فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۸۱ تا ۳٬۲۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۷ مورد.
میراث فرهنگی ردپای انسان در مسیر تاریخ
حوزههای تخصصی:
بحران مستدام
خاطرات پنجاه ساله
بررسی انگیزه های واقفان در شهر تهران بر پایه بازخوانی دو نمونه از وقف نامه های بازار دوره قاجار
خاطرات روزنامه نگاری من
ایزد هند باستان- اگنی
چگونه ایران شدیم؟
منبع:
گزارش تیر ۱۳۸۸ شماره ۲۰۹
حوزههای تخصصی:
رساله تنباکوئیه
حوزههای تخصصی:
خاطره یی از حکومت کودتا و ارحام صدر
منبع:
حافظ مرداد ۱۳۸۸ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
نام جاودانه خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
ایران فرهنگی
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری و نقد ابن خلدون از مسعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه ابن خلدون دربردارنده آراء و اندیشه های عمیق و افکار ابتکاری و نبوغ آمیز است. اما چون ابن خلدون مقدمه را بر اساس واقعیات سامان داد، در تحلیل و بررسی های خود از آراء و بینش های پیشینیان، بی نیاز نبود. در این راستا ابن خلدون در کتاب مقدمه با تعریف و تمجید از مسعودی تا آنجا پیش رفت که در مواردی کار خود را تالی کار مسعودی شمرد و آن را الگو خواند و تحت تأثیر آن قرار گرفت. مسأله این است که چرا ابن خلدون در میان مورخان پیشین مسلمان، مسعودی را به عنوان الگو معرفی کرده است؟ چرایی این مسأله به کدامین ویژگی کاری و یا فکری مسعودی بازمی گردد؟ از دیگر سو، ابن خلدون در مواضعی، بر عکس آن تحسین، به سختی از مسعودی انتقاد و حتی مطالب او را رد کرد. عجالتاً باید گفت در مجموع ساختار کتاب مروج الذهب به خصوص سیاحت های مسعودی و مباحث جغرافیایی آن که خود پایه و اساس مطالب تاریخی او شد، موجبات این شیفتگی را فراهم کرد. انتقادها نیز بیشتر متوجه آن دسته از موارد است که در قاموس مباحث علم عمران او نمی گنجد. گذشته از آن دو، گاهی موضوعات مشابه مورد توجه هر دو در تحلیل و بررسی رویکرد های متضادی می یابند. این نیز از یک سو به ترکیب پیچیده کتاب مقدمه و مروج الذهب و از سوی دیگر به تفاوت و تضاد دیدگاه های آن دو بازمی گردد.
سلّامی والنُتَف و الطُرَف
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران متأخر با توجیه تناقضات و اغماضِ ابهامات موجود در منابع ، أخبار ولاة خراسان را به مورخ قرن چهارم هجری ابوعلی حسین بنژ احمد سلّامی بیهقی نسبت داده اند که کتابی با عنوان النتف والطرف نیز به وی منسوب است. تا کنون هیچ یک از این دو اثر به دست نیامده است. پژوهش حاضر به بررسی انتساب النتف و الطرف به ابوعلی سلّامی اختصاص دارد تا در پرتو آن برخی از کاستی های تحقیقات جدید برطرف شود. همچنین برای معرفی النتف و الطرف مستخرجاتی از این کتاب ، مذکور در منابع ادوار بعد ، ارائه می کند. یافته های این پژوهش دلالت بر آن دارد که کتاب جُنگ گونه ی النتف والطرف تا سده ی ششم هجری شناخته شده و مورد استناد بود ، اما انتساب آن به سلّامی در همه ی منابع تأیید نمی شود. افزون آن که مؤلفان شیعی در قرون میانی ، با وجود بهره گرفتن از هر دو اثر پیش گفته ، از ابو عبدالله سلامی به عنوان نویسنده ی النتف و الطرف نام برده اند. بعید نیست که مؤلف اخیر همان ابوالحسن عبدالله بن موسی سلامی اخباری (374ه.ق) باشد که آثاری در نوادر و تواریخ حکام داشته است. چنین می نماید که تشابه در نسبت و زمینه ی آثار و نیز هم عصری این نویسندگان ، موجب انتساب النتف و الطرف به ابوعلی سلّامی شده باشد. این شواهد موجب تردید در قابل اعتماد بودن گزارش های منابع و نیز دعاوی پژوهش های جدید در باره ی مؤلف أخبار ولاةخراسان است.