جنگ جهانی دوم در سال 1324 ش / 1945 م به پایان رسید. پیروزی متفقین ظاهرا دنیایی آزاد و دموکرات را به ملل گیتی نوید می داد. مردم ایران که کشورشان از سال 1320 ش توسط نیروهای متفقین اشغال شده بود، امیدوار شدند که به زودی سربازان آنان خاک ایران را ترک خواهند کرد. از سوی دیگر فضای باز سیاسی حاصل از سقوط سلطنت دیکتاتوری رضا شاه و اجرای قانون اساسی مشروطه، مملکتی آزاد و مردمی را به ایرانیان بشارت می داد. از این رو جنب و جوش و هیجان های اجتماعی در جامعه ایران به خصوص شهرهای بزرگ ایجاد گردید. زنان نیز با توجه به جریانات روز و افزایش آگاهی و معلومات اجتماعی، به اهمیت نقش خود در جوامع واقف گردیده و برای احقاق حقوق اجتماعی پایمال شده خود به فعالیت پرداختند و با عضویت در احزاب و تشکیل کانون ها و انجمن ها و انتشار روزنامه و مجله و جلسات سخنرانی به طرح و بررسی مسایل زنان ایران همت گماشتند. این مقاله بر آن است تا با استناد به اسناد آن دوران شمه ای از فعالیت زنان را در سال های 1324-1325 ش / 1945- 1946 م که مصادف پایان جنگ دوم جهانی و بحران آذربایجان است، مورد بررسی قرار دهد.
انسان موجودی پژوهشگر، پرسش کننده و پاسخ طلب است . همواره در پی پرسش از علم ، عالم ، معلوم ، اغراض ، نتایج و ارزش گذاری علم است و هنگامی این حالت در او اوج می گیرد که «علم » را با دو صفت متضاد «نور» و «حجاب » متصف می بیند. به همین دلیل می خواهد بداند چگونه حقیقتی که «الظاهر لذاته و المظهر لغیره »اش می دانند، می تواند حجاب ، آن هم حجاب اکبر باشد. در این نوشتار نخست ، از کاربرد علم در دو معنی (علم عام و مطلق ) و (علم خاص و تخصصی ) که همان دانش متکی بر تجربه و آزمون است ، سخن گفته و سپس به آرای برخی از بزرگان اندیشه و معرفت که «علم » را مساوق «وجود» و «نور» دانسته اند، اشاره کرده ایم . محور اصلی بحث ، نظریه های عارفانه امام خمینی (س ) است که «علم » را از شئون فطرت دانسته و آن را به وجهه نورانی وجودِ موجودات منتسب می دانند و بر این باورند که تمام موجودات متناسب با حدود وجودی خود مظهر اسم «علیم » حضرت حقند؛ راز تسبیح موجودات و نیز رمز جاودانگی و ملکوتی شدن انسان را در علم و آگاهی بیان می دارند. علم حقیقی را «طریق جنت » و هر مرتبه ای از این علم را متناسب با مراتب بهشت (افعال ، صفات ، ذات ) می دانند و ازآیات نخستین سوره علق نکات زیبا و تازه ای در بیان ارزش و منزلت علم مطرح می نمایند که به طور مختصر به آن پرداخته ایم .
در فرآیند برنامه ریزی و توسعه روستایی، شناخت و تبیین سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی و آگاهی از نقاط قوت و ضعف آنها اهمیت زیادی دارد. در این نوشتار با استفاده از31 شاخص و متغیر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و خدماتی وبا بهره گیری از تحلیل تاکسونومی و مدل موریس ،سطوح توسعه یافتگی نواحی روستایی شهرستان سنندج تعیین و تحلیل شده است . نتایج مطالعات نشان میدهد تفاوتها و نابرابریهایزیادی در سطح توسعه یافتگی وجود دارد ،که این وضع ضرورت تعدیل نابرابریها را از طریق اجرای برنامه های هدفمند ضروری میسازد. تفاوت در سطوح توسعه دهستانهای این شهرستان را میتوان با در نظر گرفتن عواملی چون فاصله دهستانها از مرکزشهرستان ، کیفیت محیطی و توان جمعیتی روستاها توجیه و تبیین نمود. همچنین بررسیها نشان داد که سطح توسعه نواحی روستایی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و خدماتی با یکدیگر برابر نیست و با هم تفاوت زیادی دارند. در واقع در زمینه اقتصادی، نواحی روستایی شهرستان بسیار محرومتر از زمینه های خدماتی و اجتماعی هستند. این موضوع اولویتهای توسعه و ضرورت توجه بیشتر به ابعاد اقتصادی را در برنامه های آینده توسعه روستایی در راستای توسعه یکپارچه و پایدار این نواحی مشخص میسازد.
متنی که در پی می آید سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید محمد خاتمی ، رییس جمهوری اسلامی ایران ، در شهر تبریز است که در تاریخ 14/5/1383 در همایش علمی - تخصصی انقلاب مشروطه ایراد شده است.