پس از این که پاتل و ولفسون (509:1982) به بررسی رابطه محتوای اخبار مربوط به سود با زمان انتشار این اخبار طی روزهای هفته پرداختند، پژوهشهای انجام شده که نشان می دهند سودهایی که در روزهای پایان هفته اعلام شده اند شامل اخبار بدتری نسبت به سودهایی که در روزهای طی هفته منتشر شده، می باشند. فرضیه این است که مدیران فرصت طلب به این دلیل سودهایشان را در این زمان ها منتشر می کنند تا در این زمان ها به دلیل توجه کمتر رسانه ها، اخبار بد را از بازار پنهان کنند. در این مقاله برای بررسی دقیق تر فرضیه افشای راهبردی، به آزمون مشاهداتی میپردازیم که زمان اعلان سودهایشان را بین روزهای کاری هفته و پایان هفته تغییر داده اند. نتایج آزمون فرضیه ها بر اساس بیش از 4000 مورد اعلان سود در طی سال های 1380 تا 1388، نشان می دهد که مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به طور راهبردی اقدام به زمان بندی اعلان سودهایشان نمی کنند. با انجام آزمون رگرسیون لجستیک اثر برخی عوامل موثر بر انتخاب زمان اعلان سودهای فصلی از قبیل سودغیرمنتظره، درصد سهام شناور آزاد، صنعت، پیچیدگی فعالیت های شرکت و اندازه شرکت بر زمان اعلان سودهای فصلی طی روزهای هفته بررسی شد. نتایج آزمون نشان می دهد که از میان عوامل مختلف تنها درصد سهام شناور آزاد بر زمان اعلان اخبار مربوط به سود تأثیر دارد.
در این مطالعه تأثیر دسترسی به پایگاه های اطلاعاتی بر خدمات تحویل مدرک در کتابخانههای دانشگاهی ایران در چارچوب عواملی شامل تعداد سفارشات در طول سالهای مورد بررسی و روند این سفارشات، هزینه های صرفشده در هر دانشگاه و بهطور کلی دانشگاهها و گروههایی که بیشترین سفارش را داشتهاند، بررسی شده است. این پژوهش به روش پیمایشی و با مراجعه حضوری به بخش تامین مدرک کتابخانه دانشگاهها و همچنین مصاحبه حضوری با کتابداران مسئول آن بخش انجام شده. جامعه آماری پژوهش حاضر به دانشگاههای شیراز، تهران و تربیت مدرس، و دانشکدههای آنها محدود شده. یافتهها حاکی از آن است که میزان سفارش مقاله در دانشگاههای مختلف به جامعه مخاطبان، امکانات، میزان آشنایی دانشجویان و نحوه ارائه خدمات تحویل مدرک در آن دانشگاه وابسته است.
در سال های اخیر، موضوع راهبری شرکتی به عنوان یکی از مباحث مهم، مورد توجه قرار گرفته است. امروزه نتایج عملکرد شرکت ها منافع گروه کثیری از آحاد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. برای بررسی رابطه میان شاخص های راهبری شرکتی و معیارهای ارزیابی عملکرد پژوهش هایی در ایران انجام شده است. اما همچنان نتیجه واحدی در این مورد حاصل نشده است. به نظر می رسد که سطح ارزش آفرینی یک شرکت به لحاظ اعتبار و ارزشی که برای شرکت فراهم می آورد، می تواند به عنوان یک عامل مؤثر در ارتباط میان راهبری شرکتی و عملکرد، رفتار نماید. لذا در این پژوهش علاوه بر بررسی ارتباط میان شاخص های راهبری شرکتی و عملکرد شرکت های نمونه، از میان این شرکت ها، شرکت های ارزش آفرین با توجه به معیار ارزش افزوده بازار انتخاب شده و فرضیات پژوهش در این نمونه شرکت ها نیز مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج حاصل به صورت مقایسه ای ارائه شده است. این فرضیه ضمنی وجود دارد که نتایج حاصل از شرکت های ارزش آفرین مشابهت بیشتری با نتایج حاصل در کشورهای توسعه یافته داشته باشد و یکی از دلایل تفاوت نتایج پژوهش های مختلف وجود نمونه های متفاوت از نظر ارزش آفرینی شرکت ها باشد. برای ارزیابی عملکرد در این پژوهش از بازده دارایی ها استفاده شده است. شاخص های راهبری شرکتی شامل، ساختار هیئت مدیره، سهامداران نهادی و تمرکز مالکیت است. نتایج حاصل شده در نمونه شرکت های ارزش آفرین غالبأ مطابق با تئوری های مطرح است، اما در نمونه ی دیگر شرکت ها نتایج متفاوتی مشاهده شده است، بنابراین می توان نتیجه گرفت، که ارزش آفرینی شرکت ها یکی از عوامل مؤثر در تعیین نوع ارتباط معیارهای ارزیابی عملکرد و شاخص های راهبری شرکتی می باشد