فرهنگ مشاوره و روان درمانی
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال 17 بهار 1405 شماره 65 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چالش ها و تسهیلگرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار بود و به این منظور از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده شد. گردآوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده توسط پژوهشگر به دست آمد. نمونه گیری به صورت هدفمند ملاکی و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی بوده و شرکت کنندگان واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند. نتایج تحقیق در قالب 72 مضمون فرعی و 14 مضمون اصلی مشخص شد که نومشاوران با چالش هایی از قبیل چالش های مؤسسات مرتبط با حرفه، چالش های عملکردی ناشی از ناپختگی شغلی، چالش های روانشناختی در شروع کار و چالش وابسته کردن خودارزیابی به تأیید دیگران روبه رو بودند و در این گذار عواملی چون رهنمود اساتید، تسهیلگرهای دانشگاهی، بایسته های کنش یار آغازین، تعامل با همتایان حرفه ای، مولفه های فردی رشددهنده، مؤلفه های اکتسابی رشددهنده در حرفه ای شدن، بهبود فزاینده دانش و مهارت، تجربه گری شغلی، لزوم پایستگی تخصصی برای حرفه ای بودن و کاربست حرفه مشاوره در زندگی برای رشد هویت حرفه ای این نومشاوران کمک کننده بود.
نقش روان درمانی با رویکرد قرآنی بر بهبود افسردگی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالش های مهم در حیطه سلامت روان محسوب می شود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخاب شده خانم 60 ساله ی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانه دار بود که به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنه ی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاس های مذکور در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پس آزمون به نسبت پیش آزمون کاهش قابل توجهی داشته و پس از پیگیری یک ماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که روان درمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.
واکاوی مؤلفه های پنهان در فروپاشی ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی «بی ثباتی زناشویی »زوجین در شهر ایلام است. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری « نظریه زمینه ای» است. در این مطالعه،24 نفر از مشارکت-کنندگان مذکور با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نظر براساس مصاحبه عمیق، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد، «شاخص های بی ثباتی» در ابعاد شناختی، رفتاری، عاطفی و زمانی (طول مدت زناشویی) متأثر از «موجبات علی» ازجمله؛ شناخت سطحی،کجروی اخلاقی و رفتاری، رویکرد قهری زوجین، ضعف مهارت های حل مسئله وناهمسانی همسران بوده است. در ابعاد« زمینه ای و بسترها»، یافته ها نشان می دهد، بی ثباتیِ زناشویی، متأثرازعلل واگرایی ساختاری، شکاف نسلی، نامتوازن بودن دوران گذار، دگرگونی نقش ها، ارزش ها و جامعه پذیری ناقصِ زوجین است. در بعد «استراتژی ها » بی ثباتیِ زناشویی به نقش سکوت و مدارا، احساس حقارت و مقابله، خشونت و انتقام و گرایش به طلاق می توان اشاره کرد. درنتیجه؛ «پیامدهای» این بی ثباتی شامل تشدید احساس حقارت و سرخوردگی، دگرگونی و ناکارآمدی ارزش های خانواده، بحران هویت و نا امنیِ اخلاقی است. در نهایت «راهکارهایی» ازجمله؛ بسترسازی و تقویت مراکز فرهنگ ساز، ارتقاء الگوهای مهارت های زناشویی و تقویت نظارت، درمان مراکزمشاوره برای کاهش ناپایداریِ زناشویی پیشنهاد شده است.
مؤلفه های سبک مقابله معنوی مثبت بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استرس بخش غیرقابل اجتنابی از زندگی انسان است و نحوه صحیح مقابله با آن، می تواند به سلامت جسمی و روانی فرد منجر شود. دعای هفتم صحیفه سجادیه، یکی از منابع ارزشمندی است که راهکارهایی دقیق برای تسکین زخم های ناشی از حوادث سخت در آن ترسیم شده است؛ لذا این پژوهش با استفاده از ترکیب روش تحلیل شبکه مضامین و روش توصیفی زمینه یابی، به استخراج مؤلفه های مقابله معنوی مثبت با تمرکز بر دعای هفتم صحیفه سجادیه می پردازد. یافته ها نشان می دهد مقابله معنوی مثبت، شامل پنج مضمون فراگیرِ بینش و اقرار در پیشگاه پروردگار، بازسازی شناختی- معنوی، اتصال معنوی، کشف و درک معنا و بازگشت هدفمند به زندگی است. این پنج مضمون پایه، لایه های روان شناختی مشکل ادراک شده را از بینش تا عمل در بر می گیرد. بینش نسبت به عدم پاسخگویی نظام مقابله ای اولیه و نقص در عملکرد و اقرار به آن، گشودگی شناختی در مرحله بازسازی شناختی - معنوی و هشیاری نسبت به خود حقیقی، خدای واقعی،هستی و پنداره زدایی از مبدأ، اتصال معنوی سبب بازسازی نظام پردازشگر و توسعه وجودی، کشف و درک معنا موجب برقراری ارتباط عمیق با معنای درست ضربه و تنظیم هیجانی و در نهایت بازگشت هدفمند به زندگی سبب بازسازی عمل فرد شده و بدین وسیله، در گذر از این مراحل، دعا مخاطب خود را در مقابله با دشواری های زندگی یاری می رساند.
نگارش تأملی به مثابه ابزار پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی در مواجهه با بحران های بشری: مطالعه موردی جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی نقش نوشتار تأملی در پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی دانشجویان ایرانی در مواجهه با بحران بشری جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل انجام شده است. با بهره گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA)، تجربه ی زیسته ی ۱۴ دانشجوی مقاطع مختلف علوم انسانی و روان شناسی از طریق نوشتارهای تأملی تحلیل گردید. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شد که ابعاد هیجانی، شناختی، اجتماعی، معنایی و عملکردی مواجهه با جنگ را بازتاب می دهند. یافته ها نشان داد که نوشتار تأملی نقشی مؤثر در تخلیه هیجانی، معنا بخشی به تجربه، نظم دهی ذهنی و بازسازی هویت پس از بحران ایفا کرده است. هم چنین، ابعاد مختلف یادگیری انتقادی از جمله خودآگاهی وجودی، تحلیل اجتماعی، مسئولیت پذیری جمعی و بلوغ هیجانی در نوشتارها قابل ردیابی بود. تفاوت های فردی و فرهنگی مشارکت کنندگان، به ویژه در زمینه تحصیلات، جنسیت، تجربه زیسته و باورهای دینی، بر نوع واکنش و سطح تحلیل تأثیرگذار بوده اند. این مطالعه تأکید می کند که نوشتار تأملی می تواند ابزاری مؤثر برای مواجهه با بحران های انسانی، تقویت سلامت روانی و ارتقاء بینش انتقادی در محیط های آموزشی باشد.
نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی با پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد بود که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره صلاحیت دار مراجعه می کردند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مقیاس مثلث سازی یوسفی و بهرامی (1394)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2002) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو-20 (1994) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری به روش همزمان استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد. در نتیجه با افزایش مثلث سازی، ناگویی خلقی افزایش و در نهایت منجر به افزایش پریشانی روانشناختی و پیشروی بیشتر به سمت طلاق می شود. بنابراین پیشنهاد شد که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در حین طلاق، بر روی کاهش مثلث سازی و ناگویی خلقی آن ها تمرکز شود.
تدوین بسته روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته روانی- آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری به منظور بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به روش دلفی و بخش کمی یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه پژوهش بخش کیفی کلیه متخصصان خبره در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره زنجان بود که 50 زوج که نمرات شان در پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه کوان و آرچر (2003) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسه دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بسته تدوین شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته ها حاکی از آن بود که بسته تدوین شده توانسته کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحله پیگیری نیز معنی دار بود. نتایج حاکی از آن است که بسته تدوین شده می تواند در بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.
اثربخشی درمان تک جلسه ای (SST) بر خودکارآمدی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی اثر روان درمانی تک جلسه ای بر خودکارآمدی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود که در نیمسال اول سال تحصیلی 1401-1402 مشغول به تحصیل بودند. جهت غربالگری اولیه، دانشجویان با توجه به ملاک های ورود، به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس 18 نفر آنها به صورت تصادفی ساده انتخاب و در ادامه نیز به صورت تصادفی در دو گروه 9 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه اشتیاق تحصیلی و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES) انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از جدول، میانگین، انحراف استاندارد، آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری، آزمون لون و ام باکس استفاده شد. همچنین در کلیه ی مراحل، تحلیل داده های آماری با استفاده از نرم افزار 26-SPSS انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که درمان تک جلسه ای در افزایش خودکارآمدی تحصیلی و ابعاد شناختی و رفتاری اشتیاق تحصیلی موثر بوده است و در بعد عاطفی اشتیاق تحصیلی، تفاوت معناداری میان گروه گواه و آزمایش مشاهده نشد. بنابر نتایج پژوهش، درمان تک جلسه ای به عنوان یک رویکرد نو می تواند نقش موثری در بهبود متغیرهای مرتبط با تحصیل دانشجویان داشته باشد. پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی اثربخشی درمان تک جلسه ای بر متغیرهای دیگری نیز بررسی شود و مراکز مشاوره دانشگاهی، خدمات مشاوره و درمان تک جلسه ای را به عنوان یک روش سریع و آسان به لحاظ دسترسی در ارائه خدمات روانشناختی در نظر بگیرند.
حمایت اجتماعی و سلامت روان: مطالعه ای در میان نابینایان و کم بینایان شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت روان نابینایان و کم بینایان، به وضعیت عمومی و عاطفی اشاره دارد که فرد را به واسطه آسیب بینایی در معرض افزایش استرس و اضطراب، احساس تنهایی و احساس ناتوانی قرار می دهد. در این شرایط، برخورداری از حمایت های اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین تعیین کننده های اجتماعی سلامت روان به شمار می رود. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان نابینایان و کم بینایان شهر کاشان است. روش این پژوهش از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن شامل اعضای جامعه نابینایان و کم بینایان شهر کاشان (برابر با 652 نفر) است، که از این میان تعداد 211 نفر به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شده اند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد که بین متغیرهای «حمایت خانواده»، «حمایت دوستان»، «حمایت دیگران مهم» و «حمایت اجتماعی (مجموع ابعاد)» با متغیر «سلامت روان» ارتباط مستقیمی در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیره رگرسیونی، بیان گر تأثیر مستقیم «حمایت دوستان»، «حمایت خانواده» و «حمایت دیگران مهم» بر متغیر سلامت روان بود که به طور کلی توانسته اند 34 درصد از واریانس مغیر وابسته را تبیین نمایند. به علاوه، نتایج مدل یابی معادله ساختاری واریانس محور بیان گر آن است که حجم اثر متغیر «حمایت دوستان» در حد متوسط و سایر متغیرها در حد کم است. در مجموع، توان پیش بینی کنندگی مدل در سطح متوسط ارزیابی شده است. این مقاله با ارائه پیشنهادهایی جهت تقویت حمایت های اجتماعی از نابینایان و کم بینایان و نیز ارتقاء سطح سلامت روان آن ها به پایان می رسد.
اثربخشی درمان مبتنی بر مرگ اندیشی بر سبک زندگی و اضطرب مرگ در زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ اندیشی بر سبک زندگی و اضطراب مرگ در زندانیان صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری موردمطالعه دراین پژوهش، مردان زندانی در واحد3 مشاوره زندان مرکزی شهر مشهد (825 نفر) بودند. از میان آن ها 24نفر که ملاک های ورود را دارا بودند، به صورت دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی(12نفر درگروه آزمایش و 12نفر درگروه کنترل) گمارده شدند و در پایان مداخله، داده های 24 نفر مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی لعلی و همکاران (1390) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1996)، به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. هردو گروه آزمایش و کنترل پرسشنامه های مذکور را به عنوان پیش آزمون، تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 16جلسه تحت درمان الگوی مداخله ای ارائه شده قرارگرفتند. اما گروه کنترل درطول دوره پژوهش، الگوی مداخله ای را دریافت نکرد. سپس هردو گروه پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل و درنهایت، داده های پژوهش بااستفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد، مداخله درمانی مبتنی بر مرگ اندیشی موجب بهبود سبک زندگی وهمچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ زندانیان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پس آزمون تا مرحله پیگیری شده است؛ بنابراین، باتوجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت، مرگ اندیشی منجر به بهبود سبک زندگی و همچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ در زندانیان می شود.