هدف کلی تحقیق حاضر" بررسی عوامل فردی و حرفه ای تاثیرگذار بر ادراک کشاورزان شهرستان کرج نسبت به مشکلات مدیریت آب کشاورزی" بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 5297 نفر از کشاورزان شهرستان بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 142 نفر با استفاده از روش نمونهگیری طبقه ای با انتساب متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات اساتید رشته های ترویج و آموزش کشاورزی و کارشناسان آبیاری حوزه ستادی وزارتخانه های نیرو و کشاورزی تایید گردید و جهت سنجش میزان پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که ضریب محاسبه شده(76/0=Α) حاکی از پایا بودن ابزار تحقیق بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان سابقه کار کشاورزی افراد مورد مطالعه و میزان مواجهه با مشکلات مدیریت آب رابطه منفی و معنی داری در سطح یک درصد (07/0 P=، 225/0R=-) وجود داشت. همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تی-استیودنت، بین گروههای مختلف شکل گرفته بر اساس متغیر استفاده از اعتبارات دولتی از نظر مواجه با مشکلات استحصال آب در سطح پنج درصد (033/0 P=، 46/4T=) و از نظر مواجه با مشکلات انتقال آب در سطح یک درصد (00/0P= ، 46/4T=) اختلاف معنی داری وجود داشت. بر اساس نتایج آزمون F نیز بین کشاورزانی که از فناوری های مختلف برای بهرهبرداری از آب استفاده میکردند در سطح پنج درصد (033/0P=) اختلاف معنی داری وجود داشت. همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس، بین افراد با مالکیت های مختلف منبع آبی در سطح یک درصد (000/0 P=، 546/27X2=) و بین گروه های با سطوح مختلف تحصیلی (026/0 P=، 300/11 X2=) ، فعال در نظام های مختلف بهره برداری از زمین(030/0 P=، 342/12 X2=)، استفاده کننده از روش های انتقال مختلف آب (008/0 P=، 355/11 X2=)از نظر مواجه با مشکلات مدیریت آب کشاورزی در سطح پنج درصد اختلاف معنی داری وجود داشت. طبق یافته ها چهار عامل آموزش، اعتبارات، فناوری و بهبود ساختار نظام های بهره برداری بر کاهش چالش های مدیریت آب کشاورزی بسیار تاثیرگذار هستند.
مقایسه ی قیمت های دریافتی تولیدکننده و پرداختی مصرف کننده چنین نتیجه گیری می شود که سهم عمده ای از سود حاصل از تولید و صدور پسته ی ایران نصیب تاجرهای پسته می شود. به سخن دیگر تولید کننده به عنوان عنصر اصلی، کم ترین بهره را از تولید پسته در ایران به دست می آورد. در مطالعه ی کنونی تلاش شده است که این دیدگاه در خصوص بازار پسته مورد آزمون قرار گیرد. برای این منظور، با استفاده از یک نمونه شامل 302 نفر از کشاوزران و یک نمونه شامل 227 نفر از تاجرهای پسته ی استان های کرمان و فارس که در سال های 1385 و 1386 مورد مصاحبه قرار گرفته اند، مسیرهای بازاریابی محصول پسته بررسی شد. برای تعیین و تجزیه و تحلیل حاشیه ی بازار از روش پیش نهادی چارلز و گری استفاده شد و هم چنین کارایی بازار به روش پیش نهاد شده به وسیله ی شفرد تعیین شد. نتایج نشان داد که مشکلات فنی و مالی، نیاز به تامین نقدینگی و جو بی اعتمادی باعث شده است تا عرضه ی محصول بعد از فصل برداشت بسیار بالا و به صورت نقدی یا دوره های کوتاه مدت باشد. همین عوامل باعث شده است تا برخلاف سود بالاتر، کشاورزان ارتباط مستقیم با صادرکنندگان را رها کرده و محصول خود را به واسطه ها و دلال های محلی بفروشند. مقایسه ی تفاوت قیمت پسته در مراحل مختلف با هزینه های بازاریابی نشان می دهد که به طور کلی تجارت پسته فعالیتی سودآور است و در بخش صادرات، رانت اقتصادی بالایی نیز ایجاد می شود. این مساله باعث شده است تا کارایی بازار پسته در کل پایین باشد. بررسی بیش تر نشان داد که رانت ایجاد شده ناشی از تجارت نبوده بلکه حاصل منابع مالی است و به صاحبان این منابع برمی گردد. در پایان پیش نهاد شد با ایجاد ترمینال های ضبط و فرآوری پسته و هم چنین انبارهای عمومی برای ذخیره، اصلاح بازار مالی و تامین نقدینگی، ایجاد جو اعتماد در بازار پسته، آسان و روان کردن فرآیند صادرات محصول و برگشت پول و جدا کردن بحث تجارت و منابع مالی، برای افزایش کارایی بازار پسته تلاش شود.
" نزاعهای دستهجمعی یکی از مسائل اجتماعی و پدیدههای قدیمی است که کماکان در برخی اجتماعات کوچک و روستاها وجود دارد. این مقاله به ریشهیابی این پدیده از دیدگاه جامعهشناسی و نقش نیروهای اجتماعی در بروز این پدیده میپردازد و با مطالعه موردی دو روستا نشان میدهد در جایی که گروههای متمایز اجتماعی وجود دارد مبارزه آنها برای کسب قدرت و منابع کمیاب (آب و زمین) در بروز نزاعهای دستهجمعی نقش تعیینکننده دارد. از سویدیگر در جایی دیگر که مبتنی بر نظام خویشاوندی نسبتاً یکپارچهای است و گروهبندیهای متمایز اجتماعی شگل نگرفته است، نزاع دستهجمعی به وقوع نمیپیوندد.نزاع دستهجمعی به وقوع نمیپیوندد.
"
جفری هیزلت، رئیس بخش بازاریابی و نایب رئیس کمپانی ایستمن کداک، شمار دفعاتی را از دست داده است که مردم به او گفته اند: « شرکت شما دیگر زمان زیادی در بازار دوام نخواهد آورد.» با این همه، بدون تردید در عصر جدید رسانه های دیجیتال، جایی برای یک مارک متعلق به دنیای قدیم وجود نخواهد داشت. اما هیزلت با بی اعتنائی به این حرفها اظهار می دارد: «بیشتر افرادی که به ما می گویند ما دوران طلایی مان را پشت سر گذارده ایم، مشاورین تبلیغاتی و رسانه ای هستند. آنها این خبر بد را به ما می دهند و توقع هم دارند که آنها را استخدام کنیم!»
بسیاری از شرکتهای تولید کننده ی دوربین عکاسی، مانند پولاروید معروف، در عصر دیجیتال ورشکست شدند. به نظر می رسید که همین سرنوشت نیز در انتظار کداک باشد.
این تحقیق با هدف بررسی مولفه های برنامه درسی پنهان، با تاکید بر نقش ساختار اجتماعی حاکم بر مدارس متوسطه استان مازندران در ایجاد نگرش دانش آموزان به مساله اقتدار، تقویت هویت ملی و ایجاد نگرش به جهانی شدن در دانش آموزان انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری، مدارس متوسطه دولتی استان مازندران و حجم نمونه 384 نفر از دانش اموزان و 377 نفر از کارکنان آموزشی است. ابزار تحقیق، دو نوع پرسشنامه محقق ساخته برای دانش آموزان و کارکنان بود که پس از تعیین روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که دانش آموزان به مراتب بیشتر از کارکنان ساختار روابط اجتماعی موجود در مدارس متوسطه را در ایجاد نگرش به اقتدار موثر میدانند. همچنین، حدود نیمی از دانش آموزان و کارکنان، نقش برنامه های درسی پنهان مدارس را در تقویت هویت ملی زیاد و خیلی زیاد بیان داشته اند و دانش آموزان تا حدودی بیشتر از کارکنان برنامه های درسی پنهان را در ایجاد نگرش به جهانی شدن موثر می دانند.