این پژوهش با هدف ارائه مدل زنجیره ارزش پایدار با بهره گیری از توسعه مدل پورتر و کارت امتیازی متوازن انجام و از آن جا که بومی سازی این الگوی توسعه یافته، نیازمند بررسی عمیق یک صنعت و یا بنا به نیاز یک بنگاه اقتصادی نیز هست، شرکت تضامنی سیاح فر و خانداداش با نشان تجاری پرمیوم باند، فعال در صنعت ورق های کامپوزیت آلومینیومی، به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. استراتژی پژوهش حاضر با توجه به اهداف تحقیق و همچنین پوشش دادن مراحل اشاره شده، از نوع کیفی، از حیث هدف، توسعه ای-کاربردی و از منظر متغیرها، از نوع آمیخته اکتشافی است که نتایج با استفاده از بررسی مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه باز با کارشناسان، ارائه شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک های کمّی تصمیم گیری چند معیاره مانند روش بهترین-بدترین گزینه و روش تاپسیس در کنار نرم افزار اکسل 2013 صورت گرفته است. در پایان، براساس نتایج حاصل، م دل زنجی ره ارزش توسعه یافته پیشنهادی، م دل زنجی ره ارزش جدید برای شرکت پرمیوم باند و شمای اکوسیستمی زنجیره ارزش در نمونه مورد مطالعه همراه با سهم هر مولفه ارزش آفرین ارائه شده است و در نتیجه، مولفه های توسعه تکنولوژی و محصول و نوآوری و همچنین بازاریابی و فروش، بیش ترین و حوزه تهیه و تامین، کم ترین سهم ها را به خود اختصاص داده اند.
واژه موفقیت در متون علمی با مفهوم کارآفرینی عجین و آمیخته است و لذا این پژوهش با رویکردی پدیدارشناسانه تلاش می کند تا جوهره موفقیت در مذاکرات کارآفرینانه را شناسایی کند. در همین راستا ضمن بیان اهمیت این قبیل مذاکرات و مشخص کردن شکاف تحقیقاتی موجود به دنبال پاسخی برای چالش پژوهشی خود بین کارآفرینانی است که تجربه مذاکره موفق برای کسب وکارهای خود داشته اند. از این میان تعداد 5 کارآفرین به صورت هدفمند انتخاب و به گردآوری اطلاعات مدنظر از طریق مصاحبه اقدام شد که این حجم از مصاحبه برای یک پژوهش پدیدارشناسی کافی است. نتایج حاصل از تحلیل درون مایه مصاحبه های صورت پذیرفته، به سبک اسکات، تحلیل و گزارش شد. نتایج، نشان داد که مدل مفهومی پژوهش متشکل از 4 درون مایه اصلی با 12 درون مایه فرعی است. ذکاوت، تعصب، تواضع و سوء ظن سازنده، درون مایه های اصلی این پژوهش بودند. تعصب کارآفرینانه را می توان جوهره موفقیت دانست. در این راستا پیشنهاد می شود کارآفرینان در مذاکرات با تعهد و تعصب به اهداف و با رعایت جانب احتیاط و تواضع و با نهایت ذکاوت به سمت مذاکره ای برد - برد پیش بروند.
برند به عنوان ارزشمند ترین دارایی ناملموس هر سازمانی، به دلیل مزیت های فوق العاد ه ای که ایجاد می کند، نقش مهمی در موفقیت سازمان و برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان دارد؛ بنابراین ایجاد و حفظ موقعیت مناسب آن در ذهن مشتریان برای تأثیر در تصمیم گیری و قصد خرید آنها از اهداف مهم هر سازمان به شمار می رود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ارزش ویژه برند و ابعاد آن براساس «الگوی آکر» (آگاهی برند، تداعی برند، کیفیت ادراک شده و وفاداری برند) بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد و نقش میانجی ارزش ادراک شده در میان 267 نفر از بیمه گذاران عمر شرکت «بیمه سامان» در شهر تهران پرداخته است. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه با ضریب پایایی 95/0 جمع آوری شدند. تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون همبستگی بااستفاده از نرم افزار SPSS 16 انجام گرفته و برای آزمون الگو های اندازه گیری (تحلیل عاملی تأییدی) و ساختاری نرم افزار LISREL 8/50 به کار رفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارزش ویژه برند بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد و همچنین ارزش ادراک شده بر قصد خرید مجدد بیمه گذاران عمر، اثر مثبت و معنادار دارد. آگاهی برند و تداعی برند بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد، اثر معنادار ندارد، کیفیت ادراک شده به طور غیرمستقیم از طریق ارزش ادراک شده اثر مثبتی و معنادار بر قصد خرید مجدد دارد و درنهایت وفاداری برند، تنها بعدی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم ازطریق ارزش ادراک شده بر قصد خرید مجدد بیمه گذاران عمر اثر مثبت و معنادار دارد
عدالت رویه ای و اشتیاق شغلی، جنبه های رفتاری کارکنان ازجمله اشتراک گذاری دانش و رفتار کاری نوآورانه را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می دهند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر عدالت رویه ای و اشتیاق شغلی بر اشتراک گذاری دانش و رفتار کاری نوآورانه است. این پژوهش ازنظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی و ازنظر هدف کاربردی و از نوع تحقیقات توسعه ای است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای روایی آن از نظر خبرگان استفاده شد و به منظور بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ (897/0) بهره گیری شد. جامعه تحقیق، کارکنان شعب و کارشناسان بانک تجارت اهواز در سال 1396 بودند که تعداد آنها 1000 نفر است و با فرمول کوکران 272 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و داده ها به کمک روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای دردسترس جمع آوری شد . پس از مشخص شدن نرمال بودن داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری برای بررسی فرضیه های تحقیق استفاده شد. نتایج، نشان می دهد که عدالت رویه ای، تأثیر مثبتی بر اشتیاق شغلی (847/2 CR=، 004/0P=)، اشتراک گذاری دانش (629/2 CR=، 009/0P=) و رفتار کاری نوآورانه (001/2 CR=، 045/0P=) دارد، اشتیاق شغلی، تأثیر مثبتی بر اشتراک گذاری دانش (998/72 CR=، 000/0P=) و رفتار کاری نوآورانه (305/3 CR=، 000/0P=) دارد و اشتراک گذاری دانش، تأثیر مثبتی بر رفتار کاری نوآورانه (152/8 CR=، 000/0P=) دارد. همچنین نقش واسطه اشتیاق شغلی در تأثیر عدالت رویه ای بر اشتراک دانش (220/0) و رفتار کاری نوآورانه (314/0) و نقش واسطه اشتراک گذاری دانش در تأثیر اشتیاق شغلی بر رفتار کاری نوآورانه (566/0) تأیید شد.
با پیشرفت های جدید شاهد نسل جدیدی از دانشگاه ها، تحت عنوان "دانشگاه هوشمند" خواهیم بود. بمنظور دستیابی به دانشگاه هوشمند، ضروری است دانشگاه با روشی هوشمندانه مدیریت شود و این مهم در سایه توجه به سرمایه های اجتماعی، شبکه دانش، محیط و زیرساخت هوشمند، محقق خواهد شد. از سوی دیگر مراجعه به نظام های بین المللی رتبه بندی دانشگاه ، یکی از روش های رایج برای شناخت اعتبار و جایگاه علمی یک دانشگاه می باشد و از این رو کسب رتبه های بالا و برنامه ریزی برای این منظور اهمیت بسزایی برای دانشگاه ها دارد. پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، یکی از نظام های رتبه بندی است که پایش متوزان تری از کلیه ابعاد یک دانشگاه نسبت به سایرین ارائه می نماید. در پژوهش حاضر، ارتباط ابعاد دانشگاه هوشمند با شاخص های این نظام ارزیابی با استفاده از نظرسنجی خبرگان به روش دلفی فازی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج، تأثیر قابل ملاحظه ابعاد دانشگاه هوشمند به ترتیب بر محورهای ارزیابی پژوهش، آموزش و وجهه بین المللی را نشان می دهد. از سوی دیگر مدیریت هوشمند، شهروند هوشمند و شبکه دانش دارای بیشترین تأثیر در حوزه پژوهش (با اهمیت ترین شاخص رتبه بندی ISC) هستند. به این ترتیب درصورت محدودیت منابع میتوان پیاده سازی دانشگاه هوشمند را از ابعاد فوق آغاز نمود، تا نتایج قابل ملاحظه و چشمگیرتری در رتبه بندی های بین المللی دانشگاه حاصل شود. توجه و حرکت سریع دانشگاه ها به سمت تحقق دانشگاه هوشمند ضرورتی است که نتایج آن حتی در رتبه بندی های بین المللی نیز قابل ملاحظه خواهد بود.
استخدام کارکنان"" در سازمانها بهتر است با دقتها و ظرافتهایی همراه باشد تا فردی انتخاب شود که برای سازمانها مفید و سودمند باشد؛ در غیر این صورت، پس از چندی نیروهای استخدام شده، دردسرآفرین شده و نهایتاً سازمانها را ترک خواهند کرد؛ یا هزینه های بیشتری بر سازمان تحمیل میکنند، و یا مدیران ناگزیرند برای جذب و استخدام نیروهای جایگزین باز هم متحمل هزینه های تازه ای شوند.
آیا میتوان هزینهی جذب تا استخدام کارکنان را کاهش داد؟ پاسخ به این پرسش، تمام نکات کلیدی است که در این اثر با دقتها و ظرائف، جزء به جزء عنوان شده است.
اثر حاضر، قدم به قدم مسیر مصاحبه را با تمام فراز و فرودهای آن تعیین میکند. فراتر از آن، چهار پرسش طلایی ارائه داده که مبنای سنجش رفتار است. بر پایهی پاسخهای داوطلب، هر یک از پاسخها را در قالب جواب نامناسب، جواب خوب، و جواب عالی ارزیابی میکند و به مدیران کمک میکند تا انتخاب شایسته ای داشته باشند.
به مدیرانی که تمایل دارند هزینهی جذب نیرو تا استخدام کارکنان سازمان خود را کاهش دهند، مطالعهی این اثر پیشنهاد میشود.