مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۳٬۰۰۱ تا ۱۳۳٬۰۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین در مدیریت کارآفرینی و توسعه کسب و کار جلد ۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
12-31
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مروری بر تاثیرات شبکه های اجتماعی بر تغییر سبک زندگی مردم انجام گرفت. در جوامع امروزی، سبک زندگی نقش مهمی در زندگی ایفا می نماید، چراکه با مسائل کلیدی و حساسی از جمله الگوی مصرف، هویت (تمایز) فردی و اجتماعی، فعلیت بخشیدن به قدرت تشخیص و انتخاب یا حداقل ایجاد احساس آزادی عمل، پیوند خورده است. با توجه به کارکردهای مثبت و منفی اینترنت و فضای مجازی، نحوه استفاده نوجوانان از این پدیده نوظهور به دلیل قرار گرفتن در مهم ترین دوره زندگی شان، بروز تغییرات در تمامی جنبه ها، شکل گیری هویت شان و هم چنین تاثیرآن بر سبک زندگی و سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. از جمله آسیب هایی که این فضا بر سبک زندگی نوجوانان وارد می کند می توان به تغییر سبک زندگی ایرانی _ اسلامی و هویت شان اشاره کرد.
ارائه مدل مسئولیت اجتماعی سلبریتی های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مسئولیت اجتماعی سلبریتی های ورزشی بود. روش پژوهش حاضر آمیخته اکتشافی (ترکیبی از روش کیفی و کمی) بود. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان آگاه از موضوع، گونه های مسئولیت اجتماعی سلبریتی های ورزشی با استفاده از روش تحلیل مضمون و تکنیک دلفی در قالب 53 عامل و 8 مولفه شناسایی و دسته بندی شدند. در مرحله کمی عوامل شناسایی شده در قالب پرسشنامه پنج ارزشی لیکرت تنظیم شدند و در اختیار نمونه آماری (سلبریتی های ورزشی) به تعداد 278 نفر قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل مسئولیت اجتماعی سلبریتی های ورزشی شامل مسئولیت اجتماعی، مسئولیت بشردوستی، مسئولیت اخلاقی، مسئولیت قانونی، مسئولیت زیست محیطی، مسئولیت فرهنگی، مسئولیت اقتصادی و مسئولیت سیاسی از برازش مناسبی برخوردار بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که با توجه به معروفیتی که سلبریتی های ورزشی در سطح جامعه دارند و به عنوان الگو در بخش زیادی از جامعه مطرح هستند و از دامنه نفوذ اجتماعی قابل توجهی نیز برخوردارند، مسئولیت پذیری آنها در حوزه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، بشردوستانه، زیست محیطی و غیره… باعث خواهد شد تا شرایط بسیار مناسبی برای جامعه ایجاد شود، و جامعه به سمت توسعه پایدار حرکت کند.
تبیین فرایند ادراک بصری در نگارگری با رویکرد به نظریه روان شناسی گشتالت (مطالعه موردی: سه نگاره از مکتب هرات شاهنامه بایسنقری)
منبع:
فردوس هنر سال دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵
62 - 87
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: گشتالت یک نظریه روان شناسی است که چگونگی ادراک بصری توسط مغز انسان را توضیح می دهد. در حقیقت ذهن در نگاه نخست به جای درک جزءبه جزء یک تصویر در صدد است که یک کلیت از آن ارائه دهد. قوانین پراگنانس از اصول گشتالت و ادراک دیداری است که یکی از بهترین شیوه های مطالعاتی برای پژوهش حوزه کتاب آرایی است. قانون پراگنانس از هشت اصل برخوردار است که می توان از آن در هنر نگارگری بهره برد. هنر نگارگری یکی از بهترین تصویرگری-هایی است که قابلیتهای بصری و روان شناختی هوشمندی را می توان مورد بررسی قرار داد. هدف مقاله: پژوهش پیش رو ضمن معرفی قابلیتهای روان شناسی گشتالت در تحلیل عناصر تصویری، به بررسی سه نگاره منتخب از نگارگری مکتب هرات از شاهنامه بایسنقری پرداخته و سپس چگونگی ادراک و شناخت الگوهای بصری در اجزاء نگاره ها را با بهره گیری از قوانین گشتالت مورد تشریح قرار می دهد. روش پژوهش/سؤالات پژوهش: شیوه مطالعاتی پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی بوده و اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده است. این پژوهش در جهت پاسخ به دو سؤال اساسی انجام یافته است: قوانین و اصول ادراک بصری روان شناسان گشتالت، تا چه میزان در تحلیل عناصر بصری موجود در نگاره های منتخب می تواند کاربرد داشته باشد؟ عملکرد قوانین پراگنانس در نگاره های منتخب از مکتب هرات چگونه است؟ نتیجه گیری: استنتاج پژوهش حاضر از نظریه گشتالت بیان می کند که این نگره، درباره ادراک دیداری، معنای الگوی بصری و چگونگی عمل ارگانیسم انسان در دیدن و سازماندهی بصری، نتایج ارزنده ای ارائه کرده است که باعث دریافت دقیق ویژگی-های شناختی در ساختار فرمی نگاره ها می گردد.
جزئی و کلی در آثار افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷
952 - 973
حوزههای تخصصی:
از دیرباز مُثُل افلاطونی را ذواتی کلی و در برابر اشیاء جزئی شمرده اند، اما تحلیل اصطلاحات یونانی خلاف این عقیده را نشان می دهد. افلاطون کلماتی معادل «کلی» و «جزئی» ندارد، بلکه از «کل» و «جزء» استفاده می کند که اشتباهاً آنها را «کلی» و «جزئی» معنا می کنند. این اصطلاحات در آثار دوره میانی و مشخصاً در محاورات پارمنیدس و تئایتتوس و سوفسطایی طرح شده و با مسأله مُثُل ارتباط دارد. به عقیده افلاطون مثال واحد و بسیط است، اما اشکالاتی که در پارمنیدس به این فرض وارد می شود، تقریر مجدد آن را لازم می آورد. برای رفع این اشکال از مفهوم «کل» استفاده می شود که در مرتبه ای میان واحد و کثیر قرار دارد. هیچ چیز به غیر از «واحد» مطلقاً واحد نیست و هرچیز دیگر لزوماً اجزائی دارد. با این حال، مثال به یک معنا واحد است، زیرا اگرچه متشکل از اجزاء است، به آنها تقسیم نمی پذیرد و مستقل از آنها است. این قسم وحدت که در مرتبه ای پایین تر از واحد مطلق و بالاتر از اشیاء کثیر قرار دارد، کل نامیده می شود و به مُثُل تعلق دارد. هر مثال یک کل است و پس از «واحد» از بیشترین وحدت ممکن برخوردار است. بنابراین «کلیت» تقریباً مترادف با وحدت یا نوعی وحدت ثانوی است. کلیت به مُثُل اختصاص ندارد و افراد نیز از آن بهره ای می برند. کلیت همانند وحدت شرط وجود است و هر موجودی فقط تا آنجا که کلیت دارد، موجود است. اشیاء کائن و فاسد نیز با شرکت در مُثُل از کلیت آنها بهره مند می شوند و تا آنجا که «کل» باشند، موجودند.
مؤلفه های سیاسی تأثیرگذار بر روابط ایران و تاجیکستان (2020-2010)؛ بسترهای گذار از واگرایی به ثبات در همگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی کشورها برای گذار از مرحله تصمیم سازی و تصمیم گیری به حوزه کاربست تصمیم ها، متأثر از مؤلفه های سیاسی مختلفی است که متناسب با منابع سیاست خارجی و براساس بازخوردهای کاربست تصمیم ها شکل گرفته باشد. با اتکا به این اصل، روابط ایران و تاجیکستان در سال های اخیر متأثر از مؤلفه های سیاسی گوناگون پس از یک دوره نقش آفرینی فعال، وارد یک دوره رکود و انفعال در سال های 2010 تا 2020 شد. در دوره نخست، ایران فرایند فعال از ابزارسازی راهبردی را در قالب مؤلفه های سیاسی و در دوره دوم بر عکس، فرایندی از توقف استفاده از مؤلفه های سیاسی و خنثی سازی ابزارهای سیاست خارجی در تاجیکستان را گذرانده است. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که با وجود آغاز روند احیای روابط از سال 2019، گذار روابط دو کشور از واگرایی به ایجاد یک ثبات در روابط همگرایانه، از دیدگاه مؤلفه های سیاسی همچون ابزارهای سیاست خارجی چگونه است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که روند احیای مؤلفه های سیاسی در قالب ابزارهای سیاست خارجی به ترتیب از اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ارائه چارچوبی امنیتی - سیاسی برای حل و فصل مسئله حزب نهضت اسلامی تحقق می یابد که می تواند ضمن گذار از واگرایی، ثبات در همگرایی را به ارمغان آورد. در این نوشتار می کوشیم به روش کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای الگویی تحلیلی برای این دوره گذار ارائه دهیم.
نسبت خاطره نگاری با امر واقع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس تعاریف اهل فن، جای گیری خاطرات مکتوب در زمره منابع خبری اولیه و مهم در تاریخ نگاری است و بررسی تاریخی فرایند شکل گیری و تکوین آن در تاریخ ایران، اثباتی بر مدعای فوق است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و طرح نگرش های روش شناختی درباره نسبت خاطره نگاری با امر واقع است و پاسخی متقن به این پرسش که سندیت خاطرات، در شکل «زندگی نامه خودنوشت» به چه میزان دارای اعتبار جهت کاربست در تحقیقات تاریخ نگاری است. راستی آزمایی روایات متون خاطره نگاری بر اساس دیگر منابع اسنادی و همچنین اعتبارسنجی بر اساس الگوی «تواتر روایت» درباره یک واقعه، یکی از نتایج این پژوهش است. همچنین بر اساس اضلاع سنجش ناپذیر این خاطرات، چون معضل زاویه دید و موقعیت منحصر به فرد راوی در روایت، می توان این خاطرات را در رویکرد دوم، آثاری برای شناخت راویان آنها به عنوان افراد مؤثر در رویدادهای تاریخی، مدنظر دانست و دارای اعتبار جهت ارجاع اسنادی در نظر گرفت.
عملیات کربلای 4 پیچیده ترین عملیات دفاع مقدس و علل شکست آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملیات کربلای 4 در وضعیت خاص سیاسی- نظامی کشور در تاریخ 3/10/65 صورت پذیرفت. در این عملیات رزمندگان اسلام با جلوداری غواصان بی بدیل دریادل در قرارگاه نجف، به صف صدامیان زده و پنج ضلعی را به تصرف خود درآوردند. در این عملیات اما قرارگاه قدس که تلاش اصلی عملیات را بر عهده داشت، نتوانست به اهداف خود دست یابد. از این رو فرمانده سپاه پس از بررسی جوانب کار و به منظور حفظ نیرو، دستور توقف عملیات را صادر نمود. عملیات کربلای 4 به دلایل متعدد با عدم الفتح روبرو شد و نتوانست در سال تعیین سرنوشت جنگ سهم بسزایی ایفا نماید. در این عملیات علی رغم زحمات بسیار رزمندگان اسلام و آمادگی های فوق العاده یگان های غواص، نتیجه مطلوب حاصل نشد. این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که چه، علل و عواملی عدم موفقیت عملیات کربلای 4 را رقم زد؟ در این مقاله سعی گردیده است تا با تشریح زوایای مختلف این عملیات، علل و عوامل اصلی عدم موفقیت عملیات کربلای 4 مورد واکاوی قرار گرفته و با یک نگاه عالمانه و بی طرف، ضمن احصاء و استفاده از تجربیات تلخ این عملیات در طراحی و اجرا موجبات رشد و بالندگی یگان های سپاه پاسداران را فراهم آورد. نتایج آن از دلایل عدم موفقیت در این عملیات می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1 – انتخاب تاکتیک تکراری 2 – انتخاب یک منطقه کوچک برای مبدأ عملیات 3 – حمایت اطلاعاتی امریکا 4 – سخت گیری بیش از اندازه حفاظتی 5 – غرور ناشی از پیروزی عملیات والفجر 8 و در نتیجه طراحی یک عملیات بزرگ تر و فوق العاده پیچیده 6 – عبور از تنگه توسط غواص ها و مراقبت شدید دشمن از آن
تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی و نقش تعدیلی اندازه شرکت بر اجتناب مالیاتی با استفاده از معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر پایه نظریه نمایندگی، فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی می تواند برای کاهش هزینه های سیاسی مورد استقاده قرار گیرد، کاهش هزینه های سیاسی می تواند منجر به گرایش بیشتر به اجتناب مالیاتی شود. با این وجود، هزینه های سیاسی بسیار به اندازه شرکت وابسته است، زیرا بر پایه فرضیه هزینه های سیاسی شرکت های بزرگ تر بیشتر تحت نظارت دولت قرار می گیرند و بدین ترتیب بیشتر در معرض مواجه با هزینه های سیاسی هستند. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی و نقش تعدیلی اندازه شرکت بر اجتناب مالیاتی با استفاده از معادلات ساختاری است. در این راستا برای اندازه گیری اجتناب مالیاتی از نرخ موثر مالیاتی و برای سنجش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت از شاخص KLD استفاده شده است. بدین منظور، نمونه ای متشکل از 1200 سال/ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1387 تا1398 با استفاده از معادلات ساختاری بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی منجر به کاهش اجتناب مالیاتی می شود. همچنین، نتایج پژوهش در ارتباط با اثر تعدیل کنندگی اندازه شرکت نشان داد اندازه شرکت دارای اثر تعدیل کنندگی بر رابطه بین افشای مسئولیت پذیری اجتماعی و اجتناب مالیاتی است. به عبارتی دیگر، هنگامی که اندازه شرکت بزرگ تر است، رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و اجتناب مالیاتی قوی تر است.
هم سنجی رادیوکربن و تحلیل لایه نگاری در باستان شناسی با استفاده از برنامه OxCal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات باستان شناسی امروزی در جهان استفاده از گاهنگاری مطلق با روش سالیابی رادیوکربن یا کربن 14 متداول می باشد و حتی می تواند خطاهای ناشی از لایه نگاری نادرست و لایه های مضطرب را برای کاوشگران تقلیل دهد. دقت اندازه گیری در این روش به شرط نمونه برداری صحیح بسیار بالا می باشد و با پیشرفت علم و فنّاوری، نرم افزارهایی برای انجام محاسبات تخصصی و طولانی تبدیل و کالیبره کردن نتایج به سن تقویمی مورداستفاده باستان شناسان، به وجود آمدند. یکی از این نرم افزارها برنامه OxCal بوده که هم به صورت برخط و هم برون خط برای پژوهشگران قابل استفاده می باشد. در این نوشتار علاوه بر توضیح مختصری از روش انجام این سالیابی، به آموزش استفاده از این برنامه برای کالیبراسیون داده های تکی یا داده های فازهای متوالی، زیرفازها (فازهای هم جوار) و فازهای هم پوشان با ساده ترین روش ممکن و بدون نیاز به کدنویسی خواهیم پرداخت.
پیش بینی رابطه چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر(مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی دانشجویان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین روابط چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر (مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی در دانشجویان شهر اصفهان است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر راکلیه دانشجویان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1397-1396 تشکیل می دهند و در مجموع نمون ه ای مشتمل بر 237 نفر دانشجو (96 مرد و 141 زن) با روش نمونه گیری خوشه ای ساده تصادفی از بین دانشگاه های شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس به پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2002)، پرسشنامه کانون توجه وودی، چامبلس و گلاس (1997)، پرسشنامه پردازش پس از رویداد (2000)، فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه تعبیر باتلر و همکاران (1983)، پاسخ دادند. در مطالعه حاضر برای تحلیل توصیفی داده ها از آمار توصیفی و برای بررسی آزمون فرضیه ها از همبستگی درونی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سوگیری تعبیر و پردازش پس رویدادی با 4/13 درصد واریانس قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی است. سوگیری تعبیر (01/0 p <، 24/0=β) و پردازش پس رویدادی (05/0 p <، 14/0=β) توانایی پیش بینی اضطراب اجتماعی را داشتند. نتیجه گیری: از آنجایی که پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر می تواند با اضطراب اجتماعی رابطه داشته باشد؛ بنابراین می توان برای پیش بینی و درمان اضطراب اجتماعی دانشجویان متغیرهای مذکور را نیز هدف قرارداد و راه های مقابله با اضطراب اجتماعی را به دانشجویان آموزش داد. تعیین روابط چندگانه کانون توجه، پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر (مربوط به خود) با اضطراب اجتماعی در دانشجویان شهر اصفهان استروش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر راکلیه دانشجویان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1397-1396 تشکیل می دهند و در مجموع نمونه ای مشتمل بر 237 نفر دانشجو (96 مرد و 141 زن) با روش نمونه گیری خوشه ای ساده تصادفی از بین دانشگاه های شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس به پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2002)، پرسشنامه کانون توجه وودی، چامبلس و گلاس (1997)، پرسشنامه پردازش پس از رویداد (2000)، فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه تعبیر باتلر و همکاران (1983)، پاسخ دادند. در مطالعه حاضر برای تحلیل توصیفی داده ها از آمار توصیفی و برای بررسی آزمون فرضیه ها از همبستگی درونی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سوگیری تعبیر و پردازش پس رویدادی با 4/13 درصد واریانس قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی است. سوگیری تعبیر پردازش پس رویدادی توانایی پیش بینی اضطراب اجتماعی را داشتند. نتیجه گیری: از آنجایی که پردازش پس رویدادی و سوگیری تعبیر می تواند با اضطراب اجتماعی رابطه داشته باشد؛ بنابراین می توان برای پیش بینی و درمان اضطراب اجتماعی دانشجویان متغیرهای مذکور را نیز هدف قرارداد و راه های مقابله با اضطراب اجتماعی را به دانشجویان آموزش داد.
رضایت از زندگی و رضایت زناشویی برخاسته از تجارب زیسته زنان شاغل و خانه دار: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خانه داری و اشتغال زنان ممکن است رضایت از زندگی و رضایت زناشویی که از عوامل مهم در تحکیم خانواده هستند را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رضایت از زندگی و رضایت زناشویی زنان شاغل و خانه دار انجام شد. روش: در این پژوهش از رویکردی کیفی به شیوه پدیدارشناسی استفاده شد. بدین منظور تجربه زیسته 13 زن شاغل و 11 زن خانه دار که به روش نمونه گیری ناهمگون و هدفمند انتخاب شدند، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، مطالعه شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته ها: از تحلیل مصاحبه ها 34 کد بدست آمد. زنان شاغل و خانه دار در 8 تجربه شامل رضایت از رابطه با همسر، نقش حمایتی همسر، رضایت از زندگی، رضایت از رابطه با خانواده (های) اصلی، رضایت از داشتن فرزند، برنامه ریزی برای صاحب فرزند شدن، غنی تر شدن معنای زندگی با صاحب فرزند شدن، برقراری ارتباط سازنده متقابل، مشترک بودند، اما در زمینه زمان باهم بودن، فاعلیت، انطباق، لذت گرایی تجارت متفاوتی داشتند. بررسی تجارب زیسته برای زنان خانه دار انفعال و لذت گرایی و برای زنان شاغل گرانباری نقش، کمبود زمان با خانواده بودن، و کمبود میزان توجه به خود را مشخص کرد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که معایب شاغل بودن برای زنان بیش از معایب خانه دار بودن است، لذا انجام مداخلات روان شناختی در جهت بهبود تجارب منفی اشتغال برای زنان شاغل و همچنین تعدیل لذت گرایی و پرهیز از انفعال برای زنان خانه دار ضرورت دارد.
مدل یابی ساختارى قدرت ایگو با موفقیت شغلی و میانجیگری رضایت زناشویی و عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
213 - 238
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختارى پیشبینی موفقیت شغلی براساس قدرت ایگو با میانجیگری رضایت زناشویی و عزت نفس انجام شد. روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، شامل شاغلین مرد و زن متاهل در فرمانداریهای فیروزکوه، دماوند و پردیس در سال 1397 بود. با توجه به این که برای مطالعات مدل سازی معادله ساختاری200 تا 400 نفر نمونه توصیه شده (شوماخر و لومکس، 1388)، حجم نمونه مورد نظر 300 نفر در نظر گرفته شد و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. افراد نمونه، پرسش نامههای موفقیت شغلی نبی، رضایت زناشویی اینریچ، قدرت ایگو مارک استروم و همکاران و عزت نفس آیزنک را تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه ها، از معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها حاکی از این بود: قدرت ایگو به صورت مثبت و معنادار موفقیت شغلی را پیش بینی می کند. عزت نفس رابطه بین قدرت ایگو و موفقیت شغلی را به صورت مثبت و معنادار میانجیگری می کند. رضایت زناشویی رابطه بین قدرت ایگو و موفقیت شغلی را به صورت مثبت و معنادار میانجیگری میکند. براساس نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت توانمندی ایگو هم به طور مستقیم و هم با میانجیگری رضایت زناشویی و عزت نفس میتواند بر میزان موفقیت شغلی نقش داشته باشد.
قیاس تطبیقی خوانش ساکنین از شهر (منظر شهری) با طرح های توسعه شهری بررسی انتقال منظر شهر سنتی به شهر معاصر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم خرداد ۱۴۰۰ شماره ۹۶
45 - 58
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: از دوره رضاشاه پهلوی تا کنون، توسعه و اقدام در شهر در پی «تعامل شهر با قوانین» و از طریق «وضع قوانین متمرکز» و تدوین ضوابط و مقررات یکپارچه، در قالب طرح های توسعه و طرح های جامع و تفصیلی، صورت گرفته است. بر این اساس، توسعه فضاهای شهری و مداخله در آن ها برمبنای ادراک ساکنین بیش از آنکه به عنوان امری کیفی صورت پذیرد، تابعی از اصول ریاضی و معطوف به معیارهای کمّی بوده و آنچه مربوط به کیفیت منظر شهری است، در قالب طرح های موضعی و موضوعی، ضمیمه طرح جامع و طرح تفصیلی می شود.هدف پژوهش: این تحقیق در پی آن است که کاستی موجود در طرح ها و برنامه های توسعه را، که منجر به فروکاهی کیفی منظر شهر در دوران انتقال از شهر سنتی به شهر معاصر شده است، با توجه به مدل مفهومی منظر شهری، با قیاس تطبیقی برنامه های توسعه و خوانش ساکنین از شهر، بررسی کند.روش پژوهش: این پژوهش با روش تحقیق کیفی و با تکیه بر پارادایم پدیدارشناسی در چهار گام صورت گرفته است. در گام اول سازمان فضایی شیراز و چرخش های صورت گرفته در شهر در دوره های مختلف، با تکیه بر اسناد دست اول و دوم، به شیوه تفسیری-تاریخی بررسی شده است؛ در گام دوم طرح ها و برنامه های توسعه در دوره های تاریخی مورد بررسی قرار گرفته اند؛ در گام سوم قیاس تطبیقی بین خوانش ساکنین از شهر، مبتنی بر مدل مفهومی منظر شهری، و شیوه نگرش به منظر شهر در برنامه های توسعه انجام شده است؛ و در گام چهارم منظر شهرهای معاصر و معضلات پیش رو به روش تحقیق علّی (پس رویدادی) بررسی شده و علت ها و عوامل بروز آشوب در منظر شهرها مورد مطالعه قرار گرفته است؛ گام چهارم تحقیق با بررسی وضعیت دوره گذار منظر شهر شیراز و تأثیر دیدگاه حاکم بر شکل گیری آن صورت پذیرفته است.نتیجه گیری: علی رغم تأثیرات دستگاه حکومتی در توسعه شهر تا اواخر قاجار، اقدامات و توسعه های مردم و حاکمیت در فضاهای انضمامی صورت می گرفت که اقداماتی مبتنی بر تجربه-ادراک ساکنین بود. انتقال از منظر شهر سنتی به شهر معاصر در شیراز از دوران رضاشاه روی می دهد که تمایل به نظم حداکثری و استانداردسازی علی رغم ارتقای مؤلفه های کمّی شهر، منجر به تبدیل فضاهای انضمامی سه بعدی مبتنی بر تجربه-ادراک ساکنین به فضاهای انتزاعی دوبعدی و آزمایشگاهی شد. در خوانش وضع موجود، شناخت ابژه ها (اشیا) در شهر، برمبنای علوم طبیعی و عدم اهتمام به تأویل ها که فهم ساکنین از شهر را شکل می دهند، منجر به تقلیل گرایی در شناخت شهر و در نتیجه اقدامات شهری شده و به نظر می رسد علت العلل بروز بحران در ادراک ساکنین از شهر است.
Modeling of Self-regulation based on Cognitive Flexibility with Mediated Role of Psychological Hardiness in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of present research was determine the modeling of self-regulation based on cognitive flexibility with mediated role of psychological hardiness in students. Methodology: The present study was descriptive, correlational type. The research population was all secondary high school students of Tehran city in academic years of 2019-20, which from them 499 students were selected by step cluster sampling method. Data were collected by self-regulation questionnaire (Bouffard & et al, 1995), cognitive flexibility inventory (Dennis & Vander Wal, 2010) and psychological hardiness scale (Lang & Goulet, 2003) and analyzed by structural equation modeling method in SPSS-22 and Amos-21 software. Findings: The findings showed that the model of self-regulation based on cognitive flexibility with mediated role of psychological hardiness in students had a good fit. Also, cognitive flexibility on psychological hardiness and psychological hardiness on self-regulation had significant direct effect (P<0.001), while cognitive flexibility on self-regulation had not significant direct effect (P>0.05). In Addition, cognitive flexibility with mediated of psychological hardiness on self-regulation had significant indirect effect (P=0.009). Conclusion: Regarded to the results, school counselors and psychologists can via increasing cognitive flexibility and psychological hardiness directly and indirectly led to improve self-regulation of students.
تحلیل ثانویه ارزش های جنسیتی با توجه به داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان (با تأکید بر نگرش به نابرابری جنسیتی و خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و دوم بهار ۱۴۰۰شماره ۵۳
249 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی روند تغییرات ارزش ها و نگرش ها در زمینه برابری جنسی و خانواده براساس داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان است. روش مطالعه تحلیل ثانویه است. اساس تحلیل بیشتر با اتکا به یافته های موج های دوم و سوم انجام گرفته است. داده های موج دوم در سال 82 نشان می دهد که گرایش نوین و فردگرایانه زنان در بازتفسیر خانواده و مفهوم جنسیت اند. این یافته ها بیان می کنند که در جامعه ایرانی، یک دگردیسی جدّی در زمینه تغییر ارزش ها و نگرش های جنسیتی در حال شکل گیری است. یافته های موج سوم همچنان نشان از گرایش بیشتر زنان در مقایسه با مردان در زمینه ارزش های مدرن در جامعه اند. با این حال، یافته ها، در مقایسه با سال 82، نشان از نوعی عقبگرد هم در گرایش های کلّ جامعه و هم در زنان در زمینه حرکت به سوی برخی نگرش های برابری جنسیتی دارد. این امر نشان می دهد با غلبه ارزش های بقا در جامعه، گرایش به ارزش های سنّتی در یک روند طولی بیشتر شده است.
نقش جوانان در شکل گیری حکمرانی متعالی
منبع:
جهان نوین سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳
57-66
حوزههای تخصصی:
در نگاه وسیع تر از عنصر مدیریت در یک اجتماع، حکمرانی حرف نخست را می زند. سازوکارهای یک حکمرانی اگر از دل آرمان های یک جامعه و فرامین مقامات معظم آن و بهره گیری از سبک زندگی اسطوره ها و اسوه ها بیرون بیاید، به تعالیت آن حکمرانی صبغه می بخشد. هدف در این مقاله بررسی نقش جوانان در شکل گیری حکمرانی متعالی با روش مروری و تحلیلی و به روش کتابخانه ای می باشد. در قسمت چارچوب نظری با ارائه مدلی خورشیدی (تابشی) اثرگذاری و اثرپذیری مؤلفه های یک حکمرانی متعالی جوان محور برحسب مطالعات دیگران در این حوزه و تحلیل این عوامل در قسمت بحث و بررسی، هدف مقاله صورت نظری به خود گرفت. در قسمت نتیجه گیری راهکارهای دستیابی به حکمرانی تعالی گرای جوان محور، یافت شد. بهره گیری از بیانات مقام معظم رهبری در گام دوم، الگوگیری از اسطوره ها (شهید سلیمانی)، آزمون و خطا در شرایط کرونایی، شعار جهش تولید و آموزش بنیادی از جمله این موارد می باشند که می تواند شرایط جوان گرایی حکمرانی را هموارتر کند.
کاربست نظریه یو در شهرسازی ایران
حوزههای تخصصی:
نظریه یو به دنبال هدایت از محتمل ترین آینده است. یک فعّالیّت می تواند با توجّه به ساختار التفاتی که از آن فعّالیّت خاصی انجام می گیرد به نتایج کاملاً متفاوتی بینجامد. در این مقاله سعی داریم این نظریه که عمر زیادی از آن نمی گذرد و در حوزه شهرسازی که ریشه ای در علوم اجتماعی دارد را مورد واکاوی و چگونگی ورود آن به عرصه شهرسازی ایران را بررسی کنیم. سوالی که به دنبال پاسخ آن هستیم این است که نظریه یو می تواند در عرصه شهرسازی ایران حضور یابد؟ چگونه؟ این سوال به نوعی اساس اصلی مقاله حاضر را شکل می دهد. جهت پژوهش، شیوه تفسیری-تبیینی که زیر مجموعه روش پژوهش کیفی هستند، استفاده شده است. منابع مورد استفاده در پیشبرد مقاله از طریق انجام مطالعات وسیع کتابخانه ای چه در حوزه نظریه پردازی و چه در حوزه نظریه در باب شهر، حاصل گشته اند. این منابع، سپس بر اساس روش تفسیری-تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج بیانگر آن است که، مدیران و شهرداران شهرهای کشور که به عنوان رهبران شهر نیز مطرح می شوند، باید از سطح گرایی، داوری و پیش داوری اقدامات درون شهری پرهیز کرده و آن را متوقف کنند. این رهبران باید به درون نفس خود فرو رفته تا بتوانند نقاط کور رهبری خود را شناسایی کنند و با آشکار سازی این نقاط به رفع آن اقدام نمایند. سپس، با حضوری همراه با حس و ذهن باز، قلب باز و اراده باز به تصمیم گیری و ایجاد تغییرات بنیادی در رهبری دست بزنند.
برخی موضوعات درباره نظریه سازمان شدگی: یک تحلیل انتقادی
حوزههای تخصصی:
این مقاله ارایه شده است تا برخی موضوعات را با نظریه سازمانی مطرح کند و ان را مبتنی بر درک نظری بیان کند به منظور ایجاد ادراک برای قواعد. کاربرد عملی انها مورد بحث قرار خواهد گرفت. تلاشهای زیادی برای توسعه دیدگاه نظری و درک عملی ان انجام شده است. در طول سالهای اخیر این نظریه به پیشرفت های عمده ای دست یافته است و محبوبیت بسیاری کسب نموده است. با این حال ما معتقدیم که این مسئله چندین مورد نظری _ روش شناختی مهم دارد؛ که قابلیت کاربرد و اثربخشی ان را محدود می سازد. مهم ترین این مسائل عبارتند از توضیحات بنیادین سازمانی و دشواری در حین محاسبه برخی از متغیرهای سازمانی. این مطالعه ادعاهای بسیاری از محققان را نفی میکند؛ و بیان می کند که نظریه سازمانی غنی از مفاهیم است و این مدل رسمی و تدوین رسمی پیش رفته است. این نظریه تلاش میکند تا تعارض بین محققانی که به مکاتب مختلف فکری وابسته هستند و درباره این مسئله بحث کرده اند را را حل کند. در این مقاله ما سعی کردیم دامنه و عمق مفاهیم متناقض و هم چنین حوزه های مورد توافق را شناسایی کنیم. ما در این مقاله از محققان و متخصصان خواسته ایم تا موضع خود را با ارایه جزییات بیان کنند؛ که قطعا این مسئله به محققان و متخصصان در این زمینه کمک خواهد کرد.
Townscapes of War Capital; Prioritizing Memorable Townscapes in Khorramshahr from the Dwellers’ Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Townscape is an essential element in creating collective memories (i.e., memories people collectively share as a group in a city, affecting the identity of that city, the cultural continuity, and the relationship between generations). One of the collective memories -that have happened in different countries- in the war. A war that is fought to defend the homeland and preserve the identity, culture, and honor of a country is part of the valuable memories of a society. In various western cities, including Berlin, Warsaw, and Moscow, the scenes of the collective memories of the war have been reconstructed. Still, in Iran, although fought in an imposed war, these scenes have been less regarded. The primary purpose of this study is to examine the views of Khorramshahr dwellers about the impact of war townscape on the revival of memories of that period. It seeks to find priorities in townscape criteria on war-based memories. With the descriptive-analytical method, the present study aimed to express the applicable standards of the reminiscent townscape and analyze them in Berlin, Moscow, and Warsaw(in World War II). Finally, to study the townscape impact on younger inhabitants’ war idea -who has not experienced that war, the townscapes have been prioritized using a questionnaire analysis. The results indicated that battle scars on walls and beheaded palms have the priority and the Grand Mosque as the symbol of the city function has the second. The title, Bloody City , has the third one according to the dwellers’ point of view. Finally, some solutions have been suggested to improve the townscape of Khorramshahr, emphasizing collective memories of the war.
Iran's Tactical Deterrence During the Holy Defense(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tactical deterrence was one of the main bases of Iran's defense strategy during the war. Iran used mechanisms of tactical action, optimization of human resources, and maximization of instrumental capabilities to counter enemy threats. The formation of the Iraq-Iran war in September 1980 indicated that revolutionary countries were more exposed to regional and international conflicts than any other political entity. The present study aimed to analyze tactical deterrence, which has social, tactical, and practical indicators and signs. Iran tried to create the necessary field for optimizing the power equation. The primary basis of Iran's tactical deterrence in the war was: arms purchases, diversification of instrumental power sources, and cooperation with marginal actors. Therefore, the imposed war process has been a structural reaction by the great powers. Tactical deterrence has been Iran's organized effort to balance power against Iraq's aggression. The coalition of the Western world countries and the great forces to confront Iran was a sign of the world system's efforts to limit Iran's power. Since any structure tends to be balanced, revolutionary governments form imbalances in international politics. The primary question of this study is ‘What tactical and practical mechanisms has Iran used in the war against threats?’ The hypothesis is that Iran has used deterrent tactical action mechanisms to counter enemy threats and maximize its social role in socializing war. The present study has used the structuralism approach. In the structuralism approach, the imposed war has reflected the agreement of the great powers and regional actors.









