فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۰۱ تا ۲٬۱۲۰ مورد از کل ۸٬۰۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی ایران در سده های میانه، انتساب خونی به ایران باستان و چهره های اسطوره ای ـ تاریخی آن را یکی از شرایط و ملزومات اساسی کسب مشروعیت، قدرت و از همه مهمتر تداوم آن میدانسته است؛ فقدان آن نیز متقابلاً از آسیبها و خطرات جدی هر حکومتی محسوب میگردید. لذا بخشی از دغدغه ها، توان ذهنی و در نتیجه اهتمام خاص حاکمان و متفکران پیرامونشان، به سیاست جعل نسب و تبلیغ این امر اختصاص داشت. مساعی آنان اگرچه با تردید های جدی رو به رو میشد، لیکن تداوم این مقوله در تمام این سده ها و پیگیری مجدانه، خود بیانگر اثربخشی و تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی این عصر است.
در همین راستا پرسشهای اساسی در ذهن هر محققی نقش می بندد و آن این که علل و انگیزه ی حکومت ها از جعل نسب در دوره ی مورد اشاره چه بوده و دیگر این که چرا چهره های اسطوره ای ـ تاریخی به عنوان مرجع تباری مطرح می شوند؟ دستاوردهای پژوهش نیز مشخص می کند حکومت های این دوره در راستای کسب مشروعیت، مقابله با تحقیرها، توازن تباری با دیگر رقبا و نیز در پرتو بینش تاریخی جامعه ایرانی، سیاست تبارسازی را در سرلوحه اقدامات خود قرار دادند.
درآمدی بر بازشناسی تاریخ نگاری منصوره اتحادیه
حوزههای تخصصی:
توجه به تاریخ نگاری زنان و پرداختن به ریشه های تاریخ نگاری و تاریخ نگری مورخان زن، یکی از مباحث مهم معرفت شناختی در حوزه ی پژوهش های تاریخی به شمار می رود و در این منصوره اتحادیه بانوی مورخی است که در معرفی کتاب ها و شناسایی و نشر اسناد تاریخی ایران در دوره ی قاجار نقش مؤثری ایفا کرده است.در این پژوهش می کوشیم با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و از طریق مراجعه به آثار متعدد وی به بیان و بررسی روش تاریخ نگاری او بپردازیم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اتحادیه به دلیل پیروی نکردن از مکتبی خاص، در تدوین آثار تاریخی روشی پیچیده ندارد و رهیافت هایش در این حوزه مبتنی بر تعاریف آسان است و به دور از هرگونه مباحث فلسفه ی تاریخ، تاریخ را از دریچه ی انسان برای انسان می نگرد.
ظهور نقوش انسانی در مُهرهای دوره قاجار (با تأثیرپذیری مهرها از سکه ها و مدال های آن دوره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: در مهرهای مورد مطالعه پوشش های سَر همان کلاه ها وتاج کلاه های شاهان قاجاری است که در سکه ها قابل مشاهده است. مقاله با هدف جستجوی تأثیرپذیری نقوش مهرها از سکه ها و مدال ها به تحلیل و مقایسه ی تصاویر آن ها پرداخته است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش با ماهیت و روش تاریخی، توصیفی و تطبیقی، بر پایه ی منابع کتابخانه ای و میدانی به تطبیق نقوش مهرها با سکه ها و مدال های دوره قاجار می پردازد.
یافته ها ونتایج پژوهش: در دوره ی اسلامی نقوش انسانی - که پیش از آن متداول بود - از مهرها و سکه ها حذف شد. به دنبال ضرب تصویر فتحعلی شاه بر سکه ها و رواج سکه های مصور مهرهایی با صور انسانی ظهور یافتند. با مقایسه نقوش مهرها با سکه ها و با توجه به جمع آوری مهرهایی با نقوش انسانی از اسناد نظامیان قاجاری و مشخص بودن پیشه و درجه نظامی آن ها و همچنین معلوم بودن کلاه و لباس سربازان در دوره ی قاجار، نمی توان پوششِ سَر سربازان را که به تاج کلاه های شاهان شباهت دارد، به پیشه ی صاحبان مهرها نسبت داد. درنتیجه فرضیه فرعی پژوهش مبنی بر ارتباط نقوش حیوانات در مهرها با شغل اشخاص مورد تایید نیست، اما فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر تأثیرپذیری تصاویر مهرها از سکه ها و مدال های دوره ی قاجار مورد تایید است. تطبیق نقوش نشان داد این تأثیرپذیری در پاره ای از مهرها مستقیم از یک سکه یا مدال و در برخی دیگر متأثر از چند سکه بوده است. در پایان می توان گفت رواج سکه هایی با تصویر شاه علت و انگیزه ای بود تا اشخاص تصاویری شبیه به تصاویر شاهان بر مهرهای خود حک کنند.
سرشت تبیین تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
ابن خلدون در مقدمه ی خود گونه ای از اندیشه ی تاریخی را مطرح کرده است که با تاریخ نگاری رایج عصر خود و حتی پس از آن، تفاوت های آشکاری دارد.در این شیوه به جای تأکید بر وقایع و فقط نقل اخبار، بر یافتن سرشت وقایع تاریخی، علت وقوع آن و تأثیرات آن بر حوادث دیگر تأکید می شود.این رویکرد به تاریخ که می توان تاریخ علمی، سنجیده و اندیشیده و به بیان دیگر منطق تاریخ خواند، روشی دارد که مقدمه ی ابن خلدون در بیان گام ها و چند و چون آن صراحتی ندارد.هرچند محتوای مقدمه ی ابن خلدون، تأسیس علمی تحت عنوان علم عمران است که بتوان به کمک آن تاریخ نقلی را به سطح تاریخ برهانی و عقلی ارتقاء داد، اما ابن خلدون جدای از فقراتی که به نقل اخبار گذشته اختصاص می دهد، هیچ گاه به صراحت از روش چگونگی توضیح و تبیین تاریخی سخن نمی گوید.بدین ترتیب علم عمران متکفل شناخت سرشت اجتماعات بشری و طبایع انسانی می شود که خود به فهم تاریخی ما کمک می کند.اما مسئله ی دشوار این است که پس از آگاهی از سرشت و طبایع جوامع انسانی چگونه به نقد اخبار تاریخی و تبیین واقعیت های تاریخ بپردازیم؟به بیان دیگر علم عمران ابن خلدون، چه رویکردی برای تبیین خبر تاریخی، چه از دیدگاه منفی و نقادی و چه از دیدگاه مثبت و ایجابی دارد؟در این مقاله کوشیده ایم از خلال مقدمه، به منطق تبیین و علیت تاریخی در اندیشه ی ابن خلدون پی ببریم.نتیجه ی بررسی مقدمه نشان می دهد که منطق علم عمران، نوعی حکمت در معنای عام است که واجد ضرورت مادی و طبیعی است، نه ضرورت عقلی و نظری.هدف علم عمران نیز برهانی کردن تاریخ است، ولی ماده ی این برهانی سازی تنها عقل نیست، بلکه هم علوم عقلی(مانند فلسفه ی طبیعی) و هم علوم نقلی(نظیر فقه و نصوص دینی) در این برهانی سازی به کمک مؤلف مقدمه می آیند.
بررسی اسنادی کشمکش های والیان پشتکوه(ایلام) با حکومت عثمانی، بر سر معادن نمک(1255-1347 ق./1838-1928)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اختلافها و کشمکش های میان والیان پشتکوه و حکومت عثمانی، بر سر معادن نمک واقع در مرز ایران با عثمانی،در فاصله سال های(1255-1347ق./1838-1928) می باشد.
روش/ رویکرد پژوهش: این مقاله، با روش توصیفی و تحلیلی، بر پایه اسناد موجود و منابع کتابخانهای انجام شده و پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها، به سازماندهی و استنتاج پرداخته است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته ها حاکی از آن است که یکی از موضوعهای مورد اختلاف میان والیان پشتکوه(ایلام) و پاشایان بغداد- که تابع حکومت عثمانی بودند- معادن نمک بود. حدود تقریبی این معادن، در شمال غربی پشتکوه و در مرز ایران و عثمانی بود و به نام های دشتلگ، تاریکه، و داودر خوانده می شدند. اهمیت اقتصادی این معادن، و تلاش والیان پشتکوه و پاشایان بغداد، برای در اختیار گرفتن این معادن، باعث ایجاد کشمکش هایی میان دو طرف شد. حسنخان، اولین والی پشتکوه، و پسر او حیدرخان، به خوبی توانستند تسلط خود را بر معادن حفظ کنند و حتی حیدرخان پا را فراتر نهاد و معدن نمک واقع در خاک عثمانی را متصرف شد. اما عباسقلیخان، به دلایل متعددی نتوانست تسلط خود را بر این معادن حفظ کند و این معادن در زمان او به تصرف عثمانی ها درآمدند. پس از عباسقلیخان، پسر عموی او حسین قلیخان، مشهور به ابوقداره، به حکومت رسید. او، معادن نمک را از عثمانی ها باز پس گرفت و در زمان پسرحسین قلی خان، یعنی غلامرضا خان، این معادن بدون دغدغه جزء خاک پشتکوه باقی ماندند. این پژوهش، سعی دارد با مطالعه اسنادی به بازسازی روند اختلافها و چگونگی حل و فصل آنها میان دو کشور بپردازد.
بازیابی فرهنگ متعارف ایرانی در تاریخ نگاری ابن بلخی حکمت عملی و فرهنگ شعوبیه)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر پژوهشی در زمینه ی تاریخ فرهنگی ایران است و به لحاظ جست وجو در تاریخ نوشته ی ابن بلخی برای دست یابی به اندیشه ی مسلط بر آن، پژوهشی در حوزه ی معرفت شناسی به شمار می آید.نقش فرهنگ فرد مورخ و فرهنگ جامعه ی مورخ در تاریخ نگاری او به لحاظ درک رخدادهای تاریخی و چگونگی پردازش آن ها موضوعی در خور بررسی است. معرفت متعارف مسلط در روزگار ابن بلخی، رویکردی به اندیشه ی سیاسی ایرانیان و فرهنگ شعوبیه داشت که به هر دو رویکرد در فارسنامه می توان دست یافت.نتیجه ی تحقیق حاضر نشان می دهد معرفت متعارف جامعه در تاریخ نگاری مورخان- برای نمونه ابن بلخی- به لحاظ درک و تبیین معیارهای اعتباری مورخ بازتاب می یابد.نگرش ابن بلخی واکنشی به حضور ترکان در مسند قدرت در ایران بود؛ در حالی که با آداب ملک داری پارسیان آشنا نبودند و همچنین واکنشی بود به حضور اقوام «غیر»ایران در ایران زمین.او در مواجهه با بیگانگان، با هدف بازتولید دستاوردهای فرهنگی ایرانیان پیشین، به تاریخ نگاری «ایران مدار» روی آورد. استنباط های محقق با تفسیر و تحلیل مضمون و داده ها و کشف معیارهای اعتباری ابن بلخی، با در نظر گرفتن زیست گاه و صورت بندی معرفت او به دست آمده است.
بررسی منصب وزارت با تأکید بر گزیده ای از متون سیر الملوک ها و شریعت نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وزارت از مهم ترین مناصب در تاریخ حکومت داری ایران بوده که در دوره اسلامی الگوبرداری از منصب وزارت در حکومت ساسانی است؛ با این تفاوت که در دوره اسلامی با افزوده شدن قوانین و احکام اسلامی، جایگاه و ویژگی هایی متناسب با حاکمیت اسلامی پیدا کرد. منصب وزارت توسط نویسندگان مختلف، از نگاه سیاسی یا مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با توجه به دو دسته از متون شامل سیر الملوک ها و شریعت نامه ها، به بررسی منصب وزارت پرداخته و درصدد است دریابد، خاستگاه سیاسی و فرهنگی نویسندگان متون مذکور، چگونه در تبیین و تفسیر از منصب وزارت تأثیرگذار بوده است. این تحقیق نشان خواهد داد که خاستگاه سیاسی و مذهبی نویسندگان موجب گردیده تا منصب وزارت، با دو دیدگاه تجربه گرایی و آرمان گرایی تبیین و تفسیر گردد.
کوی (محله) در شهرهای ایرانی سده های نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوی (محله) در کالبد معماری، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اداری شهر در ایران، اهمیت بسیاری دارد. محله ها بر پایة هر کدام از عوامل فوق، شهرت و اعتبار می یابند و از همین منظر هویت محله ای پیدا می کنند. در منابع تاریخی، از آن میان تاریخ نوشته های محلی و جغرافیایی، آگاهی های بسیاری دربارة محلاتِ شهرهای گوناگون و وضعیت زندگی در هر محل ارایه شده است. محله از طریق برخی عوامل و یا اماکن و فضاهای عمومی و شاخص، پیوند میان گروهی از جامعه را در خود و در ارتباط با دیگر محله ها و همة شهر برقرار می کند. این ویژگی ها در محله های شهرهای ایران بویژه در قرون نخستین اسلامی وجود داشته و بنیان محله بر اساس ریشة ایرانی پیش از اسلام و توأمانی با الگوهای دورة اسلامی از آن زمان نهاده شد. این مقاله بر آن است تا ویژگی های محله در شهرهای ایران سده های نخستین اسلامی را بر اساس تاریخ نوشته های محلی و جغرافیایی و با تأکید بر عناصر هویت بخش، ترکیب اجتماعی و مذهبی و فضاهای عمومی مانند مسجد، بازار و میدان بررسی کند.
درآمدی بر سفرنامه های مسلمانان در عصر عباسی
حوزههای تخصصی:
جغرافیا بعنوان علم شناخت زمین، اگرچه توسط مسلمانان ابداع نشده اما با ظهور عصر ترجمه و آشنایی مسلمانان با این دانش، تحولات زیادی در آن ایجاد کردند. یکی از شعبه های جغرافیا سفرنامه ها است که دربر دارنده ی داده های جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی می باشد. بنابراین مفیدترین روش برای تبیین و تحلیل دوره های تاریخی بشر محسوب می شود.
سندی درباره ی سفرنامه ی اسلامی در عصر اموی وجود ندارد و شاید به احتمال بسیار ضعیف عباسیان این آثار را محو کرده باشد، اما واقعیت این است که مسلمانان در این دوره با این معرفت و سبک نگارش آشنایی نداشتند.
عباسیان همزمان با گسترش مرزهای اسلام و اراده برای کنترل و نظارت بر شهرها به سبب جزیه، خراج، مالیات و از سوی دیگر پیدایش بیت الحکمه و ترجمه ی کتاب های جغرافیایی، به تدوین و ثبت این آثار ارجمند وگرانبها اقدام کردند و در این زمینه می توان به فعالیتهای علمی و سیاسی خلیفه الواثق بالله و المقتدر بالله اشاره نمود.
آنچه در این مقاله خواهد آمد، توجه به بُعد دیداری و مشاهده ای سفرنامه ها و بررسی آنها با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی می باشد.
یادکرد از حسین بن روح نوبختی در منابع کهن (سده های 4 تا 8 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع به حسین بن روح نوبختی (د 326 ق/ 938 م) از وابستگان خاندان نوبختی که در نزد شیعیان امامیه به عنوان نایب سوم امام دوازدهم شناخته شده است کمتر پرداخته و یا این که به ابعاد شخصیتی او اشاره نکرده اند. مسئله ای که این مقاله به بررسی آن می پردازد این است که آیا در منابع کهن اعم از نوشته های تاریخی، کلامی و حدیثی شیعه، کتاب های رجال و فرق به نیابت خاص او پرداخته اند یا خیر؟ به نظر می رسد به علت تقیه شدید او و شیعیان در آن زمان، در منابع تاریخی و شیعه معاصر او نیابت حسین بن روح مطرح نشده و تنها پس از مرگش به نیابت او اشاره شده است.
برای بررسی فرض مذکور ابتدا مطالبی که در کتاب های تاریخی درباره حسین بن روح در سده های 4 تا 8 هجری مطرح گردیده بررسی شده، سپس منابع حدیثی، کلامی امامیه و تاریخ های مربوط به اهل بیت در همین قرون مورد توجه قرار گرفته، آن گاه به کتاب های رجال و فرق پرداخته شده است.
تپه سرقلعه: شواهدی از سفال اوروک در استان کردستان و ارتباط آن با مسیرهای ارتباطی بین النهرین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
37 - 48
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به معرفی تپه سرقلعه واقع در شهرستان سروآباد استان کردستان پرداخته شده و یافته های سطحی حاصل از بررسی آن مورد بحث قرار گرفته است. این بررسی در راستای شناسایی منطقه در حین کاوش یکی از محوطه های داخل شهر سروآباد صورت گرفت. این تپه در بررسی های پیشین شناسایی و ثبت شده بود ودر این بررسی سعی شد داده های کامل و جامعی گردآوری شود. سفال های بدست آمده از آن نشانگر تعلق این تپه به دوران مس وسنگ جدید و دوره ایلخانی است. به نظر می رسد که بخش عظیمی از بقایای فرهنگی آن، مربوط به آثار دوره مس وسنگ بوده و یافته های دوره ایلخانی آن بسیار ضعیف و پراکنده است. آنچه یافته های این تپه را قابل توجه ساخته، بدست آمدن سفال اوروکی در استان کردستان است. بدست آمدن این سفال در تپه سرقلعه نشانگر اهمیت آن به لحاظ قرارگیری در مسیر ارتباطی آن با بین النهرین و نیز نفوذ بین النهرین به این منطقه در دوره اوروک است. براساس شواهد موجود، قرارگیری این محوطه در مسیر ارتباطی ایران و بین النهرین نقش زیادی را در توسعه تپه ایفا کرده است.
بررسی روایات کشتار تیمور در سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی لشکرکشی های تیمور و نیز آثار مربوط به حکومت سربداران آورده اند که تیمور در سال 785ق/1383م، پس از سرکوب شورش مردم سبزوار و فتح شهر، دستور داد تا شورشیان را زنده زنده در لای گل و آجر قرار دادند و مناری برپا کردند. این گزارش در برخی موارد منشأ تحلیل های تاریخی نیز قرار گرفته است. در مقاله حاضر، با بررسی این واقعه در منابع مختلف دوره تیموری، روشن می شود که این سرکوب و کشتار، در شهر اسفزار هرات رخ داده که به سبزوار نیز مشهور بوده است. در واقع علت انتساب نادرست این واقعه به سبزوار، تنها تشابه اسمی این دو شهر بوده است.
تأملی بر رابطه نهاد روشنفکری و دولت در ایران (1285-1332ش)
حوزههای تخصصی:
پژوهش در رابطه نهاد روشنفکری ایرانی و دولت ها، همواره نشان از تشتتی آشکار و عدم نهادینگی دارد. دولت ها معمولاٌ دو رویکرد 1- تلاش در جذب و به خدمت گرفتن و حتی اجیر کردن روشنفکر از سویی و از سوی دیگر و در صورت محقق نشدن خواست اول، 2- طرد، نفی و در حاشیه قرار دادن روشنفکر داشته اند. از طرفی روشنفکران نیز در وهله نخست سعی در تأثیر گذاشتن بر دولت، ایجاد تصمیم سازی به واسطه دولت و در شکلی حداکثری، ابزار کردن دولت و قدرت متمرکز او نظر داشته اند و در صورت عدم توفیق در این امور با گارد مخالفت در مقابل دولت ها و ظاهر شدن در نقش اپوزیسیون از طریق رسانه ها، محافل، اصناف و اتحادیه ها قد علم کرده اند. بنابراین تلاش نگارنده در این مقاله بر این اصل بوده است که روشنفکران را به دو گروه درون حاکمیت و بیرون حاکمیت تفکیک نماید و رویکرد آنها را به دولت در دوره های مختلف تاریخی ایران بررسی نماید.