تبیین و تشریح صادر اوّل، دغدغة ذهن حکمای اسلامی بوده است. حکمای مشاء، صادر اوّل را عقل اوّل دانسته اند. ملاصدرا صادر اوّل را گاهی عقل اوّل و در برخی آثار خود وجود منبسط دانسته است. این مقاله تلاش دارد، علاوه بر ارائه نظر ملاصدرا در باب این موضوع، عبارات به ظاهر متعارض ملاصدرا در باب صادر اوّل را توجیه کند. این تحقیق به این پرسش پرداخته که آیا فلسفة ملاصدرا توان اثبات فلسفی وجود منبسط به عنوان صادر اوّل را دارد؟ و این اثبات بر پایه کدام تقریر از وحدت وجود صورت می گیرد؟ در ادامه با اثبات ادعاهای فوق لوازم فلسفی و احکام و عوارض صادر اوّل به نحو استقرائی إحصا شده است.
در چند دهة اخیر اندیشمندان و متفکران به فلسفة اسلامی به عنوان موضوع و مسئله ای مهم توجه نشان داده اند. این پرسش مهم در این زمینه مطرح است که تعبیر فلسفة اسلامی به چه معناست. پس از روشن شدن این معنا و نیز تفسیر ویژگی «اسلامی» در این فلسفه، باید تفاوت های این فلسفه را با آنچه فلسفة غرب می خوانیم نشان دهیم، یعنی بگوییم که چه تفاوت هایی به ما اجازه می دهند از چنین تعبیری استفاده کنیم. در این مقاله کوشش شده تا پاسخ این پرسش ها را با توجه به آثار شهید مطهری (و به تعبیری از دیدگاه ایشان) بررسی کنیم. از نظر شهید مطهری فلسفة اسلامی و فلسفة غرب تفاوت های زیادی دارند که این تفاوت ها را در سه بخش پرسش ها، پاسخ ها و زیست- محیط می توان دسته بندی کرد. با این بیان که در فلسفة اسلامی شاهد پرسش های جدید و پاسخ های جدید به پرسش های قدیمی هستیم و اینها تا حد زیادی به سبب زیست- محیط خاصی است که فلسفة اسلامی در آن پرورش یافته است. در این زیست- محیط عناصر فرهنگی خاصی از جمله قرآن، روایات، کلام اسلامی حضور دارند که افق های ویژه ای را در برابر دیدگان فیلسوفان مسلمان گشوده اند.
«ایران اسلامی»، به معنیِ خاصی که در این مقاله لحاظ شده است، می تواند بانی تحول در جامعه شناسی از «حیث موضوعی» و در علوم انسانی از «حیث معرفتی» باشد. تحولِ موضوعی در جامعه شناسی، ناظر به حوزه هایی نظیر جامعه شناسی انقلاب، جامعه شناسی دین، جامعه شناسی توسعه، جامعه شناسی سیاسی و مسائل و آسیب های اجتماعی است. اما تحولِ معرفتی در علوم انسانی به موضع و راه حلی برمی گردد که در قبال معضلِ «بی طرفی در معرفت» اتخاذ خواهد کرد و همچنین به راهکار فرازآمدن بر «انگارة غالب» به طوری که خود دچار محدودیت های انگاره ای نگردد. این تحول همچنین از «غایاتِ» احتمالاً متفاوتی که برای کسب معرفت دارد و از جهت گیری های معرفتیِ نهفته در «ذخایر اندیشه ایِ» مسلمانان تأثیر خواهد پذیرفت.
مطالعه مبانی رفتاری سیاست خارجی قدرت های بزرگ گویای تاثیرگذاری مجموعه ای از عوامل و نیروهای داخلی، منطقه ای و جهانی است. در همین چارچوب فهم عوامل تاثیر گذار بر رفتار سیاست خارجی روسیه به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم می باشد. آنچه در پژوهش حاضر در جستجوی ان هستیم فهم و توضیح اهداف جهانی و اثرگذاری تعاملات سیاسی و اقتصادی روسیه با غرب در منظومه مبانی رفتاری سیاست خارجی این کشور در قبال پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران است. سئوال اصلی نوشتار حاضر این است که اهداف کلان سیاست خارجی و جایگاه منافع و روابط با غرب چگونه رفتار سیاست خارجی روسیه در قبال پرونده هسته ای ایران را تحت تاثیر قرار داده است؟ فرضیه ما این است که در ادامه نگاه سنتی شوروی/روسیه نسبت به ایران در خصوص ضعیف نگاه داشتن ایران و جلوگیری از نفوذ غرب در ایران از یک سو و اهداف کلان سیاست خارجی روسیه بویژه تلاش برای کسب منافع حاصل از همکاری ها و تعاملات منفعت گرایانه و سه حوزه تعاملاتی با غرب شامل اقتصاد و خطوط لوله انرژی، کنترل تسلیحات و سپردفاع موشکی و نیز تحولات خاورمیانه عربی و سوریه از سوی دیگر رفتار سیاست خارجی این کشور را به سمت اتخاذ نوعی دیپلماسی چندجانبه گرایی محدود در قبال پرونده هسته ای ایران تحت تاثیر قرار داده است. نظریه نوواقع گرایی به منظور بررسی و فهم عوامل و عناصر سطوح کلان تاثیرگذاری بر سیاست خارجی دولت ها به عنوان چارچوب تحلیلی مقاله پیشرو در نظر گرفته شده است. روش توضیحی-تبیینی مبتنی بر جمع اوری و استنباط دسته بندی شده متغیرها و تبیین روابط میان انها به منظور رسیدن به یک الگوی تحلیلی با استفاده از مطالعه متون تخصصی مرتبط با موضوع پژوهش حاضر مورد استفاده نگارندگان قرار گرفته است.
سازمان به عنوان یکی از مؤلفه های مدل مطالعه چگونگی مبارزه سیاسی چارلز تیلی است. سازمان در فرآیند بسیج انقلابی نقش های گوناگونی ایفاء می کند. هیئت های مذهبی از جمله سازمان های قدیم هستند که در فرهنگ عاشورایی تشیّع رشد کرده با فراز و نشیب هایی فراوان گسترش و تکامل یافته اند. مقاله حاضر به بررسی نقش هیئآت مذهبی شهر تهران در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی در شهر تهران می پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش کیفی و از نوع مطالعات تاریخی و اسنادی بوده و برای گردآوری داده ها به منابع و اسناد موجود مرتبط مراجعه شده و با برخی از دست اندرکاران هیئآت مذهبی مورد مطالعه مصاحبه نیز انجام شده است. یافته های تحقیق که در پاسخ به این سئوال اصلی که «نقش و کارکردهای مختلف هیئت های مذهبی شهر تهران در روند شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی چه بوده است؟» مبیّن آن است که این هیئت ها به عنوان یکی از شبکه های سازماندهی در کنار سایر سازمان ها، در روند شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی دارای نقش و کارکردهای مهم و متنوعی بوده اند. از جمله آنها می توان به نقش فرهنگی، هنری، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی هیئت های مذهبی مورد مطالعه شهر تهران در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد که برای هر کدام از این نقش ها شواهد و مصادیق مربوط در بستر تاریخ انقلاب توضیح داده شده است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی کارکرد قشقایی ها در رابطه با نهضت ملی ایران پس از کودتای 28 مرداد 1332 می باشد.
روش رویکرد پژوهش: این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای و سپس تجزیه و تحلیل داده ها به پاسخ به سوالات پژوهش پرداخته است.
یافته ها و نتایج: یافته ها حاکی از آن است که با آشکار شدن موفقیت کودتا در روز 28 مرداد 1332، قشقایی ها، پس از آنکه از پیشنهادشان مبنی بر حرکت مصدق به سوی منطقه ایلی قشقایی نتیجه ای نگرفتند، خود عازم ایل شدند و در آنجا با خلع سلاح پاسگاه ها، در مقابل دولت کودتا حالت نظامی به خود گرفتند. آنها در مدت زمانی که اثر بخشی آن 4 ماه و دامنه اش بیش از یک سال طول کشید، تلاش کردند تا اقداماتی را علیه حکومت کودتا انجام دهند و در این راه دست به گردهمایی های ایلی، قراردادهای درون و برون ایلی و گفتگوهایی با حزب توده، که تلاش مشابهی را انجام می داد، زدند.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی یکی از اصطلاحات مالی دوره صفویه بر اساس محتوای اسناد موجود در مرکز اسناد آستان قدس ،سنجش ارزشهای اطلاعاتی این اسناداست تاکنون درباره وظیفه دردوره صفویه تحقیق مستقلی صورت نگرفته است واین پژوهش در نظردارد تا به عنوان اولین کار مدون در این زمینه با استفاده از اطلاعات اسنادآستان قدس که درباره پرداخت های مالی به افراد مختلف می باشد صرفابه پرداخت وظیفه به موالید و مشایخ بپردازد.
روش،رویکرد پژوهش: روش این پژوهش اسنادی و متکی بر اطلاعات موجود در اسناد هست که با تبیین ویژگیهای سندشناسی و سندپژوهی آن ها سعی می کندجنبه های مختلف اهمیت اسناد را مشخص نمایدالبته نیم نگاهی نیز به منابع کتابخانه های در تایید یا رد مطالب سندی دارد.
یافته ها و نتایج پژوهش : یافته های این پژوهش نشان می دهد که آنچه تاکنون تحت عنوان وظیفه درمنابع دست اول و یا مقالات به آن پرداخته شده کلی بوده و به جزئیاتی مانندعلت پرداخت،نحوه پرداخت و میزان آن توجه نشده است و بررسی اطلاعات اسناد مورد بررسی درباره یکی از انواع پرداخت وظیفه ضمن آشنایی با این نوع سند ما را با دیدگاههای جدیدی در زمینه اصطلاحات مالی دوره صفویه آشناو زمینه تحقیقات بیشتر در این حوزه را فراهم نماید.
روابط ایران با چین به گونه ای روزافزون در کلیت سیاست خارجی ایران اهمیت می یابد. با عنایت به این موضوع مقاله حاضر در پی تبیین متغیرهای شکل دهنده به این روابط است. به بیان دیگر پرسش کلیدی مقاله این است که چه متغیرهایی به روابط ایران و چین در وضعیت کنونی شکل می دهند؟ از نظر نویسنده، «برخی همپوشانی ها در سیاست خارجی دو کشور، مبادلات اقتصادی و نظامی و همکاری در حوزه انرژی، عوامل توسعه بخش روابط دو کشورند. از دیگر سو انتخاب استراتژیک چین و روابط همکاری جویانه این کشور با قدرت های غربی، عوامل محدودکننده این روابط به شمار می آیند». نویسنده معتقد است عوامل محدودکننده در سال های اخیر نقش مهم تری در شکل دهی به روابط سیاسی دو کشور ایفا کرده اند، به گونه ای که روابط سیاسی طرفین نسبت به گذشته محدود شده و روابط تجاری به عنوان مهم ترین حوزه همکاری های دو کشور مطرح شده است.
خیزش چشمگیر اقتصاد هند و تبدیل شدن آن از کشوری ضعیف به قدرتی بزرگ، رخداد مهمی است که ذهن اندیشمندان هر دو حوزه اقتصاد و سیاست را به خود مشغول کرده است. در حوزه سیاسی به ویژه با توجه به هم زمانی تحول اقتصادی هند با تحول سیاست خارجی این کشور، این پدیده ای دارای اهمیت است. به همین دلیل مقاله حاضر در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که: «نقش سیاست خارجی در توسعه اقتصادی هند چه بوده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که «تحول در سیاست خارجی هند بر توسعه اقتصادی این کشور تأثیر مثبتی داشته است». نتیجه مقاله نشان می دهد: تحول سیاست خارجی هند از آرمان گرایی به واقع گرایی و لیبرالیسم، زمینه را برای تأثیرگذاری ملاحظه های توسعه بر سیاست خارجی این کشور فراهم کرده است؛ در نتیجه، هند با شکل دادن به سیاست خارجی توسعه گرا برپایه واقع بینی، در مسیر رشد و توسعه اقتصادی قرار گرفته است.
امروزه، سبکشناسی فارسی به وضعیت رکودی- پژوهشهای منفردی که اغلب سبک را جدا از بافت موقعیتی متن بررسی می کنند- دچار شده که خروج از آن ضروری است. راه حلی که در این مقاله پیشنهاد می شود، معرفی شاخههای جدید سبکشناسی و بازیابی ابزارهای مناسبی جهت تجزیه و تحلیل متون فارسی است. به منظور برداشتن یکی از گامهای نخست در این زمینه، مقالة حاضر به معرفی سبک شناسی انتقادی میپردازد و در معرفی این شاخه از سبک شناسی، به دو پرسش بنیادی پاسخ میدهد: 1. سبکشناسی انتقادی بر چه مبنایی متون را مطالعه و بررسی می کند؟ 2. سبکشناسی انتقادی در تحلیل متن از چه ابزارهایی استفاده می کند؟ در این پژوهش، به مفاهیم «سبک»، «انتقادی»، «ایدئولوژی» و «قدرت» بهعنوان چهار مفهوم پایه در سبکشناسی انتقادی پرداخته می شود و سپس ابزارهایی که صاحب نظرانی ازقبیل فولر، سیمپسون و جفریز ارائه کردهاند، معرفی می شود. در پایان، به زمینههای سبک پژوهی انتقادی در ادبیات فارسی و پژوهشهایی که می توانند انتخابهای زبانی و سبک گسترش یافته در متن را با هدفِ نشان دادن ارتباط های پنهانی و ایدئولوژی پوشیدة متن تجزیه و تحلیل کنند اشاره می شود.
عکس العمل شاخه های مختلف علوم انسانی نسبت به بحران زیست محیطی منجر به شکل گیری مباحث میان رشته ای تازه از جمله زبان شناسی زیست محیطی ( Ecolinguistics) با زیر شاخه هایش, اخلاق زیست محیطی (Ethics Enviromental) و نقد بوم گرا (Ecocriticism) در حوزه ادبیات گردید. اصطلاح نقدبوم گرا در سال 1996 توسط روکرت ابداع شد و واکنش دیرهنگامی بود که ادبیات در مقابل بحران محیط زیست از خود نشان داد. با وجود این که زمان زیادی از آن نمی گذرد با استقبال خوبی از سوی جامعه جهانی روبرو شده است . نقد بوم گرا به چگونگی انعکاس رابطه انسان و محیط فیزیکی در آثار ادبی می پردازد. در عین حال رابطه دین ، اخلاق، زبان و جنسیت با محیط زیست را بررسی می نماید. یکی از اهداف این نقد پر رنگ ساختن دغدغه حفظ محیط زیست و اصلاح رابطه انسان با طبیعت از طریق ادبیات ، فرهنگ و زبان است. این مقاله این شاخه از نقد را معرفی نموده و ضمن بیان نقش علوم انسانی در مقابله با این بحران به بیان تاریخچه نقد بوم گرا و موضوعات مطرح شده در این نقد می پردازد.
یکی از شکل های بودن ، اندیشیدن و آفریدن، مخالف خوانی است که در چالش با «دیگری» آشکار می شود. مخالف خوانی قرائت و بدخوانی کنش و ساختار اندیشه های آفریده دیگری است . مهم ترین فرضیه های تحقیقی ِ مقاله این است که آشکارترین وجه پدیدارشناختی شعر معاصر ایران ، مخالف خوانی است و احمد شاملو بارزترین شاعری است که با روش های مخالف خوانی ، نه تنها به ساختارهای نو دست می یابد؛ بلکه این روش ها را در سایر فعالیت های فرهنگی خود استمرار می دهد. این مقاله از دو بخش تشکیل شده است . در بخش نخست، مفهوم مخالف خوانی به شکل پدیدارشناختی توصیف می شود که چگونه براساس تقابل ، گفت وگو و تخاصم شکل می گیرد و به فهم و آفرینش ساختارهای زبانی ، فرهنگی و زیبایی شناختی منجر می شود. در بخش دوم ، براساس مبانی نظری بهدست آمده، به سنخ شناسی انواع مخالف خوانی های احمد شاملو می پردازد. این مقاله به این نتیجه رسیده است که شاملو مخالف خوانی های خود را به چهار روش آشکار می کند: واژگون سازی ، بازی با ساختارها، تابوستیزی و اسطوره سازی
مقاله حاضر دورنمایی از جهت گیری و موقعیت ادبیات و ادبیات تطبیقی را در سده بیست ویکم به دست می دهد. درآمدی است به یکی از رویکردهای اخیر نقد ادبی، یعنی مطالعات استعماری و پسااستعماری. افزون بر این، مطالعات نیم کره جنوبی و پسااستعماری و مطالعات ترجمه را به عنوان دو رویکرد اصلی در ادبیات تطبیقی نوین معرفی می کند. در عین حال، به بررسی شباهت ها و تفاوت های نظرات خود و اسپیواک نیز می پردازد. هر دو پژوهشگر در مورد تحول شگرف مفهوم ادبیات تطبیقی و لزوم گسترش حیطه مطالعات در این حوزه به فراتر از بنیاد اروپامحورِ سنتّی آن اتفاق نظر دارند. اما باسنت در موضوع پژوهش و تأکید آن با اسپیواک موافق نیست. او معتقد است که پژوهشگران اروپایی نباید قانون ادبی خود را یکسره به فراموشی بسپارند. همچنین، علاوه بر مسائل سیاسی، بر جنبه های زیبا شناختیِ پژوهش های ادبی نیز اصرار می ورزد. نویسندهْ موضوعِ اصلی پژوهش های تطبیقی را مطالعه درباره تاریخ ادبیات ــ یعنی مطالعه تاریخی درباره پیشینه دریافت و پذیرش متن در طول زمان ــ می داند، و بر پرهیز از تجویزگرایی در ادبیات تطبیقی تأکید می کند. (م. ذ.)
کیومرث، یکی از شخصیت های بنیادین در تاریخ اساطیری ایران است که اگر چه در گاهان زرتشت و ریگ ودای هندی نمود ندارد، در فرهنگ زرتشتی عصر ساسانی به عنوان نخستین انسان اهمیت بسیاری پیدا کرده و در خدای نامه ها، شاهنامه و متون تاریخی عصر اسلامی به نخستین پادشاه تبدیل شده است. در این جستار، با رویکرد نقد اسطوره ای، ضمن تحلیل الگویی و تطبیق ساختاری خویشکاری های اساطیری شخصیت کیومرث در متونی که روایت اسطورة او را تشکیل داده اند و مقایسة این اسطوره با روایات هم ارز آن در فرهنگ های مختلف، به تبیین ژرف ساخت کهن الگویی اسطورة کیومرث پرداخته ایم. بر همین مبنا، خویشکاری های اساطیری شخصیت کیومرث در سه عنوان کهن الگوی انسان نخستین، زوج آغازین و قهرمان فرهنگی بررسی و طبقه بندی شده و از تحلیل الگویی خاستگاه های پیش تاریخی و فلسفی روایت او در ارتباط با پیش نمونة زروانی آن این نتیجه حاصل شده است که در نحلة زروانی- زرتشتی دورة ساسانی و فرقه هایی چون زروانیه و کیومرثیه که در جبرگرایی و اختربینی آن عصر تأثیر بسزایی داشتند، روایت کیومرث تکراری از الگوی کهن فروپاشی غول خدای نخستین در فرهنگ زروانی است؛ شخصیتی که می توان او را دربردارندة الگویی از""عالم صغیر"" در این جهان بینی قلمداد کرد که از تسلسل و تکرار پیش نمونة ""عالم کبیر"" (زروان ) حاصل شده است.