آیا شرکت هایی که با محدودیت های مالی ر وبه رو هستند، ارزش آن ها در بازار سهامشان قابل مشاهده است؟ در این پژوهش، پرسش فوق مورد آزمون قرار گرفته است. در این مقاله، سبدی از شرکت های تولیدی پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران بر مبنای ویژگی هایی که مرتبط با محدودیت های مالی بودند، تشکیل شد و بازده سالانه آن ها محاسبه گردید.
پس از بومی سازی شاخص KZ، و محاسبه آن طی سال های 1382- 1372 برای هر سال و هر شرکت، شرکت ها به سه گروه تقسیم گردیدند. در این پژوهش ، شواهدی دال بر ارتباط بین محدودیت مالی به عنوان متغیر وابسته و بازده سهام یافت شد، اما شواهدی دال بر ارتباط بین سطوح مختلف محدودیت های مالی و بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، یافت نگردید.
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدلی برای نظارت حمایتی صورت گرفته است. روش این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری آن را کلیه اعضای هیات علمی رشته های علوم تربیتی، معلمان راهنما، ارزشیابان، کارشناسان و مسؤولان آموزشی مناطق و نواحی آموزش و پرورش کل کشور تشکیل می دهد. برای انتخاب گروه نمونه 500 نفری، ابتدا از روش نمونه گیری خوشه ای و در دل خوشه ها از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شده است. با توجه به مبانی نظری و مطالعات جهانی، مؤلفه های نظارت حمایتی استخراج و زیر طبقات هر مؤلفه نیز به طور جداگانه مشخص شدند و پس از اطمینان از روایی و پایایی ابزارهای سنجش (93/0) اطلاعات لازم جمع آوری گردید. برای پاسخگویی به سؤالات به ترتیب از آزمون هایT تک نمونه ای، تحلیل عاملی و آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج نشان داد که هر پنج مؤلفه چارچوب ادراکی، فلسفه و اهدف، مبانی نظری، مراحل اجرا، نظام بازخورد و ارزشیابی مدل استخراج شده تایید شدند به طوری که مؤلفه های چارچوب ادراکی پس از بررسی کارشناسان، استادان و ناظران به ترتیب ارزشهای ویژه به نام های؛ ارزشیابی پایان سال، مشاهده، توسعه حرفه ای، تعیین اهداف، طرح درس و تعهد حرفه ای نامگذاری شده و مدلی ارائه گردید.