ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۲۰۱.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر قدرت هوشمند در سازمان های دولتی (مورد مطالعه: شرکت ملی صنایع پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۸
هدف از این پژوهش کاربردی، شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر قدرت هوشمند در سازمان های دولتی، مورد مطالعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران با استفاده از روش کیفی است. روش جمع آوری داده ها بر اساس بررسی ادبیات تخصصی موضوع و مصاحبه های کیفی هدفمند و نیمه ساختاریافته بوده است. این پژوهش با بهره گیری از نظرات 17 نفر از خبرگان، مدیران ارشد و کارشناسان شرکت و همچنین خبرگان دانشگاهی در عرصه مدیریت که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند صورت گرفته و با استفاده از روش تحلیل محتوا به کدگذاری و استخراج مؤلفه های اصلی پرداخته شده است. استخراج شاخص ها و تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش با نرم افزار MAX QDA 2020 و با روش استقرائی کدگذاری صورت گرفته و سپس نتایج به دست آمده ارائه شده است. داده های به دست آمده نتایج پژوهش نشان دهنده دو بعد اصلی قدرت هوشمند در سازمان شامل قدرت نرم و قدرت سخت و دوازده مؤلفه اصلی (محوری) و همچنین چهل وهفت شاخص یا مؤلفه فرعی است. در نتایج به دست آمده از پژوهش مشاهده گردید که قدرت هوشمند می تواند شیوه مؤثر و کاربردی برای تلفیق منابع قدرت و بهره مندی مطلوب و هوشمندانه از همه منابع قدرت در سازمان باشد
۲۰۲.

واکاوی مؤلفه های پنهان در فروپاشی ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۶۷۱
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی «بی ثباتی زناشویی »زوجین در شهر ایلام است. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری « نظریه زمینه ای» است. در این مطالعه،24 نفر از مشارکت-کنندگان مذکور با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نظر براساس مصاحبه عمیق، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد، «شاخص های بی ثباتی» در ابعاد شناختی، رفتاری، عاطفی و زمانی (طول مدت زناشویی) متأثر از «موجبات علی» ازجمله؛ شناخت سطحی،کجروی اخلاقی و رفتاری، رویکرد قهری زوجین، ضعف مهارت های حل مسئله وناهمسانی همسران بوده است. در ابعاد« زمینه ای و بسترها»، یافته ها نشان می دهد، بی ثباتیِ زناشویی، متأثرازعلل واگرایی ساختاری، شکاف نسلی، نامتوازن بودن دوران گذار، دگرگونی نقش ها، ارزش ها و جامعه پذیری ناقصِ زوجین است. در بعد «استراتژی ها » بی ثباتیِ زناشویی به نقش سکوت و مدارا، احساس حقارت و مقابله، خشونت و انتقام و گرایش به طلاق می توان اشاره کرد. درنتیجه؛ «پیامدهای» این بی ثباتی شامل تشدید احساس حقارت و سرخوردگی، دگرگونی و ناکارآمدی ارزش های خانواده، بحران هویت و نا امنیِ اخلاقی است. در نهایت «راهکارهایی» ازجمله؛ بسترسازی و تقویت مراکز فرهنگ ساز، ارتقاء الگوهای مهارت های زناشویی و تقویت نظارت، درمان مراکزمشاوره برای کاهش ناپایداریِ زناشویی پیشنهاد شده است.
۲۰۳.

پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی منطبق بر مبانی فقهی امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: اهمیت برنامه ریزی مطلوب فرهنگی برای دانشگاه به عنوان یک سازمان پویای فرهنگی و لزوم پژوهش در ابعاد مختلف به منظور ارتقا و تسهیل این امر موجب شد پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشران های مؤثر بر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه منطبق بر مبانی فقهی امامیه انجام شود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته است. بنابراین، از روش تحلیل مضمون به منظور تحلیل داده های کیفی و روش دلفی فازی به منظور تحلیل داده های کمّی استفاده شد. شیوه گردآوری داده ها مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. بدین منظور، در مرحله کیفی برای تحلیل مضمون از دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در مرحله کمّی از پرسشنامه خبره سنجی استفاده شد. جامعه نظری پژوهش صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه بودند که 25 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی شامل 12 مضمون سازنده و 90 مضمون پایه است. همچنین استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار به عنوان پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه شناسایی شدند. نتیجه : در نظر گرفتن پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی توسط مدیران و برنامه ریزان دانشگاه می تواند موجب تسهیل و ارتقای برنامه ریزی فرهنگی و افزایش اثربخشی آن شود.
۲۰۴.

Hybridization and Empowerment: exploring the postmodern self in the context of cyborg feminism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
The emergence of postmodernism has noticeably redefined the notion of the “self,” presenting it as a deconstructed postmodern subject. In this context, the postmodern self appears polysemic and decentered, embodying prominent characteristics of postmodernism. Donna Haraway’s concept of the “cyborg,” characterized by its synthetic and hybrid nature, offers a framework for understanding this postmodern self. Haraway portrays the cyborg as a distinctly female figure which is constructed from a collage of fragments. The goal of this article is to explore the construction of the postmodern self in the context of cyborg feminism to illustrate how technology and cybernetics serve as tools for women’s empowerment and to demonstrate how women can confront patriarchal systems and restore their rights by embracing the hybrid and synthetic aspects of the postmodern female identity. Succinctly, this article aims to exemplify how redefining female identity through the notion of the cyborg allows women to transcend male dominance and reject binary oppositions characterizing them as “the Other” and to surpass a society that has consistently endeavored to marginalize them. Thus, this essay maintains that cyborg feminism serves as an insightful lens for examining the construction of postmodern selves, challenging traditional distinctions between gender, technology, and identity.
۲۰۵.

Effects of users' social identity on intention to purchase a brand: The mediating roles of social media use, eWOM and brand loyalty

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
Background: Social identity theory suggests that individuals define themselves partly through their membership in social groups, and these identities shape attitudes and behaviors, including consumption choices. Brands increasingly function as social symbols, allowing users to express group belonging, self-concept, and shared values through brand affiliation. Consequently, users’ social identities can significantly influence their intention to purchase a brand by strengthening emotional attachment, perceived congruence, and loyalty toward brands that represent their in-group. Aims: Consumers like to associate themselves with different brands to represent their social identity. This study suggests a social identity perspective of customer-brand relationship and integrates brand identity with social media usage, electronic WOM (eWOM) and brand loyalty in predicting brand purchase intention in an online environment. Methodology: Data were collected through a questionnaire-based survey among a sample of higher education students in a public university in Iran. A sample of 423 respondents was selected through a convenience sampling technique. Data were then analyzed through Structural Equation Modeling (SEM) to provide a prediction-oriented model assessment by LISREL 8.54. Sobel mediation tests were performed to test the mediating effects of social media use, eWOM and brand loyalty on the relationship between social identity and brand purchase intention. Findings: The findings indicated that social identity (affective, cognitive, and evaluative) of users/consumers has a significant impact on: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty. Social media use and brand loyalty were found to be the determinants of eWOM about brand. Finally, this research found that all three variables of: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty are the main determinants of intention to purchase a certain brand. Conclusion: This research suggests that social identity perspective can be integrated with other perspectives to model the consumer's psychological path to brand purchase intentions. This study confirms the critical role of social identification of users in the reaction towards a given brand and stresses the mediation effects of social media use, brand loyalty and eWOM on the effects of social identity on the path to brand purchase intention.
۲۰۶.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۲۰۷.

ارزیابی و اولویت بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو در استان اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: امنیت آبی به عنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دست یابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر می گیرد. به عبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویت بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو در استان اردبیل است. روش شناسی: در این پژوهش از شاخص های هیدرولوژی (H)، محیط زیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به عبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخص های مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می کند. نتایج و یافته ها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیط زیستی نشان داد که بیش ترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیش ترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کم ترین میزان اراضی مرتعی به ترتیب به زیرحوزه (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزه های (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیش ترین توسعه انسانی در زیرحوزه های (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 می باشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخص های (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیش ترین میزان پایداری حوزه آبخیز قره سو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره سو سامیان است. هم چنین پایین ترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره سو سامیان است. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می گردد که هرچه زیرحوزه ها از نظر شاخص های هیدرولوژی، محیط زیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی از آزمون ها، شاخص های بیش تر و روش های جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.
۲۰۸.

بازخوانی روایت به مثابه بازنمود امکان های سوژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
در این جستار، نظریه روایت پل ریکور به مثابه بازنمایی کنش انسانی در بستر ادبیات، با رویکردی انتقادی و تطبیقی بازخوانی می شود. در کانون این بازخوانی، مدل مفهومی «پنج گانه روی آوری سوژه» قرار دارد که شامل روی آوری به خود، به دیگری، به اشیای جهان، به دیگری بزرگ و به زبان است. این مدل با الهام از سنت های پدیدارشناسی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان، چارچوبی برای فهم چندلایگی، گسست مندی و دیالکتیک هویت سوژه در روایت فراهم می آورد. مقاله نشان می دهد روایت نه بازنمایی خنثای کنش، بلکه سازوکاری فعال و سوبژکتیو برای بازسازی خود است؛ فرایندی که در آن، زبان، قدرت، ساختار، تاریخ، ایدئولوژی، حافظه، بدن و نهادهای اجتماعی هم زمان دخیل هستند. از این دیدگاه، سوژه در روایت هم فاعل معناست و هم محصولی از گفتمان ها. این بازخوانی افق هایی تازه برای روایت شناسی، نقد ادبی، فلسفه زبان و مطالعات فرهنگی و ارتباطات می گشاید. در پایان، پیامدهای نظری این تحلیل در نسبت با امکان نقد ایدئولوژی و بازاندیشی در خودمختاری سوژه بررسی می شوند.
۲۰۹.

تحلیل شخصیت محمدعلی میرزا دولتشاه بر اساس نظریه کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
شناخت شخصیت افراد اثرگذار و سیاسی در فهم اقدامات و اتفاقات و تصمیمات آنان اثرگذار است. این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی شخصیت محمدعلی میرزا دولتشاه، شاهزاده قاجاری بر اساس نظریه شخصیتی کارن هورنای، روانشناس آلمانی، انجام شده است. او یکی از شاهزادگان قاجاری و حاکم کرمانشاهان، لرستان و خوزستان بود که در دوره زمامداری خود خدمات و اقدامات شایان توجهی انجام داده است. روش مورد استفاده برای انجام این پژوهش، روش کتابخانه ای بود. در این پژوهش نقش شرایط دوره کودکی و اتفاقات تجربه شده توسط محمدعلی میرزا دولتشاه در شکل گیری شخصیت وی بررسی شده است. همچنین اقدامات و رفتارها و خصوصیات شخصیتی وی بر اساس نیازهای روان نژندی مورد تأکید هورنای تبیین گردیده است. بر اساس یافته های این پژوهش فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی و نیز نیاز به قدرت، استثمار، تحسین، موفقیت، جایگاه و منزلت اجتماعی، کمال گرایی و استقلال تبیین کننده رفتارها و اقدامات محمدعلی میرزا دولتشاه است.
۲۱۰.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی کسب و کارهای کوچک و متوسط استان های آذربایجان شرقی و غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف: تأمین مالی، رکن اصلی رشد و پایداری کسب وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) است که در ایجاد اشتغال، افزایش تولید ناخالص داخلی و نوآوری نقش کلیدی دارند و در استان های آذربایجان شرقی و غربی، با وجود پتانسیل هایی مانند موقعیت مرزی و مناطق آزاد تجاری، با چالش هایی نظیر فرآیندهای پیچیده اخذ وام، وثایق سنگین و نرخ بهره بالا مواجه اند. این پژوهش به شناسایی، تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر تأمین مالی SMEs در این استان ها می پردازد تا راهنمایی عملی برای سیاست گذاران ارائه دهد. روش شناسی: این مطالعه از روش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده کرد. در فاز کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ خبره (انتخاب هدفمند) و تحلیل مضمون با نرم افزار ژوپیتر نوت بوک عوامل اولیه را شناسایی کرد. در فاز کمی، داده های ۱۰۰ مدیر SME با تکنیک های DEMATELو DANP تحلیل شد. محاسبات با پایتون انجام و پایایی (آلفای کرونباخ ۰.۹۱۸) و روایی (تحلیل عاملی با ۶۹.۹ درصد واریانس) تأیید شد. نتایج و یافته ها: عوامل کلیدی شامل دسترسی به وام ها (وزن ۰.۰۷۶۶۰۲)، حمایت های دولتی (وزن ۰.۰۷۷۰۰۸) و اعتبار مالی (وزن ۰.۰۷۶۹۷۷) هستند. مولفه های مهم شامل برنامه تجاری دقیق و تجربه مدیریتی شناسایی شدند. پیشنهاد می شود با تسهیلات انعطاف پذیر و حمایت های هدفمند، دسترسی SMEs بهبود یابد. نوآوری پژوهش در استفاده از DEMATEL و DANP برای تحلیل روابط پیچیده در بستر خاص این استان هاست، ارائه چارچوبی عملی برای سیاست گذاری که می تواند الگویی برای سایر مناطق باشد.
۲۱۱.

بازاندیشی منظر شهری در پرتو شناخت شناسی مفاهیم ژیل کلمان: الگویی برای طراحی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
جهان معاصر با بحران های زیست محیطی، گسست های فرهنگی و چالش های شهرنشینی روبه رو است، از این رو بازاندیشی در طراحی منظر شهری به ضرورتی فلسفی، اخلاقی و عملی بدل شده است. رویکردهای سنتی طراحی منظر که عمدتاً بر کنترل و سلطه بر طبیعت استوارند، قادر به مواجهه با این تحولات نیستند. این پژوهش نقش مفاهیم کلیدی ژیل کلمان، از جمله «باغ در حرکت»، «باغ سیاره ای» و «منظر سوم» را در جهت گیری به سمت طراحی منظر شهری پایدار تحلیل می کند. مطالعه حاضر از روش تحقیق کیفی به همراه رویکردهای شناخت شناختی، تفسیری و نشانه شناسانه استفاده می کند. داده ها از طریق تحلیل محتوای آثار و نقاشی های کلمان، بررسی تاریخی تحولات منظر در فرانسه و تحلیل پروژه های اجراشده، شامل پارک آندره سیتروئن، باغ موزه ی کوی برانلی، پایگاه زیردریایی سن نازر و جزیره دربورانس جمع آوری شدند. یافته ها نشان می دهند که منظر در دیدگاه کلمان، فرایندی زنده و پویا است که بر هم زیستی انسان و طبیعت، پویایی اکولوژیکی و خلاقیت بازآفرینی فضاهای رهاشده تأکید دارد. درک این مفاهیم می تواند مبنای نظری و عملی برای طراحی منظر شهری پایدار باشد و همزمان پاسخگوی نیازهای عملکردی و ارزش های فرهنگی، زیبایی شناختی و اخلاقی باشد. شناخت شناسی مفاهیم کلمان می تواند در مواجهه با بحران های زیست محیطی معاصر به عنوان الگویی الهام بخش برای طراحی منظر شهری عمل کند .الگویی که با باززنده سازی زمین های رهاشده، تقویت زیرساخت های سبز، ارتقای آگاهی و مسئولیت پذیری اکولوژیکی، افق های نوینی برای برنامه ریزی شهری پایدار می گشاید.
۲۱۲.

بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه حمایت گری معلمان و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان دوره متوسطه انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دوره متوسطه شهر دیوانیه در سال تحصیلی 1404-1405 بودند. 382 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس پرسشنامه اضطراب امتحان (TAS، دریس کول،2007)، مقیاس حمایت اجتماعی (CASSS، مالکی و همکاران،2000) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASS، گرین و همکاران،2004) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل مسیر بود. شاخص های برازش نشان داد مدل نهایی از برازش نسبتاً مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته ها نشان داد که اثر مستقیم حمایت گری معلم و والدین با اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P) و اثر غیرمستقیم حمایت گری معلم و والدین نیز به واسطه ی خودکارآمدی تحصیلی بر اضطراب امتحان در دانش آموزان معنادار بود (01/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، میزان حمایت گری معلمان و والدین با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی می تواند اضطراب امتحان در دانش آموزان را تبیین کند.
۲۱۳.

The construction of spectacular religious-political rituals in Iran; A critical study

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
Background: Following the Islamic Revolution and the expansion of access to visual media, the use of this media in Shia rituals, such as religious gatherings ( hey’ats ), significantly increased. In recent years, a new form of Shia ritual, referred to as “public communities”, has emerged which organized by cultural institutions. These communities differ markedly from traditional Shia-Iranian rituals and have established a distinct communicative domain. Aims: This study aims to critically examine these events by identifying their constitutive components and analyzing the nature of their mediatization. Methodology: Three events held in the Iranian calendar year 1401 were analyzed using a qualitative content analysis approach. These Shia-revolutionary performative rituals are categorized into two main domains: the “Public construction of the ritual” and the “construction of the presence and positioning of the subject”. Their media representation is also shaped by two principal categories: the “transitionalization of the communication mode” and “ideological representation”. Findings: Our findings indicate that the organization and media representation of these events produce a spectacular pseudo-ritual that significantly diverges from traditional Shia rituals in Iran. Conclusion: These events have been organized and represented in ways that prioritize spectacle, visibility, and media populism, thus enabling a transformation in ritual structures and indicating a growing tendency toward mediatization in Iran.
۲۱۴.

تبیین پراکنش فضایی و گونه شناسی واکنش های شهروندان به جرائم و هنجارشکنی در فضاهای شهری بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش، در گام اول، ادراک متفاوت شهروندان از هنجارشکنی وجرم درفضای شهری را ارزیابی و در مرحله دوم، واکنش های شهروندان را گونه شناسی وتحلیل نموده و درگام سوم، به تبیین فضایی، اجتماعی و اقتصادی واکنش های گوناگون و معنی دار شهروندان در فضای شهری بندرعباس پرداخته است. روش تحقیق: این پژوهش، ماهیتا کاربردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و داده ها به روش پیمایشی (پرسشنامه محقق ساخت و نمونه گیری تصادفی دومرحله ای)، باحجم نمونه 407 واحد، گردآوری شده است. سپس با مدل های استنباط آماری ناپارامتریک (کروسکال والیس، کندال تائو سی، کندال تائو بی، کای دو، اسپیرمن، کولموگروف سمیرنوف و شاپیرو ویلک وجدول متقاطع) تحلیل وآزمون گردیده است. یافته ها: شهروندان در واکنش به 3 نوع تخلف (تخریب فضای سبز، ریختن زباله، تخریب تابلو و ایستگاه اتوبوس)، به میزان 60 تا 80 درصد«گزینه هیچ کاری یا صرفا تذکردادن» را انتخاب کردند. امادر واکنش به سه نوع جرم دیگر، از سبک به سنگین شامل: مزاحمت (واژه های زشت ومتلک)، مزاحمت (اوباش گری) و مزاحمت (دست درازی به خانواده ها) به ترتیب 38درصد، 10درصد و 4درصد شهروندان «گزینه های هیچ کاری یا فقط تذکر» را انتخاب نمودند. تحلیل رابطه سطح سواد وتحصیلات شهروندان، با واکنش آنها به مزاحمت متلک پرانی نشان داد، 52 درصد بی سوادان و صفردرصد تحصیلکردگان دکتری آماده درگیری (محدود یا کامل) بودند. شاخص آمادگی درگیری در مقابل مزاحمت متلک، در میان قشرخیلی پایین 70 درصد و  در میان قشرخیلی بالا 18 درصد بود. توزیع فضایی نوع واکنش شهروندان به پدیده اوباشگری و مزاحمت برای خانواده ها در محله های سطح خیلی پایین 82 درصد آمادگی درگیری کامل یا محدود و درمحله های سطح خیلی بالا، 10 درصد آمادگی درگیری کامل یا محدود بود. نتیجه نهایی نشان می دهد که متغیر های سواد، اشتغال، قشربندی، سطح محله، محل تولد، تبیین کننده نوع واکنش شهروندان (از چشم پوشی کامل تا درگیرشدن کامل) بوده است.
۲۱۵.

تاثیر هوش مصنوعی بر سیاست ورزی در ایران با تأکید بر پیامدهای آن بر توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش به بررسی تأثیرات پیچیده و چندوجهی هوش مصنوعی بر فرآیندهای سیاست ورزی و ساختار حکمرانی در ایران معاصر می پردازد. با ورود به عصر هوش مصنوعی، دولت ها با یک دوراهی بنیادین مواجه اند: استفاده از این فناوری برای بهینه سازی خدمات عمومی و افزایش کارآمدی، یا به کارگیری آن به عنوان ابزاری برای تشدید نظارت و کنترل اجتماعی. در زمینه خاص ایران، این دوراهی اهمیت مضاعفی می یابد. پرسش اصلی مقاله این است که بهره گیری از هوش مصنوعی در ساختار حکمرانی ایران، چگونه بر موازنه میان کارآمدی اداری-اقتصادی و تشدید سازوکارهای نظارت و کنترل اجتماعی تأثیر می گذارد؟ فرضیه این است که هوش مصنوعی در چارچوب نظام سیاسی ایران، بیش از آنکه به عنوان ابزاری برای بهینه سازی سیاست گذاری عمومی و افزایش شفافیت به کار گرفته شود، به مثابه یک «فناوری کنترل دولایه » عمل خواهد کرد. در لایه اول، گفتمان رسمی بر «حکمرانی هوشمند» و کارآمدی تأکید می کند، اما در لایه دوم و بنیادین، این فناوری به تقویت نظارت متمرکز، پیش بینی کنش های جمعی و خنثی سازی مخالفت ها پیش از وقوع منجر شده و در نهایت، به تحکیم ساختارهای قدرت موجود می انجامد. این مقاله استدلال می کند که کاربرد هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند مدیریت منابع، اقتصاد دیجیتال و امنیت شهری، به طور جدایی ناپذیری با پتانسیل آن برای ایجاد سامانه های رتبه بندی اجتماعی و پلیسی پیش بین گره خورده و مدل جدیدی از «اقتدارگرایی دیجیتال» را صورت بندی می کند.
۲۱۶.

تبیین نقش مؤلفه های اقتصاد تجربه بر رضایت، بازدید مجدد و توصیه به دیگران (مطالعهٔ موردی: موزه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
گردشگری موزه به منزله یکی از شاخه های گردشگری فرهنگی، نقش مؤثری در انتقال دانش، ارتقای تفریح فرهنگی و تقویت تفاهم بین فرهنگی ایفا می کند. در سال های اخیر، هم راستا با تحولات در انتظارات بازدیدکنندگان، موزه ها نیز به سوی تجربه محور شدن حرکت کرده اند؛ به گونه ای که امروزه در چهارچوب «اقتصاد تجربه»، بازدیدکنندگان به دنبال تجربیاتی معنادار، چندحسی و مشارکتی هستند. این تحول موجب شده موزه ها از فضاهایی صرفاً نمایش محور به مکان هایی تعاملی بدل شوند که در آن ها بازدیدکننده نقش فعالی در خلق تجربه دارد؛ به ویژه مفاهیمی همچون خلق مشترک، تعامل چندحسی و روایت پردازی، نقشی کلیدی در ارتقای تجربه بازدید، جلب مشارکت، و افزایش رضایت و وفاداری بازدیدکنندگان ایفا می کنند. این پژوهش با تمرکز بر موزه ملی ایران، به بررسی تأثیر سه مؤلفهٔ اصلی اقتصاد تجربه، شامل آموزش، سرگرمی و زیبایی شناسی، بر رضایت بازدیدکنندگان می پردازد و در ادامه، نقش رضایت را در قصد بازدید مجدد و توصیهٔ موزه به دیگران تحلیل می کند. این پژوهش جزو تحقیقات کمّی است و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه بهره گرفته شده است. داده ها به وسیلهٔ نرم افزار PLS تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که به جز یک فرضیه (تأثیر بازدید مجدد بر توصیه به دیگران) سایر فرضیه های پژوهش (آموزش بر رضایت؛ رضایت بر بازدید مجدد؛ رضایت بر توصیه به دیگران؛ زیبایی شناسی بر رضایت؛ سرگرمی بر رضایت) تأیید شدند. در پایان، پیشنهاداتی چون بهبود چیدمان فضا، استفاده از راهنمای صوتی با صداهای جذاب، و ارائهٔ تجربیات چندحسی مانند جلوه های بصری، لمسی و بویایی برای ارتقای تجربهٔ بازدید از موزهٔ ملی ایران ارائه شده است.
۲۱۷.

تحلیل شاخص های توسعه پایدار گردشگری شهری (مورد مطالعه: شهرستان میامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
این پژوهش با هدفِ تدوین و اولویت بندیِ راهبردهایِ عملی برایِ توسعهٔ پایدارِ گردشگری در شهرستانِ میامی، با بهره گیری از مدل هایِ تحلیلیِ SWOT و QSPM انجام شد. پژوهشِ حاضر کاربردی و از نظرِ روش، توصیفی تحلیلی است. داده هایِ موردِ نیاز از طریقِ مطالعاتِ کتابخانه ای، میدانی، مصاحبه با خبرگان و تکمیلِ ۵۰ پرسش نامه گردآوری شد. جامعهٔ آماریِ این پژوهش را متخصصان و کارشناسانِ حوزهٔ گردشگری و برنامه ریزیِ شهری، همراه با گردشگرانِ بازدیدکننده از شهرستانِ میامی تشکیل دادند. نمونه گیری به روشِ غیراحتمالیِ هدفمند و در دسترس برایِ گروهِ خبرگان و روشِ تصادفیِ ساده برایِ گردشگران انجام شد. ابزارِ پژوهش، پرسش نامه بود که رواییِ آن توسطِ پانلِ متخصصان و پایاییِ آن با محاسبهٔ ضریبِ آلفایِ کرونباخ (بالایِ ۰/۷) تأیید شد. بر اساسِ نتایجِ ماتریسِ ارزیابیِ عواملِ داخلی ( IFE ) و خارجی ( EFE )، امتیازِ نهاییِ عواملِ داخلی ۲/۹۷ و عواملِ خارجی ۳/۰۷ به دست آمد که نشان دهندهٔ موقعیتِ راهبردیِ تهاجمی رقابتی ( SO ) برایِ شهرستانِ میامی است. اولویت بندیِ نهاییِ راهبردها با تکنیکِ QSPM نشان داد که مهم ترینِ راهبردها به ترتیبِ اولویت عبارت اند از: ۱. تنوع بخشی و جلبِ سرمایه گذاریِ داخلی و خارجی در حوزهٔ گردشگری (با امتیازِ ۹۷/۳)؛ ۲. گسترشِ ارتباطات، تبلیغات و برگزاریِ همایش هایِ سراسری برایِ معرفیِ ظرفیت هایِ میامی (با امتیازِ ۵۶/۳)؛ ۳. برگزاریِ دوره هایِ آموزشی برایِ ارتقایِ مهارت هایِ نیرویِ انسانیِ محلی (با امتیازِ ۴۳/۳)؛ ۴. ارتقای فرهنگِ گردشگرپذیری در بینِ جوامعِ محلی (با امتیازِ ۴۲/۳). یافته ها تأکید می کند که توسعهٔ گردشگری در میامی در شرایطِ حاضر، نیازمندِ تمرکز بر اجرایِ راهبردهایِ اولویت دارِ شناسایی شده، به ویژه در محورهایِ تبلیغات، جذبِ سرمایه و توانمندسازیِ نیرویِ انسانی است.
۲۱۸.

مقتضیات مسئولیت عامل دارای هوش مصنوعی در پرتو حقوق کیفری و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۶
با توجه به پیشرفت های روزافزون در حوزه فناوری های نوین، در آینده نه چندان دور، هوش مصنوعی با عبور از سطح ضعیف به قوی، به مرتبه ای از تفکر، یادگیری و عملکرد خواهد رسید که می تواند نه صرفاً شبیه به انسان، بلکه هم پای او خودمختار و به نحوی پیش بینی ناپذیر عمل کند. چنین ظرفیتی این کنشگر نوظهور را، که از آن می توان تحت عنوان «عامل دارای هوش مصنوعی» یاد کرد، از ایراد ضرر به اشخاص به رغم خطاپذیری کمتر، مصون نمی سازد. بدین ترتیب، ضرورت تنظیم قواعد حقوقی پیرامون آسیب رسانی ازسوی این عامل ها، چالش مسئولیت پذیری آن ها در قبال ارتکاب جرم و ایراد خسارت را پیش روی ما قرار می دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر در پاسخ به مسئله فوق، با اتخاذ رویکرد تحلیلی و بر پایه مبانی و اصول حقوقی و تحولات ایجادشده درخصوص مسئولیت کیفری و مدنی، ضمن پرداختن به سه مؤلفه اساسی در مسئولیت، یعنی شخصیت قانونی، رفتار و وضعیت روانی، درنهایت به این نتیجه می رسد که با امکان پذیربودن اعطای شخصیت قانونی به عامل دارای هوش مصنوعی در کنار اشخاص حقیقی و حقوقی، مسئول شناختن آن به موجب ایراد خسارت با مانع جدی مواجه نبوده؛ اما درخصوص مسئولیت کیفری، به دلیل تردیدها در سرزنش پذیری این عامل ها، حکم به مسئولیت آن ها به موجب ارتکاب جرم همچنان با دشواری روبه روست.
۲۱۹.

مبنای مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، باید به یکی از مهم ترین چالش های آن، یعنی مسئولیت مدنی ناشی از عملکرد این سیستم ها، پاسخ داد و راهکارهای مناسبی ارائه کرد تا بتوان دو هدف «جبران خسارت» و «عدم ایجاد مانع در راه پیشرفت علم و فناوری» را به موازات پیش برد. در این مقاله، با مطالعه میان رشته ای و روش توصیفی تحلیلی، لزوم اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی اثبات شده است تا خسارات وارد شده به اشخاص به واسطه سیستم های هوشمند، با مبنایی مناسب و با در نظر گرفتن انواع سیستم های هوش مصنوعی و میزان خطر آن ها، جبران پذیر باشد؛ به طوری که برای سیستم های با خطر کمتر، مانند گوگل ترجمه، مبنای تقصیر و برای سیستم های پرخطر، مثل اتومبیل خودران، متاورس و ربات های انسان نما، مبنای خطر در نظر گرفته شده است. علاوه بر این دو مبنای سنتی، مبنای تحلیل اقتصادی نیز بررسی شده است. پس از اثبات شخصیت حقوقی سیستم های هوش مصنوعی، با مطالعه قوانین و رویه های موجود درباره خسارت های ایجاد شده ازطریق این سیستم ها، مشخص می شود که هریک از عوامل دخیل در این فناوری، از طراح و تولیدکننده تا مصرف کننده، مسئولیت دارند و میزان این مسئولیت، با توجه به ارزیابی گروه ناظر ذکر شده در «قانون هوش مصنوعی»، که اخیراً در اتحادیه اروپا تصویب شده است، با کیفیت بهتری ارزیابی می شود. برحسب مباحث ذکر شده، پیشنهاداتی نیز در راستای قانون گذاری ارائه شده است.
۲۲۰.

رویکرد نظام های حقوقی اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران در تنظیم گری صرافی های رمزارز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۰
پیدایش و توسعه پرشتاب رمزارزها وجود نهادهایی با عنوان صرافی های رمزارز را، که هدف نخستین و اساسی آن سامان بخشیدن به معاملات این حوزه است، ناگزیر ساخته است. در کشورهای پرشماری، این صرافی ها کنشگری وسیعی داشته و به بازارگاه های اصلی دنیای رمزارزها با گردش مالی عظیمی مبدل شده اند . پژوهش فرارو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی با استفاده از ابزار کتابخانه و اینترنت، به تحلیل حقوقی صرافی های رمزارز از حیث نحوه تأسیس، چگونگی فعالیت و کیفیت مسئولیت ، در نظام های حقوقی منتخب (اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و ایران) پرداخته است و از این رهگذر، با بهره گیری از تجارب کشورهای پیشرو، به تبیین کاستی های نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته و راهکارهایی را برای ارتقا و نضج حقوقی صرافی های رمزارز پیشنهاد داده و درمجموع، به این نتیجه رسیده است که در ایران، تاکنون مقررات خاصی که به طور مستقیم به موضوع صرافی های رمزارز بپردازد تدوین نشده است. این خلأ قانونی در مورد نحوه تأسیس و اخذ مجوز صرافی های رمزارز بسیار ملموس تر است. درخصوص نحوه فعالیت صرافی ها در ایران، برخی دستورالعمل ها صادر شده است که عمدتاً به طور غیرمستقیم ولی مبسوط به نحوه فعالیت آنان مرتبط می شود. به نظر می رسد قوانین کنونی کشور، مسئولیت های صرافی های رمزارز را به طور کامل پوشش نمی دهند. با وجود این که مسئولیت های اداری آن ها براساس مقررات جدید و مسئولیت های کیفری شان طبق قوانین عمومی جزایی مشخص شده، حمایت از مصرف کننده و تعیین مسئولیت های مدنی این صرافی ها در قبال کاربران، تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان