یکی از بن مایه های مشترک اساطیری در روایات ملل مختلف - که در حوزه اسطوره شناسی تطبیقی جای بحث و بررسی دارد - موضوع پدر (مذکر) بودن آسمان و مادر (مونث) بودن زمین و ازدواج آن دو با یکدیگر است که در ادبیات و فلسفه ما نیز بازتاب آن دیده می شود و از آنها به پدران جهان برین (آبا علوی) و مادران جهان فرودین (امهات سفلی) و از تاثیر و تاثیر آن دو به ازدواج و از حاصل و نتیجه ازدواج آنها به فرزندان سه گانه (موالید ثلاثه) تعبیر شده است.در این مقاله نخست موضوع آسمان پدر و زمین مادر و ازدواج آنها با یکدیگر در اساطیر ملل و اقوام مختلف مورد بررسی قرار گرفته، سپس با ذکر شواهدی نمود و بازتاب این باور در اساطیر ایرانی و شعر کلاسیک فارسی نشان داده شده است.
هدف این تحقیق مقایسه انواع کودک آزاری (جسمانی، عاطفی، غفلت و بهره کشی) در بین دانش آموزان دختر و پسر سال سوم متوسطه شهر زاهدان می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم مقطع متوسطه شهرستان زاهدان درسال اجرای تحقیق بوده اند. با استفاده از روش نمونه-گیری خوشه ای تعداد 360 نفر(180 نفر دختر و 180 نفر پسر) به صورت تصادفی به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که بین کودک آزاری جسمانی و کودک آزاری ناشی از غفلت در بین دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد اما دختران بیش از پسران مورد کودک آزاری عاطفی و پسران بیش از دختران مورد بهره کشی اقتصادی قرار می گیرند.
مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر انواع بازی های رایانه ای بر درجه حرارت پایه بدن با توجه به سنخ شخصیتی و جنس در میان نوجوانان ایرانی انجام شده است. به این منظور 209 نفر از دانش آموزان مقطع اول راهنمایی شامل 108 دختر و 101 پسر با میانگین سنی 12 سال و 7 ماه (دامنه سنی 15-12 سال) به روش تصادفی چند مرحله ای از میان مدارس راهنمایی شهر تهران انتخاب شدند. آزمودنی ها به 9 گروه شامل 1 گروه کنترل و 8 گروه آزمایشی تقسیم شدند که 8 گروه آزمایشی به مدت 40 دقیقه به بازی با انواع بازی های رایانه ای درجه بندی شده از نظر محتوای خشونت (در دو سطح با و بدون موسیقی) پرداختند. 10 دقیقه قبل از شروع بازی و 5 دقیقه مانده به پایان بازی درجه حرارت پایه بدن آزمودنی های گروه های آزمایشی و گروه کنترل (بدون بازی در حالت استراحت) توسط حرارت سنج طبی دهانی در وضعیت نشسته اندازه گیری شد. همچنین کلیه آزمودنی ها به گویه های پرسشنامه شخصیت جوانان آیزنک پاسخ دادند. با استفاده از روش تحلیل واریانس مشخص شد که تغییرات درجه حرارت به واسطه بازی های رایانه ای معنادار است. همچنین این تغییرات تحت تاثیر جنسیت است و سطوح مختلف سنخ های شخصیتی برون گرایی و روان رنجور خویی در تعامل با نوع بازی تغییرات معناداری را در درجه حرارت ایجاد کرده اند. اما حضور و عدم حضور صدا به تنهایی تاثیر معناداری روی تغییرات درجه حرارت ندارند. بنابراین افزایش درجه حرارت تحت تاثیر میزان محتوای خشونت بازی، میزان چالش برانگیز بودن بازی و جنسیت آزمودنی است.
هدف از این پژوهش، مطالعه اثر نوع تمرین و استروژن بر یکی از شاخص های التهابی پیشگویی کننده بیماری قلبی عروقی (پروتئین واکنش دهنده C) و برخی دیگر از عوامل خطرزا (چربی ها و لیپوپروتئین های سرم) در زنان مسن بود. به همین منظور از میان داوطلبان شرکت در این تحقیق 71 فرد واجد شرایط انتخاب شدند. از این بین، 11 نفر از کسانی که استروژن مصرف می کردند برای گروه استروژن جدا شدند و بقیه به صورت تصادفی به سه گروه تمرینی (پیاده روی، حرکت در آب و تمرین با وزنه) (هر گروه 16 نفر) و یک گروه کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. چهار روز قبل از شروع مراحل اجرایی آزمون، اندازه گیری های آنتروپومتریک و فیزیولوژیکی از کلیه گروه ها انجام شد و روز قبل از شروع برنامه از آزمودنی ها به صورت ناشتا (حداقل 12 ساعت) خونگیری به عمل آمد. سه گروه تمرینی به مدت دو ماه در روزها و ساعت های مشابه زیر نظر مربی با شدت و مدت معین تمرین های خود را انجام می دادند. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد مقدار CRP در پیش و پس آزمون سه گروه تمرینی کاهش داشت که این کاهش معنی دار نبود. لیکن نتایج مقادیر چربی ها و لیپوپروتئین ها حاکی از تغییرات معنی دار در VLDL ، LDL TG، TC،در گروه های تمرینی بود. در مجموع می توان گفت فعالیت ورزشی می تواند تأثیرات مثبت بر عوامل خطرزای قلبی عروقی زنان مسن ایجاد کند.
هدف مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی تصویرسازی ذهنی (مبتنی بر موفقیت) و تن آرامی بر افزایش خودکارامدی و عملکرد تکواندوکاران است. به همین منظور 92 تکواندوکار 15 تا 18 ساله شهرستان اردبیل به صورت تصادفی در سه گروه آموزش تصویر سازی (30 نفر)، آموزش تن آرامی (30 نفر) و گروه کنترل (32 نفر) گمارده شدند. برای گروه اول تصویرسازی ذهنی و برای گروه دوم تن آرامی هر کدام در هشت جلسه آموزش داده شد. ولی گروه سوم هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس خودکارامدی شرر و از مقیاس عملکرد ورزشی استفاده شد. نتایج آنها نشان داد که بین سه گروه تصویرسازی، تن آرامی و گروه کنترل در تفاضل نمره های پِیش آزمون _ پس آزمون خودکارامدی و عملکرد ورزشی تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0 P<). به عبارت دیگر، میانگین تفاضل نمره های پیش آزمون _ پس آزمون خودکارامدی و عملکرد ورزشی در گروه تصویرسازی بیشتر از گروه تن آرامی و گروه کنترل و میانگین نمره های این دو متغیر در گروه تن آرامی بیشتر از گروه کنترل است.
در این مقاله بعضی از اصول و مقررات تریپس و برخی از آثار اقتصادی آنها نظیرجذب سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی به کشورهای رشد یابنده ارزیابی و بررسی می شود. در این راستا، مقاله نخست به تعریف مالکیت فکری می پردازد و سپس تاثیر اقتصادی آن را بررسی می نماید. در پی آن، اصول و معیارهای حداقل کنوانسیون پاریس، و سپس، مقررات تریپس مورد مطالعه قرار می گیرند.
درارتباط با آثار اقتصادی، این تحقیق اسلوبی کلی اتخاذ میکند و نقش حق اختراع را درتشویق به فعالیت های تحقیق و توسعه، جذب سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی بررسی می کند و به این نتیجه میرسد که اولا، حق اختراع به عنوان مشوق فعالیت های تحقیق و توسعه تنها مورد استفاده نهاد های بزرگ فراملی میباشد. هزینه های گزافی که صرف ابداع و اختراع می شود از جمله دلایلی است که توجیه کننده این محدودیت میباشد. ثانیا، این اثر محدود به تکنولوژی و صنایع خاص (یعنی داروسازی و شیمی پایه ای ) است. در خصوص آثار این حق در جذب سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی، نه تنها تا کنون دلایل مستند و موثقی که رابطه علی و معلولی بود یا نبود حق اختراع را با سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی ثابت کند ارائه نشده ، بلکه تحقیقات انجام شده درست خلاف آنرا ثابت کرده و نشان داده که نیروی کار ارزان و عوامل دیگر اقتصادی بیشتر موثردر سرمایه گذاری خارجی بوده است.
حمایت از حق مالکیت فکری در بعد بین المللی به منظور ایجاد تسهیلات در امر داد وستد بین المللی منجر به وضع کنوانسیون هائی جون کنوانسیون پاریس گردید. اصل رفتار ملی، اصل حق تقدم ، اصل استقلال ورقه اختراع و اصل واردات کالاهای ساخته شده ، اصول اساسی این کنوانسیون را تشکیل می دهند. این اصول به منظور تضمین و حمایت از مالک چنین حقی تدوین شده اند. نگرانی احتمال سوءاستفاده مالک از حق انحصاری اش، باعث گردید که اصل الزام به بهره برداری از اختراع یا تکنولوژی ثبت شده و یا درصورت عدم امکان ، الزام به واگذاری بهره برداری از آن به اشخاص ثالث به کنوانسیون اضافه گردد. معهذا، شرایط زمانی مبادرت به اعمال این اصل عملا استفاده از آنرا، اگر نه غیر ممکن بلکه بسیار مشکل ساخت. کارزارکشورهای درحال توسعه برای اصلاح این اصل در جهت توسعه صنعتی ملی خود با شکست مواجه شد. تلاش کشورهای پیشرفته نظیر تحریم اقتصادی از جمله موانع کارزارهای کشورهای جهان سوم دراین خصوص می باشد.
قوانین و مقررات تریپس گامی است در راستای تحکیم و تثبیت حقوق خصوصی دارندگان حقوق مالکیت فکری است. دراین خصوص، نه تنها حداقل مدت زمان حق انحصاری اختراع به 20 سال افزایش یافته است، بلکه، به طورکل، این حمایت شامل تمام انواع تکنولوژی شده است. این گرایش به سود حقوق خصوصی را که در جزء 5 بخش دوم مقررات تریپس، در خصوص حق اختراع، پیش بینی شده است میتوان مشاهده نمود.
از مصادیق بارز این گرایش، ماده 28 تریپس است که حمایت از تکنولوژی و یا اختراع تولیدی و نیز محصول ناشی از آنرا تضمین می نماید. این تضمین، با قوانین خیلی از کشورهای در حال توسعه که به منظور توسعه صنعت تولیدی و نیز ارزان نگهداشتن محصول حق انحصاری اختراع را فقط برای تکنولوژی تولیدی قائل هستند و نه محصول ناشی ازآن مغایرت دارد.
علاوه براین، شرایط مقرر در ماده 31 تریپس، صدور مجوز، به جز در موارد اضطرار ملی، وضعیت فوق العاده ویا مواردی که برای استفاده عمومی غیر تجاری ضروری می باشد، مشروط به احراز شرایطی می نماید که عملا اعمال صدور آن را غیرممکن، ودر بهترین حالت بسیار مشکل، ساخته است.
امکاناتی که ماده 71 تریپس برای اصلاح و تجدید نظر در مقررات تریپس بوجود آورده، موجب شد که دراین خصوص اصلاحاتی در جهت تامین منافع صنعتی کشورهای جهان سوم صورت گیرد. ولی، در این خصوص باید یک نکته بسیار مهم را تاکید نمود: که رفع کمبودها و نواقص مطرح شده ضمن ضروری بودنشان به تنهائی کافی و وافی به مقصود نیست و کشورهای در حال توسعه نیاز به تنظیم و اجرای برنامه های اقتصادی و اجتماعی وسیع تر و عمیق تری را، در سطح ملی دارند.