مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۶٬۱۴۱ تا ۱۳۶٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت اکوسیستم همکاری، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای شتابدهی همکاری شرکت های بزرگ با کسب وکارهای کوچک انجام شده است. روش: پژوهش حاضر با روش کیفی مبتنی بر راهبرد داده بنیاد با روش کدگذاری با الگوی پارادایمی استراوس و کوربین انجام شده است. جامع ه آم اری پژوه ش را کارشناسان، مدیران، اساتید دانشگاهی با تجربه حداقل پنج سال مرتبط با توسعه کسب وکار تشکیل می دهند، که از میان آنها 12 نفر به -صورت نمونه گیری هدفمند برای گردآوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیم ساختار یافته برگزیده شدند، که در مصاحبه نهم اشباع نظری حاصل شد. یﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ: تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی مقوله های فرعی و محوری و همچنین روابط بین آنها در قالب مدل پارادایمی همکاری شامل پدیده محوری(سه مقوله)، شرایط علّی(سه مقوله)، عوامل زمینه ای(چهار مقوله) شرایط مداخله گر(چهار مقوله)، راهبردها(سه مقوله)، پیامدها(یک مقوله) شد. ﻧﺘیﺠﻪ ﮔیﺮی: نتایج نشان داد که پدیده محوری( الزامات همکاری کسب وکارهای کوچک، الزامات همکاری شرکت های بزرگ، شتاب همکاری) شرایط علی مدل شامل(مالکیت، هدف ، مدل کسب وکار)، عوامل زمینه ای(تامین مالی، توسعه بازار، منتورینگ، پذیرش سازمانی، مربی گری)، شرایط مداخله گر (رویه های حقوقی،تدارکاتی، انتخاب، ادغام) می شود، راهبردها (پایه همکاری، محیط چابک، فرایندتدریجی) و همچنین پیامدها(شتابدهی اکوسیستم همکاری) است.
رابطه بین قابلیت لجستیک و ریسک در تاب آوری زنجیره تأمین حمل ونقل کالا با رویکرد تحلیل همبستگی کانونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
247 - 270
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به منظور شناسایی راهکارهای تاب آور نمودن زنجیره تأمین حمل ونقل کالا، 14 شاخص برای قابلیت لجستیک و 13 شاخص برای ریسک از روش تحلیل عاملی به دست آمد. پرسشنامه قابلیت لجستیک توسط مشتریان و پرسشنامه ریسک توسط مدیران و کارکنان شرکت های حمل ونقل پاسخ داده شد. شش عامل در متغیر قابلیت لجستیک و پنج عامل در متغیر ریسک از روش تحلیل عاملی، کشف و نام گذاری شدند. همبستگی کانونی بین شاخص ها از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی کانونی نشان می دهد که ترکیب خطی مناسب و همبستگی معنا داری بین متغیر قابلیت لجستیک و متغیر ریسک وجود دارد و در ضریب کانونی اول، میزان واریانس81 درصد و در ضریب کانونی دوم، واریانس 78 درصد بین دو ترکیب خطی کانونی به دست آمد. نتایج نشان می دهد که شاخص های ریسک می توانند تا 2/13 درصد، باعث تغییرات در قابلیت لجستیک شوند و شاخص های قابلیت لجستیک هم می توانند تا 8/16 درصد در متغیر ریسک تغییر ایجاد کنند؛ همچنین شاخص های بیمه و تضمین ایمنی و تحویل به موقع کالا، بیشترین تأثیر را در بهبود قابلیت لجستیک دارند و شاخص های تأخیرات ناوگان و مشکلات تهیه سوخت ناوگان حمل ونقل، بیشترین تأثیر را در افزایش ریسک دارند.
رابطه خوانایی گزارش های مالی و هم زمانی قیمت سهام با نقش تعدیل گر مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۱
57 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه خوانایی گزارش های مالی و هم زمانی قیمت سهام با نقش تعدیل گر مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و دوره زمانی آن نیز شامل سال های 1394 تا 1398 و نمونه برگزیده متشکل از 171 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با روش حذف سیستماتیک است. برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از طریق داده های پانلی از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی در نرم افزار Eviews استفاده شد. یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد بین ناخوانایی گزارش مالی و هم زمانی قیمت سهام، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، مالکیت نهادی به عنوان متغیر تعدیل گر، رابطه ناخوانایی گزارش مالی و هم زمانی قیمت سهام را به گونه منفی تعدیل می کند. افزون بر آن، اثر تعدیل گر متغیر عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه ناخوانایی گزارش مالی و هم زمانی قیمت سهام، مثبت و معنادار است. با توجه به یافته های پژوهش، لازم است از یک سو بررسی شود که خوانایی گزارش مالی بر چه مواردی اثرگذار است. از سوی دیگر در راستای بهبود بازار، به موارد اثرگذار بر هم زمانی قیمت سهام توجه بیشتری نمود.
طراحی مدل جامع کاربردپذیری وب سایت بانکداری اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۶
113 - 157
حوزههای تخصصی:
امروزه به لطف پیشرفت های روزافزون فناوری در صنعت بانکداری و تغییرات بوجود آمده در انتظارات مشتریان بانک ها به خصوص تمایل به حذف مراجعات غیرضروریِ حضوری و نیاز به دریافت خدمات 24 ساعته بانکی، درگاه های مجازی به ویژه وب سایت های بانکداری اینترنتی مورد استقبال قرار گرفته اند. به اعتقاد بسیاری از متخصصان موفقیت وب سایت ها با درجه کاربردپذیری آنها پیوند خورده و رابطه ای تنگاتنگ دارد، بنابراین سهولت استفاده می تواند به عنوان اهرمی قدرتمند برای جذب مشتریان به بانکی که وب سایتی کاربردپذیرتر داشته باشد، عمل نماید. در این پژوهش پس از مرور جامع ادبیات، با 41 نفر از خبرگان این حوزه مصاحبه و سپس به روش کیفی تحلیل تم، مدل جامع کاربردپذیری وب سایت بانکداری اینترنتی ارائه شد. در این مدل کاربردپذیری متاثر از دو گروه ابعاد خارجی و ابعاد داخلی می باشد که در صورت سازگاری با انتظارت کاربران، وب سایت کاربردپذیر ارزیابی شده و در نتیجه رضایت ایشان محقق می شود. با توجه به طیف گسترده مشتریان بانک ها توصیه می شود علاوه بر بخش بندی های سنتی، بخش بندی هوشمند کاربران هدف نیز برای ارتقای کاربردپذیری وب سایت های بانکداری اینترنتی صورت پذیرد.
اثربخشی استفاده از کنتورهای هوشمند بر بحران مصرف آب ناشی از شیوع ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال نهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۷
185 - 214
حوزههای تخصصی:
بحران جهانی ناشی از گسترش ویروس کرونا، سناریوهای مدیریتی جدیدی را در بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده است. در این زمینه، علم و فناوری نقش اساسی در حل مسئله و رفع چالشهای مرتبط، ازجمله افزایش میزان مصرف آب دارد. در این پژوهش با معرفی کنتورهای آب هوشمند و بررسی میزان اثربخشی آنها در فرایند قرائت از راه دور و کاهش میزان مصرف آب مشترکین، به دنبال استفاده از مزایای راهکارهای فناوری اطلاعات در صنعت آب، به منظور کاهش و یا حذف مخاطرات ناشی از بحران های پیش رو هستیم. برای این منظور و برای اولین بار در سطح کشور، با بهره گیری از داده های حاصل از پروژه های پایلوت اجرا شده و با استفاده از روش های آمار استنباطی و آزمون مقایسه زوجی، به بررسی تغییرات مصرف آب مشترکین خانگی، قبل و بعد از نصب کنتورهای آب هوشمند و همچنین در دوران شیوع ویروس در کشور می پردازیم که براساس آن به تاثیر مثبت استقرار این گونه تجهیزات اندازه گیری هوشمند در مواجه با بحران کم آبی ناشی از استقرار ویروس مذکور صحه گذاشته شده است.
رابطه تنوع بخشی درآمدی با ساختار سرمایه و سودآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
169 - 186
حوزههای تخصصی:
ریسک عملیاتی عاملی مهم در ورشکستگی شرکت ها محسوب می شود. بسیاری از شرکت ها علاوه بر صنعت تخصصی خود، برای ورود به سایر صنایع نیز تمایل نشان می دهند. این امر تنوع درآمد های شرکت را افزایش داده و در صورت ایجاد مشکل برای یک صنعت خاص درآمد کلی شرکت دچار کاهش شدید نخواهد شد. بنابراین انتظار می رود تنوع بخشی به درآمد های شرکت می تواند اثر معناداری بر سودآوری شرکت داشته باشد. بعلاوه چگونگی تامین مالی شرکت ها نیز می تواند متاثر ازمیزان اطمینان از درآمد های باثبات آتی شرکت باشد. بنابراین انتظار می رود میزان تنوع درآمدها بر ساختار سرمایه شرکت نیز اثرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط تنوع بخشی درآمدها با ساختار سرمایه و سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه این پژوهش شامل 140 شرکت طی سال های(1390-1396) است. فرضیه های پژوهش با استفاده از تکنیک آماری اتورگرسیو برداری داده های تابلویی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. توابع عکس العمل آنی نشان دهنده یک ارتباط پویای قابل توجهی در بخش مالی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است هنگامی که تنوع بخشی درآمدها و ساختار سرمایه به طور هم زمان افزایش یابد، سودآوری شرکت ها در بالاترین حد ممکن قرار خواهد گرفت. همچنین همزمان با افزایش سودآوری، تنوع بخشی درآمدها و ساختار سرمایه افزایش می یابد. با افزایش تنوع بخشی درآمدی، سودآوری افزایش و ساختار سرمایه کاهش و در صورت افزایش ساختار سرمایه، میزان سودآوری افزایش و میزان تنوع بخشی درآمدهای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران کاهش خواهد یافت.
بررسی اثر تعدیلی جنسیت حسابرس بر رابطه بین کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی اثر تعدیلی جنسیت حسابرس بر رابطه بین کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی پرداخته شده است. حق الزحمه حسابرسی در برنامه ریزی و اجرای مناسب و با کیفیت کار حسابرسی مالی مؤثر است. مطالعه عوامل مؤثر بر حق الزحمه حسابرسی و تأثیر کیفیت حسابرسی و جنسیت حسابرس بر آن، حائز اهمیت است. در همین راستا، این پژوهش به بررسی نقش تعدیلگر جنسیت در رابطه میان کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی می پردازد. این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و از نوع پژوهش های توصیفی و با تأکید بر روابط همبستگی می باشد. همچنین، روش گردآوری داده ها کتابخانه ای بوده و از داده های تجربی استفاده شده است و برای تحلیل داده ها از نرم افزار Eviews استفاده شده است. در این پژوهش، برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی سال های 1393 تا 1398 می باشد که تعداد 99 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کیفیت حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی اثر مثبت و معناداری دارد و همچنین، نتایج نشان داد که جنسیت حسابرس به عنوان متغیر تعدیلگر بر رابطه میان کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تاثیر معناداری نداشت.
بررسی تأثیر اشتراک دانش بر جدایی دانشکاران و خطرپذیری های سازمانی آن در سازمان های دانش محور (نمونه پژوهش: یک سازمان دانش محور در حوزه فناوری اطلاعات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، نیروی انسانی دانشی، بیشترین سهم در موفقیت سازمان های دانش محور را دارا است. اشتراک دانش به عنوان یکی از مؤثرترین مؤلفه های مزیت رقابتی این سازمان ها، می تواند تهدیدی برای ماندگاری منابع انسانی آن ها باشد؛ تهدیدی که خود می تواند برای سازمان خطرپذیری های متنوعی را به همراه داشته باشد. این مطالعه به بررسی تأثیر منفی فرایند اشتراک دانش بر روی جدایی دانشکاران و خطرپذیری های ایجادشده در برخی شئون سازمان های دانش محور و به طور خاص در یک سازمان دانش بنیان در حوزه فناوری اطلاعات از مجموعه سازمان های صنایع دفاع، می پردازد. در این پژوهش، از مدل پژوهشی توصیفی-کاربردی بهره برده شده و روش آن پیمایشی و جامعه هدف آن تعدادی از کارکنان یک سازمان دانش محور در حوزه فناوری اطلاعات است. جهت جمع آوری داده ها از طراحی پرسشنامه، نظر خبرگان و جهت بررسی پایایی و روایایی داده های استخراج شده از آزمون های آلفای کرون باخ، کیزر-میر-الکین، بارتلت و همچنین به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون t، کای دو و فریدمن استفاده گردیده است. نتایج حاصل شده نشان داده است که تأثیرات منفی فرایند اشتراک دانش بر میزان جدایی دانشکاران از سازمان مورد مطالعه ماهیتی حقیقی داشته و می تواند نقش تأثیرگذاری در جدایی ایشان از سازمان داشته باشد. این موضوع خود منجر به ایجاد خطرپذیری هایی در سازمان شده که از مهم ترین آن ها می توان به کاهش بهره وری و افزایش هزینه های سازمان اشاره نمود.
بررسی روند نابرابری درآمد استانی و اثر تخصیص اعتبارات بودجه استانی بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالی سال دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
79 - 106
حوزههای تخصصی:
پدیده نابرابری منطقه ی و بروز آن در دهه های اخیر، سیاست مداران و برنامه ریزان بخش اقتصادی را بر آن داشت، در خصوص کاهش نابرابری مسئولیت های مناسب تری را برای دولت ها تعریف نمایند. براین اساس محاسبه نابرابری ها و شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابری درآمدی منطقه ای و اتخاذ سیاست های کارا از سوی برنامه ریزان جهت بهبود تعادل و توازن بین مناطق از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین در این تحقیق با استفاده از روش اقتصاد سنجی حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده به تخمین مدل نابرابری درآمد استانی طی دوره (1384-1397) استان های ایران پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد در بلندمدت نابرابری در تخصیص اعتبارات هزینه های جاری استانی، اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای استانی و درنهایت تخصیص اعتبارات کل بودجه استانی، نابرابری توزیع درآمد استان ها را تشدید می کند. همچنین افزایش رونق اقتصادی در کشور، نابرابری بین مناطق را کاهش می دهد هرچند افزایش نرخ تورم این نابرابری را افزایش می دهد. بنابراین سیاست گذاران اقتصادی جهت کاهش شکاف نابرابری درآمدی میان استان های ایران علاوه بر رونق اقتصادی و کنترل نرخ تورم می بایست در تخصیص اعتبارات بودجه ای میان استان ها، میزان نابرابری موجود را کاهش دهند.
بررسی اثر بحران مالی بر بازار نفت ایران: کاربرد شبکه پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالی سال دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
113 - 142
حوزههای تخصصی:
بحران مالی به دلیل اثر بر نوسان قیمت و مقدار فروش رفته نفت، می تواند بر درآمد نفتی مؤثر باشد، ازاین رو هدف تحقیق حاضر مدل سازی سرریز تلاطم بحران مالی در شبکه بازارهای نفت است. به این منظور از داده های دوره زمانی 2/1/2003 تا 26/8/2019 و روش شبکه پیچیده استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد، طول مسیر میانگین، در زمان بحران های مالی کاسته شده و به حداقل خود می رسد، چگالی و وزن شبکه سرریز بازارهای نفت در چنین دوره هایی افزایش یافته و سرریز تلاطم در بازارهای مالی در زمان بحران افزایش داشته است. مطابق نتایج پژوهش، بحران مالی سبب می شود تأثیرپذیری بازار نفت ایران در شبکه بیش تر شود، ولی همچنان یک بازار نفت تأثیرگذار در شبکه بازارهای نفت است. قبل از بحران مالی، بیش ترین سرریز تلاطم به بازار نفت ایران، از بازار نفت نروژ بوده است و کم ترین سرریز تلاطم به بازار نفت ایران از بازار نفت روسیه بوده است. بیش ترین سرریز از بازار نفت ایران به بازار نفت نروژ بوده است. در زمان بحران مالی، بیش ترین سرریز تلاطم به بازار نفت ایران، از بازار نفت مکزیک، لیبی و عربستان بوده است و بیش ترین سرریز تلاطم از بازار نفت ایران، به بازار نفت عربستان بوده است. بعد از بحران مالی، بیش ترین سرریز تلاطم از بازار نفت مکزیک به بازار نفت ایران است و کم ترین سرریز تلاطم از بازار نفت مصر بوده است.
نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان دختر متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر رامسر بودند. تعداد 217 نفر به عنوان حجم نمونه آماری و به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های پیوند با مدرسه رضایی شریف و حاجیلو (2016)، سرسختی روان شناختی لانگ و گولت (2003) و پرخاشگری آیزنگ و گلین ویلسون (1975) بود که روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های کمّی حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که میان سرسختی روان شناختی با پیوند با مدرسه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد و نهایتاً پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان شناختی با پرخاشگری دانش آموزان نقش میانجی داشته است.
شناسایی و اولویت بندی قابلیت های تکنولوژیکی به منظور افزایش تاب آوری زنجیره تأمین
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
229 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه به دلیل پیچیدگی های محیط کسب وکار که با سطح بالایی از عدم اطمینان و ریسک همراه است، شرکت ها درصدد مدیریت و کاهش ریسک زنجیره تأمین خود می باشند. یکی از راهکارهای مقابله با ریسک های زنجیره تأمین، افزایش تاب آوری زنجیره تأمین است. برای افزایش تاب آوری زنجیره تأمین، لازم است قابلیت های مختلف آن موردتوجه قرار گیرد. یکی از مهم ترین قابلیت ها، قابلیت های تکنولوژیکی است. شرکت هایی که در قابلیت های تکنولوژیکی از بلوغ کافی برخوردار نیستند، نمی توانند چندین شیوه مدیریت ریسک را هم زمان اجرایی نمایند. از طرفی بسیاری از قابلیت های تکنولوژیکی به یکدیگر مرتبط بوده و قادر به ایجاد تأثیر متقابل بر سایر توانایی ها هستند. ازاین رو در این مقاله برای کاهش ریسک ها و به تبع آن افزایش تاب آوری زنجیره تأمین، پس از شناسایی شاخص های مربوط به قابلیت های تکنولوژیکی، این شاخص ها اولویت بندی شدند. روش شناسی پژوهش: در ابتدا با بررسی تحقیقات انجام شده در حوزه تاب آوری زنجیره تأمین، شاخص های مربوط به قابلیت های تکنولوژیک برای افزایش تاب آوری زنجیره تأمین بررسی شد و فهرستی از معیارهای شناسایی شده در اختیار خبرگان شرکت قرار گرفت، سپس معیارهای موردنظر پس از بررسی موردمطالعه و بر اساس نظر خبرگان با روش دلفی فازی تعدیل، تائید و نهایی شد. در گام بعد بر اساس روش سو آرا شاخص های موردنظر وزن دهی شدند. یافته ه ا: شاخص های قابلیت تکنولوژیکی همکاری، چابکی زنجیره تأمین، انعطاف پذیری عرضه به ترتیب به عنوان مهم ترین شاخص ها شناسایی گردیدند. اصالت/ارزش افزوده علمی: با توسعه فناوری اطلاعات و لزوم تاب آوری زنجیره های تأمین، شناسایی قابلیت های تکنولوژیکی و تأثیر آن بر تاب آوری برای کاهش ریسک زنجیره تأمین ضروری است. در این مقاله ضمن شناسایی قابلیت های تکنولوژیکی برای افزایش تاب آوری زنجیره تأمین، این قابلیت ها اولویت بندی می گردند. همچنین استفاده تلفیقی از روش های دلفی فازی برای تائید شاخص ها و روش سوآرا منجر به استواری نتایج شده است.
ارزیابی عوامل کلیدی موفقیت اجرای سیستم مدیریت استراتژیک دانش در بانک سپه منطقه همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی عوامل کلیدی موفقیت سیستم مدیریت استراتژیک دانش در بانک سپه منطقه همدان با رویکرد تحلیل مسیر و تکنیک نوین سوارا است. بدین منظور در این پژوهش، ابتدا با مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان، متخصصان و مدیران بانک، 9 عامل کلیدی و بحرانی در موفقیت سیستم شناسایی و 9 فرضیه مرتبط پیشنهاد شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است. برای تحلیل داده های پژوهش از رویکرد تحلیل مسیر و تکنیک تصمیم گیری نوین سوارا با نرم افزارهایSPLS وExcel بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش در دو بخش درنظر گرفته می شود؛ در خصوص بررسی عوامل نهایی تأثیرگذار بر اجرای سیستم مدیریت استراتژیک دانش در بانک سپه با رویکرد تحلیل مسیر، نظرات کلیه کارکنان به تعداد 330 نفر درنظرگرفته شد. روش نمونه گیری این پژوهش، روش تصادفی ساده است و مطابق جدول مورگان و فرمول ذکر شده، اندازه نمونه آماری برابر با 180 نفر است که در این پژوهش، پرسشنامه طراحی شده در اختیار 200 نفر از مدیران، خبرگان و کارشناسان سازمان مذکور قرار گرفت تا دیدگاه ها و نظرات خود را در خصوص اهمیت و تأثیرگذاری این عوامل اعلام نمایند. همچنین در رابطه با ارزیابی، تعیین وزن، اهمیت عوامل و نهایتاً رتبه بندی آن ها از تکنیک سوارا و بکارگیری عقاید مدیران و متخصصان با حداقل مدرک کارشناسی و ۵ سال سابقه کار در بانک سپه منطقه همدان استفاده شد که تعداد کل آن ها، 93 نفر است؛ به طوری که نهایتاً با استفاده از نمونه ای 61 نفری از این جامعه نسبت به ارزیابی عوامل اقدام شد. خروجی تحلیل مسیر نشان داد که تمامی 9 عامل در پیاده سازی سیستم مذکور مؤثر هستند. بر مبنای خروجی نهایی تکنیک سوارا نیز، عامل «استراتژی منابع انسانی» در بالاترین اولویت و «فرآیندهای مارپیچ دانش سازمان» در پایین ترین اولویت از نظر اهمیت در پیاده سازی سیستم مدیریت استراتژیک دانش شناسایی شد.
سیاستگذاری فرهنگی مبتنی بر نقش قاعده نفی سبیل (با تاکید بر آراء امام خمینی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
71 - 98
پژوهش حاضر با بررسی دقیق مفاهیم مرتبط با نفی سبیل کفار بر مومنین و همچنین مفاهیم علمی و دینی سیاستگذاری با هدف ارائه الگویی از سیاستگذاری فرهنگی متناسب با بستر انقلاب اسلامی با تکیه بر آرا امام خمینی(ره) انجام گرفت. این پژوهش بر مبنای روش شناسی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به مسئله پرداخته است. در دیدگاه امام خمینی(ره) قاعده نفی سبیل علاوه بر بعد تشریعی، بر بعد تکوینی نیز دلالت دارد و از این رو موجب شکل گیری دو جنبه تکوینی و تشریعی در سیاستگذاری فرهنگی جمهوری اسلامی شده که حکومت اسلامی و مردم باید به صورت توامان در امور مربوط به آن مشارکت داشته باشند. با تحلیل و بررسی دیدگاه های ایشان مشخص شد که بعد تشریعی برای نفی سبیل کفار در سیاستگذاری مشتمل بر دو جنبه ایجابی و سلبی است که در جنبه ایجابی محور اصلی اقدامات حکومت اسلامی نهادسازی، وحدت بخشی به سیاست های فرهنگی، فرهنگ سازی و فعالیت های فراملی و محور اقدامات مردم انتخاب و پشتیبانی از قانونگذاران و مجریان صالح و امر به معروف جهت گسترش اقدامات تربیتی و توسعه سیاست هایی است که از تسلط کفار جلوگیری کند؛ جنبه سلبی نیز با گفتمان سازی شکست ناپذیری اسلام و دشمن شناسی از سوی حکومت اسلامی و نهی از منکر از سوی مردم، برای ایجاد و گسترش استقلال متمرکز است. نتیجه سیاستگذاری فرهنگی صحیح در بعد تشریعی باید رفع موانع برای تحقق بعد تکوینی باشد که به سبب تحقق بعد تکوینی نفی سبیل در سیاستگذاری، نصرت الهی و پیروزی نهایی ظهور می یابد که این ظهور چرخه ای ایجاد میکند که باعث تقویت سیاست های بعد تشریعی نیز میشود.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و کارکردهای اجرایی (بازداری و تصمیم گیری) در افراد موفق و ناموفق در ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
۳۴۰-۳۲۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه ویژگی های شخصیتی و کارکردهای اجرایی (بازداری و تصمیم گیری) در افراد موفق و ناموفق در ترک اعتیاد انجام شد. روش: این پژوهش یک طرح علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی مردان و زنان موفق و ناموفق در ترک اعتیاد به مواد (مخدر و صنعتی) مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد در منطقه شرق تهران تشکیل داد. از بین آن ها با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 110 نفر (55 نفر موفق در ترک اعتیاد و 55 نفر ناموفق در اقدام به ترک) انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه صفات پنجگانه شخصیت- فُرم بلند، آزمون برو/نرو و آزمون خطرپذیری بادکنکی بارت استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، رعایت پیش فرض های آزمون های پارامتریک و تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین افراد موفق و ناموفق در اقدام برای ترک اعتیاد در تصمیم گیری تفاوت معناداری وجود ندارد (0/05<p). همچنین، نتایج نشان داد که بین دو گروه موفق و ناموفق در اقدام برای ترک مواد از نظر بازداری شناختی و ویژگی های شخصیتی شامل وظیفه شناسی، مقبولیت، گشودگی در تجربه، روان نژندی و برون گرایی تفاوت معناداری وجود دارد (0/05>p). به این صورت که افراد موفق در ترک اعتیاد نسبت به افراد ناموفق در ویژگی های شخصیتی و بازداری شناختی، عملکرد و کارآمدی بهتری داشته اند اما بین توان تصمیم گیری در مواجهه با وسوسه مصرف دو گروه تفاوت وجود نداشته است. نتیجه گیری: کارکردهای اجرایی و ویژگی های شخصیتی در توانایی افراد برای ترک و مقابله با وسوسه مصرف نقش دارند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مراکز ارائه دهنده خدمات در حوزه پیشگیری، درمان و توان بخشی افراد در مواجهه با مواد علاوه بر اقدامات متداول به ویژگی های شخصیتی و کارکردهای اجرایی افراد نیز توجه داشته باشند.
روش و گرایش آیت الله محمدهادی معرفت در التفسیر الأثری الجامع
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۹)
73 - 106
حوزههای تخصصی:
تفاسیر روایی متعددی به قلم دانشمندان شیعه و اهل سنت تألیف شده اند. یکی از تفسیرهای روایی در عصر کنونی، کتاب <em>التفسیر الاثری الجامع</em> تألیف مرحوم آیت الله محمدهادی معرفت است. این تفسیر از جهاتی قابل بررسی است: یکی از این جهات، روش مؤلف در این تفسیر است. روش ایشان از عناصری تشکیل یافته است؛ مانند مبادی تصوریه (مفاهیم) و تصدیقیه (مفروضات) و سازوکارها و فرایندها. در این مقاله تنها عناصر یادشده تبیین می گردد. ابتدا پیش فرض های تفسیری آیت الله معرفت در دو مبحث مبادی تصوریه (مفاهیم) و مبادی تصدیقیه (مفروضات) بیان می شود. مبادی تصوریه در قالب هفت مفهوم و مبادی تصدیقیه در قالب چهارده مفروض تبیین شده است. در بخش بعدی روش های آسیب زدایی از تفسیر اثری بیان می گردد. ایشان پنج روش برای آسیب زدایی از تفسیر اثری نام می برد و دو روش را توضیح می دهد. سپس در فرایندی سه گانه روش دستیابی به معنای آیات در <em>التفسیر الأثری الجامع</em> بیان می شود. در قسمت سوم گرایش تفسیر از طریق بررسی و تحلیل آماریِ عنوان های مطالب تبیین می شود. براساس تحلیل 738 عنوان، گرایش تفسیری آیت الله معرفت به ترتیب اخلاقی، فقهی و سپس کلامی و علوم قرآنی است.
بررسی رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و محافظه کاری حسابداری با تاکید بر ساختار سررسید بدهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۱
95 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گری ساختار سررسید بدهی در تبیین رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و محافظه کاری حسابداری می باشد. بدین منظور ۱۰۵ شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ برای نمونه آماری انتخاب گردید. برای اندازه گیری شاخص محافظه کاری از مدل گیولی و هاین (2000) و برای اندازه گیری ساختار سررسید بدهی از نسبت بدهی های بلندمدت به کل بدهی ها استفاده شده است. همچنین متغیرهای کلان اقتصادی در این پژوهش شامل نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول می باشد. جهت آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه با داده های ترکیبی و آزمون سوبل بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که رابطه منفی و معنادار بین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول و ساختار سررسید بدهی با محافظه کاری حسابداری وجود دارد. نتایج به دست آمده از آزمون سوبل نیز بیانگر آن است که ساختار سررسید بدهی در تبیین رابطه بین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم و عرضه پول با محافظه کاری حسابداری، نقش میانجی ایفا نمی کند.
ارائه مدل ارزشیابی مدرسین نظام آموزش الکترونیکی با استفاده از سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با توجه به تحول قابل ملاحظه نظام های یادگیری در سال های اخیر و شرایط حاکم بر زندگی بشر به واسطه همه گیری ویروس کوید 19، اهمیت آموزش مجازی در سیستم مدیریت یادگیری غیر قابل انکار است. این مساله نقش مدرسان در سیستم های آموزشی را برجسته تر از هر زمان دیگری کرده است. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، ارائه یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS) هوشمند برای ارزیابی عملکرد مدرسان سیستم های آموزش الکترونیک به ویژه در موسسات دانشگاهی است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر روش، توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از یک رویکرد کمی برای طراحی مدل ارزیابی عملکرد مدرسان در نظام آموزش الکترونیک استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد بوده اند بر اساس مشخصات تعریف شده، شامل 29 نفر است. با توجه به محدود بودن تعداد عناصر مورد بررسی، جهت انتخاب عناصر نمونه، برای همه عناصر جامعه آماری پرسشنامه ارسال شد که 17 نفر به سئوالات طرح شده پاسخ دادند. در این پژوهش برای تحلیل عملکرد مدرسان در موسسات آموزشی از یک سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) استفاده شده است.
یافته ها: سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) ارایه شده، بر مبنای ۴ عامل اصلی (فرایند یادگیری تدریس، شیوه تدریس، گرایش پژوهشی و قابلیت های فردی) و ۱۶ عامل فرعی در فرایند ارزیابی مدرسان استفاده می کند. این سیستم ANFIS، عملکرد مدرسین را در چهار دسته از پیش تعریف شده، یعنی: مدرس نیازمند آموزش، مدرس با مهارت های خوب، مدرس بسیار خوب و مدرس عالی طبقه بندی می کند.
نتیجه گیری: سیستم طراحی شده ابزار مفیدی در ارزیابی مدرسان و ارائه بازخورد مناسب از نقاط قوت و ضعف آن ها جهت بهبود عملکرد است.
طراحی و تبیین الگوی راهبردی توسعه برند ملی در صنایع غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۸ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۶
192 - 219
حوزههای تخصصی:
امروزه در اقتصاد جهانی، برند پدیده ای رایج و برندسازی ملی روش هوشمندانه تجارت و بخش مهمی از راهبردهای تجاری کشورهای پیشرفته است. این در حالی است که صنایع غذایی کشور علی رغم برخورداری از پتانسیل های بسیار جهت تولید و ارائه محصولات خود به بازارهای خارجی، به دلیل عدم برخورداری از برند ملّی قوی با چالش های فراوانی مواجه اند. پژوهش حاضر با توجه به نیاز پژوهشی موجود، با رویکردی ترکیبی (کیفی- کمّی) و به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی و معادلات ساختاری درصدد تدوین و تبیین الگوی راهبردی توسعه برند ملّی صنایع غذایی کشور است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی و فعالان صنایع غذایی و در بخش کمی مدیران و کارشناسان شرکت صنایع غذایی تبرّک است. نتایج به دست آمده بیان گر آن است که توسعه برند ملی صنایع غذایی کشور تحت تأثیر 5 دسته عوامل کلیدی 1) عوامل مرتبط با صنعت؛ 2) عوامل کلیدی مرتبط با شرکت؛ 3) عوامل مرتبط با برند؛ 4) سیاست ها و حمایت های دولتی و 5) عوامل کلان محیطی اثرگذار بر برند ملی، است. یافته های بخش کمی بیانگر برازش مناسب الگوی پژوهش و تأیید همه ی فرضیات آن است.
مطالعه تطبیقی برنامه های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند؛ آموزه هایی برای نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۳
150 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تطبیقی برنامه های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند به منظور بهره مندی از تجارب این کشورها برای ارتقای سطح آموزش سواد در ایران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است. رویکرد مورد استفاده در پژوهش، کیفی و از نوع تطبیقی است که در آن، کشور استرالیا و نیوزیلند، به دلیل شاخص بالای توسعه انسانی در سال ۲۰۲۰، کسب نتایج مطلوب در آزمون بین المللی پرلز ۲۰۱۶ و فعالیت های مؤثر در زمینه ی سوادآموزی، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیده اند. داده ها با مراجعه به مقالات علمی معتبر و وب سایت های وزارت آموزش و پرورش و برنامه درسی و اسناد معتبر مرتبط با آموزش سواد خواندن و نوشتن در کشورهای منتخب، گردآوری و با روش چهار مرحله ای بردی و روش شباهت و تفاوت، تحلیل و مقایسه شده اند. یافته ها حاکی از این بود که اهداف آموزش سواد خواندن و نوشتن در ایران به خوبی تبیین گردیده است و تفاوت چندانی با اهداف سوادآموزی در کشورهای منتخب ندارد ولی تعیین سطوح سواد خواندن و نوشتن در هر پایه ی تحصیلی و استانداردهای مرتبط با هر سطح و همچنین آموزش به معلمان موضوعی در زمینه ی بسط و توسعه ی مفاهیم به دروس دیگر، مورد غفلت قرار گرفته است که نیاز به بازنگری و اصلاح دارد.









