عدم گسترش در معنای خاص و مضیق آن ، ناظر بر عدم گسترش سلاح های هسته ای بر اساس معاهده 1968 است . این معاهده تاکنون نزدیک به سه و نیم دهه از حیات اجرائی خود را سپری کرده و 188 دولت را در گستره اعضای خود جای داده است . در کنار آن ، قطعنامه های صادره توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص این حوزه و جلوگیری از گسترش افقی سلاح های هسته ای (افزایش تعداد دارندگان این سلاح ) چنین می نماید که عدم گسترش با صلح و امنیت بین المللی پیوند عمیق یافته است . مسأله این است که آیا عدم گسترش به هنجاری عرفی نیز تبدیل شده است ؟ این نوشتار به بررسی این موضوع و ارزیابی تحکیم امنیت هسته ای با شاخص حقوق بین الملل عرفی اختصاص دارد. به اعتقاد نویسنده ، به رغم اینکه تحولات مهم و شگرفی در عرصه بین المللی به ویژه از دهه 1990 به بعد رخ داده اما هنوز موانع جدی عرفی شدن این نظام به قوت خود باقی است و نمی توان به سادگی چنین وصفی را به قواعد عدم گسترش تسری داد.
مسیحیان مؤمن، به ویژه معتقدان به «کلیسای کاتولیک» در غرب و خاورمیانه با توجه به تحریفها و کجرویهای «مسیحیان صهیونیست» سعی در نقد و موضع گیری جدی فرهنگی در قبال عملکرد این جریان دارند و از همین رو بود که رئیس جمهور امریکا ـ بوش ـ از جناب پاپ اعظم با عنوان «ضدمسیح» یا «دجّال» یاد کرد.
مقاله زیر توسط یکی از محققان «کالج مطالعات کتاب مقدس در بیت لحم» نگاشته شده که ترجمه آن تقدیم شما می شود.