اصول اسلامی مفاهیم پیشنهادی متنوعی را در ارتباط با حسابداری بیان نموده است. در این مطالعه بازتاب اصول حسابداری در ارتباط با محیط زیست نشان داده می شود. قوانین اسلامی به صورت استادانه ای مسیر و راه مطلوب را نشان می دهد. اسلام نشان دهنده طریقتی برای زندگی است که دیدگاه جامعی نسبت به هستی ، حیات انسان و روابط بین آنها دارد. با افزایش رشد اقتصادی، محیط زیست متحمل فشارهای مضاعفی شده است. سیستم حسابداری سنتی به دلیل تکیه بر دیدگاه های مالی قادر به ارائه اطلاعات زیست محیطی ناشی از فعالیت بنگاه های تجاری نمی باشد. حسابداری زیست محیطی بر مبنای مفاهیم اقتصادی و زیست محیطی بنا نهاده شده است. در اسلام به اهمیت محیط زیست توجه زیادی شده است، بدین معنا که حفاظت از محیط زیست عمل عبادی محسوب می شود. مقاله حاضر به بررسی دیدگاه های اسلام در ارتباط با اهمیت حسابداری محیط زیست می پردازد؛ به طوریکه مفاهیم اسلامی از قبیل امانت داری، توحید و پاسخگویی محوریت بحث را تشکیل می دهد.
سماع اهل تصوف و عرفان از دو منظر قابل بررسی است: یکی سماع رسمی که دارای آداب و رسوم و ترتیباتی خاص است و موافقان و مخالفان آن فراوانند؛ دیگر سماعی که ناظر بر مراتب تکاملی و تبدّلات وجودی سالک است. یکی از عمده ترین دلایل مخالفان با مکتب تصوّف، سماع ترسّمی است. از اسرارالتوحید برمی آید که از زمان ابوسعید ابوالخیر این اختلاف نظرهای عقیدتی در مورد سماع فراوان بوده است. برخی از صاحب نظران آن را غذای روح دانسته، از آن بر حالت و صفت روحانی تعبیر می کنند و سماع این جهان را سایه ای از آن حقیقت مجرد فرض می کنند و برخی دیگر آن را آلت شیطان دانسته اند. سعدی سماع را خاص هر کسی نمی داند و معتقد است که از هزاران تن، سماع تنها در یک نفر (آشنایان راه) اثر خواهد کرد. در این مقاله کوشیده شده است ضمن بررسی این اختلاف نظرها، به بررسی سماع از دیدگاه اهل سماع و رویکرد سعدی بدان پرداخته شود.
در تفکر غربی، «معنای زندگی» به عنوان یک مسأله شناخته میشود. از میان نظرات مختلف، یکی از دیدگاهها درباره معنای زندگی، دیدگاه عرفانی است که اگرچه تاکنون کمتر به آن نظر شده است، میتواند پاسخگوی بسیاری از پرسشها در باب این مسأله باشد. در پژوهش حاضر، ارکان معناداریِ زندگی، از دریچه نگاه یکی از مشاهیر عرفان اسلامی، محیالدین ابن عربی شناسایی می گردد و جایگاه انسان و اهمیت حضور وی در جهان هستی، بر مبنای دیدگاه «خدامحور» این عارف بررسی می شود. به این منظور، بر مبنای آرای ابن عربی، ابتدا بر شناختپذیری معنای زندگی صحّه گذاشته میشود و سپس، به دست میآید که ارزش و اعتبار والای وجود انسان نسبت به جهان، انگیزه متعالی عشق در آفرینش و معاد و ارتقای بینش عرفانی، معناداری زندگی انسان را در سه مفهوم «ارزش زندگی»، «غایت زندگی» و «فایده زندگی» اثبات میکند.
زمینه و هدف: علایم گستره طیف اتیسم می تواند بدون اختلال واضح در زندگی روزانه در افراد عادی وجود داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ساختار عاملی پرسش نامه علایم اتیسم (BAPQ یاBroad Autism Phenotype Questionaire) و مقایسه شاخصه های روان سنجی آن با پرسش نامه شناخت اجتماعی (AQ یا Autsim Quotient) می پردازد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی، 351 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی دو پرسش نامه شناخت اجتماعی (AQ) و پرسش نامه علایم اتیسم (BAPQ) را تکمیل نمودند که برای بررسی علایم اتیسم در جمعیت عادی طراحی شده اند. تحلیل عاملی اکتشافی برای بررسی ساختار عاملی و روایی سازه، و سه روش محاسبه آلفای کرونباخ، دو نیم کردن و آزمون- بازآزمون برای بررسی پایایی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی، 4 عامل مجزا را در پرسش نامه علایم اتیسم نشان داد که روی هم رفته 37 درصد از واریانس داده ها را تبیین می کنند. دو بعد مشکلات زبانی و شخصیت انعطاف ناپذیر و نمره کلی پرسش نامه طیف اتیسم (BAPQ) و دو بعد ارتباط و تصور و نمره کلی پرسش نامه شناخت اجتماعی (AQ) قابلیت افتراق دو جنس را دارد که تاییدی بر روایی افتراقی این دو پرسش نامه است. پایایی پرسش نامه علایم اتیسم (BAPQ) با روش آلفای کرونباخ 82/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، پرسش نامه علایم اتیسم (BAPQ) ابزاری مناسب تری از نظر روایی و پایایی است و روایی افتراقی بهتری دارد. استفاده از این ابزار در پژوهش های آتی پیشنهاد می شود.
در این پژوهش، با مقابله درخت انجیر معابدِ احمد محمود و عمارت هفت شیروانی ناتانیل هاثورن، و با استفاده از تعریف اولریش وایْس اشتایْن از مفهوم «تأثیر» در ادبیات تطبیقی، چنین استدلال شده است که محمود از رمان هاثورن تأثیر گرفته است. همچنین در این مقاله، با تمرکز بر مؤلفه شگرفی، به مثابه یکی از مهم ترین جنبه های تشابه دو رمان، و تأکید بر کارکرد ساختاری متفاوت شگرفی در بافت دو متن، بر خلاقیت و اصالت نویسنده تأثیرپذیر تأکید کرده ایم تا رابطه میان دو نویسنده از مقوله تقلید (به تعبیر وایس اشتاین) متمایز شود. هدف از برجسته کردن این تفاوت نشان دادن اصالت رمان محمود در بافت تاریخی خویش، به مثابه اثری پسامدرن است. در هر دو رمان، نویسندگان با استفاده از سازوکارهای روایی شناخته شده ، نظیر منتسب کردن روایت به خرافه و استفاده از روایت ذهنی، حوادث شگرف را توصیف کرده، و با این کار، خواننده را در مورد ماهیت طبیعی یا فراطبیعی حوادث دچار تردید می کنند. این شیوه روایت در بخش پایانی رمان محمود دگرگون گشته، پدیده های شگرف، به مثابه واقعیت انکاناپذیر عرضه می شوند. در این بررسی تفاوت کارکرد مؤلفه شگرفی را در درخت انجیر معابد،بر اساسبوطیقایِ پسامدرنِ این رمان، تشریح کرده ایم. رمانِ محمود، به مثابه روایتی پسامدرن، مرز میان تاریخ و افسانه، واقعیت و خیال، و طبیعت و فراطبیعت را از میان برمی دارد و برخلاف رمانِ هاثورن، دغدغه بازنمایی واقعیت بیرونی را ندارد.
انقلاب مشروطه را می توان نوعی کنش جمعی برای بازسازی الگوی کسب و اعمال قدرت سیاسی از طریق رسمیت و اعتبار بخشیدن به تعریف جدیدی از قدرت سیاسی دانست. به منظور توجیه و تأسیس الگوی جدیدی برای کسب و اعمال قدرت سیاسی، می بایست تعریف تازه ای از قدرت سیاسی بیان و توجیه می شد. این مهم در قالب تدوین و تصویب (متمم)قانون اساسی مشروطه انجام شد. فصول و اصول مختلف (متمم)قانون اساسی مشروطه به نوعی دربرگیرند ه ی تعریف جدیدی از چیستی و اهمیت یا کارویژه ی قدرت سیاسی است. در این چارچوب، قدرت سیاسییا «قوای مملکت»به عنوان دارایی مشترک اعضای جامعه تعریف می شود که باید در خدمت بقا و ارتقای زندگی اجتماعی قرار گیرد.برای انجام این مهم نیز الگوی جدیدی از کسب و اعمال قدرت سیاسی تعریف می شود که در چارچوب آن، قدرت سیاسی دراختیار نهادی به نام دولت قرارمی گیرد تا مطابق خواست و اراده ی اعضای جامعه- که در قالب قانون تجلی می یابد- اعمال کند. به این ترتیب، در جریان انقلاب مشروطه، پاسخ های جدیدی به پرسش از چیستی و کارویژه ی قدرت سیاسی داده شد تا الگوی جدیدی ازچگونگی کسب و اعمال قدرت سیاسی توجیه شود و رسمیت یابد؛ الگویی که بنیاد تأسیس نوعی نظم سیاسی دموکراتیک بود.
جلال آل احمد از نویسندگان بنام، شناخته شده و صاحب سبک در جریان داستان معاصر فارسی، به ویژه در داستان کوتاه است. او در سفرنامه نویسی و تک نگاری، همچون حوزه ی پژوهش و ترجمه مهارت خود را نشان داده است. این نوشتار بر آن است تا با بررسی و تحلیل آثار داستانی جلال و بدون پیشداوری ، به دنیای آرمانی یا همان آرمانشهر او بپردازد و نشان دهد که چگونه این نویسنده ی روشن فکر در این کسوت با روزگاری پر فراز و نشیب و آثاری میان مایه، بیشتر روشن بینی معترض است تا نویسنده ای تأثیرگذار و جریان ساز. در پایان نیز به خوبی روشن می گردد که چگونه او توانست با پای بندی به باورها و اعتقادات خود، برای رسیدن به آرمان ها، مبارزه کند و قطعاً در این راستا، نوشتن را بهترین شیوه می دانست. بررسی دوران زندگی جلال آل احمد و آثار وی، بیشتر و به ویژه در سال های پایانی عمر بیانگر این نکته است که: او نویسنده ای واقعگراست؛ امَا با این وجود، در پشت پرده ی واقعیَتگرایی جلال، برای سامان دادن اوضاع و شرایط جامعه، تلاش و کنکاشی در جست وجوی آرمان شهری ایده آل وجود دارد که این گفتار بیشتر به آن می پردازد.
نقد کهن الگویی از نظریه های مدرن نقد ادبی و مبتنی بر نقد روان شناختی است که براساس آرای یونگ بنا شده است. در این نوع نقد، ضمن مطالعه و بررسی کهن الگوهای یک اثر، چگونگی جذب آنها توسط ذهن شاعر و نویسنده نشان داده می شود. کهن الگوها که محصول تجربه های مکرر بشر در زندگی است و در ناخودآگاه وی به ودیعه نهاده شده، از زوایا و ابعاد گوناگون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. برپایه ی این مطالعات، سفر قهرمانی برای رسیدن به کمال و رویای فردیت با تکیه بر حضور کهن الگوها در زندگی هر فرد میسر است.
هدف این مقاله، بررسی رمان بوف کور نوشته ی صادق هدایت از منظر نقد کهن الگویی با تکیه بر مبانی فکری کارول پیرسون و هیوکی مار برپایه ی کهن الگوهای دوازده گانه ی بیداری قهرمانان درون است. نگارندگان تلاش می کنند نشان دهند شخصیت های داستانی نیز همچون شخصیت های هشیوار، با تجلی این کهن الگوها، می توانند در فرایند تفرّد گام نهاده و سفر قهرمانی را پیش گیرند. نتایج این تحقیق نشان می دهد رمان بوف کور سرشار از کهن الگوهاست و به دلیل رویکرد روان شناسی خود، برپایه ی نظریات کهن الگویی قابل تحلیل است. بوف کور با حلول 9 کهن الگو، روند تفرد را در پیش می گیرد و دیگر شخصیت های داستان نقش پرورش دهندگی را در مسیر تشرف برای او دارند.
امروزه تاکید سازمان ها بر مشتری گرایی و تلاش برای نهادینه سازی این نوع نگاه در سازمان باعث شکل گیری چهره جدیدی از سازمان ها تحت عنوان سازمان های مشتری گرا شده است. سازمان مشتری گرا سازمانی است که به دنبال حداکثر سازی رضایت مشتریان از طریق ارائه کالاها و خدمات مناسب و بهبود روابط با آنان است. مساله اصلی تحقیق حاضر این است که مشخص نماید برای اینکه شرکت های کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران، چهره ای مشتری گرا از خود به نمایش بگذارند باید بر چه اجزاء و ارکانی تکیه نمایند.در این راستا و جهت پاسخ به مساله یاد شده ، هدف تحقیق حاضر این است تا با بهره گیری از ادبیات تحقیق و رجوع به نظر خبرگان، مدلی را برای ارتقای مشتری گرایی شرکتهای کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران طراحی نماید. برای رسیدن به هدف یاد شده از روش دلفی طی چهار دور استفاده به عمل آمد. نتایج تحقیق نشان داد که شرکت های کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران، برای اینکه بتوانند چهره ای مشتری گرا از خود به نمایش بگذارند، باید بر هفت عامل که عبارتند از: ارزش های ذینفعان، فناوری پیشرفته، ساختار منعطف، نیروی انسانی شایسته، ارزش های اسلامی، اهداف مشخص، و فرهنگ سازمانی حمایت کننده ، تکیه کنند.
هدف این مقاله بررسی رابطه کیفیت توانمند سازی و مدل استاندارد سرمایه گذاری در افرادمی باشد. مورد مطالعه این پژوهش ستاد مرکزی وزارت امور اقتصاد و دارایی می باشد. پرسشنامه های استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روانشناختی اسپیریتزر و پرسشنامه طراحی شده بر اساس شاخص های استاندارد سرمایه گذاری در افراد می باشد. نخست، وضعیت فعلی توانمندسازی روانشناختی کارکنان ستاد مرکزی وزارت امور اقتصاد و دارایی اندازه گیری شده، سپس فرضیه های پژوهش مورد سنجش و آزمون قرار گرفتند. بررسی وضعیت توانمند سازی کارکنان نشان دهنده حد متوسط توانمند سازی در این سازمان است و مستلزم بهبود می باشد. نتایج فرضیه های پژوهش نشان می دهد که میان کیفیت توانمندسازی کارکنان و دو مؤلفه تعهد و طرح ریزی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و میان دو مؤلفه اقدام و ارزیابی مدل استاندارد سرمایه گذاری در افراد رابطه وجود ندارد. در پایان مدل نهایی رگرسیونی ارایه شده است.
در چند دهه گذشته ایجاد و نیز تقویت و بهبود تعامل های روستایی- شهری به عنوان یکی از ابزارهای توسعه هماهنگ و متعادل سکونتگاه های روستایی و شهری همواره مورد تأکید پژوهشگران و برنامه ریزان و سیاست گذاران بوده است. ایجاد و تقویت تعامل های روستایی- شهری مستلزم وجود شبکه شهری سازمان یافته مناسب و کارآمد و با رده های مختلف سلسله مراتبی در سطح سرزمین است. از این رو ایجاد و تقویت و توسعه شهرهای کوچک در عرصه های روستایی از راهکارهای مؤثر در این زمینه برشمرده شده است. در دو دهه گذشته ایجاد و شکل گیری شهرهای کوچک در نواحی روستایی کشور به دلیل تغییر در قوانین تقسیمات کشوری به شدت رو به افزایش بوده و عملاً موجب شکل گیری تعداد بسیار زیادی از شهرهای کوچک و روستا - شهرها در پهنه سرزمین شده است. در میان استان های کشور، فارس از جمله آنهایی است که با بیشترین تعداد این گونه تبدیل ها در دو دهه گذشته مواجه بوده است. حال پرسش اساسی این است که تبدیل روستاها به شهر تا چه حد به بهبود و تقویت و تحول در تعامل های روستایی- شهری انجامیده است؛ و این گونه شهرهای کوچک نوپا تا چه حد توانسته اند نقش خود را در این زمینه به خوبی ایفا کنند. در این مقاله با رویکرد توصیفی و تحلیلی و با به کارگیری روش های اسنادی و میدانی به بررسی و مقایسه کمیت و کیفیت و نوع تعامل های شهر بیضاء (نمونه موردی) با روستاهای حوزه نفوذ آن در دو مقطع قبل و بعد از شهرشدن، و نیز دگرگونی های شکل گرفته در تعامل های روستایی- شهری بر اثر تبدیل شدن به شهر پرداخته شده است. یافته ها حاکی از آن اند که با تبدیل شدن بیضاء به شهر، پیوندهای عملکردی و انسجام روابط فضایی در محدوده مورد مطالعه افزایش یافته است
برند کارفرما راهبرد مدیریت سرمایه ی انسانی، برای تمایز است. کارکرد اصلی برند کارفرما، جذابیت برای نیروهای کاری بالقوه ی بیرون سازمان و نگه داری استعدادهای درون ِسازمان است. تحقیق حاضر، در جست وجوی کاوش ادارک از مفهوم برند کارفرما، چالش های آن در ایران و هم چنین فرایند برندسازی آن است. در این راستا، با 26 نفر از مدیران و کارشناسان خبره ی منابع انسانی گروه صنعتی ایران خودرو مصاحبه ی نیمه ساخت یافته به عمل آمد و با استفاده از روش تحلیل محتوا، تم های اصلی مصاحبه استخراج شد. اغلب مصاحبه شوندگان، برند کارفرما را یک نیاز ضروری می دانستند. از نظر آنها برند کارفرما رابطه ی مستقیم با برند سازمان در بین مشتریان و سایر ذینفعان به وجود می آورد و برندسازی درونی و بیرونی یک سازمان به صورت توأمان تعیین کننده ی پیشرو بودن سازمان است. آنها معتقد بودند یکی از چالش های عمده ای که برندسازی کارفرما در سازمان های ایرانی با آن روبه رو است فقدان بازار آزاد به مفهوم واقعی و فقدان رقابت کسب وکار در سازمان های دولتی و شبه دولتی است.
شناخت واقعیت های هستی به بهره گیری از مولفه ها و پرهیز از آفات دانش پژوهی نیاز دارد تا انسان در معرفت خود دچار اشتباه نگردد. تمامی آموزه های اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام در این مسیر قرار دارد. پس شایسته می نماید که با مولفه های دانش پژوهی در اسلام آشنا شده و دقت شایسته تری در مولفه های شناخت حقیقت نمود تا ضمن پاسخ به نیازهای بشر در این عرصه و پر کردن خلأهای جدید راه پژوهش، مسیر دانش اندوزی را هموار نمود. این پژوهش در پی آن است که با رویکردی برآیات قرآن کریم و احادیث معصومین علیهم السلام ضمن پرداختن به اهمیت جایگاه ویژه دانش پژوهی به بیان بارزترین مولفه های دانش پژوهی از قبیل اخلاص، توکل، انتخاب استادی شایسته، تکریم و تعظیم استاد، اطاعت و پیروی از استاد، صبر در مقابل استاد، تلاش برای حضور در محضر استاد، داشتن روحیه پرسش گری، نقد و ارزیابی، علو همت، سخت کوشی علمی، عدم غرور علمی، برخورداری از اراده ای قوی، عدم عجله و شتاب کاری، برخورداری از عزت نفس، عدم پیروی از هوای نفس و... بپردازد تا با به کار بستن آنها در رفع موانع و چالش های پیش روی پژوهش گامی برداشته شود. روش پژوهش در این مقاله اسنادی-کتابخانه-ای است و در آن مراحل توصیف و تحقیق مورد پیمایش قرار گرفته است.