هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جو سازمانی و مدیریت تعارض از دیدگاه دبیران طراحی شده است. روش: جامعه ی آماری شامل کلیه دبیران دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران بوده، ،نمونه ی پژوهش شامل 375 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه جو سازمانی «هالپین و کرافت » و پرسشنامه مدیریت تعارض ""استفان رابینز"" استفاده شده است.نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تنها 6 درصد تغییرات برخورد با تعارض به 2 مولفه ی جوّ سازمانی (روحیه و صمیمیت ) مربوط می شود و بقیه (94 درصد) به عوامل دیگر مربوط می شود. همچنین ضریب همبستگی چندگانه بین مولفه های روحیه و صمیمیت از جوّ سازمانی و مدیریت تعارض معادل 244/0 و معنی دار بوده است. در همبستگی های ساده بین مؤلفه های مدیریت تعارض با جو سازمانی نیز یافته ها نشان می دهد که بعد روحیه جو سازمانی با شیوه های همکاری و مصالحه در برخورد با تعارض ( مستقیم ) بین بعد مزاحمت جو سازمانی با شیوه همکاری ( معکوس ) ؛ بین بعد علاقه مندی جو سازمانی و استفاده از شیوه همکاری ( مستقیم ) و شیوه اجتناب ( معکوس ) ؛ بین بعد صمیمیت جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس )، همکاری ( رابطه مستقیم ) ، اجتناب و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد ملاحظه گری جوسازمانی با شیوه های همکاری(رابطه معکوس) ، اجتناب و گذشت (رابطه مستقیم) ؛ بین بعد فاصله گیری جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) و مصالحه (رابطه معکوس) ؛ بین بعد نفوذ جوسازمانی با شیوه های همکاری (رابطه مستقیم) و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد تاکید بر تولید جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) ، همکاری و مصالحه (رابطه مستقیم) رابطه معنی داری مشاهده شده است.
موضوع اصلی نامه چیز دیگری بود که در ضمن آن از دکتر داوری درخواست کرده بودیم تا در خصوص سبک زندگی، ما را از نظرات ارزشمندشان بهره مند کنند. در پاسخ دربارهی سبک زندگی این گونه نوشتند.
بحث از تغییر و گذار به یک نحو محرک اولیه تفکر جامعه شناختی بوده است. به عبارت دیگر، سؤالات محوری و اساسی جامعه شناسان اولیه در مواجهه با امری عینی و بیرونی شکل گرفته و طرح شده است؛ و این امر همانا تغییر و گذار بوده است. بسیاری از تئوری های دوره نوباوه گی جامعه شناسی در ارتباط با گذار اجتماعی جامعه فرانسه از نظمی به نظمی دیگر ساخته و پرداخته شده اند. گذاری که آنان منشأ آن را در انقلاب فرانسه جست وجو می کردند. این امر در رابطه با دیگر تغییرات اتفاق افتاده در دیگر پهنه های جغرافیایی و فرهنگی جهان نیز صادق است. از انگلیس تا آمریکا و تا شوروی و ژاپن و.... تأملاتی از این جنس، تا چه حد مخیله جامعه شناسان وطنی ما را به خود مشغول داشته است و آنان تا چه اندازه نسبت به این امر در چرخه جغرافیایی و فرهنگی خودشان حساس شده اند و در باب آن تأمل کرده اند؟ متن زیر گزیده پاسخی است به این سؤال.
پیش و پس امور و از جمله امور و اتفاقات بزرگ نقطه تمرکز اذهان بسیار گردیده است؛ این که چه شد که این اتفاق افتاد و یا حال که این اتفاق افتاده، چه می شود. رخدادهای عظیم مصداق بارزتر این امرند. انقلاب اسلامی نیز به مثابه تغییری بنیادین، به جهت عمق و گستره تأثیرگذاری آن، اسباب اشتغال اذهانی چند شده است. پاسخ هایی نیز صواب و ناصواب به این پرسش داده شده است. دکتر موسی نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که تأملات و تتبعات بسیاری در این رابطه داشته اند. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در دوره آموزشی طرح علم و دین مؤسسه اشراق اندیشه می باشد. وقتی از یک انقلاب صحبت میکنیم باید سه مقطع را در نظر بگیریم. یعنی اگر بخواهیم یک تقسیمبندی درمورد مراحل تکامل انقلاب داشته باشیم، یک مرحله، جنبش و انقلاب است که هدفش سرنگونی نظام سیاسی است؛ یک مرحله، نظام سیاسی است و مرحلهی سوم، تمدن است. مثلا میتوانیم بگوییم جنبش اسلامی یا انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی. ما ایرانیها ظاهرا در زمان فعلی نزدیکترین تفکر را به این مرحلهی آخر داریم. یعنی مثلا فلسطینیها در مرحلهی جنبش ماندند و نتوانستند جلوتر بروند. اکثر کشورهای اسلامی نتوانستند به نظام سیاسی برسند و در همان مرحله انقلاب ماندند. حتی بعضیها اصلا انقلاب را هم انجام ندادند.
گرچه پدیده های بزرگ و تأثیرگذار از چشم هیچ صاحب تأملی پوشیده نمی مانند، با این حال نباید چنین پنداشت که همه به یک نحو و در یک شکل و قامت پدیده مورد نظر را به نظاره می نشینند. در واقع دیدن، چیزی است و درست دیدن چیزی دیگر. این که در بهمن پنجاه و هفت پدیده ای در ایران رخ نموده و بسیاری در باب آن نوشته اند و سخن رانده اند، نباید به این معنا پنداشته شود که آن ها همه دیده اند و صحیح دیده اند. در واقع بسیاری از کسانی که در باب انقلاب اسلامی ایران قلم زده اند، به دلایلی متفاوت از جمله عدم هم زبانی آنان با انقلاب اسلامی تفاسیری صحیح و صائب از انقلاب ارائه نداده اند. این امر را تجربه های محقق پس از انقلاب اسلامی مؤید است. بسیاری کسان از اثرات عمیق و فراگیر انقلاب، پی به عظمت و بزرگی آن برده اند. اما «این انقلاب چه بوده و اثرات آن کدام اند؟» سوالی است که متن پیش رو ـ که به همت مرکز آینده پژوهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران تدوین شده است ـ سعی در پاسخ دادن اجمالی به آن دارد.
متن حاضر ترجمهی مقاله ای برگرفته از ویرایش دوم The New Palgrave Dictionary دائره المعارف اقتصادی میباشد. این دائر ه المعارف شامل ١٨٧٢ مقاله of Economics از ١٥٠٦ نفر از اقتصاددانان معتبر جهان میباشد که ٢٥ نفر از آن ها موفق به کسب جایزهی نوبل در اقتصاد شده اند. نویسندهی این مقاله آقای رابرت ال. هیلبرونر اقتصاددانی آمریکایی و مورخ اندیشه های اقتصادی میباشد. او نزدیک به ٢٠ عنوان کتاب به رشتهی تحریر درآورده است. طی جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا و در اداره کنترل قیمت زیر نظر جان کنت گالبرایت مشغول به کار شد. بعد از جنگ، اندکی به بانکداری پرداخت و در سال ١٩٥٠ به عنوان محقق مشغول به تحقیقات اجتماعی «مکتب جدید» دانشگاه یبهنام شد. در این مدت او تحت تأثیر شدید مکتب تاریخی آلمان قرار گرفت و در سال ١٩٦٣ در رشتهی اقتصاد مدرک دکتری را از همان دانشگاه اخذ نموده وبه مطالعهی تفکر اقتصادی پرداخت.