ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۶۱.

سنخ شناسی مصرف فرهنگی زنانه در فضاهای شهری (مطالعه ای درباره کافه کتاب ها، مؤسسات هنری و سالن های سینما در سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۱
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه پدیدارشناختی تجارب زیسته زنان از مصرف کالاها و فضاهای فرهنگی در شهر سنندج است. در این میان مشخصاً کافه کتابها، مؤسسات هنری و سالنهای سینما به شیوه هدفمند انتخاب شده اند. داده های گردآوری شده از مصاحبه با 30 نفر از زنان به شیوه تحلیل مضمونی تفسیر و تحلیل شده اند. تحلیل یافته های پژوهش در وهله نخست نشان می دهد که درک و تفسیر زنان از چیستی مصرف فرهنگی، بسته به این که به کدامیک از محلات شهری متعلق باشند و فراغت خویش را در چه نوع فضاهایی صرف کنند، با هم متفاوت است. همچنین تحلیل ارتباط بین مصرف و فضا بیانگر آن است که زنان مصرف کننده در پنج تیپ اجتماعی قابل دسته بندی هستند: مصرف کنندگان همه چیزخوار، مصرف کنندگان اتفاقی و بی هدف، مصرف کنندگان فراغت طلب، مصرف کنندگان هویت جو، و مصرف کنندگان تک چیزخوار و تمایزطلب. سرانجام این که فضاهای مصرفیِ شهری در سنندج بسته به نوع امکانات و زمینه هایی که برای زنان فراهم می سازند به سه نوع فضاهای پویا و کنشگرمحور، فضاهای بسته، فضاهای ناایمن قابل دسته بندی هستند که از حیث ظرفیت های مصرف فرهنگی تفاوتهای بنیادینی با هم دارند.
۱۶۲.

الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالش های هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۴
این مقاله به بررسی الگوهای شناختی و گفتمان های تأثیرگذار بر هویت زنان در جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در برخی از فضاهای رسانه ای و تبلیغاتی، تلاش هایی برای بازتعریف نقش های اجتماعی زنان مشاهده می شود که می تواند به شکل گیری چالش های هویتی منجر شود. این چالش ها عمدتاً در حوزه هایی مانند تحصیل، اشتغال، ورزش، کرامت اجتماعی و پوشش نمود پیدا می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی محتوای اسناد و داده های رسانه ای، به تحلیل این گفتمان ها و تأثیرات آن ها بر جامعه زنان ایران می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برخی روایت های مطرح شده در فضای رسانه ای با واقعیت های اجتماعی همخوانی کامل ندارند و واکنش های اجتماعی به این موضوعات دارای الگوهای متنوعی است. در این میان، فرصت هایی برای تقویت هویت اجتماعی زنان، افزایش آگاهی، ارائه الگوهای موفق و تأکید بر نقش های متنوع زنان در جامعه مطرح می شود که می تواند به پایداری اجتماعی کمک کند. این مقاله با تحلیل دقیق این روندها، راهکارهایی برای درک بهتر تحولات اجتماعی و مواجهه با چالش های مرتبط ارائه می دهد.
۱۶۳.

تدوین مدل ساختاری تاب آوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی سازگاری زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۳
تاب آوری نقش مهمی در مقابله با چالش های شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی می تواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاین رو، شناسایی عوامل پیش بینی کننده تاب آوری ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطاف پذیری شناختی بر تاب آوری با نقش میانجی گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستان های دولتی استان البرز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکت کنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی داده های آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطاف پذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تاب آوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری تأیید شد. برازش مناسب داده ها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافته ها نشان دادند که برای ارتقای تاب آوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران حوزه سلامت برنامه هایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.
۱۶۴.

تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت های رهبری (شامل مهارت های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه های مختلف بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به ویژه مهارت های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی تری داشتند. همچنین مهارت های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می کند که این آموزش ها به طور جدی در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود.
۱۶۵.

کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالش ها و فرصت ها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی، به بررسی تجربه ی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی می پردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفته اند. هدف مطالعه، تحلیل نحوه ی مواجهه این زنان با چالش ها و فرصت های موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل شد. تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی خودتعیین گری  انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشته اند: (۱) معنویت و ایمان به عنوان منابعی برای تاب آوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی به عنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصه ی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطاف پذیری این زنان شده و بهزیستی آن ها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالش هایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و شخصی روبه رو بوده اند. نتایج همچنین نشان می دهد که آموزش های کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و هم راستایی آن با مؤلفه های نظریه ی SDT در زمینه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تاب آوری و لزوم حمایت های خاص، به ویژه از سوی همسر، تأکید می ورزد.
۱۶۶.

بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی عفاف محوردر دختران نوجوان دوره متوسطه اول ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف این مطالعه بررسی مسئله بلوغ و سبک زندگی دینی دختران در دوره نوجوانی است. نوجوان در این دوره صفات متفاوتی را از هیجان مثبت تا اضطراب، از خشونت تا پرسشگری را تجربه می کنند. در این دوران برخی از مسائل از جمله بلوغ مهم به نظر می رسد. بلوغ دربردارنده مسائل عمیق تری است. این مطالعه با رویکرد کیفی با روش پدیدارشناسی مسئله بلوغ را روی نوجوانان دختر دوره اول متوسطه از نظر مربیان بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد پس از تقلیل داده ها، 155 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی بدست آمد. مدیریت نیاز جنسی، ضعف بلوغ اجتماعی، ضعف بلوغ عاطفی، لزوم آگاه سازی برای مواجهه با بلوغ، ضعف مهارت های زندگی، لزوم تربیت فردی، آسیب پذیری سبک زندگی بانوان مربی و ضعف عملکرد مادران دست یافت. نتیجه این که برای کاهش بحران بلوغ در دختران نوجوان لازم است سبک زندگی مادران و مربیان اصلاح شود و این دو طیف باید عملکرد خود را تقویت کنند.. همچنین لازم است تا نسبت به شیوه مواجهه دختران نوجوان یا مسئله بلوغ آگاه سازی لازم و هدفمند انجام شود. در سبک زندگی اسلامی هویت زنانه نیز اهمیت بساری دارد هویت زنان به سه بعد تقسیم می شود. که عبارت اند از: هویت نقشی، هویت جنسیتی و هویت شخصی، که در آموزه های دین اسلام عفت در همه این ابعاد مولفه مبنایی و محوری است.. سبک زندگی عفیفانه یکی از انواع گوناگون سبک زندگی است که قلمرو گسترده ی پیامد محوری را دربردارد و به شاخصه های حوزه روابط میان فردی می پردازد و مشتمل بر اصول و قواعدی است که سبب تعالی و رشد همه جانبه فردی و اجتماعی همه آحاد بشر می پردازد..
۱۶۷.

توانمندسازی حقوقی زنانه-مادرانه در گرایش به فرزندآوری؛ از حقوق اجتماعی-اداری تا حقوق کانونی-خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۸
زن به عنوان جنسی از بشر در نظام آفرینش محل ظرفیت پذیرش نقش های گوناگون است و همواره مبتلابه حق ها و مسئولیت های متناسب با ذات خویش در نگاره های متفاوت (همسری، مادری و ...) می باشد که هر کدام از این نقش ها واجد اقتضائات حقوقی خاصی هستند. دو گانه ی «زنانه- مادرانه» یا «همسرانه-مادرانه» از جمله نقش ها و ساحت هایی است که این جنس از بشر در دو سر طیف آن حضور می یابد. نقطه عزیمت این بحث، گذار به نقش همسرانه و سپس نگاره ی مادرانه در پرتو حمایت های ارفاقی (ایجابی و سلبی) از نوع هنجاری-قانونی است که در این مقاله سعی بر نقد و بازنمایی وضعیت نامطلوب موجود و شناسایی ظرفیت های موجود برای نیل به وضعیت بهینه در ارتقاء جایگاه وی به نقش-های دوگانه موصوف و تلاش برای ایجاد توانمندسازی در این راستا بوده است. از این رو با نگاهی به وجوه سه گانه اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی، ضمن ارزیابی کاستی های حقوقی، با واکاویِ وثیق درصدد معرفی ظرفیت های قانونی برای ارتقاء و توانمندسازی زنان در جایگاه همسری و مادری برآمده و راهبردهایی برای تحول تصمیمی و تقنینی در سطوح سیاست گذاری تا تاکتیک های اجرائی، در هر حوزه ارائه می شود.
۱۶۸.

پدیدارشناسی هویت پذیری دختران نوجوان در ارتباط با حضور در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۸
نوجوانی، دوره بازیابی خویشتن در بافت زندگی و شناخت هویت است. این برهه فرصت تجربه باورها، نقش ها، وظایف و تعهدات مختلف را برای نوجوان فراهم می کند. به نظر می رسد در دوران اخیر فضای مجازی نقشی پر رنگ در شکل گیری هویت نوجوانان داشته است. هدف پژوهش حاضر، با رویکردی روان شناختی به بررسی تجربه زیسته دختران نوجوان از هویت فردی و خانوادگی متأثر از حضور در فضای مجازی در شهر کرج پرداخته است. در این راستا، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی، با 19 نفر از دختران نوجوان در سنین 13 تا 16 سال مصاحبه صورت پذیرفت. از تحلیل محتوای مصاحبه ها، 3 مقوله اصلی «مناسبات هویت»، «سکوی هویت» و «سیالیت هویت» استخراج گردید. درون مایه استخراج شده از این مقولات تحت عنوان «ارزش های فردی و خانوادگی متأثر از دوگانه زیست جهان واقعی و مجازی» بود؛ چرا که اشخاصی که دارای پراکندگی هویت بودند، میزان استفاده از فضای مجازی آن ها، کمتر از 4 ساعت بود و اشخاصی که در مرحله وقفه و ضبط هویت قرار داشتند، بیشتر از 4 ساعت در شبانه روز از فضای مجازی استفاده می کردند. هم چنین، افراد دارای پراکندگی هویت، از فضای مجازی به مثابه ابزاری جهت پیشرفت، افزایش آگاهی و به روز کردن اطلاعات عمومی استفاده می کردند؛ اما افرادی که وقفه هویتی داشتند، فضای مجازی را جهت درونی کردن عقاید دیگران به کار می بردند. هم چنین بیشترین برنامه مورد استفاده دختران نوجوان، اپلیکیشن شاد و کمترین آن، اسنپ چت و پینترست است.
۱۶۹.

بازنمایی جامعه شناسانه تعاملات زنان در رمان های محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
هرچند مطالعات زیادی درباره زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هاله ای از ابهام مانده است. یکی از مهم ترین زمینه های شناخت چنین تعاملاتی، پهنه گسترده رمان ها است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل نحوه بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمان های سه گانه محمد حجازی مربوط به دوره پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمان های مذکور است. یافته ها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل می توان گفت انواع بازنمایی های زنان بیانگر رابطه ای تخاصمی بین دال های سه گانه دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکل دهنده هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دسته بندی های ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شده اند و روابط درون جنسیتی و بین جنسیتی متفاوتی را تجربه می کنند. نتیجه گیری کلی تحقیق این است که زنان داستان های حجازی ابژه های صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیک هایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانه فراگیر اجرا می کنند؛ بنابراین همه زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژه ها و تعاملات آنان را نمی توان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر ساده سازی کرد.
۱۷۰.

بررسی فرآیند توسعه و نهادینه سازی مشارکت اجتماعی زنان در عصر نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۷
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تبیین فرآیند نهادینه سازی مشارکت اجتماعی زنان بر اسا س سنت نبوی است. بررسی فرآیند نهادینه سازی، صرفنظر از تفاوت هایی که در تعریف آن به چشم می خورد، مستلزم توجه به سه رکن وضعیت موجود، وضعیت مطلوب و اصول و روش های گذار میان این دو وضعیت است. به منظور تفکیک اقدامات رسول اکرم نسبت به سه رکن مذکور، به عمل و سیره پیامبر در مقام حکومت و در مقام تبیین وحی توضیح داده ایم. بدین ترتیب، مقام حکومت پیامبر را ناظر بر فرآیندهای نهادینه سازی در بعد عمل فرض کرده ایم و نهادینه سازی در بعد نظر را با تلاش پیامبر در جهت تبیین وحی مرتبط دانسته ایم. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که پیامبر عظیم الشأن اسلام اصول و روش هایی را به منظور تضمین ثبات و استقرار هنجارها و رفتارهای مطلوب با زنان گسستی اساسی با نوع نگاه به زنان در عصر جاهلیت رقم می زند که از نتایج آن مشارکت زنان در جامعه ضمن رعایت شئونات اخلاقی و رفتاری است. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی-تاریخی بهره گرفته شده است.
۱۷۱.

انطباق استانداردسازی و ویژگی های روانسجی پرسشنامه قصه عشق استرنبرگ با استفاده از مدل های چند بعدی نظری سوال پاسخ (MIRT ) نسخه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران از دیرباز، اندازه گیری و ارزیابی تعاملات زناشویی بوده است. قصه عشق یکی از مهمترین سازه هایی است که همواره مورد توجه مشاوران حوزه خانواده جهت ارزیابی رفتارهای زناشویی زوجین و هدایت و راهنمایی آنها می باشد. این پژوهش به منظور انطباق، استانداردسازی و ویژگی های روان سنجی پرسش نامه قصه عشق استرنبرگ انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه ای بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه زنان متاهل کمتر از 50 سال شهر تهران در سال 1400 بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 556 نفر انتخاب شدند. علاوه بر پرسش نامه بومی سازی شده قصه عشق استرنبرگ، از پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ نیز استفاده شد. داده ها با نرم افزار R نسخه 4.3.1 و با رویکرد نظریه سوال پاسخ با کاربرد مدل چند بعدی پاسخ مدرج نظریه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که پرسش نامه بومی سازی شده قصه عشق استرنبرگ شامل 26 بعد در جامعه ایرانی است. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد پرسش نامه قصه عشق استرنبرگ و پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ مشاهده شد که نشان دهنده روایی ملاکی مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای تمامی ابعاد 26 گانه عامل بالاتر از 0.6 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که پرسش نامه بومی قصه عشق استرنبرگ از روایی و اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی ابعاد 26 گانه قصه عشق در زنان متاهل کمتر از 50 سال مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۲.

کنش مندیِ نهاد خانواده در تناظر با پیشران های حکمرانی در تاریخ شیعیِ صفویه با تأکید بر نقش زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
پژوهش حاضر با استفاده از راهبرد بینارشته ای و از طریق بارگذاری اسنادیِ داده های تاریخی در نظریه ماکس وبر، کنش های عقلانی زنان عصرصفوی را به مثابه عنصر کلیدیِ خانواده، مورد بررسی قرار داده و نسبت های احتمالی این کنش با پیشران های حکمرانی وقت را به صورت توصیفی-تحلیلی مطرح نموده است. فرضیه اصلی، وجود نسبت هایی میان کنش های زنان با پیشران های حکمرانی صفویه است. سؤال اصلی پژوهش آن است که آیا کنش های زنان عصرصفوی یکدست بوده است یا متنوع؟ و آیا نسبتی احتمالی میان این کنش ها با پیشران های حکمرانی صفویه وجود داشته است؟ نتایج پژوهش گویای وجود کنش زنانِ عصرصفوی به رغم برخی کلیشه های محدودکننده خانواده است. کنش عقلانی معطوف به ارزش شامل وقف، علم آموزی و برخی از مهارت ها همانند تألیف کتاب و جنگ آوری بوده است. این کنش ها متأثر از پیشران هایی چون تعیین مناصبی جهت اداره امور مربوط به وقف، چرخش از تشیع صوفیانه به تشیع فقاهتی و عدم تفکیک جنسیتی درباره کنش های عقلانی یادشده می باشد. کنش های عقلانی معطوف به هدف در میان زنان عصرصفوی نیز شامل مبادله کالا، سفر، طلاق و دریافت مهریه و تدبیر در اداره کشور توسط برخی زنان دربار بوده اند که خود، پیامدی از پیشران هایی چون نظام حقوقیِ فقه مبنای صفویه، چرخش صفویه از غالیه به امامیه، گسست صفویه از پایگاه قومی سلطنت و عدم اعمال محدودیت های حکومتی درباره برخی کنش های عقلانی بوده است.
۱۷۳.

آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان بود. جامعه آماری تمامی دختران 15سال نوجوان شهر اهواز بود. نمونه پژوهش 259 نفر بود که با روش در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه فومو پرزیبیلسکی و همکاران (۲۰۱۳)، پرسشنامه سرمایه فرهنگی بوردیو (1986)، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (۱۹۶۷) و مقیاس دینر و همکاران (۱۹۸5) بود. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار spss و Amos نسخه 27 استفاده شد. نتایج پژوه ش نشان داد که بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، عزت نفس اجتماعی و رضایت از زندگی با کنترل سندرم فومو همبستگی معنی دار وجود دارد. هم چنین بین سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با کنترل سندرم فومو از طریق میانجی گری رضایت از زندگی رابطه غیرمستقیم معنی دار وجود دارد. و هم چنین م دل از ب رازش مناس بی برخ وردار ب ود.
۱۷۴.

واکاوی چالش های گزینش، آموزش و نظارت در فرزندپذیری از منظر مادران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
فرزندپذیری به عنوان شیوه ای مهم برای تأمین نیاز والدین به فرزند و نیز کودکان نیازمند خانواده به والدینی مسئول، فرایندی پیچیده و مستلزم ارزیابی دقیق، آموزش تخصصی و حمایت مستمر از والدین متقاضی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با هدف کاوش تجارب مادران فرزندپذیر از چالش های فرایند فرزندپذیری انجام شد تا مبنایی علمی برای بهبود سیاست ها و شیوه های گزینش، آموزش و نظارت فراهم آورد. نمونه گیری هدفمند شامل ۱۱ مادر فرزندپذیر تحت پوشش سازمان بهزیستی بود و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق تا اشباع نظری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد و درنهایت ۶ مضمون کلی و ۱۲ مضمون اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد مادران فرزندپذیر با چالش هایی از جمله فرایند طولانی و فرسایشی، ابهام در فرایند، شیب نامناسب آشنایی والد و کودک، شاخص های ناکارآمد و غیرپویای ارزیابی، جامع و کارآمدنبودن گزینش، آموزش و قطع تداوم آن، نبود اخلاق حرفه ای و کرامت محوری در سبک گزینش، ضعف در نظارت و رصد خانواده و کودک، استفاده ناکافی از ظرفیت ها و شبکه سازی محدود خانواده و تجربه هیجانات منفی و پیامدهای عینی ناکارآمدی سیستم مواجه هستند. این پژوهش بر اهمیت بازنگری و تقویت فرایندهای گزینش، آموزش و نظارت بر والدین فرزندپذیر تأکید دارد و ارائه راهکارهای علمی و عملی می تواند به ارتقای کیفیت زندگی خانواده های فرزندپذیر، افزایش سازگاری کودک و والد و کاهش پیامدهای منفی ناشی از ناکارآمدی سیستم منجر شود.
۱۷۵.

بررسی و نقد طلاق زوجه به استناد عسر و حرج ناشی از ضرب و شتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۵۲
هدف، بخش های درخواست طلاق از سوی زوجه در موارد معدودی مورد پذیرش دادگاه قرار می گیرد. یکی از این موارد، دشوار شدن ادامه زندگی برای زوجه به نحوی است که قابل تحمل نباشد که از آن به عسروحرج تعبیر می شود. ازآنجاکه قانون، شرایط تحقق عسروحرج بر اثر ضرب وشتم را تعیین نکرده است، رویه قضایی نقش تعیین کننده برای تبیین این شرایط ایفا می کنند. روش پژوهش، در این پژوهش به شیوه تحلیلی به بررسی آرای یافت شده درخصوص تحقق یا عدم تحقق عسروحرج در پرونده هایی که ضرب وشتم مورد استناد زوجه قرارگرفته است، پرداخته شده و رویکرد دادگاه ها مورد نقد قرارگرفته است. درواقع مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که دادگاه ها چه معیارهایی را برای تشخیص عسروحرج ناشی از ضرب وجرح به کار می گیرند و آیا این معیارها مناسب و منصفانه هستند؟ یافته ها فرض مقاله آن است که معیارهایی نظیر محکومیت متعدد کیفری زوج و استمرار خشونت برای تشخیص موضوع عسروحرج ضروری نیستند و باید در بوته نقد قرارگرفته و بهبود یابند. چراکه خشونت معمولاً امری تصادفی نیست و یک بار محکومیت زوج به ضرب وجرح زوجه می تواند نشان دهنده رفتاری مستمر و خشونت آمیز در روابط میان زوجین باشد. نتیجه گیری پیشنهاد می شود که قانون گذار به ویژه در خصوص بار اثبات اعمال خشونت در خانواده اقدام به وضع مقرره و تسهیل این امر برای زوجه کند. اقدامات پیشگیرانه درخصوص طلاق از قبیل آموزش های مستمر زوجین برای ارتقای مهارت های زندگی و ارائه مشاوره های روانی و حقوقی مناسب و به موقع در کنار آموزش قضات نیز باید در اولویت نهادهای ذی ربط قرار گیرد و رعایت باشد این میزان از سخت گیری از سوی دادگاه ها به دلایل متعدد قابل انتقاد است. نخست آن که سیاست گذاری های نظام قانونگذاری در مقام دفاع از کیان خانواده و جایگاه زن بر این امر تأکید دارند که قوانین سخت گیرانه ای برای حفظ امنیت زن در خانواده باید وضع شود. عادلانه است که سهمی از این دشواری نیز بر دوش زوج قرار داده شود. بدین منظور می توان چه در رویه قضایی و چه در مقام اصلاح قانون، بار اثبات وقوع خشونت در خانواده را با توجه به قرائن و شواهد نوعی یا شخصی تعدیل کرد. به عنوان مثال هر گاه زن بتواند یک بار اعمال خشونت از سوی زوج را اثبات کرده و حکم محکومیت کیفری صادر شود در شکایت های بعدی به استناد آن که ظاهر عرفی موضوع نشان دهنده اعمال خشونت از سوی زوج است (با توجه به سابقه کیفری) بار اثبات عدم اقدام به خشونت به عهده مرد قرار بگیرد و زن از ارائه دلیل معاف شود یا نسبت به وی سخت گیری کمتری در اثبات موضوع انجام شود. تدابیری از این دست می تواند هم اثر پیشگیرانه در اعمال خشونت نسبت به زوجه در محیط خانواده را درپی داشته باشد و هم مسیر زوجه را در اثبات عسروحرج ناشی از ضرب وشتم هموا ر تر سازد. علاوه بر این استفاده از ابزارهای اثباتی که در اختیار دادگاه است می تواند در این مسیر اثباتی به کمک دادگاه بیاید. به عنوان مثال ارجاع موضوع به کارشناسان روان شناسی که شدت آسیب های روحی ناشی از ضرب وشتم را مورد بررسی قرار داده و به دادگاه گزارش کند می تواند به دادگاه در تشخیص وجود خشونت مستمر کمک شایان توجهی کنند. عدم توجه دادگاه به معیارهای شخصی و وضعیت خاص زوجه نیز موردانتقاد است. به نظر می رسد تشخیص عسروحرج در عبادات نیز امری کاملاً وابسته به شرایط و وضعیت خاص هر مکلف است. در امور حقوقی نمی توان تشخیص این وضعیت را به عهده مدعی آن دانست اما می توان به وضعیت خاص او توجه کرد. لذا در تحقق عسروحرج می توان به میزان تحصیلات، موقعیت شغلی، اعتقادات و باور ها، محل زندگی و باورهای خویشاوندان واطرافیان و نظایر آن نیز توجه داشت. این امر در آرای فعلی دادگاه ها عمدتاً مغفول واقع می شود.
۱۷۶.

تأثیر دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران (با محوریت دارالخلافه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۵
متعاقب دگرگونی های فرهنگی میانه دوره قاجار، مرز عاملیت و اقتدار زنان و مردان جابه جا و فعالیت ها و فضاهای شهری دگرگون شد. هدف این پژوهش، بررسی دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، تفسیری-تاریخی و تحلیل سند به صورت اسنادی و کتابخانه ای است: وضعیت اقتدار و عاملیت زنان و مردان قاجاری، از میان منابع معتبر شناسایی شده و فعالیت ها و فضاهای شهری بررسی و مشخص شد کدام یک براساس دگرگونی اقتدار جنسیتی سامان دهی شده اند. در این میان برخی اسناد تاریخی هم وجود داشت که برای دسترسی به حوادث تاریخی و فضاهای شهری قاجار، از تحلیل آن ها استفاده شد. دارالخلافه تهران تمرکز این پژوهش است؛ چرا که روند دگرگونی های اقتدار جنسیتی سریع تر و وسیع تری داشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد به واسطه تحولات اجتماعی و فرهنگی عصر قاجار، شهرها که تا پیش از این دوره غالباً جنسیتی مردانه داشتند، دارای فعالیت ها و فضاهای زنانه نیز شدند. حال آنکه سلسله قاجار تغییر نکرده بود. همچنین فعالیت های اجتماعی زودتر از فضاهای شهری، جنسیتی زنانه پیدا کردند. بدین جهت زنان ناگزیر به استفاده از خانه ها برای تحقق برخی فعالیت های خود بودند و اندرونی خانه از عرصه خصوصی به عرصه عمومی تبدیل شد. بررسی فضاهای شهری عصر ناصری در نقشه تهران 1270 شمسی نشان می دهد فعالیت ها و فضاهای بی سابقه نظیر خیابان های نوظهور، میدان های شهری جدید، مدارس دخترانه، مریض خانه، تکیه دولت، خیاط خانه، ایستگاه ماشین دودی، عکاس خانه و کافه در پایتخت احداث شدند که با امکان حضور زنان در آنجا، آنان اقتدار بیشتری در جامعه یافتند.
۱۷۷.

مطالعه تطبیقی سیاستگذاری خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی سیاست های حمایت از خانواده در ایران و 8 کشور منتخب شامل سوئد، آلمان، ایرلند، فرانسه، ایالات متحده آمریکا، ژاپن، مالزی و آفریقای جنوبی می پردازد. هدف این مطالعه، شناسایی محورهای اصلی سیاست گذاری خانواده و بررسی تنوع رویکرد کشورها در مواجهه با چالش های جمعیتی و اجتماعی همچون کاهش نرخ باروری، تغییر ساختار خانواده و افزایش مشارکت زنان در بازار کار است. داده ها با بهره گیری از روش کتابخانه ای گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان دهنده استخراج سه مقوله اصلی شامل: «تأکید بر زنان»، «تأکید بر زنان در خانواده» و «تأکید بر فرزندآوری» و نیز ۱۳ مقوله فرعی هستند. یافته ها نشان می دهد که کشورهای پیشرو مانند سوئد، فرانسه و آلمان از الگویی چندلایه در حمایت از خانواده استفاده می کنند که شامل کمک های مالی، خدمات مراقبت از کودک، مرخصی والدین با حقوق و سیاست های تقویت برابری جنسیتی است. در مقابل، کشورهایی مانند ژاپن و ایالات متحده، سیاست هایی محدودتر اما هدفمند در برخی حوزه ها اتخاذ کرده اند و آفریقای جنوبی بیشتر بر حمایت های معیشتی پایه متمرکز شده است. ایران در زمینه هایی همچون تنوع خدمات مراقبتی، حمایت از اشتغال والدین و ایجاد توازن میان کار و زندگی، نیازمند سیاست گذاری های اجرایی گسترده تر و هدفمندتر است.
۱۷۸.

راهبردهای انطباق پذیری با نقش های چندگانه در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
زنان سرپرست خانوار با وجود تحمل بار سنگین مسئولیت، هم چنان به خلق آینده ای روشن برای خود و فرزندانشان امیدوارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای انطباق پذیری زنان سرپرست خانوار با نقش های چندگانه، به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. با توجه به معیارهای مشخص شده برای ورود به پژوهش، 12 زن سرپرست خانوار ساکن تهران به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد زنان سرپرست خانوار برای مقابله با چالش های ناشی از ایفای نقش های متعدد از پنج راهبرد اصلی: مدیریت یکپارچه منابع، خوداتکایی، معنویت محوری، روحیه افزایی و فعال سازی شبکه حمایتی بهره می برند. نتایج نشان داد که این زنان با اتخاذ رویکردی فعالانه و با تکیه بر عاملیت فردی خود، به دنبال راهکارهایی برای بهبود شرایط زندگی خود هستند. مفاهیمی هم چون علاقه اجتماعی، مرزبندی و فعال سازی حمایت های بیرونی به عنوان ابعاد مهمی از این راهبردها مطرح شدند. زنان سرپرست خانوار با تقویت ارتباطات اجتماعی، تعیین مرزهای مشخص و بهره گیری از حمایت های موجود، توانسته اند بر چالش های خود غلبه کرده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. پژوهش حاضر نشان داد زنان سرپرست خانوار انطباق پذیر به جای پذیرش نقش قربانی، به صورت فعال در جست وجوی راهکارهایی برای بهبود شرایط خود هستند و از راهبردهای خلاقانه ای برای مقابله با مشکلات استفاده می کنند. یافته های این پژوهش می تواند در طراحی برنامه های مداخله ای مؤثر برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۹.

مقایسه تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعه موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۰
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائه کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش هایی متفاوت از بدن می شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی پذیربودن ذهن و بدن در اندیشه اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفه بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعه موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدن مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است. به نظر می رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن های جانسون اعم از بوم شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل است. بدن بوم شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می دهد، مهم ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه های نو بدعت گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزه فشن مفهومی است که تفاوت های فرهنگی و برهم کنش های اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می کشد. از این رو می توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
۱۸۰.

امکان سنجی مهرانگاری عطایا در عقد بدون مهر المسمّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
مطابق اخبار صحیحه و دیدگاه فقها ی متأخر و قانون (ماده 1087 قانون مدنی) اگر هنگام انشاء عقد نکاح، مهری مشخص نشده باشد و پس از آن نیز معلوم نگردد با انجام عمل زناشویی مهرالمثل برای زن ثابت می شود؛ اما مشهور قدما معتقدند در صورتی که زوج، چیزی را به زوجه داده باشد و پس از آمیزش، وی را طلاق دهد، آنچه قبلاً زوجه دریافت کرده است به ازاء مهریه وی محاسبه می گردد و زوجه، حق مطالبه مهرالمثل و هیچ چیز دیگری را ندارد. این در حالی است که فقهای متأخر فتوایی مخالف مشهور قدما دارند؛ لذا باید دید به چه دلیل فقهای متأخر به این شکل از دیدگاه قدما روی گردان شده اند و فتوایی کاملاً متفاوت صادر کرده اند؟ و بالاخره کدام یک از این دیدگاه ها متقن تر است؟ این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده نشان می دهد، فتوای مزبور، سه رویکرد را تاکنون پشت سر گذاشته است. رویکرد اول، دوره قدما است که فقها، جزم به فتوای مذکور داشته اند. رویکرد دوم، دوره تردید است که اولین بار توسط محقق در شرایع صورت پذیرفته و رویکرد سوم، انکار دیدگاه مشهور قدما که مربوط به دوره پس از محقق است. بر اساس پژوهش انجام شده، به نظر می رسد، دیدگاه مهرانگاری هدایا، فاقد هرگونه دلیل موجهی بوده و اعتماد فقها متقدم، عمدتاً بر پایه اعتماد به پاره ای از تأویلات و توجیهاتی است که بر برخی اخبار، تحمیل شده در حالی که اخبار مورد استناد، نه تنها صریح بلکه ظاهر در فرع محل بحث هم نیستند. از این رو تنها در صورتی می توان آنچه را قبلاً زوجه دریافت نموده به منزله مهریه وی محاسبه کرد که زوجه، رضایت خود را نسبت به مهرانگاری آن ابراز کرده باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان