité de toute quête de sens et aussi d’examiner l’anti-utopie dans L’Automne à Pékin.
۱۵۱۱۳.

سیاست گذاری منابع آبی و پیامدهای آن بر امنیت ملی؛ مطالعه تطبیقی ایران و ترکیه در حوضه های آبی فرامرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سیاست گذاری منابع آبی بر امنیت ملی ایران و مقایسه آن با تجربه ترکیه در مدیریت حوضه های آبی فرامرزی است. پرسش اصلی پژوهش عبارت است از: «سیاست های مدیریت منابع آب چگونه بر ابعاد مختلف امنیت ملی ایران تأثیر می گذارند و تجربه ترکیه در این زمینه چه درس هایی می تواند ارائه دهد؟» فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که سیاست گذاری ناکارآمد منابع آبی ایران باعث تضعیف بخشی از مؤلفه های امنیت ملی می شود، در حالی که تجربه ترکیه در مدیریت حوضه های فرامرزی نشان دهنده تأثیر مثبت سیاست گذاری هماهنگ و استراتژیک بر امنیت ملی است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی و نظریه امنیت منابع آب و مدل سیاست گذاری تطبیقی (که ارتباط میان سیاست گذاری آب و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امنیت ملی را بررسی می کند) نشان داد که سیاست های مدیریت منابع آب ایران با وجود چالش های فراگیر، ظرفیت هایی برای ارتقای هماهنگی بین بخشی و بهبود ثبات منطقه ای دارد؛ تجربه ترکیه با رویکرد یکپارچه و استراتژیک در مدیریت حوضه های مشترک، نشان می دهد که سیاست گذاری هماهنگ می تواند پیامدهای مثبتی برای کاهش تنش های منطقه ای و تقویت امنیت ملی ایجاد کند. مقایسه تطبیقی نشان می دهد که تقویت همکاری های فرامرزی و بهره گیری از سیاست های یکپارچه می تواند فرصت های ایران برای ارتقای امنیت ملی را افزایش دهد. نتایج پژوهش نشان دهنده این موضوع است که ارتقای سیاست گذاری منابع آبی ایران و استفاده از تجربیات موفق کشورهای همسایه، می تواند امنیت ملی را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی تقویت کند و راهبردی برای مدیریت چالش های آبی ارائه نماید.
۱۵۱۱۴.

Redefining the Objective Foundations of the Islamic Republic of Iran’s Cultural Diplomacy in India(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
In the post – Cold War world, cultural diplomacy has become a key instrument of the foreign - policy apparatus of modern nation - states, serving to influence nations — alongside governments — through culture, identity, art, values, and norms. Iran and India, as two modern nation - states with shared racial, cultural, and identity roots, have not succeeded in establishing a balanced relational interaction. Accordingly, this study seeks to identify which foundations and components play an objective role in redefining and constructing such a relational interaction. The research hypothesis posits that the historical – civilizational, religious – ethical, and scientific – cultural – artistic foundations can be effectively applied within the cultural diplomacy of the Islamic Republic of Iran. These encompass components such as the Persian language, shared scientific and literary figures, architecture, the Muslim community (particularly the Shiites), and extensive historical–civilizational ties. This applied study employs a mixed - methods approach (quantitative – qualitative), documentary research, and soft - power theory to analyze the subject
۱۵۱۱۵.

Educational Passivity: Levinas’s philosophy of moral education and the possibility of "Learning from the Other"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
This research, employing a conceptual-interpretive analysis, investigates the educational implications of Emmanuel Levinas’s philosophy of "the Other" to identify a pathway for escaping the subject-centered and individualistic (Egological) paradigms of education. The central question of the study is: How does Levinas’s transition from ontology to ethics reshape conventional paradigms of learning and the teacher-student relationship? The findings reveal that Levinas’s critique of Socratic maieutics (inwardness) and testimony epistemology invites a redefinition of learning—not as "recollection" or "information transfer", but as the revelation of the Infinite and encounter with the teacher’s "Height". Based on this, the article proposes a novel concept, "educational passivity", which challenges the classical dichotomy of "authoritative teacher/passive student" or "facilitator teacher/active student". In this model, both poles of the relationship engage in "infinite education" through the acceptance of “the virtue of openness” and the rejection of self-centeredness. The results indicate that implementing this approach requires transforming the teacher’s role from "Facilitator" to "Disturber", designing polyphonic curricula, and shifting the evaluation system toward "response-based" assessment. The goal of such education is not to empower the subject, but to transform it into a sensitive and responsible being in the face of the Other.
۱۵۱۱۶.

از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده در عرصه نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
در دنیای معاصر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیچیده ترین و پیشرفته ترین حوزه های فناوری، به یک کانون رقابتی مهم میان کشورهای بزرگ، به ویژه چین و ایالات متحده، تبدیل شده است. رقابت یادشده، علاوه بر تأثیر بر پیشرفت و توسعه فناوری های هوش مصنوعی، به ساختار سیاسی و حقوقی نظام بین المللی نیز رسوخ کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل پدیده از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی میان این دو کشور است تا به درک بهتری از تأثیرات چنین رقابت هایی بر رشد، پذیرش و توسعه فناوری های هوش مصنوعی دست یابد. پرسش اصلی پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، این است که چگونه رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده می تواند به از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر نوآوری و توسعه این فناوری منجر شود؟ یافته های تحقیق نشان می دهند که رقابت های میان چین و ایالات متحده بر اکوسیستم هوش مصنوعی تأثیرات متنوعی دارد. رقابت های مذکور، به بروز چالش ها و معضلاتی منجر گردیده که شامل ناکافی بودن چارچوب های قانونی، بروز نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و عدم شفافیت در تصمیم گیری های الگوریتمی است.
۱۵۱۱۷.

فضیلت اخلاقی از دیدگاه مولوی و اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
بخش بزرگی از ادب تعلیمی زبان فارسی مشتمل بر آموزه های اخلاقی است که با بیان فضایل و رذایل اخلاقی، انسان را به ترک رذیلت و کسب فضیلت به منظور خودسازی فرا می خواند. هدف این پژوهش مقایسه اندیشه اخلاقی مولوی و اقبال لاهوری در مسئله فضیلت اخلاقی بوده و پژوهش از یک روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که مولوی انسان را موجودی غریب در دنیای مادی می داند که از اصل خویش دور مانده است. راه رسیدن به معبود، پایبندی به آموزه های شرعی و عرفانی، ترک رذایل و عمل به فضایل اخلاقی است تا انسان به مقام فنا نائل آید. اقبال به عنوان مرید مولوی، شاخصه های اخلاقی وی را در ذهن دارد، اما مقام فنا را نمی پذیرد و اصلاح فرد را مقدمه اصلاح جامعه می داند. همچنین مولوی ترک رذایل را مقدّم بر عمل به فضایل دانسته و در ملاک فضیلت، جانب دین را ترجیح می دهد، اما اقبال بر فضایل تأکید دارد و نسبت به مولانا بر عقل، بیشتر تکیه می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد این دو شاعر ضمن فطری دانستن آموزه های اخلاقی، شکوفایی اخلاقی را در گرو تربیت می دانند و اخلاق عرفانی مورد تأکید هردو است.
۱۵۱۱۸.

عوامل مؤثر بر حضور خیّرین در توسعه اماکن و تاسیسات ورزشی: مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین عوامل مؤثّر بر حضور خیّرین در توسعه اماکن و تأسیسات ورزشی می باشد.روش شناسی: روش پژوهش، کیفی از نوع تحلیل محتوای عرفی بود که 16 تن از متخصّصان حوزه مدیریت ورزشی، خیّرین حوزه ی ورزش و مدیران وزارت ورزش و ادارات کل ورزش و جوانان بر اساس نمونه گیری هدفمند ملاک مدار انتخاب و مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته ی عمیق انجام شد.یافته ها: پس از بررسی مصاحبه ها و تحلیل آن ها، 28 مقوله کدگذاری شدند که در فرآیند کدگذاری محوری در قالب 7 مقوله ی عمده یا تِم: 1- ظرفیت رسانه 2- فرهنگ حاکم بر جامعه 3- زمینه و بستر اجتماعی خیّرین 4- نگرش و علایق و باور های شخصی خیّرین 5- سیاست گذاری های حامی گرایانه 6- فرهنگ سازی در جذب خیّرین 7- دستاورد های وقف در حوزه ی ورزش نام گذاری شدند. در کل، تشکیل انجمن های حمایت و خیریّه ورزشی، فعّال سازی کمیته های استانی جذب مشارکت خیّرین ورزش یار، ایجاد کمپین های حمایت و خیریّه ورزشی، ایجاد صندوق های حمایت و خیریّه در ورزش، ایجاد موزه حمایت در ورزش، تشکیل هیئت امنای بنیاد های حمایتی برای ورزش از جمله عوامل جذب خیّرین در توسعه اماکن ورزشی شناسایی شدند.نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان بیان کرد راهبرد های مدیریّتی چون هموارسازی موانع موجود در  حمایت ورزش از طریق پیگیری و هماهنگی بین سازمانی از جمله اقدامات اساسی می باشد. جذب و حمایت خیّرین در ورزش علاوه بر دستاورد های آشکار برای ذینفعان فرهنگی و اجتماعی می تواند در بسیاری از زوایای پنهان عرصه های ملّی و فراملّی راه گشا باش و زمینه های شکوفایی جامعه را فراهم سازد.
۱۵۱۱۹.

مطالعه تطبیقی جایگاه حق بر سلامت افراد دارای معلولیت با تأکید بر ورزش در قوانین و مقررات ملی و بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی جایگاه حق بر سلامت افراد دارای معلولیت با تأکید بر ورزش در قوانین و مقررات ملی و بین المللی بود.روش شناسی: پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نوع کیفی بود که با روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه ی آماری تمام قوانین و مقررات ملی و بین المللی مرتبط با حق بر سلامت و حق بر ورزش تمام افراد به طور عام و افراد دارای معلولیت به طور خاص بود. روش گردآوری داده ها، اسنادی و کتابخانه ای و ابزار مورد استفاده چک لیست کدگذاری بود. برای تحلیل محتوا از مدل چهار مرحله ای جورج بردی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد علی رغم اینکه در قوانین و مقررات ملی و بین المللی متعددی به مبحث سلامت و ورزش افراد دارای معلولیت پرداخته شده است، اما اقدامات انجام شده بسیار محدود بوده است و تحقق این هدف نیازمند افزایش همکاری میان دستگاه های متولی امور افراد دارای معلولیت، دستگاه های متولی سلامت و سازمان ها و نهادهای متولی ورزش است.نتیجه گیری: تفاهم و تعامل بین دستگاه های اخیرالذکر فواید بسیاری مانند کاهش هزینه های درمان افراد دارای معلولیت و سلامت روانی و اجتماعی آنها خواهد داشت و گامی در جهت توسعه ی پایدار می باشد.
۱۵۱۲۰.

جذابیت های سازمانی گروه ها و دانشکده های علوم ورزشی از دیدگاه دانشجویان کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و تبین ابعاد جذابیت های سازمانی گروه ها و دانشکده های علوم ورزشی دانشگاه های دولتی ایران از دیدگاه دانشجویان کارشناسی بود.روش شناسی: روش پژوهش از نوع کیفی و به صورت تحلیل مضمون و جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی در گروه ها و دانشکده های علوم ورزشی دانشگاه های دولتی می باشند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 مشارکت کننده تا اشباع نظری صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک کدگذاری استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که جذابیت های سازمانی گروه ها و دانشکده های علوم ورزشی شامل سه مضمون اصلی ساختاری، مفهومی، فناوری و نوآوری بود که 16 مضمون فرعی و 65 مفهوم را در بر می گیرند.نتیجه گیری: این پژوهش به مدیران و مسئولان دانشکده ها و دانشگاه ها برای شناخت ادراکات دانشجویان کارشناسی به عنوان ذینفعان خارجی کمک می کند تا بتوانند شرایط بهتری را برای جذب آن ها و ایجاد، ارتقاء و حفظ جذابیت های سازمانی شناخته شده فراهم کنند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان