موضوع این مقاله بررسی رضایتمندی شغلی کارکنان یکی از سازمانهای اداری استان فارس است. برای این منظور‘ در این مقاله این نکته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که افراد با خصوصیات فردی‘ انگیزه ای و موقعیتهای اقتصادی – اجتماعی متفاوت در جریان کار تا چه اندازه با دیگران همبستگی دارند؛ تا چه حد مسئولیت پذیر می باشند؛ به چه منظور در تصمیم گیریها مشارکت می کنند و به چه میزان نسبت به شغل خود بیگانه هستند. سپس تأثیر مجموعه این عوامل بر رضایتمندی کارکنان در سازمان بررسی شده است. در این پژوهش ابتدا تأثیر متغیرهای واسطه ای (همبستگی گروهی‘ مسئولیت پذیری‘ ...) بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیقی‘ پیمایشی و جامعه آماری کلیه کارکنان یکی از سازمانهای استان یکی از سازمانهای استان فارس بود. در تجزیه و تحلیل داده ها از تکنینکهای آماری پیشرفته (تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیره) استفاده شد. براساس یافته ها‘ متغیر مشارکت در تصمیم گیریها تأثیر مثبت و زیادی بر رضایتمندی شغلی داشته. همچنین هر چه بیگانگی از کار و محیط در سازمان بیشتر بوده‘ رضایتمندی شغلی کاهش یافته است. بین مسئولیت پذیری و متغیر وابسته رابطه ای مثبت و معنی دار و جود داشته است. هر چه فرد از همبستگی گروهی بالاتری در سازمان برخوردار بوده‘ از شغل و سازمان خود راضی تر بوده است. متغیرهای مستقل (مانند سن‘ جنس‘ ...) به طور مستقیم رابطه معنی داری با متغیروابسته نشان نداده اند. اما دو متغیر"تمایل به کار دیگر در سازمان" و "نگرش نسبت به عملکرد سازمان" با رضایتمندی شغلی رابطه معنی داری داشته اند
این مقاله درصدد تبیین و ارائه روشی است برای استفاده از پرداخت های انتقالیِ بین نسلی، به منظور جلوگیری از حرکت یک اقتصاد به سوی تله فقر. به عقیده نویسنده، معرفی راهی برای خروج اقتصاد از این تله که به معنای کاهش سطح سرمایه سرانه در هر نسل نسبت به نسل قبل و نیز کاهش سطوح تولید و رفاه است، اهمیتی بنیادی دارد و به عنوان یک رهنمود در اقتصاد کلان، واجد نقشی کلیدی است. در این مقاله، الگوی نسل های هم پوشان (OLG) برای محاسبه فرایند بهینه پرداخت های بین نسلی و نیز برآورد آثار آن بر عملکرد اقتصاد مبتلا به تله فقر به کار رفته است. این الگو در اقتصاد کلان با پایه های اقتصاد خرد مطرح می گردد. نویسنده معتقد است فرایند بهینه پرداخت های بین نسلی نه تنها می تواند اقتصاد را از تله فقر بیرون آورد، بلکه این توان را نیز دارد که سطح تعادل پایدار سرمایه سرانه را به سطحی بالاتر از آنچه در اقتصاد رقابتی بدون پرداخت های انتقالی قابل دستیابی افزایش دهد. در این مقاله، وضعیت پایدار حاصل از نظر دینامیکی، «کارا» ارزیابی شده و گفته شده که در چنین شرایطی، اقتصاد طبق «قانون طلایی» عمل می کند. بدین معنا که نرخ بهره در اقتصاد با نرخ رشد جمعیت برابر می شود.