سه وظیفه اساسى آرشیو، جمعآ ورى، نگهدارى و ایجاد دسترسى به اسناد است. اولین چالشى که آرشیو ها با آن رو به رو هستند، انتخاب اسناد است. ارزشیابى، در واقع نوعى انتخاب با نگاه به ارزش هاى مالى، ادارى و آرشیوى اسناد، به منظور نگهدارى دائمى آن هاست که با توجه به حجم روزافزون اسناد کاغذى و رقمی (دیجیتالى)، امرى اجتنابن اپذیر شده ا ست. براى ارزشیابى اسناد، نظریه هاى گوناگونى ارائه شده است که در این مقاله، به اختصار برخى از مهمت رین آن ها مورد بررسى قرار مى گیرد.
رساله موسیقی موسوم به کلیات یوسفی منسوب به ضیاالدین یوسف، در دوره فتحعلی شاه قاجار(حک: 1212- 1250ه.) نوشته شده است. این رساله کوتاه، با وجود تکراری بودن برخی مطالب آن، از آن رو که تداوم نگارش رسالات موسیقی را در دوران قاجار نشان می دهد، اهمیت دارد. اشاره به نام دوازده دستگاه در این رساله نیز نکته مهمی را در روند تاریخی مفهوم دستگاه روشن می کند. مفهوم وزن در موسیقی (ایقاع) که در این رساله، چون بیشتر رسالات موسیقی دوران صفوی و پس از آن، با نام “اصول” شناخته می شود، آخرین فصل این رساله است. بخش اول این فصل که با تاثیر از رساله موسیقی میرصدرالدین قزوینی (د. 1008 ه.) نوشته شده، با تعریف اصول و نقره آغاز، و در ادامه از 5 دور متقدم و سپس هفده دور متاخر یاد می شود، سپس مولف به اصناف تصانیف (انواع یا ژانرهای موزون موسیقی) می پردازد؛ در بخش دوم که احتمالا تاثیر گرفته از رساله بهجت الروح است، بیست و چهار دور ایقاعی شرح داده شده است.
تاریخ و منشاء اعتقادات و باورهای علویان- بکتاشیان آناتولی، موضوعی است که همواره مورد توجهٴ محقّقان ملل و نحل قرار گرفته است. برغم پژوهشهای انجام شده در این زمینه، هنوز نقاط مبهم بسیاری باقی است. یکی از دلایل عمدهٴ این ابهامات، عدم بررسی و پژوهش کافی بر روی متون اعتقادی علویان- بکتاشیان است که بدون شک میتواند به عنوان مرجع اصلی و خاستگاه اوّلیهٴ تاریخ و پیشینهٴ اعتقادی این گروه قرار گیرد. مراجعه به این متون میتواند راهگشای بنیادینی باشد برای فهم بهتر باورهای علوی- بکتاشی. هدف این مقاله معرفی کلّی متون مذهبی علویان- بکتاشیان است که برغم ارتباط تنگاتنگی که با تشیّع و تصوّف دارند، کماکان برای بیشتر محقّقان ایرانی ناشناس باقی ماندهاند.
تبریز،نخستین پایتخت صفویان،حتی بعد از انتقال پایتخت از این شهر به قزوین و اصفهان،همچنان از اهمیت سیاسی و اقتصادی برخوردار بود.اما موقعیت جغرافیایی و انتقال پایتخت و همچنین تهاجم عثمانی ها و بلایایی طبیعی مانند زلزله تاثیر ژرفی بر اوضاع اقتصادی و اجتماعی تبریز در عهد صفوی گذاشت که در نتیجه آن نه تنها ترکیب اجتماعی و قومی این شهر به هم ریخت،بلکه توان اقتصادی و نظامی آن رانیز ضعیف نمود؛به گونه ای که در زمان محاصره اصفهان و سقوط صفویه،تبریز هیچ واکنشی از خود نشان نداد