مهریه در نظام حقوقی خانواده در اسلام، یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواج است. این نوشتار با تعریف لغوی مهریه، به مفهوم هدیه داماد به هنگام عقد به عروس، بیان میکند که سنت پرداخت مهریه ضمن چیزی مشابه آن، یک سنت دیرپا و کهن از نظامهای مختلف حقوقی خانواده در بین تمدنهای پیشین بوده است. از جمله کارکردهای اجتماعی مهریه، ارضای نیاز فطری، بیمه اجتماعی، احساس امنیت نسبت به آینده و ارزش نمادین ذکر شده است و در ادامه مطرح میشود که در عصر کنونی مهریه علیرغم سفارش به سبک گرفتن میزان آن در حال افزایش است که پیامدهایی از جمله تغییر در نوع همسرگزینی، کاهش نرخ ازدواج، ایجاد خصومت و دشمنی، احتمال سوداگری و موارد دیگر به همراه دارد. در پایان پیشنهاداتی جهت کنترل روند افزایش مهریه در ایران ارائه شده است.
در مجموعه قوانین مربوط به خانواده، قانونگذار قبل از انقلاب اسلامی نهادی به نام داوری ایجاد و برای آن مقرراتی را وضع کرده بود. پس از انقلاب اسلامی، اصطلاح «حکمیت» جایگزین اصطلاح «داوری» شده و تغییراتی نیز درمقررات آن اعمال گردید. در حال حاضر، به موجب «ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق» و «آیین نامه اجرایی» آن، قضات محاکم خانواده دادخواستهای طلاق را به داوری ارجاع میدهند تا با تلاش داوران، از جدایی زوجین جلوگیری شده و بدین ترتیب از میزان طلاق کاسته شود. افزایش آمار طلاق در سالهای اخیر موجب طرح سوالاتی راجع به این قانون و نحوه اجرای آن در محاکم خانواده گردیده است. بدین جهت در این نوشتار مباحثی همچون مفهوم و ماهیت حکمیت، سیر تحول داوری، موضوع و قلمرو داوری، و نحوه انتخاب داوران در قرآن، منابع فقهی و قوانین موضوعه، مورد بررسی قرار گرفته است و پس از آن با یک بررسی آماری معلوم گردید؛ این قانون به جهت نقصهای که دارد کارایی لازم را ندارد؛ لذا در انتهای مقاله پیشنهادهایی در راستای اصلاح قانون حکمیت ارائه گردید.
همیشه این سوال در جامعه مطرح است که چرا زنان، بیشتر از مردان جذب تشکلهایی داوطلبانه میشوند؟ پاسخ این است: از یک سو به دلیل محدودیت عرصه مشارکت و از سوی دیگر به دلیل عدم حساسیت هنجاریهای فرهنگی و اخلاقی به فعالیت در تشکلهای داوطلبانه، بویژه آنکه به طور سنتی، تشکلهای داوطلبانه در ایران معادل موسسههای عامالمنفعه زنان، نوعی فعالیت تشریفاتی، مردم دوستانه و گاه عوام فریبانه و در نهایت نوعی سرگرمی اجتماعی بر این گذران اوقات زنان به حساب میآمده است.در این مقاله مسائلی پیرامون اشتغال زنان می پردازیم.
بیتردید یکی از عناصر ضروری تحقیق و پژوهش در هر رشتهای ایجاد و گسترش کتابخانههای تخصصی آن رشته است که علاوه بر ایفای نقش پررنگ در رشد و بالندگی آن حوزه علمی، سبب روزآمد شدن فضای تحقیقات و آگاهی از آخرین تئوریهای مطرح خواهد بود. به عنوان شاهدی بر اهمیت قابل ملاحظه جایگاه کتابخانهها در سطح جهانی، میتوان به نزاع اروپاییها با بنیانگذاران شرکت گوگل اشاره کرد. نوشتار پیش رو به بررسی کتابخانه ای تخصصی به ویژه روند رو به رشد کتابخانه های دیجیتال می پردازد.
در مرداد ماه سال جاری مسئول و یکی از اعضای کادر علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، در سفری یک هفتهای به لبنان، که با هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی انجام شد، علاوه بر فعالیتهای تبلیغی در موضوع زن و خانواده، با خواهران طلبه، مسئولان تشکلهای فرهنگی، مراکز علمی لبنان دیدار کرده و موضوعات مورد نظر را به بحث گذاشتند که گزارش مختصری از آن تقدیم میگردد.
این مقاله در اجلاس «حقوق بشر از دیدگاه اسلام و قوانین بینالمللی» که از سوی آکادمی علوم اجتماعی نایف در ریاض برگزار گردید، ارائه شد. قوانین رسمی در قرن گذشته، اهتمام زیادی به زن داشتند تا جایی که باعث گردید او به حقوق بسیاری در حیطه کارهای اداری، مشاغل عمومی و مشارکت سیاسی، چه در کاندیداتوری، چه در انتخاب و... دست یابد. ناگفته نماند که این قوانین، در مسیر خود برای احقاق حق زن از جاده تعادل خارج شد و بین پایمال کردن حق وی و کم درجهتر دانستن او از مرد در اوایل قرن گذشته، و آزادی بیقید و شرط زن در اواخر همان قرن، در نوسان بود. این در حالی است که دین اسلام طی قرنها، موضعی متعادل درباره حقوق زنان داشته که همساز با فطرت و هماهنگ با نقش و هدف آنها در زندگی است.در این مقاله به مقایسه دیدگاه های اسلامی با غربی در مورد حقوق زن می پردازیم.
هویت خواهی در درون زنان ایران همواره چونان آتشی شعله می کشد. اما با همه ی تفاوت ها و نابرابری های نابه جا، به دلیل نبود شرایط لازم فکری، امکان شکل گیری حرکتی عمومی برای پاس داری از حقوق زنان و نوزایی ارج و منزلت آنان فراهم نبود. از سوی دیگر ناباوری و اعتماد به نفس نداشتن زنان که همواره در طول تاریخ هستی خود را در پرتو مردی دیگر (پدر یا شوهر) تعریف شده می یافتند، و از سوی دیگر نبود نگرش عمومی به توان مندی زن برای ایفای نقشی مستقل، به تداوم بی بهره گی و کناره گیری زنان از عرصه ی عمومی و خلاصه شدن نقش آنان به ایفای وظیفه ی مادری یا همسری. صرف در عرصه ی خصوصی کمک نمود. تا سال ها پس از آن که نخستین اعتراض ها به فرودستی زن در برابر مرد در پی حضور زنان در عرصه ی تولید اقتصادی در غرب آغاز شد، در جامعه ی ایرانی به دلیل نبود تجربه ی مدرنیته و دست آوردهای آن، هنوز واکنشی برای دگرگونی و بهبود وضع زنان دیده نمی شد. شاید بتوان نخستین نشانه های یک حرکت جمعی در این زمینه را نهضت مشروطه دانست که در پی با افزایش آگاهی از دگرگونی وضع زنان در فراسوی مرزها، زمینه ی کامل این حرکت فراهم شد. رژیم پهلوی با آگاهی از اراده ی توانای زنان برای حضور در عرصه ی عمومی زیرکانه با اعطای آزادی های نسبی، با منت نهادن بر سر زنان ایرانی، ولایت مردسالارانه ی خود را بر سر آنان تداوم بخشید.
شکل گیری انقلاب ایران فرصتی مناسب برای توده های فرهیخته و دانش آموخته ی زنان ایرانی بود که بتوانند جدا و رها از منت مردان برای دست یابی به منش و ارج والای خود تلاش کنند. ایده های شایسته مداری اسلام که به دور از سنجه هایی هم چون جنسیت نگرش به گوهر انسانی و بهره گیری از توانایی های افراد را وعده می داد، چنان کششی داشت که زنان را با قدرت به خود کشید و به آینده امیدوار کرد. اما تداوم و نهادینه شدن باورهای سنتی که هم چنان چهره ی پسندیده ی زن را تنها در همسرداری بهتر و بچه داری می دید، موانعی بر سر راه جنبش آغاز شده ی زنان برای بازیافت هویت خود نهاد که آنان را به واکنش واداشت که در نتیجه راه برون رفت از این وضعیت را اقدام مستقل اجتماعی – و نه سیاسی – دانستند.
سیمای ملکوتی زینب (س) از یک سو نمادی از عرفان متعالی اسلامی و از سوی دیگر بیانگر منزلت زن در این آموزهی ناب و اصیل است. تطابق اسفار اربعهی عرفانی با سفر کربلایی حضرت (س)، میتواند روشنترین الگوی عارفان در نظر و عمل قرار گیرد. در این راستا نوشتار حاضر، با بیان لطایف پنجگانه مبتنی بر قطعیات تاریخی- روایی اعمّ از ترجمان توحید، رازدار خون خدا، آزادهی دلباخته، زمزم معرفت ناب و فاتح مقامات معنوی عهدهدار این اشارت لطیف بر مقامات غیبی حضرت (س) شده است و بر آن است تا از رهگذر این لطایف و ظرایف وجود عرفانی عقیلهی بنی هاشم، زینب کبری (س)، تفسیری جدید بر نسبت زن و عرفان ارایه دهد.