مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۶٬۳۶۱ تا ۳۴۶٬۳۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
نقل به معنا
حوزههای تخصصی:
وقوع نقل به معنا1 در احادیث معصومین (ع) یکی از مباحثی است که در کتاب های حدیثی، فراوان در مورد آن سخن گفته شده است. بحث از نقل به معنا را باید از دوره قبل از تدوین و کتابت رسمی احادیث، در مجموعه هایی که تا امروز بر جای مانده است، بررسی کرد. آنچه در این نوشتار مورد مطالعه قرار می گیرد.آن است که اولاً: نقل به معنا یک گفتمان مقطعی بوده است؛ به عبارت دیگر راهکاری تجویزی بوده که در سده های نخست و در زمان خاصی اعمال می شده است. ثانیاً: در صورت کشف احادیث نقل به معنا شده و دستیابی به مضمون مشترک بین آنها، از تعداد بی رویه آنها در ساختار،کاسته خواهد شد. نتیجه این امر محسناتی از قبیل: درک و فهم احادیث مضطرب، کاهش سلسله اسناد و متن روایات، شناسایی احادیث موضوعه و 000 را در پی خواهد داشت. این گفتار به طور اجمال به بررسی این مسئله پرداخته است.
نماز در حکومت صالحان
حوزههای تخصصی:
بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد
حوزههای تخصصی:
تبیین رابطه «عمل و پاداش» در مثنوی معنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
«عمل»، در کنار اعتقاد قلبیو اقرار زبانی، یکیاز سه پایه دین ورزیرا تشکیل میدهد و در واقع بدون آن همه سلوک دینیو معنویانسان مختل میشود. مولانا ازجمله عارفانیاندیش مند است که در سرتاسر کتاب ارجمند خود، مثنویمعنوی، توجهیفراوان به مساله «عمل» کرده است. سخنان او در این باره آن قدر گسترده و ژرف است که طرح همه آن ها در حوصله یک مقاله مختصر نمیگنجد و از آن جا که بخشیعظیم از سخنان مولانا در این مورد، به پاداش عمل اختصاص دارد و او از زوایایمختلف این مساله را بررسیکرده است، در مقاله حاضر مساله «رابطه عمل و پاداش ان» را در مرکز توجه خود قرار داده و کوشیده ایم سخنان او در این زمینه را گرداوری، دسته بندیو تحلیل کنیم. بطور کلیمیتوان گفت که مولانا در مورد رابطه عمل و پاداش آن، مسایل زیر را مطرح کرده است: فناناپذیریاعمال، بیپاسخ نماندن اعمال، یگانگیپاداش و عمل، پیوند رنج ها و قبض هایروحیبا کارهایناپسند، تجسم اعمال، حبط اعمال، کافینبودن عمل برایدستیابیبه حقیقت (ترک عمل)، گسترش مهارناپذیر آثار عمل و بالآخره عمل بلاعوض. پیش گفتار مقاله هم به بحثیآسیب شناسنانه در مورد نگاه جامعه ایرانیبه مساله عمل و پاداش اختصاص یافته و سه اسیب اساسیدر این زمینه را معرفیکرده است: جداسازیعمل از پاداش آن، اعتقاد به ملازمت ایمان و بدبختیدر دنیا و بالآخره بیتوجهیبه فرهنگ کسب و کار.
نقد قدرت از دیدگاه مولانا در مثنوی
حوزههای تخصصی:
کمتر کسیممکن است به مولانا به چشم منتقد و مصلح اجتماعینگاه کند و در آثار عرفانیو غناییویبه دنبال آرایانتقادیو سیاسیباشد، اما درک عرفان و اندیشه انسانیو مردم گرایانه او، تردیدیدر جامعیت شخصیت و جهان بینیویباقینمیگذارد، از این رو بسیار طبیعیمینماید که او وقتیاز رستگاریانسان و زندگیصلح آمیز و مبتنیبر معنویت و آگاهیسخن میگوید، قدرت ستم گرایانه و استبداد ظالمانه را به مثابه مانعیعمده نکوهش میکند. در این نوشتار سعیشده است با کنکاش در مثنوی، برخورد او با مساله قدرت و حکومت و جهت گیریانتقادیش نسبت بدان بررسیو تحلیل شود.
اثر بازخورد خودکنترلی بر یادگیری زمان بندی نسبی و مطلق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی نظریه ای بود که کاهش فراوانی نسبی بازخورد سبب افزایش یادگیری برنامه حرکتی تعمیم یافته می شود، در حالیکه یادگیری پارامتر را کاهش می دهد(1). بر این اساس اثر بازخورد خودکنترلی بر یادگیری زمان بندی نسبی و مطلق یک تکلیف زمان بندی متوالی مورد مطالعه قرار گرفته است. 60 نفر آزمودنی به صورت داووطلبانه انتخاب و بر اساس نوع ارائه بازخورد به سه گروه خودکنترلی، جفت شده و آزمونگر تقسیم شدند. تکلیف آزمودنی ها حرکت در مسیر از قبل مشخص شده یعنی فشردن کلید های 2، 6، 8 و 4 یک دستگاه زمان بندی متوالی با حفظ زمان بندی نسبی و مطلق معین بود. آزمودنی های خودکنترلی در هر زمان که نیاز داشتند بازخورد دریافت می کردند، در حالی که دو گروه دیگر کنترلی بر زمان دریافت بازخورد نداشتند. آزمایش از سه مرحله اکتساب، یادداری و انتقال تشکیل شده بود و آزمودنی های خودکنترلی یادگیری زمان بندی نسبی را در هر سه مرحله نشان دادند. نتایج تحلیل واریانس عاملی مرکب نشان داد اثر اصلی نوع بازخورد بر زمان بندی نسبی در دسته کوشش های مختلف مرحله اکتساب معنی دار بود و آزمودنی های گروه خود کنترلی و آزمونگر دارای خطای زمان بندی نسبی کمتری در مقایسه با گروه جفت شده بوده اند. همچنین، اثر اصلی نوع بازخورد بر زمان بندی نسبی در مرحله یادداری معنی دار بود و آزمودنی های گروه خود کنترلی و آزمونگر دارای خطای زمان بندی نسبی کمتری در مقایسه با گروه جفت شده بودند. اثر اصلی نوع بازخورد بر زمان بندی نسبی در مرحله انتقال معنی دار بود و آزمودنی های گروه خود کنترلی دارای خطای زمان بندی نسبی کمتری در مقایسه با گروه جفت شده بودند. یافته ها اثر سودمند بازخورد خودکنترلی بر یادگیری GMP در مقایسه با پارامتر را نشان می دهند و حمایتی دیگر بر جدائی نظری این فرآیندها فرآهم می کنند.
نگاهی به کتاب «جامع عباسی» نخستین رساله توضیح المسائل به زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی: استعمال «که، دیگه، آخه، ها» در فارسی
حوزههای تخصصی:
English Through Fun!(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خط و کتابت مانوی
منبع:
هنر زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸۲
حوزههای تخصصی:
پژوهش انتقادی در باب ضبط کتاب های سهروردی
کتاب شناسی ساندرا هاردینگ
رویکرد پسینی به منطق
حوزههای تخصصی:
منطق سینوی به روایت رشر
حوزههای تخصصی:
در باب اسپینوزا
بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر الگو پذیری رفتار اجتماعی دختران -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر«بررسی جامعه شناختی عوامل موثربرالگوپذیری رفتاراجتماعی دختران» می باشدبه بیان دیگر هدف شناخت وتاثیرعواملی همچون پایگاه طبقاتی والدین ،برنامه های آموزشی وپرورشی مدارس ورسانه های جمعی ،گروه همالان وگروههای مرجع،گرایش به مدویکپارچگی به دیگران(متغیرهای مستقل)برالگوپذیری رفتاراجتماعی دختران (متغیروابسته) می باشد.. پژوهش حاضر،باشیوه پیمایشی واسنادی انجام شده است.تکنیک جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ساخت یافته است.جامعه آماری شامل 7715 نفرازدانش آموزان دختردبیرستانهای مناطق 3و19 شهرتهران که به روش خوشه ای –تصادفی نمونه گیری شده اند. وجمعیت نمونه برابر370 نفرمحاسبه شده است. دراین تحقیق 8 فرضیه تدوین گردیده است . فرضیه هاباتوجه به متغیرهای تحقیق وبااستفاده ازشاخص های آماری t دونمونه ای وآنالیزواریانس (آزمون برابری میانگین ها) موردآزمون وتجزیه وتحلیل قرارگرفتند. نتایج حاصل نشان داده است که از بین ویژگی های فردی والدین مثل سن ، تحصیلات و شغل ، تنها متغیر تحصیلات، با نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران رابطه معنادار نشان داده است.در بین طبقات اجتماعی نیز، تنها در طبقه پایین جامعه با نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران رابطه معنادار مشاهده شده است. رابطه نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران با گروه دوستان و همالان رابطه ای معنادار نشان داده وهمچنین رابطه معناداری بین متغیر وابسته تحقیق با نوع فعالیتهای پرورشی و آموزشی مدارس مشاهده شده است.فرضیه دیگر تحقیق ارتباط گروههای مرجع را با متغیر وابسته تحقیق مورد بررسی قرارداده است که این رابطه نیز معنادار نشان نداده است. فرضیه دیگری که به تائید نرسیده است، رابطه بین رسانه ها و نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران بوده است . فرضیه ارتباط بین مذهبی بودن خانواده با نوع الگوهای رفتاری دانش آموزان رابطه ای معنادار حاصل شده است و بالاخره درآخرین فرضیه که گرایش به مد و یکپارچگی با دیگران را با الگوهای رفتاری دختران مرتبط دانسته است ، رابطه ای معنادار نشان داده است.
بررسی جامعه شناختی ارتقاء علمی زنان هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و شناخت موانع، مشکلات آنها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
طرح مسأله: یکی از نابرابریهایی که در عرصه علم قابل توجه است مقوله جنسیت می باشد که به موقعیت حاشیه ای زنان در این عرصه منجر شده است، تاریخچه حضور زنان نشان می دهد که در بسیاری از موارد حضور زنان یا نادیده انگاشته شده و یا اهمیتی بسیار کمتر از مردان داشته است.در ایران نیز شواهد حاکی از این است که وضعیت زنان در سطوح مختلف آموزش عالی به موقعیت زنان دانشگاهی در سایر نقاط دنیا شبیه است، علی رغم افزایش تعداد زنان در دانشگاه ها می بینیم که تعداد زنان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری (خصوصاً) با کاهش چشمگیری روبرو است. این مطالب در مورد تعداد زنان هیات علمی نیز صادق است، آمار موسسه آموزش عالی نشان می دهد که از میان 79617 نفر (22/65 درصد)، اعضاء هیات علمی تمام وقت و حق التدریس دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تنها 25/18 درصد به زنان اختصاص دارد و 75/81 درصد به مردان اختصاص دارد.این پژوهش قصد دریم به بررسی جامعه شناختی ارتقاء علمی زنان هیات علمی واحد تهران مرکزی و موانع و مشکلات آنان بپردازیم.این پژ وهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش،توصیفی (همبستگی)است که شامل کلیه اساتید خانم دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز می باشد و نمونه آماری آن در مجموع شامل300 نفر استاد خانم می باشد. که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. گردآوری داده ها بر اساس پرسشنامه های اطلاعات زمینه ای وآزمون های محقق ساخته(30 سئوال) انجام شد.داده های پژوهش با بهره گیری از شاخص آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند یافته ها:یافته ها نشان دادکه بین متغیر ارتقاءعلمی اساتید خانم دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده¬( ضریب 03/0)، ساختار سازمانی( ضریب 02/0) ، علاقه مندی به رشته تحصیلی مشغول به تدریس ( ضریب 029/0)، آشنایی با آئین نامه ها و بخشنامه های پژوهشی (ضریب 031/0 )، میزان آشنایی با اینترنت و فضاهای مجازی( ضریب 019/0)، میزان آشنایی با زبانهای خارجی( ضریب 024/0)، ویژگی های تحصیلی و تجربی( ضریب 024/0)، و ویژگی های جمعیتی و اجتماعی ( ضریب 00/0 درصد) رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. نتایج: با توجه به یافته های بدست آمده که در بالا ذکر شد نتایج نشان می¬دهد که وضعیت زنان چه در دانشگاه و چه در سایر جایگاه های اجتماعی- در عین مسأله آمیز بودن، روزبه روز ارتقاء پیدا می کند؛ آگاهی های زنان نسل جدید از وضعیت خود روز به روز در حال افزایش است .بنابراین به نظر می رسد که به جای تاکید و پافشاری بر تدابیر حمایتگرانه افراطی معطوف به جنسیت زنان، بهتر این باشد که در فرآیندهای تصمیم سازی و سیاست گذاری های فرهنگی، طرز تلقی ها فراتر از سوگیری های جنسیتی باشد، افراد، خواه مرد و خواه زن، بدون اصل قرار گرفتن جنسیت شان، به مثابه انسانی واجد کرامت، حقوق و تکالیف در نظر گرفته شوند، این امر مستلزم تعمیق و بسط نگاهی فراجنسیتی در رده های تصمیم گیرنده سازمانی در نهاد دانشگاه است که در آن به جای اولویت دادن به جنس خاصی بر توانایی ها و شایستگی های افراد برای کسب یا تصدی مدارج علمی و مناصب مدیریتی و اجرایی تأکید گردد.
دلایل و چگونگی تصرف خوارزم توسط غزنویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:









