ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۰۱ تا ۵٬۹۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۵۹۰۱.

ریشه های اسلامی تعابیر طبیعتِ خلاق و طبیعتِ مخلوق در فلسفه اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۷
استاد دکتر محمّد بایراق دار (بیرق دار)، عضو هیئت علمی گروه فلسفه در دانشگاه آنکارا بوده و مقاله حاضر را در سال 1999 میلادی، تحت عنوان (Spinoza'nın Natura Naturans ve Natura Naturata Kavramlarının İslami Kökenleri) به زبان ترکی استانبولی در نشریه دانشکده الهیات (Edebiyat Fakültesi Dergisi) دانشگاه آنکارا (شماره 40، صفحه های 291 تا 299) به چاپ رسانده است. نویسنده می کوشد تا برپایه پژوهش های اندیشمندان غربی دوره معاصر، پرسش هایی مرتبط با موضوع تعبیرهای طبیعتِ خلاق و طبیعتِ مخلوق را از نو درافکنده و به بررسی آنها بپردازد. لیکن گفتنی است که نویسنده خود را بیشتر بر نشان دادن ریشه های اسلامی این دو تعبیر معطوف ساخته و معتقد است که نخستین بار، جابربن حیّان است که آنها را به کار برده و سپس از راه اندیشمندان دیگری چون ابوحیّان توحیدی و ابوسلیمان سجستانی، به ابن رشد منتقل شده اند. بررسی و استناد مباحث به آثار فیلسوفان اسلامی نامبرده، اگرچه پژوهش و گزارش فشرده ای است، اما توجّه به سیر و تحوّل معنای مفاهیم و برانگیختن اندیشه خواننده برای پیگیری منابع اصلی فیلسوفان اسلامی دوره نخستین، نکته ای است شایسته توجه و درنگ. گفتنی است که نویسنده مقاله خود را به استاد خویش جناب دکتر نجاتی أونر(Prof. Dr.Necati Öner) ، تقدیم نموده است. در واقع چهلمین شماره نشریه دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا، مطابق عنوانِ «ارمغانِ استاد دکتر نجاتی أونر» که روی جلد آن درج شده، شماره ای در بزرگداشت بازنشستگی ایشان بوده است.
۵۹۰۲.

بررسی تطبیقی جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» در نظام دادرسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۴۳
این دیدگاه در جامعه حقوقی و قضایی کشورمان غلبه دارد که تنها جنبه های موضوعی دعوا را می توان به کارشناسی ارجاع داد و امور حکمی تنها و منحصراً در صلاحیت دادرس پرونده است و قابل ارجاع به کارشناس (در مفهوم عام آن) نیست. این مقاله درصدد اثبات این فرضیه است که بهره گیری از حقوقدانان به عنوان خبره، می تواند دستیار مناسبی برای دادرس پرونده در تحلیل درست امور موضوعی و حکمی دعوا باشد. تقویت این دیدگاه، با توجه به تراکم بسیار زیاد و نامتعارف پرونده ها در دادگستری، به سرعت دادرسی و افزایش تعداد تصمیمات علمی و درست منجر خواهد شد. در عین حال باید جنبه های منفی و زیانبار نظریه بررسی و کنترل شود تا بهره گیری از حقوقدانان به عنوان خبره، موجب بروز مشکلات مانند تبانی، فساد، سوءاستفاده و... نگردد. باید توجه داشت که کمک حقوقدان هرگز به معنای تصمیم گیری قاطع وی در دعوا نیست و این قاضی پرونده است که با لحاظ تمامی جهات، اسباب و ادله و ازجمله نظریه حقوقدان، رأی مقتضی را صادر می کند بدون اینکه ملزم به تبعیت از نظریه مذکور باشد. در این مقاله موضوع جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» با در نظر گرفتن آنچه در قوانین فدرال مرتبط با آیین دادرسی مدنی و ادله اثبات دعوا در ایالات متحده مقرر شده و نیز رویه قضایی فدرال این کشور، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نهایتاً راهکارهای عملی و اجرایی برای نظام حقوقی ایران ارائه شده است. در این مقاله، موضوع جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» با در نظر گرفتن آنچه که در قوانین فدرال مرتبط با آیین دادرسی مدنی و ادله اثبات دعوا در ایالات متحده مقرر شده و نیز رویه قضایی فدرال این کشور، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نهایتاً راهکارهای عملی و اجرایی برای نظام حقوقی ایران ارایه می شود.
۵۹۰۳.

ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت های استان تهران که به روش نمونه گیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبه ها تا اشباع داده ها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهی بخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقش ها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک می کنند. عوامل زمینه ای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخله گر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان به عنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته می شوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی می باشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.
۵۹۰۴.

طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران در عرصه ی بازاریابی و هوش مصنوعی می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان و مدیران بازاریابی مرتبط با گردشگری سلامت شهر تهران می باشند که باتوجه به اینکه تعداد دقیق آن ها قابل محاسبه نیست با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 384 نفر در نظر گرفته شد. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که شرایط علی در پژوهش شامل ارتقای رقابت در بازار، بهبود روابط، تحلیل داده های خودکار، توانمندسازی و شرایط زمینه ای شامل مدیریت داده های مشتریان، خدمات هوشمندانه هستند. همچنین شرایط مداخله گر شامل برنامه ریزی کارآمد، صرفه جویی در منابع، مدیریت رفتار مشتریان می باشد. راهبردها در پژوهش عبارتند از حل مشکل یکپارچه سازی، حل مشکل مدیریت اطلاعات، حل مشکلات برنامه ریزی و پیامدها شامل افزایش رضایت مشتریان، افزایش توان مالی، وفادارسازی مشتریان، صرفه جویی در زمان می باشد. نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد که ابعاد به خوبی بر متغیرهای پژوهش بار شده اند و می توانند توصیف مناسبی از متغیرها به عمل آورند.
۵۹۰۵.

ارائه مدل ارزش ویژه برند بر پایه مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل ارتقای ارزش ویژه برند در فروشگاه های زنجیره ای هایپراستار شیراز انجام شده است. با توجه به نقش حیاتی برند در ایجاد تمایز رقابتی و حفظ مشتریان در بازارهای رقابتی، این تحقیق بر آن است تا با بهره گیری از مؤلفه های مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت، مدلی مفهومی و بومی برای افزایش ارزش ویژه برند ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی از لحاظ نوع پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) طراحی شده است. در بخش کیفی، از رویکرد نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) بر اساس مدل نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شرایط مداخله گر، به ویژه مسئولیت اجتماعی شرکت، بیشترین تأثیر را بر راهبردهای ارتقای ارزش ویژه برند دارد. از سوی دیگر، عوامل سازمانی برخلاف انتظار، تأثیر معناداری بر راهبردهای برند نداشتند که این یافته می تواند زمینه ساز پژوهش های آینده در حوزه منابع انسانی و نقش آن در استراتژی های بازاریابی باشد. نتیجه گیری: ارتقای ارزش ویژه برند مستلزم برنامه ریزی دقیق در حوزه های مسئولیت اجتماعی، تمایز خدمات، ارتباط با مشتری و تصویرسازی برند است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کاربردی در سیاست گذاری برند و بازاریابی در سازمان های خرده فروشی به کار گرفته شود و زمینه ارتقای جایگاه رقابتی برند را فراهم آورد.
۵۹۰۶.

نقش جریان نقد آزاد شرکت بر رابطه بین توانایی رهبری مدیران و مخارج بازاریابی و فروش بر رشد اقتصادی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: یکی از راه هایی شناسایی چگونگی بهبود رشد اقتصادی شرکت ها، شناخت توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش است. در این راستا نمی توان از نقش جریان نقد آزاد شرکت نیز غافل شد. روش: در این پژوهش داده های مربوط به ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از روش داده های ترکیبی (پنل دیتا) بهره گرفته شده و با توجه به ماهیت داده ها، مدل اثرات ثابت به عنوان مدل مناسب انتخاب شده است. تحلیل داده ها از طریق رگرسیون چندگانه صورت گرفته تا روابط میان متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل گر به طور دقیق بررسی شود. یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش توانایی رهبری مدیران موجب بهبود رشد اقتصادی شرکت ها می شود. همچنین افزایش مخارج بازاریابی و فروش موجب کاهش رشد اقتصادی شرکت ها می شود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش به طور مستقیم بر رشد اقتصادی شرکت ها تأثیرگذارند. در عین حال، جریان نقد آزاد می تواند به عنوان یک عامل تعدیل گر، اثرات منفی مخارج بازاریابی و فروش را کاهش دهد، اما توانایی رهبری مدیران را تعدیل نمی کند. این یافته ها می توانند به مدیران و تصمیم گیرندگان شرکت ها کمک کنند تا در تخصیص منابع و اتخاذ استراتژی های مالی و بازاریابی خود هوشمندانه تر عمل کنند.
۵۹۰۷.

تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان دختر: نقش میانجی افکار خودکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی با نقش مداخله گر افکار خودکار در جمعیت دانشجویی انجام شد. نمونه مورد پژوهش، شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه زابل بود. اعضای نمونه پرسشنامه های افکار خودکار، نشانگر بهزیستی روانی و هوش معنوی را به صورت گزارش شخصی (مداد و کاغذی) تکمیل کردند و در نهایت، اطلاعات حاصل از ۱۴۵ آزمودنی (۱۸ تا ۳۲ساله) با میانگین سنی ۲۱.۷۸، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی پیرسون، حاکی از وجود ارتباط معنا دار بین ابعاد هوش معنوی، افکار خودکار منفی، و بهزیستی روانی بود و نتایج معادلات ساختاری نیز نقش میانجی افکار خودکار منفی در تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان را مورد تأیید قرار داد. یافته های مطالعه حاضر به ما نشان داد که افکار خودکار منفی به عنوان یک سازوکار روان شناختی، هوش معنوی را به بهزیستی روانی مرتبط می سازد و بهبود هوش معنوی افزون بر مزایای مستقیم برای بهزیستی روانی، به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش افکار خودکار منفی نیز موجب بهبود بهزیستی روانی می گردد؛ بنابراین، تلفیق مداخلات درمانی با آموزش های مبتنی بر هوش معنوی می تواند به مدیریت و بازسازی بهتر الگوهای فکری منفی افراد کمک کند.
۵۹۰۸.

تحلیل کتاب سنجی روند پژوهش های کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۵۹۰۹.

بررسی اثربخشی قیمت گذاری اوراق اختیار معامله با استفاده از مدل های یادگیری ماشین در مقایسه با مدل بلک شولز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مشکلات اساسی که سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه با آن روبه رو هستند، بحث مدیریت ریسک است. اوراق اختیار معامله از کاربردی ترین ابزار مالی در راستای مدیریت ریسک محسوب می شوند. ازاین رو، شیوه قیمت گذاری این اوراق اهمیت ویژه ای دارد. بااین حال، روابط پیچیده و غیرخطی میان عوامل مؤثر بر قیمت اختیار معامله، مدل سازی این روابط را با چالش هایی همراه کرده و منجر به استفاده از مفروضات محدودکننده و غیرواقعی در ساخت مدل ها شده است. یکی از راهکارهایی که برای حل این مسئله مطرح گردیده، استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. الگوریتم های یادگیری ماشین محدودیتی در یافتن روابط غیرخطی پیچیده میان متغیرها نداشته و می توانند بدون درنظرگرفتن مفروضات غیرواقعی، دست به ساخت مدل های موردنیاز بزنند. در همین راستا هدف این پژوهش بررسی عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله در مقایسه با مدل بلک شولز است. در این پژوهش از 144 اوراق اختیار معامله ای که از فروردین 1397 تا اردیبهشت 1403 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند، استفاده شده و به قیمت گذاری این اوراق با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز پرداخته شده است. برای بررسی عملکرد این مدل ها به مقایسه برآورد هریک از مدل ها باقیمت بازار این اوراق پرداخته شده است. این مقایسه با استفاده از معیارهای آماری میانگین خطا مطلق و جذر میانگین مربعات خطا انجام شده است. همچنین، پژوهش حاضر عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز را با در نظر گرفتن دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله نسبت به مدل بلک شولز عملکرد بهتری داشته اند. همچنین مقایسه عملکردمدل ها در پیش بینی قیمت متناسب با دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز برتری الگوریتم های یادگیری ماشین را تائید می کند. در این میان، الگوریتم تقویت گرادیان سریع نسبت به سایر مدل ها بهترین عملکرد را داشته است.
۵۹۱۰.

تحلیل تاریخی احادیث لعن زائرات القبور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
در منابع روایی اهل سنّت خبری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که مشتمل بر لعن بر زنان زائر قبرهاست. همه تحریرهای این خبر از پیامبر(ص) است و دو دسته کلّی دارد؛ دسته اول تنها مشتمل بر لعن زوّارات/زائرات قبور است که از ابوهریره و حسّان بن ثابت نقل شده ، و دسته دوم علاوه بر آن، لعن کسانی که بر قبر مسجد و چراغ برپا می کنند را نیز در بر می گیرد و به ابن عباس می رسد. تاریخ گذاری این اخبار با استفاده از روش تحلیل اسناد-متن نشان می دهد که نمی توان نسبت به تاریخ شکل گیری اخبار دسته اول نظر دقیقی ارائه داد و مضمون لعن زنان زائر قبور با اخبار دسته دوم، در حدود سال 131ق در عراق و بیشتر بصره رایج شده است که با برخی داده های فرهنگی منقول از بزرگان عراق مبنی بر کراهت از زیارت قبور تأیید می شود. در عین حال، داده های متعدد از سیره پیامبر (ص) و برخی زنان و مردان صحابه در منابع اهل سنت، نشان می دهد آنان به زیارت قبور مبادرت داشته اند. به همین دلیل است که نسخ اخبار ناهی در بین عالمان اهل سنت از همان دوره متقدم گزینه مطرحی بوده است. در نتیجه، رواج زیارت قبور در بین برخی بزرگان و خواص را نمی توان به معنای رواج عمومی آن دانست. بلکه در این زمینه، تا اوایل سده دوم همچنان ابهاماتی اساسی در ذهن برخی مسلمانان، به خصوص اهل بصره، وجود داشته است.
۵۹۱۱.

اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس شهر اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش تحت 8 جلسه برنامه آموزشی ذهنی سازی قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس پرخاشگری باس و پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، سیاهه خودآسیبی اُتاوا-کارکردها (OSI-F؛ مارتین و همکاران، 2013) انجام شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری و رفتار آسیب به خود در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p). بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (01/0>p). نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع یافته ها بر پتانسیل برنامه آموزشی ذهنی سازی به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان تأکید دارد. در همین ارتباط ادغام آموزش ذهنی سازی در سیستم های آموزشی می تواند نوید بخش ارتقای سلامت روان در نوجوانان باشد.
۵۹۱۲.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۵۹۱۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
۵۹۱۴.

بررسی تطبیقی اصول حاکم بر تفسیر قانون و قرارداد در نظام حقوقی ایران و فرانسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۳
حقوق ایران و فرانسه از نظام حقوقی نوشته پیروی می کند و در تحریرات حقوقی اصولی که برای تفسیر قانون و قرارداد در هر دو نظام حقوقی وجود دارد تا قصد و اراده باطنی قانون گذار و طرفین قراردادی کشف گردد، به نحو مجزی به رشته تحریر در آمده است ولی هیچ گاه اصول مذکور در کنار هم و به نحو تطبیقی در خصوص حقوق ایران و فرانسه مورد مداقه قرار نگرفته است. برای بررسی این مهم باید اصول حاکم بر تفسیر قانون ایران و فرانسه که در تفسیر قراردادها نیز موثر است به تفکیک مورد بررسی قرار گیرد، شباهت ها و تمایزات آن ها مبرهن و جایگاه بکارگیری این اصول و تقدم و تاخر استفاده از آن ها معلوم شده و نهایتا نگارندگان تحقیق به شیوه تحلیلی- توصیفی به این مهم دست یافتند که بسیاری از اصول حاکم بر تفسیر قانون و قرارداد در هر دو نظام حقوقی تکرار می شود و اگر از نظر ظاهری اصول متمایزی در هر یک از نظام های حقوقی مذکور وجود داشته باشد، ماهیت آن اصول متفاوت را می توان در نظام حقوقی دیگر کشف کرد و با شناخت و تسلط مفسر در بکارگیری این اصول در جایگاه خود و رعایت تقدم و تاخر آن ها می توان از تمام ظرفیت هر یک از این دو نظام حقوقی برای تفسیر بهتر و صحیح تر قانون و قرارداد بهره برد.
۵۹۱۵.

واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند. واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست. کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است. این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سؤالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری مؤثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست. روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد. برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، 21 مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است. همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تأکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده مؤید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تأکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تأثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تأثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند. تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: مؤلفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.
۵۹۱۶.

The Neglect and Restoration of the Heart(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۷
The heart is the moral and affective center of the person, and plays a crucial role in spirituality. I examine the work of Dietrich von Hildebrand on the heart, in particular his call to restore the heart after its millennia-long neglect by Western philosophy. Von Hildebrand accounts for the neglect of the heart in terms of a Stoicism that views it as non-intentional, i.e. as disclosing nothing about reality. Instead of responding to objective values, the heart delivers an internal turbulence that distracts from the intellectual task of cognizing what is truly good. Stoicism reduces affective states to a preliminary sensation (propatheia) and a propositional belief that the intellect must evaluate. There is no disclosive capacity intrinsic to affective states that is untranslatable to intellectual propositions. Stoics stress conformity to an objective teleology of the person rather than feeling, through the cultivation of logic. The Epicurean embraces the opposite extreme, giving internal sensations of pleasure and pain pre-eminence over logic. Feeling pleasure supersedes any conformity to an objective standard. The binary of Stoicism and Epicureanism is a lens to understand the neglect of the heart, and to restore the heart. The heart both generates internal sensations, but also provides an evaluative disclosure of reality that is not translatable to intellectual propositions, and so the heart can unite both the objective and subjective domains emphasized by Stoicism and Epicureanism.  
۵۹۱۷.

نقش ملاتونین در بهبود مشکلات خواب در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی: یک مرور روایتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه-بیش فعالی یکی از اختلالات عصبی رشدی شایع در کودکان است که اغلب با مشکلات خواب همراه است. این مشکلات می توانند به تشدید علائم اختلال نقص توجه-بیش فعالی و کاهش کیفیت زندگی کودکان و خانواده هایشان منجر شوند. هدف از این مطالعه، بررسی اثربخشی ملاتونین در بهبود مشکلات خواب کودکان مبتلا به این اختلال و تحلیل شواهد موجود در این زمینه بود. مواد و روش ها: این پژوهش یک مرور روایتی بود که مقالات مرتبط از پایگاه های داده ای معتبر مانند PubMed، Scopus، Web of Sciences و Google Scholar جمع آوری شدند. استراتژی جستجو شامل ترکیب واژگان کلیدی "ملاتونین"، "اختلال نقص توجه-بیش فعالی"، "مشکلات خواب" و "بی خوابی" بود. معیارهای ورود شامل مقالات آزمایشی، شبه آزمایشی و پژوهش های بود که جمعیت هدف آن ها کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی بودند. در مجموع، از 117 مقاله شناسایی شده، 9 مقاله بر اساس معیارهای ورود انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: پژوهش های بررسی شده نشان دادند که ملاتونین به طور معناداری باعث کاهش تأخیر در شروع خواب، افزایش مدت خواب، و بهبود کیفیت کلی خواب در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی می شود. برخی پژوهش هایبه کاهش مشکلات خواب ناشی از مصرف داروهای محرک مانند متیل فنیدیت نیز اشاره کردند. عوارض جانبی گزارش شده شامل موارد خفیف و گذرا بود. اثربخشی ملاتونین در تمامی سنین و در هر دو جنس مشاهده شد، اما تأثیرات بلندمدت ملاتونین نیاز به بررسی های بیشتری دارد. نتیجه گیری: ملاتونین می تواند به عنوان یک درمان ایمن و مؤثر برای مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی استفاده شود. با این حال، استفاده ترکیبی از ملاتونین با مداخلات رفتاری مانند بهداشت خواب می تواند نتایج بهتری را به همراه داشته باشد. پژوهش های آینده باید بر بررسی تأثیرات بلندمدت و فردی سازی درمان ها تمرکز کنند. واژه های کلیدی: اختلال نقص توجه-بیش فعالی، ملاتونین، مشکلات خواب، کودکان، مرور روایتی.
۵۹۱۸.

دوگانگی عاطفی در قصد مهاجرت جوانان تهرانی: از درهم تنیدگیِ احساسات متناقض تا ترومای تصمیم گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
در جهان معاصر، دیگر مهاجرت تنها یک کنش بر پایهٔ نقل مکان جغرافیایی نیست، بلکه فرایندی احساسی، تردیدبرانگیز، هویتی و توأمان با بیم وامید است. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی احساسات جوانان متمایل به مهاجرت در شهر تهران بود که با روش شناسی کیفی و روش نظریهٔ زمینه ای انجام شد. به این منظور، با ۲۸ جوان در شهر تهران که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. در مرحلهٔ تحلیل داده ها، ۱۰۸ کد باز، ۲۹ مقولهٔ فرعی، ۹ مقولهٔ اصلی و یک مقولهٔ هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: هویتِ معلق، (مناقشهٔ ماندن یا رفتن: ترومای تصمیم گیری صحیح و ترس از پشیمانی)، رؤیاسازی های فانتزی یا ناکجاآبادهای افسانه ای، (رؤیای مدرن: روان پریشی جغرافیایی)، (ریشهٔ آغاز میل به رفتن: از سرخوردگی های کوچک تا میل به ساختن خودِ تحقق نیافته)، کالاوارگی، مصرف گرایی و سوژه سازی موفقیت اقتصادی، (جلوهٔ نمایشی اینستاگرام از زندگی مهاجران: از واقعیت تا نمایش)، استراتژی ها: از پیگیری قوانین مهاجرتی تا ترک شغل و عدم فعالیت های روزمره، پیامدها: از اضطراب و هیجان تا تنش و تردید. همچنین، «مسئلهٔ مهاجرت جوانان: از درهم تنیدگی احساسات متناقض تا میل و تردید برای ناکجاآباد» به عنوان مقولهٔ هستهٔ انتخاب شد و درنهایت مدل پارادایمی مستخرج از داده ها تنظیم شد. یافته ها بر این دلالت دارند که در کُنه تصمیم گیری جوانان به مهاجرت، ترس، تردید، استرس و تشویش خانه کرده است؛ این کشمکش عاطفی-هیجانی، چیزی بیش از یک احساس موقت و مقطعی است. بر اساس یافته های پژوهش می توان این گونه تبیین نمود که مهاجرت، برای برخی از جوانان موردمطالعه در شهر تهران، ملغمه ای از رؤیاها و اضطراب ها و حرکت از ابعاد منِ ناراضی به مقصدی پُرچالش و مبهم است؛ نشانی از یک وضعیت و فرایندی دوگانه در جوانِ عصر جدید که او را در تلهٔ رفتن یا نرفتن، و بودن و شدن گرفتار کرده است.
۵۹۱۹.

نماد پردازی جایگاه تمدّنی اهل بیت (ع) مبتنی بر کاربست واژه «منار» در ادعیّه و زیارات مأثوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
درک دقیق جایگاه تاریخی و تمدنی اهل بیت، مبتنی بر تحلیل عمیق آموزه های ایشان از جمله متون نیایشی است. مسئله مشخص در پژوهش حاضر آن است که اهل بیت چگونه با کاربست واژه منار در ادعیه و زیارات، به نمادپردازی در تعلیم و تفهیم همگانی نسبت به جایگاه تمدّنی خود پرداخته اند؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی در میان ادعیه و زیارات، این نمادپردازی در چهار جنبه عینی و محیطی منار، جنبه نوری و روشن گری منار، جنبه راه نمایی و راه گشایی منار و نهایتاً، جنبه آیینی و آوایی منار قابل تحلیل است. در نتیجه مشخص گردید که حتی در ادعیه و زیارات که به صورت طبیعی جنبه معنوی دارند، می توان ابعاد محسوس و ملموس را در معناسازی و پیام پردازی جانمایی و رهگیری کرد. به علاوه در متن ادعیّه و زیارات، نه تنها بایستی فرازها و گزاره ها مورد توجه و تعمّق باشند، بلکه علاوه بر آن تک واژه ها و اصطلاحات نیز بایستی مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرند. در نهایت، کاربست این واژه در زیارات، می تواند حاکی از یک روش مستقل نمادگرایانه، در تبلیغ و آموزش مفاهیم دینی باشد.
۵۹۲۰.

اختلاف معنایی «اهل الکتاب، الذین اوتوا الکتاب و الذین آتیناهم الکتاب» در قرآن؛ معناشناسی و سیر نزول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
«اهل کتاب» در آیات قرآن، با عناوین مختلف «أوتوا الکتاب»، «أهل الکتاب» و «آتیناهم الکتاب» خطاب شده اند. کشف اختلاف معنایی بین این سه اصطلاح در قرآن که در نگاه اول، معنایی مشترک دارند، مسئله اصلی این مقاله است نویسنده سعی کرده است با روش توصیفی تحلیلی و با کمک مؤلفه های معنایی و کاربرد این عبارات در سیر نزول آن را بررسی و ارزیابی کند. درنهایت نتیجه چنین شد که عنوان «الذین آتیناهم الکتاب» در مرتبه ای والا، گروهی از احبار و علمای اهل کتاب را مدنظر قرار می دهد که حضور آن ها عمدتاً در مکه بود. این گروه، نبوت پیامبر و حقانیت قرآن را تصدیق کردند و بدان ایمان آوردند. در مرتبه نازل تر «الذین أوتوا الکتاب» قرار دارند که حضورشان در آیات مدنی پررنگی است. آن ها گروهی از علما و اشراف فاسق اهل کتاب بودند که با وجود علم به حقانیت اسلام، به کتمان آن پرداختند. دلیل بر این قول نیز همنشینی «الذین أوتوا الکتاب» با واژگانی همچون علم، معرفت، میثاق، بینه و کتمان است. «أهل الکتاب» نیز مجموعه ای از این دو گروه، به علاوه عموم اهل کتاب بودند که شامل مؤمنان و کافران می شدند و به اذعان قرآن، تابع علما و بزرگانشان بودند. این گروه نیز همچون گروه دوم در طول دوران نزول سوره های مدنی قرآن حضور داشتند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان