ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۵۸٬۹۰۲ مورد.
۷۸۱.

ارزیابی طرح علامه مصباح یزدی در تعیین حاکمان از منظر نظام های انتخاباتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۴
طرح اولیه علامه مصباح برای تعیین حاکمان در نظام مبتنی بر مردم سالاری دینی که بر دو محور تخصص و عدالت سامان یافته، طرحی نو در شاکله بخشی به نظام انتخاباتی برپایه شریعت است. با توجه به ساختار فعلی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، این طرح چالش های حقوقی را در مقام اجرا به ذهن متبادر می کند که نیازمند الزامات حقوقی است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی امتیازات و الزامات حقوقی طرح علامه مصباح یزدی با توجه به اصول قانون اساسی و قوانین عادی در معیارهای تعیین حاکمان و معیارهای مطلوب نظام انتخاباتی، و نیز امکان سنجی اجرای طرح در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که باتوجه به رویکرد فقهی قانون اساسی ایران، این طرح با مبانی نظام جمهوری اسلامی سازگار بوده و برخی از کاستی های نظام های انتخاباتی رایج در دنیا را ندارد. همچنین این طرح افزون بر ویژگی های برجسته و امتیازاتی که دارد، الزامات حقوقی مانند تغییر در برخی از قوانین، توجه به اقلیت های دینی و نظایر آن را می طلبد که در پاسخ به چالش های طرح و در مرحله اجرا لازم می آیند.
۷۸۲.

مراتب عقلانیت حضرت زینب (س) در بازسازی تربیت دینی جامعه اسلامی پس از کربلا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
واقعه کربلا، نه تنها فاجعه ای تاریخی، بلکه نقطه عطفی در تبیین عقلانیت دینی، مسئولیت اجتماعی و بازسازی تربیت ایمانی در جهان اسلام است. حضرت زینب(س) پس از شهادت امام حسین(ع) با ایراد خطبه هایی بلیغ، رفتار خردمندانه و کنشگری فعال در برابر ظلم، الگویی بی بدیل از عقلانیت عملی، تربیتی، سیاسی و تفسیری ارائه داد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع قرآنی، روایات معتبر و تحلیل تطبیقی شخصیت حضرت زینب(س) با زنان برجسته اهل بیت(س)، به بررسی مراتب عقلانیت ایشان می پردازد. این پژوهش، با رویکرد میان رشته ای و استفاده از روش های تفسیری، فلسفی و گفتمان شناختی، عقلانیت حضرت زینب(س) را در سه بُعد گفتاری احتجاجی، رفتاری تدبیری و گرایشی ایمانی طبقه بندی کرده است. نتایج نشان داد که این الگو می تواند در تربیت نسل دختران مسلمان و ارتقای عقل دینی در نظام آموزشی حوزه های علمیه به کار رود.
۷۸۳.

"استقراء جدید" علیه رئالیسم علمی و همتای آن در حوزه فلسفه: ارزیابی پاسخ میزراحی به استقرای بدبینانه استنفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۶
طبق استدلال کایل استنفورد علیه رئالیسم علمی، مشهور به "استقراء جدید"، دانشمندان پیشین عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های علمی منتخب خود بوده اند، و لذا دانشمندان کنونی نیز عاجز از تصوّر بدیل های نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های علمی کنونی (که حاصل غفلت از چنین بدیل هایی اند) قابل باور نیستند. موتی میزراحی در پاسخ به استنفورد استدلال می کند که چون این رویکرد عیناً قابل تعمیم به فلاسفه و نظریه های فلسفی نیز می باشد، استدلال استنفورد خودمبطل است. زیرا به موازات مسئله بدیل های تصوّرنشده مسئله مشابهی نیز در حوزه فلسفه خواهدبود به نام "ایرادهای تصوّرنشده": فلاسفه پیشین عاجز از تصوّر ایرادهای مُهلِک نظریه های فلسفی منتخب خود بوده اند، و لذا فلاسفه کنونی نیز عاجز از تصور ایرادات مُهلِک نظریه های خود هستند. بنابراین، نظریه های فلسفی کنونی (که حاصل غفلت از چنین ایراداتی اند) قابل باور نیستند. پس، استدلال استنفورد نیز، که یک دیدگاه فلسفی است، قابل باور نمی باشد. در این مقاله، ضمن تبیین استراتژی میزراحی، به بررسی و ارزیابی انسجام و کارآمدی چنین استراتژی می پردازیم. هدف ما ارزیابی این است که آیا پاسخ میزراحی حقیقتاً می تواند در مقابل نقدهای احتمالی دوام آورده و به نحو قابل قبولی استدلال استنفورد علیه رئالیسم علمی را متوقف سازد؟ استدلالات و نتایج این پژوهش از پاسخ مثبت به چنین سوالی پشتیبانی می نمایند.
۷۸۴.

کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۵
در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشه انحصارگرایی در حوزه حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول گرایی و بیش از همه با نظریه کثرت گرایی؛ و نکته قابل تامّل آن که انحصار گرایی و شمول گرایی در طول نظریه کثرت گرایی اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانه متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان ها دارای مراتب و ظرفیت های مختلف اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت گرایانه که ذومراتبی است مواجه می شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می کند و نشان می دهد که در نگاه کثرت گرایی ذومراتبی شمس، رهیافت های ادیان در مواجهه با حقیقت غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت ماهوی دارد.
۷۸۵.

مطالعه مؤلفه های پُست مدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلم های شیرین و فروشنده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۶
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پست مدرنیسم نتایج و المان هایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز به عنوان رسانه ای پویا در جهان متأثر از مؤلفه های پست مدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پست مدرن با مؤلفه هایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایت ها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفه های پست مدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر می رسد. ازاین روی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریه پردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمع آوری شده است. به منظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده اند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفه های پست مدرن به طور بارز در آثار فیلم سازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آن ها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوش کردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعال سازی ذهن مخاطب برای مطالبه گری است. این یافته ها نشان می دهد که سینمای معاصر ایران به طور فعال درگیر گفتمان های جهانی است و مؤلفه های پست مدرن را نه تنها در محتوا بلکه در فرم های روایی نیز بازتولید می کند.
۷۸۷.

الگوهای سکونت و معیشت در خانه های تاریخی نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه های گوناگون معیشت، نقش های متنوعی برای خانه رقم می زدند؛ به گونه ای که خانه ها به مثابه مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه های زیستی و معیشتی در خانه های تاریخی نجف آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی این خانه ها پرداخته است.  برای فهم دقیق تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف آباد در زمان شکل گیری این خانه ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی با افرادی که تجربه زیستن در این خانه ها را داشتند، فعالیت های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه گیری: خانه های تاریخی بررسی شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه نشین و اعیان نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.
۷۸۸.

The Myth of AI, The Future of Human Intelligence, and The Role of Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۶
In this essay, I argue (i) for the thesis I call dignitarian neo-luddism with respect to digital technology, which says not all digital technology is bad and wrong, but instead all and only the digital technology that harms and oppresses ordinary people (i.e., people other than digital technocrats), by either failing to respect our human dignity sufficiently or by outright violating our human dignity, is bad and wrong, and therefore all and only this bad and wrong digital technology should be rejected but not—except in extreme cases of digital technology whose coercive use is actually violently harming and oppressing ordinary people, for example, digitally-driven weapons or weapons-systems being used for mass destruction or mass murder—destroyed, rather only either simply refused, non-violently dismantled, or radically transformed into its moral opposite, also (ii) that the members of what I call “the military-industrial-digital complex” are systematically harming and oppressing ordinary people like us by not only enabling but also effectively mandating our excessive use of and addiction to digital technology, which in turn systematically undermines our innate capacities for thinking, caring, and acting for ourselves, and therefore undermines our human real personhood, and thereby violates our human dignity—therefore, we ought to ban all giant AI experiments and LLM/chatbot technology while they are still in their infancy, just as we ought to have banned all atomic bomb experiments and nuclear weapons technology while they were still in their infancy.
۷۸۹.

Examining the Einstein-Bergson Controversy about Time Considering the Time-Energy Uncertainty Principle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۴
This paper revisits the famous 1922 debate between Einstein and Bergson on the nature of time, outlining its central philosophical and scientific points of contention and re-evaluating them in light of developments in quantum physics. Einstein’s conception of time is that of an objective, measurable, and relative dimension within a static four-dimensional “block universe.” In contrast, Bergson conceives of time (durée) as a qualitative, continuous, and creative flow of consciousness that resists reduction to quantitative measurement. The emergence of quantum mechanics, particularly the Heisenberg time–energy uncertainty principle, introduces new complexities that challenge this dichotomy. Quantum features of time, such as intrinsic uncertainty, the indeterminacy of precise moments, and the relational role of the observer, undermine the deterministic framework of classical and relativistic physics and appear, at least superficially, to resonate with Bergson’s critique of spatialized, discrete conceptions of time. However, a closer examination reveals that quantum time remains a quantitative, physical construct distinct from Bergson’s qualitative durée. Drawing upon modern theories such as loop quantum gravity (as articulated by Carlo Rovelli and Lee Smolin) and the insights of contemporary philosophers, this study argues that neither a purely physical nor a purely philosophical approach can, in isolation, account for the multifaceted nature of time. Rather, a comprehensive understanding requires a synthesis of both, recognizing them as complementary perspectives on a single underlying reality.
۷۹۰.

Syntactic Complexity in Professional Architectural Discourse: Insights from Native and Non-native English Speakers' Texts(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
This study investigates the syntactic differences between texts authored by native (NES) and non-native English-speaking (NNES) professional architects on ArchDaily, the world's most visited architecture website. We focused on established indices of syntactic complexity hypothesized to differentiate between first-language (L1) and second-language (L2) writing. The corpus consisted of randomly selected texts on residential architecture by Iranian and British architects. Data analysis was conducted using Coh-Metrix Core Desktop Beta (2023), with results processed in SPSS. Preliminary MANOVA analysis revealed significant differences in the mean scores of the two groups, and follow-up analyses indicated that syntactic complexity indices, including left-embeddedness, minimal edit distance for words, and the number of modifiers per noun phrase, exhibited medium to large effect sizes in distinguishing the texts. Additionally, among the syntactic density indices, agentless passive voice, negation, gerund, and noun phrase density were most effective in differentiating native from non-native compositions. The findings revealed that while both NES and NNES architects demonstrate sophisticated writing skills, they exhibit distinct patterns of syntactic complexity in their professional discourse. NES architects tend towards richer modification and a more cohesive flow, while NNES architects lean towards longer, denser sentences. These differences, influenced by both linguistic proficiency and discourse-specific conventions, highlight the need for continued attention to clarity and readability in architectural communication and underscore the importance of considering both linguistic proficiency and discourse-semantic motivations when analyzing syntactic complexity in professional writing.
۷۹۱.

تحلیل گفتمان سیمای زنان شرقی در اشعار بونین و بازنمایی آن ها در قالب زنان عامه، نمادین و اسطوره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سال های نخست سده بیستم می پردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهن الگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیل ها نشان می دهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطوره سرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسه انگیز و قدرتمند توصیف شده اند و حضورشان با طبیعت و جهان پیرامون پیوندی عمیق دارد. تصاویر زنان شامل ترکیبی از الگوهای دینی، اسطوره ای و اروتیک-قوم نگارانه است که در اشعار بونین همچون «خدای نیمروز»، «کنار کلبه های سیاه نوبی»، «البرز»، «گل های محمدی شیراز»، «ایشتار»، «ایزدبانو»، «افسون»، «کنیز»، «در بیشه زار های اوروولا»، «زنِ عزیز»، «فسکا»، «با میمون»، «در بازار نوبه»، «عروس» و غیره مشاهده می شود. روش پژوهش، تحلیل متنی و تطبیقی است که با تمرکز بر واژه ها، تصاویر و سبک توصیف زن، نقش اسطوره و نماد را در فضا و معنا بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که حضور زن در این اشعار فراتر از زیبایی جسمانی است و او را به نمادی از اسطوره، نیروی محرک زندگی و پیچیدگی های انسانی تبدیل می کند. بازنمایی زنان، هم در سطح کهن الگو و هم در سطح زنان عامه، حامل پیام های فرهنگی، تاریخی و بین فرهنگی است و نشان دهنده تعامل میان اسطوره، نماد و واقعیت اجتماعی در شعر بونین است. این مطالعه تأکید می کند که شعر بونین، با تلفیق زیبایی شناسی، روایت نمادین و عناصر اسطوره ای، تصویری چندلایه و پویا از زن ارائه می دهد که همزمان با طبیعت و جهان پیرامون هماهنگ است.
۷۹۲.

Exploring responses to cybercrime in South Africa: The South African Police Services (SAPS) perspectives

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۴
Background: The rapid development of technology and computing has significantly impacted modern societies, leading to increased opportunities for wealth creation and, inversely, transactional offending. Cybercrimes are increasing and have become a major threat to nations, governments, businesses, and individuals, resulting in financial losses, reputational damage, and personal information data breaches. Aims: This study explores how the South African Police Service (SAPS) responds to and combats cybercrimes. Methodology: This research was conducted in Durban, KwaZulu-Natal. The study adopted the qualitative research approach and the phenomenological research design, according to which interpretive and constructivist qualitative research paradigms were deemed appropriate. Data was collected through in-depth interviews using semi-structured interviews, with a sample of 17 participants purposively drawn from the Directorate for Priority Crime Investigation (DPCI) and the Commercial Crimes Unit (CCI) of the South African Police Service (SAPS). The theoretical orientation that guided the study is the Structural Functionalism Theory. Data were analyzed using thematic analysis. Findings: The study revealed that South Africa has been experiencing an increase in cybercrimes. However, has introduced laws and security strategies, such as the Cybercrime and Cybersecurity Bill of 2017, to respond to cybercrimes. However, these are argued to be not adapting fast enough to the constantly changing technological environment. Conclusion: Although limited, there are Police forensic experts in the field who can respond to cybercrimes. The study emphasizes the need for collaboration among all stakeholders, including prosecutors, the judiciary, private security agencies, CSPs, and ISPs, to effectively tackle cybercrimes.
۷۹۳.

مساعدت در خودکشی در حقوق کیفری ایران و افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۳
هرچند در قانون مجازات اسلامی، خودکشی از حرام انگاری به جرم انگاری مُبدل نشده است، لکن خطیر بودنِ رفتار مذکور قانون گذار ایرانی را مُجاب کرد که برای نخستین بار در قانون جرائم رایانه ای مساعدت در خودکشی را، نه در قالب معاونت در جرم، بلکه تحت عنوان مجرمانه مستقل جرم انگاری کند. در همین راستا، با پیشرفت بزه دیده شناسیِ حمایتی و توجه به مقوله «بزه دیدگان بالقوه»، بار دیگر مقنن در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، این رفتار را فراتر از فضای مجازی یا به تعبیری، سامانه های رایانه ای، مخابراتی و حامل های داده، در فضای واقعی نیز قابل مجازات دانسته است. اهمیت این موضوع در کود جزا افغانستان نیز مشخص است؛ آنجا که قانون گذار افغان، به عنوان یک قاعده کلی و بدون تفکیک بین فضای واقعی و مجازی از یک سو و اطفال و نوجوانان از سایر رده های سنی از سوی دیگر، با توجه به میزان صدمه وارده بر مساعدت شونده، به پیش بینی مجازات های پلکانی پرداخته است. بر این اساس، نوشتار حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به دنبال آن است که با مقایسه جرم انگاری مساعدت در خودکشی در قوانین جزایی ایران و کود جزا افغانستان، به مقایسه تشابهات و تفاوت های این قوانین پرداخته و در صورت وجود اشکالات تقنینی، به ارائه پیشنهادهای اصلاحی بپردازد؛ پیشنهادهایی نظیر جرم انگاری مساعدت در خودکشیِ جوانان و سنین بالاتر در فضای واقعی در قوانین جزایی ایران که اکنون فاقد عنوان مجرمانه است.
۷۹۴.

تحلیل فضایی نوسازی مسکن در بافت فرسوده شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
  نوسازی مسکن یکی از راهبردهای مهم در بازآفرینی بافت های ناکارآمد (فرسوده) شهری است. در همین راستا در دهه های اخیر انواع سیاست ها جهت تشویق مردم به نوسازی پیگیری شده است. شناسایی روابط فضایی ابنیه نوسازی شده در پهنه بافت فرسوده در کنار متغیرهای تأثیرگذار بر آن و همچنین پیش بینی نوسازی، از اهمیت بالایی برخوردار است و هدف این پژوهش را شکل می دهد؛ از این رو در این پژوهش در مرحله اول با کمک شاخص موران و آماره گتیس- اردجی روابط فضایی نوسازی انجام شده مورد بررسی قرار گرفته و در مرحله بعد با به کارگیری متغیرهای اجتماعی-اقتصادی و کالبدی، متغیرهای تأثیرگذار بر نوسازی مسکن با رگرسیون لجستیک تحلیل و احتمال نوسازی مسکن در واحد بلوک به صورت فضایی ارائه شده است. نتایج نشان می دهد که نوسازی مسکن در بوشهر به صورت خوشه ای در محلات و بلوک هایی خاصی نسبت به سایر محلات متمرکز می باشد و نحوه تملک و تعداد واحدهای غیرآپارتمانی بیشترین سطح معنی داری را دارد. همچنین رابطه مثبتی با نوسازی داشته و سایر متغیرها مانند: نزدیکی به مرکز شهر، میانگین طبقات و میانگین دسترسی قطعات به معبر در واحد بلوک بیشترین تأثیرگذاری را داشته و برخلاف آن، متغیرهایی چون؛ نرخ باسوادی در واحد بلوک، نرخ اشتغال و درصد ابنیه فرسوده در بلوک و خانوار در واحد مسکونی در سطح بلوک، کمترین سطح معناداری و اهمیت را در نوسازی مسکن در محدوده مورد نظر داشته است؛ از این رو احتمال نوسازی در محلات؛ سنگی، عاشوری، هزار دستگاه، چهارصد دستگاه، دواس و خواجه ها بیشتر از سایر محلات می باشد.
۷۹۵.

ردیابی و تحلیل همدیدی بارش سنگین فراگیر در شمال غرب ایران (مطالعه موردی: 2 فوریه 1988)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: بارش های شدید همه ساله منجر به ایجاد سیلاب های سنگین و غیرقابل پیش بینی در جهان و ایران می شوند که خسارت های شدید مالی و جانی را به ارمغان می آورند. هدف از مقاله حاضر، بررسی سینوپتیک بارش سنگین و فراگیر منطقه شمال غرب ایران در تاریخ 2 فوریه سال 1988 است. روش شناسی: ابتدا مقدار بارش سنگین رخ داده به وسیله ایستگاه های زمینی شمال غرب ایران شناسایی شدند و با دریافت داده های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن ها، عوامل کلیدی جهت ریزش بارش سنگین و فراگیر مشخص گردید. در ادامه از نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، سرعت باد و ضخامت در تراز 500 هکتوپاسکال برای روزهای 31 ژانویه الی 2 فوریه سال 1988 استفاده شد. نتایج و یافته ها: نقشه های جوی بارش سنگین و فراگیر 2 فوریه سال 1988 منطقه شمال غرب ایران، حاکی از استقرار سامانه پرفشار سیبری در شمال کشور ایران و نفوذ سامانه کم فشار حرارتی مهاجر اروپایی در شمال غرب محدوده موردمطالعه در تراز 500 هکتوپاسکال است که با ایجاد گرادیان شدید فشار، صعود هوای گرم هم زمان با انتقال رطوبت از منابع آبی گرم پیرامون ازجمله دریاهای سیاه و مدیترانه نقش کلیدی درشدت و توزیع بارش شدید منطقه موردنظر داشته اند. در سطوح فوقانی جو نیز با تشکیل بلاکینگ های امگایی شکل و رکس، ایجاد فرود عمیق مدیترانه ای حاصل از این سیستم های بندالی که با قرارگیری محدوده موردمطالعه در مقابل محور ناوه موجود به همراه فرا رفت هوای بسیار گرم و مرطوب، موجب تداوم بارندگی سنگین و فراگیر 2 فوریه منطقه شمال غرب ایران شده است.
۷۹۶.

Evaluating Cybersecurity Risks in IoT-Enabled Retail: A Hybrid Pythagorean Fuzzy-SWARA–ARTASI Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
Objective : This study aims to identify and prioritize cybersecurity risks associated with IoT applications in the retail sector, an area critical to digital transformation and operational resilience. Given the challenges managers face in evaluating threats under uncertainty, the study introduces a novel methodological framework to enhance risk-based decision-making and strategic resource allocation.  Methodology: A hybrid approach combining Pythagorean fuzzy SWARA (PF-SWARA) and an alternative ranking technique based on adaptive standardized intervals (PF-ARTASI) within the FMEA framework is proposed. PF-SWARA is used to weight evaluation criteria, and PF-ARTASI ranks the identified risks. The model is applied to a case study in Iran’s retail sector. Sensitivity and comparative analyses are conducted to validate the robustness and effectiveness of the method. Results : The findings show that "Insecure Firmware/Software and Inadequate Patch Management" is the top cybersecurity risk, followed by "Lack of Standardization and Interoperability Issues" and "Physical Security concerns". The proposed PF-SWARA–ARTASI approach outperforms traditional FMEA and PF-MOORA methods in terms of result consistency, robustness, and practicality under uncertain conditions. Conclusion : This research makes four contributions: (1) It proposes the first integration of PF-SWARA and PF-ARTASI within FMEA; (2) applies a novel ranking method for risk prioritization; (3) provides an actionable list of prioritized cybersecurity risks in IoT-enabled retail; and (4) validates the model through extensive sensitivity and comparative analysis. The study provides a valuable decision-making tool for IT managers and contributes to the existing literature on fuzzy risk assessment in retail contexts.
۷۹۷.

Philosophical Elucidation of Geographical Research Methodology for Enhancing Geography Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۲
Subject: The purpose of this research is to explain the philosophical implementation of research and education simultaneously in teaching geography. Research Method: This study is fundamental research that uses a descriptive-analytical method and is based on collecting data through library and documentary-based research. This research uses philosophical thoughts, experimental backgrounds, teaching experiences, and theoretical articles and documents. Findings and Results: The findings indicate that in geography education, the philosophical foundations of geographical thoughts are not well explained to learners. This is because the use of research alongside geography education is very fragmentary. It is necessary to use political philosophies, political economy, and social theories derived from exploratory methods, which are now the elements of modern geography knowledge, as well as using analyses of geographical schools and transferring them to the new generation with appropriate research approaches.
۷۹۸.

A Philosophical Reflection on Governance Paradigms in Iran; Based on the Last Four Presidential Discourses(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۴
This study aims to examine the philosophical foundations of governance paradigms reflected in the election discourses of Iranian presidential candidates between 2005 and 2025, highlighting how these paradigms shape governance styles. The research employed a qualitative document analysis approach, focusing on primary sources such as campaign statements, election manifestos, interviews, and media reports. A comparative method was used to evaluate the ontological, epistemological, and methodological dimensions of each presidential discourse. Theoretical frameworks from the philosophy of science, particularly regarding positivist, interpretivist, and critical paradigms, provided the lens for analysis. The study found that Mahmoud Ahmadinejad’s discourse embodied an interpretivist paradigm with positivist elements, emphasizing cultural narratives and measurable developmental policies. Hassan Rouhani’s discourse reflected a hybrid of critical and positivist paradigms, balancing structural reforms with evidence-based governance. Ebrahim Raisi’s approach was primarily interpretivist with critical elements, focusing on revolutionary ideals and social justice. Masoud Pezeshkian’s emerging discourse aligned most closely with the critical paradigm while incorporating positivist techniques for policy development. Across the period from 2005 to 2025, a gradual philosophical shift was observed, moving from symbolic mobilization toward structural critique and pragmatic governance strategies. These evolving paradigms significantly influenced policymaking priorities, citizen participation models, and governance structures in Iran. The philosophical roots embedded in election discourses play a decisive role in shaping governance approaches in Iran. Understanding these paradigmatic orientations offers deeper insights into the evolution of political practices and state-citizen relations. Future studies should further explore the relationship between electoral rhetoric, governance implementation, and the broader socio-political transformations within Iran.
۷۹۹.

از نمادگرایی تا شبکه گرایی در دیپلماسی شهری: بازشناسی دگرگونی دانشی و ساختارهای یادگیری در روابط خواهرخواندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
در جهان به هم پیوسته امروز، شهرها به بازیگران اصلی در معماری نظم جهانی بدل شده اند و دیپلماسی شهری به عنوان زبان نوین تعاملات جهانی، مرز میان سیاست، دانش و فرهنگ را درنوردیده است. در این میان، روابط خواهرخواندگی دیگر نه سازوکاری نمادین برای تبادل فرهنگی بلکه بستری کارکردی برای بازتولید سرمایه دانشی، انتقال نوآوری و ارتقای ظرفیت های حکمرانی شهری در سطح جهانی تلقی می شود. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت تحلیلی شبکه دانش و رویکرد کتاب سنجی، به بازسازی نقشه مفهومی دیپلماسی شهری پرداخته و چارچوبی استراتژیک برای فهم تحول روابط خواهرخواندگی در بستر حکمرانی شبکه ای ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که ساختار مفهومی روابط بین شهری از الگوی خطی و نمادین گذشته عبور کرده و به سیستمی پیچیده، چندمرکزی و یادگیرنده تبدیل شده است که در آن مفاهیمی چون پایداری، نوآوری اجتماعی، شهرهای هوشمند، و تاب آوری به محورهای هم افزای حکمرانی تبدیل می شوند. در این چارچوب، روابط خواهرخواندگی نقش «گره های دانشی» را ایفا می کنند که از طریق تبادل اطلاعات، فناوری و تجربه، ظرفیت حل مسئله در مقیاس جهانی را افزایش می دهند. تحلیل شبکه دانش نشان داد که خوشه های اصلی پژوهش در این حوزه در دو مسیر عمده شکل گرفته اند: نخست، خوشه «دیپلماسی دانشی و فناورانه» که بر انتقال نوآوری های شهری و همکاری علمی تمرکز دارد و دوم، خوشه «دیپلماسی فرهنگی و اجتماعی» که بر بازتولید سرمایه اجتماعی و تصویر بین المللی شهرها تأکید می کند. در نهایت، این مطالعه با تکیه بر تلفیق داده های شبکه ای و مفاهیم حکمرانی چندسطحی، مدلی مفهومی برای بازتعریف جایگاه روابط خواهرخواندگی در تحقق اهداف توسعه پایدار شهری ارائه می دهد. این مدل، شهرها را نه فقط به عنوان واحدهای جغرافیایی بلکه به مثابه سیستم های زنده تولید دانش، کنشگری سیاسی و یادگیری جمعی بازمی شناساند؛ سیستمی که آینده همکاری های جهانی از دل آن زاده می شود
۸۰۰.

مبانی و معیارهای تفکیک انحصار مشروع از نامشروع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: انحصار زمانی رخ می دهد که فقط یک یا چند تولیدکننده یا فروشنده یک کالا یا خدمت وجود داشته باشد. انحصار در تجارت کالاها، امکان کنترل بازار کالاهای مشابه را در پی دارد که منجر به پیامدهای منفی احتمالی مانند افزایش قیمت، رکود اقتصادی، تضعیف حقوق مصرف کننده و غیره می شود. بنابراین، وظیفه نظارتی مقررات اقتصادی، دولت را مجبور به مبارزه با آن می کند. بااین حال، برخی از کسب وکارها توسط دولت یا افراد، از جمله افراد تحت حمایت قانون، در انحصار قرار می گیرند و انحصار مشروع محسوب می شوند. اما تعدادی از انحصارها، اگرچه به دلایل و عوامل مختلف ضد رقابتی هستند، اما به دلیل تأثیرات مثبت آن ها بر رشد اقتصادی، توسعه سرمایه گذاری، افزایش زیرساخت ها، ارتقای تحقیق و توسعه، فناوری و رفاه عمومی، قابل حمایت هستند. از آنجایی که قوانین و مقررات مرز دقیقی بین این دو نوع انحصار ترسیم نمی کنند، این تحقیق با ارائه مبانی متمایزکننده، در پی شناسایی و توجیه معیارهایی است که این دو نوع انحصار را از هم متمایز می کند.   روش: روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات، منابع کتابخانه ای و استفاده از داده های موجود در پایگاه های اطلاعاتی، به ویژه پایگاه های اطلاعاتی حقوقی است.   یافته ها: بررسی موضوع نشان می دهد که باید بین مبانی و معیارهایی که انحصار مشروع را از نامشروع متمایز می کند، تمایز قائل شد. مبانی، اصول و قواعدی وجود دارد که تمایز بین انحصار مشروع و نامشروع را توجیه و حتی ضروری می کند که مهم ترین آن ها نظم عمومی، حقوق مصرف کننده و جلوگیری از اضرار به غیر است. معیارها که بر اساس مبانی شناسایی و ارائه شده بنا شده اند، به عنوان شاخصی برای تعیین نوع انحصار عمل می کنند و می توان آن هارا به انواع حقوقی، اقتصادی و سیاسی تقسیم کرد. معیارهایی مانند امکان جایگزینی محصول، محاسبه سهم بازار و افزایش قابل توجه قیمت، وجود انحصارگر فرضی را از منظر اقتصاد اثبات می کند. در مرحله بعد، علم حقوق با معیارهایی مانند اصالت ایده یا تلاش، حسن نیت، منطقی بودن اتخاذ برخی روش های فوق رقابتی و ارزیابی بنیادی، وارد عمل می شود تا بین انحصار مشروع و انحصارهایی که با توسل به ابزارهای ناعادلانه و غیرمنصفانه ایجاد می شوند، تمایز قائل شود تا تلاش های تجاری مشروع که منجر به توسعه اقتصادی می شوند، هدر نروند. معیار سیاسی، نگرش دولت هاست که ریشه در اندیشه سیاسی آن ها دارد که عمدتاً بین دو حلقه کمونیسم و مفهوم عدالت توزیعی و لیبرالیسم و مفهوم عدالت معاوضی قرار دارد.   نتیجه گیری: پیامدهای مثبت و منفی انحصار، دو روی یک سکه هستند. برخی معتقدند که انحصار باعث رشد اقتصادی، افزایش تولید، کاهش قیمت ها و غیره می شود، درحالی که برخی دیگر معتقدند که انحصار همین آثار را در جهت منفی ایجاد می کند. قدرت انحصاری که از طریق تلاش، نوآوری و شانس تجاری بدون نقض جدی حقوق دیگران ایجاد شده است، باید مورد حمایت قانونی قرار گیرد، زیرا بازرگانان و شرکت های تجاری را قادر می سازد تا سرمایه گذاری را افزایش داده، زیرساخت ها را توسعه بخشیده، اشتغال و تولید را ارتقا و دانش فنی و فناوری را افزایش دهند. بنابراین، مزایای انحصار مشروع بیشتر از انحصار نامشروع مانند امکان سوءاستفاده از قدرت انحصاری است. در نتیجه، با یک ابزار نظارتی که مانع از استفاده از انحصار در جهت منفی و مخرب می شود، می توان حفظ آثار مثبت انحصار را تضمین کرد و افراد را به سرمایه گذاری تشویق نمود. در نهایت، با توجه به آثار مثبت انحصار مشروع بر رشد اقتصادی، توسعه سرمایه گذاری و افزایش زیرساخت ها، ارتقای تحقیقات، رشد و فناوری و رفاه عمومی، باید نظریه تسهیل و حمایت از انحصار مشروع مورد توجه جدی قرار گیرد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان