مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت تفکر انتقادی بر تغییر نگرش نسبت به مواد مخدر در دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر یزد بود. روش: طرح پژوهش از نوع آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری در این طرح کلیه دانش آموزان پسرسال اول مقطع دبیرستان شهرستان یزد هستند که در دو ناحیه آموزش و پرورش در سال 88-87 مشغول به تحصیل بودند. پس از انتخاب یک دبیرستان پسرانه و جایگزینی تصادفی آزمودنی ها به دو گروه آزمایش (20نفر) و کنترل (20نفر)، پرسشنامه نگرش نسبت به مواد مخدر در مورد هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش، آموزش تفکر انتقادی را در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هر هفته یک جلسه دریافت کردند. در گروه کنترل هیچ متغیری اعمال نشد و آن ها در انتظار آموزش ماندند. پس از اجرای مداخله آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. سپس از تحلیل کواریانس و آزمون لوین برای تحلیل استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر این مطلب است که پیش فرض همگنی شیب ها و همگنی واریانس ها تأیید می گردد. معناداری F کوواریانس در سطح (05/0≥ P) نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی تاثیر گذار است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش تفکر انتقادی بر تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به سوء مصرف مواد، مؤثر بوده است.
این پژوهش به منظور بررسی و آزمون ساختارهای موجود در نظریة بازگشتی انجام شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر تسلط فرا انگیزشی بر عملکرد حرکتی، انگیختگی، خوشایندی و بازگشت حالت های هدف محور و فعالیت محور در پرتاب کنندگان مبتدی دارت در شرایط تکلیف آسان و تکلیف مشکل است. برای دست یابی به هدف، پرسشنامة تسلط فعالیت محور بین 140 دانشجوی پسر توزیع شد و در نهایت، بر اساس نمر ه های به دست آمده در پرسشنامه، 32 نفر به صورت تصادفی در دو گروه 16 نفری هدف محور و فعالیت محور قرار گرفتند. هر تکلیف از سه بلوک هشت کوششی تشکیل شده بود و هر کوشش شامل چهار پرتاب بود. شرکت کنندگان در پیش آزمون و بعد از کوشش های 8، 16 و 24 مقیاس حالت هدف محوری و صفحة عاطفی را تکمیل کردند. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، کوواریانس، t وابسته و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. نتایج نشان داد بین شرکت کنندگان تسلط هدف محور و فعالیت محور در بازگشت به حالت های هدف محور و فعالیت محور (در تکلیف آسان 002/0 p=، در تکلیف مشکل 001/0 p=)، انگیختگی (در تکلیف مشکل 006/0 p=) و خوشایندی (در تکلیف آسان 04/0 p=، در تکلیف مشکل 01/0 p=) تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج این پژوهش تنها بخشی از اصول موجود در نظریة بازگشتی را تأیید کرد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر سطوح مختلف بارشناختی بر تکلیف زمان بندی پیش بین انطباقی در شرایط پنهان و آشکار بود. به این منظور، 50 دانشجوی 25-23 ساله داوطلب شرکت در تحقیق، به طور تصادفی در 5 گروه آزمایشی قرار گرفتند. به گروه یادگیری آشکار درباره وجود توالی تکراری در بخش میانی اطلاعاتی داده شد. گروه یادگیری پنهان بدون تکلیف ثانویه همین تکلیف را بدون آگاهی از وجود توالی تکراری در بخش میانی اجرا کردند. به گروه های سوم تا پنجم ( یادگیری پنهان با تکلیف ثانویه ) همزمان با اجرای تکلیف، یک تکلیف ثانویه با دشواریهای متفاوت داده شد. در مرحله اکتساب هر بلوک تمرینی شامل 18 کوشش بود که 6 کوشش اول و 6 کوشش آخر به طور تصادفی ارائه میشد، اما کوشش های میانی، دارای ترتیب و توالی خاصی بود. آزمودنیها پس از شرکت در پیش آزمون، به مدت 3 روز و در هر روز 15 بلوک 18 کوششی را تمرین کرده و سپس در آزمون یادداری، انتقال و مصاحبه شرکت کردند. داده ها به روش تحلیل واریانس عاملی مرکب تحلیل شد. نتایج نشان داد که در تمام گروه ها به جز گروه پنجم (گروه یادگیری پنهان با تکلیف ثانویه دشوار) در آزمون های اکتساب، یادداری و انتقال، بین امتیازات بخش میانی تکراری با حداقل یکی از بخش های تصادفی، تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0p<). همچنین تفاوت امتیازات این گروه ها در اکتساب، یادداری و انتقال نسبت به پیش آزمون معنی دار بود اما بین گروه ها ( به غیر از گروه پنجم ) از نظر آماری تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0p<). این نتیجه نشان میدهد که در گروه های پنهان، آزمودنیها از توالی تکراری اطلاعی نداشتند، اما به اندازه گروه آشکار آموختند و میتوان نتیجه گرفت که در تکالیف حرکتی پیچیده، یادگیری پنهان دست کم به اندازه یادگیری آشکار در عملکرد افراد مؤثر است.
اسطوره یکی از مباحث مطرح در ادبیات تطبیقی است. پیوند اسطوره و ادبیات، با توجه به اینکه اولی شفاهی و در گسترهٔ باورهای انسانی و دومی نوشتاری و در قلمرو زیباشناسی است، اندکی گنگ می نماید. اما با بررسی بیشتر آشکار می شود که همانندی های بسیاری میان آن دو وجود دارد و هر دوِ این مقولات از منطق یکسانی پیروی می کنند که همان منطق داستان است. از سوی دیگر، منطق داستان خود دارای ساختاری است که ریشه در قواعد خیال دارد. گذار از اسطورهٔ شفاهی به متن ادبی روندی کند و بلندمدت داشته است که طی آن سراینده، شنونده، بیننده و مضمون جای خود را به شاعر (یا نویسنده)، خوانندهٔ منفرد و داستان ادبی داده اند. جهان اسطوره و جهان ادبیات در دنیای بزرگ تری به نام دنیای داستان جای می گیرند.
ترجمه منابع آثار و تألیفات از زبان های اروپایی در دوره قاجار یک داد و ستد فرهنگی، علمی و تجربی بود که بر نگرش، جهان بینی و فرهنگ و معارف گروه های فعال اجتماعی ایران تأثیر زیادی داشت. در این فرآیند، رابطه زبان و فرهنگ در ترجمه به عنوان یک اصل مهم در مطالعات فرهنگی، نقش اثرگذاری در شکل گیری گفتمان میان متن مبدأ و ذهن و فرهنگ خالقان جدید (مترجمان) در جامعة ایران داشته است. آنچه که باعث شده است تا فاصله فرهنگی میان متن ترجمه از متن اصلی کمتر شود به اهمیت نقش ترجمه و مترجم در انتقال فرهنگی و نسبت بین سیاست فرهنگی و ترجمه مربوط می شود. تأثیر فرهنگ در انتخاب اثر برای ترجمه کردن، انتقال و دگردیسی اسطوره های فرهنگی و مفاهیم علمی و اجتماعی، تعبیر نادرست و سوء برداشت های فرهنگی، عناصر فرهنگی ترجمه ناپذیر، سانسور فرهنگی، ترجمه و سلطه زبانی و نقش ترجمه فرهنگی در ساخت فرهنگی و تداوم هویت قومی، ملی و مذهبی از مسائل مهمی است که در ترجمه های دورة قاجار قابل بررسی و ارزیابی است.
دوره قاجاریه از جهت رشد ترجمه کتاب های اروپایی حائز اهمیت است. مقدمات ترجمه و چاپ کتاب در روزگار عباس میرزا و میرزا بزرگ قائم مقام فراهانی فراهم آمد و بعدها تشکیل دارالترجمه دربار و دارالفنون باعث شد ترجمه و نشر رونق بیشتری یابد. در این دوره کتاب های بسیاری چاپ و منتشر شد. علاوه بر کتاب های علمی، نظامی، فلسفی و اقتصادی تعداد زیادی کتاب های تاریخی نیز ترجمه و انتشار یافتند. با وجود این، اگرچه اقدام به ترجمه در زمینه دانش های نوین اروپا برای یافتن راهی بوده است که بدان وسیله ایران را به کاروان تمدن و دانش نوین جهانی پیوند دهد و درهای جدید از علم و معرفت را بر روی ایرانیان بگشاید، اما این مسأله دارای معایب و نقایصی نیز بود که شناسایی این معایب حائز اهمیت است.