در این مطالعه، تمایل به پرداخت کشاورزان برای مقابله با سرمازدگی در شرایط وجود پدیده سال آوری در محصول پسته بررسی شد. آمار و اطلاعات مورد استفاده به صورت میدانی (پیمایشی) و به کمک پرسشنامه حضوری و مصاحبه با باغداران پسته جمع آوری شد. منطقه مورد مطالعه، شهرستان رفسنجان بود و تعداد 204 پرسشنامه تکمیل شد. داده های مورد استفاده مربوط به سال های 1384 تا 1386 بود. برای تجزیه و تحلیل و دسته بندی اولیه اطلاعات از روش تحلیل آماری استفاده شد. برای بررسی تاثیر عوامل گوناگون بر ضریب تغییر عملکرد از تابع رگرسیون استفاده شد. همچنین برای اندازه گیری تمایل به پرداخت کشاورزان، تابع مطلوبیت مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که به علت وجود پدیده سال آوری، سرمازدگی؛ میانگین بلندمدت عملکرد در هکتار پسته را تغییر نمی دهد ولی باعث افزایش ریسک تولید می شود. همچنین نتایج نشان داد که در شرایط وجود پدیده سال آوری و افزایش نیافتن میانگین تولید به واسطه استفاده از ابزارهای مقابله با سرمازدگی، تمایل کافی برای استفاده از این ابزار وجود ندارد. در چنین شرایطی، استفاده ازطرح هایی چون بیمه محصول توصیه می شود که کل نوسانات درآمدی ناشی از سرمازدگی و سال آوری را به طور همزمان حذف کند.
حمل و نقل و مسایل اقتصادی مربوط به آن، نقش مهمی در هزینه های تولید کالاهای کشاورزی و قیمت تمام شده آن ها ایفا می کند. ارایه یک الگوی اقتصادی برای بهینه سازی حمل و نقل محصولات کشاورزی در جهت کاهش هزینه های مربوط، بر قیمت تمام شده این محصولات تاثیرگذار خواهد بود. این مطالعه با هدف ارایه یک الگوی ریاضی حمل و نقل پویا برای تعیین برنامه بهینه حمل و نقل دانه روغنی آفتابگردان از مناطق تولیدی و مبادی ورودی (به عنوان مراکز عرضه)، به کارخانه های روغن کشی (به عنوان مراکز مصرف) انجام شده است. تعداد مراکز تولید و عرضه دانه آفتابگردان در کشور 40 منطقه و تعداد مراکز مصرف آن 7 کارخانه است. این مطالعه بر اساس آمار و اطلاعات ماهانه و با استفاده از بسته نرم افزاری LINGO انجام شده است. نتایج نشان داد که اجرای برنامه پیشنهادی سبب صرفه جویی اقتصادی در هزینه حمل و نقل دانه آفتابگردان در کشور به میزان 436 میلیون ریال برابر با 11.8 درصد هزینه حمل و نقل پرداخت شده در سال مورد نظر، می شود.
در پی اهمیت روزافزون فعالیت شرکت ها در بازار بین الملل و ابقای آنها در بازار رقابتی و استفاده از مزایای بازار بین الملل، باید به دنبال فرآیندی بود تا از آن طریق شرکت ها بتوانند به سوی بین المللی سازی پیش روند. در تحقیق حاضر فرآیندی را طراحی می کند تا از طریق آن، صنعت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران حضور بیشتری در فعالیت های بین الملل داشته باشد. بدین منظور با استفاده از مطالعه فرآیندهای بین المللی سازی، عوامل مهم را شناسایی کرده و در مرحله بعد، این عوامل توسط جامعه آماری امتیازدهی شده است. با استفاده از امتیازات جامعه آماری، مدل مفهومی مناسب جهت بین المللی سازی صنعت کشتیرانی انتخاب گردید. سپس، با استفاده از نظرات خبرگان، مدل اصلاح شد و با مقتضیات تحقیق مورد مطالعه تطبیق داده شد. در نهایت مدل به دست آمده از این روش، مدل کسب وکار جدید بین الملل است که پس از انتخاب این مدل، با نظرات خبرگان در امور کشتیرانی مورد تحلیل قرار گرفت و عوامل مهم آن در هر گام مطالعه شد. پس از اصلاح این مدل بر اساس تحلیل های مذکور و استفاده از مدل انتقال فناوری منتخب، فرآیند مناسب جهت بین المللی سازی صنعت کشتیرانی با رویکرد انتقال فناوری در این صنعت استخراج گردید.
هیچ واقعه گذشته فی نفسه واجد اهمیت نیست.شناخت آن تنها از این جهت ارزشمند است که ما را به بررسی و ارزیابی دقیق و عینی آینده هدایت کند.تاریخی که به این هدف کمک نکند به اندازه بلیط باطله اتوبوس، بی ارزش است. توماس ماکائولی چکیده هم سرنوشت بودن داستان و تاریخ، معمای غامضی نیست.زیرا اندکی دقت در مفهوم واژه تاریخ می تواند چاره ساز باشد.بی گمان این نکته پذیرفتنی است که جهان تشکیل شده از رویدادهای بسیار است.اما میان رویدادهای معطوف و رویدادهای به شمار نیامده، تفاوت بسیار است.تاریخ به معنای پژوهش درباره رویدادهایی است که در یک دوره زمانی خاص از سوی افراد پژوهشگر به شمار آمده، به چشم دیده شده و در ذهن، مورد عطف توجه قرار گرفته و به کار ساختن سازه ای از روایت درباره همان رویدادها آمده اند.واقعیت فزون بر تاریخ است و با فاصله ای بسیار از حیث عدد و رقم، پیشتاز است.این امر به زایش هویت می انجامد.هویت در این معنا یکی از محک هایی است که می توان با تکیه بر آن، رخداد تاریخی شده را مورد بررسی قرار داد.هنگامی که از هویت به مثابه فرآیند سخن می گوییم در حقیقت از استمرار پدیده های تاریخی شده ای سخن به میان آورده ایم که یک فرد، گروه، قوم یا ملت در مقام پاسخ به پرسش هایی که از او درباره گذشته اش پرسیده اند برمی آید.نگارنده با واکاری پنج اثر تاریخی در صدد بررسی عنصر فرنگی در گزارش های تاریخی روزگار قاجاران برآمده است.
بحرانی که پس از مرگ هارون در روابط میان فرزندان او پدید آمد و به سقوط امین و برآمدن مأمون بر سریر خلافت انجامید، نه تنها خلیفه ی به ظاهر پیروز را در مشروعیت بخشی به حاکمیت برآمده از «فتنه» با موانع جدی روبه رو کرد، بلکه باعث تشویش اندیشه ی تاریخ نگاری اسلامی در بازتاب قتل امین نیز شد. پرسشی که در کانون توجه این مقاله قرار دارد، این است که ماجرای قتل امین چگونه در تاریخ نگاری اسلامی بازتاب یافته است و مورخان، چگونه انعکاس آن مبادرت ورزیده اند؟یافته های این پژوهش، ناظر به این معناست که آن دسته از مورخانی که در تبیین این حادثه اسیر منطق مأمونیان شدند، قتل امین را به خیانت، سبک سری، بی کفایتی و سرنوشت مقدر او حواله کردند؛ اما دگراندیشانی که با رویکردی متفاوت به پیروزی مأمون می نگریستند، در بازتاب این حادثه، از ناکارآمدی منطق جناح مأمونی پرده برداشتند.
این مقاله دو بخش دارد: بخش اول با تعریف سنتی معرفت در غرب می.آغازد و ضمن نگاهی اجمالی به ریشه تاریخی و تحلیل مؤلّفه.های سه گانه آن به مثال.های نقض گتیه و سپس واکنش.های مهم معرفت شناسان معاصر به آن می.پردازد.
بخش دوم مقاله دربارهٴ تعریف معرفتِ گزاره.ای از منظر حکمای اسلامی و تفاوت آن با تعریف سنتی غرب، تقسیم معرفت به تصوری و تصدیقی (گزاره.ای)، تبیین معرفت گزاره.ای یقینی و ویژگی.های آن است و نشان می.دهد که نقدها و مثال نقض.های گتیه بر این تعریف وارد نیستند.
نسبت میان «عقل و ایمان» یا «علم و دین» موضوعی است که از گذشته های دور ذهن اندیشه ورزان را به خود مشغول داشته و دیدگاه های متنوع و مختلفی از سوی صاحب نظران در این باب ارائه شده است. یکی از نظریات مهم و بدیع در این باب، از آنِ حضرت استاد آیة الله جوادی آملی a است که در کتاب منزلت عقل در هندسهٴ معرفت دینی بازتاب یافته است. پس از نشر این اثر، مقاله ای با عنوان «جایگاه عقل و وحی در هندسهٴ معرفت بشری» در فصلنامهٴ معرفت فلسفی، شمارهٴ 24 منتشر گردید که در آن تأملات و پرسش هایی در خصوص این کتاب مطرح شده بود. مقالهٴ حاضر حاوی نکات و توضیحاتی ناظر به آن تأملات و پرسش ها است.
در چند دهه اخیر بحثهایی درباره نقش دولت در اقتصاد مورد توجه بوده است. در این میان، یکی از مهمترین وظایف دولتها نقش توزیعی و رسیدن به رشد اقتصادی میباشد. در این مقاله سعی شده که چگونگی این نقش در قالب سیاستهای مالی و ابزارهای مهمی که برای اجرای این سیاست در اختیار دولت است، از جمله پرداختهای انتقالی و مالیاتها مورد بحث قرار گیرد.
با استفاده از آمارهای متغیرهای سری زمانی طی سالهای 1352-1384، مدل انتخابی از روش معادلات همزمان برآورد شده و اثر سیاستهای مالی (مالیات و یارانهها) بر توزیع درآمد و رشد اقتصادی ملاحظه شده است.
نتایج نشانگر آن است که سیاستهای مالی در کشور (افزایش مالیات و یارانه) باعث بهبود توزیع درآمد و کاهش رشد اقتصادی شده است که شاخص ارزیابی بهبود توزیع درآمد، ضریب جینی میباشد. در این راستا، از اطلاعات و دادههای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران استفاده شده است. افزایش درآمدهای نفتی و تولید ناخالص داخلی، سبب برابری توزیع درآمد و بهبود رشد اقتصادی شده و نرخ رشد جمعیت نقش منفی در رشد اقتصادی داشته است.
سازمان گمرک در ایران از قدمت زیادی برخوردار است. حکومت های ایران در دوران باستان و اسلامی هر کدام به شکلی دارای گمرک بوده و در انجام معاملات و مراودات اقتصادی به وضع حقوق و مقررات گمرکی پرداخته اند. با روی کار آمدن سلسله قاجاریه در آغاز قرن سیزدهم قمری (19 م)، به دلیل تحولات جهانی و افزایش روابط اقتصادی، سیاسی و نیز حضور ایران در نظام اقتصاد جهانی، تحولات عمده ای در سازمان گمرک کشور به وجود آمد که تأسیس وزارت گمرک، تنظیم و انتشار نظامنامه گمرکی، لغو اصول اجاره داری و وضع تعرفه های نوین گمرکی از مهم ترین آنها محسوب می شود که بیشتر پس از حضور نیروهای خارجی در امور گمرکی و مالیاتی ایران حاصل شد. این تحولات گرچه موجب شکل گیری ساختار نوین گمرکی در ایران و افزایش نسبی درآمد گمرکات نسبت به دوران پیش از قاجاریه شد گردید ولی نتوانست بسترهای لازم جهت رونق اقتصادی و مالی کشور را فراهم نماید؛ در نتیجه سود حاصل از این تحولات بیشتر نصیب کشورهای صاحب قدرت و نفوذ در ایران شد. روش این پژوهش و جهت گیری شیوه گردآوری داده ها، تاریخی بوده و از اسناد آرشیوی و منابع معتبر استفاده شده است.
ایرانیان از کهن ترین دوران برای آتش اهمیت، قداست و خویشکاری های خاصی را قائل بوده اند. به طوری که نه فقط امور زندگی دنیوی خویش، بلکه سرنوشت اخروی را نیز به نوعی تحت تأثیر خویشکاری آتش می دانسته اند. به اعتقاد ایشان آتش به دلیل برخورداری از گونه های مختلف، در خویشکاری های خود با دو حالت متضاد مادی (مانند حضور در مراسم دینی) و مینوی (حضور در اجزائ جهان) تجلی کرده و موجب سامان دهی اوضاع جهان می گردد. آنگونه که از آموزه های گات ها برمی آید، به نظر می رسد که خویشکاری های آتش حاصل عقیده ایرانیان باستان نسبت به ارتباط نزدیک بین آتش و اشه باشد؛ چرا که به اعتقاد ایشان از آنجا که اردیبهشت موکل بر آتش ها است، پس می توان آتش را نماد مادی و این جهانی اشه دانست و از دیگر سوی نیز چون اشه دارای همه صفات نیک اهورائی است، پس می توان آن را به عنوان نماد صفات درونی اهورمزدا و نیز نظام حاکم بر جهان هستی دانست. در این مقاله سعی شده است به نقش خویشکاری آتش در اساطیر ایرانی پرداخته شود. این مسئله در قالب این فرضیه که خویشکاری آتش بُن مایه اساطیر ایرانی را تشکیل می دهد، به روش تحلیلی ـ توصیفی در تاریخ اساطیری ایران و به ویژه براساس متون دینی ایران باستان مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله مهمترین یافته های این پژوهش می توان به خویشکاری آتش با دو رویکرد مینوی و مادی اشاره کرد.
پیروزی کورش بزرگ بر آستیاگ، آخرین پادشاه ماد، در سال 559 پیش از میلاد، آغازگر شکل گیری پادشاهی هخامنشی بود. پس از فتح مصر توسط کمبوجیه و تصرف برخی از سرزمین های شرقی از جمله هند در زمان داریوش بزرگ، مرزهای این حکومت از شرق تا رود سند، از غرب تا دریای مدیترانه و رود نیل در مصر، از شمال تا دریاچه خوارزم (آرال) و از جنوب تا حاشیه های جنوبی دریای پارس امتداد یافت. داریوش برای اداره بهتر این قلمرو گسترده، آن را به ساتراپی های (خشتره پاون ها) گوناگونی تقسیم کرد. هر چند که پس از فتح سرزمین های هند، لیبی و حبشه توسط داریوش (حدود سال های 518 و 517 پ.م) تا پایان شاهنشاهی هخامنشی تغییرات عمده ای در مرزهای جغرافیایی و تعداد ملل تحت قلمرو هخامنشیان ایجاد نشد، اما تعداد این ساتراپ ها و جایگاه سیاسی آنها آن گونه که در فهرست کتیبه های این دوره منعکس شده است، دچار تغییرات مکرر و دگرگونی شدند. تعداد ساتراپ ها و فهرست ملل و اقوام تحت قلمرو پارسیان از دیرباز مورد توجه و مطالعه اندیشمندان تاریخ ایران باستان بوده و پژوهش های زیادی در این زمینه انجام شده است، اما موقعیت و جایگاه سیاسی و علل برخی از تغییرات و جابه جایی ها در ترتیب و تعداد این ساتراپ ها، مورد توجه جدی قرار نگرفته است. این مقاله بر پایه روش تحقیق تاریخی ضمن استناد به کتیبه های دوره هخامنشیان، از آن میان کتیبه های داریوش و مقایسه آنها با هم و با دیگر منابع و از آن میان منابع یونانی، به بررسی جایگاه سیاسی ساتراپ های هخامنشی در دوره این پادشاه به عنوان مسأله تحقیق می پردازد. معرفی کتیبه های دوره هخامنشی که در آنها نام های سرزمین های تحت قلمرو این پادشاهی بیان شده است و استناد به آنها، بررسی تعداد و جایگاه ساتراپ ها در هریک از کتیبه های مورد بررسی و علل برخی از تحولات در تغییر جایگاه سیاسی ساتراپ ها مواردی است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین ابعاد شخصیتی درون گرایی/ برون گرایی آیسنک با گرایش به انتخاب مفاهیم استعاری بود. پژوهش های قبلی در خصوص این رابطه تأکید بیشتر بر روی مؤلفه های زبان شناختی لفظی و بیانی داشتند ولی پژوهش حاضر به استعاره به عنوان بخشی از گفتار مجازی و رابطه آن با دو بعد شخصیتی پرداخته است. نمونه اولیه این پژوهش بالغ بر 181 نفر بود و نمونه اصلی 84 آزمودنی، 42 نفر با نمره بالا در بعد شخصیتی برون گرایی و 42 نفر با نمره بالا در بعد شخصیتی درون گرایی را شامل می شود. روش پژوهش از نوع علّی مقایسه ای و روش نمونه گیری تصادفی بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه شخصیتی آیسنک (فرم A) و یک پرسشنامه شامل 70 مفهوم استعاره یی محقق ساخته بود. داده ها با استفاده از آزمون t دو گروه مستقل تحلیل شد و نتایج نشان داد که رابطه معناداری بین دو بعد شخصیتی درون گرایی/ برون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره ای وجود دارد (05/0 و 01/0P<). همچنین نتایج رابطه معناداری بین صفت شخصیتی درون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره ای با بار سنگین (منفی) و برون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره یی رها از بار (مثبت) وجود دارد (05/0 و 01/0P<). در مجموع یافته ها همسو با نظریه شناختی شخصیت و پردازش استعاره ای و رابطه آن با عوامل شخصیتی است.
پژوهش حاضر به منظور بررسی بازداری شناختی و حرکتی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و مقایسه ی این دو گروه با افراد بهنجار انجام شد. در این پژوهش، 90 آزمودنی مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و بهنجار (از هر گروه 30 نفر) و دارای دامنه سنی 45-25 سال شرکت کردند. هر یک از آزمودنی ها به صورت انفرادی و با استفاده از رایانه به تکالیف آزمون های استروپ (گولن، 1978) و تکلیف نشانه توقف (گرلاین، کیلپ، ترایون و مان، 2005) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در هر دو نوع بازداری شناختی و حرکتی، به طور معنا دار، ضعیف تر از گروه افراد بهنجار عمل کردند. بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار، غیر از برخی شاخص های بازداری حرکتی، تفاوت معنا دار به دست نیامد. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در بازداری شناختی به طور معنا دار ضعیف تر از گروه مبتلا به وسواس فکری- عملی بودند ولی در بازداری حرکتی این تفاوت معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نقص در بازداری شناختی و حرکتی در آسیب-شناسی این اختلال نقش دارد و در اختلال وسواس به غیر از ضعف نسبی در بازداری حرکتی باید مطالعات دقیق تری طراحی کرد.