هدف از مقاله حاضر، شناسایی شاخص ها و عوامل موثر بر سازمان فضیلت گرا و آزمون مدل ساختاری سازمان فضیلت گرا در دانشگاه های منتخب استان یزد است. در روش تحقیق این پژوهش، رویکرد ترکیبی کمی و کیفی به کار رفته است. بدین گونه که برای شناسایی شاخص های سازمان فضیلت گرا از روش دلفی که از جمله روش های کیفی است، استفاده شد و از روش کمی مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون مدل استفاده شد. در این مقاله، ابتدا با توجه به ادبیات تحقیق، شاخص های موثردرایجاد سازمان فضیلت گرا استخراج و سپس با تشکیل پنل دلفی و سه دوراجرای تکنیک دلفی درمورد این شاخص ها اجماع حاصل شد.شاخص های بدست آمده، مبنای تهیه پرسش نامه اصلی تحقیق قرارگرفت. جامعه آماری تحقیق،کارکنان دانشگاه های منتخب استان یزد بود.یافته ها نشان داد که پنج عامل اصلی شامل رهبری، فرهنگ سازمانی، منابع انسانی ،ساختار و فرایند وتوجه به ذینفعان از شاخص ها، توسط تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی، قابل استخراج است که این پنج عامل درمجموع، حدود 81 درصد ازتغییرپذیری متغیرها راتوضیح می دهد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر مدل ساختاری سازمان فضیلت گرا، حاکی از این است که از میان پنج عامل استخراجی، عامل فرهنگ سازمانی بیشترین اثر مستقیم را بر سازمان فضیلت گرا دارد و عامل توجه به ذینفعان از لحاظ مجموع آثار مستقیم و غیرمستقیم، رتبه اول را در سوق دادن سازمان به فضیلت گرا به خود اختصاص داده است.
کلمه مهاجرت در غالب موارد به مفهوم تغییر مکان فرد و یا گروه ، از منطقه ای به منطقه دیگر بکار برده می شود . ترک زادگاه و یا محلی که فرد یا گروه ، مدت طولانی در آنجا بسر برده و جایگزین و اسکان در ناحیه ای دیگر برای ادامه زندگی ، حرکتی است که پایه و اساس هر مهاجرتی را تشکیل می دهد. این حرکت ، در سطوح متفاوت ابعاد مختلف دارد. امروزه مهاجرت عمدتاً از روستاهابه شهرهاست . بویژه در کشورهای پیشرفته صنعتی ، مکانیزه شدن کشاورزی و در پی آن آزاد شدن نیروی کار در روستاها از یک سو و گسترش و توسعه قطبهای صنعتی و خدمات در شهرها و افزایش نیاز به نیروی انسانی در این بخشها ، اساسی ترین عامل مهاجرت محسوب می گردد. ولی در کشورهای در حال توسعه ، اغلب نابودی و اضمحلال کشاورزی محلی و سنتی به همراه ویرانی اقتصاد روستاها در اثر یورش نابودکننده فرهنگ و اقتصاد سلطه گرو مصرفی از جمله آشکارترین عوامل حرکت به سوی شهرها به حساب می آید . مهاجرت ، زمینه و بستر وابستگی اقتصادی و نمود عینی از نابودی خودکفایی کشاورزی و تشدید بخش مصرفی و نهایتاً وابستگی است. مطالعه در مورد مهاجرت و علل و شناخت ریشه های آن و تأثیر اجتماعی و پیامدهای آن در کل سیستم جامعه به تحقیق و کار فراوان نیاز دارد ولی این تحقیق و کار فراوان نیاز دارد ولی این تحقیق و بررسی نیز می تواند به خودی خود آغاز و شروع یک برنامه سازنده در برنامه ریزیهای اقتصادی اجتماعی میهن اسلامیمان باشد.
بخش خدمات و تجارت مربوط به آن در اقتصاد حمل و نقل دریایی کشور به دلیل تأثیری که میتواند در فرآیند تولید، افزایش اشتغال و ایجاد فرصتهای شغلی جدید داشتهباشد، از اهمیت ویژهای برخوردار است. از سوی دیگر، به لحاظ دسترسی کشور به آبهای آزاد بینالمللی، بستر ویژهای برای کشور فراهم است.ماهیتی به شرح فوق، امکانی را برای حضور در تجارت جهانی، برای کشور جمهوری اسلامی ایران تدارک میآورد و در شرایط عدم عضویت، الزاماتی را نیز، به دنبال دارد. این امر، زمینهساز انتخاب راهبردها و روشهایی است که به پشتوانه آن، شیوه پیوستن، تدوین و پیش زمینههای آماده سازی، فراهم گردند.سازمان تجارت جهانی،بهرهمند از اصول و دیدگاههای ویژهای است. به این ترتیب کشورهایی که ایده و لزوم پیوستن به آن را دارند، میبایستی تا در مرتبه نخست، اصول سازمان تجارت جهانی را پذیرفته و در گام دوم، در تدوین پیمانها و توسعه زوایای سیستم تجارت چندجانبه، مشارکت پویا داشته باشند. براین اساس، ضرورت دارد تا بنادر، پیرامون اصول اساسی داور بر تجارت جهانی، توانا شوند تا کارآموزدگیهای جدید، برای به حقیقت پیوستن آرمانهای همگرا با الگویهای فعالیت تجارت جهانی را بیاموزند و خود را با شرایط تجارت جهانی هماهنگ سازند. این پژوهش براساس توصیف تشریح ویژگیهای انطباق با اصول داور بر سیستم تجارت جهانی است. که از طریق انجام گفتگوهای تخصصی، که کادر خبره در حمل و نقل دریایی، جامعه آماری آن را تشکیل دادهاند، و هم چنین انجام بررسیهای تطبیقی در چند کشور نمونه، که به سازمان تجارت جهانی پیوستهاند، مبادرت به پردازش روش و ترسیم شیوه پیوستن نموده است.
امروزه یکی از راههای دستیابی به توسعه پایدار، انتقال مالکیت از مالکیت دولتی به مالکیت خصوصی بیان شده است. تصویب سیاستهای اصل44 قانون اساسی توسط مجلس شورای اسلامی نیز گویای همین امر است. یکی از بهترین روشهای خصوصیسازی، واگذاری سهام از طریق بورس اوراق بهادار بوده و یکی از مسائل مهم در این باره، نحوه قیمتگذاری سهام واگذارشده است. بهدلیل اهمیت وحساسیت این موضوع ، تاکنون مدلهای زیادی مبتنیبر دیدگاههای مختلف برای قیمت گذاری سهام ارائه گردیده که با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی، منطقهای وغیره، نتایج و کاربردهای متنوع و متفاوتی، داشته است. در این پژوهش، قیمت واگذاری سهام شرکتهای دولتی مشمول خصوصیسازی در سه سال با قیمت محاسبه شده سهام آنها برمبنای مدل علمی، در بورس اوراق بهادار تهران ، مورد بررسی قرار گرفته است.داده های مورد نیاز از طریق مراجعه به بورس اوراق بها دار وسایت سازمان خصوصی سازی وسایر بانکهای اطلاعاتی مربوطه جمع آوری در این راستا، از بین مدلهای ارزشیابی سهام از دیدگاه شرکتهای قابل مقایسه، مدل نسبت قیمت بازار به سود هر سهم(P/E) شرکتهای مشابه انتخاب ، سپس قیمتهای سهام شرکتهای دولتی مشمول واگذاری برمبنای این مدل در سالهای1385،1384و1386 محاسبه، وبا قیمت های اعلام شده توسط سازمان خصوصیسازی مقایسه ورابطه بین این دوقیمت ارزیابی شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر این است که تنها قیمتهای تعیین شده در عرضه تدریجی توسط سازمان خصوصیسازی تا حدود زیادی به ارزش ذاتی محاسبه شده برای سهام شرکتهای مشمول واگذاری نزدیک است. بنابراین سازمان خصوصیسازی میتواند با اطمینان بیشتری از قیمتهای محاسبه شده برمبنای مدل نسبت قیمت بازار به سود هر سهم(P/E) شرکتهای مشابه، برای قیمتگذاری عرضه تدریجی سهام استفاده کند .
هدف از این نوشتار، بررسی اثر توانمندیهای چابکی شرکتهای تولیدی بر عملکرد تولیدی آنهاست. متدلوژی این بررسی مدلسازی علّی با شبکههای بیز است. شبکههای بیز، ساختارهایی نموداری برای نمایش روابط احتمالی تعداد زیادی متغیر و انجام استنباط احتمالی با آن متغیرها هستند. دادههای این پژوهش با همکاری شرکتهای مهندسین اندیشه فرافن، سازهگستر سایپا و گروه بهمن، نمونهای از شرکتهای سازنده قطعات و مجموعههای خودرو، گردآوری شده است. پرسشنامه این مطالعه، با متدلوژی مفهومسازی و معتبرسازی ابزار سنجش، توسعه یافته و سنجههای رتبهای هر سازه، بر مبنای نشان گرهای پرسشنامه، با بهکارگیری تحلیل خوشهای K میانگین به دست آمدهاست. از این سنجهها برای مدلسازی علّی و آزمون فرضیهها با کمک شبکههای بیز مورد استفاده استفاده شده است. سپس بهترین مدل با معیار اطلاعات بیز شناسایی شد. این مدل روابط علّی میان توانمندیهای چابکی و سنجههای عملکرد تولیدی را نشان میدهد که از آن میتوان در توسعه تئوری تولید چابک و پیادهسازی تولید چابک در سازمانها بهره برد.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نمونه عالی و عملی تهدید امنیت ملی و دفاع همه جانبه از آن است. پرسش اصلی این است که این جنگ، به ویژه پایان آن چه تجارب و درس هایی برای دفاع ملی دارد؟ فرضیه تحقیق این است که جنگ تحمیلی و چگونگی پایان آن نشان می دهد برای دفاع از کشور و تأمین اهداف و منافع ملی باید راهبردی متوازن با توجه به اهداف و توان مندی ها و ترکیبی درست و دقیق از عناصر و مؤلفه های قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشت. چهار الگوی نگرش همه جانبه، عمل تخصصی؛ اصالت قدرت ملی و ضرورت قدرت بین المللی؛ شناخت عالمانه، تصمیم گیری آگاهانه و عمل مشتاقانه؛ و ارزش مندی دفاع، ضد ارزش بودن جنگ می توانند درس های جنگ تحمیلی برای دفاع ملی ایران باشند.
همواره تمایل به بررسی تحولات تکنولوژیکی و اثرات آن بر ساختار تصمیم گیری استراتژیکی و مزیت رقابتی و همچنین نادیده گرفتن تاثیرات آن بر ارزش های خاص کاری که کاری که کارکنان برای سازمان ها خلق می کنند‘ وجود داشته است. یک مطالعه جامع تحولات تکنولوژیکی می بایستی بر ارزش های کاری تمرکز نماید که این ارزش ها به عنوان جزیی از قرارداد روانشناختی در کار‘ بر شخصیت انسان‘ رشد فکری‘ ارزش های اخلاقی‘ تعهد‘ هماهنگی و خلاقیت تأکید می کنند در این مقاله مدلی براساس هفت ارزش کار مذکور معرفی شده که چشم اندازهای جدیدی بر اثرهای تغییر تکنولوژی ارایه می کند.
این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که «سبک رهبری در مدیریت اسلامی چگونه است؟» آموزه های اسلامی مربوط به موضوع رهبری بر اساس روش کتابخانه ای در جمع آوری اطلاعات و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، جمع آوری، توصیف و تحلیل میشود. اساساً سبک رهبری با نوع انسان شناسی ارتباط وثیقی دارد. اگر برای انسان، نوعی کرامت ذاتی قایل باشیم، نحوة رهبری و تعامل با او کریمانه خواهد بود و اگر او را لئیم و پست تصور کنیم، شیوة رهبری مستبدانه و خوارکننده است. فرضیه این تحقیق آن است که شیوة رهبری در مدیریت اسلامی کریمانه است؛ زیرا بر کرامت ذاتی انسان ها استوار است. این شیوه مستفاد از کلام مولای متقیان حضرت علی(ع) است که میفرمایند: «واخلط الشدة بضغث من اللین و ارفق ماکان الرفق ارفق و اعتزم بالشدة حین تغنی عنک الا الشدة.» رهبر باید نرمش حداکثری را با شدت حداقلی در سازمان ترکیب کند و در مواجهه با افراد، تا حد امکان نرمش و مدارا نشان دهد و در هنگام ضرورت، شدت عمل نشان دهد. مواضع شدت عمل را میتوان خیانت، سرپیچی از فرمان و مانند آن دانست. هریک از مؤلّفه های رهبری، خود دارای شاخص ها و مراتبی است. استفاده از شیوة رهبری نیازمند مبادی و مقدّماتی است که مهم ترین آنها داشتن سعة صدر است. چنانچه این شیوه با انگیزة جلب رضای الهی انجام شود، میتوان آن را «رهبری معنوی» نیز نامید. این شیوه رهبری بر دیگر وظایف مدیریت نیز تأثیرگذار است.
کارایی و اثربخشی دو مفهوم بسیار تأثیرگذار در ارزیابی عملکرد هر سازمان جهت دستیابی به اهداف با صرف کمترین منابع است. از جمله عوامل مؤثر بر کارایی و اثربخشی نیروی انسانی، ابعاد رفتاری شغل است، از این رو، هدف از این مطالعه بررسی ارتباط ابعاد رفتاری شغل، از جمله استرس شغلی، رضایت شغلی، دلبستگی (وابستگی) شغلی و جابه جایی شغلی، با کارایی و اثربخشی نیروی انسانی است. در این تحقیق با به کارگیری روش ریاضی، روابط متغیرها با در نظر گرفتن تعاملات نظام مند میان آن ها مدل سازی شده است. به این منظور با به کارگیری نظرهای ده نفر از خبرگان علم مدیریت و رفتار در صنعت سلولزی ایران، رابطة متغیرهای استرس شغلی، رضایت شغلی، دلبستگی شغلی و جابه جایی شغلی، با کارایی و اثربخشی نیروی انسانی بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد استرس شغلی، رضایت شغلی، دلبستگی شغلی و جابه جایی شغلیبر کارایی و اثربخشی نیروی انسانی تأثیرگذارند.