این پژوهش به منظور مقایسه ساختار انگیزش در افراد معتاد به اینترنت با افراد بهنجار در گروه سنی 15- 28 ساله صورت گرفت. نمونه این پژوهش در بر گیرنده 70 آزمودنی است و شامل 35 نفر افراد عادی و 35 نفرکاربر افراطی و معتاد به اینترنت هستند که به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس، در کافی نت های سطح تهران انتخاب شده اند، با تحلیل یافته های حاصل از پرسشنامه ساختارانگیزش(PCI) و تست اعتیاد به اینترنت ((IAT، این نتایج بدست آمد، که بین افراد معتاد به اینترنت و افراد بهنجار تفاوت به لحاظ کنترل در سیر تحقق اهداف، میزان سر خوردگی در صورت عدم تحقق اهداف، میزان تعهد و وابستگی قلبی به اهداف و اهمیت اهداف فرد برای اهداف دیگر وی می باشد، ولی تفاوتی به لحاظ میزان اهمیت اهداف، سیر تحقق اهداف، میزان آگاهی به تعقیب اهداف، میزان شادی و خشنودی در صورت تحقق اهداف، طول زمان لازم تا تحقق اهداف و میزان آزادی در انتخاب اهداف دیده نشد.
هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل تحقیقات انجام شده در حوزه افت تحصیلی فرزندان شاهد در بنیاد شهید و امور ایثارگران از سال 1373 تا 1385، به منظور نیل به یافته های هماهنگ و منسجم از نتایج مطالعات مختلف و تعیین اندازه اثر واقعی و سطح معنا داری هر یک از عوامل تاثیرگذار (فردی، خانوادگی، آموزشی، اجتماعی و محیطی) بر افت تحصیلی و مشخص کردن متغیرهایی است که دارای بیشترین تاثیر بر افت تحصیلی فرزندان شاهد است. جامعه آماری این پژوهش برگرفته از تمام پژوهش های انجام شده در بنیاد شهید و امور ایثارگران از سال 1373 تا 1385 در زمینه افت تحصیلی فرزندان شاهد (اعم از دانش آموز و دانشجو) است. به منظور دسته بندی متغیرهای مربوط به عوامل موثر در افت تحصیلی فرزندان شاهد، پس از تفکیک آن ها به دسته عوامل فردی، خانوادگی، آموزشی و اجتماعی ـ محیطی، این عوامل با برنامه CMA تحلیل شدند. در 11 پژوهش، 26 متغیر فردی و در 13 پژوهش، 43 متغیر خانوادگی و در 6 پژوهش، 14 متغیر آموزشی و در 5 پژوهش، 6 متغیر محیطی ـ اجتماعی شناسایی شد. بیشترین اندازه اثر در بین عوامل فردی به متغیر «نگرش به آینده شغلی»، در بین عوامل خانوادگی به متغیرهای «داشتن مسوولیت اداره خانواده» و «بیماری مستمر یکی از اعضای خانواده» اختصاص یافت. بین اندازه اثر متغیرهای موثر در افت تحصیلی (فردی، خانوادگی، آموزشی و اجتماعی ـ محیطی) فرزندان شاهد برحسب مقطع تحصیلی، روش های آماری و روش های مختلف نمونه گیری تفاوتی مشاهده نشد.
هدف از اجرای این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر بحران رفتار دانشجویی و ارایه راهکارهایی برای کاهش آنها بوده است. روش پژوهش توصیفی (پیمایشی) و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه 10 کشور (N=52860) بود. 382 نفر به عنوان نمونه (165 زن و 217 مرد) به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مرکب از 39 گویه بود. ضریب پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 0.80 محاسبه شد. داده های به دست آمده با استفاده از شاخصهای آمار استنباطی (تحلیل عاملی، آزمونt و تحلیل واریانس یکطرفه) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش عوامل موثر بر بحران رفتاری دانشجویان را در 11 عامل طبقه بندی و مشخص کرد که عبارت اند از: عوامل سیاسی، ساختار دانشگاه محل تحصیل، عوامل اجتماعی، هزینه و اشتغال، هدف و برنامه زندگی، عوامل آموزشی، عوامل فرهنگی، نیازهای رشد و توسعه فردی، نیازهای فیزیولوژیک، تعارض نقشها و شرایط محل تحصیل. در نهایت، برای عواملی که از بار عاملی بالایی برخوردار بودند، استراتژیهایی برای کاهش بحران ارایه شده است.
در گستره هزاره جدید آموزش کسب و کار و فرهنگ کارآفرینانه می تواند راهکار ارزشمندی برای ایجاد تفکر کارآفرینی و اشتغال دانش آموختگان آموزش عالی و به موازات آن بهبود بحران بیکاری جامعه باشد. با این حال، ارتقای کارآفرینی از طریق آموزش با چالش همراه بوده و بررسیهای مرتبط با تاثیر آن به خصوص بر نیت و رفتار کارآفرینانه فراگیران نسبتا بدون آزمون باقی مانده است. لذا، پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان با کاربرد تئوری رفتار برنامه ریزی شده Ajzen انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور کرمانشاه تشکیل دادند(N=0.22) .از این تعداد 140 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول Krejcie and Morgan(1970) انتخاب شدند. به منظور آزمون فرضیات پژوهش به روش مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل واریانس چند متغیره، از دو گروه افرادی که در دوره های آموزش کارآفرینی شرکت کرده بودند و افرادی که در این دوره ها شرکت نکرده بودند بهره گرفته شد. بر اساس یافته ها، فرضیه های اصلی پژوهش مبنی بر ارتباط مثبت و معنادار نیت کارآفرینانه دانشجویان با نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی، باور به خودکارآمدی و رفتار کارآفرینانه و تاثیر مثبت و معنادار آموزش کارآفرینی بر نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و باور به خودکارآمدی تایید شد.
زمینه: اخلاق در تحصیل علم و دانش از دیرباز محور توجه بوده، به ترتیبی که می توان گفت در کنار پشتکار و تلاش، رعایت اصول اخلاقی و انسانی نیز از ضروریات مطرح در علم و تحصیل هستند. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اخلاق و عدالت آموزشی با تعهد و فریبکاری علمی در دانشجویان است.روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاههای شهر اصفهان بودند که از بین آنها 396 نفر به شیوه نمونه گیری آسان انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده که همگی ساخته خود پژوهشگر بودند، شامل پرسشنامه اخلاق تحصیلی (با 8 سوال)، پرسشنامه عدالت آموزشی (شامل دو خرده مقیاس عدالت و بی عدالتی با 28 سوال) و دو پرسشنامه تعهد و فریبکاری تحصیلی هر یک با 8 سوال بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون واسطه ای مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که بین اخلاق تحصیلی با عدالت آموزشی رابطه مثبت، اما با بی عدالتی آموزشی و فریبکاری رابطه منفی معنادار وجود دارد. عدالت آموزشی نیز با فریبکاری، رابطه منفی و معنادار دارد. شواهد حاصل از تحلیل رگرسیون واسطه ای نشان داد که اخلاق تحصیلی، واسطه رابطه بین بی عدالتی آموزشی با فریبکاری است.نتیجه گیری: شواهد حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در حضور اخلاق تحصیلی، تاثیر بی عدالتی آموزشی بر فریبکاری در دانشجویان تضعیف می شود. این نقش تضعیف کننده اخلاق تحصیلی بر فریبکاری از زمره موضوعاتی است که باید به طور جدی مدنظر قرار گیرد.
زمینه: رسواییهای اخیر شرکتها و بروز بحرانها، مد نظر قرار دادن فرهنگ و ارزشهای اخلاقی را در شرکتهای بزرگ مجددا کانون توجه ساخته است. حسابداران با انتقادات فراوانی پیرامون شکست خود در هشدار به رفتارهای غیراخلاقی مدیریت و رفتارهای غیراخلاقی خودشان مواجه شده اند. اعمال مدیریت سود توسط برخی حسابداران به عنوان اعمالی مشروع و درست و توسط سایرین به عنوان اعمالی نامشروع تلقی شده است.روش کار: این تحقیق، ارزشهای اخلاق شرکتی را به عنوان معیاری بالقوه از اصول اخلاقی مدیریت سود مورد بررسی قرار داده است. انگیزه این تحقیق، توجه به نقش قابل توجه ارزشهای اخلاق شرکتی در رسوایی شرکتها و مدیریت سود می باشد. در این تحقیق، همچنین موقعیتهای شغلی مختلف حسابداران و دیدگاههای متفاوت آنها از ارزشهای اخلاقی سازمانشان مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق حاضر از نوع تحقیق میدانی و کاربردی می باشد. روش جمع آوری داده ها، استفاده از پرسشنامه و مطالعات کتابخانه ای بوده است. جامعه آماری تحقیق حاضر، جامعه آماری دانشگاهیان و اعضای حرفه حسابداری می باشد.یافته ها: نتایج پاسخهای دریافتی نشان می دهد که حسابداران در شرکتهایی با ارزشهای اخلاقی بالا (پایین)، فعالیتهای مدیریت سود را به عنوان فعالیتهای غیراخلاقی تر (اخلاقی تر) درک می کنند. درک ارزشهای اخلاق شرکتی زنان در مقایسه با مردان به طور معنی داری بالاتر به دست آمد؛به عبارتی زنان در ایران به ارزشهای اخلاق شرکتی پایبندتر می باشند. در میان جامعه دانشگاهیان افراد جوان از ارزشهای اخلاق شرکتی، درک بالاتری دارند. همچنین افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر، معتقد به ارزشهای اخلاقی بالاتری در شرکت می باشند و نیز در میان جامعه حرفه ای حسابداری، شرکتهای بزرگ نسبت به شرکتهای کوچک تر ارزشهای اخلاقی بالاتری را قایل هستند.نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل به نظر می رسد که ارزشهای اخلاق شرکتی و به عبارتی فرهنگ شرکتی، معیار مهمی از درک مدیریت سود می باشد.
این مقاله تلاش می کند با بررسی روشهای سنجش فرهنگ اقدام به شناسایی فرهنگ موجود و راههای رسیدن به فرهنگ مطلوب متناسب با ویژگیهای مندرج در سند چشم انداز را ارایه نماید. لذا هدف کلی این پژوهش، ارایه الگوی علمی و بومی بررسی فرهنگ با توجه به شاخصهای فرهنگی مندرج در سند چشم انداز می باشد.
در این راستا پس از شناسایی نقاط قوت و ضعف فرهنگ موجود، سطوح، مولفه ها و شاخص های مورد نظر بر اساس دیدگاه ادگار شاین، شناسایی شده و سپس مولفه ها و شاخص های فرهنگ مطلوب در سند چشم انداز بر اساس نظر سنجی از نخبگان فرهنگی جامعه مشخص گردد. در نهایت با استفاده از روشهای آماری چون میانگین هندسی، و ... اطلاعات جمع آوری شده تجزیه و تحلیل گردیده و نقاط قوت و ضعف فرهنگ موجود مشخص و الگوی فرهنگ مطلوب نیز ارایه می گردد. پس از انجام مراحل فوق با توجه به وجود فاصله بین فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب سعی می گردد تا با استفاده از تکنیکهای مدیریت فرهنگی نسبت به ارایه راهکارهای لازم برای پر نمودن فاصله های موجود بین دو وضعیت فرهنگ در قالب یک راهبرد فرهنگی ارایه شود.
مقدمه: گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمام ابعاد زندگی انسان تغییرات اساسی ایجاد کرده است. در عصر حاضر، محیط مناسب یادگیری باید همواره در سطحی وسیع و با انعطاف لازم در دسترس همگان باشد، به طوری که آموزش باید بتواند نه در داخل مراکز آموزشی با دیواره های بسته، بلکه در هر کجا در اختیار قرار گیرد. تعداد زیاد دانشجویان در کلاس های برخط، عدم امکان مشارکت کلیه دانشجویان کلاس در یادگیری، عدم وجود امکانات سخت افزاری و نرم افزاری لازم برای ایجاد تعامل بین استاد و دانشجو و دانشجویان با یکدیگر، عدم امکان تعامل چهره به چهره و وجود سایر فعالیت های سرگرم کننده و جذاب در محیط وب هنگام حضور در کلاس درس الکترونیکی، منجر به چالش هایی در عرصه فعالیت های یادگیری به ویژه فعالیت یادگیری بحث می شود. لذا هدف از این مطالعه، معرفی «فعالیت یادگیری بحث» به عنوان یکی از فعالیت های یادگیری در آموزش های مبتنی بر وب به دو طریق همزمان و غیر همزمان بود.
نتیجه گیری: فناوری اطلاعات و ارتباطات، روز به روز نقش بیشتر و مهم تری در آموزش عالی به طور اعم و در برنامه درسی به طور اخص ایفا می کند. از مهم ترین ویژگی های آن، توجه به یادگیرنده به عنوان سازنده دانش است. بر این اساس، توجه به فعالیت های یادگیری در برنامه درسی مبتنی بر وب ضروری است و باید فعالیت های مختلفی اندیشه شود تا یادگیرنده از طریق آنها به وسعت و غنای یادگیری خود بیافزاید.
مقاله حاضر با بهره گیری از مدل های متداول در ادبیات موضوعه، به بررسی وجود محافظه کاری در گزارش گری مالی پرداخته است. پژوهش یاد شده، بر روی 194 شرکت پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1377 تا 1387 انجام پذیرفت. بدین منظور، از تکنیکهای آماری تجزیه و تحلیل رگرسیون ساده چند متغیره، آزمون آماری مقایسه میانگینها، آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه، تکنیک آماری کوریسکال - والیس، تکنیک آماری کولموگروف - اسمیرنوف و بررسی چولگی توزیع استفاده شده است. نتایج پژوهش بیان گر آن است که در اکثریت موارد، پاسخ نامتقارن میان سود حسابداری و بازدهی سهام (چه در سطح کلیه شرکتها و چه در سطح صنایع مختلف) وجود ندارد. علاوه بر آن، اقلام برآمده از محافظه کاری مدیران و حسابداران، یعنی اقلام تعهدی غیرعملیاتی، با گذشت زمان تغییر قابل ملاحظه ای نداشته است. همچنین، بررسی تفاوت میزان چولگیهای جریان وجه نقد عملیاتی و توزیع سود نقدی روشن کرد که در سطح کل شرکتها، چولگی جریان وجه نقد عملیاتی بیشتر است، در صورتی که در سطح صنایع مختلف، چولگی توزیع سود نقدی افزونتر بود. به علاوه، نتایج حاصل از بررسی تفکیک اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری خالص داراییها نشان میدهد که محافظه کاری شرطی و غیرشرطی در هر دو سطح پژوهش، اعم از کل شرکتها و صنایع مختلف وجود داشته و روند آن نیز صعودی است.
مالکان نهادی با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکت ها، از نفوذ قابل ملاحظه ای برخوردار هستند و می توانند رویه های آن ها (شامل رویه های حسابداری و گزارش گری مالی) را تحت تاثیر قرار دهند. صورت های مالی هسته اصلی فرایند گزارش گری مالی را تشکیل می دهند. صورت های مالی و در راس آن ها صورت سود و زیان (رقم سود خالص) در کانون توجه سرمایه گذاران قرار دارد. تحقیق حاضر برای فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش نظارتی سرمایه گذاران نهادی از این منظر که آیا مالکیت نهادی بر کیفیت سود گزارش شده تاثیر دارد، صورت پذیرفته است. برای اندازه گیری کیفیت سود، از یک رویکرد چند بعدی استفاده شده است؛ بدان معنا که برای سنجش کیفیت سود، چهار مدل رگرسیونی که جنبه های مختلف کیفیت سود (یعنی محتوای اطلاعاتی سود، قابلیت پیش بینی کنندگی سود، اقلام تعهدی سود و به موقع بودن گزارش سود) را می سنجد، برازش شده است. نتایج تحقیق بیان گر روابط متناقضی بین سرمایه گذاران نهادی و کیفیت سود است. بدان معنا که از بعد ارزش پیش بینی کنندگی سود، سرمایه گذارن نهادی (تمرکز سرمایه گذران نهادی) با کیفیت سود، رابطه منفی (مثبت) دارند. این در حالی است سرمایه گذاران نهادی با وقفه گزارش گری رابطه منفی دارند. این امر بیان گر آن است که با افزایش سطح سرمایه گذاران نهادی، کیفیت سود نیز ارتقا می یابد. باید یادآور شد که در این تحقیق رابطه معناداری بین سرمایه گذاران نهادی (تمرکز سرمایه گذاران نهادی) و کیفیت سود با استفاده از معیارهای محتوای اطلاعاتی سود و اقلام تعهدی سود یافت نشد.
اندازه هیات مدیره، نسبت اعضای غیرموظف در ترکیب هیات مدیره، تعداد جلسات هیات مدیره، دانش مالی اعضای هیات مدیره و جدایی نقش مدیرعامل از رییس هیات مدیره بر عملکرد شرکت است. در این پژوهش، رتبه عملکرد شرکت ها بر اساس 5 عامل رشد درآمد، رشد سود عملیاتی، رشد سود خالص، بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام محاسبه شده است. با توجه به تحقیقات قبلی، اندازه شرکت و اهرم مالی نیز به عنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته شده است. براین اساس، اطلاعات مورد نیاز تحقیق از 71 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1380 تا 1387 استخراج و از آزمون های ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هیات مدیره در بازار سرمایه ایران به صورت کارا به وظایف خود برای کاهش مشکلات نمایندگی عمل ننموده و تاثیر با اهمیتی بر عملکرد شرکت ندارد.
هدف: هدف این پژوهش بررسی تطبیقی عوامل مشوق و بازدارنده مطالعه غیردرسی در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و همچنین ارزیابی میزان مطالعه غیردرسی آن ها است.
روش: این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش نمونه ای شامل 260 نفر از مجموع 2600 نفر (1500 نفر دختر و 1100 نفر پسر) دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان است. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه توسط اساتید دانشگاه تبریز، بررسی و مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS اندازه گیری شد که مقدار آلفای کرونباخ 872/. به دست آمد که بیانگر اعتبار خوبی است. از روش های آماری توصیفی و تحلیلی برای پاسخ به پرسش های پژوهش و آزمون فرضیه ها استفاده شد.
یافته ها: الف- بین میزان مطالعه غیردرسی دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود داشته و میانگین مطالعه کل دانشجویان 30 دقیقه بوده است. ب- بین عوامل مشوق مطالعه غیردرسی و متغیر جنسیت تفاوت معنی دار مشاهده نشد. ج – بین بعضی از عوامل بازدارنده مطالعه غیردرسی و متغیر جنسیت تفاوت معنی دار وجود دارد. مانند استفاده از اینترنت، بازی های رایانه ای، خوشبین نبودن به آینده و بها ندادن به علم. د – به طور کلی مهم ترین عوامل بازدارنده مطالعه غیردرسی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم آذربایجان عبارتند از: گرانی کتاب، عدم دسترسی به کتاب های مورد علاقه، حجم زیاد تکالیف دانشگاه، تماشای تلویزیون، نداشتن فرصت کافی برای مطالعه، ضعف تبلیغات در زمینه مطالعه، عادت نداشتن به مطالعه از دوران کودکی، کمبود کتابخانه های عمومی، بها ندادن مردم به علم، خوشبین نبودن به آینده، برنامه های تفریحی، مشکلات اقتصادی، استفاده از اینترنت، تیراژ پایین کتاب ها و بازی های رایانه ای. ﻫ - مهم ترین عوامل مشوق مطالعه غیردرسی عبارتند از: داشتن عادت به مطالعه از دوران کودکی، داشتن کتابخانه شخصی، توسعه مراکز کتاب خوانی، تشویق اساتید، معلمان، والدین و دوستان، وجود کتابخانه در محل تحصیل، آموزش روش مطالعه، افزایش درآمد خانواده، سطح تحصیلات، مطالعه و موقعیت اجتماعی اعضای خانواده، برگزاری مسابقات کتاب خوانی.
ارزش/ اصالت: مقاله حاضر به شکل تطبیقی اولین بار در مورد عوامل مشوق و بازدارنده مطالعه غیردرسی از دیدگاه دانشجویان دختر و پسر انجام شده است. پژوهش هایی که قبلاً صورت گرفته، اغلب در مورد میزان و موضوعات مطالعه غیردرسی و بیش تر روی دانش آموزان انجام شده بود.
هدف: هدف اصلی این پژوهش، مشخص نمودن سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه است.
روش: این پژوهش به روش پیمایشی- توصیفی و با کمک پرسشنامه انجام گرفته است و جامعه آماری آن را 181 نفر از دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی (شامل 158 دانشجوی دوره دستیاری تخصصی و 23 دانشجوی دوره کارشناسی ارشد) تشکیل می دهد.
یافته ها: نتایج بررسی نشان می دهد که مهارت جامعه پژوهش در درک درست نیاز اطلاعاتی با میانگین نمره 60/3، در راهبردهای جست وجوی اطلاعات با میانگین نمره 69/3، در مکان یابی و دستیابی به اطلاعات با میانگین نمره 12/3، در استفاده از اطلاعات با میانگین 43/3، در ترکیب اطلاعات جدید با دانسته های قبلی خود با میانگین 29/3، از لحاظ ارزیابی نتیجه فرآیند جست وجو در رابطه با رفع نیاز اطلاعاتی شان با میانگین 09/3 در حد مطلوبی می باشند. در نهایت، نتایج کلی پژوهش وضعیت سواد اطلاعاتی دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه را با میانگین 37/3 بالاتر از حد متوسط نشان می دهد.
اصالت/ارزش: این مقاله با تکیه بر مدل شش مهارت بزرگ آیزنبرگ و برکویتز به شناسایی توانمندی های سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی پرداخته است. و بر مبنای این مدل سعی در کشف و بررسی این که آیا دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه مجهز به این مهارت ها هستند و آیا نیاز به کسب این توانایی ها را در خود احساس می کنند این مطالعه انجام شده است.