هدف این پژوهش طراحی الگوی فرآیندی ارتقای عملکرد مالی شرکت بر اساس تولید به هنگام، چابکی و مدیریت کیفیت جامع است؛ بنابراین، برای دستیابی به این هدف تأثیر به کارگیری سیستم تولید به هنگام، مدیریت کیفیت جامع، چابکی سازمان و لجستیک بر عملکرد مالی سازمان های تولیدکننده استان خوزستان مورد بررسی قرار گرفته است. داده های مورد نیاز از مدیران مالی و عملیاتی 123 شرکت تولیدکننده مستقر در استان خوزستان جمع آوری شده است. مدل این پژوهش، شامل شش متغیر سیستم تولید به هنگام، عملکرد عملیاتی، مدیریت کیفیت جامع، عملکرد لجستیک، چابکی سازمان و عملکرد مالی است. این مدل از طریق معادلات ساختاری ارزیابی شده و برای بررسی و تحلیل داده ها از دو نرم افزار SPSS 18 و Lisrel 8.50 استفاده شده است. نتایج این بررسی و تحلیل نشان داد که سیستم تولید به هنگام بر عملکرد مالی و مدیریت کیفیت جامع تأثیر چشم گیری دارد؛ اما بر عملکرد عملیاتی تأثیری ندارد. به علاوه، یافته ها حاکی از آن بود که مدیریت کیفیت جامع بر چابکی سازمان و عملکرد عملیاتی تأثیر دارد و نیز عملکرد عملیاتی و چابکی سازمان بر عملکرد لجستیک تأثیر دارد و در نهایت، عملکرد لجستیک نیز بر عملکرد مالی تأثیر چشم گیری دارد.
در این پژوهش به منظور ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش به عنوان یکی از مهم ترین زیرساخت های بهبود دهنده عملکرد و یادگیری سازمانی در شرکت های نرم افزاری، بر مبنای رویکرد سیستم استنتاج فازی اقدام به طراحی سیستم و ارزیابی شده است. در این راستا ابتدا ورودی های سیستم که درواقع شاخص های ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش هستند، استخراج شدند. سپس قواعد اگر-آنگاه با نظر خبرگان تعیین شده و وارد پایگاه قواعد فازی گردید. خروجی سیستم نیز در راستای عملکرد سیستم مدیریت دانش تعریف گردید. سیستم طراحی شده، با ارائه یک ارزیابی جامع از سیستم مدیریت دانش می تواند به سازمان ها در جهت شناخت نقاط ضعف و قوت، جایگاه فعلی و اتخاذ تصمیمات آتی برای بهبود عملکرد یاری رساند. به منظور اعتبارسنجی سیستم استنتاج فازی، مقایسه ای بین خروجی سیستم و نظر خبرگان به عمل آمد. با توجه به اختلاف ناچیز بین میانگین نظر خبرگان و خروجی سیستم می توان بیان داشت که سیستم از دقت و اعتبار مطلوبی برای ارزیابی های آتی برخوردار است.
در بحران های مالی جهانی، مدیران تحت فشار قرار می گیرند و برای اتخاذ تصمیم به منظور اجتناب از ورشکستگی با استفاده از اختیاراتی که در زمینة به کارگیری استانداردهای حسابداری و استفاده از برآوردها و پیش بینی ها دارند، اطلاعات مالی خود را برای مخفی نمودن و یا به تعویق انداختن وضعیت درماندگی مالی، دستکاری می نمایند. این تحقیق به بررسی یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر کیفیت سود پرداخته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از الگو های رگرسیون چند متغیره و داده های ترکیبی استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق را 148 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385 تا 1394 تشکیل می دهد. یافته های تحقیق مؤید آن است که بحران مالی جهانی از طریق تأثیر مثبتی که بر برخی از معیارهای ارزیابی کیفیت سود از جمله پایداری و هموارسازی سود دارد، موجب بهبود کیفیت سود و از طریق تأثیر منفی که بر برخی دیگر از معیارهای ارزیابی کیفیت سود از جمله محافظه کاری حسابداری، ارتباط ارزشی سود، کیفیت اقلام تعهدی و پیش بینی پذیری سود دارد، موجب کاهش کیفیت سود می شود. همچنین یافته های تحقیق مؤید آن است که کیفیت سود در دوره قبل از بحران مالی جهانی، بیشتر از کیفیت سود در دوره بحران مالی جهانی است.
هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی علل کلیدی ایجاد فساد اداری در شهرداری تهران است. روش تحقیق مورد استفاده آمیخته متوالی اکتشافی با استفاده از ابزارهای کیفی و کمی است. به این ترتیب که در بخش کیفی از روش مصاحبه و در کمی از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر در مرحله کیفی مدیران و خبرگان شهرداری تهران و در مرحله کمی نیز کلیه کارکنان و مدیران شهرداری تهران بودند. در مرحله اول که مرحله کیفی بود از روش نمونه گیری قضاوتی تعمدی استفاده شد که با 18 نفر از خبرگان و مدیران شهرداری تهران مصاحبه های عمیق صورت گرفت. در پژوهش حاضر پس از تحلیل مصاحبه ها با استفاده از شیوه تحلیل محتوا و استخراج کدها، شاخص های طراحی پرسشنامه در غالب علل بروز فساد اداری مشخص گردید. در مرحله دوم که مرحله کمی پژوهش بود، نسبت به توزیع و جمع آوری پرسشنامه محقق ساخته در بین 300 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری تهران اقدام گردید. داد ههای کمی با استفاده از آزمو نهای آماری از جمله آزمونتی تک نمونه ای و آزمون رتبه ای فریدمن تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد از نظر افراد نمونه آماری، همه عوامل مستخرج از مرحله کیفی به عنوان علل مؤثر در بروز فساد در شهرداری تهران شناخته می شوند. در رتبه بندی علل بروز فساد اداری در شهرداری تهران نتایج نشان داد بین سه عامل سازمانی، فردی و محیطی مؤثر در بروز فساد اداری؛ عوامل فردی به عنوان اولویت اول، عوامل سازمانی اولویت دوم و عوامل محیطی اولویت سوم می باشند.
برگزاری جلسات یک اقدام سودمند وراهگشا برای فروشگاهها است؛ اگربادقت ودرایت برنامه ریزی واجراشود.
اثر حاضر درپی معرفی شیوه های سودمند برگزاری جلسات درفروشگاهها است تا درپرتو آن سودآوری بیشتری نصیب فروشگاهها شود. نثرآسان متن، شیوه های گام به گام برای اجرای جلسات ازآغازتا انجام آن، عوامل مؤثر ومزاحمت آفرین دربرگزاری و نتایج جلسات از جمله موضوعاتی است که این متن آن رادنبال می کند.
ره نامه (دکترین) یکی از اصطلاحاتی است که بیشتر از آنچه درک گردد مورد استفاده قرار می گیرد. این واژه به دفعات در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و ... به کار گرفته شده است لیکن هنوز در مورد مفهوم دقیق و جامع و همچنین ویژگی هایی که یک ره نامه از آنها برخوردار است ابهاماتی وجود دارد؛ بنابراین با هدف ایجاد فرهنگ و ذهنیت مشترک و آشنایی فرماندهان، مدیران و تصمیم سازان حوزه نظامی با این مفهوم، در این مقاله سعی شده تا با استفاده از روش تحلیل توصیفی- کیفی و جمع آوری داده ها با روش کتابخانه ای و اینترنتی، ضمن تشریح چند نمونه از ره نامه های مطرح، خصوصیات این ره نامه ها از دیدگاه منابع داخلی و خارجی مورد بررسی و تلخیص قرار گرفته و در نهایت به عنوان نتیجه گیری، ماهیت یک ره نامه نظامی تبیین و خصوصیات آن برشماری گردد. نتیجه پژوهش، ره نامه نظامی را اصولی بنیادینی بیان می کند که در سطوح راهبردی، عملیاتی و راهکنشی، از طریق راهنمایی و ارائه راهکار، چگونگی عمل را برای تصمیم سازان و تصمیم گیران مشخص و معین نموده و فعالیت های نیروهای مسلح را به هنگام انجام وظایف و عملیات نظامی، جهت می دهد.
یکی از چالش های سازمان های دولتی در ایران، عدم مطلوبیت در دستیابی به عملکرد موردانتظار است. این ضعف عملکرد علت های متفاوتی می تواند داشته باشد. از جمله آن موارد روابط میان مدیر و کارمند است. پیرامون روابط میان مدیر و کارمند، نظریات گوناگونی وجود دارد، اما این گونه به نظر می رسد از کیفیت این رابطه و شاخص های آن در سازمان های دولتی کم تر بحث شده است. هدف غایی پژوهش، واکاوای ابعاد کیفیت روابط مدیر-کارمند و ارائه سنجه کیفیت این رابطه است. پژوهش، صبغه کیفی دارد. بنابراین، با استفاده از روش تحلیل مضمون کدهای اولیه شناسایی و متعاقب آن مضامین فرعی و اصلی مفهوم پژوهش دسته بندی شد. پرسش شوندگان از میان مدیران و کارکنان سازمان های دولتی در ایران می باشند که با استفاده از روش های نمونه گیری هدف مند قضاوتی و گلوله برفی و ابزار مصاحبه، داده های پژوهش جمع آوری شد و این امر تا اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. در نتیجه تحلیل داده ها، 42 تم، 13 مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی شناسایی و درنهایت سنجه پژوهشی کیفیت رابطه مدیر و کارمند<br /> ارائه شد.
مقاله حاضر در نظر دارد ابتدا با به کار گیری مدل اطلس تکنولوژی ((ESCAP)) اقدام به ارزیابی سطح (امتیاز و نمره) اجزای تکنولوژی در صنایع سه گانه نفت- ساخت و تولید و صنایع معدنی نماید. برای تعیین و محاسبه ضریب کمک تکنولوژی (TCC) و ضریب توانی آن (iβ) از مقایسه زوجی به روش AHP با مؤلفه های تأثیر گذار بر تکنولوژی استفاده شده است و نهایتاً برای تعیین و بررسی معنا داری در میانگین نمرات و امتیاز به دست آمده درصنایع مورد مطالعه، از آزمون t و آنالیز واریانس (ANOVA) برای بررسی تفاوت معناداری در مقادیر میانگین مشاهده شده امتیازات در صنایع سه گانه استفاده شده است. در مرحله آخرالگوی پیشنهادی در دو مرحله الف) ارزیابی وتعیین و محاسبه امتیاز ب) ارائه راهکارهای بهبود توسعه تکنولوژی؛ تدوین وطراحی گردیده است ، درپاسخ به این سؤال که درصورت اجرا وبه کارگیری این مدل درعمل، منجربه بهبود تکنولوژی خواهد انجامید یا نه؟ اقدام به بررسی وصحه گذاری واعتبار مدل با روش شبیه سازی وبا استفاده از سیستمهای دینامیکی پرداخته شده است و روایی و پایایی مدل تست گردیده است .
نویسندگان از تجزیه و تحلیل اقتصادسنجی سری زمانی استفاده می کنند که با استفاده از روش های داده های پانلی غیرایستا برای تخمین ارتباط بین قانون حمایت از اشتغال و حمایت قانونی از اشکال مختلف اشتغال (پاره وقت، ثابت و کار آژانسی)، و نتایج اقتصادی با یک مجموعه داده براساس شاخص مرکز بازرگانی تحقیقات بازار کار (CBR-LRI) که ۱۱۷ کشور را از سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۳ دربرمی گیرد. یافته ها نشان می دهد که این قوانین در طول زمان اثر حمایتی بیشتری پیدا کرده اند و تقویت حمایت از کارگران با افزایش سهم نیروی کار در درآمد ملی، افزایش مشارکت نیروی کار، افزایش اشتغال و کاهش بیکاری همراه است، اگرچه در مقایسه با روندهای اقتصادی گسترده تر، مقادیر مشاهده شده کوچک هستند.
هوشمندی بنگاه مادرتخصصی صنایع پتروشیمی به عنوان بزرگترین بخش خصوصی کشور در راستای ارزش آفرینی برای شرکت های تابعه و استفاده از یک مدل هوشمند از اهمیت بالایی برخودار است. هدف این پژوهش اعتبار سنجی مدل هوشمندی بنگاه مادر تخصصی صنایع پتروشیمی و ارایه راهکارهای مرتبط با آن می باشد. پژوهش از نوع آمیخته می باشد که از مدیران در صنعت پتروشیمی به روش نمونه گیری گلوله برفی مصاحبه شده است و تا رسیدن به اشباع نظری که 23 مصاحبه را شامل می شود ادامه یافت. گزاره ها به کمک روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری در بخش کمی 462 نفر از مدیران شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس را شامل می شود. در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته پژوهش بین 90 نفر از مدیران شرکت های زیرمجموعه در سطوح مختلف توزیع گردید که درنهایت 82 پرسشنامه برای تحلیل مناسب تشخیص داده شد. به منظور بررسی داده های بخش کمی از روش تحلیل عاملی به کمک نرم افزار SPSS و WarpPLS استفاده گردید. مدل هوشمندی بنگاه مادر تخصصی صنایع پتروشیمی شامل 550 کد باز می شود که در قالب 95 گزاره مشترک تقسیم بندی شده است. گزاره های این سطح در قالب 13 مقوله اصلی و 4 مفهوم تقسیم بندی شده است که شامل مفاهیم؛ تصمیمات راهبردی (با ضریب بتا 0.979)، وظایف، خدمات و منابع (0.987)، خالق/آفرینندگان سرمایه و ساختارها (0.974)، سیستم ها و فرایندها (0.980) می شود. ضرایب بتا حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی حاکی از اهمیت بالای هر یک از مفاهیم و مقادیر برازش و تحلیل عاملی نشان از تأیید مدل می باشد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر پیچیدگی شرکت بر ارتباط بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور برای اندازه گیری عدم شفافیت اطلاعات از رتبه بندی سه شاخص عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی و معیار رسیدگی بازار و دردسترس بودن اطلاعات و به منظور سنجش توانایی مدیریت از الگوی دمیرجان و همکاران (2012) بهره گرفته شده است. فرضیه های پژوهش بر مبنای نمونه آماری متشکل از 106 شرکت طی دوره 9 ساله از سال 1389 تا 1397 و با استفاده از الگوی داده های تابلویی آزمون شدند. نتایج پژوهش نشان می دهند بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات شرکت رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، پیچیدگی شرکت بر ارتباط بین توانایی مدیریت و عدم شفافیت اطلاعات تأثیر منفی می گذارد. به طور کلی، نتایج نشان دادند هرچه توانایی مدیریت افزایش یابد، عدم شفافیت اطلاعات کاهش می یابد؛ به طوری که این کاهش نشان از شفافیت شرکتی دارد. با وجود این ، پیچیدگی در محیط شرکت بر توانایی مدیران در پردازش اطلاعات تأثیر می گذارد و شفافیت اطلاعات را کاهش می دهد.
لازمه هر سازمانی فعالیت هایی است که اعضای سازمان در ارتباط با یک دیگر، سازمان، ارباب رجوع، یا مشتریان انجام می دهند. هر سازمانی با توجه به مبانی ارزشی خود به دنبال دستیابی به الگویی از رفتار سازمانی است که در عملکرد سازمان بالاترین اثربخشی و کارآیی را داشته باشد. یکی از الگوهای رفتاری متناسب با سازمان های اسلامی الگویی است که مبتنی بر اخوت اسلامی باشد. سازمان های اسلامی به دلیل تفاوت مبنایی با سازمان های غیراسلامی نیازمند شیوه های خاص خود در اداره سازمان هستند. هدف از این پژوهش تبیین مؤلفه های گرایشی بود و محققان برای نیل به این هدف این سؤال را مطرح کردند که «مؤلفه های گرایشی در الگوی رفتار سازمانی مبتنی بر اخوت اسلامی چیست؟». بدین منظور در کتاب های اسلامی با روش داده بنیاد جست وجو کردند و مؤلفه های گرایشی الگوی اخوت اسلامی را به دست آوردند که عبارت اند از: تمایل به جلب رضایت الهی، آخرت گرایی، راهنماگرایی، تمایل به جلب رحمت و افاضات الهی در فعالیت ها، یک دلی و همدلی، همدردی و دلسوزی، محبت و مهربانی، مثبت گرایی، خیرخواهی، خدمت گرایی، اعتمادورزی، کنترل میل ها، و گرایش ها در جهت ایجاد و حفظ اخوت اسلامی.
هدف: ویژگی های شخصیتی و اخلاقی، تأثیر بسزایی در بروز رفتار های حرفه ای دارند. گزارشگری مالی نیز بخش بااهمیت حرفه حسابداری بوده و بیانگر وضعیت مالی و عملکرد بنگاه تجاری در یک دوره عملیات است. هدف این پژوهش شناخت ارتباط ویژگی شخصیتی ماکیاولیسم و جهت گیری اخلاقی در بروز گزارشگری مالی متقلبانه است. روش: داده هایی که قابلیت آزمون را داشتند، از 234 مشاهده در میان مدیران مالی و حسابرسان مستقر در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری شدند و تحلیل آنها با استفاده از نرم افزار لیزرل و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها: با فرض دستکاری با اهمیت در سود، ویژگی شخصیتی ماکیاولیسم بر بروز گزارشگری مالی متقلبانه تأثیر مثبت و معنادار دارد، ایده آل گرایی تأثیر معناداری بر گزارشگری مالی متقلبانه ندارد و تأثیر نسبی گرایی بر تمایل به گزارشگری مالی متقلبانه، معکوس و معنادار است. با فرض دستکاری کم اهمیت در سود نیز نتایج مشابه به دست آمد با این تفاوت که ویژگی اخلاقی نسبی گرایی بر گزارشگری مالی متقلبانه، تأثیر معناداری نداشت. همچنین بر مبنای یافته های پژوهش، ویژگی اخلاقی ماکیاولیسم بر هر دو ویژگی اخلاقی ایده آل گرایی و نسبی گرایی تأثیر مستقیم و معنادار می گذارد. نتیجه گیری: شواهد این پژوهش تأیید می کند که ویژگی های شخصیتی و اخلاقی، از عوامل رفتاری تشدیدکننده گزارشگری مالی متقلبانه است. از این رو، حسابداران و حسابرسان برای بهبود کیفیت گزارشگری مالی، باید ارزش های اخلاقی را در ضمیر خود ارتقا دهند.