مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸٬۴۶۱ تا ۵۸٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷
103 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل محتوای بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه در سریال های رسانه ملی انجام شده است. در ابتدا، از مبانی نظری ارتباطات زیست محیطی- مبنی بر نقش رسانه ها در شکل دهی به تعامل جوامع و محیط زیست، آگاهی بخشی و نحوه مقابله با بحران های زیست محیطی- بهره برده ایم. در ادامه، نظریه های «تأثیر پیام های ارتباطی»، «سه گانه یادگیری اجتماعی و جامعه پذیری»، «برجسته سازی» و نظریه «چهارچوب سازی» را با محوریت برساخت معنا مورد بحث و بررسی قرار داده ایم. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قراردادی بدون تحمیل مقوله های ازپیش تعیین شده استفاده شده است. جامعه آماری، سریال «دریا»ست و مضامین مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب و تحلیل شده اند. در سریال «دریا»، بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه، اثرات اجتماعی و اقتصادی آشکاری را بر جوامع پیرامون حوضه آبریز تحمیل کرده که پدیده های بیکاری، مهاجرت، افزایش جرم، از بین رفتن کشاورزی، تعطیلی کشتی رانی و صنعت گردشگردی از جمله آنهاست. سریال «دریا»، دومقوله «مدیریت منابع آب» و «اصلاح روند توسعه نامتوازن کشاورزی» را به عنوان راهکارهای گذر از بحران، ارائه و آینده احیای دریاچه ارومیه را امیدبخش ترسیم می کند. در این سریال، انسان، مهم ترین عامل اثرگذار در پدیدآمدن بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه تصویر شده، اما این عامل، بدون طرح مسئله یا پرداختن به معضل اقدامات کلان سیستم تنها به مسئله اقدامات انسان به مثابه کشاورز در سطح خُرد بسنده می کند.
واکاوی مضامین هنرِ اخلاق مدار در اندیشه استاد مطهری و سینمای اینگمار برگمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷
195 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه تطبیقی اندیشه های استاد مطهری و اندیشه های اینگمار برگمان (فیلمساز نامدار سوئدی) با توجه به فیلم های اوست. استاد مطهری درباره سینمای اخلاق مدار، به بررسی و تحلیل مباحثی همچون اخلاق، زیبایی، هنر متعالی و غیرمتعالی، فلسفه سینما، زن در سینما، بحران های جهان مدرن، مرگ و... پرداخته است. با پژوهشی جامع در آثار سینمای استعلایی برگمان و مطالعه گفته های وی در منابع مکتوب و غیرمکتوب، به مشابهت هایی چشمگیر میان نظرات و جهان های هنری– فلسفی آن دو می رسیم که مطالعه ای تطبیقی– تحلیلی میان آنها، دریچه ای جدید را برای فهم بهتر مفاهیم مذهبی و استعلایی خواهد گشود. فلسفه رستگاری و نجات، مرگ و آخرت گرایی، خداشناسی و عنصر ایمان، از مفاهیم مهم استخراج شده از آثار برگمان است.
افزایش آگاهی زیست محیطی مخاطبان از طریق رسانه با تأکید بر تلویزیون (نمونه مورد مطالعه: شهروندان تهرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی بخشی زیست محیطی، ازجمله موضوعات موردتوجه محققان در سال های اخیر بوده است. در کشور ایران، با وجود شاخص های زیست محیطی نامناسب، افزایش آگاهی مردم و تقویت حس طبیعت دوستی می تواند در کاهش آسیب ها مؤثر باشد. یکی از این منابع آگاهی بخش، رسانه ها هستند و در این میان، تلویزیون می تواند نقشی مؤثر داشته باشد. از این رو، هدف پژوهش، بررسی تأثیر برنامه های تلویزیون بر افزایش آگاهی زیست محیطی شهروندان تهرانی است. این پژوهش، پیمایشی است و جامعه آماری آن را شهروندان 18 سال به بالای مناطق 22گانه شهر تهران تشکیل می دهند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انجام شده و از نرم افزار SPSS برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از «ضریب آلفای کرونباخ» بررسی و برابر 83/0 تعیین شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی، T، لون و کروسکال والیس استفاده شد. براساس یافته ها، 5/61 درصد پاسخگویان، از تلویزیون، درخصوص محیط زیست کسب آگاهی می کنند و بیشترین شمار مخاطبان، مربوط به مخاطبان شبکه سه با 6/82 درصد است. همچنین در بررسی رابطه تماشای برنامه های تلویزیون و کسب آگاهی در ابعاد اطلاع رسانی و دانش زیست محیطی، مقدار ضریب همبستگی به ترتیب 382/0 و 374/0 بود که وجود رابطه معنادار تأیید شد. در مجموع، هر دو بُعد، تأثیر رسانه بر افزایش آگاهی را تبیین می کند، اما برای اثربخشی بیشتر، این انتظار وجود دارد که در رسانه ملی- به ویژه حوزه سیما- با رویکرد تقویت دانش زیست محیطی، برای تولید برنامه با موضوع محیط زیست در شبکه های پرمخاطب، سیاستگذاری های لازم صورت گیرد.
طراحی و ساخت پرسشنامه تشخیص و علت یابی اختلال بی خوابی در میان سالان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۵ تابسان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
97 - 113
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر طراحی، ساخت و تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تشخیص و علت یابی اختلال بی خوابی بود. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع روانسنجی بود. جامعه ی آماری مورد مطالعه تمامی افراد میان سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب و برای بررسی روایی سازه، از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در پرسشنامه تشخیص بی خوابی 5 عامل با مقادیر ویژه بیشتر از یک، 62 درصد از واریانس کل نمره ها را تبیین می کنند. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه تشخیص بی خوابی 88/0 بدست آمد. در پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی 7 عامل با مقادیر ویژه بیشتر از یک، 65 درصد از واریانس کل نمره ها را تبیین می کنند و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی 94/0 بوده است. عامل های پرسش نامه اختلال بی خوابی شامل استرس خواب، کمیت خواب، الگوی خواب، کیفیت خواب و تداوم خواب و عامل های پرسشنامه علت یابی اختلال بی خوابی شامل؛ شرایط روانی، شرایط محیطی، شرایط اجتماعی، بهداشت خواب، شرایط جسمانی، مصرف مواد و الکل و نگرش به خواب بود.نتیجه گیری: نتایج تحلیل عامل تاییدی در تمامی موارد بزرگتر از 5/0 بوده و مقادیر پایایی ترکیبی در تمامی مولفه ها بزرگتر از4/0 در هر دو پرسش نامه به دست آمد. بنابراین پرسش نامه مذکور از پایایی و روایی مطلوبی برخورداراست.
نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه تاب آوری و مقابله فعال با بازارزیابی شناختی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه تاب آوری و مقابله فعال با بازارزیابی شناختی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش: در پژوهش همبستگی حاضر، 486 نوجوان که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند به مقیاس تاب آوری نوجوان (Oshio, Nakaya, Kaneko & Nagamine, 2002)، مقیاس ذهن آگاهی نوجوان و بزرگ سال (Droutman, Golub, Oganesyan & Read, 2018)، مقیاس بازارزیابی شناختی (Gross & John, 2003) و فهرست مقابله فعال (Greenglass, Schwarzer, Jakubiec, Fiksenbaum & Taubert, 1999) پاسخ دادند. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در نمونه دانش آموزان دختر، مدل مفروض واسطه مندی کاملِ ذهن آگاهی در رابطه تاب آوری و مقابله فعال با بازارزیابی شناختی با داده ها برازش مطلوبی داشت. همچنین، نتایج نشان داد که در مدل مفروض، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و 48 درصد از پراکندگی نمرات ذهن آگاهی از طریق تاب آوری و مقابله فعال و همچنین، 28 درصد از پراکندگی نمرات بازارزیابی شناختی از طریق متغیرهای تاب آوری، مقابله فعال و ذهن آگاهی تبیین شد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر همسو با مواضع مفهومی نظریه فرایندی مقابله نشان می دهد که پیش بینی شیوه ارجح مواجهه شناختی با مطالبات پیرامونی از طریق مشخصه های کارکردی متغیرهای تاب آوری و مقابله فعال در بستر اطلاعاتی مفاهیم دیگری مانند ذهن آگاهی معنا می یابد.
نقش میانجی نگرش به زمان و درک استعاری زمان در رابطه ذهن آگاهی با اهمال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
55 - 70
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی نگرش به زمان و درک استعاری زمان در رابطه ذهن آگاهی با اهمال کاری انجام شد. روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بر اساس معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی- واحد کرج در سال 1402 بود که از بین آنها 300 دانشجو به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. در این پژوهش شرکت کنندگان مقیاس اهمال کاری، مقیاس ذهن آگاهی، پرسش نامه ادراک استعاری زمان و مقیاس نگرش به زمان را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد؛ اهمال کاری با ذهن آگاهی رابطه منفی و معنی دار داشت. اثر نگرش مثبت به زمان و ادراک استعاری زمان بر ذهن آگاهی مثبت و به طور مستقیم معنادار بود و اثر نگرش منفی به زمان بر ذهن آگاهی به طور منفی معنادار بود. همچنین، نگرش به زمان و ادراک استعاری زمان نقش میانجی در رابطه بین اهمال کاری با ذهن آگاهی دانشجویان داشت. از طرفی، اهمال کاری با میانجی گری نگرش منفی به زمان با ذهن آگاهی رابطه منفی و معنی داری داشت. لذا پیشنهاد می شود پژوهشگران حوزه علوم رفتاری برای مطالعه زیربنای اهمال کاری دانشجویان به عوامل مربوط به زمان از ابعاد مختلف توجه داشته باشند.
نقش واسطه ای راهبردهای مقابله ای در رابطه هیجان خواهی و باورهای فراشناختی با رفتارهای پرخطر در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای پرخطر یکی از پیچیده ت رین آس یب ه ای اجتماعی و از مصادیق عم ده انحراف ات محس وب می شود و می تواند پایه بسیاری از آسیب های اجتم اعی در س طح جامع ه گ ردد. پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای راهبردهای مقابله ای در رابطه هیجان خواهی و باورهای فراشناختی با رفتارهای پرخطر در دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهر خوانسار بوده است .حجم نمونه شامل 254 دانش آموز بود. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه راهبردهای مقابله ای پارکر و اندلر (1990)، پرسشنامه هیجان خواهی زاکرمن (1990)، پرسشنامه راهبردهای فراشناختی مک اینری و داوسون (2004)، پرسشنامه رفتارهای پرخطر محمدخانی (1395) بوده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد، بین هیجان خواهی و باورهای فراشناختی رابطه معنادار وجود داشته و هر دو متغیر با رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معنادار دارد. باورهای فراشناختی و راهبردهای مقابله ای نیز رابطه معنادار با یکدیگر داشته و بین این دو متغیر و رفتارهای پرخطر دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد.
دخالت دادن دانش آموزان منفعل در امر یاددهی یادگیری به کمک روش تدریس بارش فکری
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر روش تدریس فعال بارش فکری بر روی دانش آموزان منفعل انجام شده است. جامعه آماری مورد نظر 10 نفر از دانش آموزان منفعل کلاس دهم تجربی دبیرستان نمونه دولتی حجاب در استان بوشهر بوده اند. یکی از ﭘیﺎمد های ﻣﻬﻢ اﺟﺮای روش بارش فکری در ﻣﺪارس ایﻦ اﺳﺖ که داﻧﺶ ﺁﻣﻮزان ﻣیﺁﻣﻮزﻧﺪ در ﻓﺮایﻨ ﺪ ﺁﻣﻮزش ﺑﻪ ﮔﻮنه ای ﻓﻌﺎل درگیر شوند و ﺑ ﺎ ﺷ یﻮﻩای واﮔﺮایﺎﻧﻪ، ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع های ﺁﻣﻮزﺷی در ﻣﺪرﺳﻪ و حتی روی ﺪاد های زﻧ ﺪﮔی واﻗﻌ ی رو ﺑ ﻪ رو ﺷ ﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ایﻦ ﺗﺮﺗیﺐ، ﺳﻮق دادن ﺁﻧﺎن ﺑﻪ شرکت در ای ﻦ ﺟﻠ ﺴﺎت ﺑ ﺎ اﻧﺘﻘ ال آموخته هایشان ﺑﻪ محیط ﺁﻣﻮزﺷی و حتی زﻧﺪﮔی واﻗﻌی، می ﺗﻮاند ﺑﻪ رﺷﺪ ﺧﻼﻗیﺖ و داشتن تجربه ه ﺎی ﺧ ﻼق در ﺁن ها در زﻣیﻨﻪ های مختلف اﻣیﺪوار بود.
مقایسه کمال گرایی،سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
88 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مقایسه کمال گرایی، سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. روششناسی پژوهش :پژوهش حاضر با توجه به هدف آن بنیادی بوده و از نظر چگونگی به دست آوردن دادهای مورد نیاز در زمره تحقیقات توصیفی و از نوع تحقیق علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری در این تحقیق کلیه مادران دانش آموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی به تعداد 99نفر(آموزش پذیر)در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. که با توجه به استفاده از روش همتاسازی و به شیوه هدفمند بر اساس سن و تحصیلات مادران از هر گروه 40 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تحمل ناکامی هرینگتون(2005)، مقیاس فرم کوتاه کمال گرایی هیل(2004)، پرسشنامه سبک مقابله ای بیلینگز و موس (1984) بوده است.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نگارش 26نتایج نشان داد با توجه به سطح معناداری و اختلاف میانگین کم(3.82) در نتایج تی تست، می توان نتیجه گرفت که بین کمال گرایی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود نداشت. و بین سبک مقابله ای مهار جسمانی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود دارد.نتیجه گیری:کمال گرایی و سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی در مادران دانش اموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است که تحمل ناکامی در این دسته از مادران تفاوت معناداری با سایر مادران وجود داشت.
تبیین فرایند اجتماعی سازی یادگیری در درس علوم تجربی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
41 - 62
حوزههای تخصصی:
بدون تردید می توان گفت که اجتماعی سازی یادگیری یکی از عوامل مؤثر بر بهبود کیفیت زندگی تحصیلی و اجتماعی یادگیرندگان است. با توجه به چند بعُدی و فرایندی بودن اجتماعی سازی یادگیری و کمبود پژوهش های تبیینی در مورد این مسئله، پژوهش حاضر درصدد کشف و تبیین فرایند اجتماعی سازی یادگیری در محیط های یادگیری به کمک روش « نظریه داده بنیاد» بود. مشارکت کنندگان این پژوهش را معلمان علوم و صاحب نظران دانشگاهی دارای تجربه در زمینه اجتماعی سازی یادگیری تشکیل می دادند و با 13 نفر از آن ها که به شیوه هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند مصاحبه انجام شد. ماحصل مرحله ی کدگذاری باز، بیست و یک طبقه ی اصلی بود. شرایط علّی عبارت بودند از: مشارکت فعال دانش آموز، طراحی محیط یادگیری دانش آموز محور، بسترسازی برای آموزش دانش آموز محور، پیوستگی آموزش و تجربه و یادگیری تعاملی. شرایط زمینه ای شامل دو طبقه ی اصلی توسعه حرفه ای معلّمان، رفع موانع ساختاری، اداری و فضای فیزیکی بود. نظام آموزشی مکانیکی و کمیت گرا، کیفیت معلّم، کیفت یادگیرندگان و کیفیت خانواده شرایط مداخله گر را تشکیل می دادند. همچنین، راهبردهای پژوهش در پنج طبقه ی تعامل اجتماعی در یادگیری، تأکید بر پرسش و پژوهش، هنر برانگیختن، خودراهبر کردن یادگیرندگان و تناسب میان محتوا، مکان و زمان آموزش جای گرفتند. پنج طبقه ی اصلی اثرات مثبت بر یادگیری و دانش، افزایش انگیزه و اعتماد به نفس در محیط یادگیری، تقویت توانایی ها و مهارت های سطح بالا، بهبود کیفیت زندگی اجتماعی و تغییر در نگرش یادگیرندگان نیز تشکیل دهنده پیامدها بودند. سازنده گرایی اجتماعی الگوی اجتماعی سازی یادگیری به عنوان پدیده مرکزی داده ها، شکل دهنده ی یافته های پژوهش حاضر بود.
تأثیر تدریس به شیوه سازنده گرایی بر علاقه به درس، سرزندگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
121 - 142
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تدریس به شیوه سازنده گرایی بر علاقه به درس، سرزندگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه انجام گرفت. طرح پژوهش کمی و روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره ابتدایی شهرستان جویبار در سال تحصیلی 1401-1400 و نمونه آماری دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی دبستان مرحوم نوایی شهرستان جویبار با جمعیت 25 نفر تعیین شده است. روش نمونه گیری بر اس اس ش یوه انتخابی یا جایگزین، که ی ک گروه 12 نفره از دانش آموزان به عنوان گروه آزمایش و گروه 13 نفره دیگر از همان دانش آموزان به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. در این پژوهش از کتاب مطالعات اجتماعی پایه ی ششم دبستان در سال تحصیلی 1401-1400 استفاده شده و مداخله در 10 جلسه یک ساعته انجام گرفته است. مداخله در این پژوهش بدین صورت بود که به گروه آزمایش با روش تدریس سازنده گرایی طی ده جلسه و گروه گواه نیز با روش های معمول تدریس نظیر سخنرانی آموزش ارائه شد. ابزار پژوهش سه پرسشنامه استاندارد علاقه به درس Keller and Sobia (1993)، سرزندگی تحصیلی Dehghanizadeh and Hossienchari (2011) و اشتیاق به مدرسه Wang (2011) بوده است. داده های کمی استخراج شده از پرسشنامه ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی با کمک نرم افزار SPSS20 تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد تدریس به شیوه سازنده گرایی بر علاقه به درس (36/19=F) تأثیر معناداری گذاشته است. همچنین تدریس به شیوه سازنده گرایی بر سرزندگی تحصیلی (14/6=F) و اشتیاق به مدرسه )94/23=F) نیز به طور معناداری اثرگذار بوده است. در تبیین یافته های پژوهش باید اذعان داشت نقش محیط و روش تدریس سازنده گرا در ایجاد و تقویت علاقه به درس، سرزندگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه قابل توجّه است. آنچه که در روش تدریس سازنده گرا زیاد به چشم می آید، تعامل و ارتباط بین معلّم و دانش آموز و سایر همسالان است. روابط دانش آموزان و معلّمان بر احساس علاقه آنان به درس، سرزندگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه اثر مستقیم داشته و باعث افزایش انگیزش آنان می شود. بنابراین، به معلّمان توصیه می شود از طریق استفاده از تکنیک های گوش دادن فعّال، روش های فعّال یاددهی-یادگیری نظیر روش سازنده گرایی به این امر بپردازند.
ارائه مدل و بررسی وضعیت موجود نفوذ رهبری اخلاقی مدیران مدارس متوسطه استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
143 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل و بررسی وضعیت موجود نفوذ رهبری اخلاقی در مدارس متوسطه دوم استان سمنان انجام گرفت. این پژوهش کاربردی و از نوع آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی با استفاده از روش پژوهش تحلیل مضمون مؤلفه های نفوذ رهبری اخلاقی مشخص گردید. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 14 نفر مدیران مدارس متوسطه بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روش پژوهش در قسمت کمی، توصیفی و از نوع پیمایشی بود. مشارکت کنندگان در این بخش کلیه معاونین آموزشی دوره دوم متوسطه استان سمنان بودند که به تعداد 106 نفر بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. با استفاده از آزمون t تک نمونه ای وضعیت موجود نفوذ رهبری اخلاقی در مدارس متوسطه بررسی شد. ابزار مورد استفاده در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در قسمت کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. نتایج حاصل از تحلیل در بخش کیقی احصای مضامین ارزیابی (دانشی، ارزشی، عاطفی، روان شناسی، خودشناسی)، توسعه (رشد درونی، تخیلی، انتقال ارزشها، انگیزشی، بین فردی، جو و فرهنگ، رشداخلاقی، شکوفایی، صدا، خودتنظیمی، فرانقشی، فضیلت اخلاقی، کیفیتی، مدلسازی نقش، موقعیت شناسی) و پشتیبانی (آزادی اخلاقی، تصمیم گیری اخلاقی، حمایت اخلاقی، زندگی اخلاقی، شجاعت، شفافیت اخلاقی، معنویت اخلاقی، هوش اخلاقی، بهبود مستمر) بود. در بخش کمی با توجه به نتایج می توان گفت که فقط بخش ارزیابی نفوذ رهبری اخلاقی در بین مدیران مدارس متوسطه در وضعیت مطلوب بود.
تحلیل فضایی و اجتماعی پروژه های حمل ونقل کلان شهری با رویکرد توسعه پایدار شهری؛ مورد مطالعه: تقاطع های غیر همسطح کلان شهرکرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد کالبدی شهرهای بزرگ ایران، مدیریت شهری را ناچار به توسعه پروژه های شهری به ویژه در حوزه حمل ونقل کرده است. این پروژه ها عموماً با نگاهی ترافیکی و در راستای توسعه کالبدی و ایجاد زیرساخت و تسهیلات برای حرکت خودروها تعریف می شوند و دیدگاه مسائل اجتماعی و کیفیات فضایی بررسی نمی شود. ازاین رو بسیاری از این پروژه ها به ویژه در شهر کرج به دلیل تبعات مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی و محیطی با انتقادات گسترده ای روبه رو بوده اند. با توجه به تضاد آرا در این حوزه، بررسی سازگاری این پروژه ها با شاخص های توسعه پایدار شهری بسیار ضروری است. این مقاله به ارزیابی سه پروژه تقاطع غیرهمسطح شهر کرج بر اساس ابعاد چهارگانه توسعه پایدار شامل «شکوفایی اقتصادی»، «سرزندگی فرهنگی»، «ارتقای اجتماعی» و «تاب آوری زیست محیطی» می پردازد. داده های پژوهش کمی است و به وسیله پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شده است. تحلیل نتایج با استفاده از تکنیک چرخه های پایداری، نشان داد که پروژه های تقاطع های غیرهمسطح شهری کرج در غالب شاخص های مدنظر برای پایداری، به خصوص ابعاد اجتماعی و محیطی نامطلوب هستند. ناسازگاری اجتماعی و فضایی، بسنده و خوش بینی به مسائل فنی و در اجرای پروژه، بی توجهی به خواست ساکنان و طراحی پایدار از دلایل عدم موفقیت این پروژه ها است.
واکاوی نقش سرمایه های فکری بر مزیت رقابتی برند با نقش میانجی نوآوری و ارزش برند (موردمطالعه: مدیران بازاریابی بخش مهمان نوازی و هتل داری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
141 - 163
حوزههای تخصصی:
در عصر فرارقابتی امروز، دانش و سرمایهٔ فکری استراتژی ای پایدار و عاملی اصلی برای سودآوری و حفظ مزیت رقابتی سازمان ها به شمار می آید. از طرف دیگر، دستیابی به نوآوری و ارزش برند یکی از مهم ترین گام های سازمان برای موفقیت در بازارها و پیشی گرفتن از رقبا محسوب می شود. ازاین رو، پژوهش حاضر به واکاوی نقش سرمایه های فکری در مزیت رقابتی از طریق نوآوری و ارزش برند پرداخته می شود. این پژوهش از نوع توصیفی - هم بستگی است. جامعهٔ آماری پژوهش حاضر متشکل از کارکنان و مدیران بازاریابی بخش مهمان نوازی در شهر تبریز است که تعداد آن ها، بنا بر گزارش وب گاه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان آذربایجان شرقی در ۱۴۰۰، پانزده هتل است و تعداد پرسنل آن ها تقریباً 500 نفر تخمین زده شده است؛ از این تعداد، 229 نفر از اعضای نمونه در دسترس قرار گرفتند و پرسش نامه ها تکمیل شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS تجزیه وتحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از سرمایه های فکری با ارتقای ظرفیت ارزش برند و نوآوری برند به ایجاد مزیت رقابتی در سازمان های مهمان نوازی منجر می شود.
نقش گردشگری در تحولات هویت کالبدی سکونتگاه های روستایی، مطالعه موردی: محور ارتباطی دزلی- هجیج، بخش اورامان- شهرستان سروآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
1 - 16
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یک فعالیت اجتماعی- اقتصادی نقش مؤثری در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و فرهنگی سکونتگاه های روستایی ایفا می کند که می تواند تأثیرات قابل توجهی را بر روی هویت کالبدی روستایی برجا بگذارد. هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثرات گردشگری در تحولات هویت سکونتگاه های روستایی در منطقه اورامان شهرستان سروآباد در استان کردستان است. ازاین رو، تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی مبتنی بر گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق 7 روستای واقع در محور ارتباطی دزلی- هجیج در بخش اورامان است که بر اساس داده های سرشماری نفوس و مسکن 1395 دارای 1572 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 306 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری t تک نمونه ای و تحلیل عاملی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که توسعه گردشگری در روستاهای نمونه در بعد تداوم در زمان از قبیل کیفیت ساخت وساز مسکن (67/3)، بهداشت و پاکیزگی محیط روستا (39/3) و تغییرات کاربری اراضی (78/3) و بعد وحدت و کثرت از قبیل طرح و شیوه معماری مساکن (01/3) و معماری و سیمای معابر عمومی (23/3) و بعد تمایز و تشابه از قبیل تناسب با زندگی روستایی (58/3) و روستاگرایی یا همخوانی با مکان (43/3) تأثیر مثبتی بر روی ابعاد کالبدی سکونتگاه های روستایی منطقه داشته است. نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که توسعه گردشگری نقش مهمی در تحولات هویت کالبدی روستایی منطقه دارد. به طوری که عامل تناسب با زندگی روستایی منطقه با مقدار ویژه 6/13 و 27 درصد از واریانس کل بیشترین تأثیر را در بین عوامل به خود اختصاص داده است
مطالعه اثر توسعه گردشگری بر شادی گردشگران شهر یزد با رویکرد شهر شاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۶
195 - 226
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه اهمیت و وسعت صنعت گردشگری موجب شده است تا پدیده های متعددی از دیدگاه گردشگری مورد تحلیل قرار گیرند. از پیدایش نخستین جاذبه ها و... تا رسیدن به صنعت گستره ی امروزی، گردشگری و مکان های شهری در پیوندی پایدار بوده اند. به همین دلیل هدف مطالعه اثر توسعه گردشگری بر شادی گردشگران شهر یزد با رویکرد شهر شاد می باشد.روش شناسی: روش آن توصیفی-تحلیلی از نوع کاربردی هست و برای جمع آوری اطلاعات موردنیاز از دو روش کتابخانه-ی و میدانی استفاده شده است. همچنین جامعه آماری آن را 400 نفر از گردشگران داخلی و خارجی ورودی به شهر یزد در سال 1398 درنظر گرفتند که با نرم افزار SPSS و Amos تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: نتایج حاصل نشان می دهد مکان های تاریخی-فرهنگی بیش از 75 درصد برای گردشگران جذاب بود اما گردشگران داخلی با انگیزه تحصیل(بیش از 4 بار با اقامت یک شب و از احساسات شادی برخوردار بودند) و گردشگران خارجی بخاطر فرهنگ و شیوه زندگی ساکنین(تنها یکبار با اقامت بین 2تا4 روز و از احساسات حیرت و تعجب روبه رو شده بودند) مقصد یزد را انتخاب کردند. همچنین گردشگران لازمه ها و جاذبه های گردشگری مقصد شهر یزد را متوسط رو به بالا گزارش دادند.نتیجه گیری و پیشنهادات: باتوجه به یافته های این پژوهش، بین شادی گردشگران و شاخص های توسعه گردشگری (لازمه، جاذبه و دافعه) در مقصد شهر یزد ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد.نوآوری و اصالت: مطالعات اندکی ارتباط بین گردشگری و شادی در کشورهای توسعه یافته را بررسی کردند ولی در کشورهای درحال توسعه مانند ایران هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است.
بازنمایی تجارب معلمان مدارس ابتدایی چندپایه روستایی از چالش های نظام دُوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۱
117 - 140
حوزههای تخصصی:
همگام با تغییرات صورت گرفته در نظام آموزشی کشورمان، پس از تدوین سند تحویل بنیادین آموزش وپرورش، در آموزش دوره ابتدایی نیز تغییراتی ایجاد شد که چالش هایی را درپی داشت. در همین راستا، هدف اصلی از تحقیق حاضر، بازنمایی تجارب معلمان مدارس ابتدایی چندپایه روستاییِ استان قم درخصوص چالش های نظام دوری بوده است. این پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شده و جامعه آماری آن، شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی چندپایه روستایی بوده است که به طور مداوم، بیش از سه سال پیاپی منتهی به سال تحصیلی ۱۴۰1-۱۴۰2 به دانش آموزان چندین پایه در یک مدرسه آموزش داده اند. نمونه گیری نیز با استفاده از شیوه هدف مند ملاک محور با رعایت اصل اشباع نظری ازطریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند انجام شده است و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شده اند. برای اعتباربخشی به داده ها از دو راهبرد بازبینی اعضا و تحلیل همگنان استفاده شده و برای بررسی پایایی، نوشته ها واکاوی و سعی شده است طی فرایند رمزگذاری، معنای رمزها تغییر نکند. یافته ها نشان می دهند تجربه معلمان روستایی در نظام دوری، در سه مضمون کلی، شامل چالش های حرفه ای، چالش های سازمانی و چالش های رابطه ای مشخص شده است و این سه مضمون کلی به استخراج شانزده مضمون فرعی انجامیده اند. عرضه آموزش های ضمن خدمت تخصصی آموزش در نظام دوری، ایجاد بسترهای لازم، و ارتقابخشیدن سطح آگاهی والدین درخصوص تقویت رابطه خانه و مدرسه از توصیه های این پژوهش است.
بررسی اثربخشی آموزش هنر بر یادگیری حروف الفبا در دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
156 - 176
حوزههای تخصصی:
آموزش خواندن و نوشتن به عنوان کلید ورود به نظام آموزش رسمی کشور، اهمیت آموزش صحیح،خلاقانه وکارآمدرادر پایه اول ابتدایی دو چندان کرده است. در پایه اول ابتدایی ،درس فارسی وآموزش حروف الفباوبه تبع آن فراگرفتن کلمه وسپس جمله سازی ،از نظر آموزش مهارتهای زبانی و ایجاد انگیزه و علاقه به فراگیری سایر دروس برای نظام آموزشی، جنبه محوری دارد.دانش آموزان از طریق زبان آموزی،علاوه بر ترکیب و جابجایی کلمات ،بر انبوه بی کرانی از مفاهیم و تصورات،اندیشه ها،احساس ها و تصاویر هنری ،منطق و فلسفه زبان احاطه می یابند . به همین دلیل طراحی و اجرای یک برنامه مؤثر زبان آموزی در پایه اول ابتدایی مستلزم اعمال ظرافت و دقت خاصی است . معلم است که می تواند با اتخاذ شیوه های گوناگون مبتنی بر ساختار شناختی کودکان ، فرایند یادگیری را تعالی بخشد و بااستفاده از روشهای خلاق وکار آمدو تغییر نگرش در شیوه ی تدریس و اصلاح موانع موجود ،در راه افزایش میزان یادگیری وبه کمال رساندن شخصیت دانش آموزان ،گام برداشته و با استفاده از نیروی خلّاق دانش آموزان ،آینده ای مطمئن و امیدوار را به آنان نوید دهد.در این اقدام پژوهی که با هدف تسهیل فرایند یادگیری وبا بهره گیری از هنر نقاشی در بین 28 نفر از دانش آموزان پایه اول دبستان دخترانه انجام شد، سعی شد که با استفاده از نقاشی در روند یادگیری حروف الفبا در دانش آموزان تغییر مثبت وچشمگیری ایجاد شده وفرایند یادگیری آنان تسهیل یابد.
طراحی الگوی توسعه حرفه ای معلمان برای ایفای نقش رهبری در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۸۷
83 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی توسعه حرفه ای معلمان برای ایفای نقش رهبری در مدارس ابتدایی است. جامعه پژوهش را خبرگان علمی دانشگاه ها و مدیران و معلمان مدارس استان گیلان تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی با دوازده نفر از اعضای جامعه پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون متن مصاحبه ها تحلیل شدند. در این پژوهش، به منظور اعتمادپذیرساختن یافته ها فرایند کدگذاری، تحلیل، نمایش نوشتاری و دیداری داده ها منظم و دقیق توصیف شدند. همچنین به منظور اعتبارسنجیِ الگوی پژوهش از روش دلفی و برای تحلیل نتایج از آزمون دوجمله ای استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان می دهد برای جلوگیری از هدررفتن نیرو و سرمایه معلمان انتظار می رود معلم ها در چهار بعد شخصیتی توانایی های خود را ارتقا دهند: توانایی مدیریتی (شش مؤلفه)؛ چشم انداز توسعه ای (چهار مؤلفه)؛ تشریک مساعی (پنج مؤلفه) و تأثیرگذاری و نفوذ (ده مؤلفه). همچنین از مدارس انتظار می رود در بعد زمینه سازی رشد و توسعه حرفه ای معلمان (چهار مؤلفه) تلاش کنند. علاوه براین، نتایج اعتبارسنجی الگوی پژوهش نشان دهنده اعتبار کافی این الگوست. در مقابل دو مؤلفه «ایجاد محیطی انتقادپذیر و منتقد» و «ایفای نقش منتورینگ» اعتبار کافی نداشتند.
تبیین بازار تقاضای گردشگری پزشکی از استان سیستان و بلوچستان به کشور پاکستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
163 - 187
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف: این پژوهش در پی ارزیابی میزان گردشگری پزشکی از سیستان و بلوچستان به مقصد پاکستان و تحلیل و تبیین علل، زمینه ها و پراکنش فضایی مبداء سفر گردشگران پزشکی بوده است. روش شناسی: این پژوهش کاربردی با روش توصیفی – تحلیلی انجام و داده ها با روش نمونه برداری تصادفی ساده و پرسشنامه محقق ساخته از400 نمونه (در14 شهرستان) گردآوری و با مدلهای استنباط آماری کروسکال والیس، کندال تائو سی، لامبدا و کای دو تحلیل گردید. یافته ها: نیمی از خانوارها اعلام کردند؛ یک یا چند عضو خانواده شان، دستکم یکبار سفر گرشگری پزشکی به پاکستان داشته اند. این شاخص در شهرستانهای شمالی استان صفر بود. ولی حدود 20 تا 80 درصد خانوارهای شهرستانهای میانی و جنوبی استان سفر گردشگری پزشکی به پاکستان داشته اند.نتیجه گیری و پیشنهادات: هدف نیمی از گردشگران فقط درمان و نیمی دیگر درمان، دیدار اقوام و گردشگری بوده. متغیر سواد با سفر به پاکستان ارتباطی نداشت. شاغلین بخش تجارت، بیشتر از کارمندان برای گردشگری پزشکی به پاکستان رفته اند. 42درصد گردشگران مشابهت فرهنگی، 44درصد سهولت رفت و آمد را بر تصمیم خود برای سفر موثر دانسته اند. تاثیر متغیر هزینه بر تصمیم به سفر، متوسط بود؛ متغیرهای کاهش دهنده گردشگری پزشکی به پاکستان، عبارتند از توسعه شبکه درمانی، بیمه های کارآمد، افزایش میانکنش فضائی با داخل کشور و کاهش ارزش ریال موجب کاهش سفرهای گردشگری پزشکی به پاکستان شده و خواهد شد.نواوری و اصالت: معطوف به سه حوزه است: تاکنون موضوع گردشگری پزشکی به پاکستان کار نشده، تاکنون گردشگری پزشکی در مبداء سفر مطالعه نشده، تاکنون جمعیت یک استان (به مثابه جامعه هدف) کار نشده است.









