هم اندیشی زنان و چالشهای پیشرو در تاریخ /12تیرماه1384/ در محل استقرار این نهاد برگزار گردید و دیدگاههای مختلفی در زمینه زنان، جنبشها و حرکتهای اجتماعی آنان مطرح شد که بازتاب آن در این شماره از نشریه از آن جهت است که برای مخاطب محترم آشنایی بیشتری با برخی از جریانها و مباحث مطرح شده حاصل گردد.
هدف کلی این مطالعه، فراهم آوردن توصیفی همه جانبه از وضعیت مزاحمت جنسی (از نوع مزاحمت خیابانی) زنان و هم چنین بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهر اصفهان است. جامعه آماری تحقیق را شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان تشکیل می دهند. حجم نمونه، 400 نفر اتخاذ شد. پژوهش حاضر از جهت دستیابی به اطلاعات، پیمایشی است و برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش پرس و جو در قالب پرسشنامه ای با سؤالات باز/ بسته و طیف های گوناگون استفاده شده است. آزمون فرضیه ها حاکی از آنست که بین وضعیت ظاهری زنان و مزاحمت جنسی رابطه معناداری وجود دارد، بین گرایش مذهبی و مزاحمت جنسی در مردان رابطه معناداری وجود ندارد، اما این رابطه در زنان معنادار و معکوس است. در مردان با افزایش شرکت در جلسات اجتماعی، مزاحمت جنسی کاهش می یابد و در زنان با افزایش حضور پلیس در سطح شهر، مزاحمت جنسی کاهش می یابد.
شمار اندکی از زنان به پست های مدیریتی بخش دولتی ایران گماشته شده اند و شمار آنان در پست های مدیریتی سطح بالا کم تر است. فراهم سازی راه بردهای مناسب برای رفع این کاستی و افزایش شمار زنان در پست های مدیریتی بخش دولتی، در گروه شناسایی عامل های پدید آورنده این وضع (عامل های پدید آورنده سقف شیشه ای) است که این کار با بررسی پیشینه پژوهش شدنی است. در این نوشتار، با بررسی پیشینه پژوهش، عامل های پدید آورنده سقف شیشه ای شناسایی می شود. سپس با بهره گیری از دیدگاه های کارشناسان و روش دلفی، این عامل ها در یک نمودار درختی با چهار بعد و بیست و هفت عامل رسم و با روش های آماری و شیوه های تصمیم گیری چند معیاره رتبه بندی شد. نتایج نشان داد که عامل های فرهنگی و اجتماعی بیش ترین تاثیر را در گماشته نشدن زنان به پست های مدیریتی دارند.
هدف عمده این پژوهش ،بررسی رابطه بین شایستگیها و منزلت استادان زن در دانشگاه آزاد اسلامی با کیفیت تدریس آنان بود. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی زن واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک بودند که از بین آنها با روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای طبقه ای تعداد 136 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته کیفیت تدریس با 27 عبارت در مقیاس لیکرت و آلفای کرونباخ 861/0 ، پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی منزلت استادان در دانشگاه با 6 عبارت و آلفای کرونباخ 824/0، و پرسشنامه محقق ساخته سنجش شایستگیهای استادان با 13 عبارت و ضریب آلفای کرونباخ 866/0 بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از محاسبه ضریب رگرسیون و همچنین برای مشخص کردن سهم عوامل شایستگیها و منزلت استادان بر کیفیت تدریس از رگرسیون چندگانه بهره گرفته شد. نتایج نشان دادند که منزلت استادان با ضریب 104/0 و شایستگیهای استادان با ضریب 262/0 بصورت مستقیم مثبت و معناداری با کیفیت تدریس رابطه دارند و از قدرت پیش بنی مناسبی برای کیفیت تدریس استادان برخوردار می باشند.
برنامه توسعه سازمان ملل، در سال در سال 1990 شاخص های توسعه انسانی (HDI) را به عنوان شیوه ای برای اندازه گیری توسعه ملی، با استفاده از معرف هایی هم چون طول عمر (براساس امید زندگی)، دانش (براساس میزان باسوادی بزرگسالان و به ویژه میانگین سال های تحصیل)، و درآمد یا قدرت خرید (درآمد سرانه با توجه به هزینه محلی زندگی) معرفی کرد. علت انتخاب معرف های فوق، کاربردی بودن آن ها بود. آمار مربوط به هر معرف، به راحتی در دسترس بود و امکان مقایسه بین ملت ها را نیز فراهم می کرد. برنامه توسعه سازمان ملل بر این نکته تاکید داشت که جداول مربوط به معرف هایی چون میانگین سال های تحصیل، درآمد سرانه و ... تغییراتی را نشان می دهد که می تواند بیان گر وجود نابرابری در بعضی از بخش های یک کشور باشد. میانگین سال های تحصیل، به تدریج با معرف های مبسوط تری جایگزین شد که نشان گر درصد جمعیت در دوره ابتدایی، دبیرستان و دیگر سطوح آموزشی بود. شاخص توسعه انسانی، اگرچه میزان رفاه، رضایت و خوش بختی ساکنان یک کشور را اندازه گیری نمی کند، اما نمایه گری از پیشرفت یک کشور در جهت زندگی طولانی تر و بهداشت مناسب است و فرصت های موجود در بین شهروندان آن کشور را مشخص می سازد...
این پژوهش، به بررسی مساله بار تکفل معیشتی در خانواده های ایرانی به عنوان یکی از مسایل اجتماعی بالقوه در کشور می پردازد و در پی شناخت زمینه ها و عواملی فرهنگی - اجتماعی است که بر وخامت مساله می افزاید. در این میان، توجهی ویژه به حضور کم رنگ زنان ایرانی در بازار کار و برخی علل و ریشه های آن شده است. این پژوهش به روش پیمایشی بر روی 384 سرپرست خانوار در تهران انجام شد و به کمک یافته های آن برخی سازه های ذهنی و نگرش های رایج به ویژه در رابطه با اشتغال زنان دسته بندی شد. این نوشتار، هم چنین دربرگیرنده برخی پیشنهادها و راه کارها برای کاهش موانع و محدودیت هایی است که بر سر راه حضور موثر زنان در عرصه های کار و تولید اقتصادی - اجتماعی وجود دارد.
یکی از مسائل مهم زوجه مطلقه، فقدان حمایت حقوقی موثر از درآمد ایام زندگی مشترک است. اگرچه قانون گذار ایرانی بر مبنای قاعده استیفاء از او حمایت کرده ولی شروطی برای حاکمیت این قاعده، یعنی، دستور مرد، انجام عمل، اجرت داشتن و عدم قصد تبرع، لازم است که دو شرط آن، یعنی عدم تبرع و دستور زوج در اغلب روابط زوجین محقق نیست، در نتیجه، عملاً از زوجه حمایت موثر نمی شود. به همین دلیل لازم است قواعد دیگری مانند، قاعده مشارکت، تسبیب و غرور نیز مورد توجه قرار گیرند که از حیث موضوع مناسب تر و از حیث حمایت نیز موثرترند.
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و هیجان محور بر بهبود سازگاری و تعهد زناشویی زوجین شهر اراک بود. در این پژوهش ""45 زوج"" با مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه هر کدام (15 زوج) قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام و اسپنیر (1976) و تعهد آدامز و جونز (1997) بود. داده ها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان محور نسبت به گروه گواه به طور معنی داری بر سازگاری و تعهد زناشویی اثربخش بوده است (0/001≥P). در نتیجه زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان محور در افزایش سازگاری و تعهد زوجین تأثیر داشته است و از نتایج این پژوهش می توان در کاهش مشکلات زناشویی بهره برد.
بررسی نقش زنان در شاهنامه فردوسی و بازتاب سیمای آنها در آن، جزو بحث هایی است که همیشه مورد مناقشه اهل فن و تحقیق بوده است. برخی معتقد به زن ستیزانه بودن شاهنامه هستند و برخی دیگر در پی رد این مدعا. هدف از انجام این پژوهش بررسی شخصیت، نقش و تأثیر زنان شاهنامه در داستان های آن است. شخصیت هر یک از زنان شاهنامه منحصربه فرد و یکتاست؛ همچنان که نقش زنان در تمام داستان های شاهنامه یک شکل نیست و دارای تأثیرهای متفاوتی است و نقش آنان در هر دوره، چه اساطیری و چه پهلوانی و چه تاریخی بسامدهای گوناگونی دارد. بررسی شخصیت و نقش زنان در داستان های شاهنامه موجب می شود تا آنها را بهتر شناخته و کنش ها و واکنش های آنان، در راستای داستان ها به درستی مورد بررسی قرار داده شود. این مقاله ابتدا به دیدگاه حاکم بر فضای داستان های شاهنامه نسبت به زنان می پردازد. سپس نقش کلی زنان در شاهنامه را مورد بررسی قرار می دهد. در ادامه به تحلیل و بررسی نقش و شخصیت هر یک از زنان شاهنامه و تأثیر هر یک در روند داستان ها می پردازد.
هدف پژوهش بررسی رابطه ساختاری بهزیستی ذهنی بر مبنای سختکوشی روانشناختی با میانجی گری تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به سرطان پستان است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی، و از نظر روش جزء پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی است که به شیوه معادلات ساختاری انجام گرفته است. جامعه آماری شامل تمام زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستانهای شهر تهران بود و 100 نفر از کسانی که به بیمارستان هفتم تیر مراجعه کرده بودند با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو، سختکوشی روانشناختی اهواز (AHI) و تنظیم ساخت هیجان گارنفسکی بود. داده ها با روش حداقل مجذورات جزئی تجزیه و تحلیل شد و نتایج نشان داد الگوی پژوهش از روایی، پایایی و کیفیت مناسبی برخوردار است. این الگو توانست 50 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را در بیماران مبتلا به سرطان پستان تبیین کند و روابط ساختاری مفروض معنادار به دست آمد. در مجموع می توان از این الگو به منظور تعدیل مشکلات روانشناختی و جلوگیری از پیشرفت آن در بیماران مبتلا به سرطان پستان استفاده کرد.