هدف این پژوهش بررسی رابطه منابع قدرت مدیران با تعهد سازمانی و ارتباط آن با فرسودگی شغلی دبیران دبیرستانهای شهرستان دماوند است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی و گرد آوری داده ها توصیفی از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دبیران دبیرستانهای شهرستان دماوند به تعداد 1100 نفر (مرد و زن) بودند و براساس جدول نمونه گیری مورگان تعداد 280 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه منابع قدرت مدیران شرایخیم و هینکین (1989)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (2002) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. روایی پرسشنامه ها با مطالعه منابع و اخذ نظرات چند تن از اساتید با تجربه و صاحب نظر بدست آمد و اعتبارپرسشنامه های مذکور با استفاده از آلفای کرانباخ بدین شرح می باشد. منابع قدرت 89/0 تعهد سازمانی به ترتیب برای ابعاد عاطفی، هنجاری و مستمر برابر با 85/.، 79/. و 83/. و فرسودگی شغلی ۸۷/۰ بدست آمده است . جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، نمودار و...) و جهت آزمون فرضیات از آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره) استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که بین قدرت مرجعیت، تخصص، پاداش و قانون و تعهد سازمانی رابطه معنی دار و مثبت، بین قدرت تخصص، قانون و اجبار با فرسودگی شغلی رابطه معنی دار و مثبت، بین قدرت مرجعیت، پاداش و اجبار با فرسودگی شغلی همبستگی معنی دار و منفی وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ارزش ادراکی از تجارت سیار (اعتماد، نفوذ اجتماعی، سودمندی درک شده، تحرک درک شده و لذت درک شده) بر رضایت مصرف کننده در داروخانه های آنلاین، انجام گرفت. مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد که جامعه آماری آن را کلیه مشتریان داروخانه های آنلاین از طریق اپلیکیشن های موبایل چون داروکو، دارو استور و ...تشکیل می دهند. با توجه به این که پرسشنامه مدنظر پژوهش بر پایه پژوهش کالانیک و همکاران (2021)،21 گویه دارد و روش آزمون فرضیه ها معادلات ساختاری است، 210 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری نیز در دسترس می باشد. پایایی پرسشنامه با بهره گیری از آلفای کرونباخ و روایی آن با میانگین واریانس و روش نورفل و لاکر تأیید گردید. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با معادلات ساختاری نشان داد که اعتماد، نفوذ اجتماعی، سودمندی درک شده، تحرک درک شده و لذت درک شده به طور مثبت بر رضایت مصرف کننده از تجارت سیار تأثیرگذار هستند؛ بنابراین می توان با تمرکز بر بهبود ارزش ادراکی مصرف کنندگان از تجارت سیار، رضایتمندی آنها را ارتقا بخشید.
یکی از چالش های موجود در عقد قراردادهای غیرنقدی، ارزیابی قیمت پیشنهادی طرف معامله (در این مقاله تأمین کننده) است. رفتار گذشته او در نحوه مبادله کالای معامله شده و همچنین در نحوه تسویه مالی قرارداد منعقدشده، نقش کلیدی در ارزیابی قیمت پیشنهادی وی در قرارداد جاری دارد. این پژوهش با هدف رفع این چالش صورت گرفته است. ابتدا با استفاده از داده های تاریخی، رفتار تأمین کنندگان راهبردی یک شرکت بازرگانی در حوزه فولاد بررسی شده و رفتار آن ها در الگوهای خاص دسته بندی شد؛ سپس یک رابطه ریاضی ارائه شد که قیمت غیرنقدی پیشنهاد شده و قیمت نقدی بازار را در هر الگو به یکدیگر مرتبط می کند. علاوه بر ارزیابی قیمت پیشنهادی با استفاده از روش ارائه شده، نحوه استفاده از آن به عنوان یک ابزار پشتیبان تصمیم برای قیمت گذاری کالا در انواع قراردادهای غیرنقدی توضیح داده شده است. نحوه استفاده از این روش به منظور پیش بینی دقیق تر قیمت آتی بیان شده است. به علاوه تحلیل حساسیت روی پارامترهای اصلی صورت گرفت که نتایج حاصل از آن ارائه شده است. نتایج این پژوهش به ارائه ابزاری برای ارزیابی و تعیین قیمت در قراردادهای غیرنقدی بر اساس رفتارهای تاریخی تأمین کننده منجر شد؛ همچنین به منظور پیش بینی دقیق تر قیمت آتی نیز می توان از آن استفاده کرد.
موضوع و هدف مقاله: یکی از نیازهای مدیریتی سازمان های بهداشت و درمان کشور برای تصمیم گیری بهینه و به موقع، اطلاعات مالی با کیفیت است. بر همین اساس، این پژوهش به دنبال مطالعه آثار شبکه سازی مدیران مالی بیمارستان ها بر کیفیت گزارشگری مالی آنها با در نظر گرفتن نقش عملکرد مالی است. روش پژوهش: این پژوهش به صورت مقطعی و با به کارگیری پرسش نامه اجرا شده است. مدیران مالی بیمارستان ها و درمانگاه های دولتی کشور جامعه آماری را تشکیل می دهند. نمونه پژوهش شامل 311 نفر از مدیران مالی بیمارستان ها و درمانگاه های دولتی است. فرضیه های پژوهش به روش تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 آزمون شد. یافته های پژوهش: یافته ها نشان داد که بین شبکه سازی مدیران مالی و کیفیت گزارشگری مالی (357/0 = β) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین، متغیر عملکرد مالی دارای نقش تعدیل کننده منفی بر رابطه بین شبکه سازی مدیران مالی و کیفیت گزارشگری مالی (178/0- = β) است. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: به مسئولان حوزه مالی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور پیشنهاد می شود که با برگزاری جلساتی برای مدیران مالی بیمارستان ها و درمانگاه ها (مانند همایش های علمی برای مدیران مالی بیمارستان ها) در سراسر کشور به صورت دوره ای زمینه لازم برای برقراری ارتباطات آنها را فراهم کند و یا این که آنها را تشویق به عضویت و شرکت در جلسات انجمن های حرفه ای حسابداری و مالی نماید.
زمینه و هدف: دانشگاه نسل چهارم، الگوی حرفه ای نوینی را برای نهاد آموزش عالی تعریف می کند که برای توسعه محلی و منطقه ای فرصت می سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ارکان و پیشران های مؤثر بر توسعه دانشگاه نسل چهارم صورت گرفت.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش، از نوع پژوهش تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری بودند. از میان آن ها ۱۵ نفر به صورت هدفمند برای شرکت در مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد.
یافته ها: نتایج کدگذاری داده ها به ۱۲ مضمون کلی ختم شد. کدها و مضامین احصا شده در ارتباط با ارکان دانشگاه نسل چهارم عبارت اند از: مضامین متحول سازی، خدمت محوری، فرهنگ تعالی گرا، خلق مناسبات نوین آموزشی، توسعه محوری، توانمندسازی. همچنین، مضامین به دست آمده برای پیشران ها و عوامل مؤثر بر توسعه دانشگاه نسل چهارم عبارت اند از: توسعه فرهنگ سازمانی نوآورانه، هم افزایی فناورانه، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری اجتماعی، مدیریت توانمند دانشگاه، سیاست های نظام آموزش عالی، حمایت مالی و اقتصادی.
نتیجه گیری: از بُعد نظری، نتایج این پژوهش به مدیران و اساتید کمک می کند تا ارکان و پیشران های دانشگاه نسل چهارم را بهتر درک و شناسایی کنند. از بُعد کاربردی، نتایج به دست آمده این قابلیت را دارد که هم در سطح دانشگاه (برای مدیران دانشگاه شهید ستاری و اساتید و دانشجویان) و هم در سطح ملی (برای سیاست گذاری های کلان وزارت علوم) استفاده شود.
این تحقیق با هدف طراحی مدل حسابداری مدیریت استراتژیک در بخش بانکی با رویکرد ساختاری تفسیری انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز تحقیق جهت ارائه مدل از میان خبرگان یعنی 16 نفر از خبرگان حسابداری مدیریت در حوزه بانکی گرداوری شد. در این تحقیق با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) یک مدل برای حسابداری مدیریت استراتژیک در بخش بانکی طراحی شد. نتایج نشان داد عوامل حسابداری مدیریت استراتژیک شامل افزایش رقابت پذیری استراتژیک، ارتقاء گزارشات عملکردی و مدیریتی، مدیریت بهینه منابع و مصارف، ارتقاء سیستم های کنترل داخلی، اتخاذ تصمیمات اثربخش سازمانی، ایجاد مزیت رقابتی پایدار، برنامه ریزی و بودجه ریزی استراتژیک بر اساس شاخص های سیستم های اطلاعاتی شامل متناسب سازی ساختار بانک، بهبود ساختار اطلاعاتی، ارتقاء استراتژی های هزینه یابی، ایجاد زنجیره ارزش، صحت سنجی اطلاعات و گزارش ها ارتقا خواهد یافت. همچنین عوامل فرهنگ سازمانی شامل فرهنگ نوآورانه و خلاق، فرهنگ انطباق پذیری و سازگاری، ارتقاء فرهنگ پاسخگویی و فرهنگ شایسته سالاری علاوه بر ارتقا عوامل حسابداری مدیریت استراتژیک می تواند از طریق ارتقا سیستم های اطلاعاتی موجب بهبود و ارتقا عوامل حسابداری مدیریت استراتژیک شامل افزایش رقابت پذیری استراتژیک، ارتقاء گزارشات عملکردی و مدیریتی، مدیریت بهینه منابع و مصارف، ارتقاء سیستم های کنترل داخلی، اتخاذ تصمیمات اثربخش سازمانی، ایجاد مزیت رقابتی پایدار، برنامه ریزی و بودجه ریزی استراتژیک گردد.
The sharing business model (SBM) has introduced a new type of business model that combines collaborative technologies with idle resources to improve product and service utilization efficiency. However, in recent years, the sharing economy has had a tremendous impact on the tourism business. While some initially suggest that the sharing economy (SE) is beneficial to sustainability, we believe that extensive adoption may have unwanted consequences due to negative cultural effects in tourism. This study uses a thematic analysis to classify SBM's cultural dark side. Using a systematic literature review approach and the PRISMA protocol on 117 eligible papers, we identify ten negative cultural effects: nuisance for local residents, unethical practices, perceived risk, social inequality, customer misbehavior, safety concerns, employee rights violations, lobbying, consumerism, and overcrowding. These negative effects are impacting tourism's cultural sustainability. We also help to develop a framework for SBM's cultural sustainability in tourism. The framework suggests some cultural sustainability strategies, such as affordable and accessible products, the development of a niche market, local empowerment, simple production, and ease of use. We address the theoretical and practical implications, as well as the limitations. Finally, we discussed future research in three major directions.
This research aims to examine the impact of Big Data Quality (BDQ) components, including completeness, accuracy, format, and currency, on Big Data-driven Human Resources (BDHRP) management practices and Decision-Making Quality (DMQ) from the viewpoint of HR managers. It also seeks to identify the most impactful components among completeness, accuracy, format, and currency in the context of BDHRP and DMQ. A survey of HR professionals in 108 French organizations deploying Big Data Analytics systems revealed positive relationships between BDQ, BDHRP, and DMQ. Statistical analyses conducted with the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLSEM) method showed a positive relationship between BDQ components and BDHRP, with currency and accuracy emerging as the most influential factors. Additionally, a strong positive relationship was found between BDQ components and DMQ, with currency and accuracy leading the way. The research also found a significant connection between BDHRP and DMQ, further underscoring the importance of effective HRM practices in enhancing decision-making quality. These findings contribute significantly to understanding the crucial role played by big data quality in BDHRP and decision-making, highlighting the potential for organizations to improve outcomes by focusing on currency and accuracy-related concerns. In practical terms, this research offers insights that can guide data quality practices, resource allocation, and strategic decision-making within organizations.
زمینه و هدف: شناسایی و توسعه شایستگی های مدیران باعث ارتقای سطح بهره وری و بهبود ابعاد مختلف مدیریت منابع انسانی در سازمان ها می گردد. هدف این پژوهش شناسایی اعتبار مدل شایستگی های مدیران وزارت نیرو با رویکرد رهبری اخلاقی است. روش تحقیق: این پژوهش از حیث روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود و از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 11 نفر از مدیران وزارت نیرو و نخبگان دانشگاهی بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمّی، نمونه گیری از نوع تصادفی ساده و جامعه آماری کلیه مدیران در وزارت نیرو بود. برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف و برای اطمینان از مناسب بودن داده ها از شاخص KMO وآزمون بارتلت استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل پژوهش شامل شش محور توسعه استراتژیک منابع انسانی، اسناد بالادستی، راهبردهای توسعه مدیران، توسعه کلان منابع انسانی، عملکرد شغلی و الگوی قابلیت کارکنان می باشد. قابلیت های شناسایی شده مورد تایید خبرگان قرار گرفت. نتیجه گیری: تمرکز بر مولفه های شایستگی مدیران با رویکرد رهبری اخلاقی باعث همگرایی راهبردهای کلان سازمانی با راهبردهای بخشی حوزه منابع انسانی و بهبود تعاملات و ارتباطات بین کارکنان وزارت نیرو می گردد.
پژوهش حاضر در پی ردیابی نقش خوانایی صورت های مالی بر سرعت تعدیل اعتبار تجاری شرکت ها است. در راستای حصول به اهداف پژوهش اطلاعات نمونه ای مرکب از 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که طبق الگوی حذف سیستماتیک انتخاب شده بودند برای یک دوره زمانی 13 ساله سال های 1389 الی 1401 گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از یک مدل رگرسیون چندمتغیره با رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته[1] بهره گرفته شد. جهت سنجش سرعت تعدیل اعتبار تجاری از مدل قبلاً توسعه داده شده توسط لو (2022) و افلاطونی و همکاران (1401) و جهت سنجش خوانایی صورت های مالی از شاخص فوگ استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که سرعت تعدیل اعتبار تجاری در نمونه پژوهش حدود 70 درصد است، یعنی شرکت ها قادرند در هرسال 70 درصد از فاصله ایجاد شده تا اعتبار تجاری بهینه را جبران نمایند. همچنین خوانایی صورت های مالی بر سرعت تعدیل اعتبار تجاری تأثیرگذار است و با ارتقای این عامل سرعت دستیابی شرکت ها به اعتبار تجاری بهینه افزایش خواهد یافت. پژوهش جاری مدارکی فراهم آورد که نشان می دهد پیچیدگی کمتر اطلاعات صورت های مالی برای استفاده کنندگان و تأمین کنندگان اعتبار می تواند سرعت تعدیل اعتبار تجاری را در رسیدن به اعتبار تجاری هدف افزایش دهد. [1]. Generalized Moments Approach )GMM(
با توجه به اهمیت فناوری در توسعه اقتصادی کشور و نقش بسزای آن در بهبود درجات بهره وری و خلق ارزش افزوده، همواره توسعه قابلیت های فناورانه در برنامه های سیاستی مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش ضمن آسیب شناسی محتوای برنامه ششم از نگاه توسعه قابلیت های فناورانه و نوآورانه، احکام پیشنهادی برای درج در برنامه هفتم ارائه گردیده است. برای این مهم ابتدا در قالب چارچوبی پیشنهادی، یک تحلیل محتوایی از مفاد قانونی برنامه ششم توسعه صورت می پذیرد تا ضمن بررسی شاکله ابزارها و حوزه های مداخلاتی این قانون در حوزه فناوری و نوآوری، چارچوب مداخلاتی این احکام در قالب محیط نهادی و محیط اقتصادی تحلیل شود. سپس بر اساس پنل های خبرگی برگزار شده، چالش های فقدان عملکرد قابل قبول از مفاد قانونی برنامه احصاء گردید که این موارد شامل «عدم تبدیل احکام به برنامه های سیاستی»، «فقدان سیاست های مأموریت گرا»، «عدم استفاده از ابزارهای سیاست نوآوری»، «عدم توجه به توسعه فناوری در بخش های مهم و گلوگاهی»، «عدم توجه به توسعه کسب و کارهای جدید به ویژه در حوزه پلت فرم های اقتصاد دیجیتال» است. در ادامه و به منظور درج در احکام برنامه هفتم، چهار برنامه پیشنهادی برای تسهیل مسیر توسعه فناوری و نوآوری در برنامه هفتم شامل «توسعه فناوری در زنجیره ارزش بخش های مهم صنعتی»، «توسعه بازار بین المللی و افزایش صادرات محصولات دانش بنیان»، «تنظیم گری فعالیت کسب و کارهای اینترنتی» و «توسعه شبکه های نوآوری بخشی» پیشنهاد گردید.
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت توفیق در بازارهای داخلی و خارجی با استفاده از آموزش و بهسازی منابع انساتی میباشد. رسیدن به اهداف سازمان بستگی به توانایی کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر دارد. اجرای آموزش و بهسازی نیروی انسانی سبب می شود تا افراد بتوانند متناسب با تغییرات سازمانی و محیط، به طور موثر فعالیت های شان را ادامه داده و بر کارایی خود بیفزایند. بدین منظور با توجه به مرور ادبیات و تجزیه و تحلیل نظرات کارشناسان، خبرگان و مدیران و استفاده ازروش تحقیق کیفی از نوع اکتشافی استفاده شد و از مصاحبه نیمه ساختاریافته، تحلیل محتوا، گروه کانونی و گروه بندی خبرگان استفاده شده و با توجه به اینکه پژوهش حاضر از نوع کیفی می باشد ابتدا داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و همچنین مقالات متعدد بدست آمده که در جدول فصل۴ مجموع 140 کد استخراج گردید که از طریق ۱۵ مصاحبه انجام شده بدست آمد در ادامه با توجه به اینکه محقق کدهای را غربالگری نمود به 64 کد غربال شده رسید که در جلسه گروه بندی خبرگان به 7 مولفه و 3 بعد توسط خبرگان گروه بندی شد.
کشور دریایی ایران، نیازمند پیاده سازی حکمرانی دریامحور در برنامه های توسعه کوتاه مدت و بلند مدت خود می باشد. یکی از مهمترین عرصه ها برای حکمرانی دریامحور، نظام آموزش های دریایی می باشد. پژوهش های پیشین نشان می دهد ک ه در راس تای تقاضا برای نظام آموزشی کاراتر، سیاستگذاران آموزشی، به طراحی و توسعه الگوهای حکمرانی و اغلب تحول یابنده ای از مؤسسات آموزشی مبادرت ورزیده که علاوه بر مباحث آموزشی، کارکرد اجتماعی- اقتصادی آموزش را نیز م ورد توج ه ق رار ده د. از طرفی با بررسی وضعیت حمکرانی نظام آموزشی در ای ران، مشخص می گردد که تص دی ام ور مرب وط ب ه حوزه های آم وزش عم ومی، آم وزش ع الی و آم وزش پزش کی هریک به ی ک وزارتخان ه واگ ذار ش ده اس ت؛ این موضوع (یعنی عدم یکپارچگی در حکمرانی نظام آموزشی) در جای خود نیازمند بررسی دقیق دارد؛ چرا که در بسیاری از کشورهای دنیا چنین تفکیکی دیده نمی شود. اما مسئله نظام آموزش های دریایی متاسفانه در بین چندین وزارتخانه انجام می گیرد. محقق در نظر دارد ضمن مطالعه حکمرانی نظام آموزشی در کشورهای مختلف، به جهت اهمیت نظام آموزش دریایی، راهکارهای پیاده سازی حکمرانی نظام آموزش دریایی در استان های ساحلی را ارائه نماید. این پژوهش یک مطالعه کیفی بوده که با برخورداری از نظرات خبرگان، ابعاد حکمرانی نظام آموزش های دریایی در استان های ساحلی مشخص گردیده و متناسب با هر ابعاد مختلف، پیشنهادات لازم ارائه خواهد شد.
در صنعتی به شدت پیشرو در سطح جهان همچون صنعت خودرو، نوآوری در مدل تجاری یکی از دغدغه هایی است که شرکت ایران خودرو نیز از این مهم مستثنی نمی باشد. هدف از تحقیق حاضر تأثیر ظرفیت جذب بر نوآوری مدل تجاری با نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک است. جامعه آماری پژوهش حاضر 95 نفر از مدیران شرکت ایران خودرو در سطوح عملیاتی میانی و عالی هستند که کل جامعه آماری به روش سرشماری به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری داده ها میدانی، ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد می باشد. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری و محتوایی، تحلیل عاملی، روایی همگرا و واگرا و پایایی آن نیز از طریق آلفای کرونباخ تایید مورد تائید قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیه های تحقیق از روش آزمون های مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-PLS استفاده گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ظرفیت جذب بر نوآوری مدل تجاری در شرکت ایران خودرو تأثیر معنادار دارد. ظرفیت جذب بر انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت ایران خودرو تأثیر معنادار دارد. انعطاف پذیری استراتژیک بر نوآوری مدل تجاری در شرکت ایران خودرو تأثیر معنادار دارد. انعطاف پذیری استراتژیک بین ظرفیت جذب و نوآوری مدل تجاری در شرکت ایران خودرو نقش میانجی دارد.
از آنجا که دانشگاه ها نقش مهمی در اقتصاد دانش بنیان بازی می کنند، تجاری سازی دانش تولید شده اهمیت فراوانی پیدا کرده و زمانی کاربردی میشود که از طریق آن ها، دانشگاه به دانشگاه کارآفرین تبدیل شود. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اولویت بندی مولفه های تجاری سازی دانش در دانشگاه آزاد قم با توجه به رویکرد ایجاد دانشگاه نسل سوم جهت پیشنهاد یک مدل مناسب می باشد. جهت گردآوری داده ها از روش ترکیبی استفاده شده است. پس از جمع آوری اطلاعات موجود در مورد موضوع پژوهش، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از گروه انتخاب شده اطلاعاتی در مورد راهکار ها و مراحل تجاری سازی دانش جمع آوری گردیده است. برای دست یابی به یک الگوی پارادایمی از راهبرد سیستماتیک نظر یه داده بنیاد استفاده شده است. بر اساس تحلیل مصاحبه های صورت گرفته تعداد 214 کد باز اولیه شناسایی شد که این کد ها به 24 کد محوری و 6 کد منتخب کاهش داده شدند. سپس کد های شناسایی شده در شش طبقه هسته ای شامل پدیده ی محوری، شرایط علی، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردهای تعاملی و پیامد ها حول پدیده تجاری سازی دانش در ایجاد دانشگاه نسل سوم دسته بندی شدند و به صورت یک الگوی پارادایمی به هم مرتبط گردیدند. به منظور اولویت بندی مقوله های بدست آمده از آنتروپی شانون استفاده شده است.
سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی، با ایجاد ارتباطی یکپارچه بین خودروها و دستگاه های کنارجاده ای باعث افزایش آگاهی رانندگان از محیط پیرامونی خویش و ارتقای کیفیت سفر می گردد. تجاری سازی موفق هر فناوری جدید و نوآور، نیازمند بررسی و درک درست ابعاد مختلف آن از لحاظ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی است. شناسایی و تحلیل درست ذی نفعان، توام با درک پتانسیل اقتصادی آن در قالب الگوی کسب وکار، یکی از مهمترین عوامل کلیدیِ موفقیت سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی است. در این مقاله، پس از معرفی تجربیات جهانی در حوزه الگوی کسب وکار این سامانه، سناریوهای مختلف مطرح در این زمینه آورده می شود. به علاوه یک چارچوب کلی برای الگوی کسب وکار سامانه ارتباطات هوشمند خودرویی ارائه و برای یک بخش از مشتریان این سامانه، یعنی رانندگان و سرنشینان خودرو به مثابه مصرف کننده نهایی، الگویی ابتدایی به عنوان نمونه پیشنهاد می گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی سبک های مد یریتی موجود در مراکز فرهنگی و ارائه الگوی مناسب براساس شاخص های فرهنگی انجام گردیده است . جامعه آماری این تحقیق م دیران مراکز فرهنگی تابعه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان می باشند که در مجموع 35 نفر هستند . و با توجه به محدود بودن اعضاء جامعه مذکور نمونه گیری صورت نگرفت و همه ی آنها مورد بررسی قرار گرفتند . ابزار سنجش شامل دو بخش بود که بخش اول به بررسی سبک مدیریت (پرسشنامه باردنز و متزکاس ) و بخش دوم به سنجش میزان شاخص های فرهنگی (پرسشنامه دورفمن و هاول ) می پرداخت. پس از جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده ها مشخص گردید که سبک مدیریتی موجود از نوع استبدادی خیرخواهانه( 2 S)می باشد و مدیران مذکور از نظر شاخص های فرهنگی مرد سالار/ جمع گر ا/ با فاصله قدرت تقریبامتعادل و دارای پرهیز از ابهام بالا هستند . در ضمن با توجه به میزان شاخص های فرهنگی سبک مطلوب مدیریت بر ایمراکز فرهنگی چیزی بین سیستم های استبدادی خیرخواهانه(S2) و مشورتی(S3)می باشد