با توجه به جایگاه صنایع دستی به عنوان دومین عامل رشد و توسعه ی تولید ناخالص ملی و نیز در کناز صنعت گردشگری به عنوان مهمترین منبع رشد اقتصاد جهانی، نقش زنان شاغل در این حوزه چه در سطح جهانی و چه در سطح کشور و به تبع آن در سطح استان مازندران، بسیار درخور توجه است. اگر گفته شود بیش از نیمی از 150 نوع رشته صنایع دستی در کشور از طرف زنان فعال است و در برخی از آنان نقش مبدع و پیشکسوت را ایفا می کنند، سخن گزافی نیست.
اما به راستی با عنایت به چنین نقش و جایگاه شایسته جمعیت زنان شاغل در بخش صنایع دستی - به ویژه در استان مازندران - وضعیت کیفی و کمی اشتغال آنان در مقایسه با مردان چگونه و در چه سطحی است؟ تحصیلات موقعیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی چه تاثیری در کیفیت حضور زنان در این بخش دارد؟
در این مقال وضعیت کیفی و کمی اشتغال زنان استان مازندران در بخش صنایع دستی در گذشته و حال، در مقایسه با مردان و در محدوده منطقه شاخص شهرستان ساری، به منظور سیاستگذاری کلان توسعه در آینده با استفاده از آمارهای ماخوذه از سازمان های ذی ربط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
دوره ها رکن رکین گاه شماریهاى ایرانى از آغاز تا به امروز بوده است. در دوران هخامنشیان گاه شمارى شمسى- قمرى با دورهء19ساله به کار مى رفته است. سلوکیان گاه شمارى شمسى- قمرى با دورهء25 ساله را به کار مى بردند. اشکانیان در آغاز همان شیوهء سلوکیان را ادامه دادند، ولى به زودى با مبدأ مستقلى که از شروع سلطنت سلسلهء خود تأسیس کردند گاه شمارى شمسى را رسمیت دادند. در دورهء ساسانیان گاه شمارى دورهء اشکانیان به دو صورت عرفى و وهیژکى (بهیزک) متداول گردید. دورهء برقرارى کبیسه در هر 120 سال در دورهء ساسانیان موضوع مطالعات بسیارى از محققان ایرانى، شرق شناسان شده است. کبیسهء مضاعفى که در سال 461 م در دوران سلطنت فیروز (459-484 م) پسر یزدگرد دوم در گاه شمارى وهیژکى برگزار شده است، نزدیک به 600 سال یعنى تا تأسیس مبدأ گاه شمارى جلالى نقطهء عطف محاسبات برقرارى کبیسه در گاه شماریهاى ایرانى در ایرأن وحتى سایر مناطق در قلمرو اسلامى بوده است. شیوهء برگزارى کبیسه در گاه شمارى جلالى یکى از افتخاراتی است که منجمان و ریاضى دانان ایرانى نزدیک به هزار سال پیش به آن دست یافته اند. متأسفانه هیح گاه و حتى در دوران معاصر براى کاربرد دوره هاى برقرارى کبیسه و بسیارى دیگر از ارکان اصلى گاه شمارى محمل قانونى لازم تدارک
خسارات تنبیهی خساراتی هستند که دارای ماهیت ترمیمی نبوده و برای تنبیه و جلوگیری از رفتار قابل سرزنش خوانده مورد حکم قرار می گیرند. خاستگاه اصلی این خسارات حقوق کامن لا می باشد. محاکم دولتهای پیرو این نظام حقوقی مطابق حکم مجلس اعیان انگلیس پرداخت این دسته خسارات را محدود به موارد معینی کرده اند که غالبا رعایت می شود درحالی که در دو کشور استرالیا و ایالات متحده امریکا محدودیتهای مورد نظر مجلس اعیان مورد توجه قرار نگرفته و حتی در مورد کشور اخیر حکم به پرداخت این خسارات به دعاوی مطروحه علیه دولتهای خارجی نیز سرایت کرده است. رویه مذکور مساله مشروعیت خسارات تنبیهی را در حقوق بین الملل مطرح می سازد. مطالعه قواعد حاکم بر مسؤولیت دولتها در حقوق بین الملل و رویه قضایی بین المللی نشان دهنده این واقعیت است که با وجود شباهت این نوع خسارات با مصادیق جلب رضایت در حقوق مسوولیت مدنی، اصولا مجوزی برای حکم به پرداخت این گونه خسارات در حقوق بین الملل وجود نداشته و رویه محاکم ایالات متحده در حکم به پرداخت خسارتهای تنبیهی علیه دولتهای خارجی از جمله دولت جمهوری اسلامی ایران فاقد هر نوع جایگاه حقوقی است و در آینده مسؤولیت بین المللی آن دولت را بوجود خواهد آورد.
ربط از جمله مفاهیم بنیانی در ذخیره و بازیابی اطلاعات است که درباره آن بحثهای گوناگونی صورت گرفته و مدلها و نظریههایی نیز در این زمینه ارائه شده است . آنچه بیش از همه درباره پدیده ربط مورد اختلاف است چگونگی داوری ربط است . با توجه به مطالعاتی که تاکنون درباره این گونه داوری صورت گرفته ، در نوشته حاضر ، از زنجیرهای سخن رفته است که داوری در هر یک از حلقههای آن اجتناب ناپذیر است ؛ و به همین دلیل ، مسئله داوری ربط را با دشواری روبهرو میسازد . ...
شاهنامهی فردوسی، بیشک، یکی از منابع اصلی فرهنگ ایرانی است. فردوسی خلق و خو و ابعاد مختلف زندگی اجتماعی ایرانیان را به بیانی شیوا در شاهنامه منعکس نموده است. به همین دلیل همواره در میان ایرانیان مورد توجه بوده است، اما در این میان علاقه و عشق لرها به شاهنامه وصفناپذیر است. سادگی، روانی و حماسی بودن زبان شاهنامه همراه با بیان شیوای آن از صحنههای رزم، دودمان، نسب، خلق و خوی و شیوههای مبارزه، غلبه و شکست پهلوانان در مصاف با دشمنان، با ویژگیهای زیستی، فرهنگی و دیگر مناسبات اجتماعی لرها قرابت زیادی ایجاد کرده است. به همین دلیل شاهنامهخوانی در میان عشایر لر به شکل یک سنت پایدار درآمده و در طول زمان کارکردهای مختلف آموزشی و تربیتی، گذران اوقات فراغت، تهییج رزمندگان به هنگام نبرد، حفظ زبان، سنتها و رسوم، برقراری ارتباط با اقوام دیگر، رواندرمانی جمعی و سرانجام نامگذاری یافته است. این مقاله به بررسی وجوه مختلف تاثیرگذاری شاهنامه بر حیات اجتماعی لرها اختصاص دارد.