مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۷٬۹۸۱ تا ۱۲۸٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
گفتار قالبی شده بخشی از یک زبان است که می تواند حامل معانی و مصادیق متعددی باشد. گفتارهای قالبی شده معمولاً به صورت ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدها و بیشتر در زبان محاوره به کار می روند و نقش مؤثری در ارتباط های اجتماعی و گسترش زبان از لحاظ ساختاری و مفهومی دارند و بخشی از هویت، فرهنگ و تاریخ هر جامعه هستند که شناخت آن ها موجب شناخت بهتر فرهنگ، زیرساخت ها و تحولات زبانی هر جامعه زبانی می شود و تحلیل آن ها در یک متن نیز موجب شناخت بهتر زوایای پنهان و سبک آن متن می شود. در مقالات دهخدا، گونه های مختلفی از گفتارهای قالبی وجود دارد که در بطن هر یک از آن ها، مفاهیم عمیق اجتماعی، فرهنگی و زبانی نهفته است که شناخت آن ها به شناخت سبک و زبان مقالات دهخدا و جامعه روزگار او کمک می کند. هدف از پژوهش حاضر که با روش کیفی (تحلیلی توصیفی) انجام می شود، تحلیل و بازشناسی گونه های قالبی شده در چرندوپرند دهخدا در سه دسته ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدهاست. این پژوهش به منظور بررسی کاربرد این ساخت ها در چرندوپرند و تأثیر آن ها بر زبان و سبک این مقالات انجام می شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که دهخدا با استفاده از این ساخت های قالبی، اوضاع و شرایط جامعه خود را ترسیم کرده و مطالبش را با سرعت و در عین حال به صورت فشرده و عمیق به مخاطب منتقل کرده است. استفاده از این ساخت ها موجب شده تا نثر چرندوپرند به زبان محاوره ای نزدیک شود. همچنین بررسی ها نشان می دهد که اصطلاحات و زبان زدها (220 مورد)، کنایه (81 مورد) و ضرب المثل (51 مورد)، به ترتیب پرکاربردترین گونه های ساخت های قالبی در مقالات دهخدا هستند.
سلسله مراتب نقش های معنایی و روابط دستوری در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش های دستوریِ فعل لزوماً با نقش های معنایی آن، تناظر یک به یک ندارد. برخی زبان شناسان برای تعیین رابطه میان نقش های معنایی و دستوری، از مفهوم «سلسه مراتب تلویحی» استفاده کرده اند. در این پژوهش که ماهیتی توصیفی دارد ابتدا براساس «پیکره گزاره های معنایی زبان فارسی»، «پیکره نقش های معنایی زبان فارسی» و «پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی» که حجمی حدود سی هزار جمله و نیم میلیون کلمه دارند، سلسله مراتب روابط معنایی برای نقش های دستوریِ «فاعل»، «مفعول»، «متمم حرف اضافه ای/ مفعول غیرصریح»، «مسند» و «تمیز» مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که فاعل به لحاظ معنایی بیشتر به صورت «کنشگر» ظاهر می شود و پس از آن «پذیرا»، «تجربه گر» و «سبب» در رتبه های بعدی هستند؛ تمایلِ غالب مفعول برای حضور در جمله، به صورت «پذیرا» و پس از آن به ترتیب، «نتیجه»، «دربارگی» و «پذیرنده» است؛ جایگاه متمم حرف اضافه ای بیشتر با «مکان» پر می شود و پس از آن «پذیرا»، «پذیرنده» و «مقصد» در رتبه های بعدی هستند؛ و نهایتاً جایگاه مسند و تمیز، در میان نقش های معنایی، عمدتاً با «نسبت» پر می شود. در گام بعدی، سلسله مراتب روابط دستوری برای نقش های معنایی، شامل «کنشگر»، «تجربه گر»، «سبب»، «پذیرا»، «محرک» و «نسبت» تعیین شده است. نتایج نشان می دهد که «فاعل» بیش از «مفعول» تمایل دارد که «کنشگر» و «تجربه گر» باشد؛ «فاعل» و بعد از آن «افزوده»، بالاترین تمایل را برای «سبب»بودن دارند. سه گانه حرف اضافه بیش از «فاعل» تمایل دارد که محرک باشد؛ «مفعول» و بعد از آن «فاعل» بیشترین تمایل را برای «پذیرا»بودن دارند و در نهایت «مسند» بیش از «تمیز» تمایل دارد که نقش «نسبت» را ایفا کند. علاوه بر تمایل غالبِ نقش های معنایی، برخی از هم وقوعی ها جالب توجه بودند که از جمله آن ها می توان به حضور «کنشگر» به منزله افزوده، حضور «تجربه گر» در جایگاه مفعول و در مقابل آن حضور «محرک» در جایگاه فاعل اشاره کرد.
نسبت فهم زبانی و شناخت ضمنی از نظر ویتگنشتاین؛ نقد رویکرد اسکاندیناوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
175 - 202
حوزههای تخصصی:
ویتگنشتاین متاخر فهم (به خصوص زبانی) را در نسبت با توانایی در نظر می گیرد. وی معتقد است دستور زبان واژه «می داند» و «می فهمد»، ربط نزدیکی با دستور زبان واژه «می تواند» دارد. یک نوع تفسیر از نسبت میان فهمیدن و توانایی را می توان در کارهای تفسیری فیلسوفان اسکاندیناوی از ویتگنشتاین مشاهده کرد. یوهانسن از شاخص ترین چهره های این جریان معتقد است که فهم زبانی شناخت ضمنی از نوع قوی آن است. شناخت ضمنی قوی به این معناست که ما چیزهایی را می دانیم که علی الاصول نمی توانیم آنها را صورتبندی زبانی کنیم. در این مقاله نشان خواهیم داد این تفسیر نمی تواند تبیینی از این توصیف پدیداری ساده که زمانی که با کلمات و عبارت های زبانی روبرو می شویم آنها را بلافاصله می فهمیم به-دست بدهد. علاوه بر این تفسیر شناخت ضمنی در ویتگنشتاین دارای ابهام مفهومی است. و در نهایت با توجه به نسبت نزدیک مفهوم شهود با شناخت ضمنی مشخص نیست که ویتگنشتاین با توجه به رد مفهوم شهود و یا هر نوع امر درونی واقعا با این نوع تفسیر از فهم موافق باشد.
تبیین عوامل مؤثر بر تخریب منابع طبیعی با تأکید بر فقر و امنیت غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال بیست و نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱۶
119 - 150
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین جنبه های فقر رابطه آشکار این پدیده با تخریب منابع طبیعی است، که به ناپایداری زیست محیطی می انجامد. در مطالعه حاضر، رابطه فقر و تخریب منابع طبیعی در ایران در قالب الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) در دوره زمانی 1396-1373 بررسی شد. نتایج مطالعه نشان داد که وقفه اول فقر بر تخریب منابع طبیعی اثر مثبت و معنی دار دارد و با افزایش یک درصدی شاخص فقر، مقدار تخریب منابع طبیعی 19/0 درصد افزایش می یابد و اما، ارزش افزوده بخش کشاورزی اثر منفی بر تخریب منابع طبیعی دارد و با افزایش یک درصدی در ارزش افزوده، 20/0 درصد از منابع طبیعی کمتر استخراج خواهد شد؛ همچنین، آزادسازی قیمت حامل های انرژی و آزادسازی تجاری بر تخریب منابع طبیعی اثر منفی دارند؛ و البته، شاخص امنیت غذایی اثر مثبت و معنی دار بر تخریب منابع طبیعی دارد، به گونه ای که به ازای هر یک درصد افزایش در شاخص امنیت غذایی، میزان تخریب منابع طبیعی 78/0 درصد افزایش خواهد یافت. افزون بر این، بر پایه نتایج پژوهش حاضر، بهره وری انرژی بر میزان تخریب منابع طبیعی با ضریب 21/0- اثر منفی دارد، اما این میزان معنی دار نیست. ضریب متغیر ECM برابر با 59/0- است که از نظر آماری، در سطح 95 درصد معنی دار و منطبق با نظریه بوده و نشان دهنده آن است که در هر دوره، 77/59 درصد از خطای عدم تعادل از بین خواهد رفت؛ و همچنین، تأمین سوخت مورد نیاز روستاییان، اعطای یارانه و تسهیلات برای استفاده از فناوری های نوین به منظور ارتقای بهره وری و نیز حمایت از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان به صورت هدف دار در راستای کاهش تخریب منابع طبیعی و حفاظت از آن راهگشا خواهد بود.
مزیت نسبی آشکار شده؛ آزمون های سازگاری و ثبات (شواهدی از رقابت پذیری بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در اقتصاد ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اقتصادی ایران سال بیست و ششم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۹
155 - 195
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل میزان رقابت پذیری زیربخش های کشاورزی، صنعتی و خدمات اقتصاد ایران در بازارهای جهانی با احتساب چهار شاخص مزیت نسبی آشکار شده(RCA) در سطح کدهای دو و چهاررقمی سیستم طبقه بندی بین المللی استاندارد صنعتی رشته فعالیت های اقتصادی(ISIC) و با استفاده از اطلاعات جداول داده- ستانده ایران و جهان طی دوره 95-1375 می پردازد. نتایج نشان می دهد که از 3 زیرگروه اصلی مورد بررسی در بخش کشاورزی، تنها زیربخش محصولات زراعت، باغداری، دامداری و طیور و شکار و سایر فعالیت های وابسته و از 19 زیربخش مورد مطالعه برای صنعت، تنها زیربخش استخراج مواد معدنی و سایر مواد مربوط به آن برای تمامی سال های مورد مطالعه دارای RCA بوده است. سایر زیربخش ها دارای نوساناتی در وجود و یا عدم وجود مزیت نسبی بوده و برخی دیگر دارای الگوی RCA ثابت است. وضعیت مزبور در 10 زیربخش خدمات کشور نیز وجود داشته است، اما زیربخش های خدماتی دارای مزیت نسبی صادراتی برای کل دوره شناسایی نشده است. علاوه بر این، نتایج آزمون های سازگاری شاخص های RCA با استناد به انجام 3 آزمون شمارشی، ترتیبی و دوگانه نشان می دهد که نتایج آزمون ترتیبی و سپس دوگانه بیش از نتایج آزمون شمارشی رضایت بخش است. از این رو، این مطالعه یک تفسیر ترتیبی از شاخص های RCA را در تدوین سیاست های اقتصادی ارائه می کند. همچنین نتایج آزمون های ثبات و پایداری بیان می دارد که الگوی شاخص های مزیت نسبی صادراتی در زیربخش های اقتصادی کشور در طی دوره مورد مطالعه از روند ثابتی برخوردار نبوده است.
عملکرد سازمان چریک های فدایی خلق علیه حکومت پهلوی در جنگ های چریکی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
99 - 123
حوزههای تخصصی:
مبارزات چریکی در قرن بیستم استراتژی مهم برخی سازمان ها و گروه های سیاسی در بعضی کشورها مانند چین، کوبا، الجزایر، برزیل و ایران به شمار می رفت. مبارزه چریکی رابطه مستقیمی با مکان جغرافیایی دارد؛ شهر و روستا عمده ترین این مکان ها برای انجام نبردهای پارتیزانی به شمار می روند. در ایران گروه هایی با اتخاذ رویکرد مسلحانه و مشی چریکی وارد عرصه مبارزه با رژیم پهلوی شدند که در میان آن ها سازمان چریک های فدایی خلق را می توان آغازگر این جریان در عرصه عمل قلمداد کرد. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابع اسنادی و کتابخانه ای به این پرسش ها پاسخ دهد که چه عواملی سبب شد فداییان خلق اولویت مبارزات خود را جنگ چریکی در شهر قرار دهند؟ و نتایج عملکردشان در این زمینه علیه حکومت پهلوی چه بود؟ یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که عوامل عمده شکست عملیات سیاهکل، ویژگی های کالبدی-فضایی شهرها، محوریت گروه پویان-احمدزاده در سازمان و تأثیرپذیری از الگوهای موفق مبارزات چریکی شهری در سایر کشورها به تمرکز فعالیت های سازمان در شهر انجامید. همچنین عملکرد سازمان نشان می دهد پس از انتقال فعالیت ها به شهر، نبردهای چریکی در چهار شیوه تهاجم، خرابکاری، اعدام انقلابی و تبلیغات مسلحانه با موفقیت بیشتری همراه شد.
سیاسی کردن رنج؛ واکاویِ گذار از قدرت آیینیِ قجری به قدرت انضباطیِ پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ابزارها و نهادهایِ «بهنجارسازی» در نتیجه آگاهی از شیوه های نوین سیاست ورزی در دوران قاجار موردتوجه قرار گرفت. با محوریت شاه در عرصه سیاست؛ این قدرت شاه، نگاه شاه، و تفسیر شاه از امور بود که با تکیه بر نوعی «قدرت آئینی» بر فراز تمام نیروها حکمرانی می کرد. با تلاش برای تشکیل دولت مدرن در دورانِ پهلوی اول، با ایجاد تکنیک های ویژه ای مبتنی بر «قدرت انضباطی» حکمرانی بر سوژه ها آغاز شد. در این تغییر و تحول، پنداشت «بدن» در حکم یکی از مؤلفه های اصلی عملکرد روابط قدرت، حائز اهمیت است چراکه تمامی این کردارها بر بدن سوژه اعمال می شود. بر پایه چنین مفروضی پرسش این نوشتار این است: چگونه رنجی که بر بدنِ رعایا تحمیل می شود، تبدیل به یک ابزار سیاسی شده و از رهگذر آن، تکنولوژی سیاسی در خدمتِ حکومت مند شدنِ سیاست قرارگرفته است؟ در پاسخ به پرسش پژوهش، این فرضیه مطرح است: در دوران حکومت قاجار و پهلوی اول، سوژه و بدنش در فرایند سازوبرگ هایِ قدرت آئینی و تحول آن به قدرت انضباطی متحول شده و به ابژه هایی مطیع و سربه راه تبدیل می شوند. این پژوهش با استفاده از روش پژوهش تبارشناسیِ خاطرات و گزارش هایِ سیاحان، دستورات حکومتی و ذی نفعان و روایات تاریخی درزمینهٔ شیوه حکومت مندی در این دوران انجام شده است و می کوشد با تأکید بر «سیاسی کردن رنج» رویکردهای حکومت قاجار و پهلوی اول را فراخوانَد و با پرداختن به این موضوع چگونگی تبدیل «رعیت» به ابژه هایی مطیع و سربه راه توضیح دهد.
سیر تحول کالبدی-معنایی «فخرومدین» در بناهای آرامگاهی به جامانده دوران اسلامی (مطالعه تطبیقی دوره های ایلخانی، تیموری و صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۸
۲۰۱-۱۷۹
حوزههای تخصصی:
فخرومدین به شبکه های درون حصار و اماکن مذهبی گفته می شود که به صورت مشبک هایی تکرار شوند. این گونه دیوارها را با قطعات گل پخته به اشکال هندسی و غیر هندسی ساخته اند و چون در فواصل آن ها حفره هایی پدید آمده، کوشیده اند که فرم آن ها نیز زیبا باشد. در دوران اسلامی ایران، بناهای آرامگاهی و مقابر پس از مساجد، در شمار مهم ترین آثار معماری و شهرسازی، جای می گیرند. ساخت این بناها از سده چهارم هجری قمری، آغاز و با فراز و فرودهایی تا عهد صفویه، ادامه می یابد. به گواهی آثار بازمانده، دوره ایلخانان در ایران را می توان دوران اوج رواج و رونق ساخت «فخرومدین» در بناهای آرامگاهی دانست. در این نوشتار، تعدادی از بناهای آرامگاهی به جامانده از دوره ایلخانی، تیموری و صفوی موردبررسی تطبیقی قرار گرفته است. جستار این پرسش اصلی را که فخرومدین چه سیر تحولی را در دوران اسلامی با تأکید بر سه دوره مذکور، طی نموده است و کاربرد آن، در تطبیق با هم چگونه قابل تشریح و ردگیری است؟ دنبال می نماید. این پژوهش، ترکیبی از دو نوع روش پژوهش کیفی و کمّی و به روش توصیفی- تحلیلی بر پایه استدلال منطقی، انجام شده است. جمع آوری داده ها، ازطریق مطالعه کتابخانه ای و اسناد معتبر تاریخی و بررسی تصاویر و مراکز اسناد صورت گرفته است. در این راستا ابتدا پیشینه تاریخی و مبانی نظری مبحث مورد بررسی قرار گرفته است. سپس تمامی گونه های فخرومدین در مقابر سه دوره ایلخانی، تیموری و صفوی (درمجموع 25 نمونه موردی) با توجه به الگو های هندسی، محل قرارگیری و مصالح به کار برده شده در ساخت آن ها تحلیل شده است. نتیجه مطالعه تطبیقی نشان می دهد که «فخرومدین» در قالب هفت شاخصه کالبدی-معنایی تدوین شده است. این شاخصه ها شامل: معنویت، شفافیت، آسایش محیطی، امنیت، تعامل بصری، محرمیت و زیبایی هستند و مشخص شد که در دوره ایلخانی، شاخصه های «معنویت» و «تعامل بصری»، در دوره تیموری، شاخصه های «آسایش محیطی» و «تعامل بصری» و در دوره صفوی، شاخصه های «معنویت» و «آسایش محیطی» مورد تأکید بوده است.
کارکرد اتحادیه اقتصادی اوراسیائی در پرتو نقش قدرت بزرگ در ذهنیت روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری های پیشین اتحاد شوروی همواره در میان اولویت های سیاست خارجی فدراسیون روسیه در طول سه دهه گذشته در جایگاه نخست قرار داشته اند. سیاست های روسیه برای حفظ نقش ویژه اش در این جمهوری ها و تحکیم روابط با آن ها با چالش های زیادی نیز روبه رو شده است، در نتیجه روزبه روز بیشتر تکامل یافته است. زیرا همواره منابع مادی و فکری زیادی صرف بهبود اثربخشی و کارایی سیاست ها و تصمیم های روسیه در این منطقه شده اند. در این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که برداشت نخبگان سیاسی حاکم بر روسیه از جایگاه شایسته کشورشان در نظام بین الملل چگونه در کارکردهای اتحادیه اقتصادی اوراسیائی به عنوان ابتکار منطقه گرایی منعکس شده است؟ این نوشتار، پژوهشی کیفی است که با بهره گیری از روش های واکنش ناپذیر گردآوری و تحلیل داده ها و با تکیه بر داده های کمی و کیفی موجود نوشته شده است. گفتمان حاکم بر روسیه این کشور را «قدرتی بزرگ» می داند که داشتن حوزه نفوذ و رهبری یک گروه قدرت یا یک قطب در جهان چندقطبی، هم حق انکارناپذیر آن و هم یکی از ابزارهای مهم حفظ و تحکیم این جایگاه است. بنابراین نهادینه سازی این حوزه نفوذ به صورت پررنگ تر در دستور کار سیاست خارجی مسکو قرار گرفت و اتحادیه اقتصادی اوراسیائی یکی از جدی ترین طرح هایی است که این انتخاب هویتی در آن تجسم یافته است. چارچوب مفهومی این نوشتار، برگرفته از آن چیزی است که در نظریه های مختلف روابط بین الملل در مورد قدرت های بزرگ یا قدرت های منطقه ای در دوران پساجنگ سرد گفته شده است.
بازخوانی گزارش مسیو کُله در خصوص کارگزاری های ایران در مملکت عثمانی در سال 1328 ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد بلاغی ضدخلسه های عروضی ناصرخسرو (نقضی بر نظریه روان شناختی هیپنوتیزم وزن ریچاردز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلاغت، رسایی وگیرایی کلام برای تأثیر بر مخاطب و اقناع اوست. سهمی از این رسایی و فرایند تأثیر ذهنی و روانی از آنِ وزن شعر است. چنانکه همواره یکی از دغدغه های برخی بلاغیون قدیم و جدید در غرب و ایران توضیح اموری همچون لزوم تناسب اوزان با محتوای آثار ادبی بوده است. برای نخستین بار اما ریچاردز، از منظر روانشناسی، با تمرکز در مسأله فرایند تأثیر وزن شعر، به وجود قرابتهایی میان حالت تسلیم و اقناع مخاطب یک شعر موزون با حالت تسلیم یک انسان هیپنوز شده، پی برده و به تحلیل و تبیین این فرایند با اتخاذ دیدگاهی بینارشته ای پرداخته است. نقطه مقابل این نظریه را در تعمّدِ ناصرخسرو برای کاربرد اوزان سنیگن می توان دید. مقاله حاضر با نگاهی تحلیلی تطبیقی و البته انتقادی به نظریه «هیپنوتیزمِ وزن» ریچاردز، با تمرکز بیشتر در تحلیل برخی اوزان شعری ناصرخسرو، در پی تبیین موارد نقض این نظریه بر اساس کاربرد بحور نامطبوع یا اوزان ثقیل خواهد بود.
مدل مدیریت تهدیدات سیاسی - امنیتی در ج.ا.ایران بر مبنای مؤلفه های آگاهی، اعتماد و مشارکت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۲
153 - 185
حوزههای تخصصی:
مطالعه تهدیدات امنیّت ملّی، یکی از مهم ترین و بنیادی ترین موضوعات امنیتی هر کشوری محسوب می گردد که شناخت آنها امری ضروری برای مدیریت انواع گوناگون تهدیدات به ویژه تهدیدات سیاسی - امنیتی محسوب می گردد؛ از طرفی سرمایه اجتماعی با مؤلفه های اصلی خود از جمله آگاهی، اعتماد و مشارکت، یکی از نیازهای هر حکومت برای اداره جامعه و تحقق خواسته ها و مطلوبیت های حکمرانی جوامع امروزی می باشد؛ لذا با توجه به اهمیت موضوع و فقدان پژوهش های عمیق و کاربردی در این خصوص، محقق با هدف دستیابی به مدل مدیریت تهدیدات سیاسی - امنیتی ج.ا.ایران بر مبنای مؤلفه های سه گانه آگاهی، اعتماد و مشارکت اجتماعی ، اقدام به این پژوهش نموده است. این تحقیق کاربردی- توسعه ای است که با استفاده از روش " نظریه مبنایی " انجام شده است؛ پژوهش حاضر جهت دستیابی به پاسخی مناسب ، مستندات و مبانی نظری مرتبط با موضوع فوق را جمع آوری و نظرات تخصصی خبرگان را از طریق مصاحبه عمیق با 30 نفر از صاحب نظران این حوزه اخذ نموده و ضمن تجزیه وتحلیل یافته ها، عوامل اثرگذار را در جهت تدوین مدل مورد نظر، استخراج نموده است. این مدل در قالب 115 شاخص، 35 مؤلفه و 3 بعد، تدوین و طراحی گردیده است که محقق پس از نتیجه گیری و پاسخ به سئوالات در پایان پژوهش، پیشنهادات اجرایی و راهبردی متناسب با موضوع و یافته های تحقیق را ارائه نموده است.
زمینه ها و پیامدهای گرایش جوانان به ورزش بدن سازی: مطالعه ای در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹۳
169 - 197
حوزههای تخصصی:
بدن انسان به طور عام و جذابیت جسمانی به طور خاص یکی از موضوعاتی که در دنیای امروز تحت تأثیر رسانه های ارتباطی جدید، رشد فرهنگ مصرفی و شکل گیری گفتمان های مدرن و پست مدرن اهمیت زیادی پیدا کرده است و از عوامل اصلی تشکیل دهنده روابط بین افراد به شمار می رود. تحقیق با پژوهش کیفی و راهبرد نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه عمیق با 15 نفر از مردان 15 تا 35 ساله باشگاه های بدن سازی مناطق مختلف شهر شیراز که حداقل 6 ماه سابقه عضویت در باشگاه را داشتند، به دست آمده و بر اساس کدگذاری کوربین و اشتراوس تجزیه وتحلیل شده اند. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به بیست مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. برخی از مقولات عبارت اند از: اقبال عمومی در جامعه نسبت به مدیریت نمایشی بدن، کسب نفوذ اجتماعی در بین دوستان و اطرافیان، مصرف به مثابه نمایش در بستر خانواده و جامعه، شرایط و وضعت منزلتی فرد، حس خوب نسبت به تناسب اندام، مقایسه اجتماعی خود با دیگران، پایداری در روابط اجتماعی و تمایز خود و مقبولیت بیشتر در نزد دیگران. مقوله هسته نیز عبارت است از مدیریت و خودنمایی بدن به مثابه استراتژیی برای تمایز اجتماعی.
بررسی و تحلیل برخی از دیدگاه های زبانی امام بخش صهبایی با تکیه بر شرح سه نثر ظهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر هنری دیگرگونه نگریستن است و این نگرش هنری در کارکردهای زبانی آشکار می گردد. بهره گیری از عناصر زبانی نیز، نشانگر نگرش هنری هنرمند است؛ به این معنا که نویسنده با به کارگیری زبان هنری اثرش را فصیح و بلیغ و تأثیرگذار می گرداند. در پژوهش پیشِ رو به روش توصیفی-تحلیلی سعی کرده ایم به خوانش عناصر تازه کتاب «شرح سه نثر ظهوری» که نماینده نقد زبان شناسی نوظهور قرن نوزدهم میلادی در شبه قاره است بپردازیم؛ عناصر تازه ای چون اختلاف لغات براساس اختلاف مصوت و صامت، بدل البدل نوع تازه ای از ابدال، توافق اللسانین در مبحث لغت. هدف اصلی این پژوهش، کشف و معرفی این عناصر تازه زبانی است که در حوزه زبان شناسی دوره صهبایی مطرح بوده است. دستاوردها گویای این است که شارح به خوبی توانسته در شرح اثر، ارتباط بین سه عنصر اساسی پدیدآورنده، متن و مخاطب را حفظ و موازین علمی زبان شناسی را که هنوز در حال تکوین بوده، رعایت کند. همچنین او به خوبی توانسته است مسائل زبانی دوره خود را، طبق اصول و موازین علمی روزگار در آثار خود پی بگیرد. بازخوانی علمی آرای زبانی صهبایی و معاصرانش می تواند برای مخاطب در ادراک آثار ادبی این دوره، شعرشناسی، نثرپژوهی و در نتیجه، غنابخشی به ظرفیت های نقد زبانی مؤثر افتد.
The Impact of Structure and Agent on Iran's Foreign Policy during the Second Pahlavi Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خصوصی سازی در ایران؛ چالش های نوین اقتصادی و مالی منطقه ای با نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه منطقه ای پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
23 - 56
حوزههای تخصصی:
اصل 44 قانون اساسی به لزوم پیاده سازی خصوصی سازی در ایران پرداخته است که مبین اهمیت بالای آن در اقتصاد کشور است؛ درحالی که با سپری شدن بیش از 4 دهه از تدوین این قانون، نتایج پژوهش های اخیر نشان می دهد خصوصی سازی در ایران پیشرفت بسیار کندی داشته و اجرای آن نیز تأثیر مثبتی در سودآوری بنگاه های اقتصادی واگذار شده نداشته و در عوض، بدهی ها و ریسک های آن ها افزایش یافته است. مطالعه در ابعاد گوناگون خصوصی سازی، ازجمله موارد مالی و اقتصادی می تواند زوایا و مؤلفه های اثرگذار در اجرای صحیح آن را روشن سازد. هدف تحقیق حاضر ارائه نقش مؤلفه های اقتصادی و مالی در خصوصی سازی، در قالب مدلی به روش برخاسته از داده ها (داده بنیاد) -یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی- است. ابتدا شناخت اولیه داده ها به روش فراتحلیل اجرا شد و سپس روش داده بنیاد، با انجام 14 مصاحبه در استان های تهران، اصفهان و خوزستان به روش گلوله برفی به اشباع رسید. با توجه به گوناگونی منابع سعی شد مدلی جامع از عوامل اقتصادی و مالی اثرگذار ارائه شود. یافته ها نشان داد عوامل علّی اقتصادی و مالی اصلی اثرگذار بر خصوصی سازی عبارتند از: 1. علل اقتصادی شامل ساختار و محیط اقتصادی کشور، توان بخش خصوصی و فساد اقتصادی؛ 2. علل مالی شامل مسائل درون و برون سازمانی شرکت های دولتی، مشکلات موجود در محاسبات و برآوردها، عوامل انگیزشی و مقررات و استانداردهای موجود. شرایط بستر، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها نیز بصورت مدلی یکپارچه ارائه شد و درنهایت کیفیت مدل با استفاده از روش دلفی مورد ارزیابی قرار گرفت.
مقایسه تاثیر فعالیت های بدنی مختلف وامانده ساز بر اشتها، کالری دریافتی، کالری مصرفی و علاقه مندی به غذا در دختران دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف : تنظیم تعادل انرژی در انسان مسئله پیچیده و مبهمی است. مطالعات مختلف حاکی از رابطه بین فعالیت بدنی و ایجاد تعادل منفی انرژی در بدن است. هدف از این مطالعه، تعیین اثر فعالیت های بدنی مختلف وامانده ساز بر اشتها، کالری دریافتی، کالری مصرفی وعلاقه مندی به غذا در دختران دانشجو بود. روش تحقیق: روش تحقیق به صورت نیمه تجربی بود. تعداد 10 داوطلب دختر به صورت غیر تصادفی و داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها دو پروتکل تمرینی شامل شنا و دویدن را با شدت 80 درصد حداکثر ضربان قلب تا حد واماندگی و یک پروتکل تمرین مقاومتی را با شدت 80 درصد یک تکرار بیشینه تا حد واماندگی در 3 جلسه اجرا نمودند. میزان اشتها، کالری دریافتی و علاقه مندی به غذا از طریق پرسشنامه توسط آزمودنی ها ثبت گردید. انرژی مصرفی نیز از طریق فرم ثبت اطلاعات در LSD مربوط به فعالیت بدنی 24 ساعته ثبت شد. از روش تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی برای تجزیه و تحلیل داد ه ها استفاده شد. یافته ها : تمایل به غذا خوردن فقط بلافاصله بعد p>0/05 سطح معن یداری پیدا کرد. احساس گرسنگی نیز فقط بلافاصله )p=0/ از تمرین مقاومتی، نسبت به تمرین دویدن، افزایش معنی داری ) 001 داشت؛ در حالی که احساس سیری و توانایی )p=0/ بعد از تمرین شنا، نسب به تمرین دویدن، افزایش معنی داری ) 001بین تاثیر یک جلسه تمرین شنا، . )p <0/ غذا خوردن در چهار زمان، بین سه نوع تمرین تفاوت معن یداری نداشت ) 05 دویدن و تمرین مقاومتی دایره ای وامانده ساز از لحاظ اثر گذاری بر تمایل به غذا خوردن به غذا، کالری دریافتی و دیده نشد. نتیجه گیری : بین فعالیت های مختلف تمرینی از لحاظ اثر )p <0/ کالری مصرفی؛ تفاوت معنی داری ) 05 گذاری بر کالری دریافتی، کالری مصرفی و اشتها تفاوت معناداری وجود نداشت؛ و این بدان معناست که بدون در نظر گرفتن نوع فعالیت به اجرا درآمده، تمرین سبب تعادل کالریکی منفی می شود؛ تغییری که احتمالا نمی تواند در کوتاه مدت جبران شود.
مقایسه متابولیسم سوبسترا و کارآیی مکانیکی خالص حین دویدن روی نوار گردان در دختران چاق، لاغر و با وزن طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف: ترکیب بدنی ارتباط نزدیکی با سلامت و نحوه اجرای حرکات ورزشی دارد. بنابراین، هدف تحقیق حاضر مقایسه متابولیسم سوبستراها و کارآیی مکانیکی خالص حین دویدن بر روی نوار گردان در دختران چاق، لاغر و با وزن طبیعی بود. روش تحقیق: برای این منظور، 9 دختر لاغر (چربی بدن 56/3 ± 17/19 درصد)، 9 دختر چاق (چربی بدن 42/4 ± 29/42 درصد) و 9 دختر طبیعی (چربی بدن 58/3 ± 23/27 درصد) برای شرکت در طرح انتخاب شدند. پروتکل ورزشی شامل دویدن بر روی نوارگردان با شدت 75 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 30 دقیقه اجرا شد و گازهای تنفسی با استفاده از دستگاه تحلیل گازهای تنفسی به مدت 30 دقیقه در حالت پایه و 30 دقیقه حین فعالیت جمع آوری شد و میزان اکسیداسیون چربی، کربوهیدرات، هزینه انرژی و کارآیی مکانیکی خالص شرکت کنندگان محاسبه گردید. سپس داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون LSD و در سطح 05/p
تأثیر8 هفته دویدن تداومی برسطوح سرمی پروتئین شبه متئورین و اینترلوکین 6 در رت های نر مبتلا به سندرم متابولیک(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف: کنترل چاقی از اجزای مهم بهداشت عمومی به حساب می آید و فعالیت ورزشی با هدف پیشگیری و درمان چاقی، از راهکارهای مهم توصیه شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 8 هفته دویدن تداومی بر غلظت سرمی پروتئین شبه متئورین و اینترلوکین-6 (IL-6) در رت های نر مبتلا به سندرم متابولیک بود. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع تجربی بود. تعداد 24سر رت نر نژاد ویستار 6 هفته ای با وزن 180-150 گرم، به طور تصادفی به دو گروه رژیم غذایی استاندارد (SD, n=8) و رژیم غذایی با چربی بالا (HFD, n=16) تقسیم شدند و به مدت 12 هفته تحت رژیم غذایی قبل از ورزش قرار گرفتند. بعد از این دوره، 8 سر رت از گروه (SD) و 8 سر رت از گروه HFD انتخاب شدند تا وضعیت سندرم متابولیک از طریق سنجش سرمی نیمرخ لیپید و انسولین تایید شود. سپس 16 رت گروه (HFD) به طور تصادفی به دو گروه کنترل سندرم متابولیک (Ctr+MetS, n=8) و تمرین تداومی (CT, n=8) تقسیم گردیدند. پروتکل دویدن تداومی هوازی با شدتی معادل 75-65 درصد حداکثر سرعت از هفته اول تا هفته هشتم اجرا شد. در پایان هفته هشتم، مقادیر سرمی پروتئین شبه متئورین و IL-6 با استفاده از کیت های ویژه رت شرکت زلبایو کشور آلمان مورد سنجش قرار گرفتند. آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی برای بررسی تغییرات بین گروهی بکار گرفته شد. داده ها با کمک نرم افزار SPSS نسخه 20 در سطح معنی داری 05/p≤0 تحلیل شدند. یافته ها: انجام 8 هفته دویدن تداومی نتوانست بر سطح سرمی متئورین تاثیر معنی داری (افزایش غیرمعنی دار) داشته باشد (09/0=p)؛ با این حال، سطح سرمی IL-6 در گروه سندرم متابولیک افزایش معنی داری داشت (001/0=p). نتیجه گیری: به نظر می رسد 8 هفته دویدن تداومی اثرات اندکی بر تنظیم التهاب ناشی از چاقی از طریق تنظیم شاخص سرمی پروتئین شبه متئورین و IL-6داشته باشد.
تاثیر استفاده از ماسک های پزشکی بر پاسخ های قلبی – عروقی و درک فشار زنان سالم حین اجرای یک پروتکل ورزشی زیربیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)
زمینه و هدف : شیوع COVID-19 تاثیری زیادی بر همه جنبه های زندگی بشر داشته و برای کنترل آن، استفاده از ماسک های تنفسی به عنوان ابزاری کنترلی، گسترش یافته است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر استفاده از ماسک های پزشکی بر پاسخ های قلبی – عروقی و درک فشار زنان سالم حین اجرای یک پروتکل ورزشی زیربیشینه بود. روش تحقیق : این یک طرح تحقیق تصادفی جهت ارزیابی اثرات ماسک های تنفسی(N95 در برابر جراحی) و یا وضعیت بدون ماسک، متعاقب یک فعالیت زیربیشینه ( با شدت 60 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب) در سه گروه زنان داوطلب سالم (به ترتیب با میانگین سن و نمایه توده بدن معادل 6±3/28 سال و 3±23 کیلوگرم بر متر مربع) اجرا شد. شرکت کنندگان در گروه های تمرین زیربیشینه با ماسک N95 ، تمرین زیربیشینه با ماسک جراحی، و تمرین زیربیشینه بدون ماسک قرار گرفتند. پارامترهای قلبی - عروقی شامل مدت QRS، فاصله QT، قطعه ST و مدت موج P با دستگاه ECG ارزیابی و داده ها با آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح p≤0/05حلیل شدند. یافته ها : پوشیدن ماسک تاثیر معنی داری بر درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن (77/p=0)، ضربان قلب (34/p=0)، فاصله QT (64/p=0)، قطعه ST (58/p=0)، مدت موج QRS (67/p=0) و مدت موج P (45/p=0) متعاقب فعالیت زیربیشینه روی نوارگردان نداشت. میزان درک فشار متعاقب فعالیت با ماسک N95 افزایش معنی داری نسبت به گروه بدون ماسک (006/0=p) و افزایش غیرمعنی داری در مقایسه با گروه با ماسک جراحی (06/0=p) داشت. نتیجه گیری : پوشیدن یک ماسک تنفسی، بویژه ماسک جراحی در حین اجرای فعالیت ورزشی زیربیشینه، بر پاسخ های قلبی عروقی و عملکرد زنان سالم تاثیر زیان باری ندارد.









