تا زمانیکه ریسک سیاسی یک عامل مهم در محدود کردن جریانهای سرمایه باشد، می توان انتظار داشت که انتقال سرمایه به سرعت، قیمت بین المللی عوامل را برابر سازد. در جهانی که عدم تحرک نیروی کار خیلی زیاد است، مطمئنا تمرکز سیاستها روی انباشت سرمایه انسانی دارای اثر بالقوه زیادی خواهد بود.
سیاست «پرداخت در مقابل مصرف» یا «افزایش میزان تعرفه ها» در بسیاری از کشورهایی که درآمد متوسط یا کم دارند برای مواجهه با بحرآن های مالیِ برنامه های بهداشتی و درمانی مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله با هدف طرح مطالعات قبلی در این خصوص و ارائه نقدی جامع تر و روزآمدتر، به بحث یاد شده می پردازد. بخش نخست مقاله، به مطالعات منتقدانه در باب مباحث اصلیِ راجع به ارتقای بالقوه کارایی عدالت و توازن میان آن و «پرداخت در مقابل مصرف» معطوف است. چهارچوب نظری، توجه بیش تر به پژوهش های تجربی در زمینه تقاضای مراقبت های بهداشتی و درمانی در کشورهای در حال توسعه و ارزیابی منتقدانه این یافته ها است. مقاله سپس مباحث نظری اصلی را درباره نظام های پرداخت در مقابل مصرف تبیین کرده است. مباحث پرداخت در مقابل مصرف، در چهارچوب نظری، همراه با ارزیابی و نیز براساس آنچه درباره اثربخشی نظام پرداخت در مقابل مصرف به چشم می خورد و همچنین روش های معاف شدن از آن، در ادامه مقاله مورد توجه قرار گرفته است. آنگاه مؤلف به ارائه الگوی رفتار مورد انتظار بهداشتی و درمانی خانوارها با ارزیابی منتقدانه مطالعات گزینشی در مورد تقاضا و یافته های حاصل از آن می پردازد و ویژگی های اساسی و روش های آماری آن را توضیح می دهد و نتیجه گیری می کند.
همه ما در یک «محیط اطلاعاتی» زندگی میکنیم. از بُعد جغرافیایی این محیط شامل محیط اطلاعاتی جامعه عرب میباشد. مطالعه نشان میدهد که هیچ نظام مشخص و مدون اطلاعاتی در این محیط دیده نمیشود؛ از اطلاعات تولید شده، میزان آن، کیفیت و شکل آن ، اطلاعات کامل و صحیحی در دست نیست؛ پژوهشگران حوزههای مختلف شناسائی نشدهاند؛ موضوعات اساسی که باید برروی آنها پژوهش صورت پذیرد اولویتبندی نشده و زیرساختهای لازم برای تبادل اطلاعات فراهم نشدهاند. سیاستهای کلان ملی، منطقهای و بینالمللی در ارتباط با نظامهای اطلاعرسانی طراحی و طرحریزی نشدهاند و شبکة مناسبی برای ثبت و ضبط و تبادل اطلاعات به وجود نیامده است. در این مطالعه سعی شده است شمای کلی این محیط تحت مقولات فناوری، نیرویانسانی آموزشدیده و متخصص، زیرساختهای ارتباطی، مسایل مربوط به فرهنگ و توسعة فرهنگی، عوامل درون محیطی و برون محیطی، مسایل مربوط به بومیکردن و درونیکردن شبکهها، ارتباط دانشگاه با جامعه، آموزش و نظامهای اطلاعرسانی ترسیم شود.
این مقاله می کوشد پیشنهادها و طرح های دو حزب عمده ایالات متحده (دموکرات و جمهوری خواه) در مورد تأمین اجتماعی – که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 مطرح شده بود – و نقدهای طرفین بر طرح ها و دیدگاه های یکدیگر، را بررسی کند.این نوشتار ضمن تشریح ماهیت و دامنه مسأله و ترسیم چهارچوب مشخص برای ارزیابی پیشنهادهای اصلاحی مآلاً به ارزیابی طرح های جورج بوش و ال گور می پردازد. از نظر این گزارش ، بهترین امتیاز حزب دموکرات، «تأکیدهای شدید بر کاهش دیون» و بهترین امتیاز حزب جمهوری خواه، «تأکیدهای شدید بر ایجاد اندوخته های قبلی برای مستمری های آینده» عنوان شده است.نقاط ضعف پیشنهادهای حزب دموکرات نیز عبارتند از: «اتکای زیاده از حد بر مازادهای بودجه تأمین اجتماعی، فقدان هرگونه پیشنهاد برای کاستن از مستمری ها یا برای افزایش درآمدها از جهت تأمین کسر بودجه صندوق امانی تأمین اجتماعی، تعیین هدف های مالی و اقتصادی نامناسب، به قصد پرداخت بدهی های صندوق تأمین اجتماعی در آینده و ایجاد حساب های پس انداز جدید برای بازنشستگی بدون کاستن از تعهدات بدون پشتوانه نظام جاری».از سوی دیگر، نقاط ضعف پیشنهادهای حزب جمهوری خواه، موارد زیر عنوان شده است: «اتکای زیاده از حد به بازده سرمایه گذاری هایی که در حساب های جدید بازنشستگی شخصی به عمل خواهد آمد، فقدان هرگونه پیشنهاد برای کاستن از مستمری ها یا افزایش درآمدها برای تأمین کسر بودجه صندوق امانی تأمین اجتماعی، فقدان هرگونه هدف کلی روشن و مشخص، در نظر نگرفتن هزینه های انتقالی ناشی از ایجاد حساب های جدید بازنشستگی شخص با استفاده از بخشی از حق بیمه های کنونی ».