ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۰۱ تا ۱۳٬۹۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۳۹۰۱.

آینده پژوهی وضعیت محیطی (امنیتی- دفاعی) دو کشور ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا (2035-2025م)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
هدف از طرح پژوهش حاضر شناسایی وضعیت و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در محیط نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه آینده است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر نیز در آن است که نظریه پردازان و تحلیل گران در حوزه آینده پژوهی و سیاست خارجی، آینده محیط امنیتی نظام منطقه ای غرب آسیا و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق را بیشتر و بهتر شناخته و با عمل به پژوهش های صورت گرفته، برنامه ای جامع و مدون ترسیم کنند. پژوهش حاضر با نگاهی آینده پژوهانه، از نوع آینده پژوهی کاربردی، با روش سناریونویسی، به شیوه کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین و طراحی شده است. سؤال پژوهش حاضر این است که جایگاه وضعیت محیط دفاعی- امنیتی دو کشور ایران و عراق در محیط منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو به کدام سمت وسویی خواهد کشید؟ به نظر می رسد جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در نظام منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو متفاوت از هم خواهد بود؛ زیرا راهبرد و اهداف طراحی شده دو کشور در محیط منطقه ای متفاوت و متضاد است. در این پژوهش به شیوه سناریونویسی(سناریوسازی) شوارتز و با اعمال تغییراتی، وضعیت محیطی (دفاعی- امنیتی) دو کشور ایران و عراق را در دهه پیش روی مورد تحلیل قراردادیم و به نتایج زیردست یافتیم. با توجه به منافع، پیشران ها و مؤلفه های تأثیرگذار جمهوری اسلامی ایران در محیط امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش روی، به دو عدم قطعیت می رسیم : 1. دوگانگی و ضعف دولت مرکزی (تجزیه، فشار و تحریم)؛ 2. یکپارچگی دولت مرکزی (همسویی دیپلماسی و میدان). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از دو عدم قطعیت، اول سناریوی تجزیه و سرنگونی بود؛ سناریوی دوم رسیدن به قدرت و هژمون منطقه ای. در مورد عراق نیز با توجه به مؤلفه ها و پیشران های مؤثر دو عدم قطعیت طراحی شد. 1. اقتدار دولت مرکزی (یکپارچگی)؛ 2. ضعف و ازهم گسیختگی دولت مرکزی (منازعات قومی و...). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از عدم قطعیت های موجود، سناریو تجزیه، سناریو فدرالیسم و سناریو عراق منسجم بودند. نتایج و یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که ترتیبات محیط دفاعی- امنیتی در دهه پیش روی در منطقه غرب آسیا از چهار الگوی «ثبات هژمونیک»، «مشارکتی» و «موازنه قدرت»، هژمون منطقه ای پیروی می کند. ایران با توجه به منافع، مؤلفه ها و جایگاهی که در منطقه دارد، هدف غایی خود را با طراحی راهبردهای متفاوت، حذف رقیبان منطقه ای و بین المللی، رسیدن به هژمون منطقه ای (سناریوی دوم) را طراحی کرده است. عراق هم با توجه منافع، مؤلفه های موجود و جایگاه خود، درپی الگوی مشارکتی و تا حدودی توازن قدرت از طریق سناریوی عراق منسجم و فدرالیسم است.
۱۳۹۰۲.

بازشناسی تأثیر سلاح های هسته ای بر بازدارندگی با تأکید بر آیه 60 سوره انفال(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
در قرن حاضر، سلاح های هسته ای به یکی از محوری ترین عوامل اثرگذار بر معادلات امنیتی، راهبردی و سیاسی جهان تبدیل شده اند. این سلاح ها از همان آغاز تولید، تنها یک ابزار نظامی محسوب نمی شدند، بلکه به دلیل قدرت تخریبی بی سابقه و پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده، توانستند بر ساختار بسیاری از نظریه ها و الگوهای روابط بین الملل تأثیر بگذارند. استفاده ایالات متحده از دو بمب هسته ای در جریان جنگ جهانی دوم علیه ژاپن، لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ نظامی جهان بود که نه تنها پایان جنگ را تسریع کرد، بلکه برای نخستین بار نشان داد که سلاح هسته ای می تواند به ابزار تعیین کننده ای در سیاست بین الملل تبدیل شود. پس از آن، گفتمان مربوط به تولید، انباشت، انتقال و حتی تهدید به استفاده از این سلاح ها گسترش یافت و در دوران جنگ سرد، رقابتی فراگیر میان دو بلوک قدرت شکل گرفت. در این دوران، سلاح هسته ای نه فقط وسیله ای نظامی، بلکه نماد برتری، بازدارندگی، قدرت ملی و حتی هویت سیاسی کشورها شد. همزمان با گسترش این رقابت، در برخی جوامع اسلامی بحث هایی مطرح شد درباره اینکه آیا مفاهیم دینی می توانند پشتوانه ای برای کسب انواع قدرت دفاعی باشند یا نه. یکی از مهم ترین آیات مورد استناد، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به فراهم سازی قدرت برای ایجاد رعب در دل دشمنان دعوت می کند. برخی صاحب نظران این مفهوم عام از قدرت را شامل هر نوع توان بازدارنده دانسته اند و کوشیده اند نسبت میان آن و سلاح های مدرن، از جمله سلاح هسته ای را بررسی کنند. این پژوهش نیز دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است که روشن سازد آیا طبق مفاد این آیه شریفه و با توجه به اهداف دفاعی آن، می توان گفت تولید سلاح هسته ای واجب شرعی محسوب می شود یا خیر و آیا دایره شمول آیه، چنین ابزارهایی را در بر می گیرد یا نه؟ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از منابع معتبر کتابخانه ای، از جمله تفاسیر قرآن کریم، آثار فقهی، تحلیل های امنیتی، مطالعات راهبردی و پژوهش های مربوط به نظریه بازدارندگی استخراج شده است. در گام نخست، تاریخچه ظهور سلاح های هسته ای، روند توسعه آنها و نقششان در شکل گیری دکترین های دفاعی بررسی شد تا روشن شود ویژگی های خاص این سلاح ها چه تأثیری بر محاسبات امنیتی داشته است. سپس مفهوم بازدارندگی در اندیشه نظامی، از منظر کلاسیک تا نظریه های جدید، تحلیل شد و رابطه آن با رقابت تسلیحاتی و واکنش های متقابل قدرت ها بررسی گردید. در مرحله بعد، به صورت منظم و روش مند آیه ۶۰ سوره انفال از منظر لغوی، تفسیری و فقهی بررسی شد و آرای فقیهان معاصر درباره دامنه وجوب آمادگی دفاعی تحلیل گردید. این بررسی شامل مطالعه میزان شمول مفهوم «قوّه» بر انواع ابزارهای دفاعی، معیارهای وجوب، نقش قطعیت یا عدم قطعیت در تحقق حکم و نحوه سنجش مصلحت در موضوعات نوپدید است. روش پژوهش بر پایه تحلیل مفهومی، استنباط اصولی، ارزیابی ادله نقلی و عقلی و سنجش نسبت میان احکام شرعی و مقتضیات امنیتی بوده است؛ بدین ترتیب تلاش شده است برداشت ها بر اساس مبانی اصول فقه و نه صرف برداشت حدسی یا سیاسی انجام شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که گرچه آیه ۶۰ سوره انفال مسلمانان را به کسب قدرت و آمادگی دفاعی توصیه می کند، اما این توصیه مطلق و بدون قید نیست. هدف اصلی آیه، ایجاد بازدارندگی واقعی در برابر دشمن است؛ بازدارندگی ای که بر اساس قطعیت یا دست کم اطمینان عقلایی باشد. در مطالعات صورت گرفته بر نظریه های بازدارندگی در روابط بین الملل، مشخص شد که بر خلاف تصور رایج، وجود سلاح هسته ای همیشه باعث کاهش احتمال جنگ یا تقویت بازدارندگی نشده است؛ زیرا افزایش قدرت یک طرف، معمولاً موجب افزایش قدرت طرف مقابل نیز شده و نتیجه آن، شکل گیری رقابت تسلیحاتی، تنش و بی ثباتی بوده است؛ بنابراین بازدارندگی ناشی از سلاح هسته ای نه تنها قطعی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد نسبی، شکننده و وابسته به واکنش های متقابل است. همین عدم قطعیت، مانع از تعمیم حکم «وجوب» به چنین موضوعی می شود. از منظر اصول فقه نیز روشن شد که «وجوب» نیازمند دلیل قطعی است و ظنّ، گمان و احتمال برای اثبات آن کافی نیست. اگر احتمال بازدارندگی وجود داشته باشد، اما قطعیت حاصل نشود، نمی توان بر اساس آیه، حکمی الزام آور صادر کرد. پژوهش نشان می دهد که تنها در صورتی می توان ادعا کرد تولید سلاح هسته ای واجب است که به طور قطعی ثابت شود این تولید به طور مستقیم و بدون جایگزین، مانع تهاجم دشمن می شود. اما از آنجا که سلاح هسته ای همواره واکنش متقابل و رقابت ایجاد می کند، چنین قطعیتی در عمل دشوار و گاه ناممکن است؛ بنابراین بر اساس تحلیل های فقهی و امنیتی، احتمال بازدارندگی نمی تواند مبنای استنباط حکم وجوب باشد. پژوهش حاضر نشان داد که جایگاه س
۱۳۹۰۳.

امکان سنجی شهر هوشمند پیاده مدار در شهر ارومیه مبتنی بر رویکر پیوند مردم-فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: رشد فزاینده جمعیت شهری و سلطه خودروهای موتوری، کیفیت فضاهای پیاده و تعاملات اجتماعی را به شدت کاهش داده است. بازگشت به رویکرد پیاده مدار، راهکاری برای مقابله با مشکلاتی چون ازدحام، آلودگی و گسست اجتماعی تلقی می شود. پیاده مداری به عنوان شکلی پایدار، کم هزینه و انسانی از جابه جایی، نقشی کلیدی در ارتقای سرزندگی شهری دارد. این رویکرد با تأکید بر طراحی انسان محور و عدالت فضایی، محور بسیاری از سیاست های توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر شده است. هدف: این تحقیق در راستای ارتقاء کیفیت زندگی به بررسی امکان سنجی پیاده مداری در ارومیه می پردازد و هدف آن شناسایی شاخص های کلیدی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان شهروندان و فضاهای عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی ترکیبی و توصیفی–تحلیلی، انجام شده است. داده ها از سه منبع مکانی، میدانی و ادراکی گردآوری و با استفاده از GIS و مدل چیدمان فضا تحلیل شدند. نمونه گیری خوشه ای در دو منطقه بافت سنتی و مدرن انجام و شاخص های چهارگانه شهر هوشمند پیاده مدار ارزیابی شد. درنهایت، تلفیق تحلیل های فضایی و ادراکی، امکان ارزیابی هم زمان ابعاد کالبدی و انسانی فضاهای شهری را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حکمروایی هوشمند و توزیع عادلانه خدمات شهری مهم ترین پیش شرط های شکل گیری فضاهای پیاده مدار پایدار هستند؛ چراکه هوشمندسازی صرف، بدون پشتوانه زیرساختی و عدالت فضایی، قادر به ایجاد فضاهای سرزنده نیست. بافت سنتی با امتیاز 6/55، به دلیل انسجام فضایی و پیوندهای ارگانیک، پتانسیل بیشتری از بافت مدرن (5/82) برای بازآفرینی پیاده مدار دارد، هرچند فاصله ۱۵٪ با وضعیت مطلوب و نابرابری های چشمگیر در دسترسی به فضای سبز بیانگر چالش های جدی است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاکی از آن است که تحقق الگوی شهر هوشمند پیاده مدار در نهایت بیش از فناوری های پیچیده و پرخرج، نیازمند عزمی راسخ برای بازتوزیع عادلانه فضا و خدمات شهری و همچنین تلفیق هوشمندانه «داده های کلان» با «تجربه های خرد و روزمره شهروندان» است.
۱۳۹۰۴.

معماری گردشگری به عنوان علم آینده از رسانه تا فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
در قرن بیست ویکم گردشگری از یک فعالیت اقتصادی و خدماتی فراتر رفته و به تدریج در حال تبدیل شدن به یک علم پیشرفته، میان رشته ای و آینده محور است. علمی که در نقطه تلاقی اقتصاد، کارآفرینی، فرهنگ، فناوری، ارتباطات، روان شناسی، داده، هوش مصنوعی و... شکل می گیرد. تحولات عمیق جهانی؛ از تغییرات اقلیمی و بحران های ژئوپلیتیک گرفته تا انقلاب های دیجیتال و هوش مصنوعی؛ نشان داده اند که گردشگری دیگر قابل تحلیل با مدل های تک بعدی و سنتی نیست و نیازمند چارچوب های علمی نوین با رویکردهای قدرت نرم و همچنین استفاده از روش های تحقیق کیفی است. در منظومه جدید گردشگری؛ رسانه دیگر صرفاً ابزار اطلاع رسانی یا تبلیغ مقصد نیست، بلکه به زیرساخت راهبردی پیونددهنده لایه های معنا، فرهنگ، تجربه، علم و فناوری تبدیل شده است. بدون رسانه، گردشگریِ آینده نه قابل روایت، نه قابل ادراک و نه قابل انتقال است. رسانه همان فضایی است که در آن تجربه گردشگری؛ «ترجمه»، «بازسازی» و «تکثیر» می شود. در رویکردهای کلاسیک، رسانه نقش واسطه ای منفعل داشت. اما در گردشگری نسل های جدید؛ رسانه به معمار تجربه تبدیل شده است. آنچه گردشگر پیش از سفر تصور می کند، در حین سفر تجربه می کند و پس از سفر روایت می کند؛ همگی در بستر رسانه شکل می گیرند. از تصویر و ویدئو گرفته تا روایت دیجیتال، پلتفرم های هوشمند، هوش مصنوعی، متاورس و... رسانه نه تنها تجربه را بازتاب می دهد، بلکه آن را بازآفرینی می کند. در این چارچوب، مرز میان «رسانه» و «مقصد» از بین می رود. مقصد خود به یک رسانه تبدیل می شود و رسانه به امتداد نامرئی مقصد می پیوندد. فرهنگ ذاتاً امری غیرمادی، لایه مند و معنایی است. رسانه این امکان را فراهم می کند که فرهنگ از حالت ایستا و محلی خارج شده و به تجربه ای پویا، قابل درک و جهانی تبدیل شود. بدون رسانه فرهنگ در گردشگری یا به کلیشه فروکاسته می شود یا به شیء موزه ای تقلیل می یابد. رسانه با استفاده از روایت سازی، نشانه شناسی، زبان بصری و تعامل پذیری؛ فرهنگ را به تجربه ای زنده و قابل مشارکت تبدیل می کند. در نتیجه؛ گردشگری فرهنگی موفق، بیش از آنکه وابسته به منابع فیزیکی باشد، به سواد رسانه ای و مهندسی ارتباطات وابسته است. هر گردشگر یک رسانه است. هر تجربه یک پیام و هر روایت، بخشی از دیپلماسی نامرئی یک کشور یا یک فرهنگ به حساب می آید. یکی از نقش های کلیدی رسانه در آینده گردشگری، کمک به تبدیل آن به یک علم داده محور و تحلیلی است. رسانه های دیجیتال، شبکه های اجتماعی و پلتفرم های هوشمند، حجم عظیمی از داده های رفتاری، احساسی و فرهنگی تولید می کنند. این داده ها ماده خام علم گردشگری آینده هستند. علمی که می تواند الگوهای تجربه، ترجیح، معنا و تعامل انسانی را تحلیل و پیش بینی کند. بدون رسانه این داده ها وجود ندارند و بدون داده، گردشگری در سطح توصیف باقی می ماند و به علم تبدیل نمی شود. در عصر هوش مصنوعی و گردشگری هوشمند؛ رسانه نقش مترجم میان انسان و فناوری را ایفا می کند. فناوری بدون رسانه، سرد، نامفهوم و غیرانسانی است. رسانه به فناوری زبان، روایت و حس می دهد و آن را در خدمت تجربه انسانی قرار می دهد. در گردشگری جدید رسانه تعیین می کند که فناوری چگونه دیده شود؟ چگونه پذیرفته شود؟ و چگونه معنا پیدا کند؟ از راهنمایان هوشمند گرفته تا تجربه های متاورسی و... این رسانه است که لایه انسانی را حفظ می کند. رسانه مهم ترین حامل قدرت نرم در گردشگری است. روایت های رسانه ای: تصویر مقصد، احساس امنیت، جذابیت فرهنگی و حتی اعتماد جهانی را می سازند. رسانه فقط بازتاب واقعیت نیست، بلکه بخشی از واقعیت سیاسی- فرهنگی جهان است. گردشگری، بدون معماری رسانه ای قادر به تولید قدرت نرم پایدار نیست و رسانه ای که فاقد درک عمیق از منطق گردشگری باشد، ناگزیر به سطح تبلیغات تقلیل می یابد. تنها با تبدیل گردشگری به یک رسانه زنده و تجربه محور؛ می توان به شکل گیری و تقویت قدرت نرم مؤثر و ماندگار دست یافت. اگر فرهنگ روح گردشگری باشد و فناوری ابزار آن، رسانه سیستم عصبی این پیکره است؛ سیستمی که احساس را منتقل می کند، معنا را پردازش می کند و واکنش را ممکن می سازد. آینده گردشگری نه در مقصدسازی صرف، بلکه در رسانه سازی هوشمند تجربه رقم می خورد. در جهان پیچیده و چندلایه امروز تنها رسانه گردشگری است که می تواند میان علم، فرهنگ، فناوری و انسان پیوندی معنادار برقرار کند، و گردشگری را از یک فعالیت صرفاً اقتصادی به یک نیروی تمدن ساز تبدیل کند.
۱۳۹۰۵.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۱۳۹۰۶.

مستندسازی دانش بومی گیاهان خودرو در میان عشایر منطقه گرین سلسله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
بشر از گذشته تا به امروز برای بقا و بهبود زندگی به گیاهان وابسته بوده است. این پژوهش با هدف بررسی همه جانبه گیاه مردم نگاری گیاهان خودروی منطقه گرین از شهرستان سلسله در ناحیه رویشی زاگرس انجام شد. جامعه مورد مطالعه عشایر لک زبان چهار روستای کهمان بالا، کهمان پایین، دکاموند و گرکان بودند. روش پژوهش کیفی با رویکرد قوم نگارانه بود و داده ها طی پیمایش شش ماهه (فروردین تا مهر ۱۴۰۲) از طریق مصاحبه عمیق با ۱۲ نفر (۶ مرد و ۶ زن، میانگین سنی ۵۹٫۵ سال) و پرسشنامه جمع آوری و با تحلیل محتوای استقرایی بررسی شدند. نتایج نشان داد ۷۵ گونه گیاهی از ۲۸ تیره شناسایی شدند که شامل ۵۲ گونه (۶۹٫۳ درصد) با کاربرد دارویی، ۳۸ گونه (۵۰٫۷ درصد) خوراکی، ۴ گونه (۵٫۳ درصد) علوفه ای، ۸ گونه (۱۰٫۷ درصد) تزئینی و ۲ گونه (۲٫۷ درصد) اعتقادی بودند. بیشترین استفاده دارویی برای مشکلات گوارشی، تنفسی و کلیوی بود و گیاهان خوراکی به اقتصاد فصلی کمک کردند. این مطالعه با تمرکز بر پیوند گیاهان با فرهنگ و معیشت عشایر لک زبان، داده های جدیدی ارائه داد. دانش بومی عشایر گرین بخشی از هویت فرهنگی آن هاست و نیازمند حفاظت است. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای برداشت پایدار و توسعه بازارهای محلی اجرا شود.
۱۳۹۰۷.

کووید-19 و بازآفرینی تعاملات قومی: پدیدارشناسی زیست جهان پساکووید قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: قوم لک یکی از اقوام ایرانی است که اعضای آن تا پیش از مواجهه با همه گیری کووید-19، فرم و محتوای قومی تعاملات خود را تا حد چشم گیری حفظ کرده بودند، اما فاصله گیری اجتماعی ناشی از شیوع بیماری کووید-19، تغییراتی در کمّیت و کیفیت تعاملات مذکور به بار آورد. هدف تحقیق حاضر، درک پدیدارشناسانه زیست جهان پساکووید بخشی از قوم لک (ساکن در شهرستان بروجرد) بوده است. روش و داده ها : روش تحقیق، پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس بوده و تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، و تا اشباع نظری انتخاب شده که با آنان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته ها: در نتیجه کدگذاری سازه مفهومی «بازآفرینی تعامل قومی» شامل 8 خوشه اصلی است که عبارتند از: 1) فهم نیاز به تعامل/اجتماع، 2) فهم عاملیت انسانی، 3) فهم معنای جدید تعامل، 4) فهم معنای جدید اجتماع، 5) فهم معرفت علمی-عقلانی، 6) فهم آزادی در پیوستگی، 7) فهم عاملیت ناانسانی، و 8) فهم معنای جدید هویت. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که دگرگونی سازنده ای در تعاملات قومی جامعه هدف روی داده و نقش عاملیت انسانی و ناانسانی در این دگرگونی برجسته شده است؛ بدین معنا که فرد پیش از مواجهه با کووید-19، برای حضور در «اجتماعی از پیش موجود» «توسط اعضای پیشین اجتماع» «به صورت اجباری» و «لزوماً با قرار گرفتن در میان جمع» و «با ارجاع به ذخیره دانشی از پیش موجود و وحدت گرای سنتی» «اجتماعی شده است»، حال آن که، مواجهه با کووید-19 به عنوان یک عامل ناانسانی سبب شده که او برای حضور در «اجتماعی خودساخته»، «توسط خودش» «به صورت خودخواسته» و «در انزوا و به دور از جمع و با تکیه بر فردیت خود» و «با ارجاع به ذخیره دانشیِ علمی-شخصیِ بازاندیشانه و کثرت گرا»، «خود را بازاجتماعی سازد.» پیام اصلی: دگرگونی تعاملات قومی ناشی از مواجهه با مخاطره کووید-19، در آگاهی فرد به معنای درک نیازش به ارتباط با دیگران است. به عبارت دیگر، مواجهه با مخاطره و انزوای اجباری فیزیکی- اجتماعی ناشی از آن، نیاز فرد به «با دیگران بودن» را برای او آشکار ساخته است. 
۱۳۹۰۸.

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین بر پایه الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
علل و آثار اقدام نظامی روسیه علیه اوکراین از دغدغه های مهم محافل علمی در سالهای اخیر بوده است. تاثیرات جنگ اوکراین بر آینده نظام بین الملل موضوع آثار متعددی بوده است اما نقش این نظام بر وقوع این جنگ کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله این است که الگوی تعینات نظام بین الملل چگونه در وقوع جنگ روسیه-اوکراین موثر بوده است. با تکیه بر چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی-ساختاری و سطح تحلیل کلان، این فرضیه طرح شده که جنگ علیه اوکراین ناشی از الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل بر تعاملات اوکراین و روسیه بوده است. واکاوی تاریخی تحولات مربوط به رابطه مسکو-کی یف از زمان استقلال اوکراین تا آغاز جنگ، با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی، نشان می دهد که نظام بین الملل از طریق تعینات ساختاری، منجر به بحران فزاینده در روابط دو کشور شده است. الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل با فشارهایی چون خلع سلاح هسته ای اوکراین(معاهده بوداپست)، انقلاب نارنجی، انقلاب یورومیدان، تقابل اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای مشترک المنافع و همچنین طرح عضویت اوکراین در ناتو، منجر به شکاف فزاینده بین غرب گرایان و روس گرایان در اوکراین، تهییج مسکو در اقدام به رفتار تهاجمی، قراردادن دو کشور در برابر هم و نهایتاً سوق دادن مسکو به جنگ تمام عیار علیه اوکراین شده است.
۱۳۹۰۹.

واکاوی دلایل نارسایی های حکمرانی متعالی اسلامی در ایران بر پایه نظریه پردازی زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
حکمرانی متعالی اسلامی به عنوان یک الگوی حکمرانی تمدن ساز، در پی تلفیق ارزش های الهی با الزامات جوامع مدرن است، اما باوجود پشتوانه نظری غنی، تحقق عملی این الگو در ایران با نارسایی های مهمی مواجه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نظام مند موانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی زمینه ای اشتراوس و کوربین انجام شده است و داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از نخبگان دانشگاهی گردآوری شده و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بحران انطباق حکمت دینی با سازوکارهای عرفی قدرت، به عنوان کد هسته، مهم ترین مانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران است. در این میان، شرایط علّی شامل فقدان همگرایی فلسفه سیاسی اسلامی با الزامات حکمرانی مدرن، سلطه قرائت های بسته و سنت گرایانه، دوگانگی میان آرمان شهر دینی و واقع گرایی اجرایی و فقدان بنیان مفهومی جامع برای نسبت فقه و ساخت قدرت است. ازسوی دیگر، میراث اقتدارگرایی عرفی، گسست میان نخبگان دینی و عرفی و تغییر افق انتظارات مردم سالارانه مهم ترین شرایط زمینه ای را شکل می دهد. در سطح شرایط مداخله گر نیز ضعف روح قدسی در ساختار اداری، اقتصاد رانتی و تعارض در گفتمان های حکمرانی درخور توجه است. واکنش نظام حکمرانی، عمدتاً در قالب راهبردهای نمادین (چون تقلیل حکمرانی دینی به شعائر سیاسی، تولید اقتدار و غفلت از نهادسازی) بروز یافته که پیامدهایی همچون فرسایش سرمایه معنوی، سکولاریسم خزنده، انجماد فکری، ازخودبیگانگی و کاهش مشارکت شهروندان را در پی داشته است.
۱۳۹۱۰.

سیاست نخبگان چین در برقراری رابطه با آمریکا در سال 1969(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهشگران حوزه روابط خارجی چین عموما استدلال کرده اند که درگیری های نظامی چین و شوروی در جزیره ژنبائو (دامانسکی) در مارس 1969 و تهدید روزافزون شوروی باعث تغییر جهت گیری سیاست خارجی چین و نزدیکی این کشور به آمریکا شده است. اما اسناد جدید منتشرشده نشان می دهد که چینی ها درگیری مرزی با شوروی را آغاز کردند. سوال این است که هدف مائو از این اقدام چه بود؟ آیا پکن درگیری های مرزی را برای بهبود موقعیت دیپلماتیک بین المللی خود شروع کرد؟ اسناد نشان می دهد که درگیری های نظامی عامدانه توسط مائو با هدف «جلب نظر و روی آوردن به آمریکایی ها» طراحی شده بود و نزدیکی چین و آمریکا نتیجه استراتژی بزرگ و تصمیم دیپلماتیک مائو بود. علاوه بر آن درس تلخ به شوروی و بسیج داخلی مردم بخاطر توسعه انقلاب فرهنگی و نگرانی های مائو از آن از دیگر اهداف این استراتژی بود. هدف اصلی مقاله این است که چگونگی نزدیک شدن چین و آمریکا در دوران دو قطبی را به بهترین نحو درک کنیم. اسناد جدید از منابع چینی به وضوح نقش مهم ابتکار چین در پیشبرد روابط چین و آمریکا در طول سال 1969 را نشان می دهد. در این پژوهش از مقالات دو مجله تاریخ جنگ سرد و مطالعات جنگ سرد که مبتنی بر اسناد دست اول چینی هستند، استفاده شده است.
۱۳۹۱۱.

تلفیق هنر و سیاست در چهره نگاری شاه اسماعیل اول از دوره صفویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیان گذار سلسله صفوی، در سده دهم ه.ق موجب تحولات گسترده ای در عرصه های سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را به وضوح می توان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقع گرایی و انعکاس احساسات شخصیت ها باهدف انتقال ارزش ها و نمایش قدرت، بیش ازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول در دوره صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهره نگاری ها در دوره های پس ازآن است. سؤال پژوهش شامل چهره نگاری های شناسایی شده از شاه اسماعیل اول است و این که چه ویژگی هایی دارد و دلیل تداوم آن در دوره های پس از صفوی چیست؟ روش ها: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و داده های موردنیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل 51 اثر چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومت های بعدی نیز ترسیم شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که چهره نگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگی های فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار می گرفت. در برخی موارد، ترسیم چهره نگاری شاه توسط دولت های خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و به عنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولت ها عمل می کرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوش سیما، خوش اندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهره ای جدی و مصمم داشت. آثار به جامانده از چهره نگاری های شاه اسماعیل، این ویژگی ها را به خوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباس های فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاج وتخت به تصویر کشیده اند که نشان دهنده اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دوره های بعد از صفویه، به ویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و به منظور مشروعیت بخشی به حکومت های شیعی پس از آن ها صورت گرفته است.
۱۳۹۱۲.

گریز از پاسخ گویی؛ دام برادران دروغین و انگاره های منفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
پاسخ گویی یکی از فضایل بنیادین اخلاقی است؛ بااین حال، گسترش و نهادینه سازی آن همانند سایر فضایل با موانعی روبه روست و گاه عواملی سبب گریز از آن می شود. مسأله اصلی این پژوهش بررسی یکی از مهم ترین عوامل این گریز است. فرضیه مقاله بر شکل گیری مثلثی مفهومی استوار است که سه ضلع آن عبارت اند از: «برادران دروغین»، «انگاره های منفی» و «گریز از پاسخ گویی». هدف این مطالعه، تبیین این سازوکار پیچیده ذهنی است؛ بدین معنا که چگونه انگاره های منفی پدید می آیند، چه تأثیری بر ادراک و رفتار می گذارند و چگونه زمینه فرار از پاسخ گویی را فراهم می سازند. این بررسی با بهره گیری از تحلیل مفهومی، تبیین چیستی پاسخ گویی و تبیین نسبت آن با مسئولیت پذیری، همچنین معرفی و واکاوی دو مفهوم «برادران دروغین» و «انگاره ها» صورت گرفته است. داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای و تجارب زیسته گردآوری و با روش تحلیلی- منطقی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد ذهن انسان تحت تأثیر عوامل متنوع، به فضیلت انگاری رذایل و خودفریبی یا دیگر فریبی گرایش پیدا می کند و در دام برادران دروغین می افتد. این روند با ایجاد انگاره های وارونه از خود و دیگران، و تقویت مواضع نقابدارِ گریز، فرآیند پاسخ گویی را مختل می سازد.
۱۳۹۱۳.

اخلاق فضیلت در آثار استاد مصباح یزدی و چالش های بهسازی ژنی شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۷
بهسازی ژنی شخصیت، یکی از شاخه های فناوری زیستی است که بهبود صفات شخصیتی به منظور اصلاح رفتار را هدف قرار داده است. از آنجا که هرگونه دخالت در ساختار روانی انسان با ماهیت و تکامل وجودی وی مرتبط بوده و امکان تضییع حقوق انسانی نسل های بعد را محتمل می سازد، پیامدهای به کارگیری این فناوری می تواند محور تأملات اخلاقی قرار گیرد. در این مقاله، با مبنا قرار دادن نظرات استاد مصباح یزدی درباره ماهیت ارزش اخلاقی به عنوان تقریری از اخلاق فضیلت، چالش های این حوزه بررسی شده است. بر اساس یافته های این تحقیق، اگر بهسازی ژنی شخصیت با ضرورت بخشی به صدور افعال اخلاقی موجب تضعیف نقش اراده فاعل شود و یا با حذف کامل میل به بزه و رذیلت، بستر لازم برای گزینش گری و انتخاب فضیلت را مختل سازد، آنگاه در مسیر فضیلت مندی ایجاد اختلال کرده و انسان را از تحقق بخشیدن به استعداد درونی خود محروم می سازد؛ همچنین، عدم شناخت وضعیت بهینه در اخلاق، چالشی دیگر است که فناوری بهسازی ژنی با آن مواجه است.
۱۳۹۱۴.

اخلاق هوش مصنوعی چه نیست و چه هست؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۵۵
در جهان امروز حوزه ای نو و میان رشته ای با عنوان «اخلاق هوش مصنوعی» شکل گرفته است که نشانه های ورود آن به فضای فکری ایران نیز به تدریج آشکار می شود؛ با این حال، سابقه مواجهه ما با مباحث نو و همچنین پیچیدگی های این قلمرو تازه، موجب می شود که بروز برخی سوء تفاهم ها درباره چیستی اخلاق هوش مصنوعی قابل پیش بینی باشد. برخی آثار اندک و پراکنده ای که تاکنون در این زمینه منتشر شده اند نیز تا حدی بر این ادعا گواهی می دهند. این مقاله می کوشد عمدتاً به شیوه ای سلبی، چیستی، قلمرو، مسائل و اهمیت اخلاق هوش مصنوعی را روشن سازد. در این مقاله نخست نشان داده ایم که سوء تفاهم های متعددی در خصوص ماهیت این حوزه وجود دارد؛ برای نمونه، سوء فهم در معنای «اخلاق» در ترکیب «اخلاق هوش مصنوعی»، نسبت دادن مفاهیم شهودی و غیرعلمی به هوش مصنوعی و به تبع آن به اخلاق هوش مصنوعی، بی توجهی به جنبه های فنی و تکنیکی، و تلاش برای جست وجوی آن در سنت های علوم انسانیِ خود است. با وجود تأکید بر جنبه سلبی، از توصیف ایجابی این حوزه نیز به طور کامل چشم پوشی نشده است؛ بدین منظور، ضمن ارائه تعریفی از اخلاق هوش مصنوعی و دسته بندی مسائل و پرسش های اصلی آن، کوشیده ایم ماهیت این قلمرو را شفاف تر سازیم. هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری واقع بینانه از اخلاق هوش مصنوعی و کمک به اصلاح برخی سوء تفاهم های رایج در این زمینه است. با توجه به نو بودن این موضوع در فضای فکری ایران و همراه شدن طرح آن با ابهام ها و سوء برداشت ها، مقاله حاضر بیش از آنکه در پی حل مسئله ای خاص باشد، درصدد ایضاح و تبیین ماهیت اخلاق هوش مصنوعی است.
۱۳۹۱۵.

مطالعه زیست سالمندی و چالش های آن (مورد مطالعه سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد ثابتِ شهر لالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر مطالعه زیست سالمندی سالمندان 60 تا 70 ساله دارای درآمد و مشکلات ناشی از آن است که می تواند در اکثر جوانب زندگی سالمندان نقش مهمی ایفا کند.تحقیق کیفی و از روش داده بنیادجهت تحلیل و تفسیر داده-ها استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه سالمندان شهر لالی و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری بوده که با انجام مصاحبه نیمه-ساختاریافته با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. یافته ها نشان می دهد که پدیده محوری در زیست سالمندی «ناتوانی و حس بی مصرفی» است. شرایط حاکم بر این پدیده مشارکت ناپذیری، فقدان حمایت اجتماعی کافی، حس بی-اعتباری و برچسب منفی می باشند. بسترها فقدان زیرساخت های حمایتی، مضایق مادی، اختلال و ناتوانی ایفای نقش هستند که در کنار شرایط مداخله گری همچون ابهام در جایگاه اجتماعی، مشکلات نهادی و خانوادگی، فقدان ارتباطات مفید، نگرش عام منفی به محیط و آینده، بدرفتاری اطرافیان شرایط را برای زیست مطلوب دشوار کرده اند. سالمندان در برابر این شرایط راهبرهایی همچون مشغولیت کاری مجدد، پیاده روی، فراغت و ورزش، طلب امیدواری معنوی اتخاذ کرده اند، اما چون با ابهام از جایگاه خود روبرو هستند با پیامدهای همچون بدبینی نسبت به جامعه، منزوی شدن، ناخشنودی اجتماعی، پذیرش مرگ، بیشترشدن ناتوانی کلی مواجه هستند. نتایج نشان می دهد که باید با مشارکت دهی و حمایت بیشتر سالمندان آنها را در زیست غیرسالمندی وارد کرد تا علاوه بر خروج از تنهایی و انزواء، حس بی مصرفی و ناکامی منزلتی آنها کاهش یابد.
۱۳۹۱۶.

تاثیر برنامه حرکتی اسپارک بر متغیرهای روانشناختی و مهارت های حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف این پژوهش با هدف بررسی برنامه حرکتی اسپارک بر پتانسیل وابسته به رویداد و مهارت حرکتی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی انجام شد.روش پژوهشدر این پژوهش نیمه تجربی، از بین دانش آموزان پسر پایه اول تا سوم دوره ابتدایی منطقه 22 تهران 28 نفر با اختلال هماهنگی رشدی بر اساس معیارهای دستورالعمل آماری و تشخیصی اختلالات روانی نسخه چهارم انتخاب شدند. آزمودنی ها در ابتدا در پیش آزمون ارزیابی حرکات کودکان MABC-2 شرکت کردند سپس بر اساس پیش آزمون های ارزیابی حرکات کودکان MABC-2 به دو گروه همگن تقسیم و به شکل تصادفی در دو گروه تجربی (14 نفر با میانگین سنی 39/1±6/8) و کنترل (14 نفر با میانگین سنی 15/1±11/8) جای گرفتند. گروه تجربی تمرین های حرکتی منتخب را به مدت16 جلسه چهل و پنج دقیقه ای (سه جلسه در هفته) انجام دادند و در  انتهای دوره هر دو گروه در پس آزمون شرکت نمودند. از روش تحلیل کوواریانس در سطح 0.05 برای تحلیل نتایج استفاده شد.یافته هانتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای پتانسیل وابسته به رویداد پس آزمون نشان داد که پس از مداخله تمرینی زمان تأخیر مؤلفهN200  تکلیف بازداری در ناحیه ناحیه Fz، F4، C3 و P4 بهبود معناداری داشتند. همچنین عملکرد حرکتی در خرده آزمون چالاکی و هدف گیری و تعادل بهبود معنادار داشتند و در خرده آزمون نخ کشی تغییر معناداری مشاهده نشد.نتیجه گیریبا توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد برنامه حرکتی اسپارک تاثیر معناداری بر برخی از شاخص های پتانسیل وابسته به رویداد و عملکرد حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی داشته باشد.
۱۳۹۱۷.

تاثیر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح پلاسمایی آپولیپوپروتئین B، نیمرخ لیپیدی و شاخص های آتروژنیک مردان میانسال پس از انجام عمل پیوند عروق کرونری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
زمینه و هدف: با جراحی باز پیوند عروق کرونر قلب، خون رسانی قلبی بهبود می یابد، اما روند بهبودی زمانی کامل می شود که با انجام فعالیت بدنی و رژیم غذایی مناسب؛ نیمرخ لیپیدی بهبود یابد. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح پلاسمایی آپولیپوپروتئینB (ApoB)، نیمرخ لیپیدی و ترکیب بدن مردان میانسال پس از عمل پیوند عروق کرونری بود. روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی، 25 مرد میانسال (با میانگین سنی 8/3± 56 سال؛ وزن 13/7± 75 کیلوگرم) که چهار ماه از جراحی آن ها گذشته بود، به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه تمرین (14 نفر) و کنترل (11نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین، برنامه تمرین هوازی- مقاومتی را به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته به اجرا در آوردند. هر جلسه تمرین هوازی شامل راه رفتن روی نوارگردان و رکاب زدن روی چرخ کارسنج  با شدت 55 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب و هر جلسه تمرین مقاومتی شامل اجرای حرکات اسکوات با توپ فیزیوبال، تاشدن و دور شدن شانه و ران، تا شدن آرنج، و دور شدن و نزدیک شدن پنجه پا به ساق پا با مقاومت کم تا متوسط بود. ترتیب انجام تمرین هوازی و مقاومتی اختیاری بود. قبل و بعد از مداخله، سطوح پلاسمایی ApoB، نیمرخ لیپیدی، و ترکیب بدنی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی، و در سطح معنی داری 05/0>p  تحلیل گردید. یافته ها: تمرین ترکیبی باعث کاهش معنی دار وزن، توده چربی، نمایه توده بدن، سطوح پلاسمایی ApoB، کلسترول، نسبت لیپوپروتئین کم چگال به پرچگال، و شاخص آتروژنیک؛ و افزایش معنی دار لیپوپروتئین پرچگال شد. نتیجه گیری: هشت هفته تمرینات ترکیبی، به واسطه کاهش وزن، توده چربی بدن، شاخص آتروژنیک و بهبود نیمرخ لیپیدی می تواند در پیشگیری از خطر مجدد سکته قلبی موثر باشد.
۱۳۹۱۸.

بررسی عوامل مؤثر بر گسترش جشن میلاد امام رضا(ع) از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
فرهنگ شیعی از دوره صفویه در ایران گسترش بیشتری یافت و مراسم و آیین های متعددی در بزرگداشت ائمه شکل گرفت. جشن های میلاد ائمه از جمله مناسبت های فرهنگی بوده که طی دو قرن اخیر رشد بیشتری یافته و جزئی از آداب و رسوم شیعیان شده است. بیشتر مراسم مذهبی شامل سوگواری ها و جشن ها در بارگاه رضوی به طور مفصل و طبق تشریفاتی خاص برگزار می شود. برخی از این مراسم ریشه در ابتکارات دوره قاجار و پهلوی دارد و شناخت نحوه شکل گیری و عوامل موثر بر آن از لحاظ فرهنگی، جامعه شناسی و تاریخی حائز اهمیت است. جشن میلاد امام رضا (ع) یکی از مهم ترین مراسم مذهبی شیعیان در مشهد است که در دو قرن اخیر با شکوه بیشتری برگزار شده است. سوال اصلی پژوهش این است که عوامل موثر بر تبدیل مراسم میلاد امام رضا (ع) به یک جشن بزرگ شیعی از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی چه بوده است؟ این پژوهش به روش پژوهش های تاریخی و با استفاده از منابع اسنادی، مطبوعاتی و کتابخانه ای به صورت توصیفی تحلیلی جشن میلاد امام رضا (ع) را از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی بررسی و از اسناد کتابخانه آستان قدس رضوی و مطبوعات آن مجموعه استفاده کرده است. این پژوهش نشان می دهد قاجارها با ابتکاراتی توسط ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و صاحب منصبان مستقر در مشهد نقش مهمی در گسترش جشن میلاد امام رضا (ع) داشتند و از دوره پهلوی انضباط اداری و دستورالعمل های اجرایی، ایجاد موقوفات خاص و انعکاس رسانه ای باعث گسترش و عمومیت جشن میلاد امام رضا (ع) در مشهد شد.
۱۳۹۱۹.

بررسی فقهی برابری به عنوان ضابطه عدالت توزیعی، با تأکید بر بررسی روایات(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۵
عدالت توزیعی در حوزه اقتصاد از مهمترین جنبه های عدالت اجتماعی است و ضابطه عدالت توزیعی از مهمترین مباحث مربوط به آن است. مقصود از ضابطه عدالت توزیعی، ضابطه ای است که هم متصدیان توزیع بتوانند براساس آن، عدالت را در توزیع رعایت کنند، و هم دیگران بتوانند براساس آن، عادلانه بودن توزیع را قضاوت کنند. برابری از اولین ضوابط عدالت توزیعی است که شاید به ذهن آید. برای بررسی ضابطه عدالت توزیعی، صرف برابری، که بیش از برابری در عدالت صوری نیست، کارایی ندارد؛ اما همین برابری صوری در کنار دیگر ضوابط عدالت توزیعی، می تواند بخشی از ضابطه عدالت توزیعی باشد. بر این اساس، مقاله حاضر، با روش فقهی، برابری را به دو عنوان «حق کلی ثابت» و «اصل اولی» بررسی کرده، و به این نتیجه رسیده است که برابری به عنوان حق کلی ثابت در شریعت اثبات نشده است؛ اما به عنوان اصل اولی، در مستوای یک مصلحت اندیشی حکومتی، و نیز در فرضی که توزیعِ نابرابر در اذهان متشرعه زمانه، ظالمانه تلقی شود، به عنوان یک تکلیف شرعی بر حکومت قابل اثبات است. مقاله حاضر تنها ناظر به بحث فقهی یاد شده است؛ اما از کاربردهای آن، می توان به ضابطه توزیع یارانه نقدی اشاره کرد. توزیع یارانه نقدی در ایران با تلقی برابری به عنوان «حق کلی ثابت» آغاز شد، و با انکار آن به هدفمند سازی آن رسید. «اصل اولی برابری» پس از تفکیک و تعیین عادلانه دهک ها و مقدار یارانه، نقش ضابطه را ایفا می کند.
۱۳۹۲۰.

حکایت زنگی بسکردی و اجازت نامه و سفارش نامه نجم الدین کبری در حق وی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
یکی از مریدان حلقه صوفیانه نجم الدین کبری (م. 618 ق) فردی با نام زنگی بسکردی بوده که نخستین بار علاء الدوله سمنانی (م. 736 ق) حکایتی از وی یاد کرده است. در این حکایت زنگی در برابر مجدالدین بغدادی (م. 606 ق) قرار می گیرد و هنگام سماع صدمه ای به صورت مجدالدین می زند. این حکایت نشان از تفاوت های فراوان میان مریدان دارد و از دشمنایگی پنهان و ناخودآگاه میان ایشان پرده برمی دارد. از زنگی بسکردی اطلاع دیگری در دست نیست، جز دو اجازت نامه و سفارش نامه از نجم الدین کبری درباره وی که در یکی از کهن ترین دستنویس های متون مشایخ کبروی موجود است و در این مقاله متن مصحح آن عرضه می شود. متن اجازت نامه از جایگاه عرفانی زنگی نزد نجم الدین کبری حکایت دارد که دستوریِ تربیت مریدان را به وی می دهد. نجم الدین در سفارش نامه اش به مردم جوین سفارش می کند که زنگی را به خانقاه ها راه دهند تا بتواند خدمتگزاری از خادمان آن اماکن باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان