یکی از مهم ترین روش های کمی و حوزه های پژوهشی در کتابداری و علم اطلاعات، حوزه علم سنجی و اطلاع سنجی است که در چهار دهه اخیر رشد فزاینده ای یافته است، به طوری که مطالعه در هر یک از مقوله های آن مستلزم بررسی نوشتارها و پژوهش های زیادی است. امروزه علم سنجی در توصیف، تبیین و پیش بینی وضعیت علمی پژوهشگران، گروه های آموزشی و پژوهشی، دانشگاه ها، سازمان ها و کشورها در عرصه های گوناگون ملی و بین المللی کاربردهای فراوانی یافته است. اگر چه موفقیت های بسیاری در این حوزه به دست آمده است، اما موانع و دشواری های چالش برانگیز زیادی نیز فراروی پژوهشگران حوزه مذکور قرار دارد.چالش های پیش روی حوزه علم سنجی با رویکردهای مختلف قابل بررسی است. در این مقاله، به روش کتابخانه ای و با رویکردی جامع و انتقادی، جنبه های مثبت و منفی مطالعات مربوط به حوزه علم سنجی با نگاهی موشکافانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و در نهایت مهم ترین کاستی ها و موانع مطالعات حوزه علم سنجی و برخی راهکارهای مقابله با این مشکلات، به صورت طبقه بندی شده، در چهار مقوله زیر ارایه شده است:.1 ضعف مبانی و فقدان پشتوانه محکم و عمیق نظری، فلسفی و معرفت شناختی2. مشکلات روش شناختی و دشواری های خاص حوزه ای مانند مسایل مربوط به استنادها و تحلیل استنادی3. آشفتگی و ابهام در واژگان و اصطلاح شناسی، و 4. محدودیت ابزارهای سنجش علم از جمله ISI در سنجش واقعی علم و تولیدات علمی.
مقدمه: ارزیابی توسعه مدیریت به مدیران کمک می کند تا قابلیت های مدیریتی موجود سازمانشان را ارزیابی و اقدامات مهمی را برای تقویت مدیریت و پایداری سازمان خود برنامه ریزی نمایند. این مطالعه به منظور شناخت و مقایسه روش های ارزیابی توسعه مدیریت در مراکز و کشورهای منتخب انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مقطعی ـ مقایسه ای در سال های 85-1384 به منظور مطالعه تطبیقی روش های ارزیابی توسعه مدیریت در مرکز علوم مدیریتی سلامت، مرکز بین المللی پژوهش های توسعه و نیز کشورهای آمریکا، انگلستان و ایران انجام گرفت. این روش ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، شبکه های اطلاع رسانی و مکاتبه با متخصصین داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفت. پس از مطالعه نظام مند این روش ها، هفت محور اصلی برای مطالعه استخراج و بر اساس آن ها جداول مقایسه ای طراحی شد. این جداول توسط صاحب نظران مدیریت از دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران، شهید بهشتی و نیز دانشگاه های تربیت مدرس، علامه طباطبایی، تهران و شهید بهشتی مورد بررسی قرار گرفت و نظرات اصلاحی آن ها اعمال شد. داده ها با استفاده از این جداول مقایسه ای جمع آوری و سپس این محورها در کشورهای منتخب مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: الگوهای مورد مطالعه از نظر اهداف اشتراکاتی دارند، اما از نظر سایر ابعاد مانند ساختار، زمینه های مدیریتی مورد ارزیابی، شاخص های مربوط به هر یک از زمینه ها، روش های جمع آوری و تحلیل داده ها و استفاده از نتایج تفاوت هایی نیز دارند. دیگر این که تمام الگوهای مورد مطالعه، دخالت کارکنان سازمان در فرآیند ارزیابی توسعه مدیریت را به عنوان پیش شرط مهم موفقیت این فرآیند و نیز توسعه قابلیت های مدیریتی سازمان ذکر کرده اند.نتیجه گیری: در تمام این مدل ها ارزیابی توسعه مدیریت به عنوان اولین مرحله فرآیند تغییر و بهبود سیستم های مدیریتی سازمان در نظر گرفته می شود. با توجه به این که کارایی و اثربخشی سیستم ارایه خدمات بهداشتی به طور مستقیم تحت تاثیر کیفیت مدیریت مدیران بهداشتی است، برای توسعه مدیریت در نظام سلامت کشورمان پیشنهادهایی بر اساس آخرین تجربیات سازمان های بین المللی به ویژه سازمان جهانی بهداشت ارایه می شود.
مقدمه: اطلاعات ثبت شده بر روی گواهی فوت برای مقاصد مهمی مانند تهیه آمارهای مرگ و میر برنامه های ارتقای سلامت عمومی و تخصیص منابع مراقبت بهداشتی کاربرد دارد. از این رو صحت داده های گواهی فوت از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از انجام این تحقیق، تعیین کیفیت گواهی فوت های صادره در بیمارستان های آموزشی و غیر آموزشی شهر کرمانشاه و میزان صحت ثبت داده های گزارش شده در آن ها بود.روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و جامعه پژوهش، بیماران بستری را که در شش ماهه اول سال 1386 در بیمارستان های آموزشی و غیر آموزشی شهر کرمانشاه فوت نموده بودند، شامل می شد. نمونه مورد بررسی با توجه به کل موارد مرگ مراکز آموزشی و بیمارستان های شهر کرمانشاه در شش ماهه اول سال 1386 (1994 مورد مرگ) و بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه (321 نمونه) محاسبه شد. در این پژوهش، نمونه گیری به روش تصادفی و جمع آوری داده ها بر اساس چک لیستی که روایی آن به تأیید متخصصان رسیده بود، انجام و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.یافته ها: نتایج نشان داد که 51.1 درصد از گواهی های فوت صادره در مراکز آموزشی درمانی و 24 درصد از گواهی های فوت بیمارستان های غیر آموزشی دارای کیفیت ثبت بودند. اطلاعات دموگرافیک گواهی های فوت صادره ی مراکز آموزشی درمانی و بیمارستان های غیر آموزشی به ترتیب در 7.6 درصد و 28.8 درصد از موارد غیر صحیح بود. فقط 3.3 درصد از گواهی های صادره در مراکز آموزشی درمانی و 12.2 درصد از گواهی های صادره در بیمارستان های غیر آموزشی توسط پزشک معالج متوفی صادر شده بود. در 33.7 درصد از مراکز آموزشی درمانی و در 45.4 درصد بیمارستان های غیر آموزشی، مکانیسم مرگ به عنوان علت مرگ گزارش شده بود. بین علت های مرگ مندرج در 64.1 درصد از گواهی های فوت مراکز آموزشی درمانی و 74.7 درصد بیمارستان های غیر آموزشی، تسلسل علیتی منطقی وجود نداشت.نتیجه گیری: وضعیت کنونی صدور گواهی فوت در بیمارستان ها به خصوص بیمارستان های غیر آموزشی از لحاظ کیفی نامناسب و قابل تعمق بود. اهمیت و ارزش داده های مندرج در گواهی فوت و استفاده های متعدد آن، توجه بیشتر به ارتقای سطح آگاهی پزشکان از وجود انواع خطاها در کامل کردن گواهی فوت را می طلبد.
انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به دلیل هزینهی سنگین خرید و پیاده سازی آن و همچنین پیچیدگیهای تطبیق فرآیندهای سازمان با سیستم جدید، از تصمیمات خطیر مدیریتی محسوب میشود. هدف این مقاله، طراحی یک سیستم خبره فازی برای انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان مناسب بر مبنای معیارهای انتخاب معتبر و بین المللی است تا ریسک ناشی از انتخاب نادرست تا حدامکان کاهش داده شود. منطق فازی این امکان را میدهد که چنانچه یک گزینه در معیاری فاقد انطباق لازم با شرایط سازمان باشد، وضعیت معیار متناظر دیگری بررسی شده تا امکان انتخاب گزینه مناسب به آسانی کاهش نیابد و ارزیابی در سطح کلیه شاخص ها و به صورت فازی انجام شود. از سوی دیگر قواعد سیستم خبره فازی، شرایط گزینه ها را با توجه به مطالبات سازمان بررسی میکند و بدین ترتیب، رتبه بندی بدون نیاز به مقایسهی مستقیم گزینه ها که با مقایسهی هر گزینه با شرایط مطلوب سازمان انجام میگیرد. به منظور اعتبارسنجی و بیان بهتر مطالب، پژوهش به همراه مطالعهی موردی مربوط به یکی از واحد های صنعتی داخل کشور تبیین شده است.
در این مقاله برای محاسبهی نقاط بهینه سفارش دهی در سیستم های کنترل موجودی و به طور خاص برای سیستم های سفارش دهی مرور دائم (r,Q) روشی با استفاده از منطق فازی ارایه شده است که به طور مشابه برای دیگر روش های سفارش دهی نیز میتواند استفاده شود. از آنجا که در مدل های سفارش دهی نمیتوانیم به طور دقیق پارامترهایی مثل هزینه را پیش بینی نماییم، با ابهام رو به رو خواهیم بود. در چنین حالتی استفاده از مقادیر دقیق موجب ایجاد اشتباه در تصمیم گیری میشود. از طرفی استفاده از روش های آماری نیز برای پارامتر های مبهمی چون هزینه معقول به نظر نمیرسد. به همین منظور در این مقاله راهکاری برای استفاده از اعداد فازی در تصمیم گیریهای مربوط به کنترل موجودی سیستم های سفارش دهی ارایه شده است. برای فازیسازی از اعداد فازی ذوزنقه ای استفاده شده است. در غیر فازی کردن اعداد فازی نهایی نیز از روش فاصلهی علامت دار استفاده شده و در نهایت مثالی عددی برای شرح مدل آورده شده است.
محدود بودن منابع مالی و امکانات بانکها، به خصوص در کشورهای در حال توسعه همانند ایران نیاز به برنامه ریزی برای افزایش کارایی و بهره وری بانکها را بیش از پیش ضروری ساخته است. لازمهی این افزایش کارایی، سنجش عملکرد و شناخت قوت و ضعف شعب بانکی است. مقالهی حاضر با استفاده از ترکیبی از روش های مهم همچون مدل روش ناپارامتریک DEA اصلاح شده و روش AHP به محاسبهی کارایی مؤلفه ای شعب بانک مسکن در تجهیز منابع و مصارف میپردازد. در این باره نتایج اجرای مدل های طرف منابع و مصارف، شعب کارا و ناکارای بانک مسکن را در زمینه تجهیز منابع و تخصیص تسهیلات مشخص نموده و زمینه لازم جهت ارایه رویکرد فعالیتی شعب این بانک را با تأکید بر تجهیز منابع یا تخصیص تسهیلات، فراهم آورده است.
این مقاله یک رویکرد کنترل پیش بین مدل برای سیستم های برنامه ریزی تولید ـ موجودی ارایه میکند. کنترل پیش بین مدل (MPC) قبلاً در مسایل زنجیرهی تأمین بهکار گرفته شده و نتایج رضایت بخشی داشته است. اما سیستم های پیشنهادی تا حال اطلاعاتی راجع به تقاضای آتی ندارند. ادغام یک متدولوژی پیش بینی در چارچوب MPC میتواند عملکرد سیستم های کنترلی را بهبود دهد. در این مقاله برای پیش بینی عدم قطعیت در رفتار تقاضای متلاطم، از روش های کلاسیک و هوشمند پیش بینی استفاده میشود. با توجه به رفتار غیرخطی و نوسانی و حتی آشوبی تقاضای متلاطم، شبکه های عصبی در مقایسه با روش های معمول کلاسیک همچون روش هموارسازی نمایی بهتر میتوانند این رفتار را مدل سازی و پیش بینی نمایند. داده-های واقعی برای بررسی و مقایسهی کارایی طرح پیشنهادی با توجه به خطای معیار عملکردی بهکار گرفته میشود.
تقویت صادرات غیرنفتی از نگرانیهای اصلی و راهبردی کشور است. یکی از صنایع سودآور و دانش محور صنعت نرم افزار است. شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد صادرات شرکت های نرم افزاری می توان برنامه ریزی بهتری برای افزایش صادرات نرم افزار انجام داد. به همین منظور در این مقاله مدلی متشکل از متغیرهای مهم صنعت نرم افزار شامل: شدت رقابت، توانمندی برنامه ریزی و اجرای بازاریابی به همراه سه بعد بازارگرایی (مشتری گرایی، رقیب گرایی، هماهنگی درون سازمانی) طراحی شد. گردآوری داده ها از طریق یک پرسشنامه 37 سؤالی و بر مبنای پاسخ های مدیران عالی شرکت های نرم افزاری صادرکننده انجام شد. پایایی متغیر های مکنون همگی در بازه قابل قبول قرار دارد. برای آزمون مدل از روش کمترین مربعات جزیی و نرم افزار Smart PLS-Graph نسخه 2.0 استفاده شد. نتایج نشان داد، شدت رقابت بر عملکرد در بازار بین المللی، مشتریگرایی و توانمندی اجرای بازاریابی اثر مثبت دارد. نتایج آزمون نشان داد که رقیب گرایی، قابلیت اجرای بازاریابی و مشتریگرایی به طور مثبت بر عملکرد در بازار بین المللی مؤثر است. تفکیک آثار نشان داد، مهم ترین عوامل تعیین کنندهی عملکرد در بازارهای بین المللی به ترتیب عبارتند از: شدت رقابت، توانمندی اجرای بازاریابی، مشتریگرایی و رقیب گرایی.
شهر قم علاوه بر اینکه به عنوان مهم ترین پایگاه مذهبی جهان تشیع و دومین مرکز زیارتی کشور بعد از مشهد در سطح ملی شناخته شده است، دارای پتانسیل های مذهبی - فرهنگی، تاریخی و طبیعی با ارزش دیگری نیز هست؛ لیکن تاکنون این شهر نتوانسته است به جایگاه واقعی خود در عرصه جذب گردشگر به ویژه به لحاظ ضریب ماندگاری گردشگران دست یابد. در پژوهش حاضر هدف اصلی آن است که با به کارگیری فرایند برنامه ریزی استراتژیک، ضمن پی جویی توانمندی ها و کارکردهای گردشگری شهر قم و به منظور توسعه این کارکردها، به ارایه راهکارها و تعیین استراتژی های کاربردی برای توسعه گردشگری -با تاکید بر گردشگری مذهبی- شهر قم پرداخته شود. در این فرایند با بررسی قابلیت ها و فرصت های گردشگری قم، نتایج نهایی مبین آن است که استراتژی های قابل قبول در برنامه ریزی گردشگری مذهبی این شهر،در اولویت نخست استراتژی های محافظه کارانه اند؛ و در واقع استراتژی های تهاجمی در اولویت دوم برنامه ریزی قرار می گیرند. بدین منظور، نخست استراتژی های اولیه WO و سپس استراتژی های SO در ماتریس SWOT در اولویت قرار گرفتند. در واقع استراتژی محافظه کارانه WO2 با امتیاز 6.49 به مثابه بهترین استراتژی در توسعه گردشگری مذهبی شهر قم تلقی می گردد. به منظور تحقق این امر مهم، استراتژی مذکور می تواند با اجرا و تقویت فضاهای سرگرمی و تفریحی (پارک و شهربازی) و فضاهای سبز و همچنین تقویت جاذبه های طبیعی به عنوان عنصر مکمل گردشگری مذهبی، در تمام طول سال، برای جلوگیری از فصلی شدن گردشگری شهر و افزایش مدت اقامت گردشگران در شهر عملی گردد. در عین حال استراتژی تهاجمی SO2 با امتیاز 7.33، موثرترین راهبرد -پس از محافظه کارانه- قلمداد می شود. به منظور نیل به اهداف تحقیق و توسعه گردشگری با بهره گیری از این استراتژی، توسعه علوم اسلامی از یک سو، و افزایش تبلیغات و جذب طلاب و گردشگران مذهبی - فرهنگی خارجی با معرفی جایگاه واقعی کارکردهای مذهبی - فرهنگی شهر قم به سایر کشورها و همچنین ایجاد اشتغال و درآمد پایدار از سوی دیگر، پیشنهاد می شود.
توانایی صورت های مالی در تلخیص اطلاعات مؤثر بر بازده سهام و رابطه این اطلاعات با ارزش شرکت همواره مورد توجه مدیران و سرمایه گذاران بوده است. با توجه به اهداف گزارشگری مالی تدوین شده توسط بسیاری از مراجع ذی صلاح، فرض بر این است که بسیاری از اطلاعات مندرج در صورت های مالی، می تواند در مدل تصمیم گیری سرمایه گذاران استفاده شود هدف این پژوهش ارزیابی رابطه اجزای اقلام تعهدی و نسبت های مالی منتخب با قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، تعداد نه فرضیه تدوین و برای تجزیه و تحلیل داده ها از سه مدل رگرسیون استفاده شده است. هر مدل علاوه بر سود هر سهم، شامل متغیرهایی است که می تواند در زمینه دستکاری صورت های مالی و ارزیابی رابطه سود و قیمت دارای محتوای اطلاعاتی باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تخمین مدل های به کار گرفته شده، از اطلاعات مالی 137 شرکت بین سال های 1380 تا 1387 و از روش داده های ترکیبی استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر مربوط بودن سود هر سهم ، نسبت های سرمایه در گردش به دارایی، بازده دارایی، سود خالص به فروش و گردش دارایی در سطح اطمینان 95٪ در تبیین قیمت سهام شرکت های نمونه است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که اجزای اقلام تعهدی در این زمینه از لحاظ آماری معنی دار نیستند. این مطلب گویای آن است که در توضیح رابطه سود هر سهم و قیمت سهام، در نظر گرفتن اقلام تعهدی به عنوان معیاری برای کیفیت سود، اهمیت زیادی را نشان نمی دهد و تغییرپذیری سود کمتر تحت تأثیر موقعیت تجاری و تصمیمات مدیر از ناحیه اقلام تعهدی قرار می گیرد. به طور کلی، یافته های پژوهش نشان داد که سود هر سهم مربوط ترین متغیر حسابداری به ارزش شرکت است و بین دارایی های جاری و قیمت سهام رابطه ای معکوس وجود دارد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی وارزیابی اثر خصوصی سازی بر توسعه بازار سهام دربورس اوراق بهادار تهران است. خصوصی سازی از طریق واگذاری مالکیت و مدیریت بنگاه های اقتصادی دولتی به بخش غیر دولتی تحقق مییابد. در خصوصی سازی،کوچک سازی دولت، توانمندسازی بخش خصوصی، گسترش بازارسرمایه و.... پی گیری می شود. جامعه آماری این پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 تا 1387 است و با توجه به اینکه وضعیت کلی بورس مورد توجه است، نیازی به نمونه گیری نیست . به منظور بررسی تاثیر خصوصی سازی بر توسعه بازار سهام، با توجه به شاخص های در نظر گرفته شده،با استفاده از آزمون پرون به بررسی نقاط شکست ساختاری احتمالی در نه مقطع زمانی، با توجه به روند خصوصی سازی پرداخته شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان می دهد خصوصی سازی تاثیری بر توسعه بازار سهام ندارد. در واقع، خصوصی سازی باعث توسعه بازار سهام نشده است که علت این امر را می توان در سیاست های اشتباه اتخاذ شده در برنامه های خصوصی سازی ایران جستجو کرد. بر همین اساس پیشنهاد هایی ارائه گردید.
در تحقیق حاضر با توجه به اهمیت رابطه ریسک و بازده، تأثیر ریسک نقدشوندگی و عوامل مؤثر ریسک، شامل: ریسک بازار (ریسک سیستماتیک)، اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و همچنین سهام شناور بر بازدههای مقطعی با توجه به مدل FARM بررسی شده است. در راستای این هدف، همه شرکت هایی که اطلاعات مورد نیاز برای دوره چهار ساله مورد تحقیق (86-83) در مورد آنها قابل دسترسی بود، انتخاب گردیدند. به منظور آزمون فرضیهها از تکنیکهای آماری رگرسیون ساده و چندمتغیره (روش گامبهگام) بهره گرفته شده است. آزمون معنادار بودن الگوها با استفاده از آمارههای F و t صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ریسک بازار، اندازه شرکت و سهام شناور رابطه معناداری با بازده دارند، اما رابطه ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و ریسک نقدشوندگی با بازده معنادار نیست. همچنین بررسیها نشان میدهند رابطه ریسک سیستماتیک و ریسک نقدشوندگی معنادار است.
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که مدیران تمایل دارند اولین رقم سود گزارش شده شرکت را به سمت بالا گرد کنند.براساس این پژوهشها، وقوع این رفتار به علت وجود پدیده روانی "" 199تومانی"" است که براساس آن کالایی که اولین رقم سمت چپ آن کوچکتر باشد، به طور غیرعادی ارزانتر ارزیابی میشود. در این پژوهش تلاش شد تا مشخص شود که آیا مدیران شرکتهای ایرانی پذیرفته شده در بورس نیز به این رفتار دست میزنند؟ وآیا وقوع این رفتار با ویژگیهای اندازه ،میزان بدهی و سطح عملکرد عملیاتی شرکت؛رابطه دارد؟ هدف از این پژوهش، مقایسه توزیع مشاهده شده با توزیع مورد انتظار در دومین رقم سمت چپ سودهای گزارش شده شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.این پژوهش شامل بررسی اطلاعات مربوط به صورتهای مالی 245 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1387و اطلاعات صورتهای مالی همان شرکتها در بازه زمانی 1388- 1377 است. برای این پژوهش، دو فرضیه طراحی و با استفاده از توزیع بنفورد ( Benford's Distribution )،به عنوان توزیع مورد انتظار، آزمون شد. نتایج این پژوهش بیان میکند که مدیران شرکتهای ایرانی تمایل ندارند در زمان مواجهه با عدد بزرگی مانند نه در دومین رقم سمت چپ سود، با هدف افزایش یک واحدی اولین رقم آن، سود عملیاتی را به سمت بالا گرد کنند؛در حالی که بررسی این پدیده در ارتباط با سود خالص شرکتها، نتایج مربوطتری ارائه میکند. بهعلاوه شرکتهای بزرگ و شرکتهای دارای عملکرد عملیاتی پایین تمایل بیشتری برای انجام این کار در سود خالص خود دارند.
استراتژی فناوری، خصوصا در صنایعی که فناوری محور به شمار می روند و فناوری نقش مهمی در رقابت پذیری آنها دارد، عموما، یکی از مهم ترین اجزای جهت گیری استراتژیک شرکت ها به شمار می رود. لذا پژوهشگران به ارتباط میان استراتژی فناوری و استراتژی کسب وکار شرکت ها و اثری که این ارتباط بر عملکرد شرکت ها می گذارد توجه نموده اند. در این تحقیق بر اساس داده های یک پیمایش و در چارچوب نظریه پیکربندی به بررسی ارتباط میان این دو استراتژی و عملکرد کسب وکار در صنایع الکترونیک ایران پرداخته شده است. نتایج حاصل نشان داده است که خصوصا در مورد استراتژی های کسب وکار تمایز و تمرکز، استراتژی فناوری نقش پشتیبان استراتژی کسب وکار و فراهم آورنده قابلیت های رقابتی لازم را بر عهده دارد و در صورتی که استراتژی فناوری از سازگاری و قوت لازم برای ایفای این نقش برخوردار نباشد، عملکرد شرکت ها ضعیف خواهد بود.
ایجاد ارزش به عنوان مقوله ای اساسی در بازاریابی مبتنی بر ارزش، در بانک های تجاری کشور به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته و مقیاسی بومی برای سنجش آن توسعه نیافته است. در این مطالعه مقیاسی بومی برای سنجش ایجاد ارزش در بانک های تجاری کشور و همچنین بررسی وضعیت این بانک ها بر اساس این مقیاس توسعه یافته است. اعتبار مقیاس طراحی شدهاز سوی 50 نفر از خبرگان تأیید شده است. مقیاس تأیید شده از سوی خبرگان، در قالب یک پرسشنامه دو صفحه ای از 300 نفر از مدیران و کارشناسان بخش بین المللی بانک های تجاری کشور نظرسنجی شده است. یکی از یافته های این مطالعه "مقیاس بومی سنجش ایجاد ارزش در بانک های تجاری کشور" است که در آن نقش و اهمیت مؤلفه های اصلی به ترتیب (1) ارزش ادراکی درون سازمانی، (2) ارزش ادراکی رقبا، (3) ارزش ادراکی مشتری و (4) ارزش ادراکی بازار است. یافته دیگر این مطالعه نشان دهنده یوضعیت این مقیاس در بانک های مورد بررسی است. بدین ترتیب که وضعیت این مقیاس در بانک های تجاری ملی ایران، صادرات، ملت و سپه مناسب بوده و تنها در بانک تجارت نامناسب است.