امروزه فرار دختران از خانه و مسائل و مشکلات همراه آن از جملة مهم ترین مسائل اجتماعی است که بسیاری از کشورها با آن دست به گریبان هستند. آمارها عموماً از بحرانی شدن این مسئله، به ویژه در ایران، حکایت دارد. این مقاله، که برگرفته از طرحی پژوهشی است، به بررسی وضعیت خانوادگی دختران فراری، به مثابه گروهی آسیب پذیر در جامعه، می پردازد. روش تحقیق در این بررسی توصیفی تبیینی است و در گردآوری اطلاعات از شیوه هایی چون مراجعه به اسناد و مدارک، پرسش نامه، و همچنین مصاحبه در زندان اوین و مراکز بهزیستی استفاده شده است. هدف از این بررسی آن است که، با تکیه بر نظریه های موجود جامعه شناسی، به بررسی شرایط خانوادگی و عوامل تأثیرگذار در وقوع فرار و به تَبَعِ آن ایجاد بزه کاری در میان دختران نوجوان و جوان شهر تهران بپردازد.
هدف این مقاله، مطالعه تطبیقی عملکرد دو طیف رسانه ای جریان ساز (خبرگزاری ایسنا، روزنامه شرق و شبکه خبری بی بی سی فارسی) و رقیب (خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و خبر صداوسیما) در مدیریت جریان خبری اسیدپاشی های اصفهان در بازه زمانی 24مهر تا 9 آبان 1393 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام و برای تحلیل داده ها از دو روش تحلیل مضمون و تحلیل محتوای کمی استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که ایسنا پیشتازی جریان سازی خبری را بر عهده داشته و در کنار آن بی بی سی فارسی و روزنامه شرق در زنده نگاه داشتن این جریان خبری نقش داشته اند. در مقابل، خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و خبر صداوسیما در ابتدای شکل گیری جریان خبری، سکوت و پس از ایجاد جریان خبری به این موضوع وارد شدند. تأخیر در ورود، رویکرد انفعالی، زاویه نگاه حکومتی و زبان رسمی مهم ترین عواملی بود که باعث شد این طیف نتوانند تأثیر چندانی در مدیریت این جریان خبری داشته باشند.
امروزه، زنان و مردان فعالانه برای نقش های کاری و نقش های خانوادگی خود برنامه ریزی می کنند، اما رشد حرفه ای مردان کمتر از زنان از نقش های چند گانه تأثیر می گیرد. اکنون، بسیاری از نظریه پردازانِ رشد حرفه ای به دنبال نظریه ای کل گرا برای فهم ماهیت مهم شغل و تأثیر سایر نقش های زندگی بر آن هستند. اکثر این نظریه های کل گرا به رشد حرفه ای زنان مربوط اند، چرا که آنها اغلب به دنبال مدیریت نقش های گوناگون و ناسازگار خود در زندگی مانند شاغل بودن، همسر بودن و مادر بودن هستند.
یافته های این پژوهش که به روش پیمایشی در میان نمونه ای از استادان زن ده دانشگاه برتر کشور (تحت پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری) صورت گرفته است، نشان می دهد با وجود اینکه اولویت نقش خانوادگی در میان استادان زن بسیار بالاست، اولویت نقش شغلی تقریباً پایین است. همچنین، ادراک از تعارض شغلی ـ خانوادگی در میان استادان زن (در صورت پذیرش پست مدیریتی) نسبتاً بالاست، درحالی که حس خودکارآمدی مدیریت تعارض شغلی ـ خانوادگی در آنان در حد تقریباً پایینی قرار دارد.
یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد اولویت قایل شدن برای نقش شغلی بر انگیزه درونی برای پیشرفت در سلسله مراتب سازمانی و حضور در رده های مدیریتی تأثیر مثبتی دارد، هرچند در میان افرادی که برجستگی نقش شغلی تقریباً همانندی دارند، کسانی که رضایت مندی حاصل از نهاد خانواده برایشان مهم تر است، آرزومندی کمتری برای حضور در رده های مدیریتی دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد هر چه افراد نگرش مثبتی به توانایی خود برای ترکیب نقش های چندگانه داشته باشند، تعارض میان نقش های شغلی و خانوادگی را کمتر احساس کرده و یا این تعارضات را به نحو بهتری مدیریت می کنند. ادراک کمتر از تعارض شغلی ـ خانوادگی نیز موجب افزایش انگیزه درونی برای پیشرفت شغلی و رسیدن به رده های مدیریتی می گردد.
یافته های این پژوهش در زمینه تأثیر نقش های چندگانه زنان بر آرزومندی مدیریتی آنان، نشان می دهد تأکید بر موانع سازمانی و بی توجهی به تأثیر انتخابی (برجستگی نقش خانوادگی) و غیر انتخابی (تعارض شغلی ـ خانوادگی) نقش های خانوادگی زنان بر بی میلی آنان به حضور در پست های مدیریتی، دیدگاه ناکاملی در این زمینه ارائه می دهد و لازم است در تحقیقات مربوط به مدیریت زنان، این عوامل بیشتر مدّ نظر قرار گیرند
در جوامعی که نقش نان آوری خانواده به عهده مرد است هنگامی که به یک باره این نقش به عهده زنان گذاشته می شود، آنان را به یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه تبدیل می کند. در این موقعیت زنان علاوه بر نقش های متداول زن در خانواده، متولی نقش های مربوط به «سرپرستی خانوار» یعنی دو رکن اصلی «تأمین معیشت» و «اداره مدیریت خانوار» نیز می شوند و عمدتاًً در این مسیر با موانعی روبرو خواهند شد که برای گذر از این موانع باید توانمند شوند. با توجه به ماهیت مسئله مورد مطالعه، تشخیص داده شد که با روش اقدام پژوهی بهتر می توان به سؤالات تحقیق پاسخ گفت و از داده های متنوع تر کیفی در جهت انجام تحقیق استفاده کرد . داده ها از یازده نفر از زنان سرپرست خانوار مجتمع بهزیستی شهید حیرانی واقع در منطقه 5 اصفهان با استفاده از تکنیک گروه متمرکز و مصاحبه های نیمه ساخت یافته جمع آوری و پس از کدگذاری به روش نافل و وبستر تفسیر شدند. بر اساس نتایج دو تیپ زن سرپرست خانوار، یعنی فعال و منفعل وجود دارد و موانع موجود بر سر راه توانمندی از نگاه خود آنان، فقر اقتصادی، مشکلات جسمی و روانی، ناامنی محیط کار و عدم حمایت اجتماعی اطرافیان می باشد. برای مقابله با این موانع و دستیابی به توانمندسازی راهکارهایی برای توانمندسازی اقتصادی و روانی ارائه شد. کلید واژه ها: اشتغال، اقدام پژوهی، توانمندسازی زنان، زنان سرپرست خانوار.
جامعه شناسی ادبیات، از نگرش های نوین به ادبیات است که می کوشد تفسیری علمی و عملی از آثار ادبی ارائه نماید به گونه ای که بتوان از آنها به مثابه انعکاسی از واقعیات جامعه در حل مسائل و حتی بحران های اجتماعی بهره برد؛ توجه به مسائل اجتماعی با انقلاب مشروطیت به عنوان یکی از مؤلفه های شعری مطرح شد و در شعر نو، توسط نیما و طرفدارانش به اوج رسید و در جریان «سمبولیسم اجتماعی» ادامه یافت. فروغ فرخزاد یکی از شاعران برجسته این جریان است که در دوره دوم شاعری توجه ویژه ای به شعر اجتماعی نشان داده است. این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناسی اشعار فرخزاد، کوشیده به شیوه تحلیلی – توصیفی دیدگاه جامعه شناختی او را نسبت به مسائل اجتماعی بررسی کند. نتایج تحقیق نشان داد: فرخزاد در شعرهای اجتماعی خود در برابر مقوله های اجتماعی عصرش واکنش نشان داده و به عنوان یک منتقد توانست نابرابری های اجتماعی،تضادها،تباهی ها، استبداد، فقر و بی عدالتی و ... را با نمادگرایی و طنزپردازی به بیانی طبیعی و تأثیرگذار بیان کند و تصویری واضح و واقعی از جامعه عصر پهلوی دوم ارائه نمود.
در تمامی جوامع، تراجنسی ها به دلیل شرایط بیولوژیکی، نمایش رفتارهای نامتعارف و فرهنگ جنسیتی حاکم بر جوامع، مسائل و مشکلات زیادی را در طول زندگی تجربه می کنند.بر همین مبنا، پژوهش حاضر با هدف بررسی مشکلات فردی و اجتماعی این افراد انجام شده است و سعی دارد تا تجارب زیستة تراجنسی ها را در متن تعاملات اجتماعی با استفاده از روش زمینه ای که رویکردی کیفی است، بشناسد و درک کند. نمونة این پژوهش شامل 25 نفر از افراد تراجنسی در شهرهای یزد، مشهد و تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلولة برفی انتخاب شدند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام، و متن مصاحبه ها با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کدگذاری نظری تحلیل شد. در تحقیق حاضر، مقولة «بی ثباتی هویت» به منزلة پدیدة اصلی ظهور یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد که افراد تراجنسی در زیست جهان، با قضاوت ها و کلیشه های منفی روبه رو هستند که پیامد آن بی ثباتی هویت است. کنش آنان در مقابل مشکلات اجتماعی به صورت انزوای اجتماعی، ترک خانه و تعامل با هم کفو رخ می دهد. از پیامدهای آن نیز می توان به افزایش انحرافات، تقلیل سلامت فردی- اجتماعی و نبود سرمایة اجتماعی اشاره کرد.
حوزة «مادری/ اشتغال» به همزمانی نقش های مادری و شغلی برای زنان اشاره دارد که از جهات مختلفی قابل تأمل و نیازمند تدبیر و مدیریت است. تدابیر حاکمیت در راستای تسهیل این امر، تحت مقولة «سیاست اجتماعی» که از ابزار مدیریت مخاطرات اجتماعی و پاسخ به نیازهای گروه های خاص می باشد قابل تحقق است. این پژوهش با هدف فهم تحولات و الگوهای حاکم بر سیاست های اجتماعی در حوزة «مادری/ اشتغال»، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. مهمترین نتایج این پژوهش عبارت است از:1- سیاست گذاری ایران در چهار دهة اخیر به دلیل تغییر تسهیلات ارائه شده بر اساس تعداد فرزندان، از مهمترین ابزارهای تنظیم جمعیت به شمار رفته است. 2- سیاست گذاری در این حوزه، تأخیری و پسینی بوده است. 3- در سیاست های تسهیلی ایران خدماتی در راستای حمایت از شیردهی طبیعی مادران شاغل اختصاص داده شده است. اما افزایش گرایش به مصرف شیرخشک و ارتباط آن با سیاست گذاری تسهیل مادری، می تواند نشان دهندة عدم اجرای مطلوب سیاست های مربوطه باشد. 4- برخی از تحولات نوشتاری خدمت پاره وقت، از کفایت آن کاسته است. 5- الگوهای سیاست گذاری ایران در شاخص های «جمعیت» و «مراقبت»، چندوجهی، عمدتاً مستقیم و به سمت ترویج و تحکیم الگوی «مرد نان آور/ زن مراقب» بوده است.