تأمین موقتی از اطلاعات مالی برای سرمایه گذاران مهم است، زیرا بر روی آنها تأثیر می گذاردتصمیمات سرمایه گذاری اسناد تحقیق قبلی، انتشار های اواخر درآمد، بازار را منفی می دانند زیرا می توانند ارزش افشای عمومی را در ارتباط با قیمت اوراق بهادار کاهش دهند و نابرابری را در میان شرکت کنندگان در بازار که دسترسی مشابه به اطلاعات خصوصی را به اشتراک نمی گذارند، کاهش دهد. بررسی رابطه بین بازخور گزارش های حسابرسی و حجم سرمایه گذاری مهم است، زیرا یافته های این مطالعه به شرکت های مدیریتی یکی از عواقب ایجاد یک شرکت را به اطلاع می رساند به طوری که ممکن است اقدامات مناسب را برای کاهش هر گونه عواقب ناخواسته انجام دهد. تاخیر در گزارش درآمد که به کیفیت ضعیف گزارشگری مالی به بازار نشان می دهد. این تحقیق بررسی تاثیر حجم سرمایه گذاری، توانمندی سود آوری و حجم دارائیهای شرکتها بر به موقع بودن گزارشات توسط حسابر س مستقل بررسی می کند. به طور خاص، ما بررسی رابطه بین حجم سرمایه گذاری، سودآوری و حجم دارائیهای شرکت با تجزیه و تحلیل عامل تجزیه و تحلیل گزارش حسابرسی و سه پراکندگی برای حجم سرمایه گذاری برای توسعه یک عامل فرصت سرمایه گذاری بررسی. سه پروکسی برای حجم سرمایه گذاری عبارتند از: دارایی به بازار (FIRMASS)؛ حقوق صاحبان سهام (MKTBEQ)؛ و اموال ناخالص، تجهیزات بوته و تجهیزات (PPEGT). از دست دادن، تغییر حسابرس و صنایع دستی به عنوان متغیرهای کنترل استفاده می شود. با نمونه ای از 100 از بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390-1395، ارتباط مثبتی بین اندازه اندازه و عقب ماندگی گزارش حسابرسی پیدا می کنیم. بین سودآوری با گزارش دهی گزارش حسابرسی منفی پیدا می کنیم. بین حجم سرمایه گذاری و گزارش حسابرسی رابطه وجود ندارد.
امروزه موفقیت در عملکردهای بازاریابی نه به عنوان یک علم بلکه به عنوان یک ارزش در جهت پیشبرد اهداف شرکت ها محسوب می شود که نیازمند شناخت محیط داخلی و عملکردی شرکت ها و اصلاح ساختارهای دارای مشکل می باشد. در واقع هدف این پژوهش بررسی تاثیر افشا نقاط ضعف داخلی بر ارزش برند و عملکرد برند شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود. دوره ی زمانی پژوهشی 1391 تا 1395 بود و در این بازه زمانی تعداد 73 شرکت بورس اوراق بهادار تهران از طریق حذف نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد، افشای نقاظ ضعف کنترل های داخلی بر ارزش برند در سطح خطای 1 درصد و بر عملکرد برند در سطح خطای 5 درصد تاثیر مثبت و معناداری دارد و باعث می گردد توانمندی های برند شرکت ها چه از نظر ارزش آفرینی و چه از منظر عملکردی همچون افزایش سهم بازار شرکت ها تقویت شود.
محافظه کاری با تأثیرگذاری بر میزان سود تقسیمی، سبب کاراتر شدن قراردادهای ضمنی منعقده بین گروه های ذینفع در واحد تجاری، به ویژه بین سهامداران و اعتباردهندگان، می گردد. با توجه به تئوری تضاد منافع بین مدیران و مالکان، ممکن است برخی از مدیران وادار شوند جریان های نقد آزاد را در پروژه های باارزش فعلی خالص منفی سرمایه گذاری کنند تا در کوتاه مدت برخی از منافع شخصی خود را تأمین نمایند. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین هزینه نمایندگی، جریان وجه نقد آزاد و محافظه کاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. این تحقیق به روش توصیفی- همبستگی انجام شده و از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه شرکت های پذیرفته شده درصنعت دارویی بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1398 تشکیل می دهند که تعداد 131 شرکت در تمام طول دوره تحقیق در بازار بورس فعال بوده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده های تحقیق از صورت های مالی شرکت ها استخراج گردیده و با استفاده از مدل های رگرسیونی به روش داده های ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از وجود ارتباط معنادار بین هزینه های نمایندگی و جریان وجه نقد آزاد با محافظه کاری دارد؛ و همچنین جریان وجه نقد آزاد بر رابطه بین هزینه های نمایندگی و محافظه کاری تاثیر دارد.
هدف این مقاله بحث کردن حول مشاهدات کلاهبرداری مبتنی بر حسابداری قانونی است، نویسندگان پیشرفت های اخیر این ادبیات را شناسایی کرده و به معرفی چندین معضل مهم که ارزش یادداشت دارد پرداخته اند. نویسندگان از روش تحلیل تفسیری استفاده کرده اند. پیام اصلی این مقاله این این است که کلاهبرداری پیچیده است و همین پیچیدگی کلاهبرداری می تواند تاثیر به سزایی در تحقیقات حسابداری قانونی کلاهبرداری بگذارد. حسابداران و محققان قانونی باید پیچیدگی کلاهبرداری را در رویه های خود دخیل کنند و در نظر داشته باشند بدون توجه به این موضوع که کدام یک از این ۵ روش، تجربی، آزمایشی، اکتشافی، تحلیلی و انتقادی را برای شناسایی کلاهبرداری پیش گرفته اند. این تحقیق به شناسایی مسائل و مشکلات اخیر در ادبیات کلاهبرداری میپردازد.
این مقاله به بررسی مجموعه مبانی نظری مربوط به نوآوری دیجیتال در سیستم های مدیریت دانش (KMS) برای شناخت نقش آن در مدیریت کسب و کار می پردازد. این پژوهش یک بررسی گسترده از ادبیات علمی در مورد این موضوع، برای درک اینکه چگونه نوآوری دیجیتال از طریق بهینه سازی دانش جدید، مدل های جدید کسب و کار را توسعه می دهد، ارائه می کند. نتایج نشان می دهد که تحقیقات منتشر شده در این زمینه مفاهیم جالبی را در مورد مدل های کسب و کار و عملکردکسب و کار ارائه می کنند. این یافته ها به ویژه ارتباط بین نوآوری و پایداری را برجسته می کند و نشان می دهد که ابزار تحول دیجیتال در طولانی مدت به فرآیند خلق ارزش کمک می کند. این تحقیق به ادبیات موجود در تحلیل موضوع KMS با در نظر گرفتن آن از دیدگاه فرآیندهای نوآوری دیجیتال و با اشاره به لزوم پیاده سازی خلق دانش جدید و به اشتراک گذاشتن اقداماتی که از رشد جهانی و فراگیر پشتیبانی می کند، کمک می کند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر نیاز به تأمین مالی برون سازمانی بر شاخص حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش روش توصیفی- همبستگی می باشد. نمونه پژوهش با استفاده از روش حذف سیستماتیک و با اعمال محدودیت ها، تعداد 180 شرکت طی سال های (1392 تا 1396) انتخاب شد. فرضیه ها با تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره داده های تلفیقی (تابلویی) مورد آزمون قرار گرفته اند. تجزیه وتحلیل اطلاعات جمع آوری شده و آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که نیاز به تأمین مالی برون سازمانی تأثیر معناداری بر شاخص حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت دارد ولی شاخص حاکمیت شرکتی تأثیر معناداری بر ارزش شرکت ندارد. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می گردد مدیران واحدهای تجاری چنانچه به دنبال عوامل مؤثر بر افزایش ساختار سرمایه می باشند، زمینه های تقویت کیفیت حاکمیت شرکتی را به صورت جدی در واحدهای تجاری تحت کنترل خود فراهم آورند؛ زیرا این امر موجب انتخاب ساختار سرمایه بهینه می گردد.
هدف: هدف پژوهش پیش رو، ارائه مدلی مناسب برای شناسایی و دسته بندی عوامل تأثیر گذار بر قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران و بیان راهکارهایی برای بهبود نقش اطلاعات حسابداری در بازار سرمایه است.
روش: در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی و ابزار مصاحبه استفاده شده است و به همین منظور تعداد 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان و صاحب نظران در حوزه بازار سرمایه انجام شده است. به منظور اطمینان از کیفیت پژوهش، فرایند اعتبارسنجی نیز در مراحل کدگذاری، تحلیل و تدوین مدل، صورت گرفت.
یافته ها: پس از شناسایی 21 عامل اثرگذار بر ارزیابی کیفیت گزارش های مالی از طریق مصاحبه با سرمایه گذاران، با توجه به این عوامل، راهکارهایی برای بهبود وضعیت قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران، بر مبنای نقش هر یک از عناصر فعال در بازار سرمایه، مطرح شد. در نهایت یافته های پژوهش در قالب مدل کیفی ترسیم و ارائه شد.
نتیجه گیری: سهمی که هر سرمایه گذار در فرایند کسب اطلاعات برای تصمیم گیری های اقتصادی به گزارش های حسابداری می دهد، به هدف سرمایه گذاری، سطح دانش مالی و درصد مالکیت وی بستگی دارد. انتظار می رود سرمایه گذاران خُردی که برای خرید سهام، از افق بلندمدت و دانش مالی کافی برخوردارند، کیفیت اطلاعات حسابداری را تحت تأثیر عوامل گوناگونی قیمت گذاری کنند. چهار گروه شرایط بازار سرمایه، وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور، ویژگی های خاص واحد تجاری و سویه های رفتاری سرمایه گذاران را می توان منشأ عوامل تأثیرگذار بر قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در نظر گرفت. قانون گذاران، دست اندرکاران تهیه گزارش های مالی و سرمایه گذاران، به عنوان عناصر اصلی بازار سرمایه، می توانند به کمک راهکارهای مختلفی که در این پژوهش ارائه شده است، در راستای بهبود وضعیت قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران گام بردارند.
هدف تحقیق حاضر شناسایی تاثیر نقش رفتارهای شهروندی سازمانی در بهبود رضایت مشتریان بانکی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مشتریانی است که از خدمات ارائه شده توسط بانک ملی ایران در سطح شهر تهران استفاده کرده اند. با توجه به جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد رفتار شهروند سازمانی مسعودی و همکاران (1399) و رضایت مشتریان مقدم و همکاران (1394) تنظیم شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ضرایب معناداری و ضرایب مسیر در نرم افزار PLS انجام شد. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که رفتارهای شهروند سازمانی با ابعادی از قبیل نوع دوستی، وجدان کاری، فضیلت شهروندی، جوانمردی و احترام در بهبود رضایتمندی مشتریان بانک ملی ایران نقش مثبت و معناداری می تواند داشته باشد.
قابلیت مقایسه صورت های مالی برای سرمایه گذاران و اعتباردهندگان از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که تصمیمات سرمایه گذاری و اعتباردهی آن ها مستلزم ارزیابی فرصت های پیش روی است و بدون وجود اطلاعات حسابداری قابل مقایسه، تصمیم گیری های استفاده کنندگان دشوار و تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. در این پژوهش سعی شده است رابطه بین قابلیت مقایسه صورتهای مالی و ساختار سررسید بدهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گیرد. پس از طراحی شاخصهای ارزیابی متغیرها، اطلاعات معاملات انجام شده در دوره پژوهشی پنج ساله ۱۳94 تا ۱۳98 از سازمان بورس اوراق بهادار و نرم افزار ره آورد نوین و سایت Codal.ir جمع آوری گردید. نمونه آماری مشتمل بر 223 شرکت می باشد که با روش حذف سیستماتیک انتخاب شده است که در مجموع 1115 سال - شرکت بودند. در این تحقیق برای بررسی فرضیات پژوهش از رگرسیون خطی و همبستگی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات تحقیق از نرم افزار Eviews استفاده شده است. آنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کلی آزمون فرضیه تحقیق می توان عنوان کرد، این است که بین قابلیت مقایسه صورتهای مالی و ساختار سررسید بدهی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج به دست آمده در این پژوهش با مستندات اشاره شده در چارچوب نظری تحقیق و ادبیات مالی مطابقت دارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین استراتژی های تجاری اعم از رهبری هزینه و استراتژی تمایز محصول با عملکرد مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به صورت تجربی بوده است. استراتژی تمایز با نسبت هزینه تحقیق و توسعه به فروش و استراتژی رهبری هزینه با نسبت فروش به کل دارایی ها سنجیده شده است و عملکرد مالی با استفاده نرخ بازده حقوق صاحبان سهام اندازه گیری شده است. همچنین، اهرم مالی، بازده دارایی، رشد فروش و اندازه شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی، وارد الگوی پژوهش شدند. نمونه پژوهش، مشتمل بر 110 شرکت در بازه زمانی سال های 1391 الی 1398 است. نتایج آزمون با استفاده از رگرسیون ترکیبی بیانگر این است که بین هر دو استراتژی تمایز و رهبری هزینه با عملکرد مالی ارتباط معناداری وجود داشته است، به نحوی که رابطه بین استراتژی تمایز و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام منفی و معنادار و ارتباط استراتژی رهبری هزینه و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام مثبت و معنادار بوده است.
ارتباطات یکی از مهم ترین عوامل توسعه و تعالی نیروی انسانی و عاملی حیاتی برای موفقیت هر سازمان به شمار می آید. اغلب از مدیریت به عنوان قلب سازمان و از جریان ارتباطات به عنوان جریان خون در سازمان یاد می کنند. اگر جریان ارتباطات با مدیریت مخدوش شود، پدیده سکته سازمانی ظهور می یابد. هدف این پژوهش تبیین و طراحی مدلی برای سکته سازمانی در سازمان های دولتی است. این پژوهش با استراتژی پژوهش کیفی و با روش نظریه برخاسته از داده ها انجام شده است و بر آن است تا مدل جامعی برای سکته سازمانی در سازمان های دولتی ارائه کند. یافته های این پژوهش حاصل مصاحبه با 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت دولتی است که به روش هدفمند انتخاب شده اند. از روش پایایی هولستی و روایی توصیفی برای تعیین روایی و پایایی پژوهش استفاده شده است. تجزیه و تحلیل های انجام شده در فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی 391 نکته کلیدی، 106 کدباز، 32 کد محوری، 5 کدانتخابی و 2 مقوله را نشان داد که منجر به ظهور مدل نهایی پژوهش شد. یافته های این پژوهش شامل مؤلفه های عوامل انسانی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری، عوامل فرهنگی و عوامل محیطی هست که عوامل مؤثر بر سکته سازمانی در سازمان های دولتی را تشکیل می دهند و همچنین پیامد های سکته سازمانی و راهبرد هایی برای کاهش پدیده سکته سازمانی شناسایی شد.
حکمرانی عرصه آزمون و خطا نیست؛ زیرا با سرنوشت مردم سروکار دارد. بنابراین، باید با نهایت دقت و ظرافت و محاسبات علمی صورت پذیرد. آنچه مردان سیاست در عمل می آموزند و به موجب آن، مستحق عبرت می گردند، مردان خط مشی در آزمایشگاه تجربه می کنند! همچنین، آنچه کشورهای عقب مانده در عرصه عمل و اجرای خط مشی، با هزینه های گزاف تجربه می کنند، کشورهای پیشرفته در آزمایشگاه خط مشی فرا می گیرند. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن پیامدهای اجرای خط مشی های عمومی ناآزموده و مقایسه آسیب های احتمالی گوناگون، با در نظر گرفتن امکان پذیری آزمون اولیه، آن ها در محیط آزمایشگاهی و پیشگیری از انواع هزینه های اجرای خط مشی های ناپخته، بر ضرورت اهتمام به آزمون خط مشی های عمومی، پیش از تصویب و اجرای خط مشی های عمومی، تأکید دارد. این پژوهش صرفاً به خط مشی های قوه مجریه می پردازد و تنگناهای آزمون خط مشی در آن را مدنظر قرار می دهد؛ تنگناهایی که موجب می شوند بسیاری از خط مشی های عمومی، به جای حل مشکل و مسئله زدایی از عرصه عمومی، به حوزه های مشکل آفرین و مسئله خیز جامعه تبدیل شوند.
امروز گردشگری از اهمیت بالایی در اقتصاد جهانی برخوردار بوده و از منابع مهم درآمدهای ارزی کشورها و برون رفت از مشکلات اقتصادی در صحنه های بین المللی، ملی، منطقه ای، ناحیه ای و محلی است. کلان شهر مشهد، به دلیل وجود بارگاه مقدس امام رضا (ع) و دارا بودن جاذبه های متنوع دیگر، پتانسیل و ظرفیت قابل توجهی در جذب گردشگران دارد. ازآنجایی که برنامه ریزی و ارزیابی صنعت گردشگری، مهم ترین بخش از فعالیت های گردش گری اس ت و بسیاری از محققین معتقدند میزان اثرات مثبت گردشگری بر جوامع به طول اقامت گردشگران وابسته است؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر سطح بندی عوامل مقصدمحور مؤثر بر جذب و ماندگاری گردشگر در شهر مشهد و ارائه الگوی ساختاری تفسیری و خوشه بندی این عوامل به منظور کمک به متولیان صنعت گردشگری در این کلان شهر در جهت برنامه ریزی مطلوب تر است. به منظور دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی بهره گرفته شده است. بدین ترتیب که نظرات خبرگان در ارتباط با سطح بندی عواملی که می توانند بر جذب و ماندگاری گردشگران در شهر مشهد مؤثر باشند، طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته و همچنین توزیع پرسشنامه جمع آوری شده و پس از تجزیه وتحلیل داده های حاصل و دستیابی به اشباع نظری، الگوی تعاملات عوامل حاصل با روش مدل سازی ساختاری تفسیری و خوشه بندی آن ها نیز با روش MICMAC انجام پذیرفت. نتایج نشان می دهد که عوامل «قانونی و دولتی» و «مدیریتی» به عنوان عوامل محرک تأثیر فراوانی بر عوامل «رفاهی»، «زیرساختی»، «اقتصادی»، «فرهنگی اجتماعی» و «بازاریابی» به عنوان عوامل پیوندی دارند.
در عصر حاضر، رشد و پایداری سازمان ها منوط به توجه مضاعف به کارآفرینی سازمانی و حرکت از مدیریت منابع انسانی سنتی به مدیریت منابع انسانی الکترونیکی به منظور سازگاری با فضای پویای کسب و کار است. این پژوهش از نظر پارادایم جزء تحقیقات کمی محسوب می شود و بر اساس هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها، جزء پژوهش ای توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل 42600 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در 59 اداره دولتی استان کرمانشاه می باشد. با توجه به جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای با اختصاص متناسب برای هر طبقه، 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، سه پرسش نامه استاندارد مدیریت منابع انسانی الکترونیکی، پذیرش سیستم های اطلاعاتی و کارآفرینی سازمانی بود. برای معین کردن روایی پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأیید استفاده گردید و همچنین با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی آن ها مورد تأیید قرار گرفت. داده های تحقیق با روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS تحلیل شده اند. نتایج نشان دهنده تأثیر معنادار و مثبت مدیریت منابع انسانی الکترونیکی بر دو متغیر پذیرش سیستم های اطلاعاتی و کارآفرینی سازمانی است. همچنین پذیرش سیستم های اطلاعاتی نقش میانجی در رابطه میان مدیریت منابع انسانی الکترونیکی و کارآفرینی سازمانی ایفا می کند.
امروزه سرمایه انسانی مهم ترین سرمایه هر سازمانی محسوب می شود و نگه داشتن کارکنان مستعد یکی از معضلات بزرگ مدیریت منابع انسانی در عصر رقابتی امروز است. هدف از این پژوهش طراحی مدل نگه داشت سرمایه انسانی مبتنی بر برند کارفرما بود. این پژوهش پژوهشی کاربردی است که از لحاظ گردآوری داده جزء پژوهش های پیمایشی محسوب می شود. مؤلفه های تأثیرگذار بر نگه داشت سرمایه انسانی با مرور پیشینه تحقیق و بررسی مراجع مرتبط استخراج شد و با استفاده از روش دلفی متغیرهای تأثیرگذار توسط خبرگان پژوهش غربال و تأیید شدند. خبرگان پژوهش 10 نفر از کارشناسان و مدیران و استادان دانشگاه بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند. پس از تأیید مؤلفه ها، از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای طراحی مدل و از تحلیل میک مک برای تحلیل مدل استفاده شد که به نظر می رسد با این روش برای اولین بار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل مختلف در نقش آفرینی برند کارفرما برای نگه داشت سرمایه انسانی تعیین شده است. با اجرای این روش 14 مؤلفه تأثیرگذار بر نگه داشت سرمایه انسانی در 5 طبقه دسته بندی شد. یافته های تحقیق نشان داد عواملی چون فرهنگ سازمانی، اعتماد سازمانی، ارزش های اصلی، و شرایط کاری انعطاف پذیر بیشترین تأثیرگذاری را بر متغیرهای دیگر دارند و با تغییر آن ها کل سیستم دچار تغییر می شود.
بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد، بخش جدایی ناپذیر از سازمان های دولتی است که هدف آن دستیابی به اجرای مؤثرتر و کارآمدتر مدیریت و بودجه ریزی عملکرد در راستای وظایف عمومی، کیفیت بالاتر خدمات عمومی، کاهش هزینه های دولت و کارکنان می باشد. لازمه اصلاح روند بودجه به سمت بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد، انتخاب نرم افزاری بر پایه برنامه ریزی استراتژیک، اندازه گیری عملکرد و همسو سازی با اهداف بلند مدت سازمان می باشد. نرم افزار بودجه ریزی بر مبنای عملکرد از معدود نرم افزارهای کمیاب موجود در کشور می باشد، از این رو عدم وجود معیارهای موثر در انتخاب نرم افزار ، سازمان های دولتی را با چالش هدر رفت حجم عظیمی از هزینه ها مواجه می سازد، لذا لزوم تدوین و اجرای موفقیت آمیز معیار ها در این سیستم می تواند با فراهم آوردن پایه ای برای انتخاب بهتر نرم افزار، بهره وری سازمان را بهبود، هزینه های مؤثر در بودجه را مدیریت و آن را تبدیل به مزیت رقابتی برای سازمان ها کند. این مقاله با مطالعه در ادبیات موضوع و ارزیابی نرم افزارها، معیارهای موثر بر سیستم نرم افزار بودجه ریزی بر مبنای عملکرد با رویکرد کیفی-کمی در قالب پژوهش توصیفی-کاربردی و مشارکت چند تن از خبرگان در فرآیند تعیین معیارها، 11 معیار اصلی و 46 شاخص استخراج شد. یک مدل مفهومی با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل سلسله مراتبی برای شناسایی، رتبه بندی، میزان اهمیت و تاثیرگذاری معیارهای نرم افزار ارائه شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است معیارهای تولیدکننده نرم افزار، بودجه، امنیت، گزارش گیری بودجه و عملکرد از بیشترین اهمیت و بالاترین تأثیرگذاری بر سایر معیارها برخوردارند. لذا جهت اتخاذ تصمیم بهینه و کمک به مدیران و سازمان ها در راستای بهبود عملکرد باید به این معیارها توجه ویژه ایی شود.
الگوی غذایی مدیترانه ای به عنوان یک مدل عالی از تغذیه سالم است. اصطلاح "رژیم غذایی مدیترانه ای (رژیم غذایی همراه با روغن زیتون)" توسط Ancel Keys در اوایل دهه 1960 ابداع شد و بر اساس شیوه های سنتی آشپزی مناطق روستایی جنوب ایتالیا (محل زندگی وی)، کرت، سایر مناطق یونان و سایر کشورها است. تفاوت های جغرافیایی در الگوی غذایی سنتی مدیترانه ای وجود دارد، اما همه آنها از روغن زیتون به عنوان چربی اصلی آشپزی استفاده می کنند. مزایای پیوستن به رژیم غذایی همراه با روغن زیتون برای پیشگیری از NCD نیز توسط دو آزمایش بالینی کنترل شده اثبات شده است. و در این مقاله به بررسی هر کدام از بیماری ها و پیشگیری و یا میزان کاهش این بیماری با استفاده از روغن زیتون درمانی پرداخته خواهد شد.
هدف پژوهش حاضر واکاوی پیشایندها و پیامدهای زنجیره تامین سبز و اولویت بندی پیشایندهای زنجیره تامین سبز است. جامعه آماری در بخش کیفی تعداد 167 مقاله مستند بود که در نهایت به 23 مقاله مرتبط با موضوع انتخاب شد و در بخش کمی 5 شرکت در صنعت قطعه سازی منتخب با روش نمونه گیری در دسترس10 نفر به عنوان خبره انتخاب شدند. داده ها با استفاده از هفت گام باروسو و ساندلوسکی در فراترکیب و روش بهترین- بدترین با استفاده نرم افزارهای مکس کیودا، اکسل، اس پی اس اس و لینگو تحلیل شد. پیشایندهای زنجیره تامین سبز در 3 مقوله (عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی و عوامل محیطی) و 8 کد محوری (عوامل مدیریتی، توانمندی نیروی انسانی، سیاست های مالی سازمان، ترویج فرهنگ سبز، فعالیت فعالان محیط زیست، تکنولوژی و دانش، دولت، مشتریان و بازار) و 37 کد باز، پیامدهای زنجیره تامین سبز نیز در 3 مقوله (پیامدهای اقتصادی، پیامدهای اجتماعی و پیامدهای زیست محیطی) و 6 کد محوری (مزایای مالی مستقیم، مزایای مالی غیر مستقیم، مزایای سازمانی، حفاظت از سلامت انسان، کنترل آلودگی ها، حفاظت از منابع) و 20 کد باز در استخراج گردید. اولویت بندی پیشایندها به ترتیب عوامل مدیریتی 167/0، سیاست های مالی سازمان 152/0، دولت 147/0، تکنولوژی و دانش 145/0، توانمندی نیروی انسانی 130/0، مشتریان و بازار 114/0، ترویج فرهنگ سبز 101/0 و فعالیت فعالان محیط زیست 044/0 ارائه شد. نتیجه گرفته شد که صنایع قطعه سازی می بایست با حمایت از عوامل سازمانی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی و همچنین پرداختن به مقوله فرهنگی و محیطی، فرایند مدیریت زنجیره تامین سبز را پیاده سازی نمایند.