تلاش برای بیان تعریفی مستقل از رمز و تبیین آن به عنوان تصویری خیالی جدای از دیگر صور خیال، برای هر پژوهشگر آثار ادبی و عرفانی بایسته و شایسته است. از سوی دیگر، طرح این موضوع نیز برجسته و با اهمیت است که رمز در عین رابطه بسیار فشرده با کنایه، استعاره مصرحه، تمثیل رمزی، اضافه سمبلیک، کهن الگو، تشبیه تمثیل و نوع ادبی فابل، تصویری جدای از اینهاست. لزوم توجه شعرا و نویسندگان به رمز، تاریخچه و انواع آن، اشاره به رمز و اشتقاق آن در دیگر زبان ها و اشاره ای کوتاه به رمز در گونه های ادب حماسی، غنایی، انتقادی و سیاسی و فرهنگی به عنوان مدخلی برای ورود به رمزعرفانی، موضوعاتی هستند که این مقاله در پی تفسیر و تبیین آنها است.کوتاه سخن آنکه در این پژوهش تلاش بر این است که سیر گذر نمادهای شناخته شده عرفانی نامی، هرچند کوتاه و مختصر، بیشتر بررسی و به آن توجه شود و بنابراین، پژوهش پیش رو، بر یک یا دو عارف خاص متمرکز نیست.
پژوهش حاضر، به دنبال بررسی تأثیر استفاده از رسانههای گروهی و شبکههای ارتباط جمعی بر هویت ملی بوده است. به منظور بررسی این رابطه، از نظرات آندرسون، رایزمن،گیدنز و انگلهارت استفاده شده است. این پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از توزیع پرسشنامه در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان، در سال تحصیلی 88ـ1387 انجام شده است. نمونهگیری در مرحله اول، با روش طبقهبندی شده و در مرحله دوم، به صورت سهمیهای انجام گرفته و حجم نمونه 490 نفر بوده است. آزمون فرضیهها نشان میدهد بین استفاده از رسانههای جمعی و هویت ملی، رابطه وجود دارد. بهاینترتیب که افراد استفادهکننده از رسانههای داخلی، در سازه هویت ملی نمره بالایی دریافت کردهاند و بر عکس، نمره افراد استفادهکننده از رسانههای خارجی در این سازه، نمره پایینی بوده است. این یافته، نشاندهنده تغییر نگرشها به سمت الگوها و گرایشهای جدید است. همچنین برای بررسی فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافتههای تجربی نشان میدهد که از میان متغیرهای اثرگذار بر هویت ملی، به ترتیب، جنس، میزان استفاده از رسانههای خارجی، میزان استفاده از رسانههای داخلی، سن و وضعیت تأهل در تعیین گرایش هویت ملی، از سهم بیشتری برخوردار بودهاند رسانههای جمعی، همبستگی ملی، همگرایی، هویت، هویت ملی
تولید هر متن در شرایط ویژه و با درجه های متفاوتی از انتخاب و در پیوندی خاص با قدرت صورت می پذیرد و به همین شکل در دسترس خوانندگانی قرار می گیرد که شرایط متفاوتی دارند. تحلیلگران گفتمان بر این عقیده اند که با توجه به فقدان واقعیت اجتماعی ناب، گفتمان خنثی و بی طرف نیز وجود ندارد، بلکه ما با گفتمان ها یا متن های وابسته به اشخاص، جناح ها، ایدئولوژی ها و فرهنگ های خاص مواجهیم؛ اما شناخت دیدگاه ها و موضع گیری های اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک نویسنده که هم در متن و هم در خارج از آن پنهان است، بدون توجه به اینکه افراد گوناگون به متن یا گفتار به شیوه های مختلف می نگرند، کمابیش غیرممکن است؛ بنابراین باید به متن به مثابه یک کل معنادار نگریست که این معنا لزوماً در خود آن نیست. وانگهی هیچ متن خنثی و بی طرفی وجود ندارد زیرا با تاثیر پذیری از بافت یا زمینه اجتماعی ـ فرهنگی، دارای بار ایدئولوژیک می شود تنها به آن دلیل که هر متنی در شرایط و موقعیت خاص تولید می شود و ازاین رو همیشه رنگ خالق خود را با خود همراه دارد.
متن اصل چهل وچهار قانون اساسی ایران واجد معنا و زاییده بافتاری ویژه است. کوشش نگارنده بر آن است که با کاربست «شالوده شکنی ـ واسازی» نشان دهد که چهره حقیقی متن اصل چهل وچهار چه بوده و در زمانه تولید متن، از آنْ چه معناهایی استدراک می شده است. شالوده شکنی در حقیقت نشان می دهد هر متنی دو برداشت را در بردارد: برداشت نخست، برداشتی وفادارانه به متن و بیانگر تعیین کنندگی یک سویه آن است؛ ولی برداشت دوم شالوده شکنانه است و نشان می دهد چه مفاهیمی در مرز و حاشیه های متن، حذف، طرد و یا سرکوب شده اند. در زمانه وجود گوناگونی برداشت ها از اصل چهل وچهار، نیازمند فهم آنچه هستیم که در واقع رواج داشته تا بفهمیم با برداشت های امروزی چه تفاوت هایی یافته است. آیا در عمل اصل چهل وچهار قانون اساسی قابل اجراست؟