در این مقاله سعی شده است ضمن بررسی و مرور دیدگاه کولبرگی، زمینه لازم برای معرفی رویکرد اخلاقی دل مشغولی که یکی از پر طرفدارترین رویکردهای معاصر در مورد اخلاق و تربیت اخلاقی است، فراهم شود. بر این اساس، پس از معرفی مکتب تکلیف گرایی، که زیربنای فلسفی دیدگاه کولبرگ، محسوب می شود و پس از مروری بر مکتب عاطفه گرایی که زیربنای فلسفی دیدگاه دل مشغولی به شمار می رود، رویکرد دل مشغولی در اخلاق به اجمال معرفی شده است و در ادامه با استفاده از دیدگاه های بزرگترین مدافعات کنونی اخلاق دل مشغولی، این رویکرد معاصر توصیف شده است. مقایسه رویکرد کولبرگی و رویکرد دل مشغولی و نیز رویکردهای مردانه و زنانه در اخلاق، به دنبال این بخش آمده است. در انتها چهار مولفه مهم تربیت اخلاقی از منظر رویکرد دل مشغولی (یعنی سرمشق دهی، گفتگو، تکلیف و تایید) مورد اشاره واقع شده است
هوسرل جهت تحلیل آگاهی ما از امور فلسفی روش پدیدار شناسی را ارائه کرد که امروزه در بسیاری از حوزه های معرفت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله با بین مراحل چهارگنه روش پدیدارشناسی هوسرلی، و مقایسه آن با تحلیل فلسفی استاد مطهری از اخلاق، نشان داده می شود: عناصر نفی مثل افلاطونی و مقولات ارسطویی در مفاهیم اخلاقی نزد شهید مطهری با تعلیق حکم نزد هوسرل، و اعتباری بودن تعابیر اخلاقی نزد شهید مطهری با تاویل آن به پدیدارهای آگاهی نزد هوسرل، تحلیل تعابیر اخلاقی به ((من)) علوی نزد شهید مطهری با ماهیت بخشی به عناصر آگاهی نزد هوسرل و نهایتا تحلیل کلیت، دوام و اطلاق تعابیر اخلاقی به اشتراک انسان ها در ((من)) علوی نزد شهید مطهری با دستیابی به عینیت پدیدارهای آگاهی در چارچوب روابط بین الاذهانی نزد هوسرل قابل مقایسه است.
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.
میهن دوستی در میان ملل مختلف مطرح و حتی توانسته بسیاری از عوامل اختلاف مانند قومیت ها را تحت شعاع قرار دهد. با توجه به دغدغه اخلاقی بودن یا نبودنش و نیز رویکردهای افراطی و تفریطی در این مسئله و عدم وضوح ابعاد میهن دوستی و گره خوردن با مفاهیمی مثل ناسیونالیسم، ملی گرایی یا قوم گرایی ممکن است لوازمی غیراخلاقی داشته باشد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی استدلال های عقلی به نفع و علیه میهن دوستی با رویکرد اخلاق کاربردی پرداخته است. بدین معنا که اولاً ادله عقلیِ مخالف میهن دوستی شامل غریزی دانستن آن، اصالت دادن به هویت انسانی، تمدنی و جهان وطنی است؛ ثانیاً ادله عقلیِ موافق میهن دوستی عبارت اند از ارتقای سرمایه اجتماعی، ایجاد آرامش فردی و اجتماعی، تقویت هم بستگی ملی، اقتدار و حاکمیت ملی، و تحقق اعتدال در فرد و جامعه؛ ثالثاً پذیرش ادله عقلیِ موافق میهن دوستی، موجب رفع چالش های موجود و حل مسئله فرار مغزها و مهاجرت استادان و دانشجویان خواهد شد و عدم پذیرش آن، جامعه را با چالش های گوناگون مواجه خواهد ساخت.
گردشگری به عنوان یکی از صنایع تأثیرگذار بر توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق، نیازمند توجه به اصول اخلاقی و مسئولیت های اجتماعی است. در استان گیلان، با توجه به جاذبه های طبیعی و فرهنگی منحصربه فرد، طراحی مدل های اخلاق گردشگری ضروری است. مسئله اصلی این پژوهش، کمبود الگوهای مشخص و کاربردی در زمینه اخلاق گردشگری در این منطقه است که می تواند منجر به آسیب های اجتماعی و محیطی گردد. هدف پژوهش، طراحی یک مدل اخلاق گردشگری در استان گیلان با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری ( ISM ) است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی می باشد. برای تعیین حجم نمونه به روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند عمل شد و 12 نفر از خبرگان در امر پژوهش مشارکت کردند. با مطالعه مبانی نظری و تأیید خبرگان، 6 مؤلفه برای طراحی مدل شناسایی شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های مؤثر بر رفتارهای اخلاقی در گردشگری به ترتیب اولویت عبارتند از: «مسئولیت اجتماعی مقصد گردشگری» به عنوان مهم ترین مؤلفه، «ارزش های جامعه میزبان» و «اخلاق کسب وکارها» در اولویت دوم، «رفتار اخلاقی گردشگر» در اولویت سوم، «مدیریت و سیاست های گردشگری» در اولویت چهارم و «گردشگری اخلاق محور» در اولویت پنجم. این پژوهش نشان داد که توجه به اصول اخلاقی در گردشگری می تواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگران و توسعه پایدار مناطق گردشگری کمک کند. با شناسایی مؤلفه های کلیدی، می توان راه کارهای مؤثری برای ارتقاء آگاهی و مسئولیت پذیری در این صنعت ارائه داد.
اخلاق جنگ یکی از عرصه های با ارزش در حوزه اخلاقیات کاربردی است. در ادبیات دینی همواره صلح و آرامش ستوده شده ولی آن جا که از جنگ گریزی نباشد باید باز به نظامات اخلاق دینی ملتزم بود و ارزش های خاصی را در بحبوحه جنگ رعایت کرد. مهدویت از باورهای اصیل شیعی است و روایات آن به جهت مسامحه هایی که در نقل و پذیرش روایت مهدوی صورت گرفته محتاج پالایش جدی است. چگونگی آغاز حرکت امام مهدی؟ع؟ و روند سیطره او بر زمین و بسط عدل و داد از مهم ترین بخش های معارف مهدوی است که به جهت تکیه منابع روایی بر مصادر مجعول و ضعیف نیازمند توجهی مضاعف است. این دسته از روایات از فضایی در جهانگیری امام خبر می دهد که در بسیاری از موارد نه فقط قابلیت دفاع عقلانی و اخلاقی ندارد بلکه با باورها و مبانی عام دینی نیز سازگار نیست. این نوشته بر آن است تا به ارزیابی این آموزه ها پرداخته و صحت و سقم آن را معلوم کند. این مقاله در ارزیابی این آموزه ها ابتدا تلاش کرده تا مواضع تنافی این آموزه ها با عقلانیت و با باورهای دینی را مشخص کرده و سپس با رجوع به منابع و ارزیابی مستندات، تکلیف این ناسازگاری ها را معلوم نماید. آورده این تحقیق کوتاه را می توان در نشان دادن ارزشمندی و اخلاقی بودن جهاد امام و یارانش ایجاد عدالت جهانی است. همچنین عقلانیت در دعوت مهدوی و ابتناء آن بر مبانی عام باورهای دینی همگی از دیگر آورده های این تحقیق بوده است؛ دعوتی که تکیه آن بر روشنگری و رعایت حق انتخاب انسان ها در کنار تلاش برای برپا خواستن مردم و تحقق بخشیدن به عدل و داد است.
معنای زندگی یکی از مهم ترین موضوعات دینی، فلسفی و روانشناختی است. فقدان معنای زندگی به سردرگمی می انجامد؛ درک هدف مندی و داشتن سیری عقلانی برای معنادارکردن زندگی ضروری است و بازتابی از اهداف ارزشمند است. جستار پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی به مطالعه مفهوم زندگی در اندیشه سعدی، در دو کتاب گلستان و بوستان سعدی، پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد سعدی به لحاظ شخصیّت و روان، انسانی است متعادل با گرایش به اخلاقیّات اسلامی و عرفانی؛ او به جهت گرایش به اعتقادات خود، به دایره تعصّب بیجا و زهد نامعقول وارد نشده است و اعتبار زندگی را صرفاً به جهان آخرت موکول نمی کند. بدبینی به خلقت و آفرینش و نظام عالم با فلسفه اسلام- یعنی توحید است - سازگار نیست. سعدی زندگی را بر مبانی مفهوم دنیوی و اخروی بودن آن، دارای کارکردهایی متفاوت و دارای اعتبار و ارزش می داند.
مرگ مسأله انسان است. این موضوع از همان آغاز حیات بشر پیوندی عمیق با نظام فکری فلاسفه داشته است و به مفهومی پایه در اندیشه متفکران تبدیل گردیده است. به همین جهت در مکاتب فلسفی تفاسیر مختلفی از این مفهوم صورت پذیرفته است. افلاطون و صدرا درباره این مفهوم تأملاتی ارائه کرده اند. با بررسی آثار افلاطون و صدرا درمی یابیم که در آثار این دو فیلسوف همسو با مرگ طبیعی مرگ دیگری با عنوان مرگ ارادی طرح شده است که با تلاش انسان و ایجاد جدایی میان نفس و بدن تحقق می یابد. به نظر می رسد این مفهوم پیوندی عمیق با معرفت و اخلاق در اندیشه افلاطون و صدرا داشته باشد. مسأله اصلی این نوشتار پرداخت به چیستی مرگ ارادی و بررسی نسبت حاکم میان این مفهوم و معرفت و اخلاق در اندیشه افلاطون و صدرا است. نگارنده سعی دارد با بررسی مقایسه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی، مفاهیم گفته را واکاوی کند. برآمد پژوهش حاضر چنین معلوم می سازد که در نگاه این دو فیلسوف مرگ ارادی، معرفت و اخلاق کارکردی یگانه به خود می گیرند. اهمیت این سنخ نوشته ها در این است که حالت انتزاعی مفاهیم متافیزیک فلسفه افلاطون و صدرا در قالب مفاهیم انضمامی مانند مرگ و اخلاق توضیح داده می شود.
هدف این پژوهش بررسی و کشف اصول و استانداردهای اخلاق حرفه ای مدیران آموزشی دبیرستان های پسرانه ناحیه یک سنندج و چالش های آن می باشد. رویکرد پژوهش کمی- کیفی (Mix Method) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی مدیران دبیرستان های پسرانه ناحیه یک سنندج هستند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و راهبرد پدیدارشناسی 8 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه با سوالات باز پاسخ گردآوری شدند و یافته ها نشان دادند: الف- تعاریف مدیران آموزشی از اخلاق حرفه ای در مدارس شامل رعایت مقرارت خاص یک حرفه، مبانی و اصول دینی، ارزش و هنجارهای اجتماعی ب- اصولی مانند خودراهبری، داشتن چشم انداز، توانمندی های حرفه ای، احترام و تعهد و مسولیت پذیری در محیط کار ج- چالش ها شامل: چالش های ساختاری (عدم استاندارد جامع، تناقض بین مقررات اداری، مدیریت متمرکز، مشخص نبودن اهداف، توجه به رابطه بجای ضابطه) و چالش های فردی شامل (منفعل بودن، تک بعدی نگری) می باشد. که ابتدا برای میزان آشنایی مدیران با اصول و استانداردهای اخلاق حرفه ای با آنها مصاحبه های انجام شد و میزان التزام به عمل در این اصول از انها پرسیده شد و سپس نتایج مصاحبه بصورت پرسشنامه محقق ساخته در آمد و اجرا شد. در بخش کمی، جامعه شامل تمامی معلمان و معاونین و مدیران دبیرستان های پسرانه ناحیه یک سنندج می باشد که از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. که شامل 283 نفر بودند که با توجه به فرمول کوکران 163 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تاییدی و آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شد. در نهایت با توجه به نتایج آزمون t تک نمونه ای میزان التزام به عمل مدیران به این اصول بالاتر از حد متوسط گزارش شد. هم چنین با توجه به داده های گردآوری شده ،ابتدا از طریق مصاحبه باز پاسخ و نتایج آن پرسشنامه محقق ساخته به انجام رسیده و بر اساس نتایج مصاحبه ها کل پرسشنامه به دو جنبه یکی اصول شغلی و دیگری اصول پداگوژیکی تقسیم شده است. نتایج بدست آمده از طریق پرسشنامه نتایج مصاحبه ها را تایید کرده است.
مقام های مسئول بهداشت و سلامت همه کشورها، واکسینه کردن کودکان را در برابر بیماری هایی که باعث ورود صدمه جدی یا حتی موجب مرگ آنان می شوند را توصیه می کنند. در سال 2019 میلادی بود که ویروسی نوترکیب با نام کرونا یا کووید 19 شیوع یافت و تعدادی از کشورها در راستای مقابله با آن موفق به اختراع واکسن شدند. در این پژوهش هدف ما بررسی الزام های واکسیناسیون اجباری کودکان از دیدگاه حقوق بشر و اخلاق زیستی است و سؤال اصلی این است که آیا واکسیناسیون اجباری کودکان و به ویژه کووید 19 در مغایرت با اخلاق زیستی و حقوق بشر است یا خیر؟ یافته های این تحقیق که با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی و منابع کتابخانه ای صورت گرفته است به ما نشان می دهد که لزوم حفظ کرامت و شرافت و حقوق نوع بشر در خصوص حق انتخاب تزریق واکسن برای کودکان که بزرگ ترین سرمایه بشریت اند مهم تر و ارزشمندتر از سایر ابعاد آن است. لذا از الزام های حقوقی واکسیناسیون اجباری برای کودکان این است که در اجبار واکسیناسیون باید اصولی ازجمله قانونی بودن، ضرورت داشتن، تناسب با شرایط جامعه و همچنین عدم تبعیض از سوی کشورها رعایت شود.
اخلاق نقلی (مأثور) از رویکردهای اصیل در دانش اخلاق اسلامی بشمار می آید که در صد ساله اخیر در بستر حوزه ی علمیه قم گسترش و بالندگی درخور توجهی داشته است. در این مقاله سعی شده گزارشی جامع از انواع تألیفات جدید در این حوزه و بالندگی این رویکرد از جهت غنای مباحث، روش مندی و تنوع زیرشاخه ای ارائه شود. به اختصار می توان بیان کرد اخلاق نقلی در بستر حوزه علمیه قم به سه زیر شاخه ی «مزیّن به نقل»، «نقل محور» و «نقل بنیاد» توسعه پیدا کرده است. همچنین نویسندگان اخلاق نقلی علاوه بر پرداختن به حیطه اخلاق عملی کاربردی، در این دوره به فلسفه اخلاق مبتنی بر نقل پرداختند. همچنین آثار اخلاق نقلی تا پیش از این، شامل جمع آوری و دسته بندی احادیث بوده و در این دوره نویسندگان به بحث از روش فهم احادیث اخلاقی و نظام اخلاق اسلامی مبتنی برنقل پرداخته اند. همچنین آثار درخور توجهی در حوزه اخلاق نقلی به صورت دانشنامه، جوامع حدیثی، اخلاق وعظی و اخلاق کاربردی انتشار یافته است. مجموع این حرکت ها، افق های خرسندکننده ای را برای این رویکرد اخلاقی در سال های آینده نشان می دهد.
اخلاق و ارزش های اخلاقی در زندگی اموری بنیادی هستند و باور به مطلقیت و ثبات ارزش های اخلاقی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم در مسائل اصلی زندگی انسان ، به ویژه در جوامع مدرن دارد. یکی از عقاید گروه مطلق گرایان اخلاقی، اعتقاد به عینیت داشتن ارزش های اخلاقی است که بر اساس آن، منشأ و معیار اخلاقیات را برگرفته از حقایقی عینی، ثابت و واقعی می دانند. این مقاله به بررسی آراء "محیی الدین ابن عربی" عارف فیلسوف مآب مسلمان اندلسی، در این زمینه اختصاص دارد. بنا بر آن بر اساس قول به نظریه اسما و اعیان ثابته ابن عربی، عینیت ارزش های اخلاقی و جاودانگی و ازلی بودن آن ها امری ثابت و یقینی می باشد. از دید ابن عربی، وجودی جز خداوند نیست و خلقت چیزی جز ظهور اسما و صفات او نبوده و نخواهدبود. با توجه به نظریه اسما و اعیان ثابته، فضایل و ارزش های اخلاقی چیزی جز اسما و صفات خدا نیستند که با فیض اقدس الهی، از علم الهی در اعیان ثابته متجلی شدند و در انسان که محل ظهور جامع اسمای الهی است، به شکل اخلاق ظهو ردارند و ارزش های اخلاقی و صفاتی و افعالی، چیزی جز ظهور اسمای خداوندی و اعیان ثابته آن ها نیستند.
پایه علم اخلاق بر این اصل استوار است که تغییر اخلاق ممکن است و اگر انسان نتواند اخلاق خود را تغییر دهد آموزه های اخلاقی و توجه به آنها در علم اخلاق نتیجه ای نخواهد داشت. شبهه امکان تغییر اخلاق توسط فیلسوفان مختلف پاسخ داده شده است. جلال الدین دوانی و دشتکی با ذکر دلایل نقلی و عقلی، به طرح مسئله امکان تغییر اخلاق و شبهات پیرامون آن پرداخته اند. پاسخ های این دو فیلسوف نسبت به این شبهه متفاوت است. در این مقاله پس از تبیین دیدگاه این دو فیلسوف درباره تغییر پذیری اخلاق، دلایل و شواهد هر یک از آنها بر موضوع طرح، و سپس نقد و بررسی شده است. هدف از این مقاله توصیف دیدگاه این دو اندیشمند و سپس مقایسه آنها با هم است. روش این مقاله مبتنی بر توصیف، تحلیل و مقایسه است. با مقایسه پاسخ ها به این نتیجه می رسیم که دوانی معتقد است که تغییر برخی اخلاق ها امکان دارد اما تغییر برخی ممکن نیست، اما دشتکی معتقد به تغییر هر اخلاقی است. کلید واژه: تغییر اخلاق، دیدگاه ها، دوانی، دشتکی، اخلاق جلالی، اخلاق منصوری.
در جامعه اسلامی، یک سازمان باید عملکرد کارکنان و عملکرد سازمانی را تحت هدایت آموزه های اسلامی حفظ و ارزیابی کند. اگرچه در سال های اخیر مطالعاتی در این حوزه صورت گرفته، سنتز دانشی به منظور نتیجه گیری درباره ماهیت تکاملی این موضوع و توسعه تئوری های آن انجام نشده است. روش انجام این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک است. این روش به صورت نظام مند برای خلاصه کردن شواهد در مورد سؤالات با طرح مطالعه دقیق و جامع تعریف می شود. پس از بررسی روش های مختلف مرور نظام مند در حوزه سیستم های اطلاعاتی از یک فرآیند هشت مرحله ای برای مرور نظام مند مبانی نظری استفاده شده است. بدین منظور 105 مقاله از سال 2000 تا 2021 مورد بررسی قرار گرفت و پس از گزینش مقالات، 94 مقاله شناسایی و طبقه بندی شدند. یافته ها نشان دهنده تمرکز مقالات سطح تئوری های خاص و نبود مقالات در حوزه هستی شناسی و فرضیات پایه است. این مطالعه به محققان جهت درک بهتر روند پژوهش های صورت گرفته، آشنایی با مفاهیم و مولفه ها و شناسایی شکاف پژوهشی موجود کمک شایان توجهی خواهد کرد. اخلاق کار در اسلام، انتظارات از روابط فرد نسبت به رفتار او در کار را تشکیل می دهد. این شامل مسئولیت، همکاری، تعهد، فداکاری، خلاقیت و روابط اجتماعی او می شود. اخلاق کار اسلامی(IWE) مفهوم مهمی است که الگوی کاری کارکنان در سازمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد زیرا مستلزم تلقین اصول اسلامی در رفتار و عملکرد کارکنان است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر در نظم نهاد خانواده مبتنی بر اخلاق اجتماعی است. هدف کاربردی پژوهش، ارائه پیشنهادها و راهکارهای مناسب به نظم نهاد خانواده مبتنی بر اخلاق اجتماعی با توجه به شرایط کنونی جامعه و خانواده های کشور است. روش پژوهش به کارگرفته شده در این مطالعه کیفی فراترکیب است. ابتدا با استفاده از روش تحلیل کیفی فراترکیب به استخراج شاخص ها از مقالات و مطالعات پیشین اقدام شد و از 280 مقاله به دست آمده، از 32 مقاله نهایی برای بررسی عوامل مؤثر بر نظم نهاد خانواده مبتنی بر اخلاق اجتماعی استفاده شد. در ادامه با مقوله بندی شاخص ها و انجام آنتروپی شانون، محتوای طرح تحلیل شد، شاخص های اصلی شناسایی شد و میزان اهمیت هریک از شاخص ها مشخص شد. تحلیل داده های پژوهش در فاز کیفی با نرم افزار MAXQDA انجام شد. با استناد به یافته های پژوهش، 7 مقوله اصلی و 56 مقوله فرعی (کد) با استفاده از روش تحلیل کیفی فراترکیب از متون مقالات پیشین استخراج شد. مقوله های اصلی استخراج شده عبارت اند از: احترام و ارزش، نشاط خانوادگی، قواعد خانوادگی، تأمین معیشتی، پرورش و تربیت، تعهد و اعتماد متقابل و نوع دوستی. به طورکلی می توان اذعان کرد، مواردی نظیر کمک به فقرا را گداپروری ندانستن، یاری رسانی را وظیفه خود شمردن، علاقه مندی به امور خیریه، مشارکت داوطلبانه برای کمک رسانی در بحران ها، بی تفاوت نبودن به مشکلات اعضای خانواده و از همه مهم تر حمایت کردن از اعضای خانواده، ازجمله پیامدهای مثبت و درخور تأمل در پیاده سازی اخلاقیات اجتماعی بر نظم خانواده محسوب می شوند.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین اخلاق و مسئولیت اجتماعی در سازمان پرداخته است.آنچه خروجی این تحقیق بود رابطه مند و مکمل بودن این دو متغییر نسبت به هم است.نگرش مسئولیت اجتماعی برای قوت سازمان در پرتو اخلاق است و اخلاق بدون مسئولیت در دامنه سیر قهقهرایی حرکت می کند. همه ی فزضییات مورد پذیرش واقع شدند.نوع تحقیق توصیفی و ماهیت آن کاربردی می باشد. این پژوهش در زمینه آمار توصیفی تحصیلات که شامل دیپلم ،فوق دیپلم،لیسانس،فوق لیسانی و دکترا و جنسیت مرد و زن و سن و سابقه کار را بین 250نفر به عنوان نمونه آماری از 1500نفر انتخاب نموده است.آمار استنباطی از طریق نرم افزار plsصورت پذیرفته است.پرسشنامه این پژوهش شامل 40سوال 5طیف لیگرت بوده است.
برتری دادن برخی گروه های انسانی به دلیل اتصاف به ویژگی های غیر اکتسابی یا اکتسابی و فاقد أصالت، باوری است که منشأ بسیاری از بی عدالتی ها در تاریخ حیات اجتماعی بشر بوده است. قرآن کریم به عنوان عالی ترین منبع معرفتی، الگویی از جامعه پردازی را ارائه نموده که در آن ارزش های وراثتی و نژادی به کلی ملغی و با ارائه ی راهبردهای متناسب اخلاقی در مقام بیان ویژگی های نظام اجتماعی متعادل و متکامل برآمده است. بررسی ها دراین باره، حاکی از این مدعاست که مجموعه راهبردهای قرآن کریم دراین خصوص، حداقل بر سه رویکرد «تنذیری»، «تبدیلی» و «تثبیتی» استوار است. رویکردهای مزبور که به صورت تحلیلی توصیفی و با روش کتابخانه ای در قلمرو علوم قرآنی تشریح گردیده اند، ضمن این که تمهید تئوریک جامعی برای ارتقای نظام حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند، می توانند چارچوب های مفهومی مناسبی جهت تکوین و تکامل هنجارهای عادلانه و ضد تبعیض قومی و نژادی در نظام بین المللی حقوق بشر ارائه نمایند.