اگر بگوییم که اساسىترین مفهوم در مکتب پدیدارشناسى، مفهوم حیث التفاتى است، سخنى به گزاف نگفتهایم. مبناى معرفتشناسى و شناختشناسى در این نحله فلسفى، ریشه از مفهومى مىگیرد که باید سرگذشت آن را در تاریخ فلسفه کاوش نمود. برنتانو بدون شک اولین کسى است که این مفهوم را دوباره در پدیدارشناسى به عنوان یک اصل شناختشناسى، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. بدون ریشه یابى تاریخى این مفهوم، علل توجه برنتانو به آن نیز به روشنى تبیین نخواهد شد و نقش اساسى این مفهوم، نزد هوسرل هم دقیقا روشن نخواهد شد. البته کارکردهاى متفاوت مفهوم حیث التفاتى و پیامدهاى این مفهوم در دستگاه فکرى هوسرل، یکى از شاخصههاى توجه فیلسوفان، به مکتب پدیدارشناسى شده است. در این مقال ضمن بیان تاریخچهاى از این مفهوم، به بررسى این موضوع نزد برنتانو مىپردازیم.
The present study tries to analyze D. H. Lawrence's philosophy of fiction as part of an integrated world outlook. Beside his creative writing, Lawrence wrote prolifically on a host of wide - ranging matters. While Lawrence's non - fictional work has received a considerable degree of attention, there seem to be very few researchers who have analyzed Lawrence's philosophical point of view in his fictions. These views have a dimension which is almost religious. His idiom is replete with references to his religious tradition even when the message may seem to contradict the tradition. To highlight this argument, this article has, as far as possible, considered Lawrence's significant fictions and used references from his nonfictional works.
علما و دانشمندان مطالعات مدیرتی و سازمان هر یک به شکلی از اهمیت هماهنگی در فرآسیندهای سازمانی سخن رانده اند اولین بار فایول فرانسوی آن را به عنوان یکی از عناصر (وظایف) پنج گانه مدیریت دانسته و مینتزبرگ نیز آن را به عنوان یکی از دو اقدام اساسی و مهم سازماندهی معرفی کرده است ضرورت وجودی و توجه به موضوع هماهنگی در اثر وابستگی ها و روابط موجود بین بخش های مختلف یک سازمان با هم و یا بین سازمان های مختلف با یکدیگر است. در مقاله حاضر با در نظر داشتن دیدگاه ها و نظریات علما و دانشمندان در مورد 9هماهنگی بین سازمانی و جوانب آن به طراحی و توسعه مدل هماهنگ کننده سازمان های متولی ترانزیت در ایران و ارزیابی اجرای آن در دنیای واقعی با استفاده از فنون آماری – ریاضی رگرسیون – همبستگی و برنامه ریزی آرمانی اقدام شده است. مدل مذکور شامل یک کمیته (شورا) اصلی و هشت کمیته (شورا) فرعی هماهنگ کننده سازمان های متولی ترانزیت در ایران است.